رجانیوز حذف کرد کلمه منتشر می کند؛پاسخ سرگشاده کوچک زاده به نامه نوری زاد به رهبری
چکیده :«مهدی کوچک زاده» نماینده حامی دولت در مجلس شورای اسلامی بعد از انتشار نامه چهارم «محمد نوری زاد» به رهبری که در زندان اوین نگاشته شده بود پاسخی به این نامه نوشت و در اختیار سایت رجا نیوز قرار داد . این سایت ساعتی پس از انتشار پاسخ کوچک زاده آن را از سایت خود حذف کرد. البته در مدت کوتاهی که از انتشار این مطلب تا قبل از حذف آن می گذشت چند سایت کم بیننده حامی دولت نسخه ای از آن را به نقل از رجا نیوز منتشر کردند.«کلمه» در راستای گردش آزاد اطلاعات این نامه را منتشر می...
کلمه: «مهدی کوچک زاده» نماینده حامی دولت در مجلس شورای اسلامی بعد از انتشار نامه چهارم «محمد نوری زاد» به رهبری که در زندان اوین نگاشته شده بود پاسخی به این نامه نوشت و در اختیار سایت رجا نیوز قرار داد . این سایت ساعتی پس از انتشار پاسخ کوچک زاده آن را از سایت خود حذف کرد. البته در مدت کوتاهی که از انتشار این مطلب تا قبل از حذف آن می گذشت چند سایت کم بیننده حامی دولت نسخه ای از آن را به نقل از رجا نیوز منتشر کردند.
خبر مورد نظر در تاریخ 7 اردیبهشت با تیتر «پاسخ سرگشاده کوچکزاده در واکنش به نامه نوریزاد به رهبر انقلاب : امیدوارم حبس تو را از خودخواهی بیرون آورد تا حقیقت را وارونه نبینی» منتشر شد که با وارد کردن لینک مربوطه با چنین صفحه ای مواجه می شویم:

«کلمه» در راستای گردش آزاد اطلاعات و ازآنجا که دانستن را حق مردم می داند و نیز قایل شدن این حق برای آَقای کوچک زاده که مردم با نظراتشان و نوع نگاهشان به امور آشنا شوند متن پاسخ ایشان به نامه ی اقای نوری زاد را که در اختیار رجا نیوز قرار داده بودند عینا منتشر می کند:
به نام خالق آزادی
سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران
این روزها، نزدیک به چهار ماه است که به خاطر نگارش نامه به حضرتعالی در زندانم.
آقای نوری زاد! به نظر خودت به دلیل نگارش نامه زندانی هستی، ولی آنها که تو را زندانی کرده اند دلایل دیگری دارند و من هم حرف آنها را صادقانه تر از تو می یابم چرا که این روزها شاهد نگارش چند نامه دیگر هم به رهبری هستیم که نویسندگان آنها زندانی نشده اند! پس به من حق بده ادعای تو را مبنی بر زندانی بودن به خاطر نگارش نامه به رهبری نپذیرم.
شصت وهشت روز از این مدت را در زندان انفرادی به سربرده ام. توسط بازجوهای خود مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفته ام. درهمهی این احوال، از جنابعالی به عنوان رهبری فهیم و آگاه اسم برده ام.
اگر در مورد 68 روز انفرادی بودن و توسط بازجوها مورد ضرب و شتم قرار گرفتن راست بگویی که زندانیان تندتر و بیمنطقتر از تو در ماجراهای این روزها آن را انکار می کنند، تازه جای این سوال باقی است که مگر قرار بوده و هست که آگاهی و فهیم بودن رهبر انقلاب با رفتار برخی ماموران زندان تغییر و تحول یابد؟
که اگر قرار باشد تغییری در اوضاع کشور رخ دهد، این تغییر از ناحیهی شما بسیار شدنیتر و پایدارتر خواهد بود. من شخصاً امیدی به نقش آفرینی سایر افراد و دستگاههای کشور ندارم. شما را از نزدیک می شناسم. به روح بلند شما واقفم. شما نیز نیک و از نزدیک مرا میشناسید.در این ماههای زندان از آنچه در بیرون گذشت بی خبر بودم، اما در دیدار کوتاهی که فقط یکبار، گذرا، با خانوادهی خویش داشته ام، دانستم که در غیاب من آقای مهندس موسوی و حجج اسلام خاتمی و کروبی با خانوادهی من دیدار کرده اند. نمیدانم چرا,
گفته ای چرایی دیدار سران داخلی فتنه با خانواده ات را نمیدانی، با این همه ادعایی که در برخورد، فهم و تحلیل مسایل سیاسی داری، بعید می دانستم دلیل این دیدار را نتوانی ارزیابی کنی و تصور می کنم دوست داری خود را به نفهمیدن بزنی! وضعیتی که ریشه بخشی از مشکلاتی است که اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنی.
اما بسیار دوست میداشتم خود شما نیز با آن بزرگواری که از شما سراغ دارم، به دیدار خانواده ام قدم رنجه می فرمودید، به آنها دلداری می دادید و به آنان می فرمودید که: فلانی -نوری زاد- درست در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونیاش، با نوشته هایش، برای منِ رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میان آمد و از من سخت جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بیسواد و بی ادب و تندخو به ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخترین شکل ممکن به ورطهی تهدید و تحقیر و ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمیشود که منِ رهبر قدر زحمت های پیشین او را ندانم و به خانواده اش سر نزنم. یا اگر خود به دیدار آنان نروم، نماینده ام را نیز به این منظور به سراغشان نفرستم.
ادعا کرده ای که در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونیات، با نوشته هایت، برای رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بود، به میان آمدی و از ایشان سخت جانبداری کردی.
راستی نکند دلیل دیدار سران داخلی فتنه با خانوادهات همین جانبداری ادعاییات از رهبر در شرایط بحرانی باشد! آخر اینها خیلی به رهبری و هرکس به او وفادار باشد علاقهمندند! راستش را بخواهی من یقین کرده ام آدم اگر نماز را هم برای خدا نخواند، مستوجب عقوبت شرک است. تو هم با این همه استقامت و آزادگی که ادعا می کنی، حتما برای خدا و البته به خیال خودت به یاری و جانبداری از رهبر قلمی زده ای و با رانت و نمیدانم هزار رابطه دیگر سریالی بی سر و ته یا فیلمی ساخته ای و به صدا و سیما انداختهای و نان ونامش را برده ای، حالا چرا از رهبری طلبکاری؟!
رهبر گرامی، چشم انتظاری خانوادهی من، برای تماشای جمال مبارک شما و رویت نمایندهی شما به جایی نرسید. لابد؛ در این گردونه، آدمها، تاریخ مصرف دارند. که اگر به سر رسیدند، مثل دستمال آلوده، باید به دور انداخته شوند.
