سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مـــــــــــــــــــــــــردم از خــود می پرســــــــــــــــــــــند…...
» یادداشتی از میرحسین موسوی برای شب قدر

مـــــــــــــــــــــــــردم از خــود می پرســــــــــــــــــــــند…

چکیده :مردم ما از خود می پرســـــــند که استقلال سیاسی که ارمغان قیام و نثار خونهای بسیار بوده است تا چه اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان ومنطقه انجامیده است؟ /کاش به جای درخواست های مکرر از بازیگران صحنه بین المللی، یکبار هم که شده از مردم خویش می خواستند که فرصت جبران تمامی ستم ها و جفاهایی که بر مردم روا دشته اند به آنها بدهند/ چاره ای جز صبر واستقامت در راه احقاق حق نداریم و باید شعله های آگاهی را در ظلمت ناپایداری که این روزها بر میهنمان سایه افکنده است زنده نگه داریم و به یاد داشته باشیم که در شرایط کنونی، بسیاری از هموطنان ما با چهره های زشت و توانفرسای فقر و تنگدستی در زندگی مواجه...


کلمه: میرحسین موسوی نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در یادداشتی که همزمان با لیالی قدر منتشر می‌شود ماه رحمت را فرصتی برای به پرسش کشیدن وجدان های بیدار میداند  که در آن همگان به مرور کارنامه ی خود فراخوانده شده اند. کارنامه ای که نه صرفا منحصر به زندگی خصوصی آدمیان، بلکه گشوده به عرصه ی حیات اجتماعی آنان است. میرحسین در این یادداشت از پرسش‌هایی می‌گوید که مردم درباره ی حیات عمومی خود می‌کنند و از راه‌های بدیلی می‌گوید که حاکمان می توانستند و می توانند در پیشگاه مردم آنها را بیازمایند.

متن کامل یادداشت «آخرین نخست وزیر» پیش روی شماست:

این روزها مردم ما در با شکوه ترین و زیباترین میهمانی های هستی و نورانی ترین ماه سال حضور دارند. ماهی که نزول آیات و برکات آسمانی در آن صورت گرفته و می گیرد. شبهایی که انوار تجلیات شب قدر آن بر جان و دل یکایک بندگان خالق بی همتا نور افشانی می کند. شبهائی که درآن به مرور کارنامه خود فراخوانده شده ایم. هنگامه ای برای پرسش از آنچه کرده ایم. رستاخیزی کوچک و معاصر در محشر بزرگ قلبهایمان و در پیشگاه عدالت وجدان‌هایمان. دامنه این پرسشها نه تنهاگشوده به عرصه خصوصی و زندگی فردی است، که به عرصه حیات اجتماعی فرا می رود. مگر نه آنکه ما عضوی از جامعه و کنشگری در عرصه عمومی هستیم؟

امروز در جامعه ایرانی به تبع آنچه در بیش از یکسال گذشته اتفاق افتاده مردم بیشتر از هر زمانی با پرسشهای تعیین کننده و حساس درباره خود و جامعه ای که بدان تعلق دارند روبرو هستند.

در این شبهای قدر

مردم از خود می پرســـــــند قیام آنان به عنوان شهروندان، برای برپایی جامعه ای که در آن کرامت انسانی پاس داشته شود و زمینه رشد و شکوفائی استعدادهای خدادادشان فراهم آید و قدمهای روشن برای بهروزی آنان و جامعه برداشته شود، به کجا رسید. به راستی آنها تاچه اندازه به خواستهای بر حقشان یعنی استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت نزدیک گشته اند.

