بر ماست که کاری زینبی کنیم
چکیده :بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل...
میرحسین موسوی، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم، با نگارش یادداشتی ضمن مرور کوتاه فلسفه عاشورا نوشت: «حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد.»
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در همین نوشته تاکید میکند که «دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند» و «دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود، با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد.»
موسوی این پرسش را مطرح میکند که «در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد؟»
موسوی از همراهان سبزاندیش خود درخواست کرده است «که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی که در این دیار به نام دین برپا شد را برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم.»
وی در پایان توصیه کرده است که همراهان جنبش سبز با شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنند.
به گزارش کلمه، متن کامل یادداشت میرحسین موسوی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون (فصلت، 30)
اینک بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرنها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشانترین نمونهی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنجهایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلتبار ترجیح داد. حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازماندهی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیتطلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد. حسین (ع) میدید که باطل را لباس حق میپوشانند و حق را باطل جلوه میدهند. حسین (ع) میدید که این بار ارادهی قدرتطلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگهداشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که میتواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانهی ایستادگی در مقابل همهی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند.
حسین (ع) میدانست که ملات سنگهای کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقتخواهی است که به زوال آن میانجامد. حسین (ع) میدانست که در این راه چه رنجهای بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصرهی تنگناها و بیحرمتیهای پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلتبار یا ایستادگی برای حقخواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجیها و پاک کردن پلیدیها هویت مییافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانهی آزادیخواهی دانستند.
قرنها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگونشده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادیخواهی، عدالت و استقلالطلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعهای که در آن انسانها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همهی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال 1357 چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راههای اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمتآمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافیهایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود.
حاکمان مستبد آنچنان در حلقهی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترکخوردنهای فزایندهی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرتهای ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایهی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانهی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمرهی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایشها و نمایش زرادخانهها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمتآمیز مردمی قرن، پدیدار شد.
میلیونها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواستههای بیش از صدسالهی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردیاش در راه را آزموده بودند. در راهپیماییهای آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانههای دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل میشدند، خودخواهیها به دیگرخواهی، و منها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانهای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادیشان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همهجای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنهی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنجدیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدینگونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بیاعتقادی، که از سر درایت و آیندهبینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزلهی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک میسازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور میدیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و 22 خرداد نشان از همین هوشیاری دارد.
اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود میدانند، این بار به این خواستههای برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانهها در مقابل خواست اکثریت صفآرایی کرده بودند، زهرآگینترین تیرهای تهمت و افترا را به سینهی مردمی که خواهان تغییر بودند، رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بیسابقهی مردم از شیوههای معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأیگیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزیشان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهرههای فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمتجویانه به خیابانها ریختند تا مطالبهی حق مسلمشان در احترام به رأیهایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.
به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پلها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بیدفاع آنان گذشتند، سینهی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بیشرمانه عکسالعمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانههایشان، شورش دستنشاندههای استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دستنشاندهی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابنزیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آّب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود.
همراهان سبزاندیش. دین و دینداری در این روزها دوران سختی را میگذراند و بسیاری از شما در این روزها میپرسید چگونه میتوان با این همه سیاهکاریها که به نام دین انجام میشود، جوانان روشن ضمیر این مرز و بوم را از امواج پیدرپی دینگریزی نجات داد؟ پاسخ این همراه کوچک شما این است که دینگریزی هنگامی زمینهی گسترش پیدا میکند که دینی که ترویج میشود با بدیهیترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دینداری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان بهدر کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همهی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بیسابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیدههای عادی تلقی شوند؛ و در چنین شرایطی، یک جوان چگونه میتواند تشخیص دهد اینهمه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبونهای رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی میشود، ربطی به اسلام ندارد. و او که شاهد مظلوم انبوه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گستردهی دروغ در همهی صحنههاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزشهای اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او اکنون به جای چهرهی اصلی دین که چهرهی محبت رحمانی است، با چهرهی عبوسی که جز خشونتورزی و تحکم، زبان دیگری ندارد، روبهروست. او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدانگونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته میشود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض میشود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان میرود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار میگیرد، ماجراجوییهای بیخردانه در سیاست خارجی باب میشود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصههای سوداگری و مالاندوزی در میآورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمیشود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمیتابند.
