رجانیوز حذف کرد کلمه منتشر می کند؛پاسخ سرگشاده کوچک زاده به نامه نوری زاد به رهبری
چکیده :«مهدی کوچک زاده» نماینده حامی دولت در مجلس شورای اسلامی بعد از انتشار نامه چهارم «محمد نوری زاد» به رهبری که در زندان اوین نگاشته شده بود پاسخی به این نامه نوشت و در اختیار سایت رجا نیوز قرار داد . این سایت ساعتی پس از انتشار پاسخ کوچک زاده آن را از سایت خود حذف کرد. البته در مدت کوتاهی که از انتشار این مطلب تا قبل از حذف آن می گذشت چند سایت کم بیننده حامی دولت نسخه ای از آن را به نقل از رجا نیوز منتشر کردند.«کلمه» در راستای گردش آزاد اطلاعات این نامه را منتشر می...
کلمه: «مهدی کوچک زاده» نماینده حامی دولت در مجلس شورای اسلامی بعد از انتشار نامه چهارم «محمد نوری زاد» به رهبری که در زندان اوین نگاشته شده بود پاسخی به این نامه نوشت و در اختیار سایت رجا نیوز قرار داد . این سایت ساعتی پس از انتشار پاسخ کوچک زاده آن را از سایت خود حذف کرد. البته در مدت کوتاهی که از انتشار این مطلب تا قبل از حذف آن می گذشت چند سایت کم بیننده حامی دولت نسخه ای از آن را به نقل از رجا نیوز منتشر کردند.
خبر مورد نظر در تاریخ 7 اردیبهشت با تیتر «پاسخ سرگشاده کوچکزاده در واکنش به نامه نوریزاد به رهبر انقلاب : امیدوارم حبس تو را از خودخواهی بیرون آورد تا حقیقت را وارونه نبینی» منتشر شد که با وارد کردن لینک مربوطه با چنین صفحه ای مواجه می شویم:

«کلمه» در راستای گردش آزاد اطلاعات و ازآنجا که دانستن را حق مردم می داند و نیز قایل شدن این حق برای آَقای کوچک زاده که مردم با نظراتشان و نوع نگاهشان به امور آشنا شوند متن پاسخ ایشان به نامه ی اقای نوری زاد را که در اختیار رجا نیوز قرار داده بودند عینا منتشر می کند:
به نام خالق آزادی
سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران
این روزها، نزدیک به چهار ماه است که به خاطر نگارش نامه به حضرتعالی در زندانم.
آقای نوری زاد! به نظر خودت به دلیل نگارش نامه زندانی هستی، ولی آنها که تو را زندانی کرده اند دلایل دیگری دارند و من هم حرف آنها را صادقانه تر از تو می یابم چرا که این روزها شاهد نگارش چند نامه دیگر هم به رهبری هستیم که نویسندگان آنها زندانی نشده اند! پس به من حق بده ادعای تو را مبنی بر زندانی بودن به خاطر نگارش نامه به رهبری نپذیرم.
شصت وهشت روز از این مدت را در زندان انفرادی به سربرده ام. توسط بازجوهای خود مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفته ام. درهمهی این احوال، از جنابعالی به عنوان رهبری فهیم و آگاه اسم برده ام.
اگر در مورد 68 روز انفرادی بودن و توسط بازجوها مورد ضرب و شتم قرار گرفتن راست بگویی که زندانیان تندتر و بیمنطقتر از تو در ماجراهای این روزها آن را انکار می کنند، تازه جای این سوال باقی است که مگر قرار بوده و هست که آگاهی و فهیم بودن رهبر انقلاب با رفتار برخی ماموران زندان تغییر و تحول یابد؟
که اگر قرار باشد تغییری در اوضاع کشور رخ دهد، این تغییر از ناحیهی شما بسیار شدنیتر و پایدارتر خواهد بود. من شخصاً امیدی به نقش آفرینی سایر افراد و دستگاههای کشور ندارم. شما را از نزدیک می شناسم. به روح بلند شما واقفم. شما نیز نیک و از نزدیک مرا میشناسید.در این ماههای زندان از آنچه در بیرون گذشت بی خبر بودم، اما در دیدار کوتاهی که فقط یکبار، گذرا، با خانوادهی خویش داشته ام، دانستم که در غیاب من آقای مهندس موسوی و حجج اسلام خاتمی و کروبی با خانوادهی من دیدار کرده اند. نمیدانم چرا,
گفته ای چرایی دیدار سران داخلی فتنه با خانواده ات را نمیدانی، با این همه ادعایی که در برخورد، فهم و تحلیل مسایل سیاسی داری، بعید می دانستم دلیل این دیدار را نتوانی ارزیابی کنی و تصور می کنم دوست داری خود را به نفهمیدن بزنی! وضعیتی که ریشه بخشی از مشکلاتی است که اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنی.
اما بسیار دوست میداشتم خود شما نیز با آن بزرگواری که از شما سراغ دارم، به دیدار خانواده ام قدم رنجه می فرمودید، به آنها دلداری می دادید و به آنان می فرمودید که: فلانی -نوری زاد- درست در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونیاش، با نوشته هایش، برای منِ رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میان آمد و از من سخت جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بیسواد و بی ادب و تندخو به ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخترین شکل ممکن به ورطهی تهدید و تحقیر و ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمیشود که منِ رهبر قدر زحمت های پیشین او را ندانم و به خانواده اش سر نزنم. یا اگر خود به دیدار آنان نروم، نماینده ام را نیز به این منظور به سراغشان نفرستم.
ادعا کرده ای که در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونیات، با نوشته هایت، برای رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بود، به میان آمدی و از ایشان سخت جانبداری کردی.
راستی نکند دلیل دیدار سران داخلی فتنه با خانوادهات همین جانبداری ادعاییات از رهبر در شرایط بحرانی باشد! آخر اینها خیلی به رهبری و هرکس به او وفادار باشد علاقهمندند! راستش را بخواهی من یقین کرده ام آدم اگر نماز را هم برای خدا نخواند، مستوجب عقوبت شرک است. تو هم با این همه استقامت و آزادگی که ادعا می کنی، حتما برای خدا و البته به خیال خودت به یاری و جانبداری از رهبر قلمی زده ای و با رانت و نمیدانم هزار رابطه دیگر سریالی بی سر و ته یا فیلمی ساخته ای و به صدا و سیما انداختهای و نان ونامش را برده ای، حالا چرا از رهبری طلبکاری؟!
رهبر گرامی، چشم انتظاری خانوادهی من، برای تماشای جمال مبارک شما و رویت نمایندهی شما به جایی نرسید. لابد؛ در این گردونه، آدمها، تاریخ مصرف دارند. که اگر به سر رسیدند، مثل دستمال آلوده، باید به دور انداخته شوند.
آقای نوری زاد! راستش از خدا پنهان نیست، از تو چرا پنهان بماند که این فراز طعنه آمیز نامهات به رهبری که به قول خودت فهیم و آگاه است را که خواندم، نفاق و دو رویی تمام قد در برابرم مجسم شد و از خود پرسیدم برای مثل تویی اگر روزی به اندازه دستمال آلوده هم ارزش قایل بوده اند، چه هزینه هنگفتی داده اند البته از آنجا که خداوند به بندگانش علم غیب نداده تا درون و نیت افراد را ببینند، حرجی نیست که در گذر ایام هر از گاهی خزف به جای لعل بنشیند!
اما گرایش من و امثال من به شما، گرایش به شخص خامنهای نبوده و نیست. ما، در جمال اندیشه های شما، افقهای گمشدهی آرزوهای شریف مردم خویش و مردم جهان را می دیدیم. یادم هست این اواخر، وقتی تلاش کردم به دیدار شما بیایم و آقای حسین محمدی -از دفتر شما- ماهها مرا به امروز و فردا وعده می داد، در نامه ای به او نوشتم: من از خود خامنهای، به خدای خامنهای پناه می برم! و دیگر سراغی از شما نگرفتم. و شما نیز!
