به جای تیز کردن تیغ بی خاصیت تهدید به حق باز گردید
چکیده :مدتی است که درایران جریان اقتدار گرا و تمامیت خواه در صدد تسلط خوسرانه بر تمامی نهاد های قدرت در کشور است و دراین راه از اتکای ناشیانه به قوانین نیز ابایی ندارد. همگان استناد از سر عجز و ناتوانی دادستان وقت تهران به قانونی متروکه – که از نظر هر حقوق خوانده ی ابتدایی محل اعمال در مورد مطبوعات نداشت- جهت بستن فله ای مطبوعات را به یاد دارند. این گروه که قانون گریزی و قانون ستیزی به صورت علنی یا در حجاب برای آنان روش و منش شده است تیغ تهدید و ارعاب علیه هر زبان عدالت خواه در جامعه می گشایند و هر صدای معترض با این رفتار و منش را ضدیت با نظام، فتنه گری، نقض قانون و جرم تلقی می کند. به جای تیز کردن مکرر و حالا دیگر بی اثر تیغ تهدید بهتر است به قانون و حق باز گردید....
کلمه: تجلی گاه صورت هر نظامی قانون اساسی است. قانون اساسی حاصل و مستلزم محدودیت قدرت است. قدرت، صلاحیت ، قلمرو و حوزه ی عمل هر نهاد و هر فرد بدون استثنا باید محدود به قانون باشد. هر نهاد و فردی باید در محدوده ی مشخص و در قلمروی معین اعمال قدرت و صلاحیت نماید. قدرت عمومی از جانب هر نهاد و فردی باید منحصرا از طریق قانون اعمال شود. برای اینکه نهاد ها و افراد از محدوده ی مشخص شده قلمروی تعیین شده توسط قانون تجاوز نکنند و یا از قدرت و صلاحیت های خود سوء استفاده ننمایند و از قانون خودسرانه و مطابق با منافع فردی، حزبی و جناحی خود تفسیر نکنند لازم است مکانیزم های نظارتی موثر وضع شود و در عین حال دو مفهوم قانون و حق در کنار یکدیگر قرار گرفته و اعمال شود.
اجتماع قانون و حق باعث حفظ یک نظام در کنار تضمین حقوق بنیادین و آزادی شهروندان می گردد. اجتماع قانون و حق و وجود نظارت های موثر مانع هرج و مرج و موجب تضمین حقوق شهروندان حفظ امنیت و صلح اجتماعی است. بدون حق و آزادی های بنیادین، قانون به جای آنکه ابزار عدالت باشد وسیله ی اعمال خشونت می شود. در اینجاست که اهمیت و نقش ویژه قوه قضائیه و قضات مستقل در حراست از یک نظام و همچنین حقوق بنیادین شهروندان، عدالت و استمرار صلح و امنیت در جامعه مشخص می شود. اگرچه نظارت بر محدودیت قدرت و حقوق بنیادین تنها منحصر به نظارتهای قضایی نیست، ولی همه می دانند که نظارت های قضایی آخرین نظارت ها و موثرترین آنهاست. اگر قوه قضائیه و قاضی جزئی از حکومتند اما باید توجه داشت که به صورت مستقل عمل می کنند. قاضی فرد بی طرف و مستقلی است که اختلاف بین شهروندان را حل و فصل می کند. قاضی مستقل فرد بی طرفی است که به دعاوی بین دولت و مردم نیز رسیدگی می کند. با تفسیر و اعمال صحیح قوانین با عنایت به مفهوم حق و لزوم حراست از حقوق بنیادین ، در عین حمایت از منافع و نظم عمومی مانع استفاده ی ابزاری از قانون توسط فرمانروایان تجاوز از قدرت و سوء استفاده ی از آن می شود. قاضی بی طرف با رفتار منصفانه ی خود در جامعه احساس عدالت ایجاد می کند و بدین ترتیب موجب اعتماد مردم و شهروندان به کار آمدی نظام و عادلانه بودن آن می گردد. قانون باید بر مبنای عدالت توسط قانونگزار وضع و با رعایت عدالت رویه ای و بر اساس اصول دادرسی عادلانه توسط قاضی اعمال گردد. عدالت رویه ای و اصول دادرسی عادلانه ضمانت حقوق شهروندان در مقابل قوه قضائیه و قاضی است. رعایت این اصول از زمان آغاز یک دعوا و یا تشکیل یک پرونده ، در کلیه مراحل رسیدگی و نهایتا در صدور احکام بدوی، قطعی ونهایی مانع فساد قاضی در دعاوی خصوصی، و مانع اعمال نفوذ نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و مقامات دولتی، جناحی و حزبی در دعاوی عمومی و به ویژه دعاوی واجد جنبه ی سیاسی می شود. بدین ترتیب حتی اگر جامعه یا بخشی از آن نسبت به عادلانه بودن قوانین معترض باشند اگر محکوم علیه، خانواده و بستگان او حکم را عادلانه ندانند جامعه و افکار عمومی در کلیت آن نسبت به احکام صادره هرچند سنگین عکس العمل شدیدمخالف نشان نمی دهند. اما اگر چنین نباشد، اگر ظواهر امر حاکی از تحت فشار قرار دادن قضات، انکار عملی استقلال آنها و عدم رعایت اصول دادرسی عادلانه و منصفانه باشد جامعه طبیعتا نسبت به احکام صادره به ویژه هنگامی که بنیادی ترین حق های انسانی از جمله حق حیات آزادی بیان و عقیده را در معرض خطر قرار دهد واکنش عمومی شدید نشان می دهد. در اینجاست که باید گفت وای اگر بگندد نمک!
مدتی است که درایران جریان اقتدار گرا و تمامیت خواه در صدد تسلط خوسرانه بر تمامی نهاد های قدرت در کشور است و دراین راه از اتکای ناشیانه به قوانین نیز ابایی ندارد. همگان استناد از سر عجز و ناتوانی دادستان وقت تهران به قانونی متروکه – که از نظر هر حقوق خوانده ی ابتدایی محل اعمال در مورد مطبوعات نداشت- جهت بستن فله ای مطبوعات را به یاد دارند. این گروه که قانون گریزی و قانون ستیزی به صورت علنی یا در حجاب برای آنان روش و منش شده است تیغ تهدید و ارعاب علیه هر زبان عدالت خواه در جامعه می گشایند و هر صدای معترض با این رفتار و منش را ضدیت با نظام، فتنه گری، نقض قانون و جرم تلقی می کند. به جای تیز کردن مکرر و حالا دیگر بی اثر تیغ تهدید بهتر است به قانون و حق باز گردید. ظاهرا آنهایی که ادعای تدوین فلسفه ی حق را دارند با مفهوم حق بیگانه شده اند، و برخی دیگر از سرنوشت سلف خود در داستانی تهران عبرت نگرفته اند.
