عماد افروغ: اقبال مردم به مساجد، به خاطر جناحی شدن فضای آن، روز به روز کمتر میشود
چکیده :مساجد آن كاركردی را كه اول انقلاب داشتند، دیگر ندارند. حتی آن كاركردی را كه صدر اسلام داشتند دیگر ندارند. حتی به نظرم میرسد كه روزبهروز بنا به دلایلی، شمّ عمومی مردم و اقبال اقشار مختلف به مسجد كمتر میشود. به نظر میرسد كه مساجد یك مقداری بعضا سیاسیتر میشوند. این سیاسی نه به معنای آن ارتباط دیانت و سیاست، بلكه به معنای جناحی شدن آن است و هرچه مسجدی سیاسیتر و جناحیتر شود، مسلم است كه روی جاذبهاش اثر میگذارد. اگر مسجد بیفتد در دست یك جناح سیاسی خاص، دیگر نمیشود آن كاركرد را از آن توقع داشت. من مخالف پایگاههای مقاومت و حضورشان نیستم، اما اگر این پایگاهها عامل ایجاد محدودیت شوند و تفسیرها و تلقیهای سیاسی خاصی را تحمیل كنند، با فلسفه وجودیشان ناسازگاری دارد. كاركرد بسیج، كاركرد وحدتبخش است. اگر جناحی شود، اگر كاركرد عام و وحدتبخش خودش را فراموش كند و مرتبط با یك گروه و جناح شود، خواهناخواه روی استقبال مردم نسبت به مسجد تاثیر میگذارد. مخاطب كمتری را سمت خودش میكشاند یا مخاطب خاصی را....
سوء استفادههای سیاسی و جناحی از مساجد، به خصوص با استفاده از حضور و فعالیت پایگاههای مقاومت بسیج برای ایجاد فضای خاص در مساحد و طرح سلیقههای متفاوت، موضوعی است که در سالهای اخیر دغدغه بسیاری از دلسوزان و اندیشمندان جامعه بوده است.
دكتر عماد افروغ از جمله کسانی است که از این وضعیت نگران است و هشدار میدهد که در چنین شرایط، مساجد کارکرد خود را از دست میدهند و اقبال مردمی به انها نیز روز به روز کمتر میشود. این استاد دانشگاه در گفتوگویی با ضمیمه “آیه” روزنامه همشهری به نقد وضعیت فعلی مساجد و ارائه پیشنهادهایی در این باره پرداخته، که بخشهایی از آن در ادامه میآید:
• مسجد از كانونهایی است كه افراد دور هم جمع میشوند و عبادتی جمعی انجام میدهند و یك اتصال فردی و جمعی برایشان حاصل میشود. بسیاری از مشكلاتشان در آن مكان حل میشود. جامعهشناسان هم روی این مساله تاكید كردهاند كه درست است كه كانونی است برای عبادت، اما مایه همبستگی هم هست؛ یعنی یك كانون همبستگی اجتماعی تلقی میشود. باید مسجد را جدی گرفت. مسجد یك جایگاه ضروری است و باید یك آسیبشناسی روی آن صورت بگیرد كه چه فراز و فرودی را طی كرده. اول انقلاب مساجد كاركردهای متنوعی داشتند. به بسیاری از مسائل روزمره مردم توجه میكرد و به نظر من مساجد اول انقلاب فعالتر بود. اما امروز كلیشهایتر شدهاند.
• به هر حال مساجد آن كاركردی را كه اول انقلاب داشتند، دیگر ندارند. حتی آن كاركردی را كه صدر اسلام داشتند دیگر ندارند. حتی به نظرم میرسد كه روزبهروز بنا به دلایلی، شمّ عمومی مردم و اقبال اقشار مختلف به مسجد كمتر میشود. به نظر میرسد كه مساجد یك مقداری بعضا سیاسیتر میشوند. این سیاسی نه به معنای آن ارتباط دیانت و سیاست، بلكه به معنای جناحی شدن آن است و هرچه مسجدی سیاسیتر و جناحیتر شود، مسلم است كه روی جاذبهاش اثر میگذارد.