آقای نوری زاد! راستش از خدا پنهان نیست، از تو چرا پنهان بماند که این فراز طعنه آمیز نامهات به رهبری که به قول خودت فهیم و آگاه است را که خواندم، نفاق و دو رویی تمام قد در برابرم مجسم شد و از خود پرسیدم برای مثل تویی اگر روزی به اندازه دستمال آلوده هم ارزش قایل بوده اند، چه هزینه هنگفتی داده اند البته از آنجا که خداوند به بندگانش علم غیب نداده تا درون و نیت افراد را ببینند، حرجی نیست که در گذر ایام هر از گاهی خزف به جای لعل بنشیند!
اما گرایش من و امثال من به شما، گرایش به شخص خامنهای نبوده و نیست. ما، در جمال اندیشه های شما، افقهای گمشدهی آرزوهای شریف مردم خویش و مردم جهان را می دیدیم. یادم هست این اواخر، وقتی تلاش کردم به دیدار شما بیایم و آقای حسین محمدی -از دفتر شما- ماهها مرا به امروز و فردا وعده می داد، در نامه ای به او نوشتم: من از خود خامنهای، به خدای خامنهای پناه می برم! و دیگر سراغی از شما نگرفتم. و شما نیز!
شنیده بودم آقای حسین محمدی از کسانی است که در حد لیاقتش مورد اعتماد رهبر عزیز است و اکنون با این نقلی که تو کردی و با شناختی که از تو با وقایع این روزها در حد کمال یافته ام، رهبرم را به واسطه این درایت و هوشیاری در انتخاب اطرافیانش ستایش می کنم و به تو اطمینان می دهم آنچه برسرت آمده و می آید و خواهد آمد، جز ناشی از خصلت خود بزرگ بینی و بینش شرک آلودت نیست و خدای خامنهای هم شرک را از بزرگترین گناهان برشمرده و امیدی نداشته باش که با این خصلتها در آن درگاه نیز تحفه ای نثارت کنند!
چرا که دانستم شما از محاصرهی آدمهای جاهل، از تماشای افق آرزوهای مردم باز مانده اید
آقای نوری زاد! من و بسیاری از همفکرانم بارها و در مجالس و جشنواره ها و محافل مختلف تو را در محاصره انبوهی از آدمهای… دیده ایم که حقیقتا با ترکیب و چهره های رنگ آمیزی شده و اطوارهای غربزده و روشنفکرانه ای که در اطرافت می دیدیم، رغبت نکرده ایم جلو آمده و حرفهایمان را در مورد نوشته ها و سریال و فیلمهایت برایت بازگو کنیم، با این وصف آیا به ما هم حق می دهی که ادعا کنیم که این تویی که در محاصره خودخواسته ات در میان هوسبازان و اوهامی که به تو القا کرده اند، نه تنها از دیدن افق آرزوها بلکه از دیدن خواست فعلی مردم نیز که از تفسیر بی نیاز است، بازمانده ای؟!
من میخواستم در آن ملاقاتهای احتمالی، همین نگرانیها را با شما بگویم. اما گویا محاصره کنندگان شما از صراحت سخن من و از اندیشهی من آگاه بودند. همین آقای حسین محمدی، بعد از دیدار اعضای انجمن قلم با حضرتعالی، که حقیر نیز یکی از آنان بود، به من گفت: آقای نوری زاد، من، قربة الی الله از شما میترسم. ترس او، از همان نشست پا گرفته بود که من، بی ملاحظه راجع به اعتیاد گسترده مردم و جوانان به مواد مخدر و آشوبی که در ساختار اجتماعی شهرهای کوچک و بزرگمان درافتاده، به آشنا سخن گفتم.
آه و وای از این من!
اکنون اما چرا از زندان برای شما نامه مینویسم؟ برای اینکه هنوز ناباورانه، به شما، آری به شخص شما، امید بسته ام. باورم بر این است که: شما مگر برای این انشقاق بزرگ مردمان چاره ای بیندیشید. شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نمیبینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست. مبادا من و شما را ازدحام مردمی که به استقبال یک مسئول و یا خود جنابعالی می آیند، بفریبد. شما اگر به دیگر افراد مشهور هم اجازه ی سخنرانی و حضور در کشورتان بدهید، غوغای مردمان ما فزونی خواهد گرفت. اجتماع فراوان این مردم، هیچگاه قابل استناد نبوده و نیست(!) امروز شما بر کشوری رهبری می کنید که مردمش از دست رفته است. کشوری که در گردونهی چه کنمهای بسیاری گرفتار است. کشوری که اتحاد و یکپارچگیاش، به دست خود شما و اطرافیان شما، به حاشیه رفته است و نگرشی قلیل و تنگ به میدان آمده.
آقای نوری زاد! از نگاه تنگ و خودخواهانه و آلوده به حسادتت دامنه مقبولیت رهبری را به بحث سخیف حداقل و حداکثر کشانده ای و نتیجه گرفته ای که رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست! معلوم شد نفهمیدی که خامنهای خلف صالح خمینی است که می گفت:
قدرتها و ابرقدرتها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمينى يكه وتنها هم بماند، به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بت پرستى است، ادامه مىدهد و به يارى خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنههاى مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگانى كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مىنمايند سلب خواهد كرد (صحيفه امام، ج20، ص: 319)
آری همانطور که برای آن روح خدایی چه آن زمان که در غربت تبعید بود و چه آنگاه که در اوج محبوبیت در چشم وقلب مردم قرار داشت، چیزی جز عمل به تکلیف الهی مطرح نبود، خلف صالح او خامنهای نیز علیرغم آنکه بسیجیان جهان اسلام و پابرهنگان مغضوب دیکتاتورها بارها با جان و هستی خویش وفاداریشان را به شخص او و آرمانهای والایش اعلام نموده و با فداکاری و ایثار و بذل جان اثبات کرده اند که اهل کوفه نیستند، چیزی جز عمل به تکلیف الهی در سر ندارد و همین ویژگی است که مجاهدانی بزرگ چون سید حسن نصرالله را به خضوع در مقابل این مرد بزرگ وا می دارد. آری امروز خامنهای بر کشوری رهبری می کند که مردمش به لطف و عنایت حق تعالی از دست فتنه گران و بازی خوردگان داخلی استکبار جهانی رفته اند و در آغوش اسلام ناب محمدی (ص) پناه گرفته اند، به همین جهت است که سران داخلی فتنه، ریاکارانه و منافقانه برای جلب یکی دو نفر هم که شده، به دیدار خانواده تو می روند. شک نکن اینها اصحاب شیطانند و من دعا می کنم خانواده ات از شر آنها در امان بمانند؛ اگر تو فرصتی برایشان بگذاری!
نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است. این نامگذاری، نشان میدهد که بعضاً مشاوران شما، افراد صادق و کارآمدی نیستند. من و همه، آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم میشدید.اگر کوشش و تلاش برای شما مهم است، از انرژی آن در آشتی ملی باید بهره ببرید.
