سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مـــــــــــــــــــــــــردم از خــود می پرســــــــــــــــــــــند…...
» یادداشتی از میرحسین موسوی برای شب قدر

مـــــــــــــــــــــــــردم از خــود می پرســــــــــــــــــــــند…

چکیده :مردم ما از خود می پرســـــــند که استقلال سیاسی که ارمغان قیام و نثار خونهای بسیار بوده است تا چه اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان ومنطقه انجامیده است؟ /کاش به جای درخواست های مکرر از بازیگران صحنه بین المللی، یکبار هم که شده از مردم خویش می خواستند که فرصت جبران تمامی ستم ها و جفاهایی که بر مردم روا دشته اند به آنها بدهند/ چاره ای جز صبر واستقامت در راه احقاق حق نداریم و باید شعله های آگاهی را در ظلمت ناپایداری که این روزها بر میهنمان سایه افکنده است زنده نگه داریم و به یاد داشته باشیم که در شرایط کنونی، بسیاری از هموطنان ما با چهره های زشت و توانفرسای فقر و تنگدستی در زندگی مواجه...


کلمه: میرحسین موسوی نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در یادداشتی که همزمان با لیالی قدر منتشر می‌شود ماه رحمت را فرصتی برای به پرسش کشیدن وجدان های بیدار میداند  که در آن همگان به مرور کارنامه ی خود فراخوانده شده اند. کارنامه ای که نه صرفا منحصر به زندگی خصوصی آدمیان، بلکه گشوده به عرصه ی حیات اجتماعی آنان است. میرحسین در این یادداشت از پرسش‌هایی می‌گوید که مردم درباره ی حیات عمومی خود می‌کنند و از راه‌های بدیلی می‌گوید که حاکمان می توانستند و می توانند در پیشگاه مردم آنها را بیازمایند.

متن کامل یادداشت «آخرین نخست وزیر» پیش روی شماست:

این روزها مردم ما در با شکوه ترین و زیباترین میهمانی های هستی و نورانی ترین ماه سال حضور دارند. ماهی که نزول آیات و برکات آسمانی در آن صورت گرفته و می گیرد. شبهایی که انوار تجلیات شب قدر آن بر جان و دل یکایک بندگان خالق بی همتا نور افشانی می کند. شبهائی که درآن به مرور کارنامه خود فراخوانده شده ایم. هنگامه ای برای پرسش از آنچه کرده ایم. رستاخیزی کوچک و معاصر در محشر بزرگ قلبهایمان و در پیشگاه عدالت وجدان‌هایمان. دامنه این پرسشها نه تنهاگشوده به عرصه خصوصی و زندگی فردی است، که به عرصه حیات اجتماعی فرا می رود. مگر نه آنکه ما عضوی از جامعه و کنشگری در عرصه عمومی هستیم؟

امروز در جامعه ایرانی به تبع آنچه در بیش از یکسال گذشته اتفاق افتاده مردم بیشتر از هر زمانی با پرسشهای تعیین کننده و حساس درباره خود و جامعه ای که بدان تعلق دارند روبرو هستند.

در این شبهای قدر

مردم از خود می پرســـــــند قیام آنان به عنوان شهروندان، برای برپایی جامعه ای که در آن کرامت انسانی پاس داشته شود و زمینه رشد و شکوفائی استعدادهای خدادادشان فراهم آید و قدمهای روشن برای بهروزی آنان و جامعه برداشته شود، به کجا رسید. به راستی آنها تاچه اندازه به خواستهای بر حقشان یعنی استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت نزدیک گشته اند.

مردم ما از خود می پرســـــــند که استقلال سیاسی که ارمغان قیام و نثار خونهای بسیار بوده است تا چه اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان ومنطقه انجامیده است؟

می پرســـــــند آیا ما امید تحقق آنچه را که در بند یک سند چشم انداز بیست ساله آمده است به باد نداده ایم و آیا مدیریت غلط و ماجراجوئی های نابخردانه و دشمن تراشی های بیهوده در عرصه روابط خارجی، میراث گذشته پرافتخار ما را به باد نداده است؟ چه مانعی باعث شده که نظام نتواند از دستاوردهای سترگ مدیران فداکار و دانشمندان و متخصصان و مدافعان منافع ملی استفاده کند. و آیا می توان از سیاست خارجی که تنها در صدا و سیما و رسانه های مشخص دولتی پر هیبت و بااقتدار جلوه می کند و چهره ترحم انگیز آن را حتی درهای بسته گفتگوهای بی ثمر و ذلت بار نمی تواند پنهان کنند جز این انتظاری داشت؟ مردم ما به حق نگران حرکات خام دولتمردانی فاقد حمایت مردمی هستند، یعنی بی بهره از گرانبهاترین سرمایه و پشتوانه ما در تعاملات خارجی در طول دو دهه گذشته. و نگران از آنکه بی بهرگان از اعتماد ملی در پشت سر ملت چوب حراج بر منافع ملی بزنند و سرزمینی سوخته در پشت سر خود بر جای گذارند.