• ما به كاركرد سیاسی مسجد توجه داریم. اما باید دقت كرد كه كاركرد اصلی مسجد عبادت است. به هیچ وجه معتقد هم نیستیم كه بعد نیایش، بعد ارتباط و اتصال به خدا دلالت سیاسی ندارد اما دقت بكنیم كه به هر حال یك جاهایی ما الاهمُّ فالاهم میكنیم و اصالت به آن ارتباط است. اصالت به آن معنا و اتصال است.
• اگر مسجد بیفتد در دست یك جناح سیاسی خاص، دیگر نمیشود آن كاركرد را از آن توقع داشت. من مخالف پایگاههای مقاومت و حضورشان نیستم، اما اگر این پایگاهها عامل ایجاد محدودیت شوند و تفسیرها و تلقیهای سیاسی خاصی را تحمیل كنند، با فلسفه وجودیشان ناسازگاری دارد.
• این صحبت به این معنا نیست كه بسیج نباید باشد اما بسیج باید بداند كه یك وظیفه سنگین دارد. كاركرد بسیج، كاركرد وحدتبخش است. اگر جناحی شود، اگر كاركرد عام و وحدتبخش خودش را فراموش كند و مرتبط با یك گروه و جناح شود، خواهناخواه روی استقبال مردم نسبت به مسجد تاثیر میگذارد. مخاطب كمتری را سمت خودش میكشاند یا مخاطب خاصی را. من فكر میكنم این یك نتیجه و دلالت مطلوبی برای مسجد ندارد. این یك زنگ خطر و هشداری است كه باید داد و به صدا درآورد كه بسیجیِ ما مراقب باشد. این را به عنوان یك مساله میگویم، نه اینكه معتقدم مسجد كاركردش را از دست داده.
• ما یك فرایندی در جامعهشناسی داریم به اسم «تمایزیافتگی»، تقسیم كار، تخصصی شدن. ما تا حدودی این را میپذیریم. بالاخره وقتی تراكم مادی و معنوی جامعه بیشتر شود، خواه ناخواه احتیاج به یك سری نهادهای جدید پیدا میكند و یك تفكیك كاركردی در آن رخ میدهد. یك واقعیت طبیعی در تمام جوامع هم هست؛ مثلا قبلا خانواده همه كاری میكرد؛ هم كاركرد اقتصادی داشت، هم كاركرد تربیتی داشت، هم كاركرد آموزشی داشت و… . الان دیگر نمیشود از خانواده كاركرد اقتصادی توقع داشت. بین محل كار و محل زندگی تفاوت ایجاد شده. اما هنوز كه هنوز است -البته بسته به جوامع مختلف- خانواده كاركرد تربیتی را دارد و واقعا چیزی نمیتواند جایگزین جایگاه تربیتی خانواده شود.
• به هر حال باید بپذیریم كه یك روندی به سمت تفكیك كاركردی وجود دارد. منتها افت و خیز دارد. یك فرآیند طبیعی است، به شرط اینكه در كنار فرآیند تمایزیافتگی، انسجام فراموش نشود؛ یعنی افتراق حرف اول را نمیزند و ما نمیخواهیم با تفكیك كاركردی خیلی چیزها را تحلیل كنیم؛ مثلا بیاییم بگوییم كه قبلا دین كاركردهای متنوعی داشته، اما امروز به دلیل تفكیك كاركردی، بسیاری از كاركردهایش به نهادهای دیگر انتقال یافته و این اتفاق، مطلوب هم هست. من مدافع این نیستم كه نظریه تفكیك كاركردی را در همه عرصهها پیش ببریم یا مثلا یك تفسیر نهادی از دین بكنیم. اما واقعیت را باید تا یك حدی پذیرفت. بالاخره یك تقسیم كار و تخصصیشدنی وجود دارد.