آقای نوری زاد! من اطلاع دقیق دارم که زندانیان در حبس با امکانات گوناگون رسانه ای از اخبار بیرون مطلعند و سخت متعجبم که تو چرا با استفاده از عباراتی مثل (نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است.) درصددی به دروغ شرایطی را که در آن به سر می بری، بر خلاف واقع جلوه دهی. خدا کند خودت باور نکنی که خیلی اهل استقامت در برابر ناملایمات هستی! اما بهدنبال القای این دروغ، مشاوران رهبری را بهدلیل نامگذاری این سال، غیرصادق و ناکارآمد برشمرده ای و اینگونه ادامه داده ای که:
(من و همه، من و همه، من و همه آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم میشدید.) بهراستی چرا فکر می کنی اگر تو ترجیح می دهی امسال سال آشتی ملی نامیده می شد، همه، تاکید میکنم همه هم با این ترجیح تو موافقند. بوی تعفن خودبینی و خود بزرگ بینی به مشامت نمی رسد؟!
رهبر گرامی، میدانم سخنان ناگوار من چه بسا تلخ و آشوبنده باشد. اما بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانهی کسانی که شما را احاطه کرده اند، ترجیح دهید.
باز یک نشانه دیگر از خودبینی در نوشته ات از روز روشن تر است، سخن خود را تلخ ولی صادقانه انگاشتن و مدعی چاپلوسی مابقی اطرافیان شدن را چرا باید خوانندگان نامه تو بپذیرند؟ چون تو ادعا می کنی! آقای نوری زاد! البته اعتراف می کنم سخنانت تلخ است نه از این جهت که حقیقتی را در مورد اطرافیان رهبری اثبات کردی بلکه از این جهت که منویات درونی و خصلتهای خودت را بروز دادی و انسان تاسف می خورد از اینکه تا چه حد یک انسان می تواند اسیر بافته های ذهن خود شود و خودبینی و خودخواهی او را از حقیقت مشهود دور سازد! خدا را شاکرم که رهبری سخن امثال تو را بر مشورتهای افراد لایق ترجیح نداد ه است.
جامعه ی ما، در جوار یک انفجار بزرگ است. دیگ جوشانیست که ما به خاطر آزار از خروج پرسروصدای بخار آن، چوب کبریتی در سوپاپ آن فرو کرده ایم. من با همهی اطمینانی که سابقاً در جانبداری از شما مینوشتم، اکنون نیز در جانبداری از شما مینویسم: ما، به روزهای پایانی فرصت آزمون خویش رسیده ایم. روزهایی که دست تقدیر، سنتهای ناب و حتمی خدای متعال، ما را از گردونهی امتحان به در می برد. امتحانی که در این 30 سال فرصت، جز خراش و خرابی با ما نبوده است. ما و شما؛ مردم خویش را از دست داده ایم. اگر سکوت و آرامشی در آنان میبینید به ضرب زور و اسلحه است. اگر باور ندارید به یک آزمون خیالی تن در دهید. به دو کشور ایران و مثلاً سوئد یا کانادا یا حتی مالزی اعلام میکنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک روز پلیس و بسیج و اسلحهای بر سر نخواهند داشت و آزادند که هرچه میخواهند انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور میکنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگرچطور؟ قصد من از این مقایسه، مجیزگویی از غرب یا سایر کشورها نیست. بلکه میخواهم به شکنندگی آرامش و سکوت دروغین جامعهی خویش اشاره کنم.
آقای نوری زاد! از روز روشنتر است که اگر مردم، این نظام مقدس را که رهبری اساسی ترین رکن آن است، نخواهند، با اینهمه دشمنی که قلدران و زورمداران و زراندوزان عالم در داخل و خارج علیه آن می کنند، یک روز هم دوام نخواهد آورد و اگر طی 30 سال این نظام نه تنها پابرجا مانده بلکه بسیاری از مردم جهان را نیز حامی و دوستدار خود نموده، دقیقا بهخاطر خواست مردم و بسیجیان و محرومان و پابرهنگان مغضوب دیکتاتورها بوده است. آقای نوری زاد! امیدوارم حبس، اندکی تو را از خودخواهی و فضای ذهنی که بزک کردهها و روشنفکران هواپرست غربزده اطرافت برایت ساخته اند، بیرون آورد تا اینهمه حقیقت واضح را وارونه نبینی.
رهبر عزیز! من و بسیاری، هنوز دوستدار شما و سرنوشت کشور خویشیم. به رهبری شما بر مقدرات کشور ایمان داریم. ما دوست داریم با رهبری شما به افقهای مبارک دست ببریم. اما شما ظاهراً این اشتیاق را طالب نیستید. بعضاً مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصرهی خود گرفته اند، به شما اطلاعات و آمار نادرست میدهند و از زبان شما، سخن غیرواقع برمی آورند. دوستانی همچون آقای شریعتمداری کیهان، که اطمینان دارم آنگاه که همه از اطراف شما پراکنده شدند و شما و او در یک جزیره تنهایی تنها ماندید، او درجانبداری غلیظ از شما، به مخالفت با خود شما برخواهد خواست!
در این پاراگراف که برای چندمین بار انگیزهات از نگارش نامه برملا شده (شاید ناخواسته) که همان بغض و کینه آلوده به حسادت نسبت به افرادی است که رهبری به دلیل لیاقتهایشان به برخی نظراتشان توجه می کنند، نکته جدیدی که به آن بپردازم، نیست.
برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همهی هستی را درنوردد، اعلام میدارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما سخت علاقهمندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست میگوییم. این احتمال هیچ هزینهای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را میخورند و مضطربانه علاقهمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهیاند و با شجاعت تمام، شجاعتی که من شخصاً در شما باور دارم، امسال را سال آشتی ملی اعلام کنید و از ملامت هر ملامتگری نهراسید. که خدا شما و ما را کفایت میکند. خدایی که دست خود و دست مردم را در دست شما می نهد. یاعلی!فرزند شما: محمد نوری زاد. اوین بند۲۴۰- سلول۵۷
در پایان همانطور که به خودت حق داده ای به اقرار خودت نامه تلخ بنویسی، امیدوارم به من هم این حق را بدهی که با لحنی مشابه خودت برایت پاسخ سرگشاده بنویسم! و امیدوارم باور کنی که من و همه دوستداران رهبری (که انشاالله دوستیمان برای رضای خدا باشد نه به امید اینکه اگر خدای ناخواسته در نظام حق جمهوری اسلامی به حق یا اشتباه و خطا، که طبیعی است در هر مجموعه انسانی و نظامی رخ دهد، دچار مشکلی شدیم، از رهبری انتظار مساعدت و دیدار با خانوادهمان را داشته باشیم!) نیز حسب آموزه های دینیمان که از امام و رهبری و شاگردان و همراهان ایشان آموخته ایم نیز به پایان خوب و سرنوشت خیر همه بندگان خدا و از جمله تو علاقهمندیم و متقابلا از تو می خواهم برای نجات خودت از توهماتی که گرفتارش شده ای، حتی در خیالت هم که شده، احتمال صدق در این نوشتار را بدهی و در کارت تجدید نظر کنی و واعظ بی عمل نباشی و خود نیز باور کنی که اگر خدا بخواهد کسی را نصرت کند، هیچ غلبه کننده ای بر نصرت شونده خدا نخواهد بود و خود را به خدا بسپاری و از ملامت ملامتگران نترسی و بدانی که عزت و ذلت بدست اوست!