مردم از خود می پرســـــــند چه میزان از آزادی هائی که در پس قرنها اختناق و استبداد با نثار فداکاری ها و تحمل مشقتهای بی شمار به دست آمد و پاسداشت آنها در جای جای قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته باقی مانده است. و باز مردم می پرسند تا چه اندازه در جامعه ای که در آن قلم ها شکسته و دهانها بسته و روزنامه نگاران و فرهیختگان و استادان و معلمان و کارگران و زنان و مردان در پشت میله های زندان هستند و هرگونه انتقاد و اعتراض توطئه همداستانی با دشمنهای خودساخته خوانده می‌شود و هر گامی برای احقاق حق فتنه نامیده می‌شود، بحث از حقوق ملت و کرامت انسانی و آزادی ها موضوعیت دارد. با چمن کاری میدان آزادی و اینکه بگوئیم مردم ایران از بیشترین آزادی ها برخوردار هستند طعم تلخ دیکتاتوری در دهان شیرین نمی شود. مردم سوال می‌کنند که بدون ترس از زندانی شدن تا کجا می توانند از صاحبان قدرت سوال کنند.

مردم در شبهای شهادت حضرت علی علیه السلام از خود می پرســـــــند تا چه اندازه در زندگی شان از عدالت اجتماعی و اقتصادی و عدالت قضائی و حقوقی و عدالت اداری و استخدامی برخوردار شده اند؟ آیا در محاکم و دعاوی در پناه قانون هستند، یا قربانی اعمال نفوذ مراکز قدرتی می‌شوند که پایبندی به هیچ قانونی را بر نمی تابند؟ آیا بسیج و نیروهای نظامی و امنیتی و انتظامی از مال و جان و آبرو و حقوق آنان دفاع می کنند یا از مکانت و مکنت و قدرت زور مداران؟

مـــــــردم می پرســـــــند آیا سفره آنان امروز رنگین‌تر از دیروز است و یا حاصل وعده دروغین آوردن نفت بر سر سفره هاشان کوچکتر شدن این سفره ها و تحلیل رفتن لوازم رفاه در زندگی آنان بوده است؟

آنها سوگمندانه می پرســـــــند و می پرســـــــند کجا رفت آن حقوق شهروندی فارغ از هرگونه باور دینی و پیروی از هر مرام و مسلک، در حالی که چوب تکفیر و تفسیق از سوی محافل قدرت به بهانه دگراندیشی علیه همه متفکران و فرهیختگان بلندشده است؛ تا آنجا که وزیر دولت دانشگاه را به «باخاک یکسان کردن» تهدید می کند و نجوای عاشقانه ربنای یک هنرمند به علت کرنش نکردن در مقابل یال و کوپال داران از سر سفره افطار مومنان قطع می شود.

مردم ما از خود می پرســـــــند تا چه اندازه به آرزوهای دیرینه شان برای نیل به به پیشرفت ایران نزدیک شده اند. آیا سرمایه های تجدیدناپذیر در راه گسترش و تقویت زیرساختهای یک اقتصاد مولد و شکوفا هزینه شده است؟ و این پرسش مدام تکرار می شود کجا رفت بیش از چهارصد میلیارد دلار نفتی در سالیان اخیر…

آنها می پرســـــــند حاصل نظامی گری در عرصه تولید، توزیع و خدمات کشور آیا جز پدید آمدن قطب های اقتصادی انحصارگر، ناکارآمد و زیان ده و نیز نحیف شدن روزافزون بخش خصوصی و تعاونی بوده؟ آیا خصوصی سازی های نمایشی جز به اختصاصی سازی بنگاه ها و فعالیت های اقتصادی انجامیده است؟ آیا سیاست هایی که در دانشگاه‌ها، به ویژه در قبال علوم انسانی، اتخاذ شده است جز به پادگانی سازی مراکز علم آموزی منتهی شده است؟

و باز هم این مردم هستند که می پرســـــــند آیا آنچه با آموزگاران، دبیران و مدیران باتجربه ای که تنها گناهشان مخالفت با سیاست های نسنجیده دولت در حوزه تعلیم و تربیت است می شود ما را به توسعه علمی پایدار خواهد رساند؟ آیا واردات بی رویه کالا، کمر صنعت ملی را نشکسته است؟ چه کسانی و چه باندهائی از این سیاستها آن هم زیر لوای مبارزه با فساد دولتیان سود می برند؟ مگر سیاستگذاری های بی برنامه دولت در حوزه کشاورزی، باغداری، دامداری و شیلات، روستائیان ما را در دل نگرانی مستمر نسبت به آینده خود قرار نداده است؟ آیا اگر اکثریت مردم ایران مواجب بگیر کمیته امداد یا مراکز مشابه شوند، به آرمان جامعه پیشرفته دست یافته ایم؟

