سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گزارش کلمه از مراسم سالگرد شهید محمد کامرانی...

گزارش کلمه از مراسم سالگرد شهید محمد کامرانی

چکیده :صاحبان عزا فقط مادر و خواهران شهید محمد کامرانی نبودند. مادر شهید رامین رمضانی، مادر شهید محسن روح الامینی، همسر شهید علی حسن پور، همسر و خواهر شهید مسعود خسروی، مادر شهید سهراب اعرابی، مادر شهید رامین آقازاده قهرمانی چهارمین کشته شده کهریزک و ... از مادران عزاداری را تشکیل می دادند که کنار مادر شهید محمد کامرانی در جایگاه صاحب عزا استوار و صبور نشسته بودند تا گواهی بر مظلومیت شهدای جنبش سبز ایران باشند. اینان هویتی جدید از زن ایرانی هستند؛ سرافراز و شکست ناپذیر، متدین و...


کلمه – گروه سیاسی: مراسم یکمین سالگرد شهید محمد کامرانی دیروز بعد از ظهر در مسجد نور تهران برگزار شد. این مراسم میزبان صدها تن از زنان و مردان تهرانی بود که بسیاری از آنان هیچ نسبتی با صاحبان عزا جز اشتراکشان در آرمانی واحد نداشتند؛ آرمانی که از آزادگی می گوید، از کرامت انسان و احترامی که می بایست به رای و نظر مردم گذاشته شود.

صاحبان عزا فقط مادر و خواهران شهید محمد کامرانی نبودند. مادر شهید رامین رمضانی، مادر شهید محسن روح الامینی، همسر شهید علی حسن پور، همسر و خواهر شهید مسعود خسروی، مادر شهید سهراب اعرابی، مادر شهید رامین آقازاده قهرمانی چهارمین کشته شده کهریزک و … از مادران عزاداری را تشکیل می دادند که کنار مادر شهید محمد کامرانی در جایگاه صاحب عزا استوار و صبور نشسته بودند تا گواهی بر مظلومیت شهدای جنبش سبز ایران باشند. اینان هویتی جدید از زن ایرانی هستند؛ سرافراز و شکست ناپذیر، متدین و شجاع.

جمعیت آرام می آمدند؛ همان طور که 25 خرداد 88 آرام مسیر خیابان انقلاب و آزادی را طی کردند. گویی اینان نمایندگان همان جمعیت بودند. می آمدند و به هر یک از مادران و همسران شهدای سبز تسلیت می گفتند و می گریستند. آنقدر داغدار بودند که ابتدا تصور می شد از نزدیکان این جمع باشند اما پاسخشان به این سوال منفی بود. می آمدند و می گفتند: «ما را همدرد خود بدانید و بدانید خون فرزندانتان هدر نخواهد رفت». این جملات بیش از هر کلامی میان جمع شنیده می شد و عجب تسلایی بود بر خاطر عزاداران. احساس غرور و سربلندی بود که اوج می گرفت و بر عزم و اراده ها می افزود.

اگر چه اشک امان نمی داد اما هر چه از زمان مراسم می گذشت چهره ها بازتر می شد و شانه ها در تقسیم رنج و درد ناشی از سرکوب جوانان، سبک تر به نظر می رسید… و شهید محمد کامرانی در قاب عکسی زیبا و به یاد ماندنی به این صحنه اعجاب انگیز می نگریست.

محمد کامرانی، 18 ساله، پس از بازداشت در روز 18 تير به شکنجه گاه کهریزک منتقل و 5 روز بعد بدن نيمه جان وي را به بازداشتگاه اوين و سپس به بیمارستان می برند. طبق گفته خانواده محمد، وی را در حاليكه تقريبا نيمه جان بوده و آثار شکنجه بر تمام بدنش دیده می شد به تخت بيمارستان بسته بودند تا فرار نكند. بعد از تلاش فراوان خانواده، بالاخره محمد از بيمارستان لقمان مرخص و بلافاصله به بيمارستان مهر منتقل مي شود اما با توجه به عدم رسیدگی به جراحات طی روزهای گذشته و ضربات وارد آمده به سر، 3 ساعت بعد و در تاریخ 25 تیرماه به شهادت می رسد.