کمترین علاقهمند خمینی و خامنهای
مهدی کوچکزاده














((( یکی می شود نوری زاد و زاده ی نور و راهی روشنایی و دیگری کوچک زاده …. ! )))
آقای کوچک زاده
آیا واقعآ شما هیچ نقدی به شخص مقام معظم رهبری ندارید ؟! شما ایشان را مبری از هر خطا و اشتباه می دانید ؟! اگر چنین است که العیاذبالله ایشان همان معصومند و اگر این نیست شما چرا چنین از نامه مودبانه و درددل فرزندی با پدر خود آشفته می شوید ؟!
من به شخص آیت الله خامنه ای ارادت دارم اما نسبت به عملکردهایی که به نام ایشان صورت می گیرد و ایشان سکوت می کنند و در واقع با سکوت خود تایید می کنند اعتراض دارم ! آیا این حق من نیست ؟! و البته صد حیف که شجاعت و جسارت من به مراتب کمتر از نوری زاد است !
آقای کوچک زاده ، شما نسبت به صندلی نمایندگی که در مجلس اشغال کرده اید مسئولید ، نان حرام به سفره فرزندانتان نبرید که عاشورای ظهور مهدی (عج) در راه است و وای به آنان که سخن حق در جانشان هیچ تاثیری نپذیرد.
……………………………………………………..
پ.ن: سایت کلمه عزیز
از انتشار پاسخ این نامه در این سایت به شخصه بسیار سپاسگزارم زیرا اصلاح طلبان سبز معتقد به انحصار و تک صدایی در جامعه نیستند از نقد و سخن مخالف که دور از ادبیات کیهانی ( فحاشی و تهمت ! ) باشد با سخن منطقی ( و نه احساسی ! ) استقبال می کنند .
لطفا کلمات و جمله رو درست بخون تا فکر نکنن سبز ها بی سوادن.
من جملات نامه کوچک زاده رو با اصل نامه نوری زاد عزیز مقایسه کردم و منظورم این بود که اینها (کوچک زاده و همراهان ) برای اثبات خودشون حتی اصل نامه رو هم عوض میکنن تا ازش چیزی رو که بخوان در بیارن چون اینا در کل حرفی برای گفتن ندارند .
ta mard sokhan nagofte bashad eibo honarash nahofte bashad
تا مرد سوخن نگفت باشد عیب و هنرش نهفته باشد
یاد شعری از فرخی یزدی افتادم که دبیر ادبیاتم ورد زبانش بود
فرخی بهر دو نان پیش دونان چاپلوسو آستان بوس و تملق گو نباش
گویا کوچکزاده شخصا در گیر نوریزاد است و… و کینه بچه گانه کوچک زاده پیداست که دلش از شکنجه و مصیبت نوریزاده خنک شده. ….. ما این روزها رزالتها و خباثتها و حقارتهای تاریخی را شاهد هستیم.
اقای کوچک زاده تا قبل از نمایندگی مجلس بالاترین پستی که داشت عضویت در انجمن اولیا و مربیان مدرسه شاهد فاطمه زهرا (س) بود. در دیدار اساتید دانشگاه بارهبری نامبرده اابتدا شعری در رسای رهبر خواند سپس هاشم اقاجاری را که در انزمان به اعدام محکوم شده بود به شدت مورد حمله قرارداد. پس از ان بود که درلیست اصولگرایان قرار گرفت و به محلس راه یافت. یکی از شاهکارهای ایشان کتک زدن خبرنگارروزنامه شرق و فحاشی به روزنامه نگارانست.
سلام
آنچه که خواندم مرا به این فکر فرو برد که چه … بر مسنداند و در تصمیم سازی وتصمیم گیریهای نظام مشارکت دارند ادبیات این نماینده نشان داد که چقدر حب وبغض وکینه توزی ومنفی بافی دردل دارد امروز قطعاًمردم شریف گیلان برخود سرزنش خواهندکرد که رای به ایشان تلف کرده اند
تا مرد سخن نگفته باشد عیب هنرش نهفته باشد
احتمالاً موقع انتخابات خودرا به وضوح بیان ومعرفی نکرده بودن چون معمولاً مردم وخرد جمعی کمتر دچار اشتباه میشود چون همین مردم جناب دکتر نوبخت را انتخاب کردند که شخصیت محترم ایشان ومنش بزرگوارانه اش بر همگان اثبات شده است. اما جناب کوچک زاده ! ما جمعی از سپاهیان از ارادتمندان اندیشه همتن کسانی هستیم که شما آنها را سران فتنه میخوانید ما منزلت وکرامت مهندس موسوی را در دفاع مقدس از یاد نبره ایم ما تعامل وگفتگوی تمدنهای جناب خاتمی را که دنیارا به نگاه مهربانانه به ایران وایرانیان واداشت از یاد نبره ایم شما برطبل ابطال خویش شتابانیدودراین گذر بر دستاوردهای چندین ساله هم رحم نمی کنید تاکنون از خودپرسیده اید که چرا ماجرای حر با ماجرای سید شهدا هم آواز است میخواهم بگویم جناب نوری زاد این ماجرارا بخوبی آموخته است شما را به خواندن وصیت نامه کوروش دعوت میکنم تا شاید بزرگی اندیشه او در شما تاثیری کند که بعیداست چراکه قادرنبوده اید جرعه ای از اندیشه های اسلام ناب محمدی رابنوشید
این آقا اگه بی ناموس هم بود نباید اینا رو مینوشت ، به خدا صبر ما یه حدی داره ، این خودفروش و امثال این …مطمئن باشند قبل از اینکه کار به دادگاه الهی برسه ، به زودی تو همین دنیا محاکمه میشن ….
تو این چند ماه همه جنایتی که کردید یه طرف ، این حرکت خودفروشی یه طرف …. اگه بی غیرتی ، اگه بی ناموسی ، اگه وطن فروشی ، اگه خودفروشی حداقل اینا رو علنی مطرح نمیکردی ….
از اینکه به بهانه طرح جواب های مشمئزکننده این نماینده ، متن نامه ی آقای نوری زاد تقریبا بطورکامل منتشر گردیده است خوشحال شدم. بدنیست کسانی که به مطبوعات اجازه نشر هیچ خبر مخالف میل نظام جابر را نمی دهد به این خودفروش ها یاد بدهند که به همین شیوه ی آقای کوچک زاده پاسخ های خود را بنویسند و منتشر سازند!