رهبران جنبش سبز بارها اصول اولیه این جنبش را اعلام و مورد تاکید قرار داده اند. این جنبش نهضتی مسالمت آمیز، مبتنی بر نفی خشونت و اجرای بدون تنازل تمامی قانون اساسی است. مبتنی بر مفاهیم متعالی اسلام ، حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت مردم است. رهبران این جنبش بارها ترور و اعمال خشونت را در کلیه صور آن – چه دولتی و چه از جانب افراد گروهها سازمانها – محکوم کرده اند. اعتراض رهبران جنبش سبز به نحوه ی محاکمه و نحوه ی اعمال مجازات های اخیر نیز مبتنی بر همین اصول و تقاضای اعمال بدون تنازل کلیه اصول قانون و ضرورت حمایت از حقوق بنیادین کلیه شهروندان است. رویه ی نهادهای قضایی اطلاعاتی و امنیتی به فراموشی سپردن یا عدم اجرای صحیح و منصفانه ی برخی از اصول مهم قانون اساسی به مانند اصول 37، 35، 32، 38، 168 ، نقض قوانین عادی مربوط به آیین دادرسی، حق دفاع و اصول دادرسی منصفانه تناقض گویی های مقامات قضایی در جریان اعدام های اخیر و اظهارات وکلای مدافع متهمان مبنی بر عدم رعایت قانون موجب بی اعتمادی عمومی مردم نسبت به احکام قضایی در حوزه ی مسایل سیاسی از جمله و به ویژه اعدام های اخیر گردیده است. جنبش سبز خواستار رعایت بی کم و کاست قانون اساسی و رعایت حقوق بنیادین همه شهروندان می باشد. حتی کسانی که دارای مبانی سیاسی اندیشگی و سیاسی متفاوت با جنبش سبز بوده یا مخالف با آن باشند. جنبش سبز با الهام از اصول متعالی اسلام و حقوق مصرح در قانون اساسی تفکیک، انشقاق و تقسیم مردم به ابر شهروندان، شهروندان درجه یک و شهروندان درجه دو را نمی پذیرد.
شمشیر برکشیده شده از جانب دادستان تهران، که اظهاراتش خود دلیلی بر خروج از حوزه ی صلاحیت قانونی، ورود به حوزه ی سیاست و خروج از قلمروی قضایی است، اظهارات برخی از نمایندگان مجلس که ماههاست که فراموش کرده اند وظیفه ی آنها نظارت بر اعمال قوه ی مجریه است و نه تلاش برای القای اسنتقلال قوه مقننه و تبدیل مجلس به زیر مجموعه ی قوه ی مجریه و مطیع محض آن، نمایندگانی که به جای ایستادگی بر حقوق مجلس و مردم در وضع قانون به ویژه در امور اقتصادی و مالی، نظارت و پیگییری پرونده ی اختلاس چند صد میلیاردی ، از حوزه ی امور تقنینی و نظارتی خارج شده و با ورود به قلمرو ی قضایی تقاضای عدم رسیدگی به شکایت شهروندان عادی از “ابر شهروندی” را می نمایند که باید از هر گونه شکایت و تعقیب مصون باشد، نمایندگانی که باید نسبت به معاملات مشکوک و غیر شفاف در حوزه ی سیاست خارجی حساس باشند، جز تلاش برای خاموش نمودن صدای اعتراض جامعه ی مدنی نیست. اگر منکر این ادعا هستند اجازه دهند جامعه ی مدنی در تظاهراتی مدنی و مسالمت آمیز مبتنی بر اصل بیست و هفت قانون اساسی نظر خود را اعلام کنند.














جناح حاكم كه در طي سالهاي گذشته قدرت پنهان و در طي سالهاي اخير قدرت آشكار نظام را در اختيار دارد ثابت نموده است كه هميشه توانايي خلق بحران را دارد و در مواجهه با بحرانهاي خودساخته و نساخته نيز همواره به جاي پيروي از يك راه حل سريع و قابل دسترس به تهديد و رجز خواندن و بدتر كردن اوضاع مي پردازد و زماني كه اوضاع را كاملا خراب نمود و مردم نيز هزينه هاي بسياري دادند، به بدترين و مفتضح ترين وضع ممكن تن به خواسته هاي طرف مقابل مي دهد.
چيزي كه در اينجا فرق مي كند آنست كه تا حالا طرف جناح اقتدار گرا كشورهاي خارجي بودند و مردم بايد هزينه آنرا مي پرداختند به دون آنكه سودي ببرند، اما در مورد جنبش سبز طرف اقتدارگرايان مردم هستند و درست است كه هزينه هاي بسياري بر اين مردم تحميل مي شود ولي در نهايت آنان بايد تسليم خواست همين مردم شوند، حالا هرچقدر مي خواهند تهديد كنند.
نكته جالب اينست كه اين آقايان خود نيز مي دانند هركه را گرفته اند تبديل به قهرمان شده است، حتي اگر قبلا مردم او را نمي شناختند(كه اين ناگفته نشان از جايگاه ضعيف آنان در نزد افكار عمومي دارد). ولي در مورد رهبران سبز آنها بايد توجه داشته باشند (و مي دانم كه دارند) كه اينبار مي خواهند دست بر روي قهرمان بلند كنند و مسلما هزينه آن برايشان بسيار زياد خواهد بود.
تیغ تهدید و ارعاب علیه هر زبان عدالت خواه در جامعه می گشایند و هر صدای معترض با این رفتار و منش را ضدیت با نظام، فتنه گری، نقض قانون و جرم تلقی می کند.
___
اصلا حرف حساب ما همین است. چرا این ها مخالفان و منتقدان خودشون رو فتنه نام نهادند چرا چند کلمه ی واقعا خارج از اصول وارد جامعه و بین اقشار جامعه می کنند. اون روزنامه نگار. اون خبرنگار و اون دانشجو که دنبال حق و حقوق خود و دیگران است , چرا باید فتنه نامیده شود. چرا باید در ایران اسلامی اقلیت را به اکثریت ترجیح بدهند. چرا می گویند جنبش سبز جنبش فتنه است؟! جنبش سبز که اکثریت ملت را تشکیل می دهد. ایا واقعا از نظر این افراد , فقط اون دختر و پسر بسیجی عاشق نظام و پیرو راه ولایت است؟! ایا این درست است که در کشور اسلامی , اقایون چشم خودشون رو به روی منتقدان و معترضین که الان اکثریت جامعه را تشکیل میدهند , ببندند؟؟! و فقط طرفداران خودشون رو ببینند . و به این موضوع افتخار بکنند؟ ایا این درست است؟ ایا این درست است که سپاه به جز نفوذ در اقتصاد و فرهنگ کشور , الان در مجلس و قوه قضائیه و حتی در بیت رهبری هم نفوذ کرده است. ایا این حرک از سوی سپاه درست است؟؟! ایا این حرکت درستی است که نماینده یک شهر باید در مجلس به جای اظهار همدردی با شهرواندانش , به جای اینکه درد مردم شهرش را در مجلس بیان کند , ولی بیاد از تمام این مسائل بگذرد و از یک جریان که کاملا مخالف اعتقادات دینی مردم هستند , دفاع کند؟؟؟ مجلس باید نظارت داشته باشد به تمام کارهایی یک دولت. ولی چرا الان مثل بچه ها داخل مجلس میان و با هم زدُ بند می کنند و بر علیه یک شخصیت محبوب در کشور , دسیسه درست می کنند.
