سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گفت و گوی صریح کلمه با میرحسین موسوی پیرامون ابعاد شخصیتی امام خمینی...
» در آستانه سالروز رحلت بنیانگزار جمهوری اسلامی

گفت و گوی صریح کلمه با میرحسین موسوی پیرامون ابعاد شخصیتی امام خمینی

چکیده :در شرایط موجود بخشی از حاکمیت که رو به خشونت و سرکوب و سلب آزادی های مشروع آورده و زندان ها را پر کرده و با پوشش خرافه و تحجر کشور را به افلاس و درماندگی در سطح داخل و خارج کشانده، احتیاج دارد از این سرمایه عظیم اجتماعی به صورت مسرفانه ای استفاده کند. وقتی شما واقعیت های آن دوره را در معرض دید مردم قرار می دهید و روی تفاوت های آن با وضعیت فعلی انگشت می گذارید ، بلافاصله گرایش مستبدانه و فاسد امروزی در مقابل سوالات ویران کننده ای قرار می گیرد. نگرش درست به سال های اول انقلاب بخوبی نشان می دهد که تا چه اندازه از اهداف اولیه انقلاب و ارزش های پایه ای آن فاصله گرفته ایم . توجه کنید که منظور از نگریستن به آن دوره بازگشت به آن دوره نیست. بلکه هدف یادآوری ریشه ها و یادآوری جهت های اصلی انقلاب یعنی عدالت ، آزادی و معنویت است....


کلمه: هنگامی که هنگامه ی انتخابات فرار رسید از بازگشت به دورانی نورانی  سخن گفت. در زمان تنظیم بیانیه ورود به انتخابات برخی به میرحسین گفتند ازادبیاتی مانوس تر با نسل جوان استفاده کند. نسل جوان دوران امام را به خاطر نمی آورد یا از راه معوج  رسانه رسمی می شناسد.  اما  پاسخ این بود که میرحسین موسوی با هویت خود به صحنه خواهد امد و هویت او جدا از توجه به واژه هایی چون عدالت خواهی ،کرامت انسانی ، مستضعفان و بازگشت به راه امام نیست. او  هویت خود را پنهان نخواهد کرد و نسل جوان حقیقت را خواهد شنید .

و آن روزها فراموش نخواهند شد که نسل جوان با شور می خواست رای خود را به نخست وزیر امام  بدهد و فریاد می زد «رای ما یک کلام، نخست وزیر امام» وهنگامی که می خواستند از جفای بر رایشان سخن بگویند باز امام راخطاب می کردند که “خمینی کجایی موسوی تنها شده…”.

میرحسین وقتی در مقابل گلایه برخی افراد قرار می گیرد که  “در باره سال های ابتدایی انقلاب و دوران 10 ساله امام نگاهی احساسی دارد”  پاسخ می دهد: « از من نخواهید که دروغ بگویم یا دلبستگی ام به امام را پنهان کنم.

اما به راستی چرا موسوی تقریبا در همه سخنرانی هایش به امام خمینی اشاره می کند؟ نسبت او و جنبش سبز با امام در چیست ؟حاکمیت چه نسبت و سنخیتی با امام  دارد و به دنبال چیست ؟ این پرسش ها و همین طورپرسش هایی بیشتر که همزمان با ایام 14 و 15 خرداد در جامعه مطرح است ،  « کلمه » را بر آن داشت تا در آستانه بیست و دومین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) گفتگویی صریح  با میر حسین موسوی داشته باشد.  این گفت و گوی خواندنی را در ادامه  مشاهده می کنید:

در آستانه سالگرد رحلت امام خمینی هستیم . امسال اين بزرگداشت در شرايط وي‍ژه اي انجام مي شود . از یک سو مخالفان قدیمی امام و انقلاب در خارج و داخل با پشتیبانی  برخی از رسانه ها ی خارجی سعی می کنند که دوران ایشان را با وضعیت تاریک امروز مقایسه کنند و از طرف دیگر صدا و سیما و بعضی از رسانه ها ی طرفدار بگیر وببند و سرکوب تلاش می کنند تصویری از شخصیت ایشان ارائه دهند که گویی  ایشان اگر بودند طرفدار پروپاقرص خرافه و ظلم امروز باشند. به نظر شما، چرا این گونه اقدامات صورت می گیرد و نتیجه این فرایند چه می تواند باشد ؟

تصویری که از تقاطع تلاش مخالفان حضرت امام و رسانه های رسمی کشور به دست می آید  اگر ادامه  یابد و جواب داده نشود ، جز انزجار تدریجی از هر آنچه گذشته است ، نخواهد بود . این تصویر با دستکاری مکرر  و دائمی از نسخه اصلی امام و انقلاب داده می شود  و از نظر کسانی که مستقیما آن دوره را تجربه کرده اند ، شباهتی با چهره و منش  و سالهای امام ندارد . انقلاب با شعار استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی پیروز شد  و مورد حمایت قاطع ملت قرار داشت . استقبال از حضرت امام در سال 57 بی نظیر بود و در تشییع جنازه ایشان هم بیش از چهار برابر استقبال كنندگان شركت كردند. گمان نمی کنم آن همه جمعیت برای تماشا و یا گذراندن تعطیلی آمده بودند. فیلم های آن روزها نشان می دهد که احساسات مردم نسبت به ایشان چه بود. در نظر داشته باشیم که بروز آن همه عاطفه و احساس بعد از گذراندن روزهای سخت انقلاب و دفاع مقدس بود. واقعیت امام اگر مختصر شباهتی با آنچه صدا و سیما و بعضی از جراید هتاک نشان می دهند ، داشت ، ما قاعدتا بجای سر و سینه زنی با خوشحالی و یا حداقل بی اعتنایی مردم روبرو می بودیم . به نظر من لازم است در مورد این تحریف دو طرفه از سوی حاکمان که اکنون به زندانبانان  و سلب کنندگان آزادی تبدیل شده اند و مخالفان بی نقاب امام  روشنگری شود.

کلمه: برنامه گسترده ومهندسی شده، همراه با هزینه های شگفت آور برای مراسم سالروز رحلت امام خمینی تدارک دیده شده است. به نظر شما چرا چنین کاری صورت می گیرد؟

شما توجه داشته باشید که نظام هنوز بخش اعظم مشروعیت خود را از شخصیت امام و خاطره جمعی مردم از ایشان می گیرد. در شرایط موجود بخشی از حاکمیت که رو به خشونت و سرکوب و سلب آزادی های مشروع آورده و زندان ها را پر کرده و با پوشش خرافه و تحجر کشور را به افلاس و درماندگی در سطح داخل و خارج کشانده، احتیاج دارد از این سرمایه عظیم اجتماعی به صورت مسرفانه ای استفاده کند. در مقابل وقتی شما واقعیت های آن دوره را در معرض دید مردم قرار می دهید و روی تفاوت های آن با وضعیت فعلی انگشت می گذارید ، بلافاصله گرایش مستبدانه  و فاسد امروزی در مقابل سوالات ویران کننده ای قرار می گیرد. نگرش درست به سال های اول انقلاب بخوبی نشان می دهد که تا چه اندازه از اهداف اولیه انقلاب و ارزش های پایه ای آن فاصله گرفته ایم . توجه کنید که منظور از نگریستن به آن دوره بازگشت به آن دوره نیست. بلکه هدف یادآوری ریشه ها و یادآوری جهت های اصلی انقلاب  یعنی عدالت ، آزادی و معنویت است.

ما می خواهیم از سکویی که انقلاب اسلامی ساخته برای پرواز به آینده استفاده کنیم. نمی خواهیم به صورت احساسی یک فضای آشفته درست کنیم و جهت گیری هایمان  از دست برود. به طور مداوم باید به نسل سرافراز جوانان امروزیاد آوری کنیم که وضعیت فعلی هیچ شباهتی با دوران حضزت امام ندارد. من یقین دارم که همین جوانان اگر به صورت خیالی در ظرف دیروز قرار بگیرند همه در کنار باکری ها، همت ها و باقری ها قرار خواهند گرفت. همچنانکه اگر جوانان آن دوره در ظرف زمانی امروز قرار می گرفتند، باقریها و باکری ها و همت ها از سرداران جنبش سبز امید می بودند  و  در زندان ها جوابگوی گرایش های دینی و ملی خود می شدند.

کلمه: شما از ضرورت یاد آوری جهت های اصلی انقلاب سخن گفتید اما در فضای پر از گرد و غبار و تبلیغاتی امروز چگونه می توان از امام و دهه اول انقلاب صحبت کرد ؟

در مورد انقلاب تا کنون تعداد بی شماری کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم  این نوشته ها و تحلیل ها ادامه دارد. دلیلش هم روشن است. تاثیرگذاری این انقلاب در سرنوشت جهانی و منطقه ای. بعد از انقلاب اسلامی نه تنها ایران شباهتی به سال های قبل از انقلاب ندارد، بلکه منطقه و جهان هم  تحت تاثیر این دگرگونی قرار گرفته اند. اما آنچه امروز در سطح تبلیغات و زد وخوردهای روزمره رسانه ای مورد نیاز است، ارائه تصویر روشن و محسوس از آن دوره و حضرت امام است. همانطور که اشاره کردم سعی می شود بین وضع فعلی و وضعیت گذشته شبیه سازی ناشیانه ای شود. باید این طرح را خنثی کرد. به عنوان مثال در مورد نظرات امام در باره مجلس می توان بحث های نظری کرد و نظرات ایشان را در مورد دو گانه شرع و عرف و این که ” تشخیص موضوع در عرف و شرع به عهده عرف است و مجلس نماینده عرف و نمایندگان خود از عرف بر می آیند” ، باز کرد و با اين ديد مجلس در راس امور قرار مي گيرد.