در سالن مردانه مسجد نیز صحنه ها مشابه سالن بانوان بود. اما در بزرگواری و صبوری این خانواده همین بس که سالن مردانه شاهد حضور برخی مسئولینی بود که طی یک سال گذشته، معترضان به بی عدالتی و تقلب را گروهی اغتشاشگر خواندند و بر شهادت بهترین فرزندان این آب و خاک سرپوش نهادند. آنان را در این مراسم چه کار؟ مگر محمد کامرانی را یک روز به بهانه اغتشاشگری دستگیر نکردند و چند روزی بعد جسدش را تحویل ندادند؟

بی تردید چنین افرادی آمده بودند تا در این فضا خود را تطهیر کنند. حالا اما هنوز یک سال از آن واقعه می گذرد و اینان به تسلیت آمده اند … در فردا و فرداهای روشن ایران زمین چه پاسخی خواهند داشت؟ و بیش از آن در دادگاه عدل الهی چه توجیهی؟


11 پاسخ به “گزارش کلمه از مراسم سالگرد شهید محمد کامرانی”

  1. محمد گفت:

    7،8 تا ماشین پلیس هم اطراف مسجد بود .

  2. الهام گفت:

    نه آقا مسئولان میان جاسوسی ببینند اوضاع چطوره!

  3. ناشناس گفت:

    منم حضورداشتم امامتاسفانه مادرسایرشهیدان روبجا نیاوردم تاتسلیت بگم.حیف!

  4. محسن گفت:

    حضور چشمگیر لباس شخصی ها در کوچه کنار مسجد چشمگیر بود . و درگیری لفظی یک جوان با ابوترابی نایب رییس مجلس هم از حواشی این سالگرد می توان ذکر کرد .

    • صبر گفت:

      بیست تایی بودند ولی کاری به کسی نداشتند فقط همه رو چپ چپ نگاه میکردند

  5. علي گفت:

    ما در شهر خودمان همزمان در منزل يكي ااز دوستان مجلس دعاي توسل برپا كرديم.

  6. نادر گفت:

    من آنروز نتوانستم در مراسم شرکت کنم ولی دلم آنجا بود و از خدا خواستم به ما قدرت دهد تا نگذاریم خون هم میهنانمان هدر رود

  7. علی گفت:

    با سلام و خسته نباشید

    یک پیشنهاد داشتم در صورت امکان یک صفحه ایجاد نمایید که در آن مربوط به شهدای جنبش سبز است و اطلاعیه ها و مراسم یادبود این عزیزان در آن قرار دهید همراه با مکان و ساعت مراسم یادبود و مشخص کردن شهر تا مردم و وبلاگ نویسان عزیز بتوانند به سرعت اطلاع رسانی نمایند

    با تشکر از تمامی شما عزیزان در سایت کلمه

  8. سمیه گفت:

    مگر محمد کامرانی را یک روز به بهانه اغتشاشگری دستگیر نکردند و چند روزی بعد جسدش را تحویل ندادند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ولی ملت سبز هیچ گاه این ستمها و خونهای به نا حق ریخته شده رو فراموش نمیکنه و تقاص خون اینهارو از باعثینش میگیره .

  9. ناشناس گفت:

    خدا را سپاسگزارم كه تونستم تو اين مراسم شركت كنم و با پدر محمد دست دادم و ابراز همدردي كردم.
    پليس و لباس شخصي زياد بود
    من ده دقيقه اول بودم و بيشتر نمي تونستم باشم
    روانش شاد و راهش پر رهرو باد …

  10. یک پدر گفت:

    یاد این جوانان نازنین و ارزشمند گرامی باد و درود بر پایداری مادران و پدران این شهیدان والامقام . ما پدران ومادران وظیفه داریم که این خانوادهای گرانقدر را تنها نگزاریم تا فردای روشن.
    پیشنهاد میکنم زمان ومکان برگزاری مراسم این عزیزان را قبلاً در رسانه ها اعلام فرمایند تا تا ملت غیرتمند دراین مراسم ها شرکت نمایند.