این پرسش ها و صدها پرسش مانند آن، دغدغه آحاد مردمان ایران عزیز شده است و تبلیغات دروغین در پائین آمدن نرخ تورم، نمایش های پرهزینه برای نشان دادن حمایت مردم از دولت، سخنرانی های پرهیاهو برای موفق نشان دادن سیاست های دولتمردان، اصرار مکرر در نشان دادن خاموشی صدای اعتراض و انتقاد مردم، آنچنان نخ نما و بی فایده شده که گویی استفاده پرتکرار از این ابزارها تنها برای تسلی دل حاکمان است که صورت می پذیرد. و باید هم همین باشد چراکه چشمهای مست از قدرت و تفرعن نمی توانند پوستر “دروغ ممنوع” را ببینند چه رسد اثرات آن را در هدف گذاری ها و سیاستها و اجرا.

در این شبها ای کاش حاکمان بیش از هر چیز به شکاف عمیق بی اعتمادی بین خود و مردم می اندیشیدند و عمق فاجعه ای که اتفاق افتاده را درک می کردند. اگر چنین بود، فرصت باقی مانده را غنیمت می شمردند و در این ماه توبه و مغفرت، از ظلمی که بر مردم روا داشته اند به درگاه پروردگار و مردم دست طلب آمرزش بلند می کردند.

کاش به جای درخواست های مکرر از بازیگران صحنه بین المللی، یکبار هم که شده از مردم خویش می خواستند که فرصت جبران تمامی ستم ها و جفاهایی را که بر مردم روا داشته اند به آنها بدهند.

کاش درهای زندان‌هایی که آزادزنان و آزادمردان دلسوز این آب و خاک را در آن به بند کشیده باز می کردند و از آنان درخواست می کردند که آنها را در نجات یافتن از وضعیت مخاطره آمیزی که در آن قرار دارند یاری دهند. مردم با زبان حال و قال می گویند اینقدر در هر مناسبتی که به بن بست بر می خورید دشمن دشمن نکنید و همه مصیبت ها را به دشمنان خود ساخته و موهوم نسبت ندهید. دشمن واقعی در درون شماست وگرنه وقتی به فریاد آزادی خواهی و مطالبه حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در دانشگاهها بر می‌خوردید، نمی گفتید که دانشگاهای مخالف تفرعن را با خاک یکسان می کنید. گیرم دانشگاهها را ویران کردید، با ملتی تشنه آزادی و فضیلت و عدالت چه می‌کنید؟

مردم می گویـــــند کاش به جای مهندسی فرهنگ و دانشگاهها بار دیگر پشتوانه عظیم مردمی را که روزگاری دولتمردان ما به هنگام نشستن پشت میز مذاکره همراه خود داشتند به دست می آوردید، تا می توانستید با عزت و اقتدار، از منافع ملی و بین المللی این سرزمین جانانه دفاع کنید.

ای کاش به جای دست و پا زدن برای توجیه مهاجرت بی سابقه سرمایه های انسانی، دست از مهندسی‌های بی فرجام نیروی علمی و کار کشور بر می داشتید و از این بزرگترین و ماندگارترین سرمایه کشور بهترین بهره ها را برای پیشرفت و توسعه این سرزمین محنت زده می گرفتید. شاید هنوز هم راه بازگشت باز باشد. انتخاباتی آزاد برگزار کنید و حق مردم در تعیین سرنوشت خود را به راستی به رسمیت بشناسید. و بدانید که حق تعیین سرنوشت تجلی کرامت انسانی است. شرکت در انتخابات یک حق است و بر گزاری انتخابات آزاد و غیر گزینشی تکلیف حکومت است.

از مردم بپرســـــــــید آنها به شما خواهند گفت زندانیان حوادث پس از انتخابات را آزاد و به جای آن، عاملان و آمران فجایع شوم را مجازات کنید و با باز کردن درهای زندان، خود را از چرخه پایان ناپذیر و مضمحل کننده به کارگیری خشونت و ستم بیشتر آزاد نمایید. راه و رسم سخن گفتنتان را با مردم دگرگون و صداقت و شفافیت را جایگزین دروغ و تزویر کنید. با مردم خود آشتی کنید و از پشتوانه آنها عزت کسب کنید، تا مجبور نشوید در مناسبات خارجی خود تن به ذلت دهید.

اسلام رحمانی را بجای اسلام متحجرین تشنه قدرت بنشانید، همکاری و همدلی و اتحاد مبتنی بر اجماع ملی را بر استفاده از زر و زور و تزویر ترجیح دهید، آنگاه خواهی دید که همین مردم ستم دیده از شما، آماده بخشش شما خواهد بود و با بزرگ‌منشی، که از ویژگی‌های تاریخی ایرانیان است، به شما فرصت جبران همه جفاهایی را که در حق آنها کرده اید خواهند داد. در غیر این صورت، مردم شما را تنها خواهند گذاشت و سرانجام همه حکومت‌های خودکامه ای که ملتشان آنها را تنها گذاشت، در انتظارتان خواهد بود.