ولی مهمتر و تاثیرگذارتر نقل خاطراتی است که شیوه های عمل سیاسی را در اوائل انقلاب نشان می دهد. به طور مثال اخیرا بنده با جناب آقای کروبی در مورد شیوه انتخابات در دوران حضرت امام صحبت می کردیم ، ایشان خاطره ای را نقل کرد که خیلی خوب و روشن به شناخت حضرت امام و ارزش های حاکم در جامعه آن دوره کمک می کند .ایشان به یاد می آوردند که در انتخابات دوره  سوم مجلس دو نفر کاندیدا بودندند . یکی یک معلم زحمتکش و روشنفکر و فقیر و دیگری یکی از منسوبین نسبتا نزدیک خانواده امام .

یکی از نزدیکان امام از فرد دوم حمایت می کردند. اما مردم در آن انتخابات به آن معلم رای دادند. در اینجا آن فرد که از نزدیکان امام بود، برای امام نامه ای نوشت که مضمون آن تشکیک در سلامت انتخابات خمین بود . حضرت امام با خنده پاسخ داده بودند که “چه علامتی بالاتر برای صحت انتخابات از اینکه یک نفر از فامیل من و شما با حمایت شما نامزد می شود ولی مردم یک معلم ساده را که چنین پشتیبانانی ندارد ، انتخاب می کنند. 

آیا این از زیبایی های انتخابات نیست که باید شکر گزار آن باشیم .” حالا شما این تصویر را کنار ابطال 700 صندوق انتخابات مجلس ششم  در تهران قرار دهید که فرد روشنفکر و بی پناهی را حذف کردند و یک فرد مورد علاقه شورای نگهبان با ارتباطات نسبی و سببی را وارد مجلس کردند. یا طرح نظارت استصوابی که در زمان امام وجود نداشت. طرحی که وسیله ای شد که انتخابات  در حقیقت دو مرحله ای شد. شما دقت کنید که با اسلحه همین اصطلاح که نه ریشه در قانون اساسی دارد و نه در معرفت و آگاهی های مردم ، چه تعداد عظیمی از خدمتگزاران آگاه و مدیر  دلسوز را از ورود به  صحنه رقابت کنار زدند. کاری که نتیجه اش همین پائین آمدن شان و جایگاه مجلس است .

من به همه آن نمایندگان اصولگرایی که به خدا و پیامبرش ایمان دارند و هنوز ایمان خود را با ظلم آغشته نکرده اند عرض می کنم که وقتی با خود خلوت می کنید آیا از این همه تحقیر مجلس احساس نگرانی و پوچی نمی کنید؟ آیا مفهوم جمله ” مجلس در راس امور است” همین وضعی است که در آن بسر می برید؟ شما هنوز نتوانسته اید جزء کوچکی از تخلفات مالی دولت را رسیدگی کنید و جواب درست بگیرید چه پاسخی در برابر خداوند و بندگان خدا که شما وکیل آنان هستید دارید؟  آیا وضعیت مجلس فعلی شباهتی با مجلس زمان حضرت امام دارد ؟

یکی از مواردی که در شرایط کنونی به خوبی می تواند امام را معرفی کند و در کنار تفاوت با شرایط حاکم در دوران امروز را نشان می دهد، تشریح اتفاقاتی بود که منجر به فرمان هشت ماده ای حضرت امام شد. خود این فرمان بدون هیچ تغییری می تواند فضاحت وضع موجود  و بگیر و ببندها و مظالم حاکم بر مردم را نشان دهد . جوانان باید این سند را ببینند و بدانند که ما به کجا می رفتیم و اینک به کجا می رویم . عده ای در این کشور به خاطر دنیا و ریاست خود مشغول تخریب همه چیز از جمله تخریب و تحریف چهره  امام و دوران 10 ساله اول انقلاب هستند. کلید این پروژه در طول انتخابات ریاست جمهوری دهم زده شد و همانطور که گفتم معرفی درست امام و معرفی منصفانه انقلاب اثرات افشاگرانه و ویران کننده بر سیاست های سرکوب و خرافه گرایانه امروز دارد .

کلمه: شما را نخست وزیر امام می دانند. همواره نیز در سخنان و بیانیه ها و مصاحبه هایتان از دوران نورانی دهه اول انقلاب و راه امام سخن می گویید. اما ایا در کل و در فضای سیاسی ایران   در مورد ابعاد شخصیتی امام بزرگنمایی نشده است؟

مرحوم شریعتی می گفتند” قله دماوند در بلندي ، نیازی به اثبات ندارد .” شخصیت امام هم بزرگ بود و تحول غیر قابل بازگشتی در تاریخ کشور ایجاد کرد و بساط سلطنت را در این مملکت بر چید . نظامی که افتخارش به پابوسی رعیت ها از سلاطین بود. ممکن است برخی عکس های شاه،  نسل جوان را به بیراهه ببرد . اما خوب است که گفته شود یکی از پوسترهایی که در روزنامه های آن زمان هر از گاهی منتشر می شد ، کشاورز فقیر و بیچاره ای را نشان می داد که کفش های شاه را می بوسید .

ولی در جواب شما باید بگویم امام بزرگ بود. اما در عین حال خود را بزرگ نمی دید. از تعریف و تمجید و مدح بیزار بود. یکبار ایشان صدا و سیما را از پخش فیلم ها و عکس هایش منع کرد. گفت :” از اینکه هر موقع تلویزیون را باز می کنم و خودم را می بینم ، عقم می گیرد .” همین منع را هم برای مدتی برای روزنامه ها داشتند. افرادی که زمان ایشان را درک کرده اند یادشان است که وقتی نماینده اول تهران و در حقیقت کشور، در حسینیه جماران تعریف ایشان را کرد ، چگونه با پرخاش سخنان وی را قطع کردند.  در حالی که آن نماینده قصد به دست آوردن چیزی را نداشت. همین وضعیت هم برای رئیس مجلس خبرگان رهبری وقت که یک مجتهد و از شاگردان خود ایشان بود، پیش آمد. وقتی آن مجتهد محترم از ایشان تعریف و تمجید کردند، در میان مردم آن سخنان را رد کردند. اگر ایشان را نماد یک نظام جدید رهایی بخش، مترقی و آزادی خواه و عدالت طلب تلقی کنیم، امری غیر طبیعی نیست. بدون ایشان وارتباطی که با مردم داشتند، ملت ما امکان هشت سال ایستادگی در دفاع مقدس را نداشت. ملت ما بدون این ارتباط و اعتقاد نمی توانست انواع توطئه ها، کودتای نوژه ، تظاهرات مسلحانه منافقین که باعث کشته شدن هزاران نفر افراد بیگناه  در سال 60 شد ، انفجار حزب جمهوری و شهادت شهید بهشتی و یارانش ، انفجار نخست وزیری و ترور شخصیت هایی چون شهیدان مدنی ،دستغیب و صدوقی که همه از پیشگامان روحانیت بودند، پشت سر بگذارد .

کلمه:  به هرحال در بخشی از بدنه جنبش سبز این پرسش وجود دارد که شما به کرات از امام نام می برید و یا از عکس ایشان استفاده می کنید. چرا؟

البته بنده  به ضرورت معرفی  امام به نسل جوان اشاره کردم. ولی گذشته از آن نکته ای را عرض می کنم که یقین دارم همه علاقه مندان جنبش سبز در مورد آن اتفاق نظر دارند و آن صداقت است. من نمی توانم دلبستگی به امام و انقلاب داشته باشم (ممکن است یک عده در این میان بگویند این یک نوستالژی است) و بر خلاف آن تظاهر کنم.  بنده در همان ابتدای شکل گیری راه سبز امید به صراحت خود را یک همراه جنبش معرفی کردم. برای آنکه به صراحت اعتقادات خود را بیان کنم  همانطور که جزو ویژ گی های این جنبش بیان صریح و صادقانه اندیشه ها است، ما از تعامل اندیشه ها ضرر نمی کنیم. ولی از پنهان کردن هویت خود در میان جمعی که خواستار صداقت است، قطعا ضرر می کنیم. یادمان باشد که شاید بهترین پوستر جنبش سبز “دروغ ممنوع است ” بود. این چه انتظاری است که بنده یک تجربه 10 ساله و پر از رویدادهای گونان گون را نادیده بگیرم. نه من بلکه تعداد کثیری از ملت ما هزاران خاطره  ازایشان دارند و تاثیرگرفته از دوران امام هستند  و حاضر نیستند در مقابل تحریف ها و بی انصافی ها رضایت بدهند. آیا صرف نظر کردن از این سرمایه عظیم اجتماعی درست است؟  آیا این همان چیزی نیست که زندانبانان از ما می خواهند .