بر ماست که در این دوران بحرانزده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهرهی فطرتپسندانهی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه میداند یا از طریق رسانههای تحریفگر رسمی و یا از طریق روایتگران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانهی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گرانقدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفهی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسهی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.














اگه مردم جدایی دین از سیاست رو بخوان چی؟
افرين به شما دوست عزيز كه اين نكته مهم رو گفتيد خانه از پاي بست ويران است هموطن هيچ فرقي بين موسوي و احمدي نژاد نيست مگر خاتمي با هاشمي چه فرقي داشت؟
اگر میر حسین با احمدینژاد فرقی نداشت مردم دیوانه بودن که همه متحد بشن تا احمدی نزاد رو کنار بذارن اون حماسه رو خلق کردن و برای گرفتن رایشون اون همه کشته دادن و هنوزم که هنوزه پای رایشون موندن و کوتاه نیومدن ؟اگه میر حسین با محمود فرق نداشت فردای انتخابات و کودتا همه چیز تموم شده بود .یا اصلا کودتا نمیشد
شما احتیاج شدید به عینک دارید!
خوب تازه میرسیم به همین نقطه ای که الان هستیم شما فکر میکنید در حال حاضر دین از سیاست جدا نیست ؟ سیاست از دین چطور؟ من مطمئن هستم با اجرای تمام و کمال قانون اساسی مردم هیچ وقت جدایی دین از سیاست رو نمی پسندند.
کسانی که در راه حق وحقیقت کشته شدند حسین وار رفتند و کسانی که ماندند باید زیننب وار زندگی کنند و الا همه یزیدیند.
دکتر شریعتی
درود بر شما و رهروان راه آزادی همچون حسین ابن علی (ع)
موافقان شما در این راه حداقل آنهایی هستند که به شما رای دادند ولی رای آنها دزدیده شد.
پایدار و برقرار و استوار همراه ملت سبز باشی
من مطمئنم بیش از افرادی که به شما رای داده اند پشتیبان شما هستند.
عاشورای سال گذشته من و میلیونها نفر مثل من در روز عاشورا در راه تو نه برای تو در خیابان بودیم.
تا زمانی که در این راه باشی ما با تو و امسال تو هستیم و پشتیبان تمامی زندانیان راه و جنبش سبز
موفق باشیم.
میر حسین عزیز از اینکه همچنان ایستاده ای و مثل حسین در مقابل …. علم کرده ای بسیار خوشحالم .
بدان که ما نیز مانند روز اول کنار شما و تمام زحمتکشان دیگر هستیم .
از دیدگاه شما نسبت به دین و معنویت همیشه لذت بردم .
به اندازه ی سر سوزنی شک ندارم که پیروزی با حق است . همیشه اینطور بوده . این سنت خداست .
یا حسین میر حسین
یزیدیان بر آنند تا با تسخیر تکایا و مساجد و حسینیه ها و با تجهیز و تطمیع و سازماندهی نیروهای سرکوب گرشان، دوستداران واقعی حسین (ع) را مرعوب و نا امید و خانه نشین کنند. غافل از اینکه نمی دانند، عاشورا یک فرهنگ است و دوستدار حسین (ع) از حق و حقیقت عقب نمی نشیند.
یا حسین … میرحسین
یا حسین … عاشورا
یا حسین … ایران و ایرانی آزاد
مرگ بر استبداد
Faghat ba elamie kar dorost nemishe
تاکید بر پرهیز از خشونت خیلی به جا و درست است. این روش قطعا موفق خواهد شد.
