سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ستاره های تبعیدی!شما زندانی های شخص احمدی نژادید...
» براي شیوا نظرآهاری، مجید دری و ضیا نبوی

ستاره های تبعیدی!شما زندانی های شخص احمدی نژادید

چکیده :مگر هدف ما جز اين بود كه دروغگويي احمدي‌نژاد را عيان كنيم... نگاه كن، حالا ديگر همه، حديث ستاره‌هاي شما را شنيده‌اند.همه مي‌دانند كه شما زندانيان مستقيم شخص احمدی نژاد هستید، چرا كه يك روز در خيابان‌هاي اين شهر، با ستاره‌هايتان ايستاديد و دروغ‌هايش را برملا كرديد. نگاه كن!حالا حديث ستاره‌دارها، شده است داستان شجاعت و مقاومت و...


کلمه : یکی از دانشجویان محروم از تحصیل که هم اکنون در زندان به سر می برد، خطاب به سه دانشجوی دیگر که از تحصیل محروم و با احکام سنگین حبس در تبعید مواجه شده اند،نامه ای نوشته است.دانشجویان محروم از تحصیل چند سالی است که با عنوان دانشجویان ستاره دار شناخته می شوند .این دانشجوی محروم از تحصیل که نامه اش را خطاب به ضیا نبوی ،شیوا نظرآهاری و مجید دری نوشته، درخواست کرده که نامش در نزد کلمه محفوظ بماند.وی در چند روزی که برای گذراندن مرخصی در خارج از زندان به سر می برد،این نامه را نوشته و در اختیار کلمه گذاشته است.

حکم زندان در تبعید ضیا نبوی و مجید دری به تازگی اجرا شده و حکم زندان در تبعید شیوا هنوز در مرحله تجدید نظر است.ضیا نبوی چند هفته پیش به زندان کارون اهواز و مجید دری هفته گذشته به زندان بهبهان منتقل شد.

به گزارش کلمه، متن کامل این نامه به شرح زیر است :

يادت هست مجيد، گفته بوديم اگر احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور بشود به يك هفته نمي‌رسد كه روانه اوين مي‌شويم. مي‌دانستيم، پيش بيني‌اش را كرده بوديم. شيوا و ضياء به دو روز نرسيده، روانه سلول‌هاي 209 شدند و تو كمي بعدتر پيوستي به جمع ستاره‌دارهاي زنداني. اما باور كن رفيق، هيچ‌كدام در بدبينانه‌ترين حالت هم پيش‌بيني نمي‌كرديم كه ضيا 15 سال حبس بگيرد و تو 11 سال و بقيه هم ماه‌ها در زندان بمانند و حكم زندان و تبعيد بگيرند. اما شما مانديد و حالا رفته‌ايد به تبعيد. به زندان اهواز.

ديروز كه راديو داشت وضعيت هوا را اعلام مي‌كرد، گفت كه اهواز هم‌چنان گرم‌ترين شهر ايران است با دماي 39 درجه، نفسم گرفت توي تاكسي. عرق كردم. گرمم شد. يادم افتاد به شما و روزگارتان در زنداني كه وضعيتش را اسفبار مي‌خوانيد. به دوستي مي‌گفتم وقتي ضيا از بدي شرايط زندان گلايه مي‌كند، بايد بدانيم كه شرايط زندان بسيار هولناك‌تر از آني است كه ما تصور مي‌كنيم. يادم است در زندان اوين كه بود، وقتي از او در مورد شرايط بند 350 و سختي‌هايش مي‌پرسيديم، مي‌خنديد و مي‌گفت: “اي بابا !شما شلوغش مي‌كنيد، اينجا خيلي هم خوبه، كتابخانه دارد و كتاب مي‌خوانيم”… اما حالا همان آدم دارد مي‌گويد كه ” فقط مي‌خواهد زنده بماند”