• من شخصا معتقدم در آن محدوده و سطحی كه امكان دارد به اختلافات سامان داد و حل و فصل كرد، باید این را در مسجد انجام بدهیم. میدانید چرا؟! نه به خاطر اینكه حالا مسجد مثلا در دسترس هست. یا نه به خاطر اینكه مسجد یك جایگاه آشنایی هست. بلكه به خاطر اینكه مسجد با خدا مرتبط است. به هر حال برای یك قوم دیندار، خود حضور خدا خیلی راحتتر میتواند مسائل را حل كند. انسان میداند كه میتواند از حق خودش بگذرد، گذشت و ایثار داشته باشد. صادقانه برخورد كند. چون محضر، محضر خداست. این محیط متعبدانه، این محیط معنوی، توی هیچ محكمه و دادگاهی وجود ندارد. برعكس، چه كسی است كه توی دادگاه نترسد؟ اصلا چه كسی است كه توی دادگاه خودش باشد؟
• حالا یك نكتهای هم هست. به نظر میآید بعضی متولیان مسجد، مثلا ائمه جماعات، خودشان هم رضایت دادهاند كه این كارها دیگر نباشد تا بارشان سبك شود. انگار دیگر كمتر می بینیم امام جماعتی كه خودش را درگیر مسائل كند. باز هم امام جماعت شهر و روستا با هم متفاوتند. در گذشته آن روحانی كه به اصطلاح كار علمی میكرد، كار كشاورزی هم میكرد. كار اقتصادی هم میكرد. من در روستا میبینم روحانیای كه مسجد میآید و امام جماعت است، كشاورزی هم میكند. من بالشخصه از این بیشتر لذت میبرم. اما اصل این است كه من فعالیت اقتصادیام را میكنم و یك وظیفه دینی هم دارم كه حضور در مسجد و امام جماعت است. حالا مردم هرازچندگاهی یك كمكی هم میكنند. روی این قضیه باید فكر شود.
• برویم سر كاركردهای دیگر مساجد. در شرایط حاضر، رسانهها به نوعی رقیب مسجد شدهاند. الان مسجد شاید با صدا و سیما خیلی احساس رقابت میكند. بهخصوص در ماه رمضان این خیلی جدیتر میشود.این رقابت، رقابت محتوایی نیست. رقابت زمانی است. هیچ چیز نمیتواند جایگزین مسجد شود. شما در مسجد یك رابطه عاطفی دارید. یك رابطه چهره به چهره. خود این رابطه چهره به چهره، یعنی رابطه نزدیك و تنگاتنگ، یك ابعاد رفتاری و محتوایی خاصی در بر دارد كه به هیچ وجه از طریق یك ارتباط مجازی و سایبر منتقل نمیشود. این فضا، فضای مجازی و سایبر نیست. فضای حقیقی است. اگر میبینید رقیب است، رقیب محتوایی نیست، رقیب فرمی است، رقیب صورتی و زمانی است. یعنی وقتت را گرفته.
• منِ نوعی حاضرم چندین ساعت پای تلویزیون و اینترنت بنشینم؛ ولی یك ربع كه در مسجد هستم، میخواهم سریع بیایم بیرون!این اتفاق چند دلیل دارد. یكی اینكه خود ما اهمیت مسجد را فهم نمیكنیم. یكی اینكه مساجد دم دستمان نیستند. یكی اینكه صدا و سیما دارد نقض غرض عمل میكند و مردم به این صدا و سیما اعتماد میكنند. خود این اعتماد میتواند نتیجه معكوس در بر داشته باشد. عوامل عدیدهای را باید درباره این موضوع در نظر داشته باشید.