کلمه: شما به عنوان یک همراه جنبش سبز از علاقه و دلبستگی به امام و انقلاب  در کنار تجربه کردن  دوران امام و ضرورت حراست از این سرمایه معنوی سخن گفتید. آیا اینها باعث نشده اند که به این دوران نقدی نداشته باشید یا به عبارت بهتر آیا معتقد نیستید که به این دوران هم نقد وارد است؟

من این گونه  سوالات را به ویژه بعد از صحبت دادستان  تهران زیاد شنیده ام و اخیرا هم نامه ای خطاب به بنده در سایت ها منتشر شده  که همین مضمون را دارد. یکی از اجزاء اعتقادات همه ما این است که تعداد معصومین 14 نفر است و بقیه بندگان خدا جایز الخطا هستند و همیشه در معرض لغزش. مگر آنکه خدا آنها را حفظ کند. در مورد دوران مورد بحث هم همینطور است. ولی چه ضرورتی دارد که وقتی دو تیغه قیچی، یعنی متحجران داخلی و دشمنان بی نقاب خارجی  آن دوران و تصویر حضرت امام را هدف قرار داده اند،  من هم زبان به نقد بگشایم. مسلما به دلیل فضای زهرآگین موجود، کلام گفته نشده از دهان ربوده خواهد شد و درست شبیه  چارچوب توطئه ای که به عنوان پاره کردن تصویر حضرت امام پیاده شد، مورد سوء استفاده داخلی و خارجی قرار خواهد گرفت. امروز دشمنان جنبش سبز دنبال طعمه و بهانه هستند تا پیوندی که همه ما را به هم وصل می کند از بین ببرند. در کشور ما میلیون ها نفر به امام علاقه دارند که من هم یکی از آنها هستم. به رسمیت شناخته شدن این علاقه و معنای رهایی بخش آن در شرایط کنونی سرمایه بزرگی است که ما حق نداریم در این زمینه اشتباه کنیم. باز هم تکرار می کنم که نباید انتظار دروغ  از یک همراه داشت، هر چند آن همراه بسیار کوچک باشد.


213 پاسخ به “گفت و گوی صریح کلمه با میرحسین موسوی پیرامون ابعاد شخصیتی امام خمینی”

  1. پارسا گفت:

    هر چی بیشتر می گذره بیشتر به موسوی ایمان میارم. درود بر این انسان بزرگ

  2. رضا گفت:

    جناب ایران وطن ما،من خودم فیلمای روز عاشورا دیدم.صدا و سیمای که از راه پیمایی آرام مردم در حوالی این ظهر در خیابان انقلاب و سپس حمله ناگهانی ماموران شما در 4 راه ولیعصر و پل کالج،مثل آب خوردن میگذره و فقط قناعت می کنه به درگیری های عصر و کف و سوت چند نفر،مطمئن باش،اونقدر توانایی داره که یه امام دیگه برای خودش بسازه و با استفاده از اون،حرف خودشو به ملت تحکیم کنه،هیچی از این صدا و سیمای حاج عزت،بعید نیست!!
    در مورد قسمت دوم حرفت هم کاملا بات موافقم.عقیده از حقیقت می یاد،اما از نه چیزهای دروغینی که به عنوان حقیقت تحمیل کنند به ملت!
    در جواب این دوست عزیز که فرمودند جز چند تا تحکیمی،کسی واسه میر حسین نمونده و دست و پا زدن های آخرشه،عرض کنم که:شما که فیلتر شکن داری یه سر برو تو یو تیوپ و فیلمای استقبال پرشکوه!! از رئیس دولت مردمی!! رو در استادیوم پر از خالی!!! ببین.اون موقع دستت میاد که کی براش دیگه هواداری نمونده و دست و پا زدن های آخرشه…

  3. دوستان تقریباً تمامی گفتنی ها را گفتن ,نظرهای متنوع خودشان دادند,گاهاً تحلیل های وتفسیرهای هم ارائه کردند,دست همگیتان دردنکند,امامن می خواستم ضمن سلام وعرض ارادت به مهندس عزیز وستایش قابل احترام صافی وصداقت وبی ریایی ایشان ,به آن جمله معروفشان که درمقابل رئیس دولت کودتا (احمدی نژاد) ازبرای آن عمل زشتی که درآن مناظره بحث انگیز تلویزیونی ازخود نشان داد, وفردای آنروز اگراشتباه نکنم , آن جمله معروف راکه درخاطره ها حک شد داد(ادَب مرد به زدولت اوست !).من هم می خواهم درکنار این جمله تاریخی ایشان بگویم , اعتبار مرد از صداقت اوست! مهندس موسوی ضمن اینکه یک سیاستمدار دوراندیش ,آگاه به زمان ومکان ,اگرغاصبان ونااهلان می گذاشتند و بگذارند مدیر ومدبر, مردمی و مردم داری است . که همه اینها برای یک سیاستمدار ودیپلمات هریک درجای خود ضروری ومعتبر وارزشمند می باشد, اما برترین همه این اصفات برای یک سیاستمدار به ویژه درارتباط با مردم همانا یک رنگی وصداقت است وهمین صفت برترایشان است که هنوز بعد از گذشت سی ویک سال ازانقلاب 57 , هرکسی از ظن خود با ایشان دوست ورفیق نمی شود , بلکه هرکسی با شناخت خود از ایشان با ایشان دوست ویارو یاور وهمراه می شود, واین بزرگترین وبا ملاحظه ترین سرمایه برای یک سیاستمدار می تواند باشد. واین اعتبار وسرمایه است که می بینیم امروز پس ازگذشت یک سال از آن فاجعه ناگوار, تمامی تهمت ها وزشتی ها وناملایمتی هاوتهدیدها وفضاسازیها و…….. ی دستگاه لجن پراکنی حاکمیت قلُدرماب دربرابراین صداقت که تنها سرمایه اوست به کُرنش افتاده وازاینکه نتوانسته از محبوبیت اش بکاهد سخت خشمگین وعصبانی است ومن به نوبه خویش می گویم ای دلکاران بی جوهرو بی بنُیه ,پیروزی نهایی ازآن میر صالح وصادق ماست ,چراکه شما تمامی اهرم های قدرت جهنمی را باخود دارید, وبدانید این قدرتها دربرابر قدرت ملی ومردمی هیچی نیستند. اما میر عزیز ما دریای ازمردم را با خود دارد که عشقشان به او ازبهر صداقتی است که دراوست. من که از فرزندان انقلابم وآنروزها را نیک بخاطردارم به واژه عدالت قسم می خورم اگراین غاصبان انقلاب می گذاشتند ,وبهشتی آن شهیدآزاده را ازما نمی گرفتند ومیر حسین ما رااین چنین بی بهشتی نمی گذاشتند , مطمئن باشید سرنوشت کشورما وانقلاب ما به این روز دچار نمی گشت , آری دوستان میر حسین عاشق انقلاب وعده های آن بود وهنوز هم هست , میرحسین عاشق خدمت کردن بود وهست, میرحسین خودش انقلاب وفرزندان انقلاب راچونان یک والدین مسئول ومتعهد تر وخشک می کرد تابزرگ شوند و باردهند ملت ایران را خوشبخت ببیند, شما ای دوستان اگرکمی گذشته را با دقت وارسی کنید آنگاه خواهید فهمید که من چه می گویم ودراین سالهای سیاه درآن اندرونی ها ازما بهتران حکومت , چه طرح ها وترفند ها که برای مردم وفرزندانشان از آنجمله میر حسین نریختند.آری دوستان اینان همانهای هستند که ازبرای دو روز حکومت کردن به فرزند امام (ره) هم رحم نکردن سخن به درازا کشید این راهم بگویم وتمام کنم که سرگذشت سی ساله یک انقلاب ویک ملت درچنین گفتگویی نگنجد. من ودیگرفرزندان سرزمینم برای انقلابم ,کشورم خون دل ها خورده ایم , هزینه ها داده ایم , الماسها وگوهر فداکرده ایم , هم شما دوستان صادق بدانید وآگاه باشید وهم شما حاکمان مرتجع وکودتاچیان غاصب,ما تا به آخرین قطره خونمان درکنار سیدعزیزمان برای نجات ایران وانقلابمان به مبارزه ادامه خواهیم داد .

    پایدار باد میرحسین

    پیروز باد جنبش سبز مردم ایران

  4. نسترن گفت:

    میرحسین عزیز تو بیش از اینکه رهبر یا همراه جنبش سبز باشی، معلم جنبش هستی که می خواهی اخلاق در سیاست ورزی را به همه ما یاد دهی. پس مهمترین درس امروزت را فراموش نمی کنم که : قرار نیست به خاطر آرمان خودمان هرچند خیلی مقدس هم باشد دروغ و دو رویی پیشه کنیم. عزت زیاد

  5. لاله سبز گفت:

    ما بیشماریم و پیروز

  6. رضای سبز گفت:

    جناب فرهاد فروزان،به نظر من اصلا لازم نیست،برای باور پذیر کردن حرفاتون،ژست مخالفان احمدی نژاد رو به خودتون بگیرید و همزمان موسوی رو هم ببرید زیر سوال.چون ماهیت حرفاتون،هیچ فرقی با بقیه هم مسلکاتون که میان اینجا و کامنت میذارن،نداره.
    دوست عزیز،چرا این قدر تاریخو واسه اهداف خودتون تحریف می کنید؟
    موسوی سازش کار بود و به امام جام زهر داد یا افراد منتسب به جناح راست که هر روز به یه بهونه ای چوب لای چرخ دولت ایشون گذاشتند و دل امام رو خون کردند؟
    هیچ شنیدی که امام فرستادن روزنامه راستگرای رسالت رو به جبهه ها،به خاطر همین رفتاری که در بالا گفتم،برای مدتی ممنوع کرد؟حالا این روزنامه امروز شده مدعی درجه یک خط امام و ولایت فقیه!
    هیچ شنیدی که امام در برابر حملات همین مخالفان بی انصاف،به موسوی چی گفت:آقای موسوی،آنهایی که در مقابل شما می ایستند،توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند.
    اگر موسوی،دل امام رو خون کرد،پس چرا پس از استعفا،در نامه ای خطاب بش گفت:آقای موسوی،من هیچگاه زحمات شما و دولتتان را در تجهیز سپاهیان اسلام و خدمت به مردم،فراموش نمی کنم؟
    اگر در زمان موسوی کوپن و صف و… بود،چون اون موقع نفت بشکه ای 5 دلار بود،اونم اگه می خریدند!
    تازه بخش عمده ای از همین نفت 5 دلاری هم،صرف مهمات و تجهیزات جنگ می شد در حالیکه شهرها و صنایع و …زیر بمباران دشمن بود.
    با این وجود احتمالا می دونی که کمترین تورم ایران دردوران بعد از انقلاب،در سال 64 بوده:6درصد که خود موسوی هم در مناظره ها به این قضیه اشاره کرد.
    حالا اینا رو مقایسه کن با دولت جناب احمدی نژاد که 5 سال تمامه مورد حمایت کامل نظام و رهبریه،اما با نفت بشکه ای 140 دلار و در آمد بی سابقه 300 میلیون دلار در 4 سال،تورم ایران رو 3 برابر کرد!حالا کار نداریم که چه بلاهای خانمان سوز دیگه ای سر اقتصاد ایران آورد و داره میاره،این یک نمونش بود!