قلبم مي‌گيرد، مجيد.. ديوانه مي‌شوم وقتي به مادرت فكر مي‌كنم و مادر ضياء كه حتي از اين ملاقات‌هاي هفتگي هم محروم شده‌اند و يادم مي‌افتد به تمام روزهاي مشترك راهروهاي 209، بازجويي و اتهام‌هاي دروغين. چقدر ضياء را كتك زدند تا بپذيرد ارتباط نداشته‌اش را با سازمانی که خودشان مجاهدین خلق می خوانندشان و کسانی دیگر منافقین. چقدر برايمان آسمان و ريسمان به هم بافتند كه باور كنيم وابسته بوده‌ايم. زير بار نرفتيم. وابسته نبوديم. ما مي‌دانستيم كه هیچ کس برايمان تعيين تكليف نكرده است چه برسد به سازماني با نام مجاهدين و یا منافقین كه هيچ كدام اعتقادي به آن نداشتيم.

روزهاي ملاقات را يادت هست، مجيد، وقتي در همان فاصله كوتاه همديگر را مي‌ديديم، با چه مهری به هم نگاه مي‌كرديم. انگار دنيا را به ما داده بودند وقتي بعد از يك هفته چشممان به صورت دوستاني مي افتاد كه چهره‌هايشان پر از خاطرات اعتراض مشترك بود.

ميدان ونك، پارك دانشجو، صدا و سيما، وزارت علوم، دانشگاه تهران… صداي ضيا مي‌پيچد در گوشم. صداي تو، صداي مهديه، صداي شيوا، وقتي براي مردم از علت حضورمان در خيابان مي‌گفتيم. وقتي فرياد مي‌زديم كه ” ما همان دانشجويان ستاره‌داري هستيم كه رئيس‌جمهور مي‌گويد وجود نداريم” وقتي داد مي‌زديم” ما زنده‌ايم، ما داريم نفس مي‌كشيم، اما وجود ما را انكار مي‌كنند”. … انكار كردند، مجيد.. هنوز هم دارند انكارمان مي‌كنند، ستاره دارها را يكي يكي مي‌فرستند به تبعيد به دورترين نقطه ايران، تا همه يادشان برود وجود آنها را.

اما خيالي نيست رفيق !تمام روزهاي فرياد و اعتراض، خيالي نيست. ما، من و تو ، مي‌دانيم كه كراهت ديكتاتوري را عيان كرده‌ايم. با اعتراضمان، با اسارتمان و حالا با تبعيدمان.

روزهاي تبعيد، روزهاي گرم اهواز، سخت مي‌گذرد .. مي‌دانم… اما مگر هدف ما جز اين بود كه دروغگويي احمدي‌نژاد را عيان كنيم… نگاه كن، حالا ديگر همه، حديث ستاره‌هاي ما را شنيده‌اند. همه مي‌دانند كه شما زندانيان مستقيم شخص احمدی نژاد هستید، چرا كه يك روز در خيابان‌هاي اين شهر، با ستاره‌هايتان ايستاديد و دروغ‌هايش را برملا كرديد. نگاه كن… حالا حديث ستاره‌دارها، شده است داستان شجاعت و مقاومت و افتخار… ديگر همه مي‌دانند ستاره‌دارها، چه كردند و تا كجا براي اثبات حرف‌هايشان ايستادند كه سنگين‌ترين احكام قضايي براي همين ستاره‌ها صادر شد و سخت‌ترين شرايط بر آنها تحميل شد.

خرسند باش كه صداي تو ، ضياء، شیوا، مهديه و ديگران، آنقدر بلند بوده كه خواب ديكتاتور را بر هم زند.

