اشتباه از خاتمی و هاشمی بود یا از موسوی؟
چکیده :چرا درسال 1376 در دور اول انتخابات ریاست جمهوری اش که آن همه گزارش تخلف از استاندار لرستان به نفع رقیب او در انتخابات بعضی از شهرهای استان لرستان به وزارت کشور شد ایشان بمحض اینکه وزارت کشور پیروزی او را در انتخابات اعلام نمود از شکایت خود صرف نظر کرد.توگویی این تخلف یک امر شخصی بوده و ایشان حق گذشت از کسانی را دارد که در کسوت نمایندگان و مسؤلان دولت رسماً به نفع رقیب او در انتخابات دخالت و تخلف کرده اند! ...
کلمه-غلامعلی رجایی:ساعت ده صبح شنبه ای که برما گذشت یا ما از آن گذشتیم! بر و بچه های ایثارگر شهرک محلاتی وغیرمحلاتی با همسر و فرزندانشان با جناب آقای سید محمد خاتمی در دفتر ایشان در خیابان یاسر دیداری داشتند که من هم در آن حضور داشتم.
ظهرامروز پنج شنبه در راه مسجد امام حسن شهرک، یکی از کسانی را دیدم که در این ملاقات حضور نداشت.او در پاسخ این سؤال من که پرسیدم در ملاقات نبودی، گفت نه عمداً نیامدم و ادامه داد چون آقای خاتمی را نسبت به دو مسأله قبول ندارم و می ترسم اگر به اینگونه جلسات بیایم با او برخوردی پیش بیاید.
پرسیدم،کدام مسأله؟گفت یکی اینکه چرا درسال 1376 در دور اول انتخابات ریاست جمهوری اش که آن همه گزارش تخلف از استاندار لرستان به نفع رقیب او- جناب آقای ناطق نوری – در انتخابات بعضی از شهرهای استان لرستان به وزارت کشور شد ایشان بمحض ا ینکه وزارت کشور پیروزی او را در انتخابات اعلام نمود از شکایت خود صرف نظر کرد.توگویی این تخلف یک امر شخصی بوده و ایشان حق گذشت از کسانی را دارد که در کسوت نمایندگان و مسؤلان دولت رسماً به نفع رقیب او در انتخابات دخالت و تخلف کرده اند!
پرسیدم ، دوم؟گفت دوم اینکه پس از اینکه عده ای در سال 1376 کارناوال عاشورا را با آن فضاحت آشکار و در پوشش طرفدارای از ایشان و در عمل علیه وی در تهران به راه انداختند با اینکه بعداً معلوم شد برپاکنندگان کارناوال شادی در ماه محرم چه کسانی و متصل به چه جایی هستند باز از خود گذشت نشان داد.
داشتم به حرفها و انتقاداتش به جناب خاتمی فکر می کردم که حرف آخر را زد وگفت: بنظر تو اگر این گذشتهای بیجای خاتمی نبود الآن عده ای اینگونه جرئت تاخت و تاز در کشور پیدا می کردند؟حرف حقی زد که برای آن پاسخی نداشتم.
حرفهایش که تمام شد به یاد حرفهای یکی از دوستان نزدیکم که با آیت الله هاشمی رابطه نزدیکی دارد افتادم که چند ماه قبل به مناسبتی به من می گفت درانتخابات سال 1384 که آن همه شب نامه مملو از تهمت و افترا و دروغ از سوی بعضی از هواداران رقیب انتخاباتی آقای هاشمی در سرتاسر کشور چاپ وتوزیع گردید با تلاش نیروهای امنیتی کسانی که میدان دار تهیه وتکثیر و توزیع این شبنامه ها بودند دستگیر و به خطای خود اعتراف کردند که از اعتراف آنها تصویر برداری شد.
این برادر صادق! می گفت در آخرین برنامه ای که قرار بود آقای هاشمی با مردم در تلویزیون سخن بگوید من هم همراه ایشان در استودیو حاضر بودم و سی دی این اعترافات را با خود داشتم. قرار بود آقای هاشمی به این مسأله اشاره کند وسی دی مربوطه را که در جلوی میز او بود به مردم نشان بدهد و آنان را نسبت به عاملین تهیه و توزیع این شبنامه ها آگاه کند.