اینهمه ادعا شده که اصل نامه تحریف شده . اگر گنمی دانم ” چرا خطاب به رهبری باشد که جمله آقای نوری بی معنی تر می شود ! آقای نوری نمی داند چرا دوست داشته رهبری از خانواده اش دیدارکند؟؟؟!! اینهمه نادانی از ایشان بعید است ! خرابتر کردید موضوع را که! شما هم اگه این کامنت رو نذارید معلوم میشه حد فکرتون مثل هموناییه که همچین استدلال سبکی ارائه فرموده اند!
درود بر امام خمینی و میرحسین موسوی.امام خمینی میگفت میزان رای ملت است و در 31 سال پیش رفراندوم برگزار کرد و گفت اگر پدران ما 50 سال پیش به یک دولت رای داده باشندآیا ما هم باید زیر بار آن دولت برویم؟اما الان آقایان که تمام آمار کشور و نظرسنجی ها دستشان است و دقیقا میدانند که چند درصد مردم قبولشان دارند چرا جرات حضرت امام را ندارند که یک رفراندوم با ناظرین بی طرف سازمان ملل برگزار کنند و 98 درصد رای بیارند؟این را هم بدانند که در بازی جام جهانی ایران ومکزیک هیچ وقت داور مکزیکی یا ایرانی بازی را داوری نمیکند بلکه یک داور بیطرف از کشورهای بیطرف بازی را قضاوت میکند.اگر امام زنده بود شک نکنید با ما بود.همانطور که سید یاسر خمینی و سید حسن خمینی با ما هستند و در هشت سال نخست وزیری میرحسین-حضرت امام- نگذاشت که بعضیها میرحسین را حذف کنند.من خودم طرفدار جمهوری اسلامی هستم.ولی جمهوری اسلامی که 98 درصد به آن رای دادند و امام آن جمهوری اسلامی که 98 درصد به آن رای دادند را گفت نه یک کلمه بیش نه یک کلمه کمتر.این را هم بدانید که رای اکثریت و مقبولیت نظام فقط از طریق رفرادوم با ناظرین بی طرف سازمان ملل امکان دارد نه با اردو کشی به خیابان.چون جمعیت ایران 75 میلیون است واگر در تهران 3 میلیون هم به خیابان بیایند ودر کل کشور 10 میلیون یا حتی 20 میلیون به حمایت از فرد مورد نظر بیرون بیایند تازه میشود دو هفتم وباز اکثریت که پنج هفتم جامعه اند در خانه هستند به خیابان نیامدند و به شرایط موجود ناراضی اند.اگر با اردو کشی میزان مقبولیت معلوم میشد امام آن تظاهرات میلیونی واقعی نه دوپینگی را ملاک قرار میداد و رفراندوم برای تعیین نظام برگزار نمیکرد.آن آقایانی که عکس امام مقدس ما امام خمینی عزیز که روحش شاد باد را پاره کردند و معلوم نبود تقیه میکردند یا نه آیا وجدان ندارند؟آیا از روح عظیم امام نمیترسند؟آیا صدا وسیما برنامه بیست وسی وچفیه بر دوشان جبهه ندیده باید از این عمل قبیح که دل ما را لرزاند انقدر خوشحال باشند و آنرا با اشتیاق در صدا وسیما نشان دهند؟آیا باید بر پسر شهید همت بزرگوار و آسیه باکری بزرگوار باتوم زده شود وروح شهید همت و شهید باکری آزرده خاطر شود؟آن آقایانی که در شب عاشورا به جماران حمله کردند و شیشه های آنرا شکستند به نظرشان روح امام ما را نرنجانده اند؟ودر آخر من به امام خمینی اعتقاد کامل دارم و به میرحسین موسوی هم همینطور.به شهید بهشتی که غرفه اش را در نمایشگاه تعطیل کردندوپسرش را در زندان هم عقیده دارم .
اینهمه ادعا شده که اصل نامه تحریف شده . اگر “نمی دانم ” چرا خطاب به رهبری باشد که جمله آقای نوری بی معنی تر می شود ! آقای نوری نمی داند چرا دوست داشته رهبری از خانواده اش دیدارکند؟؟؟!! اینهمه نادانی از ایشان بعید است ! خرابتر کردید موضوع را که! شما هم اگه این کامنت رو نذارید معلوم میشه حد فکرتون مثل هموناییه که همچین استدلال سبکی ارائه فرموده اند!
به نظرم شما آقایان دچار جهل خود شده اید ولی نسل شما خواهد گذشت و آیندگان در این مورد تصمیم می گیرند، در واقع این شما هستید که همه را جز خود ناپاک می بینید، این شما هستید که همه دنیا را نامسلمان و خود را مسلمان می بینید در حالی که حقیقت مسلمانی شما همین چیزی است که به آن عمل می کنید( زور و شکنجه و آزار و کشتن و …) نه آن چیزی که ادعا می کنید و دلیل اصلی جهلتان هم این است که هنوز دانش نداشتید که مدعی استادی شدید و وارد میدان عمل شدید. حقیقت این است نه میتوانید اسلام را درست بفهمید نه درست عمل کنید، نتجه اشتباهاتتان را هم به دیگری نسبت می دهید.
در مورد دستکاری هم دوستان درست گفته اند . فکر نمی کردم اینقدر … باشد!
راستی توجیهات و جواب های سخیف این آقا زاده من را به یاد پاسخ های آقای احمدی نژاد در مصاحبه های بخصوص خارجیش انداخت.
آنجا که تمام منطق و منظور سوال کننده را با یک جواب … به خیال خودش به بازی می گیرد ، اما افسوس که عاجزترازآنست که فقط
بی آبرویی برای ایرانیان در تمام دنیا می خرد وبس. خوب است که این بار مردم حساب خود را از قوم ظالمین جدا کرده اند و با صدای بلند آن را اعلام کرده اند وگرنه دیگر چیزی به نام آبرو برایمان باقی نگذاشته بودند.
بی شرمی جناب کوچک زاد مثال زدنیست…شاخ و شانه کشیدن برای فردی در بند بخاطر رسیدن به جاه ومقام…امیدوارم …
سلام به دوستان سبز و گرامي
اولا كه امثال كوچكزاده خيلي كوچكتر از آني هستند كه بتوانند آزادگي امثال نوريزاد را درك كنند. در مورد اين حسن آقا؛
“حسن یک ایرانی ازاد از افکار غربی
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۹ at ۸:۱۰ ق.ظ
ازاستاد گرانقدر اقای مهدی کوچک زاده خواهشمندیم به این گونه نامه های مزخرف اعتنا نکنند چرا که استکبار بین الملل وسربازان داخلیش (…- خاتمی -میر حسن -کروبی و…) جواب خود را در حماسه های بی نظیر وتاریخی نهم دیماه و بیست ودوم بهمن ماه دریافت کردند .به همین دلیل است که سکوت مرگبار اختیار کرده وگاه گاهی دم از آشتی ملی یا وحدت ملی ویا … می زنند .اگر به فرمایشات رهبری گوش می سپردندرهبری دراوایل پیدایش فاز اشکار فتنه ، سران فتنه را دعوت به تسلیم دربرابر قانون و… و وحدت امر فرمودند صداقت وراستگویی آنها در اولین روزهای پس از انتخابات برهمگان اشکار شد بنابراین با شعار وحدت ملی یا اشتی ملی میخواهند به اغوش ملت بر گردنند وانهم اینکه اینها مطرود ملت ایران وغرق درتوهمات شیطانی خویش هستند .”