مردم ما از خود می پرســـــــند که استقلال سیاسی که ارمغان قیام و نثار خونهای بسیار بوده است تا چه اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان ومنطقه انجامیده است؟

می پرســـــــند آیا ما امید تحقق آنچه را که در بند یک سند چشم انداز بیست ساله آمده است به باد نداده ایم و آیا مدیریت غلط و ماجراجوئی های نابخردانه و دشمن تراشی های بیهوده در عرصه روابط خارجی، میراث گذشته پرافتخار ما را به باد نداده است؟ چه مانعی باعث شده که نظام نتواند از دستاوردهای سترگ مدیران فداکار و دانشمندان و متخصصان و مدافعان منافع ملی استفاده کند. و آیا می توان از سیاست خارجی که تنها در صدا و سیما و رسانه های مشخص دولتی پر هیبت و بااقتدار جلوه می کند و چهره ترحم انگیز آن را حتی درهای بسته گفتگوهای بی ثمر و ذلت بار نمی تواند پنهان کنند جز این انتظاری داشت؟ مردم ما به حق نگران حرکات خام دولتمردانی فاقد حمایت مردمی هستند، یعنی بی بهره از گرانبهاترین سرمایه و پشتوانه ما در تعاملات خارجی در طول دو دهه گذشته. و نگران از آنکه بی بهرگان از اعتماد ملی در پشت سر ملت چوب حراج بر منافع ملی بزنند و سرزمینی سوخته در پشت سر خود بر جای گذارند.

مردم از خود می پرســـــــند چه میزان از آزادی هائی که در پس قرنها اختناق و استبداد با نثار فداکاری ها و تحمل مشقتهای بی شمار به دست آمد و پاسداشت آنها در جای جای قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته باقی مانده است. و باز مردم می پرسند تا چه اندازه در جامعه ای که در آن قلم ها شکسته و دهانها بسته و روزنامه نگاران و فرهیختگان و استادان و معلمان و کارگران و زنان و مردان در پشت میله های زندان هستند و هرگونه انتقاد و اعتراض توطئه همداستانی با دشمنهای خودساخته خوانده می‌شود و هر گامی برای احقاق حق فتنه نامیده می‌شود، بحث از حقوق ملت و کرامت انسانی و آزادی ها موضوعیت دارد. با چمن کاری میدان آزادی و اینکه بگوئیم مردم ایران از بیشترین آزادی ها برخوردار هستند طعم تلخ دیکتاتوری در دهان شیرین نمی شود. مردم سوال می‌کنند که بدون ترس از زندانی شدن تا کجا می توانند از صاحبان قدرت سوال کنند.

مردم در شبهای شهادت حضرت علی علیه السلام از خود می پرســـــــند تا چه اندازه در زندگی شان از عدالت اجتماعی و اقتصادی و عدالت قضائی و حقوقی و عدالت اداری و استخدامی برخوردار شده اند؟ آیا در محاکم و دعاوی در پناه قانون هستند، یا قربانی اعمال نفوذ مراکز قدرتی می‌شوند که پایبندی به هیچ قانونی را بر نمی تابند؟ آیا بسیج و نیروهای نظامی و امنیتی و انتظامی از مال و جان و آبرو و حقوق آنان دفاع می کنند یا از مکانت و مکنت و قدرت زور مداران؟

مـــــــردم می پرســـــــند آیا سفره آنان امروز رنگین‌تر از دیروز است و یا حاصل وعده دروغین آوردن نفت بر سر سفره هاشان کوچکتر شدن این سفره ها و تحلیل رفتن لوازم رفاه در زندگی آنان بوده است؟

آنها سوگمندانه می پرســـــــند و می پرســـــــند کجا رفت آن حقوق شهروندی فارغ از هرگونه باور دینی و پیروی از هر مرام و مسلک، در حالی که چوب تکفیر و تفسیق از سوی محافل قدرت به بهانه دگراندیشی علیه همه متفکران و فرهیختگان بلندشده است؛ تا آنجا که وزیر دولت دانشگاه را به «باخاک یکسان کردن» تهدید می کند و نجوای عاشقانه ربنای یک هنرمند به علت کرنش نکردن در مقابل یال و کوپال داران از سر سفره افطار مومنان قطع می شود.

