سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » میان دو پلك فرشتگان / رنج‌نامه برادر اعظم ویسمه برای خواهر در بندش...

میان دو پلك فرشتگان / رنج‌نامه برادر اعظم ویسمه برای خواهر در بندش

چکیده :هر صبح كه بابا با آه و ناله زمزمه می‌كند 'حسبنا الله و نعم الوكیل' و الله جگرم می‌سوزد.اما با لخته لخته‌ی جگر سوخته‌ام می‌دانم از آن سوی دیوارها ، آنطرف همه دریاها ، از میان دو پلك فرشتگان ، صبا خبر رهایت را به یمن قدمهای مولود كعبه ، به شادی دلهای عرشیان در خجسته میلاد امیر مومنان خواهد آورد كه ان مع العسر یسرا...


نامه را برای كسی می‌نویسند كه بتواند بخواند و جواب دهد ، ولی من تا موقعی كه نمی‌توانی جواب بدهی برایت خواهم نوشت.

خواهرم ،سلام گرم و درد آلود مرا از آن سوی سلولهای سرد و نمناك پذیرا باش . بغض گلویم را فرا گرفته است ، می‌خواهم گریه كنم ، گریه‌ای از اعماق وجود ، بدون هراس از آنكه اگر گریه كنم داغ مادر تازه‌تر می‌شود ، بدون ترس از آنكه باز هم گریه من موجب جاری شدن اشكهای پدر خواهد شد ، اشكهای پیر مردی كه عرش خدا را خواهد لرزاند ، بدون هراس از نگاه معصوم برادر كوچكم كه در كوران امتحانات صدای آه كشیدنش را از لابه لای صفحات درس می‌شنوم .

به یاد داری چندی پیش زنگ زدی و با صدایی پر امید پیشنهاد كردی : ‘ هدیه روز مادر ، مامان رو بفرستیم سوریه زیارت’ . و الله جگرم می‌سوزد ، كجا بودی روز مادر كه چشمهای گریان مادر را ببینی ، كه دلهای شكسته برادران را ببینی ، كه دوستانت را كه خانه را گلباران كردند ببینی ،  اما آنچه من در اعماق نگاه مادر می‌دیدم را ندیدند و ندیدی .

سجاده‌ات هنوز در گوشه عبادت اتاقت بی‌تاب توست ، بی‌تاب ناله‌هایت ، بی‌تاب مناجاتت ، بی تاب زیارت عاشورایت ، بی تاب یا رب یا رب یا رب‌ات .

بیاد داری كه مادر با صدای ناله‌های دردناكت هراسان به سراغت می‌آمد ؟ دیگر خواب به چشم مادر نمی‌آید كه صدای ناله‌ات هراسانش كند ، مادری كه دلشكسته و نگران دختر است ، مادری كه نبض زندگیش این روزها با قلب بیمار تو در تنهایی آن سلول می‌تپد ، و الله جگرم می‌سوزد .

خدانكند پدری دستهایش را یارای یاری فرزند نباشد ، اعظم جان تا این حد پدر را مضطر دیده‌ای ؟ در آستانه روز پدر ، پدر را گریان دیده‌ای ؟ و الله جگرم می‌سوزد ، چگونه می‌توان راه اشك را بست .

راستی شنبه – روز پدر- عازم حرم حضرت عبدالعظیم هستیم ، سابقه ارادت بابا به سید الكریم را كه می‌دانی ، می‌ترسم اعظم جان ، از دل شكسته مادر می‌ترسم ، از گریه‌های بابا در جوار حضرت می‌ترسم ، می‌ترسم كه آه بكشند می ترسم ..

هر صبح كه بابا با آه و ناله زمزمه می‌كند ‘حسبنا الله و نعم الوكیل’ و الله جگرم می‌سوزد .

اما با لخته لخته‌ی جگر سوخته‌ام می‌دانم از آن سوی دیوارها ، آنطرف همه دریاها ، از میان دو پلك فرشتگان ، صبا خبر رهایت را به یمن قدمهای مولود كعبه ، به شادی دلهای عرشیان در خجسته میلاد امیر مومنان خواهد آورد كه ان مع العسر یسرا .

منبع: پارلمان نیوز


5 پاسخ به “میان دو پلك فرشتگان / رنج‌نامه برادر اعظم ویسمه برای خواهر در بندش”

  1. پ گفت:

    فان مع اعسر یسرا برادر .
    غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

  2. ایراندخت گفت:

    اما با لخته لخته‌ی جگر سوخته‌ام می‌دانم از آن سوی دیوارها ، آنطرف همه دریاها ، از میان دو پلک فرشتگان ، صبا خبر رهایت را به یمن قدمهای مولود کعبه ، به شادی دلهای عرشیان در خجسته میلاد امیر مومنان خواهد آورد که ان مع العسر یسرا .

    الهی آمین

  3. همیشه سبز گفت:

    برادر عزیزم اندکی صبر سحر نزدیک است.مردم سبز ایران همراه شمایند.

  4. زنده باد سبز گفت:

    انقدر شما‌ها ساده ،زیبا و روان می‌نویسید که قلب هرکسی که با دل این نامه‌ها را میخواند میلرزد چون همه از درون قلب رنج کشیده و دردمند شما برمیخیزد که عزیزانتان را بجرم صداقت و درستی‌ به اسارت گرفته اند ،وای از آن روزی که آه مظلومان همچون توفانی سهمگین به سوی این دولت منصبی‌ها بیاید.

  5. فروتن گفت:

    سلام آقای ویسمه
    صبور باشید. ان الله مع الصابرین

    there is a light in the end of tunnel