شنیده بودم آقای حسین محمدی از کسانی است که در حد لیاقتش مورد اعتماد رهبر عزیز است و اکنون با این نقلی که تو کردی و با شناختی که از تو با وقایع این روزها در حد کمال یافته ام، رهبرم را به واسطه این درایت و هوشیاری در انتخاب اطرافیانش ستایش می کنم و به تو اطمینان می دهم آنچه برسرت آمده و می آید و خواهد آمد، جز ناشی از خصلت خود بزرگ بینی و بینش شرک آلودت نیست و خدای خامنهای هم شرک را از بزرگترین گناهان برشمرده و امیدی نداشته باش که با این خصلتها در آن درگاه نیز تحفه ای نثارت کنند!
چرا که دانستم شما از محاصرهی آدمهای جاهل، از تماشای افق آرزوهای مردم باز مانده اید
آقای نوری زاد! من و بسیاری از همفکرانم بارها و در مجالس و جشنواره ها و محافل مختلف تو را در محاصره انبوهی از آدمهای… دیده ایم که حقیقتا با ترکیب و چهره های رنگ آمیزی شده و اطوارهای غربزده و روشنفکرانه ای که در اطرافت می دیدیم، رغبت نکرده ایم جلو آمده و حرفهایمان را در مورد نوشته ها و سریال و فیلمهایت برایت بازگو کنیم، با این وصف آیا به ما هم حق می دهی که ادعا کنیم که این تویی که در محاصره خودخواسته ات در میان هوسبازان و اوهامی که به تو القا کرده اند، نه تنها از دیدن افق آرزوها بلکه از دیدن خواست فعلی مردم نیز که از تفسیر بی نیاز است، بازمانده ای؟!
من میخواستم در آن ملاقاتهای احتمالی، همین نگرانیها را با شما بگویم. اما گویا محاصره کنندگان شما از صراحت سخن من و از اندیشهی من آگاه بودند. همین آقای حسین محمدی، بعد از دیدار اعضای انجمن قلم با حضرتعالی، که حقیر نیز یکی از آنان بود، به من گفت: آقای نوری زاد، من، قربة الی الله از شما میترسم. ترس او، از همان نشست پا گرفته بود که من، بی ملاحظه راجع به اعتیاد گسترده مردم و جوانان به مواد مخدر و آشوبی که در ساختار اجتماعی شهرهای کوچک و بزرگمان درافتاده، به آشنا سخن گفتم.
آه و وای از این من!
اکنون اما چرا از زندان برای شما نامه مینویسم؟ برای اینکه هنوز ناباورانه، به شما، آری به شخص شما، امید بسته ام. باورم بر این است که: شما مگر برای این انشقاق بزرگ مردمان چاره ای بیندیشید. شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نمیبینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست. مبادا من و شما را ازدحام مردمی که به استقبال یک مسئول و یا خود جنابعالی می آیند، بفریبد. شما اگر به دیگر افراد مشهور هم اجازه ی سخنرانی و حضور در کشورتان بدهید، غوغای مردمان ما فزونی خواهد گرفت. اجتماع فراوان این مردم، هیچگاه قابل استناد نبوده و نیست(!) امروز شما بر کشوری رهبری می کنید که مردمش از دست رفته است. کشوری که در گردونهی چه کنمهای بسیاری گرفتار است. کشوری که اتحاد و یکپارچگیاش، به دست خود شما و اطرافیان شما، به حاشیه رفته است و نگرشی قلیل و تنگ به میدان آمده.
آقای نوری زاد! از نگاه تنگ و خودخواهانه و آلوده به حسادتت دامنه مقبولیت رهبری را به بحث سخیف حداقل و حداکثر کشانده ای و نتیجه گرفته ای که رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست! معلوم شد نفهمیدی که خامنهای خلف صالح خمینی است که می گفت:
قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه وتنها هم بماند، به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است، ادامه مىدهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنههاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مىنمايند سلب خواهد كرد (صحيفه امام، ج20، ص: 319)
آری همانطور که برای آن روح خدایی چه آن زمان که در غربت تبعید بود و چه آنگاه که در اوج محبوبیت در چشم وقلب مردم قرار داشت، چیزی جز عمل به تکلیف الهی مطرح نبود، خلف صالح او خامنهای نیز علیرغم آنکه بسیجیان جهان اسلام و پابرهنگان مغضوب دیکتاتورها بارها با جان و هستی خویش وفاداریشان را به شخص او و آرمانهای والایش اعلام نموده و با فداکاری و ایثار و بذل جان اثبات کرده اند که اهل کوفه نیستند، چیزی جز عمل به تکلیف الهی در سر ندارد و همین ویژگی است که مجاهدانی بزرگ چون سید حسن نصرالله را به خضوع در مقابل این مرد بزرگ وا می دارد. آری امروز خامنهای بر کشوری رهبری می کند که مردمش به لطف و عنایت حق تعالی از دست فتنه گران و بازی خوردگان داخلی استکبار جهانی رفته اند و در آغوش اسلام ناب محمدی (ص) پناه گرفته اند، به همین جهت است که سران داخلی فتنه، ریاکارانه و منافقانه برای جلب یکی دو نفر هم که شده، به دیدار خانواده تو می روند. شک نکن اینها اصحاب شیطانند و من دعا می کنم خانواده ات از شر آنها در امان بمانند؛ اگر تو فرصتی برایشان بگذاری!
نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است. این نامگذاری، نشان میدهد که بعضاً مشاوران شما، افراد صادق و کارآمدی نیستند. من و همه، آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم میشدید.اگر کوشش و تلاش برای شما مهم است، از انرژی آن در آشتی ملی باید بهره ببرید.
آقای نوری زاد! من اطلاع دقیق دارم که زندانیان در حبس با امکانات گوناگون رسانه ای از اخبار بیرون مطلعند و سخت متعجبم که تو چرا با استفاده از عباراتی مثل (نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است.) درصددی به دروغ شرایطی را که در آن به سر می بری، بر خلاف واقع جلوه دهی. خدا کند خودت باور نکنی که خیلی اهل استقامت در برابر ناملایمات هستی! اما بهدنبال القای این دروغ، مشاوران رهبری را بهدلیل نامگذاری این سال، غیرصادق و ناکارآمد برشمرده ای و اینگونه ادامه داده ای که:
(من و همه، من و همه، من و همه آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم میشدید.) بهراستی چرا فکر می کنی اگر تو ترجیح می دهی امسال سال آشتی ملی نامیده می شد، همه، تاکید میکنم همه هم با این ترجیح تو موافقند. بوی تعفن خودبینی و خود بزرگ بینی به مشامت نمی رسد؟!
رهبر گرامی، میدانم سخنان ناگوار من چه بسا تلخ و آشوبنده باشد. اما بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانهی کسانی که شما را احاطه کرده اند، ترجیح دهید.
باز یک نشانه دیگر از خودبینی در نوشته ات از روز روشن تر است، سخن خود را تلخ ولی صادقانه انگاشتن و مدعی چاپلوسی مابقی اطرافیان شدن را چرا باید خوانندگان نامه تو بپذیرند؟ چون تو ادعا می کنی! آقای نوری زاد! البته اعتراف می کنم سخنانت تلخ است نه از این جهت که حقیقتی را در مورد اطرافیان رهبری اثبات کردی بلکه از این جهت که منویات درونی و خصلتهای خودت را بروز دادی و انسان تاسف می خورد از اینکه تا چه حد یک انسان می تواند اسیر بافته های ذهن خود شود و خودبینی و خودخواهی او را از حقیقت مشهود دور سازد! خدا را شاکرم که رهبری سخن امثال تو را بر مشورتهای افراد لایق ترجیح نداد ه است.
جامعه ی ما، در جوار یک انفجار بزرگ است. دیگ جوشانیست که ما به خاطر آزار از خروج پرسروصدای بخار آن، چوب کبریتی در سوپاپ آن فرو کرده ایم. من با همهی اطمینانی که سابقاً در جانبداری از شما مینوشتم، اکنون نیز در جانبداری از شما مینویسم: ما، به روزهای پایانی فرصت آزمون خویش رسیده ایم. روزهایی که دست تقدیر، سنتهای ناب و حتمی خدای متعال، ما را از گردونهی امتحان به در می برد. امتحانی که در این 30 سال فرصت، جز خراش و خرابی با ما نبوده است. ما و شما؛ مردم خویش را از دست داده ایم. اگر سکوت و آرامشی در آنان میبینید به ضرب زور و اسلحه است. اگر باور ندارید به یک آزمون خیالی تن در دهید. به دو کشور ایران و مثلاً سوئد یا کانادا یا حتی مالزی اعلام میکنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک روز پلیس و بسیج و اسلحهای بر سر نخواهند داشت و آزادند که هرچه میخواهند انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور میکنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگرچطور؟ قصد من از این مقایسه، مجیزگویی از غرب یا سایر کشورها نیست. بلکه میخواهم به شکنندگی آرامش و سکوت دروغین جامعهی خویش اشاره کنم.