    در مورد نظر امام در مورد ولی فقیه گفتی،نشنیدی که امام گفت:فقیه اگر دیکتاتوری کند،خود بخود از ولایت ساقط است؟وجملات مشابه این چنینی؟
    در مورد حاج همت و باکری و دیگر سرداران جنگ گفتی
    نشنیدی که امثال سردار محصولی و رفقا که امروز نور چشمی های این نظام محسوب می شوند،چه بلایی سر حمید باکری تو سپاه ارومیه اوردند که اون شهید عزیز،دعا کرد که جنازشم برنگرده ارومیه و همین طورم شد و مفقود الاثر شد؟
    مصاحبه های خانواده های ان عزیزان رو تو این یک ساله نخوندی؟
    تو همت رو بهتر میشناسی یا شیر زنی که جوونیشو پای آرمان های همت گذاشت و بچه های همت رو بزرگ کرد؟ که امروز همین بچه ها به حمد لله دست در دست دیگر جوانان ایران زمین در صف مبارزه با استبداد سبز هستند و پای آرمان های سبزشونم ایستادند…
    آیا باکری راضی بود،به سوی مردمی که دست خالی بیرون اومده بودند تا به نتیجه یک انتخابات اعتراض کنند،اونطور وحشیانه برخورد بشه و تیر اندازی بشه؟
    اگر ادعای عدم تحجر و نقد پذیری داری،بشین و کلاتهتو قاضی کن ببین،حکومت چه رفتاری با مردم معترض کرد که شعار بخشیشون از رای من کو تبدیل بشه به جمهوری ایرانی؟
    اگر مردم جمهوری اسلامی رو نمی خواستند و دنبال جمهوری ایرانی بودند که اصلا تو انتخابات شرکت نمی کردند..
    پس این تغییر شعار در واقع یه واکنش بود به سیاست های سرکوب بی رحمانه شما در قبال تظاهرات سکوت روز های اول.
    بنابراین هیچ وقت سعی نکن،تاریخ و انقلاب و اسلام رو تحریف کنی واسه رسیدن به اهداف خودت.

  7. حاج میثم گفت:

    به امید ایران آباد و آزاد

  8. ناشناس گفت:

    رهرو راستین امام به واقع تویی تو خدا حافظت و جدت دعاگویت یاشد انشالله

  9. ناشناس گفت:

    من فدای اینهمه دل پاکی و صفا و صداقت نخست وزیر موسوی عزیز! کور شه هر کی نمیتونه ببینه!

  10. samog گفت:

    سلام.
    دوستان طرفدار تندروی و تحجر، بعد از این به جای واژه انقلاب از واژه من استفاده کنید و قص علی هذا:
    – هر چی ضد انقلاب اینجا جمع شده —> هر چی ضد منه اینجا جمع شده.
    – به انقلاب ضربه می زنند —> به من ضربه می زنند.
    -همه امکانات ایران باید در اختیار انقلاب باشد —> همه امکانات ایران باید در اختیار من باشد.

    هوی، همه آدمن تو این مملکت. حتی اونایی که شرایط غیر قابل تحمل واسشون درست کردین.

    یا حسین، میر حسین

  11. ی-ب گفت:

    درود بر موسوی

  12. موسی گفت:

    من هم با (سجاد) موافقم
    نمی گذاریم این انقلاب به دست تازه به دوران رسیده هایی برسد که بعد از سی سال بزرگترین داعیه دار آن شدند.

  13. حميد ملاشجاعي گفت:

    هرچه از انتخابات بيشتر مي گذرد و هرچه اين مرد بيشتر بيانيه و مصاحبه مي كند به انتخابم بيشتر افتخار مي كنم.
    ببينيد اگر ايشان الان رئيس جمهور بود مي توانست چه حركت اصلاحي عظيمي را در كشور مديريت كند،آنگاه مي فهميم كه چرا او نبايد رئيس جمهور مي شد.

  14. سمانه گفت:

    مرگ بر موسوي دروغ گو
    آنقدر دروغهايت واضح و روشن است كه بوي گند و تعفن از آنها به آسمان برخاسته است.
    تو كه تمام آرمان هاي امام را زيرپا گذاشته اي چه شده كه حالا داعيه دار خط امام شدي.
    همان امامي كه تو از آن دم ميزني مي فرمايد پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيب نرسد.

  15. رضا گفت:

    یا حســـــــــــــــــــــــین میـــــــــــــــــــــــــــــرحســــــــــــــــین

    ما اهل کوفه نیستیم حسین تنها بماند

  16. حسین گفت:

    جناب فرهاد فروزان

    شما که فراز هایی از وصیتنامه این شهیدان بزرگوار آورده اید و بیت تا سیاه روی شود هر که در او غش باشد در پایان فرمایشات مشعشعتان میاورید، تا چه حد از این شهیدان شناخت دارید؟ آیا از همسران و فرزندان این شهیدان به آنها نزدیکترید؟ آیا ندیدید و نخواندید که چگونه پهلوی همسر شهید همت را به مانند پهلوی حضرت زهرا سیاه و کبود کردند ؟ آیا ندیدید چه بر سر خانواده باکری آوردند؟ درد دل خواهر شهید باکری را بخوانید. کار را به جایی رسانده اند که خواهر بزرگوار ایشان میگویند صد رحمت به زمان شاه. برای که از مصیبتهای جنگ داستان سرایی میکنی‌؟ فکر میکنی‌ بقیه نمیبینند و نمیدانند چه بر سر بقیه یادگاران شهدای جنگ میاورند. در جواب شما همین بس که پدر فرمانده آزاد سازی خونین شهر جهان آرا ، همسر و خانواده شهیدان باکری، همت ، رجائی از این راهی‌ که مهندس موسوی برگزیدند حمایت کرده و میکنند.
    سعی‌ نکنید هماند صدا و سیما خود را مطلع نشان دهید و بقیه را ….

    فرازی از وصیتنامه شهید باکری

    13 ) در زندگيتان همواره آزاده باشيد و هيچ چيز غير از خدا و آنچه خدائي است دل نبنديد و بدانيد كه دنيا زودگذر و فاني است ، فريب زرق و برق دنيا را نخوريد .
    14 ) برحذر باشيد از وسوسه هاي نفس و مدام به ياد خدا باشيد تا از شر نفس و شيطان در امان باشيد .

    *فرازی از وصیتنامه شهید همت

    امام مظهر صفا پاکي و خلوص و دريايي از معرفت است .فرامين او را مو به مو اجرا کنيد تا خداوند از شما راضي باشدزيرا او ولي فقيه است و در نزد خدا ارزش والايي دارد.

    امام خمینی: شما حتی نمیتوانید یک نانوایی را اداره کنید
    ——————
    در مورد شعار جمهوری ایرانی‌، مهندس موسوی موضع کاملا روشنی گرفتند. بجای بهانه گیری، کمی‌ مطالعه کنید. بد نیست.

    یارب مپسند که گدا معتبر شود

  17. اصلاحات سبز گفت:

    سلام بر سه سید فاطمی خمینی – موسوی وخاتمی

  18. ناشناس گفت:

    میر حسین مثل کوه محکم و با صلابت ایستاده است، از بس که ترس ندارد. میر حسین، حسینی است. میر حسین، موسوی است.

  19. سید ابراهیم گفت:

    این مصاحبه تو دهنی محکمی بود به اونایی که می خواهند انقلاب و امام و جنگ رو به اسم خودشون مصادره کنند و موسوی و به غیر از این ها نشون بدهند.
    این مصاحبه بدجوری بعضیا رو عذاب میده

  20. حمید گفت:

    بروید وسط کویر مجوز هم نمی خواهد چون جزئ هیچ شهری نیست. تازه خیلی واضح معلوم میشود چند تا طرفدار دارید.دیگر لازم نمی شود از رنگ سبز و فتو شاپ هم استفاده کنید چون کسی دیگر نمی اید که خودتان را به انها بچسبانید.

  21. سینا گفت:

    آقای موسوی بس کنید خط نفاق و خیره سری را.
    از تنور شما برای بهره گیری از شهید همت و باکری چیزی گرم نمیشود.
    شرمندگی در مقابل اینها در قیامت را چه میکنید؟
    شما بهتر است به رجوی و رضا پهلوی بچسبید با دستبند سبزشان…سبز تزویر و نفاق

  22. امیر گفت:

    جناب آقای ” جانباز 60 درصد” شما اگر واقعا جانباز بودید درصد جانبازیتونو عنوان نمی کردید

  23. ر گفت:

    یا حسین میر حسین
    پاینده باشی

  24. ناشناس گفت:

    خدایا دشمنان امام خمینی را در نابود بفرما

  25. ناشناس گفت:

    پايگاه خبري انصارنيوز، در يكي از مطالب جديدش از آيت‌الله مصباح يزدي با عنوان “امام مصباح يزدي” ياد كرده است.