این برادر می گفت هرچه من که پشت به دوربین و درست در مقابل ایشان نشسته بودم اشاره می کردم به سی دی اشاره کند، نکرد و در نهایت وقت ایشان هم به آخر رسید. پس از پایان برنامه که داشتیم صدا وسیما را ترک می کردیم با ناراحتی از ایشان سؤال کردم چرا به سی دی اشاره نکردید و فرصتی به این طلایی را از دست دادید؟ پاسخ تکان دهده ای به من داد وگفت دیدم انصاف نیست با این افشاگری برادران … برای اینکه من رأی بیاورم در بین مردم بی آبرو شوند!
دو مسأله آن برادر! با این یکی این برادر! که برای من تعریف کرد شد سه مسأله !
اکنون ، برخی از متخلفان ذکر شده در سه مسأله آن دو برادر در سه دوره قبل ریاست جمهوری بر مسند کار ومسؤلیتند پرسش مهم این است آیا آقایان خاتمی و هاشمی با گذشتی که در باره متخلفان انتخاباتی از خود نشان دادند و مسأله را شخصی و سلیقه ای فرض کردند اشتباه کرده اند یا مهندس موسوی که مسأله را هرگز شخصی نمی داند و بارها گفته و می گوید که حاضر است به شرط اقناع درست مردم از حق شخصی خود بگذرد و این چنین مصمم بر موضع خود ایستاده وپ هنوز که هنوز است با پرداخت این همه هزینه که شهادت خواهر زاده اش سید علی موسوی بخش کوچکی از آن است به نمایندگی از میلیونها شهروندی که به او رأیی سبز داده اند همان حرف عصر و شب انتخابات را که با نگرانی هرچه تمام تر بصورت کتبی و تلفنی و اعزام نماینده با مقامات عالی کشور در میان نهاد می زند که … .
مطلب مرتبط:
نه،مطلب این نبود برادر!+














doorood bar mir hosein
این مطلب فوق العاده ترین مطلبی بود که من شاید در طی این چند ماه در سایت کلمه این گونه پستی رو ندیدم.
واقعا مطلب زیبایی گفته شده. اقای خاتمی و هاشمی عزیز همه ملت سبز ایران هستند , ولی واقعا اشتباه بزرگی کردند. من در مورد این موضوع تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دولت هفتم اطلاع داشتم ولی خوب اصلا به این موضوع یا بهتر بگیم به این موضوعی که الان بیان شده, اصلا فک نکرده بودیم ولی واقعا موضوعی مهمی بیان شد.
واقعا این اشتباه بود. و حالا میبینیم که رییس دولت فعلی و یارانش که به هیچ قانون و اصولی پایبند نیستند, چگونه امدند داخل رسانه غیر ملی و بدترین تهمت و افترا در طی این 30 به , یکی از بنیان گزاران نظام جمهوری اسلامی “هاشمی رفسنجانی ” زدند. و مطماینان اقای هاشمی از اون گذشتی که کردند خیلی پشیمان هستند.
وقتی مردی به نام “میر حسین موسوی ” میاد غسل شهادت میکند , خب این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی شرافت را از موسوی باید اموخت. یعنی موسوی و رهنورد زنده به دفاع از حق ملت سبز ایران هستند در غیر این صورت غسل شهادت کردند.
اقای موسوی شاگرد خمینی کبیر بوده . و کسی که شاگرد امام باشد , شکی نیست تمام مرام و معرفت امام خمینی را اموخته
اقای موسوی مبارزه در برابر دیکتاتوری را به سکوت به خاطر “منافع خودش” ترجیح داد و همین است که الان در حال حاظر مهندس موسوی یکی از محبوب ترین شخصیت های دنیا است.
چطور میشود که در انتخابات 22 خرداد , حداکثری مردم میان و رای میدند , ولی در انتخابات گذشته حتی نصف مردم , به پای صندوق های رای نیامدند؟ خیلی واضح است , چون شیر مردی به نام “میر حسین موسوی ” امد و از حق طبیعی مردم دفاع کرد و تمام اشتباهات دولت فعلی را بیان کرد و ما مردم ایران رو متوجه این کرد که درند عده ای حق طبیعی ما را پایمال میکنند. (این یکی از چند دلیلی است که اکثریت ملت سبز ایران به پای صندوق رای امدند)
به امید انتخابات بعدی و پیروزی اصلاحات و در راس ان میر حسین موسوی.
به نظر من شاید عده ای از سایت های دولت (از این پستی که سایت کلمه منتشر کرده) سو استفاده بکنند و شاید بگویند که اختلاق بین جنبش سبز به وجود امده. ولی زهی خیال باطل.