آقای نوری زاد! از روز روشنتر است که اگر مردم، این نظام مقدس را که رهبری اساسی ترین رکن آن است، نخواهند، با اینهمه دشمنی که قلدران و زورمداران و زراندوزان عالم در داخل و خارج علیه آن می کنند، یک روز هم دوام نخواهد آورد و اگر طی 30 سال این نظام نه تنها پابرجا مانده بلکه بسیاری از مردم جهان را نیز حامی و دوستدار خود نموده، دقیقا بهخاطر خواست مردم و بسیجیان و محرومان و پابرهنگان مغضوب دیکتاتورها بوده است. آقای نوری زاد! امیدوارم حبس، اندکی تو را از خودخواهی و فضای ذهنی که بزک کردهها و روشنفکران هواپرست غربزده اطرافت برایت ساخته اند، بیرون آورد تا اینهمه حقیقت واضح را وارونه نبینی.
رهبر عزیز! من و بسیاری، هنوز دوستدار شما و سرنوشت کشور خویشیم. به رهبری شما بر مقدرات کشور ایمان داریم. ما دوست داریم با رهبری شما به افقهای مبارک دست ببریم. اما شما ظاهراً این اشتیاق را طالب نیستید. بعضاً مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصرهی خود گرفته اند، به شما اطلاعات و آمار نادرست میدهند و از زبان شما، سخن غیرواقع برمی آورند. دوستانی همچون آقای شریعتمداری کیهان، که اطمینان دارم آنگاه که همه از اطراف شما پراکنده شدند و شما و او در یک جزیره تنهایی تنها ماندید، او درجانبداری غلیظ از شما، به مخالفت با خود شما برخواهد خواست!
در این پاراگراف که برای چندمین بار انگیزهات از نگارش نامه برملا شده (شاید ناخواسته) که همان بغض و کینه آلوده به حسادت نسبت به افرادی است که رهبری به دلیل لیاقتهایشان به برخی نظراتشان توجه می کنند، نکته جدیدی که به آن بپردازم، نیست.
برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همهی هستی را درنوردد، اعلام میدارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما سخت علاقهمندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست میگوییم. این احتمال هیچ هزینهای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را میخورند و مضطربانه علاقهمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهیاند و با شجاعت تمام، شجاعتی که من شخصاً در شما باور دارم، امسال را سال آشتی ملی اعلام کنید و از ملامت هر ملامتگری نهراسید. که خدا شما و ما را کفایت میکند. خدایی که دست خود و دست مردم را در دست شما می نهد. یاعلی!فرزند شما: محمد نوری زاد. اوین بند۲۴۰- سلول۵۷
در پایان همانطور که به خودت حق داده ای به اقرار خودت نامه تلخ بنویسی، امیدوارم به من هم این حق را بدهی که با لحنی مشابه خودت برایت پاسخ سرگشاده بنویسم! و امیدوارم باور کنی که من و همه دوستداران رهبری (که انشاالله دوستیمان برای رضای خدا باشد نه به امید اینکه اگر خدای ناخواسته در نظام حق جمهوری اسلامی به حق یا اشتباه و خطا، که طبیعی است در هر مجموعه انسانی و نظامی رخ دهد، دچار مشکلی شدیم، از رهبری انتظار مساعدت و دیدار با خانوادهمان را داشته باشیم!) نیز حسب آموزه های دینیمان که از امام و رهبری و شاگردان و همراهان ایشان آموخته ایم نیز به پایان خوب و سرنوشت خیر همه بندگان خدا و از جمله تو علاقهمندیم و متقابلا از تو می خواهم برای نجات خودت از توهماتی که گرفتارش شده ای، حتی در خیالت هم که شده، احتمال صدق در این نوشتار را بدهی و در کارت تجدید نظر کنی و واعظ بی عمل نباشی و خود نیز باور کنی که اگر خدا بخواهد کسی را نصرت کند، هیچ غلبه کننده ای بر نصرت شونده خدا نخواهد بود و خود را به خدا بسپاری و از ملامت ملامتگران نترسی و بدانی که عزت و ذلت بدست اوست!
کمترین علاقهمند خمینی و خامنهای
مهدی کوچکزاده














ای مگس جولانگه سیمرغ نه منزلگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
اگر دین ندارید دست کم ازاده باشید جناب …..
جناب متعجب ازایرانیان ادیب:
اگه یه خورده فکر میکردی شاید میفهمیدی که اصلا هم جمله بی معنی نیست و دقیقا نمیدانم چرا برای جمله بعده و معنی هم میده یعنی با این همه بی عدالتی ولی به دلیل عشقی که از قبل به این فرد داشته و الان نمیتونه باور کنه که کسی رو که سالها ستایش کرده دوست داشته به دیدن خانوادش بره که حداقل یه توجیحی برای اون همه عشق خالصانه پیدا کنه حالا میگه با این که میدونستم این امر دور از ذهنه ولی نمیدونم چرا دوست داشتم شما هم به خانوادم سرمیزدید این سوال اصلا هم بی معنی نیست منظور اون حالتیه که خیلی وقتا برای ما هم پیش میاد که توجیهی برای یکسری احساساتمون پیدا نمیکنیم فقط اون احساس رو داریم اینجور مواقع ما هم از این کلمه استفاده میکنیم که نمیدونم چرا؟ جناب متعجب من هم از شما تعجب میکنم که ادعای ایرانی بودن میکنید ولی انگار از غار اصحاب کهف بیرون اومدید(هرچند اون آدما حرمت داشتند و این مثال شاید زیاد برای شما مناسب نباشه)و اصلا با اصطلاحات ایرانی آشنایی ندارید.
در ضمن دوستانی که از سایت کلمه انتقاد کردند که چرا … امثال این آقارو منتشر میکنند یا کامنتهای طرفداران از این آقا بدترو میذارن دوستان با اینکه منم واقعا از این مدل صحبت کردن اینا کلی حرص میخورم و اعصابم خورد میشه ولی به نظرم کلمه کار درستی میکنه که این نظراتم میذاره چون اگر قرار باشه ما هم مثل اینا فقط حرف خودمونو بزنیم و حرف طرفدارای خودمونو بشنویم که میشیم مثل همینا پس دیگه دنبال چی هستیم مگه ما دنبال تغییر همین تک صدائی نیستیم مگه نمیخوایم که همه بتونن حرفشونو بدون ترس بزنند تازه این کار یک اثر تربیتی هم داره که میبینند ما واقعا صداقت داریم و به چیزی که میگیم اعتقاد داریم و عمل میکنیم فقط شعار نمیدیم اگر این افرادو سانسور کنند میگن دیدید جنبش سبزیا هم فقط شعار میدن خودشون اگه امکاناتی داشته باشن و پست و مقامی داشته باشند مخالفینشونو سانسور میکنند و اون موقع توجیهی هم برای اعمالشون پیدا میکنند که این شیوه حکومت کردن و اداره کشوره که صدای مخالفتو خفه کنی پس دوستان خواهشا کمی صبر و تحمل به خرج بدید وانقدر به مسئولین زحمت کش سایت کلمه بیخود گیر ندید.
ممنونم از کلیه دوستان عزیز سایت کلمه
عزیزکم کوچک زاده! اون “نمیدانم چرا” در بند سوم اشاره به جمله بعدی داره نه قبلی. تا آبروت بیشتر ازین نرفته جوابیه ات رو تکذیب کن!
میدونم که برای امثال ایشون خیلی کیف داره که کسی که گوشه زندان افتاده رو لگد مال کنه
اینان اصلا با آزاد مردی و بزرگ منشی رابطه ای ندارند
اوج نامردی در نامه موج میزنه
ولی بهتره که بدونن:
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند — چنان نماند، چنین نیز نخواهد ماند
کوچک زاده اصرار دارد که هرگونه شکی در مورد چاپلوسی و فرصت طلبی خودش را از بین ببرد.