مردم ما از خود می پرســـــــند تا چه اندازه به آرزوهای دیرینه شان برای نیل به به پیشرفت ایران نزدیک شده اند. آیا سرمایه های تجدیدناپذیر در راه گسترش و تقویت زیرساختهای یک اقتصاد مولد و شکوفا هزینه شده است؟ و این پرسش مدام تکرار می شود کجا رفت بیش از چهارصد میلیارد دلار نفتی در سالیان اخیر…

آنها می پرســـــــند حاصل نظامی گری در عرصه تولید، توزیع و خدمات کشور آیا جز پدید آمدن قطب های اقتصادی انحصارگر، ناکارآمد و زیان ده و نیز نحیف شدن روزافزون بخش خصوصی و تعاونی بوده؟ آیا خصوصی سازی های نمایشی جز به اختصاصی سازی بنگاه ها و فعالیت های اقتصادی انجامیده است؟ آیا سیاست هایی که در دانشگاه‌ها، به ویژه در قبال علوم انسانی، اتخاذ شده است جز به پادگانی سازی مراکز علم آموزی منتهی شده است؟

و باز هم این مردم هستند که می پرســـــــند آیا آنچه با آموزگاران، دبیران و مدیران باتجربه ای که تنها گناهشان مخالفت با سیاست های نسنجیده دولت در حوزه تعلیم و تربیت است می شود ما را به توسعه علمی پایدار خواهد رساند؟ آیا واردات بی رویه کالا، کمر صنعت ملی را نشکسته است؟ چه کسانی و چه باندهائی از این سیاستها آن هم زیر لوای مبارزه با فساد دولتیان سود می برند؟ مگر سیاستگذاری های بی برنامه دولت در حوزه کشاورزی، باغداری، دامداری و شیلات، روستائیان ما را در دل نگرانی مستمر نسبت به آینده خود قرار نداده است؟ آیا اگر اکثریت مردم ایران مواجب بگیر کمیته امداد یا مراکز مشابه شوند، به آرمان جامعه پیشرفته دست یافته ایم؟

این پرسش ها و صدها پرسش مانند آن، دغدغه آحاد مردمان ایران عزیز شده است و تبلیغات دروغین در پائین آمدن نرخ تورم، نمایش های پرهزینه برای نشان دادن حمایت مردم از دولت، سخنرانی های پرهیاهو برای موفق نشان دادن سیاست های دولتمردان، اصرار مکرر در نشان دادن خاموشی صدای اعتراض و انتقاد مردم، آنچنان نخ نما و بی فایده شده که گویی استفاده پرتکرار از این ابزارها تنها برای تسلی دل حاکمان است که صورت می پذیرد. و باید هم همین باشد چراکه چشمهای مست از قدرت و تفرعن نمی توانند پوستر “دروغ ممنوع” را ببینند چه رسد اثرات آن را در هدف گذاری ها و سیاستها و اجرا.

در این شبها ای کاش حاکمان بیش از هر چیز به شکاف عمیق بی اعتمادی بین خود و مردم می اندیشیدند و عمق فاجعه ای که اتفاق افتاده را درک می کردند. اگر چنین بود، فرصت باقی مانده را غنیمت می شمردند و در این ماه توبه و مغفرت، از ظلمی که بر مردم روا داشته اند به درگاه پروردگار و مردم دست طلب آمرزش بلند می کردند.

کاش به جای درخواست های مکرر از بازیگران صحنه بین المللی، یکبار هم که شده از مردم خویش می خواستند که فرصت جبران تمامی ستم ها و جفاهایی را که بر مردم روا داشته اند به آنها بدهند.

کاش درهای زندان‌هایی که آزادزنان و آزادمردان دلسوز این آب و خاک را در آن به بند کشیده باز می کردند و از آنان درخواست می کردند که آنها را در نجات یافتن از وضعیت مخاطره آمیزی که در آن قرار دارند یاری دهند. مردم با زبان حال و قال می گویند اینقدر در هر مناسبتی که به بن بست بر می خورید دشمن دشمن نکنید و همه مصیبت ها را به دشمنان خود ساخته و موهوم نسبت ندهید. دشمن واقعی در درون شماست وگرنه وقتی به فریاد آزادی خواهی و مطالبه حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در دانشگاهها بر می‌خوردید، نمی گفتید که دانشگاهای مخالف تفرعن را با خاک یکسان می کنید. گیرم دانشگاهها را ویران کردید، با ملتی تشنه آزادی و فضیلت و عدالت چه می‌کنید؟

مردم می گویـــــند کاش به جای مهندسی فرهنگ و دانشگاهها بار دیگر پشتوانه عظیم مردمی را که روزگاری دولتمردان ما به هنگام نشستن پشت میز مذاکره همراه خود داشتند به دست می آوردید، تا می توانستید با عزت و اقتدار، از منافع ملی و بین المللی این سرزمین جانانه دفاع کنید.