قلمت پرتوان باد
دیکتاتوران و مستبدان و بت سازان و بت تراشان را رسوانمودی .
حاکمان فعلی اين رژيم البته از ….. بد تر هستند، چرا که زينب بدون لکنت و تحت تعقيب قرار گرفتن و زندانی و شکنجه شدن فرياد حق طلبی بر آورد ولی حاکمان امروز هر منتقد دلسوزی را نيز اسير و شکنجه ميکنند..
برخاستن بر ضد ظلم امروز از هر زمان ديگری بيشتر لازم و ضروری مينمايد.
الحق که اسلام رو خوب فهمیدی مرد با بصیرت
يا حسين – – – – مير حسين
بي شك پيروز خواهيم شد
اندكي صبر، سحر نزديك است. انشاءالله
یا حسین میر حسین
یه امید روزی که مردم از دست ابلهان خلاص شوند.
زنده باد مرد ادب و شجاعت میرحسین
در جواب كامنت اين دوست عزيز
.
.
یک ایرانی دور از وطن
میرحسین اگر دروغ گفته باشی یا با اطلاعات غلط درباره تقلب مردم را به جان هم انداخته باشی چه؟یک درصد گمان ببر که راه را اشتباه می روی.
.
.
حرف شما درست است اما اين جواب زيبا و معقول را براي شما دارم:
.
.
** یک استدلال ساده برای اثبات تقلب در انتخابات**
.
.___________________________________________________________________________
چندی قبل مقاله ای به نام”اثبات سلامت انتخابات بر عهده دولتیان است” رو از سایت کلمه خووندم، موضوع این پست همانند آن مقاله است وایده ی اصلی این نوشته را از آن مقاله گرفتم.
تا حالا چند دفعه در حین بحث های سیاسی ازم پرسیدند که:” دلیل شما برای تقلب چیه؟” و معمولا هم جوابم اینه که:” اثبات صحت انتخابات بر عهده مجریان انتخابات است، نتوونستن این قضیه رو برای من و خیلی های دیگه ثابت کنند و در عوض رفتارهایی رو ازشون دیدم که هرکدومش سندیست برای اثبات تقلب”.
اگر توی یک مسابقه مهم ورزشی، از ورزشکار تقاضا بشه که تست دوپینگ بده، ولی ورزشکار راضی به این امر نشه و در عوض به ماموران کمیته ضددوپینگ توهین کرد، اصلا اگه دو سه نفری از ماموران رو هم کتک زد یا مثلا اگه از طریق رفقاش(به دستور سرمربی تیم) وسایل آزمایشگاه تست دوپینگ رو هم خورد و خمیر کردند و ….. چه قضاوتی می کنیم؟ حتی اگر مربی تیم بیاید و در کنفرانس خبری قسم بخورد که اون بابا دوپینگ نکرده قضاوتها تغییر میکنه؟
دلیل ما برای این قضاوت چیزی بجز رفتار ورزشکار و اعضای تیمش در قبل درخواست ساده ی آزمایش دوپینگ است؟
حالا برگردیم سر مسئله انتخابات، اگه بعد از انتخابات روزنامه های منتقد، که وظیفه پرسیدن سئوالات در زمینه صحت انتخابات و شفافسازی جو سیاسی کشور رو برعهده دارند، تعطیل کردند، اگر تعداد زیادی از معترضین رو زندانی و شکنجه کردند تا دیگر کسی جرئت اعتراض نداشته باشد، اگر زمانی که یکی از سران معتراضین اعلام می کند اسنادی مبنی بر شکنجه و تجاوز در زندانها رو در اختیار داره، نیروهای امنیتی به دفترش حمله کنند و اون اسناد رو با خود ببرند، اگر ……
حال ما چه قضاوتی باید بکنیم؟ تقلب نشده؟
برگرفته از وبلاگ پدر و پسر
.