  26. نيما گفت:

    آقا حميد گل!
    حکومت به قدري از ما واهمه دارد که روز سيزده فروردين اجازه نداد به سمت درياچه ي نيمه خشک اروميه برويم. ضمنا يادتان رفته آقاي کروبي بارها گفته به ما اجازه تجمع در کوير بدهيد برقراري امنيت آن هم با خودمان!( چون بسيج و نيروهاي امنيتي بيشتر باعث ناامني هستند.)
    يادمان نرفته که افرادي را که براي مراسم تشييع ايت اله منتظري از آذربايجان حرکت کرده بودند را نيروهاي امنيتي باز ميگرداندند.
    راستي فتوشاپ را در حضور ميليوني استقبال کنندگان از احمدي نژاد ديديم، آنجا که در مسير چهار نوع لباس مختلف بر تن رئيس جمهور منتصب شما بود.( خبرگزاريهاتان هم باهم هيچگونه هماهنگي ندارند)
    ممنون از کلمه بخاطر گذاشتن کامنت وحيد. ادبيات آقا وحيد هم گواه همه چيز است.

  27. ا.م(امید.مرتضی) گفت:

    درود
    حق پیروز است

  28. سید گفت:

    درود بر جنبش سبز

  29. ناصر گفت:

    دوست خوبم جناب فرهاد فروزان
    به نظر این حقیر شما از چند جهت مشکل مبنایی دارید و با این وضعیت درک ماهیت سخنان میر حسین برای حضرتعالی امری ناممکن است .
    اول آنکه شما در تاریخ ایستاده اید بر خلاف موسوی که دهه ی اول انقلاب را سکویی برای پرواز به آینده می بییند . از نگاه شما همت ، باکری و باقری ها افرادی ساکن و منجمد ند نه سیال و پویا و به خاطر همین رویکرد بسته دچار توهم شده اید .
    فرهاد عزیز مولای متقیان می فرمایند : وای بر آنکه دو روزش یکسان باشد ، آنگاه حضرتعالی تصور می نمایید که اگر این شهدای گرانقدر به حیات خویش ادامه می دادند و ما اینک از فیض وجود آنها بهره مند بودیم در این شرایط هم مردم را همانگونه وصیت می کردند ؟ آیا اکنون رمضان زاده ، میردامادی ، جواد امام ، عرب سرخی و خیل بسیاری از رزمندگان هم رزم این شهدای بزرگوار همانگونه که در بحبوحه ی جنگ فکر می کرده اند می اندیشند ؟ آیا حتی خانواده های این یاران سفر کرده نسبت به شرایط حاکم دید مساعدی دارند ؟ خود می دانید چنین نیست .
    بیائید فرض بر این بگذاریم که گذر سالهای متمادی از آن دوران در افکار و اندیشه های آن رادمردان تغییری ایجاد نکرده باشد . شما که میر ما را متهم به عدم شناخت این شهیدان نموده و او را به خواندن وصیت نامه آنان توصیه فرموده اید ، آیا این جملات را در وصیت نامه ی شهید همت ندیده اید ؟ ” مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند ” حال سرکار بفرمایید اگر حاج ابراهیم زنده بود وظیفه ی خود نمیدانست علیه حکومت مستبد و دیکتاتوری فعلی بپا خیزد و در مقابل آن تمام قد بایستد ؟
    آیا این فراز قسمتی از همان وصیت نامه نیست ؟ “مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست.” از شما می پرسم اگر امروز حاج همت بود و می دید که به مراد او چنین می تازند ، یارانش به بند می کشند ، افعالش چنین به چالش می کشند ، افکارش تحریف می کنند و خاندانش را به چوب خارجی می رانند ساکت دست روی دست می گذاشت و به نظاره می نشست ؟
    جناب فروزان چرا برای رسیدن به امیال خویش در وصیت نامه ی ایشان نیز دست برده اید؟ آنجا که می فرماید : روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه برایش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد. حال شما بفرمایید در کدام قسمت کلام فوق آمده که روشنفکران به انقلاب ضربه می زنند؟ فرهاد جان درست بخوان نوشته لطمه زدند ، نه می زنند . گیریم که به زعم این شهید سفر کرده در آن روزگار قشر روشنفکر به انقلاب ضربه زده باشند ، آیا این دلیل می شود تا همیشه ی تاریخ ما از آنان ابراز انزجار کنیم ؟ آیا عشقی و ملک الشعرا ، شریعتی و جلال آل احمد ، موسوی گرمارودی و قیصر امین پور و بسیاری دیگر از فرهیختگان خادم این مرز و بوم باید با این استفاده ی ناصواب جنابعالی به چوب جفا از حوزه ی خودی های این مملکت رانده شوند ؟
    عزیز برادر در کجای این گیتی از روشنفکرانشان طلب برا ئت می کنند که شما از موسوی چنین تمنایی دارید ؟ خود می دانید که امروز در میان یاران با وفای امام کم نیستند که به این باور رسیده اند که با تندرویهای خویش باعث شده اند در طی این سی ساله ی بعد از انقلاب ، بسیاری از افراد خدوم و لایق و کارآمد از عرصه ی خدمت رسانی کنار روند . آیا این امکان وجود ندارد که اگر امروز همت زنده بود د ر رفتار و اندیشه های خود تجدید نظر کند ؟
    فرموده اید حاجی نوشته است ” درکجای دنیا نظیر انقلاب اسلامی می توان یافت؟ ” آیا ایشان در ادامه مرقوم فرموده اند که انقلاب اسلامی هرگز دچار انحراف نخواهد شد و بر یاران امام است که اگر چنین روزی را هم با چشمان خود دیدند وظیفه دارند دم بر نیاورند ؟
    و باز به رخ میر ما کشیده اید که ابراهیم از سازشکاران متنفر بود و بلافاصله با قطع ویقین به سازشکاری موسوی سئوال فرموده ای آیا واقعا اگر حاج همت بود از سرداران جنبش سبز بود؟ وقتی انسان تنها به قاضی رود حکمی چنین سخیف دور از انتظار نیست . از فحوای کلامتان بر می آید که در این استنتاج از گزاره های زیر بهره برده اید .
    موسوی در مقابل شعارهای ساختار شکن سکوت کرده است . میرحسین در برابر پشتیبانی معاندین انقلاب از وی موضعی اختیار نکرده است . موسوی دست در دست لیبرالها و ملی مذهبی ها نهاده است . میرحسین از حمایت اصلاح طلبان معلوم الحالی چون مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی برخوردار است . و…
    با عرض پوزش دومین مشکل مبنایی شما تفکر بیمار حضرتعالی است . شما خلق عظیمی از این مملکت را به دلیل همسان نبودن با دیدگاه های خود غیر خودی می دانید که هیچ ، از حق اظهار نظر هم محروم می کنید و بدتر از آن در خیال خود رویکرد موسوی در این قضیه را سکوت فرض کرده و این را بلافاصله به معنی تایید آنها گرفته اید . برادر خوبم اولا هر ایرانی به دلیل ایرانی بودن حق دارد در مورد نوع ساختار حکومتی سرزمینش اظهار نظر نماید ، مگر مرحوم طالقانی بعد از انقلاب نفرمودند در جمهوری اسلامی فضا چنان باز خواهد بود که حتی سلطنت طلبان نیز در ارائه ی افکار خویش آزادند ؟ مگر امام در پاریس در جواب آن خبرنگار که از ایشان پرسید اگر مردم ایران به ادامه ی سلطنت رای دهند شما چه موضعی اتخاذ می کنید نفرمودند من این را قبول ندارم ولی به رای مردم احترام می گذارم ؟ آیا آنکه در مکتب فکری امام رشد ونمو کرده می تواند جز این رفتار کند ؟ البته از این بگذریم که موسوی بارها وبارها با اعلام احترام به افکار آحاد مردم به خط کشی فکری خویش با دیگر همراهان جنبش سبز پرداخته است . مصاحبه ی اخیر یکی از این موارد است . به یاد ندارید در بحبوحه ی انتخابات در مورد ملی مذهبی ها با صداقت اعلان کرد که با تمام احترامی که برای آنان قائل است ، حاضر به همکاری با آنان نمی باشد ؟
    من اصرار دارم که مبنای تفکر شما از سلامت برخوردار نیست . ببینید برای اثبات این طرز تفکر غلط چگونه از شهید باقری مایه گذاشته اید .
    فرازی از وصیت نامه شهید باقری:«ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان سرجنگ داریم و در رابطه با این هدف ، جنگ با صدام یزید فقط مقدمه است . در این موقعیت زمانی و مکانی ، جنگ ما جنگ کفر است و هر لحظه مسامحه و غفلت ، خیانت به پیامبر اکرم ( ص ) و امام زمان ( عج ) ، و پشت پازدن به خون شهداست .»
    آیا جز این است که با آوردن این قسمت از وصیتنامه ی این شهید جلیل القدر می خواهید روحیه ی ستیز گری خویش را توجیه بفرمایید؟ آیا این یک نقشه ی راه برای جمهوری اسلامی است ؟ اگر چنین است چرا در مدت بیست و یک ساله پس از رحلت امام ، ما با هیچ دولتی به جنگ برنخا سته ایم ؟ چرا دم از صلح طلبی می زنیم ؟ چرا ازصلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای خویش و خلع سلاح جهانی می گوییم ؟ چرا در پی دوستی و مودت با برادران عرب حاضر به گذشت از منافع ملی نیز شده ایم ؟ و هزاران چرای دیگر
    برادر ارجمند اسلام دین صلح و برادری است ، دین ما سیمایی رحمانی دارد . اگر در برهه ای به حق با تمام وجود در مقابل صدامیان و حامیان مستکبر آن ایستادیم نه به دلیل موضع جنگ طلبانه ی امام و رزمندگان دلیر همراه او بوده بلکه تنها برای دفاع از حیثیت و کیان ملی و دفاع از دستاورد های انقلاب اسلامیمان بوده است .
    سومین مشکل مبنایی شما این است که گمان می کنید ولایت فقیه ازارکان دین و یا لااقل انقلاب اسلامی می باشد و بدتر از آن اعتقاد به این گمانه که فرد مصداق این مفهوم هرگز به خطا نمی رود . متاسفانه برای اثبات این نگاه سراسر اشتباه هم از شهدا بهره گرفته اید . آنجا که مطلبی را از وصیت نامه ی شهید باکری نقل کرده اید که “در هر زمان و هر موقعیت همت به اعمالی بگمارید که مورد تائید رهبری و امامت باشد. ” البته بنده هر چه این وصیت نامه را زیر و رو کردم چنین چیزی در آن نیافتم ، شاید هم من در جستجو قصور کرده باشم .
    اما فرهاد عزیز ، در مورد رکن دین بودن این مسئله می توانید به آراء علامه ی طباطبایی ، آیات عظام سیستانی ، خویی ، منتظری از علماء متاخر و بسیاری از مراجع وصاحب نظران متقدم نظری بیاندازید تا به بطلان نظر خویش واقف شوید ، در مورد انقلاب اسلامی نیز می توانید به قانون اساسی پیشنهادی مورد تایید حضرت امام سری بزنید و ببینید که از اصل ولایت فقیه در آن خبری نیست ، گمان می کنم به خوبی به خاطر دارید که حضرت امام در ابتدا با ورود روحانیت به مسائل اجرایی مخالفت داشتند و تنها به دلیل ضرورت زیر بار آن رفتند . اما درمورد آخر اگر ولی فقیه خطا نمی کند و اگر ما در هر شرایطی موظف به اطاعت از دستورات ایشان هستیم ، چرا این مسئله در مورد آیت الله منتظری رعایت نشد ؟ آیا برکناری ایشان توسط حضرت امام خود دلیل آن نیست که ممکن است ولی فقیه نیز به بیراهه رود ؟ اگر ما همواره ملزم به اوامر ولایت هستیم ، این جمله از امام که اگر ولی فقیه به اندازه ی درهمی جفا کند از ولایت ساقط است چه محلی از اعراب دارد ؟
    جناب یزدان فرخوب می دانید که قسمتی از بدنه ی جنبش سبز به ولایت و یا حداقل به مصداق کنونی آن اعتقادی ندارند اما موسوی با علم به اینکه دفاع ار این حریم باعث رنجش عده ای خواهد شد همواره بدون هیچ مصلحت اندیشی از ارادت خویش به امام گفته و به آن افتخار نموده است،… ضمن اینکه هرگزکسی حتی یک کلمه درهتک حرمت رهبری کنونی از موسوی نه دیده و نه شنیده شده است . مضاف بر این که هم او وهم همراهنشان بویژه همین سایت کلمه همواره در مورد ایشان رعایت ادب را نموده که هیچ به سانسور اکثر نقدهای مردم از ایشان اقدام کرده اند.