زنده باد شما… زنده باد پایداری شما ستاره های تبعیدی


26 پاسخ به “ستاره های تبعیدی!شما زندانی های شخص احمدی نژادید”

  1. sabze setaredar گفت:

    Yadam miad on mogheha,, tu maadares be behtarinha,, SETARE midadand. ya age yeki kheyli aziz bud,, migoftan SETAREYE soheil shodi,,, ya behtarin SETARE haye HOLLYWOOD ra ba SETARE haye bozoog yadeshon kardan. amma ,,TO,, che kardi,, sarmayehaye yek keshvar MAAADENESH nist,, CHAHHAYE NAFTESH nist balke hamin,, SETAREHAYE vagheee hastand ke bejaye inke behtarin emkanat behtarin hemayatha ra dashte bashand ingoone dar sellolhaye anchenani negah dari mishan. MARG BAR ESTEBDAD MARG BAR DIKTATORHA VA DOROOD BAR DANESHJOOYANE BA SHARAFE IRAN

  2. احسان گفت:

    بس کنید ترا به خدا! این سایت کلمه هم در مهمل گویی تبدیل به تابناک ثانی شده.

    برادر من، من به احمدی نژاد حتی فکر هم نمی کنم! این عزیزان هم زندانی احمدی نژاد نیستند، آنهایی هم که کشته شدند به دستور احمدی نژاد کشته نشدند. آمر کشتار ها و عامل بازداشت ها، اعتراف گیری ها و شکنجه ها شخص دیگری است ….

  3. ايراني گفت:

    دل آدم مي گيرد از اينكه آزادگاني اينچنين در بند قدرت طلبان و دنيا دوستان اسيرند و زبان قاصر از بيان احوال جاريست.
    به اميد ايراني آزاد و آباد.
    يا حسين ميرحسين.

  4. sabze setaredar گفت:

    تو زندان تاکسی هم هست که این آقا گرمش شده؟

    • سبز گفت:

      همانطور که در متن آمده است
      وی در چند روزی که برای گذراندن مرخصی در خارج از زندان به سر می برد،این نامه را نوشته و در اختیار کلمه گذاشته است.

  5. هوشیار گفت:

    سلام بزرگواران شما را به خدا به این بچه ها و خانواده هایشان بگویید ما برایشان دعا می کنیم و هر کاری از دستمان بر بیاید برایشان انجام می دهیم
    فقط بدانید اندکی اندکی صبر سحر نزدیک است
    درود بر میر سرافراز و سربلند که با مظلومیت و اقاییش خواب اقاها را به زده

  6. ناشناس گفت:

    اين همه دروغ ميگند ايشان هم بگد دنيا اخر ميشود ….بيكاريد حرف ميزنيد شما هم به دروغ بگيد اشتباه كرديد و خودتان را آزاد كنيد ….

  7. ناشناس گفت:

    خدایا ما رو ببخش.

  8. سحر گفت:

    زنده باد ستاره ها…
    زنده باد ستاره دارها…

    اندكي صبر سحر نزديك است..

  9. آسمان گفت:

    همراه شو عزیز کاین درد مشترک
    هرگز جداجدادرمان نمیشود

  10. ناشناس گفت:

    چرا از پشتيبانان انها نمي نويسيد انجمن حجتيه كه فعلا مصباح يزدي مامور امريكا كه مركز پژوهشي امام خميني زير اين نقاب فعاليت ميكنند و كانون قدرت و دستور از انجا صادر ميشه

  11. امیر راد گفت:

    مرا ببخش . تو در زندانی و من نمی دانم به تو چه می گذرد. مرا ببخش

  12. ايراني گفت:

    خدا ما مردم عادي را ببخشد ، واي به حال حكومت مداران ، واي

  13. SABZ گفت:

    ارزش هر روز زندان بودنتان باارزش تر از ارزش یک عمر آزادی من است.

  14. ارمیتا گفت:

    من گمان نمی کنم که انها زندانی شخص بخصوصی باشند …..دریک نظام دیکتاتوری مسئله بالاتر از این حرفهاست مگر اینکه بخواهیم خودمان را گول بزنیم دیر زمانی است که پاسخ هر مخالفتی داغ ودرفش است این نظام بسته است با تفکری بسته تر که انسانها را دربند کرده تعداد ازمیلیونها تجاوز کرده مردم را به بیراهه نبرید خودسانسوری را کنار بگذارید وبنویسید یا ننویسید دیگر چه چیزی برای ازدست دادن دارید چه افراد بسیاری در جنبش سبز که هنوز زتدانی تفکرات متحجرانه خودند وهمین امر باعث کندی شده کلمه با چشمان باز وبدون تعصب باش که در غیر اینصورت فرق زیادی با بقیه رسانه ها نداری

  15. Mohammad گفت:

    دردناک تر از ظلمي که به دانشجويان در اين دولت کودتا شد وجود ندارد.
    ما دانشجو ها ادامه دهنده راه ستاره دارانيم.تا جايي که هممان ستاره بگيريم.

