بر ماست که کاری زینبی کنیم
چکیده :بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل...
میرحسین موسوی، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، با نگارش یادداشتی ضمن مرور کوتاه فلسفه عاشورا نوشت: «حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در همین نوشته تاکید میکند که «دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند» و «دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود، با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد.»
موسوی این پرسش را مطرح میکند که «در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد؟»
موسوی از همراهان سبزاندیش خود درخواست کرده است «که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی که در این دیار به نام دین برپا شد را برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم.»
وی در پایان توصیه کرده است که همراهان جنبش سبز با شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنند.
به گزارش کلمه، متن کامل یادداشت میرحسین موسوی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون (فصلت، 30)
اینک بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرنها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشانترین نمونهی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنجهایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلتبار ترجیح داد. حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد. حسین (ع) میدید که باطل را لباس حق میپوشانند و حق را باطل جلوه میدهند. حسین (ع) میدید که این بار ارادهی قدرتطلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگهداشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که میتواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانهی ایستادگی در مقابل همهی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند.
حسین (ع) میدانست که ملات سنگهای کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقتخواهی است که به زوال آن میانجامد. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجیها و پاک کردن پلیدیها هویت مییافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانهی آزادیخواهی دانستند.
قرنها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگونشده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادیخواهی، عدالت و استقلالطلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعهای که در آن انسانها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همهی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال 1357 چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راههای اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمتآمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافیهایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود.
حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمرهی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایشها و نمایش زرادخانهها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمتآمیز مردمی قرن، پدیدار شد.
میلیونها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواستههای بیش از صدسالهی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردیاش در راه را آزموده بودند. در راهپیماییهای آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانههای دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل میشدند، خودخواهیها به دیگرخواهی، و منها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانهای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادیشان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همهجای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنهی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنجدیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدینگونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بیاعتقادی، که از سر درایت و آیندهبینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزلهی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک میسازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور میدیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و 22 خرداد نشان از همین هوشیاری دارد.
اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود میدانند، این بار به این خواستههای برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانهها در مقابل خواست اکثریت صفآرایی کرده بودند، زهرآگینترین تیرهای تهمت و افترا را به سینهی مردمی که خواهان تغییر بودند، رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند تا مطالبهی حق مسلمشان در احترام به رأیهایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.
به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینهی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشاندههای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دستنشاندهی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابنزیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آّب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود.
همراهان سبزاندیش. دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند و بسیاری از شما در این روزها میپرسید چگونه میتوان با این همه سیاهکاریها که به نام دین انجام میشود، جوانان روشن ضمیر این مرز و بوم را از امواج پیدرپی دینگریزی نجات داد؟ پاسخ این همراه کوچک شما این است که دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دینداری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان بهدر کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همهی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بیسابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیدههای عادی تلقی شوند؛ و در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد. و او که شاهد مظلوم انبوه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گستردهی دروغ در همهی صحنههاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزشهای اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او اکنون به جای چهرهی اصلی دین که چهرهی محبت رحمانی است، با چهرهی عبوسی که جز خشونتورزی و تحکم، زبان دیگری ندارد، روبهروست. او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدانگونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته میشود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض میشود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان میرود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار میگیرد، ماجراجوییهای بیخردانه در سیاست خارجی باب میشود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصههای سوداگری و مالاندوزی در میآورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمیشود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمیتابند.
بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گرانقدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفهی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.