.
.
______________________________________________
افرين بر مير حسني موسوي كه اغاز گر يك عاشوراي ديگر را ندا زد.عاشوراي كه هر سال كه ميگذرذ عاشقان را براي نابودي استيداد و ديكتاتوري مقاوم تر ميكند.
تو را دوست داريم و به ودنمان در كنار هم مينازيم فقط يه چيز
.
.
مهندس موسوي در فرداي پيروزي جنبش از تو خواهش دارم كه وقتي پيروز شديم نگويي حتما بايد اسم نظاممان شود جمهوري اسلامي اري من ميدانم ان اسلام واقعي تا اين اسلامي كه در حال حاضر وجود دارد متفاوت است اما وقتي پيروز شديم حتي نوع و اسم حكومت را هم به انتخابات بگذاريم و به خواست مردم احترام نهيم
برادر گویا تعصب چشم هایت را نابینا کرده به واقعیت…مگر نگفتند بیایید و جلوی دوربین ها رای ها را بازشماری کنیم؟چرا نیامد؟
گیرم قبول نداشت اصلا این شورای نگهبان را…پس چرا پای در میدانی نهاد که از بالا تا پایین را قبول ندارد…و می گوید قبول دارم .آیا این دروغ نیست که پیش از انتخابات از رهبر بگویی و عکسش را برای جمع کردن رای در همین کلمه بگذاری در کنار خودت و بعد بگویی همه باطلند و من حقم.حسین بشوی بخواهی کاری زینبی برایت کنند؟
برادر…از نگاه من رییس جمهور یک مرد مجنون قدرت است و شکی ندارم.به کارهای پوپولیستی اش هم مطمئنم.اما بدان ضربه ای که شما و اطرافیان موسوی با اغفال او به جنبش اصلاحی در ایران زدید تا سالهای سال محافظه کاران نمی توانستند به شما بزنند.آبروی ایران را بردید و هنوز دنبال اثبات تقلبید.در دنیای مجازیتان .دنبال به رخ کشیدن تعداد بچه های بالاشهریتان.این نگاه من بود شاید هم اشتباه کنم.من بتم میرحسین و احمدی نژاد نیست.من دور از ایران واقعیت را می بینم و خیانتی که شد و گرگ ها را که چه خندان شدند از اعلام پیروزی موسوی پیش از پایان انتخابات!
عتاب از نوشته تان مي بارد!! ظاهرا شما از آن قماش افردي هستيد که در خارج هم تنها رسانه ميلي نگاه مي کنيد والا واقعيت را خوب مي ديديد. کساني که اعمال و رفتار خود را نه بر اساس حق بلکه “چه چه” و “اه اه” ديگران تنظيم ميکنند خسر الدنيا و الاخره هستند. نوع فکر شما نشان دگم بودن تفکرتان است که از ترس ويراني عقايدتان که احتمالن با باطل آميخته شده جرات همراهي حق را نداريد. انسان بايد داراي فکر سيال باشد و دايم خود را اصلاح کند. لطفا سري به داخل بزنيد تا ببيننيد چه خبر است. در ضمن امثال شما جرات ابراز عقايد خود را براي هموطن خود در خارج نداريد چونکه منفور خواهيد شد. نگوييد نه که مي شود پيش قاضي و معلق بازي!
يا حسين مير حسين
آقا تساهل و تعامل تا کی؟ خوب تقلب شده، قتل شده، جنایت شده، بالاخره می خواهی چی کار کنی؟
درود بر حسین زمان
درود بر رييس جمهور محبوبم ميرحسين موسوي
Zende Bad President Mousavi
مرگ بر سپاهیان یزید و سپاه جهل و تاریکی وقدرت طلبی
سبزها بعد از اين يادداشت بايد بيش از پيش هوشيار باشند تا مشكلي براي مير حسين بوجود نيايد. بايد اماده هر گونه حمايتي را از مير حسين و كروبي و خاتمي بود.