جناب مهندس موسوی اعتراض خودش را نسبت به اعدام به این دلیل بیان کرد که می خواست برای مردم روشن شود که این اعدام های به چه دلیل صورت گرفته. چرا در نزدیکی سالگرد انتخابات , اینگونه اعدام ها از سوی حکومت انجام شد. چرا نمیان به مردم بگویند که این افراد چه گناهی کردند. چرا با مردم روراست نیستند؟! خوب مردم می خواهند متوجه شوند. این درست نیست که حکومت در حرکتی عجیب فقط و فقط اقلیت را به اکثریت ترجیح دهد. اکثر مردم ایران می خواهند متوجه شوند که به چه دلیل یک دولت میاد اینگونه خیانت میکنه در حق مردم. به چه دلیل مردم را در کف خیابان ها به شهادت میرسانند. به چه دلیل چند جوان را به راحتی اعدام می کنند. واقعا به چه دلیل؟ جناب موسوی حرف حسابش این است. حالا افراطیون و افراد سپاه نفوذ کردند در قوه قضائیه و سپاه و حتی شورای امنیت ملی , و دارند دسیسه دست می کنند و به افراد داخل حکومت می گویند بیایید و این حرکت موسوی را محکوم کنید.! حرکت موسوی یک حرکت انسان دوستانه بود و لا غیر. اقای موسوی هیچ وقت از بمب گذاران و تروریست ها حمایت نکرده. چرا الکی حرف تو دهن همون اقلیت میزارند؟؟!!
و حالا یک سوال مبهم. بلفرض که این افراد بمب گذاری کردند و باعث شهادت شاید 10 شهروند ایرانی شدند , و حقشان اعدام بود. ولی ایا این افرادی که مردم را در خیابان ها به خاکُ خون کشیدند , ایا این افراد نباید محاکمه میشدند؟ کسانی که به دختران و پسران در کهریزک تجاوز کردند , ایا این افراد نباید محاکمه شوند؟ اصلا دادگاه این افراد برگزار شد؟ خوب نشد دیگه. پس چرا این مجلسی ها و این افراد فوه قضائیه و بعضی از افراد سپاه , آخرت خودشون رو به راحتی میفروشند اون هم به احساسات پوچ خودشون. خوب بیایید منصف باشید. باز این موضع گیری یک جانبه قوه قضائیه و مجلس بر میگردد به همان ترجیح دادن اقلیت به اکثریت.
خدا رو خوش نمیاد.
زنده باد ازدای. زنده باد رهبر ملت سبز ایران ” میر حسین موسوی و شیخ مهدی کروبی “
یک عده ای فکر میکنند با حوادثی که پس از انتخابات روی داد اعتبار جمهوری اسلامی کم شد در حالیکه این طور نیست و مردم تمام کشورها الا یک عده ای از مردم فریب خورده ایران میدانند که در این حوادث دست امریکا و غرب به خاطر دشمنی با دولت احمدی نژاد وجود داشت و خواستار نابودی ایران بودند ای کاش شما به جای انتقادهای کلی به دولت (عیب وایراد در تمامی دولت ها جز حکومت حضرت مهدی هست) و کوچک کردن نظام به نظام اعتباری بیشتر و بالاتر و قویتر و به دولت کمک های شایانی کنید تا همه دوباره متحد شویم یا علی
مهمندس از من عذر نخواه
از من عذر نخواه
خواندم كه در فراكسيون امنيت ملي مجلس فرمايشي شوراي اسلامي (البته نه اسلام ناب محمدي بلكه ….) خواسته اند موسوي از كژراهه برگردد و از ملت عذر خواهي كند
اولا به عنوان يك ايراني داخل كشور كه فكر ميكنم جزو ملت باشم!!!! از مهندس ميخواهم از من عذر نخواهد!
دوما از دوستان وبلاگي درخواست ميكنم “جريان از من عذر نخواه” را راه بياندازند تا نمايندگان بدانند كه نمايندگان حاكميتند نه ملت و ار اين به بعد (اگر اين جريان راه بيافتد) كمتر درخواست ذر خواهي خواهند كرد!!!! به نظرم اين جريان اگر شكل بگيرد از اون ابتكاراتي خواهد بود كه اثرات بسياري خواهد داشت
سوما چه كژراهه دوست داشتني است كژراهه دفاع از ملت و خون انسان ها!!
همه مطلب رو قبول دارم , ولی بیاید واقع بین باشیم وخودمون رو گول نزنیم. ” خانه از پای و بست ویران است ”
با این قانون اساسی به هیچ جا نمی رسیم هر چقدر هم ظرفیت دفاع از حق مردم رو داشته باشه به همون اندازه شاید هم بیشتر دست سوءاستفاده چی هارو باز می زاره که حق مردم رو زیر پا بگذارند.
شتر سواری که دولا دولا نمی شه.
با تشكر از تحليل گران محترم كلمه قابل توجه 175 نماينده مجلس حدود دو ماه است توان خريد گوشت قرمز ندارم تازه مستاجر هم نيستم و كارمند دولت ميباشم شما كه نماينده ما هستيد چه نظري داريد
اینها … یک عده از خدا بیخبرند که برای خشنودی مخلوق خالق را فراموش کرده اند.یک عده دنیا پرستند که به خاطر … دل و دین به تاراج داده اند .یک عده ابن الوقت هستند که برای جذب وجلب نطر شورای نگهبان انتصابی انواع تهمتهای لایق به خودرا نثار بنده گان مخلص خداوند رحمان میکنند. اینها مراجع تقلید فیضیه نرفته ای هستند که حکم ارتداد پاک ترین بندگان خدارا صادر میکنند.خدا یا خداوندا به جلال و جبروتت مملکت مارا از این وضع نجات بده.آمین یا رب العلمین.