    مشکل چهارم و اساسی شما استفاده از حربه ی دروغ برای محق جلوه دادن خود می باشد . نوشته اید : مگر خود شما و امثال شما نبودید که جام زهر را به امام نوشاندید؟ حال چه شده که از اندیشه های امام دم می زنید؟ وشده اید پیرو راه شهدا. اگر دلتان برای انقلاب می سوخت چرا در همان موقع دو بار استعفا دادید. و از زیر کار به در رفتید؟ اگر جانتان در می رفت برای خدمت به مردم چرا آن موقع اینگونه نبودید؟
    نمی دانم با نیت پاک دست به قلم برده اید یا مواجب بگیر حاکمان فعلی می باشید ، اما به هر صورت قلب واقعیت نتیجه ای جز بی آبرویی ندارد . عزیز برادر موسوی جام زهر به دست امام داد ؟ میرحسین خون به دل امام کرد ؟ چقدر بی انصافید ، اگر ذره ای از وجدان در شما بود چنین جفایی نمی کردید . صحیفه ی نو پر است از بیان درددلهای آن پیر فرزانه ، اما نه از موسوی که از متحجرین بی درد ، آنانی که خود اسلامشان را آمریکایی می خواند و صد افسوس که هنوز بیش از دو دهه از رجعت آن سلاله ی پاک پامبر نگذشته هم اینان در راس امور قرار گرفته اند .
    دوست عزیز برای اثبات حقانیت خویش یک و فقط یک سند که در آن امام از موسوی رنجیده باشد ارائه کنید .
    شاید این قبیل اظهارات جوانان ساده دل بسیجی را خام کند ولی برای امثال من این حنا رنگی ندارد . همانطور که از نوع بیان شما بر می آید حضرتعالی از اصل ماجرای استعفا بی خبر نیستید ، پس برای همان افراد بی اطلاعی که هدف تیرهای کذب شمایند می گویم .
    اگر امام موسوی را برای اداره ی کشور مناسب نمی دانست این همه حمایت از او به چه دلیلی بوده است ؟ … ؟ در مورد استعفا اگر گمان می کنید که میر حسین به دلیل فرار از مسئولیت استعفا کرده از مرکز اسناد بخواهید تا متن استعفای واقعی میر حسین را منتشر کند تا همگان دلایل آنرا بدانند ، آنگاه خواهید دید چه کسانی رو سیاه خواهند شد و چه کسانی غش کرده اند .
    در پایان خدمتتان عرض می کنم درست است که اگر آدمی پس از فهم اینکه به راه خطا رفته توبه کند و به اشتباه خویش اعتراف نماید از شخصیت والایی بهره می برد ، اما این فقط متوجه موسوی نیست . آیا نمی توان تصور کرد که رفتار، کردار و گفتار رهبری در مدت صدارتشان در بعض موارد و به خصوص مورد اخیر درست نبوده است ؟ …
    موفق باشید
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

  30. بسیجی زمان جنگ گفت:

    سمانه

    خرداد ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۸:۳۴ ق.ظ

    مرگ بر موسوی دروغ گو
    آنقدر دروغهایت واضح و روشن است که بوی گند و تعفن از آنها به آسمان برخاسته است.
    تو که تمام آرمان های امام را زیرپا گذاشته ای چه شده که حالا داعیه دار خط امام شدی.
    همان امامی که تو از آن دم میزنی می فرماید پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد.

    ————————————————————————————————————————

    خدایا به ما بینایی بده تا بتوانیم حقیقت را ببینیم و انصاف و شهامتی بده تا بتوانیم ان را قبول کنیم

    شما اطمینان دارید اون ولایت فقیهی که تو نظر ؛ تفاسیر و سخنان امام بود الان بر کشور حاکم هست ؟

  31. پیمان گفت:

    حمید
    خرداد ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۹:۲۹ ق.ظ
    بروید وسط کویر مجوز هم نمی خواهد چون جزئ هیچ شهری نیست. تازه خیلی واضح معلوم میشود چند تا طرفدار دارید.دیگر لازم نمی شود از رنگ سبز و فتو شاپ هم استفاده کنید چون کسی دیگر نمی اید که خودتان را به انها بچسبانید.
    ——————————————————————————————————————————————————————
    اخه حمید جان میخوام ببینم این کیه که از فوتو شاپ استفاده میکنه؟
    (به گفته شهردار تهران) اون 3 ملیون نفری که 25 خراد پارسال بیرون اومدن فوتو شاپ بوده یا عکسی که از سفر احمدی به اصفهان در کیهان چاپ شد؟
    بعدشم اگه واقعا فکر میکنیید ما کمیم مجوز بدین بیایم تا خودمون بفهمیم و رومون کم ببشه
    یا حسین میر حسین

  32. بهزاد گفت:

    اميدوارم مردم تهران در سالگرد22خراد با حضور آرام خود مشكلاتي از قبيل بي كاري را به گوش آقا محمود برسانند
    براي همين غزه ديديددر سرتاسر دنيا بدون مجوز راهپيمايي كردند
    حالا ما بيش از 10 مليون نيروي فعال بيكار داريم هيچ خبري نيست حساسيت مراجع نسبت به مساله غزه كاملا محترمه ولي چرا يكيشون نمي آيد در پايان درس خارجش بگه براي بيكاري جوانان نيازمند و تحصيلكرده ي جامعه جمعه بعد از نماز راهپيمايي كنيد تا حداقل مسئولان از خواب و توهم خرگوشي بيدار شن
    تو را خدا نظرم رو چاپ كنيد
    ممنون

  33. اسلام رحماني گفت:

    آقاي فرهاد فروزان اگر شما هم مثل شههيد همت از انسانهاي سازشكار متنفر هستيد پس بايد از دولت كنوني هم متنفر باشيد، چون اين دولت هم با منت كشي بسيار زياد از غرب در مسئله هسته اي، در برابر قدرت تسليم شد و سازش كرد.
    هرچند آقاي لاريجاني كه قبلا اعلام كرده بودند در زمان اصلاحات ميخواستند در غلتان (اورانيوم ايران) را با آب نبات چوبي عوض كنند، الان ساكت شدند. (احتمالا بدليل دستور از بالا) اما اين در اصل مسئله تغييري ايجاد نميكند.
    اتفاقا اگر آقايان كروبي و موسوي سازشكار بودند، در جريان انتخابات مانند ديگر كانديداي مثلا اصولگرا (البته نميدانم كدام اصول) حق مردمي را كه به ايشان راي داده بودند در حق شخصي خود حل و ضايع ميكردن دو ميگفتند “من از حق شخصيه خودم گذشتم “تا پستهاي حكومتيه آنها خدشه دار نشود. چون طاقت و تحمل ايستادگي در راه حق را ندارند.
    با همين نمونه ميتوان نتيجه گرفت كه اگر سكان هسته اي ايران در دست با درايت ميرحسين بود چنين قرارداد ننگيني در كارنامه جمهوري اسلامي ثبت نميشد.
    اگر وضع كشور ما امروزه اشفته هستف كه هست بدليل ان است كه در سطح مديران بالايي ان افرادي راحت طلب حضور دارند كه به هر دليلي با قدرت متمركز و هميشگي در راس كشور سازش كرده اند.