من به لحاظ واقعی میگویم، به لحاظ نتایج عملی میگویم؛ نتیجهای كه كوتاهمدت نباشد بلكه درازمدت باشد. مثلا ممكن است شما تحت تاثیر یك فیلم قرار بگیرید، حالا چه كسی آنور فیلم مشكل تو را حل میكند؟ تو با چه كسی در فیلم مسائل خودت را در میان میگذاری. حالا اگر بیایی توی مسجد. روحانی دم دستت است. مشكلی داری با او در میان میگذاری. فضای معنوی هم تو را تحت تاثیر قرار میدهد. از طرف دیگر، فرد، عضوی از آن ارتباط دو طرفه است. یعنی رابطه یكسویه نیست. ضمن آنكه طرفمقابل هم در اختیار فرد است و او میتواند مشكلاتش را با آن روحانی در میان بگذارد. خیلی راحت میتوانی از او مشورت و كمك بگیری.
• مساجد ما باید جاذب باشند. یعنی مساجد ما هم اگر سیاسی شوند، اگر روحانی بیسواد آمد و… نمیتواند انتظار استقبال داشته باشد. یعنی یك روحانی فهیم، باسواد، مردمدار و… میتواند ارتباط برقرار كند. بهتبع، اثرش بیشتر از روحانیای است كه این ویژگیها را نداشته باشند.














واقعا باید پرسیده شود که چرا بعد زا نظام جمهوری “اسلامی” مساجد نسبت به قبل خالیتر شده؟
خدا رو شكر يكي پيدا شد كه گوشي از حرفها رو بزنه .
.
.
آقاي افروغ حرف درست به جا و كاملا واقعيت گونه اي رو گفتن حرفي كه چه بخواهيم و چه نخواهيم حقيقت دارد و روز به روز از عقتقادات مردم از مناسك عبادي مردم از خانه هاي خدا (مسجد) دور و جدا ميشون.
.
.
باور كنيد متاسفانه يا خوشبختانه اسلام در ايران به زعم عملكرد و سو استفاده از دين رو به افول است و هر روز از اعتقادات و دوست داشتن نسل سوم در حال اكثريت به نسبت دين و مذهب كاسته ميشه.
جانا سخن از زبان ما می گویی .من درطول هفته حداقل دوبار به مسجد میرفتم ولی اکنون حدود 20ماه است که دیگر نمیتوانم به مسجد بروم زیرا در زمان انتخابات مسجد ما تبدیل شد به ستاد احمدی نزاد.عکسی از او به دیوار مسجد نصب کرده بودند که از درب مسجد بزرگتر بود .بعد از انتخابات هم باتوم هایی که دست بچه های بسیج مسجدمان دیدم متاسفانه مرااز رفتن به مسجدبیزارکرد.
برادر یا خواهر، شما به خاطر خشک مغری یک عده نباید از مسجد دل بکنی، من هم خودم به مسجد نزدیک خانه نمیروم چون بعضی از افراد آنجا از تهمت و اهانت کردن ابایی ندارند. واقعا جای تاسف دارد. من به مسجدی کمی دورتر میروم که پیش نماز منصف تری دارد. روزی میگفت “اگر هم محله ای ما دعوا کند بدون اینکه بدانیم موضوع چیست و به بهانه آشنایی با او فقط حق را به او میدهیم.اینطور نیست که بگوییم من روحانی فقط به خاطر لباس فقط از همان طرفداری کنم.”
من هم الان میگویم چرا حالا که شخصی از روحانیون دارد اشتباه میکند بیشتر روحانیون ساکت هستند یا طرفداری میکنند؟ چون هم منسک آنهاست؟
پايگاه مقاومت بسيج نگو بلكه اطاق فكر و محل اجرائي ساواك و يا بهتر پايگاه و چشمان تيز امريكا و انگليس نمو نه اش مسجد ما لك الشتر معروف به مسجد ساواكيها
خدا پدر و مادرت را بيامرزد حقيقت را گفتي من الان مدتهاست بخاطر همين مسئله مسجد نرفتم
از در مسجد كه وارد مي شويم روزنامه هاي دروغ و فريب مثل كيهان و پرتو و يا لثارات و … به در و ديوار زده شده
چه نمازي؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
از در مسجد كه وارد مي شويم روزنامه هاي دروغ و نيرنگ مثل كيهان و پرتو و يا لثارات و… به در و ديوار زده شده
آخه چه عبادتي، چه نمازي!!!!!