ای کاش به جای دست و پا زدن برای توجیه مهاجرت بی سابقه سرمایه های انسانی، دست از مهندسی‌های بی فرجام نیروی علمی و کار کشور بر می داشتید و از این بزرگترین و ماندگارترین سرمایه کشور بهترین بهره ها را برای پیشرفت و توسعه این سرزمین محنت زده می گرفتید. شاید هنوز هم راه بازگشت باز باشد. انتخاباتی آزاد برگزار کنید و حق مردم در تعیین سرنوشت خود را به راستی به رسمیت بشناسید. و بدانید که حق تعیین سرنوشت تجلی کرامت انسانی است. شرکت در انتخابات یک حق است و بر گزاری انتخابات آزاد و غیر گزینشی تکلیف حکومت است.

از مردم بپرســـــــــید آنها به شما خواهند گفت زندانیان حوادث پس از انتخابات را آزاد و به جای آن، عاملان و آمران فجایع شوم را مجازات کنید و با باز کردن درهای زندان، خود را از چرخه پایان ناپذیر و مضمحل کننده به کارگیری خشونت و ستم بیشتر آزاد نمایید. راه و رسم سخن گفتنتان را با مردم دگرگون و صداقت و شفافیت را جایگزین دروغ و تزویر کنید. با مردم خود آشتی کنید و از پشتوانه آنها عزت کسب کنید، تا مجبور نشوید در مناسبات خارجی خود تن به ذلت دهید.

اسلام رحمانی را بجای اسلام متحجرین تشنه قدرت بنشانید، همکاری و همدلی و اتحاد مبتنی بر اجماع ملی را بر استفاده از زر و زور و تزویر ترجیح دهید، آنگاه خواهی دید که همین مردم ستم دیده از شما، آماده بخشش شما خواهد بود و با بزرگ‌منشی، که از ویژگی‌های تاریخی ایرانیان است، به شما فرصت جبران همه جفاهایی را که در حق آنها کرده اید خواهند داد. در غیر این صورت، مردم شما را تنها خواهند گذاشت و سرانجام همه حکومت‌های خودکامه ای که ملتشان آنها را تنها گذاشت، در انتظارتان خواهد بود.