“اگر منکر این ادعا هستند اجازه دهند جامعه ی مدنی در تظاهراتی مدنی و مسالمت آمیز مبتنی بر اصل بیست و هفت قانون اساسی نظر خود را اعلام کنند.” به قول شیخ اصلاحات ما به دریاچه ی نمک قم هم راضییم
مير عزيز تو را خداخواست كه عزيز شوي بنده ي خدا چه كاره است ؟
…
اقای موسوی عزیز خواهش میکنم بفرمایید چه کار کنیم
به اميد ايراني سبز در ٢٢ خرداد
اميد وارم دوباره همه با هم اقتدار مردم ايران را در دموكراسي واقعي، راهپيمايي ٢٢ خرداد نشان دهيم
ما بي شماريم٧٧
Hasha, Hasha be gheyratet o Sedaghatet Kaleme. khoob moghe ee javab dadi dige dasht kard be ostekhan miresid. kheili ghashang javabe hamashoono dadi
tu mamlekate ma HICH VAGHT ghove ghazaeie az siasat joda nabude,hadeaghal dar mavarede fogh!!!
خطاب به آقای دادستان و رییس قوه قضاییه :
يقتلون الذين يامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب اليم (سوره آل عمران آیه 21 )
كسانى که مردمی را كه امر به عدالت مىكنند به قتل مىرسانند و به كيفر دردناك الهى بشارت ده
از عذاب خدا بترسید و اگر شهات حمایت از موسوی را ندارید به وظیفه خود عمل کنید و قاتل مردم مظلوم را دستگیر و مجازات کنید نه میرحسین مردم را !
تمام ارکان نظام اگر منتخب مردمند بایستی در مقابل نمایندگان پاسخ گو باشند.
کمپین 40 میلیون محافظ سبز (فداییان سبز، ارتش سبز)
هم وطن کُرد، لر، تُرک، فارس، عرب، بلوچ ، و …
هم وطن تهرانی، شیرازی، اصفهانی، تبریزی، زنجانی، قزوینی، مشهدی، مازندرانی، کردستانی، سیستانی، و همه ی شهرهای ایران بپاخیزید…
از یاران سبز خواهشمندیم که هر چه سریع تر کمپین میلیونی محافظ (فدایی یا ارتش سبز) را هم در دنیای مجازی و هم در دنیای واقعی برای محافظت از میر حسین موسوی و مهدی کروبی و برای همبستگی بیشتر جنبش سبز تشکیل بدهیم. برپاخیز از جا کن …
جوک میفرمأیید. اینها شمشیر رو از رو بستن. اینها در برابر یک جریان منطقی قرار گرفتن و چون منطقی ندارن تنها ابزارشون زور است و ارعاب. و اینو بدونید که با این زور و ارعاب برنامه هاشونو جلو خواهند برد. تاکید جنبش سبز بر اجرای قانون در برابر حکومتی که اصلا اساسش قانونی نیست ثمری نخواهد داشت. تنها چیزی که اینها ازش غافل هستن اینه که این همه زور، جنایت و خفقان تا یک مرحلهای کار میکنه منتهی در یک نقطه مردم رو به مرز جنون خواهد رسوند. و اون موقع است که دیگه باید گفت خدا خودش به خیر کنه. این همه نفرت و خشم داره فقط جمع میشه و تبدیل به نیروی میشه که انفجارش خانمان بر انداز خواهد بود. از طرفی اینها این همه خشونت به خرج میدان که رهبران جنبش سبز یک حرکت تند انجام بدن تا بهانهٔ لازم برای در بند کشیدن اونها رو هم به دست بیارن. خلاصه اینکه با ندونم کاریاشون خیلی وضعیت رو پیچیده کردن که به نظر نمیاد به طور مسالمت آمیز حل بشه. این یکی از صفحات منحصر به فرد تاریخ ایران که امیدواریم به زودی ورق بخوره.
جناب مهندس موسوی
بنظرم نیازی نیست که برای اعمال یاسخنان فردی چون دادستان تهران و175 نماینده دست نشانده دست به قلم ببری وموضعگیری کنی مردم فهیم ایران همه چیزرامی دانند بنظرشمامردم نمی دانند که موسوی ارتباطی به سلطنت طلبان ومجاهدین خلق یاپژاک ندارد؟ مردم نمی دانند که موسوی ازحقوق شهروندی دفاع می کند همان چیزی که درفرمان 8 ماده ای امام هم بودو درزمان صدارت هاشمی شاهروردی برقوه قضاییه دوباره موردتاکیدقرارگرفته و ومجدداقانون شد
لذاخواهشمند است اوقات شریف خودرادراینگونه مسائل صرف نکنید وبجای آن بااستفاده ازباقیمانده دوستان ومشاوران به برنامه ریزی جهت رهبری جنبش بپردازید
به نقل از یک ایرانی سبز:
فقط میرحسین بخواند !
نویسنده : عاطفه سادات – ساعت ٧:٠۱ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩
می شناختمت ، فقط به نام ! به نام کوچک ! و فکر میکردم چه نام زیبایی !
و می خواندم مقاله هایت را ، مثل” 5 گفتار”ت ، همه را سرسری ! برعکس امروز که بیانیه هایت را
5 دور می خوانم مبادا چیزی جا افتاده باشد !
ترم آخر بودم و نرفتن به کلاسها به بهانه ی حضور تو در دانشگاهی ، مسجدی ، جایی غنیمت بود اولش !
اما بعد دیگر بخاطر غنیمتش نبود ! انگار جذبمان میکردی! با همان لحن آرامت ، با همان اشاره ی دست هایت ،
و نگاه گیرایت که می چرخاندی دورتادور سالن و من حس می کردم مرا می بینی که دست تکان می دهم میان آن همه …
اهل تفریح نبودیم چه برسد به اینکه دور شهر را با ماشین چرخ بزنیم !
اما چه لذتی داشت عکست را به ماشین چسباندن و میان ترافیک ماندن و شنیدن آن همه حرف !
پایان نامه راکه بی خیال شده بودیم ! اما تابستان که شد بعد آنهمه تمدید مهلت ، صفحه ی اولش را نوشتم :
” تقدیم به آنانکه از سر اندیشه و عشق می نگرند و به جرم اندیشه بر باد تازیانه گرفتندشان.
و آنانکه ماندند تا روزگاری سبز ، سهم ساده مان شود. ”
آنقدر شماره ی ستادت را میگرفتم که کلافه می شدند از سرسختی ام ! که مبادا جایی سخنرانی داشته باشی
و من ندانم ! هرروز آخرکلاس می نشستم و
“کلمه ” می خواندم !کلمه ی سبز را ! صدای بچه ها در می آمد !
و من بیخیال از تعصباتشان اندیشه های سبزت را مرور می کردم !