در خراب اباد شهر بی طپش نعره یک شیر می اید به گوش
زير بار ستم نمي كنيم زندگي…جان فدا مي كنيم در راه آزادگي……….واي حسينم…واي حسينم…بابام از زمان انقلاب اين رو تعريف مي كرد…پارسال عاشورا من اين رو مي خوندم و مردم سينه مي زدن…اونقدر شلوغ شده بود كه حمله كردن….بابام مي گفت عاشوراي 57 كسي رو نكشت ديكتاتور سابق…اما پارسال حمله كردن…بابام سرش 11 تا بخيه خورد…ما همه كتك خورديم…بابام مي گفت عاشورا حرمت داره…ولي اينا خون ريختن…به خدا من ديدم خون ريختن…فرداش هم فيلمهاش اومد…چند نفر رو شهيد كردن…عاشورا…روزي كه فرياد مي زنه خون بر شمشير پيروز است…
ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم …… همه با میرحسینیم
آقای موسوی اعتقاد دینی را در من زنده نکرد ولی در من انقدر احترام نسبت به دین و روحانیت واقعی و مردمی آفرید که به این باور رسیدم که دنیا بی دین نمیشود!
زنده باد موسوی
درود خدا بر حق طلبان در تمامی زمانها و تمامی مکانها کل یوم عاشورا کل عرض کرببلا
مهندس قربونت برم باور کن باید امد میدان بد دلان نفرت پرستان خدا فروشان با پول نفرت و مشتی مزدور تا وقتی حمع نشده ایم قادر به هر کاری برای ماندن در میان مدت هستند اما اگر همت باشد اگر جمع باشد همه جمع خدا فروشان شکم باره و زن باره کاخ نشین به ماهی فراری خواهند شد
منهدس جان با سلام و صلوات و استعاره نمیشود با فرعون روبرو شد دستگاه جهنمی او ناچار باید تا ته خط بود چون میداند قتل های بسیار جنایات بیشمار مرتکب شده اما با زور مردم به سرنوشت شوم حود دچار خواهد شد مشتی عراقی بر مردم مستولی شده اند که ایران برایشان به اندازه پشیزی ارزش ندارد باید برنامه داشت اجتماه داشت دفاع کرد هزینه داد مگر ممکن هست همه را زندان ببرند همه را اعدام کنند ای ننگ بر دوزغ گو خدا فروش فرعون تر فرعون بخدا یزید بسیار شرف دارد نسبت به این ارازل خدا فروش
دوست سبز عزیز چرا عادت داریم هر کجا با مشکل و انحرافی روبرو میشویم فرافکنی میکنیم مگر نه اینکه اسلام حقوق بشر ارزشهای اخلاقی علوم و مسائل اینچنینی مبانی وارزشهای جهانی نیستند . پس چرا اگاهانه ویا بدون اگاهی خود را با افکار فاشیستی خود را نابود میکنیم . ما باید پیاممان را به همه ملت ها برسانیم و رابطه ای نزدیکتر و همسو اب ارزشهای مشترک ایجاد کنیم . که این بی شک در تضعیف استبداد در داخل وخارج کمک و در شکوفایی گفتمان ازادی وازادگی وجنبشهای دموکراسی کمک میکند . با تشکر از تو دوست عزیز سبز پایدار باشی
منم جوانی هستم 23 ساله
2 چیز در این چند سال فهم خود فهمیدم.
1- اینکه نظام جمهوری اسلامی بنا بر کدام دلیل و عقل از خود نایب امام زمان ایجاد کرده.
2- دوم اینکه اگر نایب امام زمان این باشد. به هیچ عنوان دین اسلام + امام زمانش را قبول ندارم …. این همه در هر تریبون بجای دفاع از مظلوم من را که ساکن قم هستم را دست نشانده آمریکا و فتنه گر قلمداد میکند.
آیا او خود فتنه نیست.
سید عزیزم، خدا قوت، روی امام رو سفید کردی…
نمی دونم با خوندن این بیانیه ی بی نظیر که فریاد می زنه نویسنده اش کسی هست که ایران و اسلام، باور های دینی و باور های ملی رو شناخته، چی کار باید بکنم. کاش من اولین نفر بیانیه رو می دیدم که اولین کامنت مال من می شد بعد همه احساسم رو فریاد می زدم.
میر حسین عزیزم، ما سبز باوران خط امام، بند به بند و کلمه به کلمه این بیانیه رو با گوشت و پوستمون درک کردیم و شما رو آخرین امیدمون برای حفظ انقلاب و اسلام و پاسداری از خون شهدا می دونیم.