و سخن آخر این همراه کوچک جنبش سبز، با دیگر همراهان پایدار و مقاوم در سراسر ایران عزیز است. دوستان همراه، نوجوانان، جوانان و سالمندان، زنان و مردان حق طلب، روستائیان و شهرنشینان غیور، در هر کجای این سرزمین پرعظمت که زندگی می کنیم چاره ای جز صبر و استقامت در راه احقاق حق نداریم و باید شعله های آگاهی را در ظلمت ناپایداری که این روزها بر میهنمان سایه افکنده است زنده نگه داریم و به یاد داشته باشیم که در شرایط کنونی، بسیاری از هموطنان ما با چهره های زشت و توانفرسای فقر و تنگدستی در زندگی مواجه هستند. بسیاری از همسایگان ما شب را با دل نگرانی نسبت به فردا سپری می کنند. چه بسیار که در پرداخت هزینه های درمانی فرزندانشان درمانده اند. چه بسیار که خود فروشی و اعتیاد، خانمانشان را برباد داده است. و بی شک وظیفه همه ماست که دست درماندگان را بگیریم، در سفره هایمان با آنها شریک شویم، سنت دیرینه ایرانی در اطعام و نذورات و انفاق را زنده نگه داریم، جلوه های زیبای اسلام رحمانی را به نمایش بگذاریم و از حال و روز یکدیگر با خبر شویم. مگر نه این است که پیشوای پنجم ما به جابر فرمود که شیعیان ما شناخته نمی شوند مگر به تواضع، خشوع در برابر خداوند، امانت و درستکاری، به یاد خدا بودن، روزه و نماز، نیکوکاری نسبت به پدر و مادر، رسیدگی به همسایگان فقیر و بیچاره و ورشکسته و یتیم، راستگویی، قرآن خواندن، بدگویی نکردن به مردم، و درباره مردم سخن نگفتن مگر به نیکی؟ و مگر نه این است که اینها پایه ها و مغز دینداری در همه ادیان الهی است؟ از بزرگداشت خانواده های شهدای انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات غفلت نورزیم، و به یاد داشته باشیم که تعیین کننده سرنوشت این ملت، نه بازیگران منفعت جوی سیاست ورزی رسمی، که ظهور ملتی است که مدنیت پاینده و عزم راسخ خود را برای حق خواهی و تحول برای آینده ای بهتر در راهپیمایی عظیم مردمی ۲۵ خرداد سال گذشته، به نمایش گذاشت. اعتماد به مدنیت، همچون لنگری است که این ملت را در طول بحران ها و توفان های سهمگین، پابرجا نگه داشته است و به اتکای آن، پرچم هویت دینی – ملی خویش را از گزند تندبادهای حوادث، مصون و پراهتزاز نگاه خواهد داشت.


155 پاسخ به “مـــــــــــــــــــــــــردم از خــود می پرســــــــــــــــــــــند…”

  1. mj گفت:

    انصافا متن قشنگی بود…خیلی مردی میر حسین…دمت گرم.

  2. ناشناس گفت:

    موسوي زنده باد، کروبي پاينده باد

  3. ناشناس گفت:

    صاحب نامت نگهدارت قهرمان

  4. سعید گفت:

    ما بی شماریم. . .

    گیرم که امروز با رعب و وحشت ، مردم را تهدید کردید که پاسخ گل ، گلوله ست . با فرداهایی که بارها در تاریخ آمده است چه خواهید کرد ؟ حکومتی که پشتوانه ی مردمی داشته باشد و رییس دولتش را مردم انتخاب کرده باشند این قدر هراس ندارد و تند تند به منازل بزرگان این سرزمین حمله نمی برد. اوباشی گری را کنار بگذارید و به آغوش ملت باز گردید . . .

    یا حسین . . . میرحسین

    درود بر شیخ شجاع

    و درود بر همسران هر دوی این بزرگواران .

  5. سبز SABZ گفت:

    ممنون میر حسین عزیز
    vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

  6. مانی گفت:

    من که در هر صورت در تظاهرات فردا شرکت خواهم کرد ٫
    ولی ای کاش میرحسین عزیز هم من را دعوت می کرد
    …

  7. شهراد گفت:

    متن زیبایی است و زیباست چرا که متنی بر پایه حقیقت است . سخن کز دل براید لاجرم بر دل نشیند .
    در ضمن سعید سبز عزیز خود را حقیر ننامید. گرایشی که انسان را به انجا میبرد که خود را حقیر بنامد در موقعیت دیگر فرد را وامیدارد که دیگران را حقیر و مهجور و نیازمند قیم و قس الیهذا..بنامد.

  8. رضا ایرانی گفت:

    از درون و قلوب مردم سخن می گویی، میرحسین عزیز! رئیس جمهور قانونی ایران!
    افتخار مردم ایران، نماد صداقت و شجاعت، در قلوب مردم آشیانه کرده ای!
    ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
    که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
    الیس صبح بقریب

  9. milad گفت:

    درود بر مهندس موسوی عزیز که هیچ گاه تحت تاثیر احساسات خودش یا دیگران چه سبز و چه غیر سبز قرار نمیگیرد و همیشه عقلانی صحبت می کند

  10. علی گفت:

    درود بر شما میرحسین عزیز

  11. جواد گفت:

    سلانم و درود به میر حسین موسوی ,ازاد مرد ایران زمین و دشمن ستمکاران و ظالمان.
    درود بر تو و اندیشه ات که پر از حقیقت است, حقیقتی تلخ که وجدان هر انسان اگاهی را میازارد, وای بر انها که با نام دین و اسلام این چنین ظلم میکنند, اما ما ایمان داریم که دیری نخواهد پائید که از تر س مردم و ظلمهای که در حق انها شده یا باید فرار کنند و یا خودکشی , مردم پاسخ اینهمه ظلمی که در حقشان شده را خواهند داد, نه انکه به فکر انتقام باشند چرا که انتقام گرفتن رسم مردم بزرگ ایران زمین نیست, مردم پاسخ انها را که با دروغ و فریب سرمایهای ملی ما را نابود میکنند خواهند داد تا پیروزی نهائی باید که صبر و استقامت داشت , درود بر تو مهندس شجاع و اگاه ما

  12. محافظ میر گفت:

    درود بر تو ای میرحسین عزیز
    تو تنها کسی هستی که میشه به حرفات اعتماد کرد

  13. سبز سبز گفت:

    با تشکر از میر حسین عزیزمان

  14. سیاوش گفت:

    ….باید شبکه های اجتماعی را برای بسط و گسترش آگاهی ها و اخبار راستین و فرهنگ جذاب جنبش سبز مستحکم تر و ریشه دار تر سازیم..که در این باب،راههای زیادی موجود است..خدا پشت و پناهتان

  15. sabz گفت:

    مثل همیشه دوست داریم

  16. سام گفت:

    چون همیشه بسیار عالی بود ان الله مع الصابرین

  17. ج-ح گفت:

    خون تازه ای بود در رگهای جنبش سبز ملت ایران میر حسین عزیز شجاعتت را می ستایم و با ایمان و پایداری دلاوران این سرزمین خداوندان فریب و دروغ را به زیر می کشیم یا حسین میر حسین

  18. نرگس گفت:

    مطمئن باش ما هم همین طور فکر می کنیم و صبر و استقامت می کنیم. در این شبهای قدر و ما هم تشنه عدالت صحبتهای خیلی بجایی بود

  19. پیاده نظام سبز گفت:

    اینقدر می آیم بیرون اینقدر کتک می خوریم تا خودتون خسته بشید. مرگ بر دیکتاتور

  20. همراه سبز گفت:

    جدا” که عاقلی و صادق. برا همین دوست داریم و همراهتیم.

  21. احمد گفت:

    اقای موسوی همه به ما میگویند شما هنوز هم به جنبش خودتان امید واریید .میخندند ولبان خود را کج میکنند.تو را خدا یک خودی نشون بده تا فراموش نشیم

  22. احمد گفت:

    اقای موسوی همه به ما میگویند شما هنوز هم به جنبش خودتان امید واریید .میخندند ولبان خود را ……… میکنند.تو را خدا یک خودی نشون بده تا فراموش نشیم

  23. احمد گفت:

    ایا چیزهایی که مینویسیم قابل رد یابی هست
    کلمه: ضمن ابراز تاسف از اینکه مردم عزیزمان برای یک ابراز نظر ساده باید نگران ردیابی و …باشند به اطلاع می رسانیم که خیر مظر دهی در کلمه قابل رد یابی نیست.

  24. رضا -تهران گفت:

    درود بر مردی که از جنس مردم است

  25. نو نوا گفت:

    جناب مهندس موسوي؛
    شما آبروي تشيع هستيد . نام شما در کنار آزادمردان ديندار اين مرز و بوم مي درخشد. افتخار مي کنم که به شما راي دادم و با قطعيت مي گويم سد استبداد ترک خورده است. دير يا زود خواهد شکست و اقيانوس زلال آزادي جاي جاي ايران اسلامي و متمدن را غرق در خود خواهد کرد.
    درود بر شهداي آزاديخواهي از ياسر و حمزه تا حاج احمد کاظمي و محمد کامراني. و درود بر تو که اينچنين پايمردانه در برابر استبداد ايستاده اي.