و سخن آخر این همراه کوچک جنبش سبز، با دیگر همراهان پایدار و مقاوم در سراسر ایران عزیز است. دوستان همراه، نوجوانان، جوانان و سالمندان، زنان و مردان حق طلب، روستائیان و شهرنشینان غیور، در هر کجای این سرزمین پرعظمت که زندگی می کنیم چاره ای جز صبر و استقامت در راه احقاق حق نداریم و باید شعله های آگاهی را در ظلمت ناپایداری که این روزها بر میهنمان سایه افکنده است زنده نگه داریم و به یاد داشته باشیم که در شرایط کنونی، بسیاری از هموطنان ما با چهره های زشت و توانفرسای فقر و تنگدستی در زندگی مواجه هستند. بسیاری از همسایگان ما شب را با دل نگرانی نسبت به فردا سپری می کنند. چه بسیار که در پرداخت هزینه های درمانی فرزندانشان درمانده اند. چه بسیار که خود فروشی و اعتیاد، خانمانشان را برباد داده است. و بی شک وظیفه همه ماست که دست درماندگان را بگیریم، در سفره هایمان با آنها شریک شویم، سنت دیرینه ایرانی در اطعام و نذورات و انفاق را زنده نگه داریم، جلوه های زیبای اسلام رحمانی را به نمایش بگذاریم و از حال و روز یکدیگر با خبر شویم. مگر نه این است که پیشوای پنجم ما به جابر فرمود که شیعیان ما شناخته نمی شوند مگر به تواضع، خشوع در برابر خداوند، امانت و درستکاری، به یاد خدا بودن، روزه و نماز، نیکوکاری نسبت به پدر و مادر، رسیدگی به همسایگان فقیر و بیچاره و ورشکسته و یتیم، راستگویی، قرآن خواندن، بدگویی نکردن به مردم، و درباره مردم سخن نگفتن مگر به نیکی؟ و مگر نه این است که اینها پایه ها و مغز دینداری در همه ادیان الهی است؟ از بزرگداشت خانواده های شهدای انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات غفلت نورزیم، و به یاد داشته باشیم که تعیین کننده سرنوشت این ملت، نه بازیگران منفعت جوی سیاست ورزی رسمی، که ظهور ملتی است که مدنیت پاینده و عزم راسخ خود را برای حق خواهی و تحول برای آینده ای بهتر در راهپیمایی عظیم مردمی ۲۵ خرداد سال گذشته، به نمایش گذاشت. اعتماد به مدنیت، همچون لنگری است که این ملت را در طول بحران ها و توفان های سهمگین، پابرجا نگه داشته است و به اتکای آن، پرچم هویت دینی – ملی خویش را از گزند تندبادهای حوادث، مصون و پراهتزاز نگاه خواهد داشت.


155 پاسخ به “مـــــــــــــــــــــــــردم از خــود می پرســــــــــــــــــــــند…”

  1. omid گفت:

    mersy mire ghahremane mellat. V

  2. محمد گفت:

    با سلام
    کودتا و سوئ استفاده از بیت المال در جهت ارعاب مردم فعلا تا این لحظه نتیجه بخش بوده برای ضرغامی و احمدی و دار و دستشون که با ماجراجویی چند صباحی را خوش بگذرانند.عیبی نداره آخرش یکی از همین کودتاچی های بازیخورده جلوشون وای میسته و ختم همه فجایع ولی افسوس که بزرگان نظام واقعیت ها را نمی خواهند ببینند و در صدد انتقامجویی و حسادت از سران (رهبران محبوب) بخوانید فتنه برای تازه به دو ران رسیده ها هستند.بابا نمیشه با زور عشق به رهبران محبوب را که نشئت گرفته از امام بزرگوارمان خمینی کبیر است را در این بزرگان بفراموشی سپرد.هرگز کسانی را که مقابل امام جبهه میگرفتند را از یاد نمی بریم.
    محمد.ت

  3. ميثم گفت:

    مهندس موسوي شهيد زنده است…نه …همه شهدا زنده اند…ميرحسين زبان جاري همه شهداي ماست…

  4. حامد گفت:

    زنده باشی ای مرد آزاده. الحق که انتخاب مان درست بوده است چرا که در مقابل تمامی از خدا بی خبران، یک تنه ایستاده ای می دانم که در راهت ثابت قدم خواهی بود و دست در دست آدمهایی که دستشان به خون آلوده است نخواهی گذاشت. این انتظار 25 میلیون رایی است که دزدان سر گردنه به نام خود زدند.