يا حسين /// مير حسين
آگاهی دادن به افراد ساده لوح و فریب خورده، وظیفه ما در این زمانه دروغ و ریا است.
ما عاشق حسینیم، سرباز میرحسینیم
“بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم”
لبيك يا حسين /// لبيك مير حسين
شعارهيهات من الذله رادرمحرم امسال شعارسبزخودقراردهيم تا بافريادآن دردسته هاي عزاداري استخوانهاي پوسيده اقتدارگرايان به لرزه افتد اگرهمه موافق هستيدباپيامك و فضاي مجازي ملت سبزراآگاه كنيد
کاملا موافقم . سریعا هرکه کاری کند.
آنان که به خاطر اریکه پادشاهی به حقیقت خیانت می کنند رفتنی اند.
مير جسين عزيز از ياپداري و شجاعتت در مقابل ظلم تاريخ به نيکي ياد خواهد کرد.ظلم رفتني است
ali bod,
باز هم تاکید اقای موسوی بر اطلاع رسانی هست.امیدوارم بتونیم این وظیفه رو به خوبی انجام بدیم. زنده باد میر حسین موسوی
زينب رسالت رساندن پيام شهيدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است
زيرا پس از شهيدان او به جا مانده است و اوست كه بايدزبان كساني باشد
كه به تيغ جلادان زبانشان برده است.
میر حسین عزیزم شما به من بگو اسلام واقعی چیست من هم با جان و دل به دیگران یاد بدهم . آقایان هر کار اشتباهی انجام میدهند آیه ای از قرآن می آورند بنده حقیر که نه میتوانم آیات خدا را عوض کنم و یا اینکه توجیه کنم . … . شما را به حسین مرا راهنمایی کن.
در اسلام واقعی انسان عاشق خداست .
ایات قران جایی برای توجیه ندارد تنها انهایی که ریگی به کفش دارند ایات خدا را به نفع خود تفسیر میکنند من به عنوان خواهر کوچک شما پیشنهاد میدم ایات قران را همان طور که هست بخوانید با همان ترجمه روان . فکر کنید و از چشمان خدا داده ی خود اسفاده کنید تا به زبانی گویا برسید.
امام علی (ع) وقتی یکی از یارانش را به سمت خوارج میفرستاد تا باآنها با دلیل و استدلال صحبت کند به یارش گفت که با خوارج با قرآن محاجه نکند بلکه با سنت استدلال کند. دلیلش را هم خود حضرت فرمودند:قرآن”ذووجهین”است. یعنی اگر قرآن را بدون سنت بگیری احتمال گمراهی تو بسیار زیاد است
این مطلب از خود قرآن فهمیده میشود:”قرآن را بسوی تو نازل کردیم تا تو آن را برای مردم تبیین کنی”
پیامبر فرمودند”:من در میان شما دو ثقل گذاشتم قرآن و عترتم مادامی که به آنها متمسک شوید گمراه نمیشوید و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند”
پس قرآن تنها به هیچ عنوان معرف واقعی اسلام نیست. شما میبینید که هم طالبان طرفدار قرآن است هم امام حسین (ع)
امام فرق این دو تفکر تمسک به سیره است،در واقع قرآن با سیره کامل میشود
برای اینکه ببینید اسلام واقعی با اسلامی که آقایان معرفی میکنند زمین تا آسمان فرق دارد به سیره ی حضرت علی(ع)در حکومت مراجعه کنید. برای شروع میتوانید به مقاله”تملق آفت حکومت اسلامی”که در همین سایت منتشر شده رجوع کنید.
در ضمن دوست عزیزم اگر مرا در جریان شبهه هایی که حضرات در دل پاک شما می اندازند بگذارید تا باهم همفکری کنیم خوشحال میشوم.