  26. احمد20 گفت:

    مردم از خود میپرسند ایا اقای موسوی درچه فکری خواب خوب میبینه یا ناامید ووقت میگذراند

  27. پويا گفت:

    از نظر آنها كودتا هنوز تكميل نيست …. از نظر آنها كشور بايد در حالت بحراني باشد مردم بايد در نيازهاي اوليه شان گرفتار باشند تا نسبت به مسايل سياسي بي تفاوت باشند كه متاسفانه تحريمها هم به حكومت كمك ميكند . به نظر من قدم بعدي كودتا بركناري رفسنجاني از شوراي خبرگان و قرار دادن فردي كه … را ظاهرا قانوني ولي با زور رهبر كند . و واقعا چاره اي جز صبر و استقامت و كمك به يكديگر و البته دعا نيست !

  28. ناشناس گفت:

    آفرین بر مهندس میر حسین موسوی.
    در مسیر نیل به آزادی و ایرانی آزاد، همه با هم با حفظ عقلانیت قدم می زنیم.

  29. abdullah گفت:

    سلام. درود بر تو و مردم داریت. درود بر تو سید بزرگوار که درخت جنبش سبز را زنده و سربلند نگاه میداری. مرگ بر دیکتاتوری و بی‌ بصیرتی مدعیان دین و مذهب

  30. چیزی برای افزودن به این یاداشت باقی نمانده است جز اینکه بگویم بسختی میتوان این غمنامه دلسوزانه، منطقی و مسئولانه را خواند و از آنچه بر مردم و میهنمان رفته است در تأثری عمیق فرو نرفت.
    بسختی میتوان این سطور را خواند و بر شهامت سیاسی و مدنی نگارنده آن تحسین نگفت.
    درود بر موسوی و کروبی
    پیروز باد جنبش سبز

  31. سبز سبز گفت:

    مردم از خود نمی پرسند که آقای موسوی خواب خوب می بینه یا ناامید وقت می گذراند. مردم می دانند که موسوی بیش از توان خود در حال هزینه کردن است و قدردان او هستند. شاید منظور شما از مردم آنهایی است که بیرون گود نشسته اند و منتظرند موسوی حریف را خاک کند. در حالی که ما در یک جنبش قرار داریم و موسوی هم یکی از اعضای این جنبش است. در یک جنبش کسی از کسی نمی پرسد که تو برای ما چه کرده ای بلکه از خود می پرسد من برای جنبش چه کرده ام؟

  32. سپیده گفت:

    وقتی دل بستیم به جنبش سبزمان، می دانستیم که مثل زندگی سبز و مثل زندگی حرکتی همیشگی و پایدار است.

    ما با صبر قدم هایمان را با حرکت زیبایش هماهنگ می کنیم. پیش به سوی آزادی….

  33. فرهنگ گفت:

    تا ته قصه چه پیدا وچه پنهون با توام
    زیر آوار مصیبت یا که بارون با توام
    سخت گرفته همه دنیا تا تو رو رها کنم
    تو هجوم سختیا،ببین چه آسون با توام

  34. ehsan گفت:

    با درود به تو اي مرد آزاده که اگر تو را با اميرکبير، ستارخان و ديگر نام آوران عرصه ملي ايران مقايسه کنيم به گزاف نيست و ارزش کار تو همانند کار آن بزرگمردان در آينده نمود و درک بيشتري پيدا مي کند زمانيکه قدرت روشنايي علم و معرفت بر تاريکي جهل چيره گردد و آن روز دير نيست

  35. شهرام گفت:

    آقای موسوی نرود میخ آهنین در سنگ

  36. tabriz/iran گفت:

    ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند
    تا آخرین قطرهء خونمان ترا تنها نخواهیم گذاشت میر حسین بزرگ.