سلام علیکم من بی مقدمه برم سر حرف کوچک زاده منکه نه وتمام انها که واقعا دلسوز ایران عزیزمان هستند میگم که این اقای کوچک زاده واقعا اخر کلمه رو درست گفتند که من کوچک بله درست ولی من در این نامه غیر از بی ادبی هیچ چیزی ندیدم حالا برفرزمثل که اقای نوری زاده هم گناه کار وحق زندانی شودان رو داره خوب ولی هر کس که می خواهد از او انتقاد کند باید اینجوری بی حرمتی کند وبی ادبی وواقعا تمام این اصول گرها اینگونه از بزرگ گرفته تا کوچک واقعا ایمگونه بی ادب هستند بس کو اون اداب اسلامی وای بله اقای کوچک زاده بله وای بر ما ها که با شماها تو یک کشور به اسم اسلامی زندگی میکنیم وای برما وای برما
الیس الصبح بقریب
چند نکته را آقای کوچک زاده آویز خود کند:1-اکنون مدت زمان بسیاری است که وقتتان را برای پاسخگویی نامه ی نوریزاد صرف کرده اید واقعا خسته نباشید ایکاش بخش کوچکی از این اوقات را به مردمی که نماینده اشان هستید اختصاص میدادید تا شاید مشکلی از مشکلات آنها را حل می نمودید- البته وکیل الدوله ها توان آن را ندارند–2-بنده از جانب شما از ملت بزرگ عذرخواهی میکنم:چه کنم به من فشار می آورندکه اگر پاسخ ندهم از ….. وای خدا چه کنم-3- ….4- شما و امثال شما اولین نفراتی هستید که دامان رهبری رها کرده و فرار را بر قرار ترجیح میدهید-مراقب خودت باش و… هزاران نکته ی دیگر که شما در اندازه ی آن نیستید–گرچه تفسیر زبان روشن گرست— لیک عشق بی زبان روشن تر است—یاحسین میر حسین
ابتدا باید گفت که کوچک زاده و امثال وی نمایندگان مردم نیستند.وقیحانه مودبانه ترین واژه در مورد این نامه کوچک زاده است.کسی که مخاطبش در زندان است.شاید اکنون در سلول انفرادی است.شاید زیر بازجویی همفکران کوچک زاده است.خانواده اش هر روز چشم انتظار دیدنش هستند و دلنگران آنکه مبادا آسیبی بر او وارد کنند.کوچک زاده وقیح است که به چنین فردی که به جرم اعتراض مشفقانه و فقط اعتراض در قالب نامه نوشتن در حبس است نامه سرگشوده مینویسد! به او تهمت میزند!نامه اش را هم تحریف میکند!به او توهین میکند!و او را مستحق تمامی مظالمی که بر او میرود میداند!کوچک زاده وقیح است چون راه و رسم نان به نرخ روز خوردن را آموخته است و راه آزادگی را گم کرده است.وگرنه اکنون او اینگونه آزاد نبود و صدایش آزاد و نوریزاد و کسانی همچون او در بند زندان و سانسور و فیلتر و …
از سایت کلمه هم سپاسگذارم که با انتشار این نامه بار دیگر بی شرمی و وقاحت کسانی که دروغ میگویند و ظلم میکنند و خود را بناحق نماینده دین جا میزنند به معرض دید قرار داد.آری اینها اینگونه بیشرمانه رفتار کردند و میکنند.بیشرمانه آرای ملت را به سرقت بردند.بیشرمانه تقلب کردند و قانون اساسی را زیر پا گذاردند.بیشرمانه صدا و سیما را تبدیل به بلندگوی تهمت و دروغ و مردم فریبی کردند.بیشرمانه کشتند و شکنجه کردند وتکذیب کردند و بدون توجیه قانونی بسیاری را به زندان افکندند و بیدادگاه نمایشی تدارک دیدند و افتخار کردند… آری اینگونه بیشرمانه ظلم کردند و بیشرمانه از دین و ایمان و مردم سخن هم میگویند! بیشرمانه خود را هم مظلوم میدانند! فغان از اینهمه بیشرمی!!!ولی با اینهمه اینگونه بهتر تفاوت و تناقض سبز اندیشی را با سیاه اندیشی عیان میکنند.بگذار تا بیشتر از این بیشرمی کنند…
واقعا برای این مملکت متاسفم با این نماینده ها
ما بیشماریممممممممممممممممممممممممممم
22خرداد سبز
اون من “من” نیستم…O:
آخه یکی نیست بگه اصلا به تو چه ارتباطی داره کوچک زاده که اومدی جوابیه نوشتی. سر پیازی ؟ ته پیازی؟
آقا …!
اگر به سخنان خمینی علاقه داری اینها را هم بخوان:
“ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی بر ملتمان بکنیم. اسلام به ما اجازه نداده که دیکتاتوری بکنیم ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هر طوررای دادماهم از آن تبعیت می کنیم. ما حق نداریم خدای تعالی به ما حق نداده پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که به ملتمان چیزی را تحمیل کنیم”. صحیفه نور جلد 11 صفحه 34
ویا این یکی را بخواند:
” اسلام دیکتاتوری را محکوم میکند. اسلام یک نفر فقیه را اگر بخواهد دیکتاتوری بکند از ولایت ساقطش می کند.” صحیفه نور جلد 10 صفحه 411
ببینید چگونه قدرت و ثروت دو روزه بعضی ها را می فریبد؟ ببینید چگونه منتقدان دیروز دیکتاتوری محمد رضا پهلوی, خود, امروزه چه می کنند؟ ببینید که چگونه بعضی ها چاپلوسی ها و مدح عناصر رژیم پهلوی را بیکباره فراموش کرده اند و دریغا… امروزه خود گوی سبقت را از آنان ربوده اند؟ آقای کوچک زاده: دو روز آزمایش زندگی هم خواهد گذشت.در رژیم پهلوی پس از کودتای 28 مرداد که بهتر است نام آن را 28 مردار ! بنامیم خفقان و سرکوب شدیدی توسط حاکمیت اغاز شد و کودتا توانست 25 سال خود را سرپا نگاه دارد. اما عاقبت چیزی که باید میشد شد . شما هم نگران نباشید!!
وضع ما را ببین که به چه پرتگاهی سقوط کرده ایم
در مجلسی(مجلس ششم) نفر اول دو میلیون و دویست هزار رای می اورد و در دیگری(مجلس هشتم) نفر اول هشتصد هزار
در مجلسی امثال بهزاد نبوی نماینده ی ملت هستند که در نطق استعفای خود از رهبری با صراحت تمام انتقاد میکند،در مجلسی دیگر کوچکزاده ها در … از هم سبقت میگیرند
در مجلسی امثال صفایی فراهانی نماینده ی ملت هستند که برای ملاقات با دانشجویان زندانی و اطلاع از وضعیت و پیگیری کارشان بر سر مرتضوی فریاد میکشد و او راتهدید به افشاگری میکند،در مجلسی دیگر هیئت تحقیق به خواست صاحبان قدرت وجود هرگونه بد اخلاقی با زندانیان راپس از این همه شکنجه و آزار و اذیت نفی میکند
در مجلسی امثال میردامادی نماینده ی ملت هستند که فریادهایشان تن صاحبان قدرت را میلرزاند،و در دیگری تمام خاسته های صاحبان قدرت بی چون و چرا انجام میشود
در مجلسی…
و اکنون آن نمایندگان زندانی هستند،و اینها که نماینده ی مردم نیستند بلکه راهیافتگان به مجلس هستند بر اریکه ی قدرت
دوستان این کوچک زاده از میزان کامنتهای علیه خودش باید بفهمد که نوری زاد راست می گوید.ما بی شماریم.ما از این جنایت کاران متنفریم.
به گمانم پیش خود فرض کرده ای که شان رهبری بیش از آن است که جوا ب امثال نوری زاد را بدهند و لذا خود در مقام پاسخ در آمده ای ، من نیز تو را در اندازه ای نمی دانم که از طرف آزاد مردی چون نوری زاد مورد خطاب قرار گیری ، پس به عنوان یک کمترین سبز به لاطاعلاتت جواب می دهم . هر چند از اینکه با چون تویی همکلام می شوم ناراحتم.