برادر عزيز و گرامي آقاي كوچكزاده كه شما ايشان را استاد خطاب ميكنيد و جايگاه والاي استادي را مخدوش ميكنيد جواب نامه آقاي نوريزاد را نداده اند. آنچه ايشان كرده اند در ظاهر شايد جوابيه باشد، اما در عمل خودشيريني و لوس كردن خود براي شخص رهبر است. بلكه نمره اي از چاپلوسي در كارنامه شان درج شود تا بعدها منافعي حاصل شود. وگرنه نامه ايشان خالي از منطق بوده و نميتوان اسم جوابيه روي آن گذارد. در مورد استكبار جهاني هم بايد از خودتان بپرسيد چطور شده خاتمي و ميرحسين و كروبي كه به زعم شما دست نشانده و سرباز استكبار جهاني هستند، اينقدر نزد مردم عزيز و دوست داشتني هستند؟ يعني به نظر شما استكبار جهاني به قلب مردم ما نفوذ كرده و به قلب مردم ما امر ميكند كه چه كساني رو دوست بدارند و از چه كساني متنفر باشند. ان روز بيست و دو بهمن و نهم دي نه تنها اين سه عزيز. بلكه خيلي از مردم جوابشان را گرفتند. جمعيت پراكنده، وانت ها و عكسهايي كه در ابتداي تظاهرات بر سر دستها بود و در انتهاي تظاهرات زير پاها، همه اينها جواب خيلي سوالات را داد.
اما در مورد اغاز فتنه. اولا كه در شگفتم چرا عده اي خود را پيرو امام حسين مي نامند ولي در مقابل فتنه تقلب حاضر به سكوت ميشوند. انكه فتنه را اغاز كرد كليد فتند را با تقلب زده بود. كجاي تاريخ سراغ داريد آزادمردان در مقابل ظلم و ستم و فتنه سكوت كنند؟ … و من ا… التوفيق
متاسفم که نماینده شهرمان یک بی منطق و بی ادب است، وای به آن مجلسی که تو نماینده اش هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خطاب به آقای ایرانی آزاد از افکار غربی:
هموطن گرامی این لقبی که شما برای خود انتخاب کرده اید نشان دهنده طرز تفکر شما و هم مسلکانتان است که هر چیزی را که متعلق به غرب باشد بد و زشت میپندارید ( البته به جز انرژی هسته ای ) بی آنکه بیاندیشید آیا این به قول شما افکار غربی چه هستند صرفا به دلیل اینکه برای نخستین بار در دنیای غرب مطرح شده اند از آنها بیزاری میجویید
آیا با خود اندیشیده اید که بسیاری از همین اندیشه ها دنیای امروز ما را ساخته اند
چرا هر چیزی را بدون تحقیق و دلیل به صرف غربی بودن رد میکنید مفاهیمی چون دموکراسی و آزادی اندیشه و بیان از بزرگترین موهبات و دستاوردهای بشری هستند که بیشک موجب سعادت انسانها در تمام این کره خاکی خواند شد
شما که خود را از افکار غربی آزاد میدانید پس لاجرم به جمهوریت و حکومت مردم بر مردم هم هیچ اعتقادی ندارید زیرا این مفاهیم نیز غربی هستند اگر اینطور است من افتخار میکنم که ذهنم گرفتار این چنین افکار غربی است
درود بر نوری زاد عزیز
باید بگم افرادی چون کوچک زاده
با توجه به … سخن می گویند و بس
معلومه که انتظار پاسخی بهتر نمی شه داشت …
به امید ایرانی سبز
وآزادی همه زندانیان سیاسی ما
از نوری زاد تا سحرخیز و باقی آنها
عجب صبری خدا دارد …………………….
چند تا هتاک هستند که گوی سبقت را در مسابقه ی تهمت و افترا و “نامسلمانی” از هم می ربایند:
کوچک زاده،رسایی،روح ا… حسینیان،قاسم روانبخش،نادران،زاکانی،شجونی،احمد خاتمی و علم الهدی.
ماشالله زیادند ولی من مصداق گفتم.
اي ولا آقاي كوچك زاده بازهم اينطوري دفاع كن. آخر منطق و استدلاليد. تو رو كه ميبينم شك نميكنم كه …
به این می گویند نماینده و وکیل واقعی مردم ببینید چگونه دلش از شکنجه وآزار واذیت موکلش بدرد آمده وبه حق طلبی جواب او را می دهد ای وای بر این نمایندگان حکومتی کجاست آن آزادگی وکجا رفته جوانمردی و حقیقت طلبی باشد روزی که این مردم جواب اینهمه نامردمی واینهمه تقلب و ریا کاری در لباس دین را بدهند مطمئنم وتاریخ همه چیز را مشخص خواهد کرد وچنان حق این مظلومان دربند را شجاع را خواهد گرفت که دیگر برای امثال کوچک زاده ها دیر شده باشد مرگ بر نفاق ودو رویی زنده باد نوری زاد عزیز دربند وسرافراز
kafist kasi nameye noorizad ra bekhanad o in javabiieh ra. ghezavat asaan ast.
adab e mard beh ze dolate oost.
در مورد عبارت “نمی دانم چرا” به همان عبارت که در نامه نوریزاد آمده دقت کنید! این “نمیدانم چرا” مربوط به جمله بعد است و آقای کوچک زاده متوجه این مطلب ساده نشده است!
آقای کوچک زاده…نوبت شما هم میرسد…آنوقت خواهیم دید که بازهم چاپلوسی میکنی
وقتي مملكت طوري باشد كه اكثر بزرگان و وزنههاي علمي و انقلابي كشور در زندان باشند يا زير فشار سكوت كنند، بايد هم كوچك زاده ابوعطا بخوانند.
همینکه چرای آقای نوری زاد را جور دیگری معنی میکند معلوم است که یا غرض دارد یا هنوز ادبیات فارسی را به درستی نمیداند که در هر دو حالت کوچکی خود را به خوبی نشان داده.
“””رهبر گرامی، میدانم سخنان ناگوار من چه بسا تلخ و آشوبنده باشد. اما بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانهی کسانی که شما را احاطه کرده اند، ترجیح دهید.””””””””
فکر میکنم مصداق بارز این گفته ی آقای نوری زاد شما باشی آقای کوچک زاده.
نامه خطاب به نفری نوشته شده که خود حتما” توان پاسخگویی به آن را دارد ، شما کاسه داغ تر از آش نشوید لطفا”
اندکی صبر سحر نزدیک است … 22 و 25 خرداد سبز
.