تا آخرین نفس ایستاده ایم…..
فقط یه جمله : سلام و درود بر مهندس موسوی عزیز
مگر فراموش کرده ایم که اگر کسی ادعای نیابت امام یا واسط ارتباط امام زمان بودن داشت حکمش چیست؟؟
درود بر میر حسین
مهندس موسوی عزیز
چنان که آغاز کردیم تا پایان نیز بر همان خواهیم بود و صبح دور نیست…
عهد ما با تو نه عهدی که تغیر بپذیرد * بوستاننیست که هرگز نزند باغ خرانش
و تکیه ما بر قادر متعال است ان شاء ا…
این چکیده زیبایت به وجدان قسم در تاریخ ثبت خواهد شد و نوادگان ما تو را به نیکی یاد خواهند کرد. ای (میر حسین موسوی)
salam bar mir hossein
سيد دوستت داريم…خدا حفظت كنه
صداي اسلام ناب تو را همه جا فرياد مي زنم
گر کسی با ریختن خون نایب منجی شود هرمله نیز بایستی نایب خدای یکتا شود
با نام ویاد خداوند یکتا
سلام وخسته نباشید خدمت شما یاران سبز،آرزومندم هر جا وهر زمان پیروز باشید.
پیام آقای موسوی را خواندیم با گوش جان ،وظیفه هر ایرانی قطعأاطلاع رسانی صحیح در جهت
حرکت رو به تعالی و کوبیدن بر طبل رسوایی این رژیم زر زور تزویر میباشد ، امید به روزی که دین
در قلب مردم وسیله ای برای آرامش روح و جان باشد و نه در بازار مکاره چوب حراج بَرَش زنند.
درود فراوان بر تمامی کسانیکه قلبشون برای بهبود حال این جماعت ماتم زده میتپد.
من اگر برخیزم تو اگر بر خیزی همه بر میخیزند
رییس جمهور عزیزم ؛ ما فرزندانت تا نفس آخر کنار توییم . این را به روح پاک سهراب مظلوم قسم می خورم
سلام بر ریس جمهور منتخب ملت ایران و همه کسانی که برای عزت و سر بلندی ایران به او رای دادند. پیام من به کسانی است که تصور میکنند باید میر حسین رهبرشان باشد.تا بتوانند مبارزه کنند و یا ا ینکه مسئله ما تقلب در انتخابات است . موضوع مهمتری امروز مطرح است و ان به انحراف کشیده شدن انقلاب و جنبش است . بنابراین همه وظیفه داریم بدون هیچ چشمداشتی مانند میرحسین و امثالهم به اگاه بخشی هم کمک کنیم و امروز بحمدالله انسانها ی زیادی جان بر کف و مخلصانه دراین راه جلوداری می کنند . وهمه ماهم باید زینب گونه برتلاشهایمان بیفزاییم و خداوند وعده پیروزی داده . سرنوشت صدام افلقی نوید می دهد ان روز روز نزدیک است. انشاالله.
ممنون از میرحسین :)
یا حسین میر حسین
ما تل آخرش هستیم
تنها چاره کار، جدایی دین از سیاست هست. نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر.
والا آقای میرحسین عزیز دارم شک می کنم که نکند اسلام همینی باشد که آقایون اجرا می کنند!
توهین به دین آلوده به سیاست اجتناب ناپذیر است مخصوصا در این وضع موجود که کاملا این دو مقوله مخلوط شده اند.
پس: نسل ما آریاست، دین از سیاست جداست.
به نظر من باید مثل سال قبل برای تمام شهر ها مسیر راه پیمایی اعلام کرد.
ما جنبش سبزیم ؛ ما بیشمارانیم ! پیش به سوی عاشورا . آزادی همین نزدیکی است
من اگر بر خیزم تو اگر برخیزی همه بر میخیزند.
عاشورای امسال نابودی یزید زمان .