    یکی از دوستان بنده در یکی از شرکتهای مهندسی وابسته به سپاه واقع در یکی از شهرستانهای بزرگ کار میکرد، میگفت حدود یک ماه قبل از انتخابات، خبری از مدیران مجموعه (همه پاسدار و رسمی) نبود و همگی در بخش مرکزی قرارگاه واقع در تهران جمع بودند. بشدت نگران وضعیت پروزه هایی بودند که مراحل اولیه ترک تشریفات مناقصه آنها انجام شده بود و میترسیدند که موسوی انتخاب شود و آنها را از دست بدهند در این مدت تک و توک یکی از سردارانی که قرار بود پیمانکاری پروژه را بگیرد به دفتر می آمد و در مورد پروژه می پرسید. در مورد انتخابات سئوال کردم و نظر او در مورد کروبی و موسوی را جویا شدم او به صراحت گفت که این دو تن اگر بیایند در مقابل رهبر می ایستند و این خوب نیست. خلاصه دو روز مانده به انتخابات آقایان تشریف آوردند و با اعتماد نفس کامل می گفتند که احمدی نزاد برنده خواهد بود در حالی که تمامی شهر بیانگر وضعیت دیگری بود. یکی از بسیجیان که در شرکت بود اتفاقا مسئول صندوق در یکی از حوزه ها بود اعتراف کرد که در حوزه ای که او بوده است بیش از 70 درصد رای مربوط به موسوی بوده است و وقتی که نتیجه انتخابات را شنیده بود خیلی تو عالم خودش کیف کرده بود و می گفت چون …. می خواهد که احمدی نژاد انتخاب شود اگر برنده نمی شد بد می شد . لازم به ذکر است که تمامی امکانات موجود در دفتر از جمله پروژکتور و دوربین فیلم برداری و … را در ستاد احمدی نژاد استفاده میکردند.

    تو شهر نمایش دموکراسی جالبی بود جاتون خالی ، اما دو روز بعدش شد قبرستون.آتش به قبر همشون بباره که مردم را قلع و قمع کردند.

  5. ناشناس گفت:

    درود بر میرحسین و افکار بلندش……

  6. اشک گفت:

    مصدق زمان:

    “مردم با زبان حال و قال می گویند اینقدر در هر مناسبتی که به بن بست بر می خورید دشمن دشمن نکنید و همه مصیبت ها را به دشمنان خود ساخته و موهوم نسبت ندهید. دشمن واقعی در درون شماست وگرنه وقتی به فریاد آزادی خواهی و مطالبه حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در دانشگاهها بر می‌خوردید، نمی گفتید که دانشگاهای مخالف تفرعن را با خاک یکسان می کنید. گیرم دانشگاهها را ویران کردید، با ملتی تشنه آزادی و فضیلت و عدالت چه می‌کنید؟”

  7. venus گفت:

    خیلی تلخ بود. واقعا چاره ای نداریم جز اینکه صبر کنیم و به مبارزه ادامه بدیم. درسته که بهمون ظلم میشه اما از امیرالمؤمنین که مظلوم تر نیستیم.

    ” آگاه باشید به خدا سوگند که فلان خلافت را چو جامه ای بر تن کرد و نیک میدانست که جایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب پس میان خود و خلافت پرده ای آویختم و از آن چشم پوشیدم. در اندیشه شدم که با دست شکسته بتازم یا بر آن فضای ظلمانی شکیبایی ورزم. دیدم که شکیبایی در آن حالت خردمندانه تر است و من طریق شکیبایی گزیدم در حالی که همانند کسی بودم که خاشاک به چشمش رفته و استخوان در گلویش مانده باشد. می دیدم که میراث من به غارت میرود” (قسمتی از خطبه شقشقیه)

  8. ایران دوست گفت:

    عالی بود میر حسین عزیز … هنگامی که مارتر لوتر کینگ حدود 50 سال پیش آن حرکت مدنی عظیم را برای رفع تبعیض و برابری سیاه و سفید در آمریکا آغاز کرد می دانست که روزی ترور خواهد شد. او همیشه پیشاپیش مردم و در صف اول اعتراضات مردمی حرکت می کرد و سینه اش برای گلوله سپر بود.
    حال صحبت این نیست که شما عزیز ما هم باید چنین کنی و شما یا هر کس دیگر بیهوده گوشت جلوی توپ شوید. اما منظور از این حرکت در صف اول همان حرکت شجاعانه شما در آگاهی بخشی و برملا ساختن جنایات و دزدی های ضد ایرانیان حاکم بر ایران خواهد بود. به امید پیروزی VVVV

  9. محمد گفت:

    با تشکر از مهندس موسوی

    ان شالله که طاعات و عبادات شما مورد قبول حق تعالی قرار گیرد

    در شبهای قدر برای همه سبزها ارزوی موفقیت دارم

  10. حسين گفت:

    غلط … . منافق

    • من گفت:

      شما خودتو کنترل کن برادر. برو قرص اعصابتو بخور. منافقه دیگه ، شما که شیعه اثنی عشری بی ریا و پاکدلی هستی اعصابتو به خاطر اینا خورد نکن!راستی من امروز یه آهنگ جدید شنیدم حسین جون میشه بگی خوانندش کیه؟

      سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا اگه کسی بخواد دل آقامونو بشکنه میگیم یا ابوالفضل و میریزیم خون از سر هر چی حرمله.
      بلا تشبیه فکر کنم الآن دارید همین بلا رو سر کروبی میارید نه؟

    • مرتضي گفت:

      حسين اقا
      قربون مرامت که حتي تحمل شنيدن حرفي درباره منافع سرشار اربابت نداري!داداش منافق کسيه که به خاطر منافع پستش از اقتصاد ئنيا هر جور دروغ حيله تقلب و کلکي رو جائز بدونه.منافق کسيه که به خودش جرات بده که شب عاشورا حرمت جماران -شب قدر حرمت منزل مردم و در سالگرد امام حرمت مرقد امامو بشکنه.عزيزم خودشو ناراحت نکن.

    • محمد امی گفت:

      به نام خدا
      سلام
      در لغتنامه دهخدا_البته من از روی نت خوندم نه کتابش_ برای منافق این معنا آمده است : آنکه به زبان اظهار ایمان کند و کفر را در قلب خود نهان دارد. آقای عزیز. آقای موسوی که از ابتدا حرفهایش همینها بوده. دلیل اینکه میبینی حرفها مبسوط تر میشود به واسطه مثل معروفی است که میگه : هر چی ته تر رفتیم چربتر بالا اومد . حالا با توجه به معنی منافق برو ببین کی بود که ظرف یک سال فرد مسلمانی را _بدون اینکه تغییر موضع داده باشد_ از فردی صالح به فردی منافق تنزل مقام میدهد.

  11. poorya گفت:

    درودبر میرحسین موسوی

  12. ناشناس گفت:

    درود بر عزاداران امام اول شیعیان .
    مطمئن بودیم که راهی در آن گام برداشتیم حق است ،و با این رهنمودهای شما رهبران پاک ،ما نیز با صبر و استقامت به بسط بیشتر این رهنمود ها ادامه میدهیم تا به عدالت از دست رفته برسیم.

  13. محمدی گفت:

    درود بر نخست وزیر محبوب امام بزرگوار

  14. محمد گفت:

    خدایا این کشور را از دشمن-خشکسالی ودروغ در امان دار(وصیتنامه کورش کبیر).یک دروغگو شده رییس دولت کودتا…

  15. احمد گفت:

    درود بر میرحسین موسوی زنده باد جنبش سبز ایران

  16. حمید گفت:

    دروووود بر مهندس موسوی نازنین ای کاش آقای خاتمی هم از مهندسمون بیشتر حمایت می کرد و یکم شجاعت بیشتری می داشت.
    و اینکه:
    کودتاچیان از گسترش جنبش سبز مردم بد جوری میترسن .از اختلال در اینترنت و پادگانی کردن شهرهای ایران در استانه روز قدس کاملا میشه فهمید که حاکمان چه حالی دارند الان.همین هم یه جور عذاب الهی میتونه واسشون باشه دیگه.

  17. سبزززززززز گفت:

    آقاي موسوي عزيز
    چه زيبا گفتي درد دل اين مردم را
    ولي آيا بهتر نبود مسير راهپيمايي فردا را هم مشخص مي كردي؟؟؟

  18. مرتضی گفت:

    آقای مهندس آیا بهتر نیست این همه بیانیه ندهیم مردم از دست بیانیه نویسی خسته شدند

    • Ali گفت:

      استاد عزیز این اسمش بیانیه نیست ، خودتم ایقدر جای مردم ا نزن عزیزم

    • تبریزی گفت:

      آرزوی کودتاچیان را بیان فرمودید . با هر بار بیانه مهندس ، خون تازه ای به رگهای جنبش سبز تزریق می شود و خاری به چشم دشمنان ملت فرو می رود . کملت آروزی خواندن بیانه های میرحسین را دارند چون ایشان **زبان ملت زبان بسته است** وکدتاچیان درداخل توسط کیهان و در خارج توسط عوامل دست نشانده و مزور با هر بار بیانه مهندس موسوی ، فورا اقدام به مسخره کردن بیانه های این مرد می کنند . و البته انتظاری از آنها غیر از این نیست.

    • امین گفت:

      آقا مرتضی، لطفاً شما از طرف مردم صحبت نکنید، شما یک فرد هستید و نه بیش اما اگر رئیس جمهور موسوی از قول مردم سخن می گویند با اتکا به آرا و حمایت مردم است.