گفته اید :آقای نوری زاد! به نظر خودت به دلیل نگارش نامه زندانی هستی، ولی آنها که تو را زندانی کرده اند دلایل دیگری دارند و من هم حرف آنها را صادقانه تر از تو می یابم چرا که این روزها شاهد نگارش چند نامه دیگر هم به رهبری هستیم که نویسندگان آنها زندانی نشده اند! پس به من حق بده ادعای تو را مبنی بر زندانی بودن به خاطر نگارش نامه به رهبری نپذیرم.
می گویم : شما که مانند برادر حسین بازجو به همه ی اسناد و مدارک دسترسی دارید ، لطفا برای روشن شدن اذهان اتهامات منتسب به نوری زاد را مستندا اعلام کنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد . اما در مورد افرادی که به رهبری نامه نوشته اند و آزادند ، به گمانم اگر اسمی به خاطر داشتید بسیار ساده بود که مرقوم می نمودید ، ضمنا به گمانم جملات گهر بار دوست گرمابه و گلستانتان آقای شجونی را فراموش کرده اید که اظهار نموده اند گناه کسانی که به رهبری نامه نوشته اند قابل بخشش نیست . اگر شما نامی به خاطر ندارید ، بنده اسامی بسیاری در سینه جای داده ام که به خاطر این گونه نامه نگاری ها و بیانات در بندند . حصر 5 ساله آیت الله منتظری ، خانه نشینی هاشمی و طاهری ، احمد قابل ، ملکی ، سحر خیز و خیلی های دیگر که تو بهتر از من می دانی .
گفته ای :اگر در مورد ۶۸ روز انفرادی بودن و توسط بازجوها مورد ضرب و شتم قرار گرفتن راست بگویی که زندانیان تندتر و بیمنطقتر از تو در ماجراهای این روزها آن را انکار می کنند، تازه جای این سوال باقی است که مگر قرار بوده و هست که آگاهی و فهیم بودن رهبر انقلاب با رفتار برخی ماموران زندان تغییر و تحول یابد؟
می گویم : از جمله انکار کنندگان ضرب و شتم ، روح الامینی و پور نجاتی و دو شهید دیگر کهریزک هستند. حتما از منکران دیگر شریعتی و ابطحی و عطریانفر را منظور داری ، اگر هیچ دلیلی بر کوچکی تو نداشته باشم ، همین مرا بس است که هر عامی کوی بازاری به خوبی فریاد این مظلومان را در اعترافات گالیله ایشان دریافت و تو …
گفته ای که گفته است :چرایی دیدار سران داخلی فتنه با خانواده ات را نمیدانی، با این همه ادعایی که در برخورد، فهم و تحلیل مسایل سیاسی داری، بعید می دانستم دلیل این دیدار را نتوانی ارزیابی کنی و تصور می کنم دوست داری خود را به نفهمیدن بزنی! وضعیتی که ریشه بخشی از مشکلاتی است که اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنی.
می گویم : وای بر مردمی که افراد کوچک و بیسوادی چون تو نمایندگی شان را به عهده دارند ، اگر دو واحد ناقابل ادبیات در دانشگاهی بدون رانت پاس می کردی از جمله ی متعافب این جملات به خوب در می یافتی که نگارنده به قرینه های بسیار از نمی دانم اراده ی می دانم دارد و بدینسان از مخاطب اظهار گله نموده است .
نوشته ای :ادعا کرده ای که در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونیات، با نوشته هایت، برای رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بود، به میان آمدی و از ایشان سخت جانبداری کردی.
راستی نکند دلیل دیدار سران داخلی فتنه با خانوادهات همین جانبداری ادعاییات از رهبر در شرایط بحرانی باشد! آخر اینها خیلی به رهبری و هرکس به او وفادار باشد علاقهمندند! راستش را بخواهی من یقین کرده ام آدم اگر نماز را هم برای خدا نخواند، مستوجب عقوبت شرک است. تو هم با این همه استقامت و آزادگی که ادعا می کنی، حتما برای خدا و البته به خیال خودت به یاری و جانبداری از رهبر قلمی زده ای و با رانت و نمیدانم هزار رابطه دیگر سریالی بی سر و ته یا فیلمی ساخته ای و به صدا و سیما انداختهای و نان ونامش را برده ای، حالا چرا از رهبری طلبکاری؟!
می گویم : آنقدر از علم و عقل بی بهره ای که حداقل در یک پاراگراف جمع اضداد گردآوری ننمایی ، کوچکتر از حقیر آنگاه که سرالو بی سر وته نوری زاد به سفارش صدا و سیمای میلی تهیه و پخش شد هنوز از به قول شما فتنه و سران آن خبری نبود که هیچ ، آنکه از ولایت او دم می زنید ، از حضور اینان در عرصه ی انتخابات اظهار خرسندی می نمودند ، نوری زاد که جزء خواص آنهم از نوع با بصیرتشان بود . گیرم این نیز درست باشد ، اینکه عذر بدتر از گناه است ، چرا ؟ برادرم اعطای رانت به نوری زاد مگر جز از طرف جناب ضرغامی مسئول تحت امر رهبر معظم انقلاب صورت گرفته است؟
در پاسخ جملات سراسر اخلاص نوری زاد که فرموده است : رهبر گرامی، چشم انتظاری خانوادهی من، برای تماشای جمال مبارک شما و رویت نمایندهی شما به جایی نرسید. لابد؛ در این گردونه، آدمها، تاریخ مصرف دارند. که اگر به سر رسیدند، مثل دستمال آلوده، باید به دور انداخته شوند،گفته ای :آقای نوری زاد! راستش از خدا پنهان نیست، از تو چرا پنهان بماند که این فراز طعنه آمیز نامهات به رهبری که به قول خودت فهیم و آگاه است را که خواندم، نفاق و دو رویی تمام قد در برابرم مجسم شد و از خود پرسیدم برای مثل تویی اگر روزی به اندازه دستمال آلوده هم ارزش قایل بوده اند، چه هزینه هنگفتی داده اند البته از آنجا که خداوند به بندگانش علم غیب نداده تا درون و نیت افراد را ببینند، حرجی نیست که در گذر ایام هر از گاهی خزف به جای لعل بنشیند!
می گویم : کافر همه را به کیش خود پندارد آری هر از گاهی زغالهایی چون تو جای الماس می نشینند اما بدان برای فهم اینکه شمایان … هستید که به جای لعل نشسته اید علم غیب نیاز نیست امثال تو چنان در منجلاب ریا و تزویر فرو رفته اید که بوی تعفنتان از فواصلی دور دست برای هر صاحب دماغی قابل استشمام است ، راستی چه کسی منافق دو رو می باشد ، انکه به بالاترین مقام این مملکت آشکارا طعنه می زند و تاوان آنرا هم می پردازد ، یا آنکه در یک جمله کوتاهش هزار بار مجیز او می گوید . کوچکزاده تو … ، اما چه کنیم که آیین روزگار کج مدار براین است که زبونانی چون تو چند صباحی بر مسند نشینند و از آن کام گیرند .
گفته ای :شنیده بودم آقای حسین محمدی از کسانی است که در حد لیاقتش مورد اعتماد رهبر عزیز است و اکنون با این نقلی که تو کردی و با شناختی که از تو با وقایع این روزها در حد کمال یافته ام، رهبرم را به واسطه این درایت و هوشیاری در انتخاب اطرافیانش ستایش می کنم و به تو اطمینان می دهم آنچه برسرت آمده و می آید و خواهد آمد، جز ناشی از خصلت خود بزرگ بینی و بینش شرک آلودت نیست و خدای خامنهای هم شرک را از بزرگترین گناهان برشمرده و امیدی نداشته باش که با این خصلتها در آن درگاه نیز تحفه ای نثارت کنند!
می گویم : آری حق با شماست ، آنانکه اطاعت خلق را جایگزین تبعیت از خالق می کنند کسانی که حکومت طاغوت را بجای حاکمیت الله بر می گزینند ، جز این نمی توانند ببیینند ، با این رویکرد جملات سخیف شما قابل درک است .