  16. اوا گفت:

    این است سیره عدالت علوی که ما را دلخوش به ان کرده اند
    خدایا تو میخواهی با این دنیاپرستان دیننما چه کنی؟تورا به که قسم دهیم زودتر. . . .

  17. علی.... گفت:

    لعنت بر دیکتاتور

    درود بر ازاد اندیشان

  18. ناشناس گفت:

    دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد

  19. شب شكن گفت:

    باشد!باشد!
    من هراسم نيست!
    چون سرانجام پر از نكبت هر تيره رواني را
    كه جنايت را چون مذهب حق موعظه فرمايد مي دانم چيست
    خوب مي دانم چيست.
    دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد.خدايا كمكمون كن

  20. بندر سبز گفت:

    من آرزویم ستاره شدن بود سعی بسیار کردم اما نشد و خدا نخواست
    و اکنون از خدا میخواهم به من ستاره دهد که اگر غیر از این باشد از او دلخور خواهم شد…

  21. ايران گفت:

    ما دير زمانيست كه زنداني ايم.زنداني شب نهاداني از قعر قرون آمده كه دل پر تپش نور انديشان را وصله چكمه ي خود مي خواهند،و چو بر خاك در افكندندت، باور دارند كه سعادت با ايشان به جهان آمده است.
    جخ امروز از مادر نزاده ام.عمر جهان بر من گذشته است.بارها به خون مان كشيدند.آنها قرار نهادند كه ما و برادران مان يكديگر را بكشيم و اين كوهتاهترين طريق وصول به بهشت بود! و گورستان را چندان بي مرز شيار كردند كه باز ماندگان را هنوز از چشم،خونابه روان است.
    به ياد آر،كه تنها دستاور كشتار، نان پاره ي بي قاتق سفره بي بركت ما بود.
    به ياد آر تاريخ ما بيقراري بود.نه باوري نه وطني.

  22. بنده گفت:

    خوب است که آرمانی دارید که بریتان مهم است………..پس برای ارمانتان و تحقق آن هزینه آن را بپردازید……البته شاید پرهزینه باشد ببینیند چقدر برایتان می ارزد ………………. خون باید بدهید اما معلوم نیست چقدر…………..این بسته به آنست که آرمانتان چقدر آرمان است ………. من که بعید می دانم موفق شوید …………. نه به خاطر قدرت زیاد طرف مقابل……………بلکه به خاطر ضعف باوراتان

  23. ali گفت:

    مهم كاري است كه اين عزيزان كردند و آن ب آشتفته كردن خواب ديكتارتور بود. زنده باد ياد و نامشان تا هميشه…

  24. یک ایرانی سبز گفت:

    با درود بر همه مردم آزاد اندیش و وارثان کوروش کبیر
    اینان دربند حاکمانی اند که از طرف مردم انتخاب نشده اند بلکه با زور و تزویر و در نقاب دین و حکومت دینی بر توده ها حاکم شده اند.
    عاقبت کدام دیکتاتوری سرنگونی نبوده است ؟ ما ملت مظلومی بوده ایم ولی از هوش و زرنگی بالایی هم برخوردار هستیم .
    یا حسین میر حسین

  25. لارستانی گفت:

    چرا اخبار لارستان رو منتشر نمیکند شماهم مثل رسانه ی دولتی ایران هستد واقعا” متأسفم که فکر میکردم شما امدید تا عدالت واقعی را برقرار کنید