از نگاهت، بت نمی سازم ؛
که از بت سازی و اسطوره سوزی سخت بیزارم
که از آئینه ی تاریخ ، صدها قصه ی پرغصه از این عادت بدعاقبت دارم
من از تو بت نمی سازم ، ولی انصاف هم شرط است ؛
من از تو شاه و از این رقعه ، “شه” نامه نمی سازم
ولی نادیدن مهراوه ی مردانه ات، رسم مروت نیست .
نشاید از کنار عطر گلگونت ، بدون هیچ احساسی ،
بسان اشتر ولگرد صحراها گذر کردن
من از آرامش مژگان رسامت در آن شب های طوفانی
چه شیرین نکته ها دارم ؛
چه آن چشمان زیبایت به من درس محبت داد
و سرمشق شکیل پاکی و شرم و حیا و حجب و عفت داد؛
به من آموخت، تا در کوره ی دنیا
همان که بسترش آوردگاه مرد و نامرد است،
همان شهری که فرزندان قداره بدست بلعم باعور و
سجاده بدوشان سپاه زور ،
به قصد قربت آینده ای از نور
بروی صورتم با کینه و نفرت، هزاران تیر زهرآلوده از دشنام و لعن و تهمت ناراست اندازند
همانجا که غریو طعنه هاشان، سینه ام سوزد
چگونه صبر ، نابازم
چگونه دست بر تکرار این رفتار بی مقدار نایازم
خرامان ، سر به زیر و دل به درگاه خدا آرم ، دست بردارم
براشان آیه ی امن یجیب و ربنا خوانم .
آری، میر مردم دار
من اندر سرسرای نرگس مستت چنین دیدم ، چنین خواندم.
و پایان سخن اما ، فقط یک نکته می ماند
حلالم کن ، ببخشایم، اگر گاهی خلاف نقشه ی سبزت خطا رفتم
ببخشایم اگراز کوره در رفتم ، فراموشم بشد میثاق خردادت،
زبان بگشودم و فریاد بی اندازه سردادم بر این نابخردان و زشت گویان زبان نافهم.
ببخشای و حلالم کن؛ شرمسارم من
شعر از صدراَ
آقایان در خواب زمستانی تشریف دارند…بیدار که شوند آن موقع تفاوت های یک قلم سبز را با قلمی چاپلوسانه متوجه می شوند… خوشحالم از سبز بودنم و فریاد می زنم…اللهم عجل لولیک الفرج!
…
آقاخودت یکبار دیگر بخوان ….خدایی از خواندنش عرق شرم وخجلت برپیشانیت ننشست؟اگرنه آنرا به همسرت به فرزندت به پدرت یا ..بده تا برایت بخوانند.نظرانها چیست؟
….باورکن ایجوری بزرگ نمیشوی.تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف تاکه اسباب بزرگی همه آماده شود
یادمه هفته ی پیش بود… به آقای کوچک زاده زنگ زدم برای دعوتشون به دانشگاه اردبیل برای مناظره با آقای علی شکوری راد یا عباس عبدی.. ولی ایشون با لحنه بسیار توهین آمیزی گفت اینا میخوان خودشونو مطرح کنن… برن بمیرن، روی زمین نباشن بهتره…. میخوام به آقای کوچک زاده بگم چرا رو در رو جواب نمی دی ؟؟؟ با نامه جواب میدی؟؟؟؟ بعدش هم توی آخر نامت نوشتی به سرنوشت خیر همه ی بندگان خدا از جمله تو ( نوری زاد ) علاقه مندی…. ولی تو تلفن که گفتی همشون برن بمیرن ، رو زمین نباشن بهتره؟؟؟
جالبه به خدا خیلی شگفت انگیزه به یکی دیگه نامه نوشتن یکی دیگه جواب میده
واقعا چرا آقای خامنه ای خودش جواب نداده؟!
…
که کوچک زاده باید جوابش رو بده
و تازه تلویحا واسه سلامت خانواده اش هم تهدید کنه
موضوعات جالبی بیان شد. من در رابطه با این پاسخ های خنده دار کوچک زاده , هیچ نظری نخواهم داد. این اقا و امثالش فقط و فقط به همین روش وارد مجلس شدند. خوب واقعا جای تاسف است مجلسی که ادعا می شود نمایندگانش توسط مردم انتخاب شدند ولی واقعا شاهد هستیم که به هیچ وجه این گونه نیست. امثال کوچک زاده به قول معروف آبرویی ندارند که حالا با این کارهای سخیفانه بخواد آبروشون بر باد رود. من که اصلا موافق این گونه نامه اقای نوری زاد نبودم. محتوای خوبی در نامه چهارم نوری زاد وجود دارد. ولی متاسفانه بیش از حد تعریف و تمجید کردند. ولی خوب خدا رو شکر در همین نامه ای که خیلی تعریف تمجید از یک شخص بود , ولی همین اقایون افراطی هم نتوانستند شاهد حمایت مخالفانشان از اون شخص باشند. ((((این نقطه قوت نامه بود)))) . نشان به این نشان که امثال حسین شریعتمداری , کوچک زاده , حسینیان همون افرادی هستند که اقای نوری زاده در نامه چهارم خود به این موضوع اشاره صریح کردند.
****** نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است. این نامگذاری، نشان میدهد که بعضاً مشاوران شما، افراد صادق و کارآمدی نیستند.
من از این بابت خوشحال هستم که اقای نوری زاد به موضوعی اشاره کردند که اون اقایون افراطی متوجه منظور نوری زاد را شدند. به همین دلیل … کوچک زاده باید کاندید شود تا این گونه جواب دکتر نوری زاد را بدهد. (( به راستی چرا قشر با سواد و فهیم و نخبه و با معرفت و دانشگاهی باید زیر سلطه این اقایون افراطی و تازه به دوران رسیده باشد؟؟؟ چرا این ها از اینکه سید محمد خاتمی میگوید هاشمی رفسنجانی شناسنامه جمهوری اسلامی است , ولی این اقایون عکس العملی مانند روش کوچک زاده از خود نشان می دهند؟؟ چه چیزی در کله این اقایون میگذرد؟؟؟ واقعا میخواهند چه کار بکنند؟؟ من احساس می کنم می خواهند در اصل حزب اطلاحات یا همان چپی ها را به گونه به زمین بزنند. ولی من به عنوان یک شهروند و به نمایندگی تمام فامیل های پدری مادری و همسرم میخواهم بگویم که زهی خیال باطل. شما بی چیزان متوجه شدید که دیگر طرفدار منصف و منطقی و مهم تر از همه طرفدار با سوادی ندارید. البته توهین نباشه. ولی من که با طرفداران این اقایون برخوردی داشتم , متوجه شدم که همه این ها قشری واقعا ضعیفی هستند / / که به قول یک مربی مطرح فوتبال که مصاحبه ان در برنامه نود پخش شد. این مربی گفت متاسفانه عده ای که توان کاری را ندارند و تازه وارد هستند , امدند و خودشون رو به راحتی به ادم های سیاسی کشور فروختند. به خاطر مسائلی که بنده رعایت می کنم , حق ندارم اسم این مربی را ذکر کنم. ولی واقعا حرف این مربی معروف کشور اینقدر معنی داشت که من مطلع شدم , متسفانه عده ای به این مربی زنگ زدند و میخواهند از حرفی که این مربی زده است جویا شوند.