گفته ای :آقای نوری زاد! من و بسیاری از همفکرانم بارها و در مجالس و جشنواره ها و محافل مختلف تو را در محاصره انبوهی از آدمهای… دیده ایم که حقیقتا با ترکیب و چهره های رنگ آمیزی شده و اطوارهای غربزده و روشنفکرانه ای که در اطرافت می دیدیم، رغبت نکرده ایم جلو آمده و حرفهایمان را در مورد نوشته ها و سرالا و فیلمهایت برایت بازگو کنیم، با این وصف آیا به ما هم حق می دهی که ادعا کنیم که این تویی که در محاصره خودخواسته ات در میان هوسبازان و اوهامی که به تو القا کرده اند، نه تنها از دیدن افق آرزوها بلکه از دیدن خواست فعلی مردم نیز که از تفسیر بی نیاز است، بازمانده ای؟!
می گویم : نوریزاد سالها خود در میان تو و همفکرانت زیسته ، خوب شما و منطق شما را می شناسد ، اگر در کیهان و کیهانیان همان همراهان و رفقای گرمابه و گلستانان ذره ای از عقل وجود داشت ، حداقل برای حفظ جایگاه رهبری که به نفاق از آن دم می زنید آنقدر احمقانه عمل نمی کردید که تظاهرات آرام و مردمی علیه نتیجه انتخابات به سمت دیگری برود . شعارهای حماسه ی 25 خرداد کجا و اهداف فعلی جنبش سبز به دلیل عملکرد نابخردانه ی شمایان کجا ؟ اگر نماینده منتصب نبودی ، اگر از افکار موجود در جامعه اندکی اطلاع داشتی اگربه خواست فعلی مردم واقف بودی شاید حفظ موقعیت تو را به اندک تاملی وا می داشت ؟ راستی اگر از وفاداری خلق به نظامتان مطمئن هستید ، برای راهپیمایی 25 خرداد مجوز صادر کنید ، آنوقت صحت گفته های شما یا نوری زاد به عینه محک خواهد خورد .
گفته ای :خامنهای خلف صالح خمینی است که می گفت:
قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینى یکه وتنها هم بماند، به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستى است، ادامه مىدهد و به یارى خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنههاى مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانى که به ستم و ظلم خویشتن اصرار مىنمایند سلب خواهد کرد
می گویم : اگر کمی به این کلام گهر بارعنایت می کردی در می یافتی که خطاب امام در این سخن ابرقدرتهای مستکبر و اصحاب تحجر است نه خلق خویش ، براستی فکر می کنید حضرت امام از این فرموده ی خویش این معنا را اراده داشته اند که با استعانت از بسیجیان تسمه از گرده خلق خواهند کشید ؟ از شما و چنین استفاده ای از این مقال بعید نیست .
گفته ای :آری همانطور که برای آن روح خدایی چه آن زمان که در غربت تبعید بود و چه آنگاه که در اوج محبوبیت در چشم وقلب مردم قرار داشت، چیزی جز عمل به تکلیف الهی مطرح نبود، خلف صالح او خامنهای نیز علیرغم آنکه بسیجیان جهان اسلام و پابرهنگان مغضوب دیکتاتورها بارها با جان و هستی خویش وفاداریشان را به شخص او و آرمانهای والایش اعلام نموده و با فداکاری و ایثار و بذل جان اثبات کرده اند که اهل کوفه نیستند، چیزی جز عمل به تکلیف الهی در سر ندارد .
می گویم : آیا سرکوب خلق ، شکنجه و زندان و اعتراف از سر اجبار ، اعدام به علت برداشتن یک سنگ با برچسب محاربه ، کشتار و درنده خویی ، عدم جواز نوحه سرایی به بازماندگان ، گروکشی از زنده ومرده و بسیار افعال درخشان این روز گار سربازان گمنام امام زمان همان تکلیف شرعی مورد رضایت حق است ، آیا آنانی که دل در گرو منصب و جاه ومقام بوده و تنها برخورداران از بیت المال مسلمین می باشند بسیجیند و خانوده شهید بهشتی ،مطهری ، همت ، باکری و حتی بیت امام اهل کوفه اند . وای از این رسم چرخ بد کردار
گفته ای :آری امروز خامنهای بر کشوری رهبری می کند که مردمش به لطف و عنایت حق تعالی از دست فتنه گران و بازی خوردگان داخلی استکبار جهانی رفته اند و در آغوش اسلام ناب محمدی (ص) پناه گرفته اند، به همین جهت است که سران داخلی فتنه، ریاکارانه و منافقانه برای جلب یکی دو نفر هم که شده، به دیدار خانواده تو می روند. شک نکن اینها اصحاب شیطانند و من دعا می کنم خانواده ات از شر آنها در امان بمانند؛ اگر تو فرصتی برایشان بگذاری!
می گویم : امروز چه آشکار می توان غربت حسین ابن علی در صحرای کربلا را دریافت ، آنروز مردمی خروج فرزند پیامبر را علیه خلیفه ی مسلمین بانگ می زدند که خود از دین هیچ نمی دانستند و در سر جز ملک ری نداشتند و امروز آنانکه تمام عمر خون به دل پیر و مرادمان کردند ، همانان که او اسلامشان را اسلام آمریکایی می نامید منادی اسلام ناب شده اند و فرزندان روح الله را زیر سم ستوران خود له می کنند . اصحاب تحجر و حلقه ی مصباح مصلح گشته و مردان خط امامی اصحاب فتنه و شیطان . وای وای از این همه نامردمی
گفته ای :آقای نوری زاد! من اطلاع دقیق دارم که زندانیان در حبس با امکانات گوناگون رسانه ای از اخبار بیرون مطلعند و سخت متعجبم که تو چرا با استفاده از عباراتی مثل (نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است.) درصددی به دروغ شرایطی را که در آن به سر می بری، بر خلاف واقع جلوه دهی. خدا کند خودت باور نکنی که خیلی اهل استقامت در برابر ناملایمات هستی! اما بهدنبال القای این دروغ، مشاوران رهبری را بهدلیل نامگذاری این سال، غیرصادق و ناکارآمد برشمرده ای و اینگونه ادامه داده ای که:
(من و همه، من و همه، من و همه آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم میشدید.) بهراستی چرا فکر می کنی اگر تو ترجیح می دهی امسال سال آشتی ملی نامیده می شد، همه، تاکید میکنم همه هم با این ترجیح تو موافقند. بوی تعفن خودبینی و خود بزرگ بینی به مشامت نمی رسد؟!
می گویم : اطلاعات شما مانند رفیق شفیقتان جناب بروجردی به روز است ولی مشکل در نفس شمایان است ، اگر سری به خانه ی عرب سرخی و تاجزاده و رمضان راده و … نزده اید به سایت دکتر خزعلی سری بزنید و بخوانید که وضعیت سلولهای اوین نه کهریزک و بندهای غیر متمرکز چگونه اند . اما اینکه نوری زاد تمنای نامیدن سال به آشتی ملی دارد و شما از آن بوی تعفن خودبزرگ بینی استشمام کردیده اید باور کنید به این دلیل است که آنکه در بازار دباغان عمر سپر کرده جز بوی عفن فهم نمی تواند کرد . راستی جز اهل حمق و یاران تنازع چه کسی آشتی ملی را خوش ندارد ؟
گفته ای :از یک نشانه دیگر از خودبینی در نوشته ات از روز روشن تر است، سخن خود را تلخ ولی صادقانه انگاشتن و مدعی چاپلوسی مابقی اطرافیان شدن را چرا باید خوانندگان نامه تو بپذیرند؟ چون تو ادعا می کنی! آقای نوری زاد! البته اعتراف می کنم سخنانت تلخ است نه از این جهت که حقیقتی را در مورد اطرافیان رهبری اثبات کردی بلکه از این جهت که منویات درونی و خصلتهای خودت را بروز دادی و انسان تاسف می خورد از اینکه تا چه حد یک انسان می تواند اسیر بافته های ذهن خود شود و خودبینی و خودخواهی او را از حقیقت مشهود دور سازد! خدا را شاکرم که رهبری سخن امثال تو را بر مشورتهای افراد لایق ترجیح نداد ه است.