  34. morteza گفت:

    dorodbarto

  35. مسلمانان سبز ايراني گفت:

    سلام آقاي موسوي.من شخصا به شما مديونم.دستت را ميبوسم و ميخوام بگم الان كه دارم اين مطلب را مينويسم دوست دارم فقط براي 5 دقيقه ببينمت.خيلي عاشقتم.همه ما نوكرتيم.ما عزت و خيزشمان را مديون شما هستيم.آري ما مديون شما هستيم.شما بودي كه به ما جرات دادي .شما بودي كه ما را به خود اوردي و از ركودي كه در تلاشهايمان براي اصلاح نظام رخنه كرده بود نجات دادي.آري ما مديون شما هستيم.موسوي جان از شما يك خواهش كوچك دارم .اين كه چرا با آيت الله خميني مثل يك معصوم رفتار ميكنيد؟آيا ما 14 معصوم داريم يا 15 معصوم؟ميدانم در چه شرايطي هستيم و نميتوان هر حرفي زد.به اميد آن كه شرايطي پيش آيد كه بتوان همه حرف ها را زد.

  36. مصاحبه شما با مير حسين را خواندم چند مطلب قابل بررسي است.
    1- ايشان در مورد عدم انتقاد در زمان نخست وزيري خود اعتراف كردند كه ما در دو سوي تيغ يك قيچي قرار داشتيم . يعني فشار داخلي و خارجي . من از ايشان سئوال ميكنم ايران ما قبل از انتخابات دوره دهم ايا درگير گروههاي معاند داخلي و فشارهاي سياسي خارجي نبود .كه شما بعنوان تيغه سوم وارد عمل شديد و اين جريان را ادامه ميدهيد .
    2- شما از آرمان امام سخن مي‌گوييد . من ميخواهم از شما بپرسم راهبرد آرمان امام در برخورد با غائله 14 اسفند 59 چه بود ؟ راهبرد امام با كساني كه دست تو دست منافقين دادند چه بود ؟ رهبراد امام با كساني كه قانون را زير پا گذاشتند چه بود ؟ راهبرد امام با عناصري كه اهانت به اسلام و قران مي‌كردند چه بود ؟ من احساس ميكنم شما اقاي ميرحسين دچار توهم شده‌ايد .
    3-اگر امام اكنون زنده بود و شما اين بساط را راه مي‌انداختيد به نظر شما راه كار امام چه بود ؟ ايا امام انتخابات را تمديد مي‌كرد ؟ مطمئنا چنين نميكرد . شما داريد سوء استفاده ميكنيد از مهرباني رهير عاليقدر انقلاب .
    4- راستي شما چرا اعدام تروريستهاي پژاك در غائله حسينيه شيراز را محكوم كرديد ؟ مردمي كه تكه تكه شدند مهم نيستند ولي تروريستها مهم هستند . من ميدانم چرا ؟ چون الان آنها در جهت شما حركت ميكنند مانند منافقين – اعراب سلفي – انجمن پادشاهي – و جند الشيطان
    5- در آخر براي اشنايي اذهان روشنفكر اين سئوال را مطرح مي‌كنم
    چه رابطه‌اي بين خواسته‌هاي شما و اپوزوسيون و اسرائيل و امريكا وجود دارد . چرا آنها با تمام امكانات از شما حمايت ميكنند ؟ من يك جواب ميدهم اميدوارم متفكرين فكر كنند .
    چون شما نخست وزير امام بوديد و آنها امام را دوست دارند و اسرائيل و امريكا و اپوزوسيون همگي دلشان ميتپد براي احياي آرمانهاي امام راحل . اين را گفتم تا بدانيد آقاي مير حسين مردم روشنفكر هستند نه مثل شما احمق .
    واقعا اين شعار برازنده شماست . آقاي مير حسين ( دروغ ممنوع )

  37. هومن گفت:

    کاش آقای موسوی در این مصاحبه صریح تر بیان میکردند که کسانی که به آن دوران انتقادات جدی دارند هم ، در کنار کسانی که با آقای خمینی و خط مشی او موافق اند می توانند بر سود جنبش سبز فعالیت کنند و ایشان مخالف حضور آنها در جنبش نیستند. چون این چیزی است که برای خیلی ها سوال است.
    صحبت من اینست که مشکل اصلی ما الان این نیست که چه کسی با چه چیزی مخالف یا موافق است ، بلکه اینست که فضایی وجود ندارد که نظرات گوناگون بیان شوند و استبداد فکری اقلیت حاکم است.
    یعنی فرضا آقای موسوی فلان عقیده را دارند من هم بهمان عقیده و کس دیگری هم عقیده ی دیگری دارد ، اینها یکدیگر را رد نکنند و از گروه خود طرد نکنند ، بلکه همگی برای یک چیز (که همان ایجاد فضای باز عقیدتی است) تلاش کنند ، تا در آن فضا که توانایی تحمل نظرات گوناگون هست به رقابت قانونی با یککدیگر بپردازند.

  38. saeed s s گفت:

    ba salam w dorod

  39. سید علی عظیمی گفت:

    یک سال گذشته روز 29 خرداد سال گذشته بدوستم گفتم اگه امروز موسوی کنار بکشه برای من همچنان عزیز ِ من بیشتر از این انتظاری نداشتم !! و امروز بعد از حدود یکسال هم عاشق این مرد شدم هم عاشق این مردم که هنوز روی حق شون ایستاده اند .

  40. بهنام گفت:

    در پاسخ به حميد: اتفاقا يكي از خواسته هاي ما اين است كه حداقل در كوير مجوز راهپيمايي بدهند، مشكل اينجاست كه بعضي ها از تجمع سبزها ميترسند….. حتي در بيابان!!!
    كار با فتوشاپ و اينكارها هم كه شگرد مخصوص چندين و چند ساله بعضي ها است كه جمعيت را در تلوزيون و روزنامه ها زياد جلوه دهند. ما كه همه فيلمها و …. را با 1 موبايل گرفته ميشود.
    خدا رو شكر 22 خرداد 88 ثابت شد كه سبزها چند نفرند…………………
    دود اگر بالا نشيند كسر شان شعله نيست جاي چشم،ابرو نگيرد گرچه او بالاتر است

  41. مهرزاد سبز گفت:

    لطفا” به آقای میر حسین بگوئید ما مردم منتظر هستیم ایشان و آقای کروبی اعلام کنند برنامه جنبش در روز 22 خرداد و روزهای بعد در صورتیکه مجوز راهپیمائی صادر نگردد چیست؟ این نکته خیلی مهم است که ایشان رهبری جنبش را بعهده بگیرند و نه همراهی با آن را.
    پیشنهاد من این است که در صورت عدم صدور مجوز از طرف دولت مردم در یک حرکت مسالمت آمیز در خیابانهای اصلی شهر از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر حضور ساکت و خاموش داشته باشند. بدلیل گستردگی مساحت و عدم سر دادن شعار، حکومت نمی تواند با مردم برخورد داشته باشد و از طرف دیگر بدلیل امنیت آن تعداد شرکت کنندگان زیادی در آن شرکت خواهند کرد.
    این مدل می تواند برای تمام شهرها نیز اعلام شود و گسیل نیروهای بسیجی از شهرستان را منتفی می کند و بنابراین هیچ کس هم دستگیر نمی شود ولی بازتاب خیلی خوبی هم خواهد داشت.
    در صورت موفقیت این برنامه بصورت خودجوش از طرف مردم در روزهای بعد هم تکرار میشود.

  42. علی شیرازی گفت:

    چند نفر با عنوان بسیجی زمان جنگ و دکتر و پیمان و…. حرف هائی زده اند که خیلی جالب است.
    1- دوستان اگر سیز ها اندک هستند کاری ندارد اجازه راه پیمائی از تهران به سمت قم بدهند یا حداکثر در کویر تا همه چیز معلوم بشه.
    2- امام گفت پشتیبان ولایت فقیه باشید که به مملکت آسیب نرسد، ما همه این گفته امام را بر روی چشم می گذاریم. امایکی از شروط ولی فقیه عدالت و قانون مداری است، آخه تا وقتی که هنوز انتخابات تائید نشده و روا قانونی آن طی نشده اعلام خارج از قانون برنده انتخابات و تائید انتخاباتی که چند میلیون معترض دارد نشان از عدالت و قانون مداری دارد ؟؟؟؟

    یا حق

  43. حسین گفت:

    جناب دکتر مهدوی که امیدوارم مدرک دکتریتان همانند امسال رحیمی، کردان و … نباشد.

    شما دم از قانون نزنید.