متاسفانه همین است. طرفداران این اقایون واقعا قشر ضعیفی هستند. خودشون از عهده کار خودشون بر نمیاند. و حاظر هستند بروند و به امثال بی سوادی چون کوچک زاده متصل شوند.
ولی من درود میفرستم به سایت کلمه. سایتی که محبوبیی باور نکردنی در بین ایرانیان دنیا پیدا کرده است. سایت فارس سایت ایسنا سایت ایرنا و دیگر سایت های حامی دولت که چندین سال دارند فعالیت می کنند , ولی به این محبوبیت سایت کلمه هنوز که هنوزه دست نیافتند. سایت کلمه تقریبا حدود یک سالی است که دارد فعالیت می کند.
زنده باشید دوستان سبز.
در پایان باید جواب اقای حسن یک ایرانی ازاد از افکار غربی , به این روش بدهم. این روش ساده ترین روش ممکن است. خداییش زبون ما که مو دراورد. باید بگویم جواب ابلهان خامویشیست. نگو که ابله کیست. برو جلو آینه ببین حق با کیست. شما همون قشر ضعیف هستید. اقای حسن بخدا من و امثال من نمیخوان روزانه برای 250 هزرا تومان کاسبی , بروند از یک جاهایی پول دریافت کنند. شما که میخواهید. پس چرا اینقدر حرص میخوری دادا؟؟؟؟؟؟؟ ! بله ما شکست خوردیم و شما پیروز شدید.
من نظر دوست عزیز ” خانوم سحر را تاید می کنم” درود به شما دوست عزیز.
2شب مونده به کودتا این آقا اومده بود بسیج کوی تا بسیجی ها رو آماده کنه شاید بپرسین برای چی؟برای تبلیغات.نه برای اماده کردن بسیجیا فکر همه جا رو کرده بودن خوب می دونستن کوی جلو…ساکت نمیشینه بعد هم وقتی کمیته تحقیق که رئیسش ابوترابی بود می خواست گزارش بده مجلس رو به هم زد تا یه وقط رو نشه که کی پشت جریانات کوی وهنوزم که هنوره آن گزارش به خاطر ایشون بلوکه مونده!!!!!؟؟
ببخشیدا!!! اصلا به این آقای کوچک زاده چه ربطی داره؟ مگه آقای نوریزاد نامه رو برای ایشون نوشتن ؟ چرا خودشونو نخود هر آش می کنن؟
bayad be hale mardomani ke in agha namayandashoone afsoos khord vaghean moteasefam ke dar adabiyate in agha zarei boye adab be masham nemirese……..
اقای کوچک زاده شما جواب نامه نوری زاد را به دستور چه کسی نوشتید؟
امثال کوچک زاده اصلا اهل فکرو استدلال نیستند که بخواهیم اونها را نقد کنیم . این … (کوچک زاده ، رسایی ، حسینیان و …) یه سری توهماتی تو ذهنشان هست که حاضر همه چیزو قربانی کنن تا به اونا برسن. اونا حتی تو مجلس اقلیت هستند و حتی اکثریت اصولگراها هم اونارو قبول ندارند چه برسه به مردم …
پاسخ ها کاملا غیرمنطقی و عامیانه بود
نفاق بز رگترين تهديد جريان اصلاحات وگرنه اصلاحات در دل مردم جاي دارند و امثالي مانند كو چك ز اده و رسايي حنايشان پيشه مردم رنگي نداره
dar hade tafakoresh bood
« کمترین علاقهمند خمینی و خامنهای مهدی کوچکزاده »
مفهوم دیگری هم می شه استنباط کرد- اگر قرار به کج فهمی باشه – و ان هم این که گوینده کمترین علاقه را به اشخاص مذکور دارد.
سلام کوچک زاده بانوشتن نامه بیشترثابت کرددوره دوره بادمجان قابچینهاست وابن الوقتها.قصدوغرض نوشتن نامه کوچکزاده وسریعا”پاک کردن آن ازسایت … این بود(توجه کنیدلطفا”)دربین نیروهای سپاه این نامه (نامه آقای نوری زاد)خیلی سروصداکردوبرخی ازنیروهارابفکرفروبردوپیش خودمی گفتندکسی که همچون شهیدآوینی بودودوست صمیمی آن شهیدمگرچه گناهی مرتکب شده که بااومثل اصحاب یزیدبرخوردمیکنند؟!واین مسئله دربولتن محرمانه چاپ شد.کوچگزاده بابی انصافی نامه آقای نوری زادرامثل گوشت قربانی تکه تکه کردتاخوش رقصی کند،اماغافل ازاینکه همان تکه تکه شدن هم حقایق زیادی دردرونش بود،وقتی 2و3ساعت ازقراردادن درسایت رجانیوز نگذشته بودکه حفاظت به مسئول سایت رجاگفتندآن قسمتهاکه مربوط به نوری زاده است پاک کنیدوفقط قسمت مربوط به کوچک زاده راانتشاردهید،این اصل داستان بودوترس داشتن مشتریان سایت رجاباخواندن نامه ناقص آقای نوری زاداینهاهم بفکرفروروندچون این قوم ازفکروتفکرکردن میترسدوتمام اقبالشان درجهل نگهداشتن مردم است.
من خیلی دوست دارم بدانم که آقای کوچکزاد چقدر به خودش فشار آورده تا این افاضات ازش به در شده که حتی دوستانش هم راضی به انتشار آن نشدند.
ازکوچگ زاده ابن الوقت بپرسیدسال 76 و80به چه کسی رای دادی؟جهت اطلاع مجددایشان بدنیست بداندبه اقای خاتمی درهردودوره انتخابات ریاست جمهوری رای دادند وحتی یکماه پیش درسیمااقرارکردمن به خاتمی رای دادم .کسی که هردقیقه به رنگی درمیایدواقعاقابل اعتماداست؟…
یک شعر عربی در کتاب امثله اولین کتابی که دبستانیهای حوزه میخوانند : ان البقاص فی مدینتنا تستنسروا / والقطن فی اصواتهم تستحمروا
سایت محترم کلمه، تبریک می گویم که توانسته اید کامنتی را که پیروی کورکورانه از ولایت فقیه را مصداق شرک می داند، منتشر کنید. باز هم تاکید می کنم این ترس شما از ولایت فقیه جز تداوم شرک در جامعه دستاورد دیگری نخواهد داشت. به قول سعدی، یکی از کسانی که غیبت بر او رواست، حاکم جائر است. و به قول موسوی عزیز، ما از کشتی مسلمانی پیاده نخواهیم شد و رفتار این ولایت را با رعایت ادب به نقد خواهیم کشید؛ حال شما منتشر کنید یا حذف و سانسور.