بعد از کلاس هم تخته ی کلاس پر می شد از شعر و شعار و درود ، همه برای تو !
آن روزها عادت نداشتم به روبان سبز ! بر عکس امروز …
امروز که انگار سهممان از ” سبز” بودن ، “س”هم “ب”یتو “ز”یستنه !
حالا خودت بگو چطور فراموش کنیم آن روزها را ؟
چطور بغض های تلخمون رو فرو بخوریم ، وقتی اشک شوق اومدنت هنوز توی چشامونه؟!
چطور زیر سنگینی نگاه معصوم و صادقانه تون تاب بیاریم این همه بی تابی رو ؟
چطور زود یادمون بره اونهمه اشتیاقو وقتی عکس صورت پر خنده و امیدتون رو می گرفتیم توی دستامون
بی دغدغه ی هیچ برق و باتومی !
چطور یادمون بره که بخاطر تو ! همه با هم یکی شده بودیم
و حالا بعضیهامون زیر یه مشت خاک و بعضی هامون ازترس بدنامی و بی آبرویی !
خزیدن توی تنهایی هاشون و بعضی هم سرخورده از این بازی نابرابر …
اما من هنوز در هوای آن روزهای پاک …
هنوز دو قدم مانده به ستاد ، ذوق میکنم که الان می رسم و زل می زنم به چشم های تو که قاب شده
توی داربست فلزی … اما تمام شوقم به حسرتی می ماند که با بغضی می شکند و سرم را پایین می اندازم که مبادا
دور و برم کسی اشکهای مرا ببیند و خودم را میرسانم خانه تا از پشت قاب شیشه ای رسانه ی شخصی ام ،
بار دیگر به سبزی چشمانت زل بزنم و از غمگینی این روزهایت دلم بلرزد !
دلم بلرزد که چرا هوای شهر اینقدر کثیف شده !
که چرا هر چه سر چرخاندم یا عکسی از تو نبود ! یا رنگ به رو نداشت !
گفته بودم سهمم را می خواهم ؟
سهمم را از این نا برابری ! می خواهد کنج خانه ای بزرگ برای هم نسلانم و هم دردانم همچون اوین باشد !
یا ردیف اول و فرقی هم ندارد ردیف آخر ، از یک بیدادگاه بی سابقه در تاریخ !
سهمم که می گویم نه اینکه فکر کنی دوباره پوستر و امضا و مچ بندی سبز !
سهمم ندیدن صورت پر غصه ی توست و اینکه بشنوم غصه نمی خوری برای نسلمان .
بشنوم از ما راضی بودی و دلنوشته هایمان را فقط می خوانی و ذوق می کنی از جوانان وطنت !
که بشنوم یک شب آسوده خوابیدی !
نه مثل من که هر شب خواب خرداد می بینم ! خواب همان خرداد پر حادثه را !
که گفتیم عادت داریم ! و عادت نداشتیم !
که عادتمان دادند ! که هی ببینیم و دم نزنیم ! که حادثه ها را عادت این روزگار و این نسل بدانیم !
چه زود پیر شدی !
داغ جوانان هم نسلم چه زود تو را از پا درآورد .
کاش سهراب دوشنبه زودتر می رفت خانه .کاش آن روز ندا خانه می ماند .
کاش اشکان جزوه هایش را که گرفت می رفت خانه .کاش ترانه می ماند و
در همان خانه دعایت می کرد ، دعایمان می کرد .
کاش انقدر سر به هوا نبودیم . کاش لباسهای ضد گلوله مان را می پوشیدیم قبل از بیرون رفتن .
می ترسم اگر یک روز درخیابان ببینمت تو را نشناسم ! مگر از همان لبخندت ، از چشم های سبزمهربانت !
می ترسم طاقت نیاوری هجوم تهمت ها و بی حرمتی ها را که بر سرت آوار می شود این روزها …
ما را و روزمرگیهایمان را ببخش آقا میرحسین ! (این را نمی دانم در کدام تجمع بودکه از یک راننده تاکسی شنیدم که چه ساده خطابت میکرد !)
ما را و روزمرگی هایمان را ببخش که یادمان رفت نباید دیگر اندیشید ! نباید دیگر خندید و مچ بندهای سبز را که نشان جرم بود ،
باید در پستوی خانه نهان کرد ! و به فراموشی غمگینی دچار بود !
ما را و روزمرگی هایمان را ببخش که به بی فرهنگی دچار شدیم و شعارهایمان را روی دیوارهای سنگین و اسکناس های رنگین می نویسیم !
ما را و روزمرگی هایمان را ببخش که گاهی آنقدر عصبانی می شویم که در شعارهایمان “مرگ بر …” را هم چاشنی کرده ایم !
ما را ببخش مرد خرداد ِ سخت ِ آن روزها !
ما را ببخش سید صبور ِ آرزوها !
پ.ن: از خدا پنهان نیست ، از شما چه پنهان ؟!
کمپین 40 ملیون ایده ای بسیار نیکوست! بنده همبستگی خودم را اعلام می کنم.
قدیمی جبهه، یار سبزها. با زن و فرزندانم و خویشانم و دوستانم!
به سربازان گمنام بگویید اخلال نکنند، آنها هم برادران ما هستند! خیر در پیش روست! اعتصاب را فراموش نکنید!
آخه چی فکر کردید؟مگه اینا میزارن تظاهرات کنیم.آدم میارن که اونجا آشوب با کنن بزارن تقصیر ما
اقای ظلنور جانشین نماینده ولیه فقیه در سپا پاسداران چندی پیش در یک پرسش و پاسخ برای بسیج دانشگاه نور در پاسخ سئوالی که یکی از افراد بسیجی کرده بود که چرا سران فتنه دستگیر نمیشوند پاسخ داده بود , ما نمیخواهیم انها را تبدیل به قهرمان کنیم.
اقای ظلنور به عبارتی خود تائید کرده که افرادی که در زندان هستند قهرمانان ایران زمین هستند.
حال چه رسد به رهبران جنبش سبز, وقتی که انها خود خوب میدانند که قهرمانان مردم را دستگر و زندانی میککند, پس بدانید نظر مردم ایران را و قضاوت مردم در باره دستگیری اقایان موسوی , کهروبی و خاطمی.