ميرحسين عزيز خيلي دير شده
ظلم ودروغ به نام اسلام با صحبت درست نمي شود.
اينها چه ميکنند با دين که تنها دلخوشي مردم عادي بود؟؟
دين معني خود را به سياست کثيف آقايان داد و از همه بدتر اينکه آنها مسول خدمت به مردمند ولي اين چنين دروغ مي گويند و حق را مي کشند.
خدايي که من به او اعتقاد دارم بدون تعصب به هيچ ديني،آنها را جز بدترين انسانها خواهد گذاشت
آیا نایب امام زمان عج خون مردم مسلمان کشور را ولو مقصر ولو بی بصیرت بدست نیروهای نظامی خود مباح میداند
این روش امام زمان عج است یا روش حسین بن علی ع است
آیا هرکس به این ولی انتقاد مودبانه بکند جایش در زندان است ( شما را ارجاع به نامه های مودبانه و دلسوزانه آقای نوری زاد رزمنده و جهادگر و هنرمند متعهد میدهم و به احوالش در این روزها در زندان و عزیزان دیگر) این روش مولای متقیان است ؟
تمام سعیم رو می کنم تا به آنچه که تکلیفم کردی عمل کنم.
میر حسین عزیزم. چندی ست که از پدرم دورم و حکمت نبوده که ببینمش ولی وقتی تو حرف می زنی جای خالی پدرم برایم پر می شود. امروز مانند هر جمعۀ دیگری در غربتِ تنهایی و دلگیری و دلشوره، دلم را آرام کردی. حسین (ع) نگهدارت باشد
یا حسیـــــــــــن …. میر حسیـــــــــــــن
مردم ایران برای پیروزی باید آگاه شوند. کورکورانه پیش رفتن نتیجه اش ایران امروز است . بدون شک ” چشم اسفندیار استبداد آگاهی است “. اگر آگاهی بود دیکتاتوری معنا نداشت.بروید بررسی کنید در دنیای امروز هیچ کشور آگاهی دچار دیکتاتوری نیست. جهل و دیکتاتوری لازم و ملزوم یکدیگرند. مرحوم مهندس بازرگان موقع پیروزی انقلاب حرف بسیار زیبایی زدند. ما یک دیکتاتور را بیرون کردیم از االان باید یک فکری به حال 36 میلیون دیکتاتور دیگر بکنیم . امروز هم …
یکی از مشکلات فرهنگی ما ایرانی ها، شخصیت پرستی و تملق گویی است. این امر هزاران مشکل دیگر را به همراه می آورد . نگاهی کوتاه به دیدگاه هایی که هموطنان در انتهای یادداشت مهندس موسوی نوشته اند، این ادعای مرا در مورد شخصیت پرستی و فرد پرستی ما ایرانی ها ثا بت میکند. فردپرستی و تملق است که امر را بر دیکتاتور ها مشتبه میکند و دیکتاتور کم کم به این باور میرسد که این چاپلوسی ها و تملق ها شاید در مورد وی درست باشند . ….
مهندس موسوی از حسین و از نبرد او برای حفظ اسلام قلم فرسایی کرده است. هموطنان میتوانند برای پی بردن به واقعییت و حقیقت امر به کتاب “شهید جاوید ” نوشته “آیت الله ” صالح نجف آبادی مراجعه نمایند. البته اگر بتوانند این کتاب را در کشور امام زمان و ولایت مطلقه فقیه گیر بیاورند !
بنام خدای خمینی(س)
“امام حسین(ع) و عاشورا حقیقتی غیر قابل انکار!”
اولا: که مردم ما به دنبال اسطوره سازی نیستند بلکه این افراد هستند که اصولا اسطوره میشوند و مورد علاقه مردم!همین الان شما میتوانید میزان ارادت به دو رهبر جمهوری اسلامی، یعنی حضرت امام(س) و آقای خامنه ای را به بوته این امتحان بگذارید تا متوجه خبط و اشتباه خود شوید!و میرحسین نیز از آن جمله است!میرحسین چون اصولا صاحب فضایلی است که کمتر سیاستمداری به آن آراسته است، همچون امام(س)، مورد علاقه این مردم قرار گرفته است!