گل گفتی
بنام خدای خمینی(س)
وقتی که متولدین و رشد یافتگان در مساجد یعنی بسیجیان بر خلاف سیره و وصیت نامه امام(س) عمل میکنند و برای حمایت از یک جناح خاص سیاسی بطور بسیار متعصب وارد عمل میشوند این یعنی که مسجد فقط متعلق به یک جناح سیاسی است و این میشود که برای من دوستدار عزا داری ولی مخالف آن جناح در آن مسجد جایی نیست. یعنی میرویم در مسجد ولی چیزی می شنویم که اصلا اعتقادی به آن نداریم این حالت احساس بسیار بدی به انسان دست میدهد و همین است ماجرای سیمای میلی آقایان و بنده هم متاسفانه به این حالت دچار شده ام! خدا اجری بزرگ به عماد افروغ عنایت کند واقعا لذت بردیم!
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
و به موسى و برادرش وحى كرديم كه شما دو تن براى قوم خود در مصر خانههايى ترتيب دهيد و سراهايتان را رو به روى هم قرار دهيد و نماز برپا داريد و مؤمنان را مژده ده
خانه ها و دلهای ما جای خداست و به رحمت خداوند و رهایی مردم امید واریم
امام حسين «ع»- در مقام اعلام خطر، كه اگر حاكم سست عنصر ناتوان بر اجراى «قسط»، در جامعه اسلامى حكومت كند، اسلام از دست خواهد رفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، بر اسلام سلام، كه فاتحه آن خوانده است، زيرا كه بر امّت مسلمان كسى همچون يزيد حكومت مىكند …
.
منبع: الحياه (علامه حکیمی و برادران)؛ ج5؛ ص254
امام حسين «ع»: … شما مىدانيد كه رسول خدا «ص» چنين فرموده است:
.
«هر كس سلطان ستمگرى را ببيند كه حرام خدا را حلال مىشمارد، و پيمان خدا را مىشكند (و به عدالت رفتار نمىكند)، و با سنّت رسول خدا مخالفت مىورزد، و در ميان بندگان خدا به گناه و تجاوز عمل مىكند، آنگاه با سخن و اقدام در صدد تغيير اوضاع بر نيايد، سزاوار است كه خداوند او را به همان جايى از دوزخ ببرد كه آن سلطان ستمگر را مىبرد»
.
منبع: الحياه (علامه حکیمی و برادران)؛ ج5؛ ص254
امام حسين «ع»- در سركوبى علمايى كه دردهاى مردم زير فشار آنان را بر نمىانگيزد، و در مقابل ستم ستمگران خاموش مىنشينند، و براى برپادارى قسط قيام نمىكنند، و به شورشهاى دگرگونساز نمىانديشند، و در عمل، به صفهاى محرومان و تحقيرشدگان، (براى نجات آنان) نمىپيوندند:
.
… حقّ ضعيفان را شما ضايع كرديد … كوران و گنگان و زمينگيران را در شهرها به حال خود واگذاشتهاند گذاشتهاند و شما به آنان رحم نمىكنيد! … شما به ستمگران (با نزديك شدن به آنان، يا سكوت در برابر ايشان) اجازه داديد تا از موقعيّت شما در جامعه سوء استفاده كنند … شما ناتوانان را تسليم آنان كرديد … تا جايى كه مردم را برده خويش ساختند، و قدرت هر گونه دفاعى را از آنان سلب كردند …
.
منبع: الحياه (علامه حکیمی و برادران)؛ ج5
تحف العقول عن آل الرسول؛ ص240
.