    • الماس گفت:

      عجب روزگاریه. دیگه مهندس بدون اجازه شما جرأت نوشتن یه یادداشت هم نداره؟ شما چه کار داری عزیزم خوشت نمیاد نخون. میرحسین تاحالا هزار بار گفته ملت خودشون باید برای مبارزه ابتکار عمل به خرج بدن. نکه همش بشینیم تو خونه منتظر بشیم میرحسین برامون یه کاری بکنه. مگه اون اختیاراتش چقدر بیشتر از ماست؟ برای روز قدس هم باید خودمون یه فکری بکنیم مثل 25 خرداد مثل 28 خرداد و مثل خیلی مناسبتهای دیگه. میخواین موسوی اعلام کنه فردا همه بریزیم بیرون که اگر بلایی سر مردم اومد همرو تقصیر میرحسین بندازن؟ شما خودتون خوب میدونید که روز قدس خیابانها حتما پر از بسیجی و لباس شخصی هست. کار عاقلانه رو میرحسین عزیز میکنه که فقط مردم رو به آرامش و ادامه مبارزه از راههای مسالمت آمیز دعوت میکنه. نه تو خیابون ریختن و یه مشت شعارهای دردسر ساز دادن و آخرش هم تلفات و هیچ.

    • حمید گفت:

      ساکت شو جاهل

    • سبزینه گفت:

      برادرم شما اگه خسته شدی و راه بهتری سراغ داری بسم الله…. شما خودت تا حالا چی کار کردی؟؟؟؟

  19. من گفت:

    بنمای رخ که لاله و ریحانم ارزوست
    بگشای لب که قند فراوانم ارزوست
    درود بر میر حسین

  20. سعید سبز گفت:

    یک انتقاد از من حقیر:
    میرحسین عزیز به دلیل اینکه از جمله های بلند استفاده میکنید فهم آن کمی سخت می‌شود.

  21. مهران گفت:

    درود بر قهرمان ملی کشور جناب مهندس موسوی که انصافا حق مطلب را بخوبی ادا نموده و صداقت از بیانش هویداست امیدوارم نابخردان از این اموزه ها درس بگیرند و به رای مردم تمکین نمایند

  22. محمد گفت:

    درود بر تو ای مرد با شرف. یا حسین میر حسین.

  23. mehman گفت:

    درود بر تو انسان آزاده

  24. kamran گفت:

    ما هم شما وبقیه رهبران جنبش را به استقامت وصبر دعوت میکنیم ما میدانیم که ظلمت و تاریکی بار دیگر رفتنیست و سرزمینمان برای همیشه از دست اهریمنان آزاد خواهد شد

  25. سبز گفت:

    صبر سبز

  26. لارستان سبز گفت:

    سلام ما را از جنوب کشور از لارستان کهن به مهندس موسوی عزیز برسانید. میر حسین عزیز! ما بر وعده خود استواریم و خلف وعده نخواهیم کرد.

  27. faghan گفت:

    درود بر میر حسین ……

  28. nima گفت:

    از همه عزیزان تقاضا دارم پس از خواندن این مطلب آنرا کپی نموده و در میان 10 نفر از افراد جامعه توزیع نماید. تنها به گفتن الله اکبر شبانه دل مبندید. از میر حسین خود بیاموزید که چه شجاعانه در این عرصه سخن می راند. نهراسید که فردا از ان ماست.

  29. پسر ایران گفت:

    با اینکه مسلمان نیستم ولی
    یا حسین میرحسین

    درود به شرافت تو ای ناجی ایران زمین

  30. باران گفت:

    بسیار برنده و کوبنده بود برای دروغگویان
    و چون عسل برای تشنگان آزادی
    سخن دل همه هم میهنانم بر ذهن و قلم شما جاری شد.

    بیایید در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان از خداوند بخواهیم،
    بخواهیم باران رحمتش را
    بخواهیم بزرگترین هدیه اش را (آزادی)
    بخواهیم آزادی یارانمان را (اللهم فک کل اسیر)
    بخواهیم مهرش را
    بخواهیم که بوی راستی و درستی در همه جای کشور پخش شود
    بخواهیم آینده بهتر ایرانمان را
    آمین

  31. آرین گفت:

    جناب محترم میرحسین موسوی گرامی ، مردم غیور و آزادیخواه ایران،با سپاس فراوان از شما مبارزین راه آزادی افتخار بشما ، مخواهم
    خاطرنشان سازم که … دولت ایران بدانند که تمام مردم جهان و بخصوص افغانان با احساس و آگاه متوجه رفتار و کردار آنها میباشند و هیچگاه فریب تبلیغات عوام فریبانه آنها که از طریق صدا و سیماو سایر رسانه های دولتی انتشار میگردد نخورده در پهلوی مردم آزاده و غیور ایران بوده و از ایشان پشتیبانی معنوی کرده موفقیت و پیروزی تان را بخاطر خواستهای برحق تان که آزادی واقعی ، صلح دایمی و رهائی تمام زندانیان بیگناه که در قید زندان،شکنجه و تجاوز جنسی مسلمان نما ها… هستند خواهانم .بااحترامات فایقه آرین

  32. p گفت:

    mirhoseine aziz shifteye bayane shoma hastam,faghat khahesh mikonam baraye mardome sade-andish niz sokhan begueed

    ta anha niz az bayane shoma estefade konad.