فقط میخواهند ظرفیت جنبش را بسنجد و الا خودشون هم میدونند که نزدیک شدن به میر حسین موسوی یعنی سقوط این دولت ….بچه ها میخوان ببین این تبلیغات منفی که بر علیه جنبش شده چقدر تاثیر داشته…حرکات شتاب زده باعث بروز مشکلات میشود نترسید…بعید میدونم اینقدر بی شعور باشند که دست به چنین اقدامی بزنند و بدانید که تمامی مراجع دلسوز و بزرگان به حق ایران اگر چنین اتفاقی بیوفتد بر علیه این دولت و قوه قضایبه به صورت علنی جبهه میگرند…جنبش در بین روحانیون .مراجع.و هر قشری که فکرش رو بکنید ظرفیت بالقوه ای دارد و اگر این جرقه توسط خودشون زده بشه این اتش خانمام همشون رو بر باد میده………….
مهندس خيلي هوشمندانه عمل مي كند. تاكتيك گسست در حاكميت و پيوستگي مردمي در اعلاميه هاي مهندس آشكار است. اولا مهندس با اين سوال كه اين است عدل علي؟ در درون حاكميت گسست ايجاد مي كند و اين امكان تصميم گيري متحدانه عليه جنبش را مي گيرد. همچنين مهندس با دفاع از حقوق اقوام ، كارگان و معلمان در جنبش پيوستگي ايجاد مي كند. اين فرآيند بايد ادامه پيدا كنند. دستور كلي اين است با گفتن سخن حق، و پرسش از حاكميت كه آيا علي (ع) ابر شهورند بود كه تو ابرشهروندي؟ در حاكميت گسست ايجاد كن و با تكثر گرايي و دفاع حقوق پايمال شده همه اقوام واقشار در جنبش پيوند ايجاد كن.
آقايان و خانمهاي مخالف موسوي و طرفدار جناح حاكم!
اولاً اين سايت فيلتر شده و شما كه فيلتر را دور مي زنيد تا اينجا مطلب بنويسيد هم خلاف قانون عمل كرده ايد هم خلاف شرع.
ضمناً ممكن است خداي ناكرده حرف حساب اين طرفي ها شما را از راهتان منحرف كند و با ما ها يك راست به جهنم واصل شويد.
اگر ما هم مي آييم به قول شما عامل بيگانه ايم. شما كه عامل خودي هسيتد چرا؟؟
ثانياً مي گوييد موسوي فتنه است سايتش را فيلتر مي كنيد. كروبي اغتشاش گر است روزنامه اش را اول سانسور و بعدش توقيف مي كنيد.
به امام راحل كه ديگر اين وصله ها نمي چسبد. چرا سخنراني بهشت زهراي او را سانسور مي كنيد. والا بلا همان حرفها هم براي رسيدن به آزادي غنيمت است. اگر راست مي گوييد يك بار براي رضاي خدا آن حرفها را پخش كنيد مردم آرمان امام را بدانند.
جالب است که همواره بجای رسیدگی به شکایات وکیل در مورد زیر پا گذاشتن ابتدائی ترین حقوق موکل توسط قوه مقنننه و مجریه، بجای رسیدگی، خود وکیل مدافع نیز دستگیر شده و سپس وکیل به جرم دفاع از حقوق موکل به زندان رفته و خود او نیز باید وکیل بگیرد. سیستم قضائی که با این روش فعالیت می کند شاید در دنیا بی نظیر باشد و بدعت این نظام در برقرار کردن “عدالت ” بر مبنای تعریف خود از عدالت شگفت انگیز است. در این شیوه “عدالت” مظلوم و ظالم براحتی جا بجا میشوند ، و کسی خم به ابرو هم نمی آورد . دست آخر باید پول تیر خلاص و طناب دار را هم خانواده او بپردازد. .
مشکل اساسی این اقتدار گرایان جدایی از روند دید مردم است . مردم همه شبها به سناریونویسان صدا و سیما نگاه نمی کنن . عقل دارند و با تمام محدویت ها توان برقراری ارتباط با جهان خارج رو دارند.
همونطور که کسی دوست نداره به مرگ خودش فکر کنه . و باور نداره
اینها هم در توهم بسر می برند و هنوز در شوک انتخاب واقعی مردم هستند خدا چشما و گوشهایشان رو بسته امید وارد به خود بیان
بابا اين رييس قوه به اصطلاح قضاييه امروز خودش گفت كه قضاوتي در كار نيست و ايشون همون كاري رو مي كنند كه رهبري بگه٠
کلمه عزیز این شعر زیبا از حافظ را چند روزی در صفحه اصلی ساتتان بزنید…واقعا زیباست و امید را در دلها افزون میکند
بود آیا که در میکده ها بگشایند……گره از کار فروبسته ما بگشایند
اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند…..دل قوی دار کهاز بهر خدا بگشایند
بسیار لذت بردم از نوشته “فقط میرحسین بخواند!” چقدر زیبانوشته بود این هموطن گرامی حرف دل جوانان را.
حاکمان فعلی به اعتراف خودشان ….هستند. همه دیدند که در اثر یک تلنگر روسیه و چین که گفته بودند از قطعنامه جدید حکایت میکنند چگونه خفت بار اورانیومی را که این ملت برای آن رنج ها کشیده است را میخواهند از کشور خارج کنند. به قول آقا میرحسین ما باید فقط اطلاع رسانی کنیم و حق را یه هموطنانی که وجدان سلیم دارند اما در میان دروغپراکنی های گوبلزی و محمد سعید الصحافی آنرا نمیبینند نشان دهیم. چقدر دلم میخواهد مرگ را نثار خائنینی کنم دستشان به خون جوانان این وطن آلوده است اما اینبار هم جلوی خودم را میگیرم و تا دفعه دیگر فقط میگویم
زنده باد ایران
ز نده باد میرحسین
زنده باد کروبی
زنده باد همه ایرانیان آزاده و ظلم ستیز
ظلم با دست خودش گور خودش رو میکنه،همه چیز از ظریفی پاره میشه ،اما ظلم از پیچیدگی و کلفتی پاره میشه ،هرچه بیشتر از کوه ظلم بالا روند ،سقوط خطرناکتر خواهد بود.
زنده باد ازادی. زنده باد میر حسین
با تشکر از تحلیلگران کلمه،به جا و به حق عملکرد اینها را نوشته اید ،کاش میفهمیدند.
سلام
به پاس بزرگداشت 25 خرداد، اين روز بادكنك هاي سبز در آسمان تهران و شهرستان ها رها خواهيم كرد.