دوست همراهی(بنام “مسلمان”) در کامنت های بعدی پاسخی برای شما گذاشته اند حتما مطالعه بفرمایید
سلام دوست عزیزم غریب
امام علی (ع) وقتی یکی از یارانش را به سمت خوارج میفرستاد تا باآنها با دلیل و استدلال صحبت کند به یارش گفت که با خوارج با قرآن محاجه نکند بلکه با سنت استدلال کند. دلیلش را هم خود حضرت فرمودند:قرآن”ذووجهین”است. یعنی اگر قرآن را بدون سنت بگیری احتمال گمراهی تو بسیار زیاد است
این مطلب از خود قرآن فهمیده میشود:”قرآن را بسوی تو نازل کردیم تا تو آن را برای مردم تبیین کنی”
پیامبر فرمودند”:من در میان شما دو ثقل گذاشتم قرآن و عترتم مادامی که به آنها متمسک شوید گمراه نمیشوید و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند”
پس قرآن تنها به هیچ عنوان معرف واقعی اسلام نیست. شما میبینید که هم طالبان طرفدار قرآن است هم امام حسین (ع)
امام فرق این دو تفکر تمسک به سیره است،در واقع قرآن با سیره کامل میشود
برای اینکه ببینید اسلام واقعی با اسلامی که آقایان معرفی میکنند زمین تا آسمان فرق دارد به سیره ی حضرت علی(ع)در حکومت مراجعه کنید. برای شروع میتوانید به مقاله”تملق آفت حکومت اسلامی”که در همین سایت منتشر شده رجوع کنید.
در ضمن دوست عزیزم اگر مرا در جریان شبهه هایی که حضرات در دل پاک شما می اندازند بگذارید تا باهم همفکری کنیم خوشحال میشوم.
دوست همراهی(بنام “مسلمان”) در کامنت های بعدی پاسخی برای شما گذاشته اند حتما مطالعه بفرمایید
سید بزرگوار میدانیم که در این فصل چه محدودیت هایی برای شما و خانواده محترمتان به وجوذ آمده اجرت با حسین که امید این مردمی
آقای موسوی من به نوبه خودم خیلی تا حالا سعی کردم که حداقل جوانان اطراف خودم رو قانع کنم که اسلام اینی نیست که تو ایران اجرا میشه. و اصلا اهداف انقلاب چیز دیگری بود و جنایتهای فعلی هیچ ربطی به آرمانهای امام و انقلاب نداره. ولی میشه گفت با شکست مواجه شدم. به نظرم دیگه فایده ای نداره هرچقدر براشون بگی دیگه باورشون نمیشه. حالا انقلاب که هیچی سعی من بیشتر رو اینه که کاری کنم حداقل فرزندان خودم از دین گریزان نشن. واقعا خیلی سخته که آدم ببینه بچه خودش به خاطر جنایتها و قدرت طلبیهای یک باند معلوم الحال اینجوری از دینش بیزار بشه.
خداوند یاورتان باشد ومن فکر می کنم که باید همه دست یکدیگه رو بگیریم تا ان شاء الله بتوانیم گوشه ای اردرست کنیم.
دوست عزیز شاید استدلال محکم تر شما به شما در این راه کمک کند شما باید با آوردن مثال از معصومین و مقایسه با کارهای آقایان فرزندانتان را یاری کنید
در این زمینه مقاله”تملق آفت حکومت دینی”که در همین سایت منتشر شده به شما کمک خواهد کرد
سلام بر مير حسين ابر مرد قبيله عشق مرد مردستان طاها ايستاده در طوفان وحشت فرعونيان زمان
یاحسین……………….میرحسین
جون داداش میرحسین یه دونه باشه
یا حسین میر حسین
جناب اقاي موسوي
بگزرد اين روزگار تلخ تر از زهر
بار دگر روزگار چون شكر ايد
تاريخ پر از اين فراز ونشيب هاست اين هم بگزرد يزيد عاقبت رسواست
با سلام بر همه سبزانديشان
خود را براي يک خروش آگاهي دادن در ماه محرم آماده کنيد و اين فرصت را مغتنم بشماريد.