  37. ناشناس گفت:

    ان الله مع الصابرین

  38. محسن گفت:

    سلام درود بر میر حسین مرد همیشه سبز و وفادار ملت ما هستیم اقا با شما تا اخرین قطره خون

  39. محمد گفت:

    درود بر موسوى وكروبى

  40. mohammad گفت:

    اگر صلاح است که گاهی اوقات برای پویایی این جنبش و آگاهی بخشی بیشتر مردم تجمعاتی با یک کار ابتکاری، این که کامنت هایی از طریق بعضی ها برای مکان یا مسیر تجمع و راهپیمایی قرار داده شود و بقیه در پاسخ نظر دهند و اگر به نتیجه خوبی رسید و تعداد پاسخ ها بالا بود آنر در سایت هایی دیگر برای اطلاع گسترش دهند. مثلا می خواهیم نماز عید فطر در فلان مسجد یاخیابان برگزار شود.

  41. شمه گفت:

    مهندس بازرگان : “دموکراسی نه دادنی ست و نه گرفتنی ، دموکراسی آموختنی است ” زنده باد صبر و مقاومت سبز

  42. شوکت گفت:

    به لطف تکنولوژی و الحمدلله همه این بیانیه ها چون سندی تاریخی در اسناد این مرز و بوم می ماند . اینها اتمام حجتی از جانب همه مردم ایران با صاحبان قدرت است . اگر گوش کنند و این لطف خدا به آنها را متوجه شوند و زود جبران کنند که هیچ و گرنه دیگر خیلی دیر شده و بارقه غضب الهی دودمان اهل قدرت متکبر و مقدس نما را به آتش خواهد کشید . یعنی آیا می شنوند؟ آیا می بینند؟ یا گوش دارند ولی نمی شنوند؟ چشم دارند ولی سرمست از قدرت و چاپلوسی اطرافیان نمی بینند!!!

  43. ش گفت:

    بعد از انتخابات شرکت در مراسم مراکز اسلامی خارج کشور هم به شکل قابل توجهی کمرنگ شده . مخصوصا” مراکزی که بوق سیاسی هستند. ایرانیان خارج کشور هم با شوق این بیانیه ها را می خوانند و در این ماه برای ایران ضعیف شده در این جهان پیشرفته دعا می کنند

  44. ایرانی گفت:

    “مردم با زبان حال و قال می گویند اینقدر در هر مناسبتی که به بن بست بر می خورید دشمن دشمن نکنید و همه مصیبت ها را به دشمنان خود ساخته و موهوم نسبت ندهید. دشمن واقعی در درون شماست وگرنه وقتی به فریاد آزادی خواهی و مطالبه حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در دانشگاهها بر می‌خوردید، نمی گفتید که دانشگاهای مخالف تفرعن را با خاک یکسان می کنید. گیرم دانشگاهها را ویران کردید، با ملتی تشنه آزادی و فضیلت و عدالت چه می‌کنید؟”

  45. ناشناس گفت:

    مهندس جانم شیخ شجاع ما تنهاست

  46. علی گفت:

    سید اشک به صورت آدم می دوزی این شب قدری…نفست که هیچ کلامت هم حق است..

  47. سید علی گفت:

    نصرمن الله و فتح غریب

  48. وحید گفت:

    به امید پیروزی حق بر باطل

  49. يکي ديگه بود که گفت: گفت:

    فراخوان براي حضور سبزها در راهپبمايي فردا کو؟؟؟

  50. علی گفت:

    مردم از خود می پرسند چرا 20 ساعت مونده به روز قدس آقای موسوی به جای یه بیاین یا نیاین خشک و خالی این حرف های کااااااااااااااااااااملا تکراری رو تحویلشون میده؟

    • سبزینه گفت:

      شما دنبال آزادی می گردی اما بدجوری مثل این که به بیا و نیا و بکن و نکن عادت کردی…..برادر من ما باید بیدار بشم باید بزرگ بشیم….اونوقت دیگران رو بیدار کنیم تا بتونیم کاری از پیش ببریم …حالا فرض کن امسال هم چند میلیون سبز می اومدن تو خیابون روز قدس چه اتفاقی می افتاد؟ اگه هدف نشان دادن قدرت بود که ما نشان دادیم و به همین خاطر هم این همه ازمون می ترسند!