واقعا این جمله دوستمان که گفته: ” ظلم از پیچیدگی و کلفتی پاره میشه، هرچه بیشتر از کوه ….” جالبه به امید روز آزادی،
سه گام ضروری تا بیست و دو خرداد
ميرحسين عزيزم /سبز را باتو شناختم وميخواهم هميشه سبز بمانم پيشترها سبز را نمي شناختم با سبز الفتي نداشتم قلمم را هم سبز كردم تا نوشته هايم همرنگت باشد/ اي مقتداي ما اي يادآور 8سال دفاع مقدس اي ادامه دهنده راه امام راحل درود وسلام ما بر تو باد/زنده باد موسوي /زنده باد آزادي/به اميد پيروزي سبز انديشان
همراه شو عزيز
راهپيمايي سبز 22 خرداد
به امید موفقیت
کسی که وارد بازی میشود باید قواعد بازی را بپذیرد و آقایانی که قاعده بازی را قبول ندارند از آن خارج میشوند- قبول کنید که کارتان تمام شده است- بادبادک سبز خیلی وقته ترکیده و آنانکه آشوبهای پارسال زیر دندانشان مزه مزه کرده و در خواب و رویای تکرار آن هستند باید بدانند که خوابشان تعبیر خوبی ندارد-
آقای عابدینی این تز قاعده ی بازی و قبول داشتن قواعد بازی و این حرف ها هم دیگه قدیمی شده و فایده نداره، کار از این حرف ها گذشته شما بهتره فکری به حال خودتون بکنید یا نه در همان رویای خود (جهل مرکب خود) باقی بمانید…
بی شک از انسانیت خارج شده اید که فکر می کنید باتوم و شکنجه و قتل و کشتار و تجاوز و زندان زیر دندان مردم مزه داده است!!
نه خیر ! این مردمی که شما می گویید، از جانشان شان گذشته اند و برای آزادی، برای سرنگونی استبداد، برای انتقام خون هم وطنان خود و برای رهبران سبزشان، شجاعانه حاضر به هر گونه جانفشانی هستند…بترسید از آن روز
در این میدان نیروهای مردم بر نیروهای واپسگرای حکومت پیروز خواهند شد.
عابدینی جان
اضافه کاری زیاد میکنی بابا.
ایندفعه رفتی فیش حقوقیتو بگیری بهشون بگو ما بازی نمی کنیم ما ایرانی هستیم و اینجا هم سرزمین مادریمونه. ما میخواهیم در آزادی زندگی کنیم. میخواهیم وقتی جلوی چشممون معاون رییس جمهور متهم به اختلاس میشه قوه قضاییه و مجلس آنقدر مستقل باشه که آن را به دادگاه صالح و علنی بکشونه. ما میخواهیم وقتی یکدفعه 18.5 میلیارد دلاز که میتونست صرف اشتغال بشه سر از ترکیه در میاره روزنامه نگارهای ما آنقدر آزاد باشند که بتونند در موردش تحقیق کنند و بنویسند و حقیقت را به مردم بگند. ما میخواهیم وقتی تو روز روشن جوان مردم را در خیابان میکشند آنقدر آزادی داشته باشیم که بدونیم کی و بدستور چه کسی اینکار را کرده و اگر خلاف قانون عمل کرده بکشونیمش به دادگاه.
ما میخواهیم از همه آزادیهای که در قانون به ما داده شده و از همه حقوقی که قانون اساسی برای ملت شمرده تا اپسیلون آخرش استفاده کنیم.
ما میخواهیم استقلال داشته باشیم و به جای اینکه به چین باج بدهیم و کالاهای بنجل وارد کنیم که باعث ورشکستگی کشاورزان و صنعتگران ما بشه یا به روسیه باج بدیم و با دست خودمون قرارداد قبلی بین شوروی و ایران را به نفع روسیه + جمهوریهای استقلال یافته = شوروی تغییر بدهیم آقای خودمون باشیم با دیگران با احترام برخورد کنیم و به کسی هم باج ندهیم و به جای جنگیدن با این کشور آن کشور به فکر پیشرفت و توسعه داخلی باشیم.
آره بابا جان بگو ما بازی نمیکنیم و این شما هستید که با آینده این کشور دارید بازی میکنید. با این سیاستهای ویرانگر و این رشد اقتصادی اگه شماها رو کار بمانید در یک دهه دیگه چیزی از کشوری که ما بهش عشق میورزیم باقی نخواهد ماند.
نگران از دست دادن کارت هم نباش بابا جان ما سبزها آنقدر مرام داریم که بعد از اینکه کشور را به مسیر اصلیش برگردوندیم همه هموطنامونو حتی مخالف به شرطی که جنایتی مرتکب نشده باشند با آغوش باز بپذیریم و در توسعه این کشور سهیم کنیم.
1. این یک بازی نیست که تمام شود .این یک راه هست که به مقصد خواهد رسید . این راه ادامه 18 تیر است همان 18 تیری که به خیال خام شما قرار بود دیگر تکرار نشود. زهی خیال باطل . همین است که بعد از یک سال هنوز از رنگ سیز وحشت دارید. همین است که بعد از یک سال هنوز جرات دستدرازی به موسوی را پیدا نکردید. اگر تمام شده فقط یک روز به مردم امان بدهید و مثل حیوان های وحشی سر تا پا مسلح به جان مردم نیفتید تا حقیقت آشکار شود , البته حقیقت برای شما آشکار است ودلیل این همه ترس واین همه تهدید هم همین است.
اگر فکر می کنید با زور و اسلحه می توانید تا ابد مردم را سرکوب کنید معلوم می شود که با تاریخ کاملا بیگانه هستید.
هر روز که می گذرد مردم هوشیارتر می شوند, در این مدت یک سال کاری کردیت که در آینده ایران کاملا روسیاه خواهید بود.
با این همه مدرک جنایت با این همه مدرک رسوای وفساد چه می کنید.؟؟؟اگر به دروغ های صدا وسیما دلخوش کرده ایت سخت در اشتباه هستید.
اگر کسی اینقدر ساده لو باشد که این دروغ ها را باور کند و بدون فکر با یک بلندگوی مرکزی کنترل شود و شعار های بلندگو را تکرار کند …مطمئن باشید همین اشخاص دوست امروز, روزی دیگر دشمن خونی شما می شود چون آرمانی از خود ندارند چون افکار آنها براحتی کنترل می شود چون …..دلخوش به طرفداری چه کسانی هستید کسانی که برای 30 هزار تومن عاشق احمدی نزاد می شوند !!!! واقعا بایید به طرفداران خود ببالید و از حمایت همیشگی آنان مطمئن باشید.
2. کسی دنبال آشوب نیست اتفاقا آشوب آرزوی شماست تا توجیهی برای به خاک وخون کشیدن مردم داشته باشید و بهانه ای برای فریب قشر ساده لوی که اتفاقا هر روز از تعدادشان کاسته می شود, داشته باشید.