براستي که نيکو گفت ميرحسين عزيز
” چشم اسفنديار استبداد آگاهي است “.
با همين آگاهي دادنها و رسوا کردنها است که بنياد قدرت دچار ترديد ميشود و ترديد سرآغاز شکست است.
و تنها يک نکته :
در اين راهي که همه ما در آن قدم نهاده ايم ( يعني مبارزه تا رسيدن به آزادي و مبارزه براي حفظ آزادي در مراحل بعد )
تنها شاه کليد موفقيت يک جامعه آزاديخواه نگاه منطقي و دور از تعصب به افراد، وقايع و … است.
يادمان باشد که آزادي ميراثي است که بايد به نسلهاي بعد از ما برسد، کاري که پدران ما در مواظبت از آن ميراث سستي کردند تا
استبداد کنوني متولد شد.
بياييد يکبار براي هميشه کارخانه استبداد سازي را در اين جامعه زايل کنيم.
میرحسین عزیز گل گفتی
از زمان روی کار آمدن این آقا پشت کردن جوانان به دین ( هر دینی نه فقط اسلام ) شروع شده و به خصوص پس از انتخابات این امر شدت بیشتری گرفته. الان از هر کسی بپرسی حداقل یه نفر رو میشناسه که از دین برگشته و میگه من فقط خدا رو قبول دارم نه بیشتر . استدلال اکثرشون هم رفتار وکردار این دولتی ها و و طرفداران …. است.
الان این وظیفه سنگینی هست که بر عهده ماست .باید حقیقت دین رو بهشون بگیم که البته با وجود …… کار سختیه.
یا حسین میرحسین
حسین تشنه ی لبیک بود نه تشنه ی آب!افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند،و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند…
Inha deen ra be tafseer dar avardeh va be mataye donya forokhteand . ke be gofteye ghoran khatarnaktareen afradand .Rasty kasi medanad sahamdare bozorge sherkate Karevana ke dar daheye 60 enhesare varedate varagh o milgerd ro be iran dasht key bood .?!!!…Enshallah dar fardaee zood jenab mosavi efsha mekone .
salam
ye pishnahad daram…
baraye inke sabet konim bishomarim o hamishe dar sahne be monasebat e ayyam e moharam be yad e zaman e entekhabat balaye anten e mashinamoon parcham e sabz nasb konim …
ما همه حسینیم یاور میرحسینیم/درود بر سه فاطمی خمینی خاتمی موسوی/همچون 22 خرداد سبز میمانمیم وعاشق میرحسینیم/ مببببببببببببببببببببببببببببببببرحسین
جنبش سبز خاموش نخواهد شد…
تا پیروزی ایستاده ایم…
اندكي صبر سحر نزديك است!!!
مرگ بر ديكتاتور
درود بر یگانه مردی که دلها را تا هزاران کیلومتر دورتر با قلمش با خردش به لرزه میاندازد و شوق و امید را در دلها زنده میکند ،میر عزیز که به راستی که نام جدت برازنده توست و راحت راه اوست ما را به آغوش وطن باز گردان تا خدمت گذار وطن و راه حسینی باشیم ، راه انسانیت و آزاده بودن را در وطن خود لمس کنیم و پشت به پشت یک دیگر ایرانی اباد و سر بلند بسازیم.دوستت دارم ایران .
خطاب به آنانکه هنوز میگویند مرغ یک پا دارد:
ان لم یکن لکم دین, فکونو احرارا فی دنیاکم
اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید…..یا حسین…..میر حسین
خشم فروخوردهی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناکتر از فریادهای تظلمخواهی آنها خواهد بود. به مظلومیت خون شهدایمان این کاخ استبداد و دیکتاتوری را نابود خواهیم کرد
یاحسین……………….میرحسین
یاحسین……………….میرحسین
یاحسین……………….میرحسین