می گویم : این سخن نوری زاد که فرموده است “رهبر گرامی، میدانم سخنان ناگوار من چه بسا تلخ و آشوبنده باشد. اما بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانهی کسانی که شما را احاطه کرده اند، ترجیح دهید.” ترجمان کلام مولای متقیان است ، تو چگونه نصایح یک فرد را که سرانجام پند دادنش را خوب می داند نشان از منویات درونی ناسالم او گرفته ای و جملات سراسرحاوی تملق و چاپلوسی خویش را آیت نفس مطمئنه انگاشته ای .امام راحل نصیحت کودکی خردسال را برای خویش سرمایه ی هدایت محسوب نمود ، آیا نقادی امثال نوری زاد در حد پند آن کودک هم نیست ؟ کوچکزاده چطور است که وقتی رهبری مشاورت از امثال شما می گیرد موجب تفرعن شما نمی گردد و تازه باید بر آن سجده ی شکر نمود ولی اگر خاتمی و کروبی و موسوی کلامی از سر خیر خواهی بگویند مایه ی خود بینی و خودخواهی می گردد ؟ راستی توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند ؟
گفته ای :آقای نوری زاد! از روز روشنتر است که اگر مردم، این نظام مقدس را که رهبری اساسی ترین رکن آن است، نخواهند، با اینهمه دشمنی که قلدران و زورمداران و زراندوزان عالم در داخل و خارج علیه آن می کنند، یک روز هم دوام نخواهد آورد و اگر طی ۳۰ سال این نظام نه تنها پابرجا مانده بلکه بسیاری از مردم جهان را نیز حامی و دوستدار خود نموده، دقیقا بهخاطر خواست مردم و بسیجیان و محرومان و پابرهنگان مغضوب دیکتاتورها بوده است. آقای نوری زاد! امیدوارم حبس، اندکی تو را از خودخواهی و فضای ذهنی که بزک کردهها و روشنفکران هواپرست غربزده اطرافت برایت ساخته اند، بیرون آورد تا اینهمه حقیقت واضح را وارونه نبینی.
می گویم: …به قول طلبه ها حفظت شیئا و عابت عنک الاشیا ء . نوری زاد این کلام را با تمام جان فریاد می دارد با این فرق که او به خوبی دریافته است که جامعه ی ما، در جوار یک انفجار بزرگ است. دیگ جوشانیست که ما به خاطر آزار از خروج پرسروصدای بخار آن، چوب کبریتی در سوپاپ آن فرو کرده ایم. و برای اثبات این امر بدیهی از رهبری می خواهد که به یک آزمون خیالی تن در دهند. می گوید به دو کشور ایران و مثلاً سوئد یا کانادا یا حتی مالزی اعلام میکنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک روز پلیس و بسیج و اسلحهای بر سر نخواهند داشت و آزادند که هرچه میخواهند انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور میکنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگرچطور؟ و من به این اضافه می کنم اگر گمان دارید که محقید مجوز یک راهپیمایی در کویر لوت بدهید ، باور کنید این حداقل سوپاپ اطمینانی برای آین رژیم از مردم بریده است .
در پایان این جوابیه اعلام می کنم که با اراده هتاکی کرده ام و مانند شما منافقانه تمنای دوستیتان را ندارم ، تنها آیات سوره ی بقره را که بخوبی سیمای امثال تو را نمایان می کند برایت می نگارم ، شاید که دل زنگار گرفته ات به سوی خداوند رحمان هدایت یابد ؟ هر چند که مثلهم کمثل الذی استوقد نارا فلما اضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم و ترکهم فی ظلمات لا یبصرون . صم بکم فهم لا یرجعون .
صبر و استقامت تا صبح ظفر
اقای کوچک زاده اگه زد و بندهای شورای نگهبان و رد صلاحیت گسترده عزیزان ایران نبود شما نماینده مردم نبودید
اقای کوچک زاده شما نماینده شورای نگهبان هستید نه مردم پس سکوت کنید و اینقدر توهم نبافید
یک موضوع جالب بین این دو نام یعنی نوری زاده و کوچک زاده هست :
وقتی به گفتار و نوشتار و ادبیات هر دو دقت کنید متوجه میشودی که اصلاً هم تصادفی نیست !!
اگر یکی دو سال صبر کنیم همین آقای کوچک زاده هم در صورتی که وقت داشته باشد که چند تا کتاب علوم سیاسی و اجتماعی بخواند مثل همین نوری زاد به غلط بودن راه و روش خودش پی خوادد برد و به سوی ملت بر خواهد گشت. خودِ او اگر برنگردد بچه هایش چونکه تحصیل می کنند و کتاب می خوانند به سوی ملت خواهند آمد. جنبش سبز یک غربالی است که یبلبل بلبله و یغربل غربله می کند. صبر کنید تا دو سال دیگر …..
واقعا که کافر همه را به کيش خود پندارد!!! اين کوچک زاد هر چه لايق خودش است به انسان والايي چون نوري زاد عزيز نسبت داده است.
وقتی نگارش نوریزاد رو با این …مقایسه میکنی، به وسعت روح و منش هر کدام به خوبی میشود پی برد،کاش در پاسخ همه نامهها همینطور پیش قدم میشدند و پاسخ میدادند ،چطور وقتی از کهریزک و ترور ،یا کشتن و حمله و تجاوز و غارت مردم مینویسند ،هیچکس پاسخگو نیست ،همه میگویند یا خبر نداریم یا در حوزه مسئولیت ما نیست، ولی اینجا که باید رهبر پاسخگو باشند،هزار رنگها سر بر میآورند و پاسخ گو میشوند،متنی که نوری زاد نوشته ،انگار از روحی پاک و زلال برمیخیزه، و متنی که کوچک زاده نوشت به …. میمونه که با نوشتن این نامه میخواهند جیره و مواجب ماهانشون رو بیشتر چرب کنند،با اومدن این دولت پرورش …چاپلوسان و ظاهر فریبان خیلی رونق گرفته و صحبت و نامه نگاری به شیوه جاهلان و مداحی زیردستان برای بالا دستانشان راهیست میان بر تا کوچک زادهها بتوانند جایگاه نمایندگان و بزرگان ملت را تصاحب کنند،راستی مولا علی چه یارانی داشت، و چه کارگزارانی … واقعاً بر تنهایی رهبر باید گریست، چه دردی میکشد رهبر که هرچه … است جانبدار و مداح اوست.
کوچک زاده جان می خوای بری کجا……………………..؟
بعضی وقتا بعضی بعضی حرفا اینقدر بی سر وته و بی ربطه که آدم نمی دونه چی بگه. راستی … جواب منطقی هم داره. اکثر طرفداران دولت حرفهایی می زنند که از بس بی ربطه که ادم نمی دونه چه جوابی باید بده بعد هم میگن : بیبینید اینا منطق ندارند………
قسمت آخرش که میگه «من هم با لحنی مشابه خودت برات دارم نامه مینویسم» جالبه. یکی محترمانهترین نامهٔ ممکن رو نوشته، اونیکی فحشنامه. بعد میگه با لحنی مثل لحن خودت!
kooochak zade … az in harfas ke bekhad takzib kone ya taeed kone
vali baz az site kaleme baraye azadie bayan tashakkor mikonam
koochak zade
akhe nefrine mardom be goftane in eftezahat nemiarze
unrooz nazdike
cheghadr to bisharmi
dariiiin riiiisheye nezame eslamie maro az tah mizanin
delsoozani mese mir hosseino migin zedde enghelab
to ke eddeaye fazl mikoni chera lahne sohbatet eyne ….
سلام اینکه سایت رجانیوز این نامه را حذف کرده به دلیل نامه آقای کوچک زاده نبوده به دلیل نامه آقای نوری زاد بوده و بعضی گفته ها که در آن بوده من جدا به حال مملکتی که نمایندش کوچک زاده باشه تاسف می خورم
استاد محترم آقای کوچکزاده شما یک بار دیگر نامه خود را بخوانید ببینید به جز توهین و افترا چیز دیگری گفتید آخه مگر شما چیز دیگری در زندگی یاد نگرفتید که فقط توهین و تهمت می زنید
به نظر خیلی ها نامه آقای نوری زاد شاید بیش از اندازه هم چاپلوسانه باشد
آقای محترم شما هستید که به خاطر منافع مادی خودتان و استفاده از رانت یک آدم غیر معصوم را معصوم جلوه می دهید
رهبری نیاز به دشمن ندارد شما و امثال شما دشمن ایشان هستید که راست را دروغ و دروغ را راست جلوه می دهید ارتباط ایشان با مردم هم از طریق شماها هست .