  33. دل شکسته گفت:

    دل شکسته اما با قامتی حبس کشیده و مجروح ایستاده ایم.

  34. niaz گفت:

    ای کاش موسوی برای مردم حرف میزد، مردمی که احمدی نژاد با آنها حرف میزند، نه مردمی که میدانند اینترنت چیست و دموکراسی چگونه باید باشد.
    مردمی که خاک را می‌شناسند و باران برایشان رحمت خداست. نان را دور نمیریزند و مردانگی را به زور بازو میدانند.
    آان روز ما بیشماریم…

  35. Vivairan گفت:

    خدایا ریشه اون کسی رو که توهم دشمن دارد،برکن

  36. سایه گفت:

    این … به جنگ زنده بوده و هست. اکنون به جنگ نه دیگر پنهان ، که آشکار در کوی و برزن با مردمان خود ایستاده است. باشد که این بار نه نادر نه اسکندر، بلکه خرد بازیافته مردمان ایرانمان را برهاند.

  37. روح الله V گفت:

    وعده ما فردا
    یاحسین میر حسین

  38. مریم مادان گفت:

    دست مولایمان عی (ع)نگهدار ظلم ستیزان….علی یارت….یا حسین میر حسین

  39. omid گفت:

    besyar ziba bood. .. delam mikhad be hale mamlekatam khon gerye konam…khodaya khodet be dademon beres.

  40. kooshan گفت:

    اقاي موسوي درود بر تو ولي..اول مردم همه را نمي بخشند.كشتن يك ادم بخشيدني است ولي نه زجر كش كردن يك ملت و تجاوز به يك فرهنگ….فرهنگ ابرو و دستاوردهاي تاريخي ملتي به فنا شده چيو ببخشند.

  41. مهدی گفت:

    نصر من الله و فتح قریب …

  42. مسعود گفت:

    یا حسین**میر حسین

  43. یه بسیجی سبز گفت:

    هر وقت دلم ميگيره ميام اينجا و با خواندن رهنودهاي مير عزيز حالم خوب ميشه

    يا حسين ميرحسين

  44. ناشناس گفت:

    ايران من آزاد خواهي شد از دست اهرمن

  45. ali گفت:

    درود بر میرحسین موسوی زنده باد جنبش سبز ایران

  46. ali گفت:

    ياحسين ميرحسين

  47. ناشناس گفت:

    سلام بر ملت سبز ایران و درود بر میرحسین عزیز
    واقعیت آنست که دولت کودتا و سیاه جامگان ایران ستیز تصمیمشان را گرفته اند. اینان بر این گمان باطلند که ایرادی نیست. میرحسین هر از چندگاهی بیانیه ای بدهد و مردم هم هر ازچندگاهی تهدید به خروش کنند و ما هم دائماً در حالت انکار و ارعاب و تاراج هستیم. هر وقت هم که مردم بیرون زدند شهر را حکومت نظامی میکنیم و مردم را خفه خواهیم کرد.
    اما اینان غافل از جبر طبیعت و سنت الهی هستند. امروز ملت ایران بالنده و رشید شده اند و بر چنین مردمانی نمی توان با چنین روشهایی حکم راند. گیرم که مراکز علمی و فرهنگی و روشنفکری را هم تعطیل کنند با مردمی که روز بروز بر آگاهیشان افزوده می شود چه خواهند کرد. ماهم فراموش نمی کنیم که معادلات بزرگ را اتفاقات کوچک بر هم زده اند و این معادله ی بزرگ کودتا گران روزی با اتفاقی بسیار کوچک بر هم خواهد خود و طومار ساتبداد دینی را بر خواهد چید و نوید روزگاری شیرین را برای ایران و ایرانیان خواهد داد.
    تأکید رهبران فهیم و تاریخ شناس جنبش سبز بر لزوم شکیبایی و پایداری و روشنایی بخشی به اقشار ناآگاه جامعه زمینه ساز بروز همان اتفاق کوچک است.
    شاید ادبیات قهرمان، پرور خود آسیبی باشد برای جنبش مردمی ایران که همواره رهبر آن بر این تأکید دارد که هر عضو جنبش رهبر است.
    اما دوراندیشی و صلابت، ایستادگی و پایداری رهبران این جنبش به غایت ستودنی است
    زنده باد ایران
    زنده باد آزادی
    زنده باد انسانیت

  48. Ali* گفت:

    اي کاش با مردم رو راست تر بوديد
    شايد کلماتتان به دل مينشست

  49. ناشناس گفت:

    همیشه پاینده باشی میر دلها.دعایت میکنم در راه آزادی مملکت پیروز باشی.همراه کوچک سبز و حامی جنبش همیشه سبز.

  50. سیاوش گفت:

    درود بر مهندس مقاوم میرحسین بزرگ