ثانیا: قیام عاشورا نه تنها برای ما که برای همه الگوست!در بسیاری از نقاط جهان از گبر و بت پرست و هندو و ….علاقه و عشق به امام حسین(ع) بنابر فطرت پاک بشری بصورت نهادینه است و اینکه شخصیتی چون میرحسین از امام حسین(ع) قلم بزند و مورد انتقاد شما قرار بگیرد، این دیگه از اون حرفاست!
ثالثا:ماجرای کتاب آیت الله صالح آبادی مورد نقد بسیاری از علما از جمله شهید مطهری قرار گرفته است که شما با یک سرچ ساده در گوگل میتوانید به آن برسید و جوابهای کاملا متقن و مستدلل را بخوانید!راستی شما آیا ولایت فیقه را قبول دارید؟اگر ندارید محض اطلاع جنابعالی میگویم که نویسنده کتاب شهید جاوید این اصل را بطور کامل قبول دارد. در ضمن کتاب شهید جاوید براحتی در دسترس است و میتوانید خیلی راحت آنرا دانلود کنید!خداوند همه ما را به راه اهل بیت(ع) مکرم نبی (ص) هدایت فرماید!
بنام الله درهم کوبنده ظالمان ومستکبران
میرحسین عزیزم : آنگاه که کودکی بیش نبودم عکست را در آلبوم برادر شهیدم دیدم ناخودآگاه عاشقت شدم ، عاشق صفا ویک رنگیت ، عاشق پاکی وساده گیت، وآنگاه که امام راحل خمینی عزیز مانند کوهی در برابر مخالفانت ایستاد وبرای چندمین بار مهر تایید بر سالم بودنت ، عالم بودنت ، و………زد عاشق تر شدم . وقتی کمی بزرگتر شدم وتوانستم درجنگ با استکبار حضور یابم باز هم عکست را دیدم اما نه درآلبوم عکس ، بلکه در سنگر جبهه وجنگ ، عکست درکنار عکس اماممان خمینی کبیر زینت بخش دیوارهای خاکی سنگرمان بود اینبار عشق تو نه فقط در فکر وذهنم بلکه درجانم رخنه کردخیلی دوست داشتم از نزدیک ببینمت ولی دریغ که این سعادت تا به امروز نصیبم نشده ، وقتی پای درمیدان رقابت برای امر ریاست جمهوری گذاشتی با آن همه عشقی که در وجودم رخنه کرده بود برای مدتها کار وبارم را کنار نهاده وعاشقانه در ستادهای انتخاباتیت به امید پیروزی قدم نهادم وهرآنچه که درتوانم بود در طبق اخلاص نهادم تا همپای اکثریت هموطنان عزیزم که هم فکرم بودند برای پیروزیت هرآنچه که درتوانم بود بکار گرفتم ولی دریغ که نمی دانستم فرجام کار چه خواهد شد بعد از حوادث تلخ انتخابات مظلومیتت بر تمام دنیا آشکار شد حال ما مانده ایم وکوهی از تاسف وتالم . ما مانده ایم و انبوهی از تهمت های ناروا ونابجا که به سوی تو نشانه رفته اند ، مامانده ایم و فرزند خلف خمینی عزیز . ما مانده ایم و عده ای مقام پرست و دنیاجو که برای حفظ مقام دو روزه دنیا از هیچ گونه انگ وافترایی نسبت به تو دریغ نمی کنند . ولی بدان همانگونه که عزیزانمان را برای تحقق این نظام مقدس هدیه کردیم . همانگونه که در آن وانفسای جبهه وجنگ وبا سن کم درمقابل دشمن تابه دندان مسلح ایستادگی کردیم وهیچ نهراسیدیم اینک نیز تا پای جان درکنارت هستیم وخواهیم ماند تابدانی وقتی تو از همه چیز وهمه کس خود برای احقاق حق این مردم گذشتی وقتی آبروی خود را برای زنده کردن سیره امام عزیزمان برطبق اخلاص نهادی وهیچ نهراسیدی مال که هیچ جانمان را نیز برایت درطبق اخلاص می گذاریم تا ثابت کنیم که موسوی بعدازخدا ومقدساتمان همه چیز ماست پس بمان که پشتیبانت هستیم . خدا را قسم می دهم به خون پاک شهدای این ماه ، خون پاک شهدای جنگ تحمیلی وخون پاک شهدای جنبش همیشه سبز ایران شر دشمنانت را به خودشان برگرداند.آمین یا رب العالمین.