در دیدارها افراد را دست چین می کنند. من در سفر ایشان به شهر خودمان با وجود اینکه یک دبیر بودم نگذاشتند نزدیک ایشان شوم وحرفم را بزنم .
کسانی که می خواستند نزدیک شوند چنان مشتو لگدی نصیبشان می شد که دنده و سرو گردنشان می شکست
پس تنها راه ارتباطی با مردم برای ایشان کسانی مثل شما هستند که می خواهند قبای برای خود بدوزند
من امیدوارم در روز محشر شما را ببینم و از احوال شما با خبر شوم گر چه می دانم در قیامت با شما نیستم چون یک معلم ساده هستم و حتما به بهشت میروم و شما مطمئن هستم در جهنمید و ذرهای شک ندارم در این موضوع!
حالا اگر به جز فحش دادن حرف دیگری بلدید جواب آقای نوریزاد را بدهید!!!!!!!!!!! البته اگر منفعتان اجازه داد جناب کوچکزاده!!!!!!!!
افق دید خود را باز کنید موکل هاتون نا امید نکنید شاید یک آدم با فهم و کمال به هر دلیلی (فامیل بوده ، تو رودرواسی گیر کرده، دوستتون بوده و…..)به شما رای داده نگذارید از غصه و ناامیدی بمیره که به شما رای داده
امید وارم تا ادب یاد نگرفتید دهن خودتونو باز نکنید.
خدا را شکر که این نامه را گذاشتید !! اکنون معنی واقعی (( ادب مرد به ز دولت اوست )) را میفهمم !
اکنون هرچه طرفداران استبداد… بیشتر حرف میزنند ، بیشتر میفهمییم که حرکتمان صحیح و بر حق است.
از ایشون که با کمتر از 300 هزارتا رای خودشو یهو تو پارلمان دیده و وکیل مردم تهران میدونه همین نگاه هم انتظار میره.
بیخیال اصلا!!! بذارین منتظر جواب بمونه… آخه اصلا محلی از اعراب نداره.
خدارحمت كند مرحوم توسلي را كه گفت :كاربه دست كوچك ها وكوچك زاده ها افتاده است
درود بر رهبر معظم انقلاب.
مگر اساتید دانشگاه های تهران و تربیت مدرس نامه خدمت آقا ننوشتند، پس چرا آنها در زندان نیستند؟
پس قطعا آقای نوری زاده به خاطر یک نامه در زندان نیستند و گرنه الان اوین باید پر از اساتید دانشگاه تهران و تربیت مدرس باشد!
کوچک زاده جون، یه بچه دبستانی هم نامه رو میخوند میفهمید که این “نمیدانم چرا” به جمله بعدی برمیگرده .
سلام.
1- آقای نوریزاد، خوشحال باش که مخالفانت این چنین در … مطلق به سر می برند.
2- آقای کوچک زاده، اصلا کی با تو بود خودتو میندازی وسط؟
3- آقای کوچک زاده، مثل شما، مثل مورچه ای هستش که روی خشتی از یک بنای بزرگ راه می ره. هنوز بزرگی خشت واسه تو گیج کننده است، ادعای درک بزرگی بنا رو نداشته باش.
4- آقای نوریزاد، ما همه تو زندگی تلاش می کنیم به اون آرامش قلبی شما برسیم. خوش به حال شما.
تا توانستم اشک ریختم.ایام فاطمیه است. واگذار میشن به حضرت زهرا.هتاکی که هنر نیست.کوچک زاده و امثال هم ببینند ما حزب اللهی ها سوال داریم. و ایستادیم.
به یزدان گر ما خرد داشتیم- کجا چنین شرنوشت بد داشتیم اقای کوچک زاده واقعا بی خرد هستی و حرفهایت نشان چاپلوسی توست
باید خوشحال باشیم که … همگی اینقدر نادانند. لازم است از آقای کوچک زاده سپاسی دوباره کرده باشیم بابت این نامه. واقعا وسط خال را نشانه گرفته اند و بر محبوبیت نوری زاد افزوده اند.
لا یقاس بال محمد صلی الله علیه و آله من هذه الامه احد، و لا یسوی بهم من جرت نعمتهم علیه ابدا: هم اساس الدین، و عماد الیقین. الیهم یفی ء الغالی، و بهم یلحق التالی و لهم خصائص حق الولایُه، و فیهم الوصیه و الوراثه
كسی كه از این امت را با آل محمد صلی الله علیه و آله مقایسه نتوان كرد و كسانی كه ریزه خوار نعمت آل محمدند، با آن ها برابر نخواهند بود، آنان اساس دینند و اركان یقین، غلو كننده به سوی آنان باز گردد و عقب مانده باید به آنان ملحق شود. ویژگی های ولایت از آنان است و وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و وراثت او در میان آنان است
نهج البلاغه، خطبه دو
حال این فرمایش مولا علی کجا …. کجا؟!
اقاي كوچك زاده اين شعر براي جنابعالي مناسب مي باشد چه خوش بود گر محك تجربه ايد به ميان تا سيه روي شود ان كه در او غش باشد . پاچه خواري هم حد و اندازه دارد . اقاي نوريزاد براي كسي نامه نوشت كه بالغ و عاقل مي باشد و نيازي به قيم و سرپرست ندارد
این جمله از نظر دستوری غلط است که
« کمترین علاقهمند خمینی و خامنهای مهدی کوچکزاده »
باید بعد از کلمه کمترین علامت ویرگول ( ،) می گذاشت تا خلط مطلب نمی شد، جمله زیر درست است
« کمترین ، علاقهمند خمینی و خامنهای مهدی کوچکزاده »
اگه میتونست که میر حسین و کروبی و خاتمی ر وهم زندانی می کرد
این نامه و جوابیه آن نمایانگر تمام عیار دو تفکر حاکم بر ایران است…
نمیدونم باید باید بگم خاک بر سر ما ملت که اجازه دادیم امثال این وکیل ملت بشن ، یا بگم متاسفم برای اون که نمیدونه وکیل ملت بزرگی که پر افتخارترین سابقه تاریخی دنیا رو داره…. به امید روزی که دوباره ایران و ایرانی سرور دنیا بشن…
بعد از خواندن این نامه ساد شعر معروفی افتادم که احتمالا همه شما آن را شنیده اید
خطاب به آقای کوچک زاده عرض میکنم
این دغل دوستان که میبینی / مگسانند گــرد شیـــرینی
میدانم که میدانی غلط میگویی جناب کوچک زاده
امیدوارم پس از این دیگر اینچنین حرفهایی بر زبان نرانی
خداوند میر حسینم را در پناه خود محفوظ دارد. انشا الله
كشوري با 5000 هزار سال تاريخ و3000هزار سال تاريخ مدون براي بزرگي و ازادگي بشريت متاسفانه بايد اسير … همچون اقاي كوچك و…
زنده باد ايرن
اگر قرار نیست در جبهه حق یا باطل باشی هر جا دوست داری باش چه به نماز ایستاده باشی چه به خوردن شراب نشسته باشی هر دو یکیست (دکتر شریعتی) زنده باد جنبش سبز
وقتی دین آلوده به سیاست می شه . وقتی دین ابزار دست کوچک مردان برای جلب توجه می شه . می سوزم .شرافت را به چه می فروشی ؟ متاسفم نماینده متاسفم .شرم بر تو . ننگ بر تو
امثال کوچک زده را به حال خود واگذارید که فقط فرصت خودنمایی یافته اند.
خداوند به جنبش سبز لطف کرده و طرف مقابلش رو امثال این کوچک زاده ها قرارداده.
امثال گوچک زاده برای این نظام و مردم افتند.
نمیدونم نظر من چه مشکلی داشت که منتشر نکردید..
==
کلمه: نظر شما منتشر شد. با توجه به حجم بالای نظرات درباره این مطلب انتشار برخی نظرات با کندی صورت گرفت.
آقای کوچک زده به خدا پناه ببر از هوای نفس
سبزها پیروزند.