.
مصیبت شما از مصایب همهي مردم سهمگینتر است، زیرا در حفظ پایگاه عدالتخواهانهي عالمان کوتاهی کردهاید و اجازهي چیرگی به ستمگران دادهاید و ای کاش میدانستید و توجه مینمودید. زمام امور و اجرای احکام باید به دست عالمان الهی باشد که به احکام خدا دانایند و بر حلال و حرام خدا امینند. این پایگاه از شما گرفته شده است، و این پایگاه را از شما نگرفتند مگر به سبب پراکندگی شما از حق و اختلاف شما در سنت پیامبر با وجود دلیل روشن. و اگر بر آزارها شکیبا بودید و در راه خدا تحمل به خرج میدادید زمام امور دین در اختیار شما قرار میگرفت و احکام خدا از سوی شما صادر میشد و مرجع مردمان، شما بودید. ولی شما ستمگران را در مقام خود جای دادید و امور حکومت خداوند را به آنان واگذاشتید تا به شبههها کار کنند و به راه شهوتها روند. آنچه سبب گردیده است آنان را بر این مقام مسلط کنید، گریز شما از مرگ است و دلبستگیتان به زندگی دنیا که از شما جدا خواهد شد. شما ناتوانان را به چنگ آنان سپردید تا گروهی را به استضعاف کشند و درماندهي تأمین حداقل زندگی کنند و به سخره کشند، و مملکت را به میل خود و به رأی و دلخواه خویش، زیر و رو و دگرگون کنند و به پیروی از تبهکاران و از روی گستاخی نسبت به خدای جبار، دل به رسوایی و هوسرانی بسپارند و از هیچ چیز پروا نکنند. در هر شهری گویندهای و سخنرانی زبان باز و حیله ساز بر منبر دارند و تمام سرزمینهای اسلامی بیدفاع زیر پایشان افتاده است و دستشان در همه جا باز است و مردم بردهوار در اختیار آنانند و دست ظلمی را که بر سرشان میکوبد از خود دور نتوانند کرد. گروهی خودکامه و ستیزهجویند که بر ناتوانان تهاجم میکنند و سخت میگیرند، و گروهی فرمانروایند که خدا و قیامتی نمیشناسند [و هر چه بخواهند روا می دارند] شگفتا! و چرا در شگفت نباشم که زمین در تصرف ستمگری دغلکار و باجگیری ستمکار و حاکمی نابکار است که بر مؤمنان رحم نیارد و جبّارانه حکم راند. پس خداوند در کشمکشی که ما داریم حکم کند، و به حکم خود در مشاجرهای که میان ماست داوری نماید.
بخشی از نامه ی معاویه به امام حسین:
.
واتقوا الله و لا تردن هذه الامه فی فتنه و لا یستخفنک الذین لا یوقنون
.
“از خدا بترس و این امت را در فتنه مینداز و مراقب باش که بی دینان تو را به خواری نیفکنند”
این جماعت و زعیمشان و نور چشمان …. دستوری و اوامری خدایگانی دادند و روی قدم اریامهر جا پایی در تاریخ رستاخیزی برای خود و مسجدیان امروزین بنا نهادند و ان دستور و قدم در قبل از انقلاب این بود حزب فقط رستاخیز و صد البته اعلام هم نمودند غیر رستاخیزی میتواند با فراق بال از ایران برود و بعضی رفتند و اما داستان امروزین که به نوع دیگر و با نامی ولایی دارند همه غیر ولایتی ها را و حتی همه ایرانی با شماره شناسنامه صادره از ایران را به جای ماندن در ایران به اوین و…میسپارند تا یک پله جلو تر از رستاخیز باشند و با صدای بلند…صادر و در معرض چوب و چماق به عمل و عملیاتی فلکه ای مبادرت نمودند که در این کشور فقط و فقط … باشد و لا غیر والسلام