((بسیجی سابق ، برادر شهید وعضو کوچک جنبش همیشه سبز ایران))
در پاسخ به کسانی که ادعا می کنند میر حسین موسوی در مورد تقلب اشتباه کرد فقط به همین بسنده کنیم که مردم خود اگاه هستند ، نیاز به گفتار هیچ شخصی نیست . خودبخود در صحنه ظاهر می شوند و از حق خود دفاع می کنند ، مردم ما مثل حاکمان امروزی خود متوهم نیستند !
درود بر میر حسین موسوی و جنبش سبز ایران و خسته نباشید به جنبش سبز دانشجویی به خاطر مراسم 16 اذر
با سلام
پدر عزیزم میر حسین
حقا که حسین این زمانه تو هستی و بهترین شاگرد مکتب حسین (ع)
امام مظلومان امام پاکان امام معترضان امام راستگویان امام مهربانان امام عابدان درگاه توحیدی امام حیات و نجات 1400 سال است که زنده است او گواه است او شاهد است بر ما و بر انچه که بر ما میرود و او شاهد است بر یزیدان همه دوران پس از خود .ای خداوند ما بر انچه که تو از ما خواسته ای مومنیم همچو سالار شهیدان حسین .کودکی را با سرود غم انگیز و مهیج حسین حسین در تکیه ها و مساجد سر کردیم.و اکنون بزرگ شده ایم و باز میگوییم حسین حسین .غمگین و اگاه .مقایسه معرفتی که جای هیجان کودکی را گرفته. ان روزها حسین را با قلبهایمان میشناختیم و امروز با اندیشه و قلب . ان روز ما را با رسالت قیام او کاری نبود و با مقایسه رفتاریی او زیستن کار کودکانه ای نبود .اما امروز خویشتن را با معیار او میسنجیم و برای شناختن یزید زمان نیز از او مدد میجوییم. او به ما مسئولیت اگاه بودن از زمان خویش را اموخت او به ما اعتراض علیه کاستیها را اموخت او به ما مقاومت در راه اعتراض را اموخت او به ما فداکاری در راه اعتراض را اموخت .حادثه عاشورا حقیقتی ایست بر پیشانی تاریخ وپدید اورندگان ان معلمان بزرگ اعتراض انسان علیه
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
نمیدانم این چه سری ست که هر موقع کلامی از میرحسین میشنوم یا می خوانم، حس خاص و دوست داشتنی ای به من دست می دهد. خدای بزرگ نگهدارت باشد ای میرحسین عزیز من.
اللهم فک کل اسیر.
رسانه ماییم – ما بی شماریم
یا حسین – میرحسین
دوستان سبز عزيزهمين حالش هم ما پيروزيم دورود بر شما مرحبا.
bad az 30 sal dori az watan hichmoghehe inghadr fekr wetan we hamwatanan zabz andish nebodem,kheilie az iranihaie kharej az keshwar anghadr watan parast we sabz hastand, ke hameh be infekr hastim chegoneh sabzandishan watan ra komak konim! Arezoie ma azadie watan az dast mortajean we jazidian zaman mibashad! Dorod ber Sabaz andishan, ma bi shomarim
dolate kudeta estefa estefa
امید وارم برای روزی که ایران رو اون جور که تو تصورات و خیالمون هست ببینم
با امید به اون روز که حتی تحقق این ارزو نیاز به ریخته شدن خون یا حرمت کسی نباشه
چرا که این اصلا خوب نیست .