3. دوست عزیز باد بادک نمی ترکد .اون چیزی که می ترکه بادکنک است .اتفاقا باد بادک همیشه در اوج آسمان قرار دارد, بله بادکنکی در حال ترکیدن هست ولی نه آنچه تو گفتی این بادکنک , بادکنک استبداد است که با ریاکاری ودروغ وفریب تا به امروز دوام آورده ولی دستش رو شده است و امروز تنها راه دوام خود را در زور اسلحه و سرکوب و تهدید و شکنجه و جنایت می بیند ولی به گواه تاریخ ظلم پایدار نیست واین بادکنک به زودی خواهد ترکید. ما تا آخر ایستاده ایم . تا زمانی که این بادکنک بترکد.
چراغ ظلم ظالم تا ابد هرگز نمی سوزد …. اگر سوزد شبی سوزد شب دیگر نمی سوزد
م.شیراز
حسین را باید با تو شناخت!
تا پایان همراه توایم! ای امیر!
سلام به سید سبزم میر حسین . بانوی مهربان خانم رهنورد. سید خندان محمد خاتمی و شیخ متعصبم کروبی
چه میشه کرد؟ با این همه درد؟ به کجا فریاد بزنم؟ گر چه از غمهایمان زیاد گفتیم
شما را چه؟ غم ندارید؟ بنازم به دلتان.
همه دارند میروند
پا بگذاشتند در دنیای آزاد .در جایی که کسی به کسی کاری ندارد. هنر را میپرستند و با اشاره حرف میزنند. ندیدیم شعار مرگ بدهند. خیابانهای تمیزی دارند و ساختمانهای زیبا. برای مردمشان آسایش. نگاهشان فلسفی. و شادند و روزها رو میگذرانند.
یادم میاد استاد گیتارم با اشاره به سیمهای ساز بهم گفت : هر جا نظمی دیدی بدان آنجا خدا هست. ای خدا آنها چه طور به این همه نظم
رسیدند و ما …… چرا انجا هستی اینجا نیستی؟ دوستانم را گرفتند. از ستاد شما….. تا ، کسی که نمیدانست رای دادن چیه.
وای چقدر کارهایشان چندش اور است و مسخره. نمیدانند میلیونها ایرانی فقط دارند نگاهشان میکنن؟
این چه حکومتیست که فقط برای غم و گریه کردن تبلیغ میکنند و بیت المال و خرج بنر و پارچه نویسی و …..میکنند؟ چرا روزهای شادیشان
فرغی با روزهای عذا ندارد؟؟؟؟
براستی ما تا کی باید برای حسین ع گریه کنیم وقتی او نیازی به اشک ما ندارد؟
وطن آریایی من را چه شده؟
آقای خاتمی عزیز …. قدر 8 سال سبز را ندانستید
ما هم ندانستیم. خواستیم فرهنگ مردم را با هم ارتقا دهیم. که خود بفهمند چه غلط است و چه غلط نیست. خواستیم جزوی از دهکده جهانی شویم تیتر روزنامه های دنیا نباشیم و میدانم چقدر تلاش کردید تا دنیا ایران باستانی را بفهمد.
و حال با هاله نور دنیا ما را میشناسد.
حال چه شده؟ جوانی که هیچ جایی برای پیدا کردن هویت خود ندارد و فقط میگوییم مسلمانیم. اگر از من رسن چه دینی داری میگویم : مسلمان به دنیا آمدم
و حتی دیگر
به این دین که حکومتش این است شک دارم.
13 14 ساله های ما چه میداند حجاب چیست؟ چرا چشمان مردم را هرز میکنند؟ چرا مسئله ی کوچکی که در مردم حل شده را برای مسائل سیاسی
دوباره تازه میکنند؟
مردم میدانند.
مردم از رسانه ی ملی بیزارن. وای بر ما که ” جوسان قدیم ” گوگوریو را فهمیدیم کجاست و از رستم دستان چیزی نمدانیم. و هنوز مقبره
کوروش را از تلوزیون ندیدم و نمیدانم او کیست.
شما که لالایی بلدید چرا نمی خوابید؟
قانون اگر خوب است که هست چرا نتیجه انتخابات را نمی پذیرید؟
مجری قانون انسان است و شما انسانی را که مجری است نمی پسندید و گردن به قانون هم نمی گذارید- شورای نگهبان – قوه قضائیه – دولت و مجلس و صدا و سیما و همه را نمی پذیرید- شاید آخرش برسید به لا حکم الا لله و بخواهید خود خدا بیاید قانون را اجرا کند.
آقا انصافاً قاضي هيچ كاره است، بازجو همه كاره شده . بالاخره بايد ظلم همهگير شود تا اين نهال سبز بارور شود . با آرزوي روشن ماندن نور اميد در دل اسراي سبز و شفاي آسيب ديدگان.
خطاب به آقای عابدینی …
عابدینی جان ! بادبادکم مگه می ترکه؟ شما که ماشاالله هنوز نمی دونی بادبادک ترکیدنی نیست چطور … ؟ در ضمن کدوم بازی؟ پس خودتم می دونی که همش بازی بود. تو همین پیام سه خطیت کلی سوتی دادی. در ضمن تو رو خدا اینقدر با اسامی مختلف خودت و چهار و تا نصفی رفقای باتوم به یک دست و بستنی به دست دیگت نیاین در سایت سران فتنه که بادبادکشون ترکیده پیام بدین! آخه من نمی فهمم چرا شما الکی وقتتون رو برای بادبادک ترکیده ها تلف می کنید؟
برادر یا خواهر بزرگوار…عابدینی……کسانی که راهی را انتخاب میکنند و باور دارند راهشان حق است به دنبال بازی نیستند بازی و لهو و لعب برای کسانی است که دنیا را انتخاب میکنند….نور حق هیچگاه خاموش نمیشود….خودتان بهتر میدانید که آشوبها را خودتاان بوجود آوردید تا جهت سرکوب از آن استفاده کنید…..مردمی که 25 خرداد راهپیمایی سکوت را برگزار کردند اشوب طلب نیستند….ما معتقدیم که وعده خدا حق است و ظلم پایدار نیست و این یک حقیقت است و خواب نیست.
سرنوشت استبدادیان تارخ چنان بوده است که با توسل به خشونت تا مرز جنایت پیش رفته اند تا اشتباهی را بپوشانند و آنگاه به قصد پوشاندن هر جنایتی جنایات دیگری را مرتکب شده اند و از ترس افشاء و پاسخگوئی به این جنایات گام به گام در باتلاق جنایت و دروغ و مردم فریبی پیش رفته اند و تا آنجا که برایشان راه جز ادامه کار با توصل به دروغ و تقلب جنایت نمانده است.
حاکمیت، دستگاه قضائی و مجلس فرمایشی، دستگاه امنیتی و انتظامی و نظامی چگونه میتوانند از پس پاسخگوئی آنچه بر این ملت رواداشته اند برآیند؟ باید برای همه گونه چرخش اوضاع آماده بود زیرا حکومت به راهی بی بازگشت پا نهاده است.