    قانون شکن آن کسی‌ است که عضو شورای نگهبان است و باید اصل بیطرفی را در انتخابات رعایت کند ولی‌ پیش از انتخابات از یکی‌ از کاندیدای مورد حمایت شما حمایت کرد.

    قانون شکن آن کسی‌ است که پیش از اعلام شورای نگهبان به احمدی نژاد پیروزیش!!؟ را تبریک گفت.

    قانون شکن آن کسی‌ است که اصل ۲۷ قانون اساسی‌ را نادیده گرفته و مردم را در خیابان میکشد.

    قانون شکن آن کسی‌ است که دکترای جعلی می‌گیرد و در دانشگاه درس میدهد و وزیر هم میشود و کسی‌ جرأت حرف زدن ندارد.

    قانون شکن آن کسی‌ است که در مجلس به عنوان نماینده مردم نشسته ولی‌ باید وزیران پیشنهادی را تائید کند و سوال از دولت نکند (مگر امام نگفت مجلس در راس همهٔ امور است؟)

    قانون شکن امسال خود جناب عالی‌ هستید که همه گونه تهمت در این چند خطی‌ که نوشتید زدید.

    قانون شکن آن کسی‌ است که ……….

    بگذارید بیش از این نگویم که کلمه مجبور به سانسور نشود

  44. هابیلی گفت:

    چرا واقعآ نظرات منتقدین موسوی سرشار از:
    عقده و نفرت و مرگ و ننگ
    هتاکی و جسارت و توهین
    تمسخر و ریشخند و طعنه
    و خالی از :
    تعقل و تفکر و تحلیل
    استناد و استدلال و ادب
    هست ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    این ادبیات رو از چه کسانی یاد گرفته اند ؟
    همون کسایی که ازشون دفاع می کنند ؟

  45. ناشناس - RB12 گفت:

    چرا شما که اینهمه از نقاط ضعف شاخص میگویید ، شاخص کم نقص تری را تولید نمیکنید ؟

  46. ناصر گفت:

    جناب دکتر مهدوی یا همان دکتر کردان
    واقعا جای بسی خوشحالی است که منتقدین اهل علم جنبش سبز چنین بی ادب و گستاخند چه رسد به جهال آن ، البته با این ادبیات کودکانه بعید می دانم حضرتعالی دیپلم هم داشته باشید .
    هر چه به پیش میرویم درستی شعار هر کی که بیسواده – با احمدی نژاده بیشتر خودنمایی می کند. جناب سیاس چقدر بی مایه تحلیل کرده اید . آنقدر بی اطلاع تشریف دارید که مقایسه ی دوران جنگ و ترور و تحریم اول انقلاب را با حال و هوای انتخابات دهم یکی گرفته اید .
    چه کسی می تواند وضعیتی را که رئیس جمهور کذابتان آنرا فخر تمام دوران انقلاب می داند و ادعای ابرقدرتی نموده است با دوران خون و گلوله و جنگ و جهاد آنروز مقایسه کند .
    آنکه دوران منتهی به انتخاب دهم را که در آن به اذعان دوست و دشمن دولت درآمدی معادل 16 سال حاکمیت دوران سازندگی و اصلاحات به جیب مبارک زده را با روزگاری که دولت با همه ی محدودیت های اقتصادی و مخارج جنگ در صورت توان صادرات نفت از یک بشکه ی آن فقط شش دلار عائدی داشت یکی می گیرد ، آیا در بی انصافیش تردیدی هست ؟ آیا می توان تصور کرد از قوه ی عاقله بهره ای دارد ؟
    چه نسبتی بین غائله ی 14 اسفند 59 و مسائل پدید آمده بعد از انتخابات وجود دارد که فکر کرده اید اگر امام راحل بودند با هر دو واقعه به یک گونه برخورد می نمودند ، کلمه ی قیاس مع الفارق به گوشتان خورده است ؟
    در غائله ی مذکور آنکه گرداننده ی اصلی ماجرا بود ، سازمان مجاهدین خلق ، گروههای چپ مارکسیست و دیگر عناصری که چه قبل و چه بعد از انقلاب هرگز مورد تایید امام قرار نگرفته بودند و از همان روزهای اول پس از پیروزی انقلاب به جمع آوری سلاح و آموزش سمپاتهایشان پرداخته بودند ، آیا در 22 خرداد هم همین شرایط حاکم بود ؟ مگر در تمام بیانیه ها و اطلاعیه های پس از برگزاری انتخابات به حضور این مردم فخر فروخته نشد ؟ حال اگر همین مردم به صورتی میلیونی به سلامت برگزارکنندگان انتخابات اعتراض کنند ، از دید شما باید با آنان به مانند منافقین برخورد کرد؟
    فرض کنیم قیاش شما درست و بی نقص باشد ، از شما می پرسم تا زمانیکه گروهکهای معاند دست به سلاح نبردند امام با آنان چگونه برخورد کرد ؟ در 14 اسفند مردم را به گلوله بستند ؟ رجوی و ابریشمچی را به اوین برده جنازه شان را تحویل دادند ؟
    برادر بی اطلاع یا مواجب بگیر دولت کریمه ، واقعا اعتقاد دارید با مهربانی و شفقت با مردم (نفرمایید موسوی ) برخورد کرده اند ؟ سرکوب بیش از این ممکن می باشد ؟ حتما وقتی که از باتوم و شوکر استفاده می فرمودید به هیچ وجه بدن مبارکتان آسیب ندیده است . یقینا شکنجه و تجاوز در قاموس شما لطف است . بی شک کشتن و اجازه ندادن نوحه گری بر اجساد فرزندان این سرزمین کرامت نامیده می شود.
    از موسوی پرسیده اید که چرا اعدام تروریستهای پژاک را محکوم کرده اند ، شمایان در پرسشگری نیز صادق نیستید . اگر بیانیه ی موسوی را از روی عناد نخوانده باشی که از شما چنین رویه ای بعید است ، آنگاه به شرط داشتن انصاف و جوانمردی سئوال فوق را مطرح نمی نمودی . در کجای بیانیه ی موسوی اعدام محکوم گردیده است ؟ میر ما مانند تمام انسانهای آزاده ی این کره ی خاکی به روند دادرسی معترض بودند .آیا به صرف ادعای حاکمان فعلی می توان یقین نمود آرش کمانگیر یک تروریست است ، جناب دکتر اگر برای جان آدمیان ارزشی قائلید اندکی تحقیق کنید . سخنان آرش ، وکیل او و دیگران را هم بشنوید ، انگاه شاید به این راحتی ها طلب مرگ کسی نکنید . .
    جنبش سبز و در راس آن موسوی خود قربانی رفتار نا هنجار حاکمان فعلی می باشند . او به نمایندگی از ما همواره با صدای بلند فریاد کرده که از خشونت بیزار است و از این رو از هر تروریستی اعلام برائت می نماید .
    اما حرف آخرتان مانند همه ی خزعبلاتتان بی سند و مدرک بیان شده است . اما باز هم فرض را بر درستی مطالب سراسر کذب شما می گذاریم ، پاسخ دهید آیا حمایت آمریکا از همه ی انقلاب های مخملی نشان دهنده ی سلامت حاکمان قبلی لهستان ، اوکراین و… بوده و در عین حال دلیلی برای وابستگی سران این نهضتها از جمله فردی چون لخ والسا می باشد ؟ بعید می دانم اهل مطالعه باشید ولی به هر حال شما را به خواندن مقاله ای در همین راستا ازفرزند استاد گرانقدر مرتضی مطهری ( حجت الاسلام محمد مطهری ) توصیه می نمایم. .
    در پایان کلامتان بی نزاکتی را به سرحد اعلا رسانده اید ، این امری بدیهی است که صاحب و منطق و استدلال هرگز مرتکب چنین رفتاری نخواهد شد . بهتراست در این مورد خاموشی اختیار کنم که ….
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

  47. سلام گفت:

    با سلام
    به آقاي موسوي بگويد كه ديگر از امام عزيزمان سخن نياورد كه دل همه امام دوستان و رهروان واقعي امام را شكسته است اين همه جوانان كشته و به زندان افتادند بخاطر قدرت طلبي شما و امثال شما و اينكه تابع امر قانون و ولي فقيه زمان خود نبوديد ولي فقيه هر كس كه باشد منتخب نخبگان مردم است و شما شرعا و قانونا بايد احترام مي گذاشتيد

  48. رضا گفت:

    مفهوم و کنه سخنان مهندس موسوی عزیز را درک کردم.صداقت مهم است و وقتی با تواضع و فروتنی همراه می شود نتیجه اش یک سیاستمدار مردمی و دور اندیش خواهد بود.می دانستیم که میر حسین دوست داشتنی نمی تواند در این برهه بسیاری از نظراتش را واضح و شفاف بیان کند. این موضوع به نفع جنبش سبز است. به نظر بنده امثال آقای نوری علاء اشتباه می کنند و نه درک درستی از اوضاع داخل کشور دارند و نه سیاست لازم برای درک روش های جنبش سبز را.

  49. رای سبز گفت:

    سلام
    چرا مثل کشورهای افغانسن عراق ه نیستیم ، مردم شان را به تیر نبستند و یکی ، دو ماه وقت گذاشتند برای شمارش آر ا تا شک مردم بر طرف شه ، باناظرین مورد قبل طرفین ، ولی اینا به وی مرم تیر شلک کردند ، متوجه هستید تیر جنگی ، تیر ، خدادوندا به خودت پناه می بریم .
    اینها برای اینکه آبروشون نره دارن هر کاری میکنند.
    در پناه حق

  50. هادی گفت:

    در عجبم که بعضی ها از امام هم امام ترند!