کاش حرفای همدیگه رو میفهمیدیم
یاحسیییییییییییییییییییییین
میرحسیییییییییییییییییییین
خمینی(ره)کجایی…میرحسین تنها شده
عزيزم مير حسين بحمدلله تنها نيست
اين ظالم ها هستند كه تنهايند
عالی بود،هر چند بار بخوانم سیر نخواهم شد…عالی بود
درود بر میرحسین
درود بر همه ی انسان های آزاده وبه امید آزادی زندانیان دربند یزید زمان
سلام و درود بر مرد ايستادگي و استقامت درست است که به نظر من دين امريست خصوصي ولي ما بايد ياد بگيريم که به عقايد هم احترام بگذاريم . ممنونيم از شما که شجاعانه حقايق را بيان مي کنيد و مشکلات جامعه را در يادداشت هايتان مي گوييد.
روح تمام شهداي آزادي شاد
میر حسین عزیز ای روشنفکر فداکار زمان ما, ای معترض مسلمان. دوست دارم بسیار ستایشت کنم اما میترسم این ترس تاریخی را بر من ببخش .پیام آگاهی بخش و اعتراضی شما هیچ کم و کسری از پیام سالار شهیدان امام حسین ندارد .برایتان دعا میکنم تا قلبتان آرام گیرد . پروردگارا دشمنان میر حسین را از ریختن خون بی گناهان بترسان .زندگی آنان را با زلزله وحشت بلرزان .خوابهای آنان را با کابوسهای دهشت انگیز آشفته کن .عقلهایشان را پریشان گردان.اندیشه شان را بی ثمر و عملشان را بی اثر گردان .ای خداوند صفوف آنان را پراکنده کن .شرشان را به خودشان باز گردان .زهر پشیمانی را به کامشان بچشان .استفاده ابزاری از قرآن را برایشان حرام گردان .برکت معنویعت اسلام را از انان بستان .نام والا و مقدس خود را از زبانهایشان بر چین .پروردگارا دشمنان او اندکند اما بی شرم, بی ابرو ,بی ایمان, بی مسئولیت ,همه امکانات عمومی را به حرام تصاحب کرده وعلیه او به کار بسته اند .صدا, سیما, روزنامه, مجله ,اینتر نت, مسجد, دانشگاه, مجلس, وزارت, ریاست, ولایت .ای خداوند دوستداران او بسیارند همچو ستارگان اسمان .ای خداوند به ما شایستگی دفاع از او را ارزانی دار به ما شهامت باز ستاندن امکاناتمان را که در راه حرام استفاده میشود را اعطاء فرما
“با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم “سلام مهندس عزیز
“چطور می توانیم در مراسمی شرکت کنیم که مداحان و بر منبر رفته هاشان بر طبل جنگ می کوبند عزیز ترین فرزندانشان و رهبرانشان را فتنه گر می نامند کاش راهی نشان دهید تا در این مراسم حضور سبز خود را دوباره نشان دهیم
حسین نگهدارت باشه ای بنده خوب خدا
یاحسین میرحسین
هر کس این متن رو خونده سریعا به ۱۰ نفر ایمیل بزنه
Dorood be sharafet ke haras az habs va hatta marg nadari. parsal nazdikanat ra ba shelike mostaghim koshtand, dorood be sharafe nazdikan va aghvamat ke oou ra ghorbaniye jonbeshe sabz danestand
یه دوته ای مهندس.امشب تو هیات کلی دعات کردم
ما تا آخر ایستاده ایم. ّباطل زوال شدنی ست.
با سلام
پدر عزیزم میر حسین .
حقا که حسین این زمانه تو هستی و بهترین شاگرد مکتب حسین ( ع )
کسی که دستور ریختن خون مردم را تو روز 29 خرداد داد هیچ وقت نمیتونه حتی یار امام زمان باشه چه برسه به نایب امام زمان
دورود بر تو ای رئیس جمهور سبز و محبوبمان