اشتباهی بود که رفع شد , و حالا باید به فکر اینده باشیم.
یا حق
حقیقت را گفتی
خداوند توفیقتان دهد
zadi beh hadaf
احسنت بر تو ای مرد مومن و با شهامت که سعی می کنی حقیقت را بگویی و از حق دفاع کنی- درود بر تو و بر همه آزادمردان و بسیجیان واقعی
از قدیم گفته اند: ترحم بر پلنگ تیزدندان /جفا باشد بر گوسفندان
آخیش ..واقعا خوشحالم که حرف دلم را یلاخره یکی پیدا شد زد .افرین اقای رجائی ..همینطور است ….
درود بر شما آقاي رجايي كه حرف حق را هميشه ميزني
آقای خاتمی کاملا کار بجایی کرد و آن کار هم نامش “گذشت بیجا” نبود. بلکه خواباندن غائله و فتنه ای بود که مخالفان خاتمی می خواستند بیافرینند و نمی دانستند خاتمی بحمدالله آنقدر صبر و نیز فهم دارد که فریب چنین حیله هایی را نخورد. بله خاتمی می توانست شکایت کند. ولی می دانید چه سروصدایی بپا میشد؟؟؟ چه قدر آتش اختلافها دامن می گرفت؟؟؟؟ برای چه باید می کرد؟؟؟ درست است که رای مردم دست کاری شده بود. ولی به هرحال در آن زمان نسبت به شخص آقای خاتمی ستم رفته بود. خاتمی سکوت کرد و با سکوت خود آرامش آفرید. همان چیزی که کشور برای پیشرفت به آن نیاز دارد. خاتمی با این کار خاطره ای زرین و زیبا از خود در اذهان مردم بجای گذاشت. و امیدواریم همین طور صبور و مقاوم بماند.
درود بر میرحیسن عزیز!
نميدانم جرااينقد هاشمي رادوست دارم?!ازسالهاي دور…
واقعأ که نکته بجایی است.این نقد به این دو بزرگوار جدأ که وارد و بجاست.و باید احسنت گفت به جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که می خواهند یک بار برای همیشه به این مسئله پایان دهند.زیرا رأی و نظر مردم مال شخصی افراد نیست که از آن بگذرند و یا ببخشند و یا آن را به نام و نفع خود مصادره کنند.
آقای رجایی شمااهل دزفول هستیدومبارزان قبل ازانقلاب راکه هسته اولیه منصورون وبعضامستقل بودندبخوبی می شناسی ازشمامی پرسم آیاکسانی که اکنون ازشهردزفول درپستهای بالاهستندهیچکدام درانقلاب نقشی داشته اند؟
…
اکنون ما دزفولی های مبارز درمیان مردم جرئت نمی کنیم بگوییم دزفولی هستیم بخاطراین فرصت طلبها
بسمه تعالی
شاید در آن زمان هدف آقایان هاشمی و خاتمی این بود که متخلفان به اشتباهشان پی ببرند و نیاز به افشاگری نباشد ولی با این حرکت آقای احمدی نژاد مشخص شد که اینان دنبال فرصت هستند تا با حرکات غیراخلاقی و غیر اسلامی و با تهمت و دروغ به هر نحوی که شده رقیب را از میدان به در کنند. زنده باد بر میرحسین که حقیقت را فدای مصلحت نمیکند
حرف دل ما بود این ، تشکر از سایت کلمه و درود بر میر حسین موسوی . مردم به خاطر همین تفاوت هاست که میر حسین رو از صمیم قلب دوست دارند .
درود بر میر حسین موسوی
احسنت احسنت فوق العاده بود.
الطرق الي الله علي عدد انفاس الخلانق. فكر نميكنم كه يك روش را بتوان بعنوان روش درست انتخاب كرد. مثلاً صلح حسني درست است يا قيام حسيني؟ فكر كنم كه تابع شرايط، تابع شخصيت كنشگران سياسي، تابع آگاهي و آمادگي مردم و خيلي چيزهاي ديگر است.
آخی
جووونم بخواب عزیزم بخواب
خوب میشی ایشالله
به بازیگران فیلمهای این دو عزیز اشاره نکردید
حتما اینم یه فیلم دیگه است
چند قسمته؟
من ایشان (آقای رجایی) را خیلی دوست دارم/حرف دل می زند/خدا حفظش کند
آبرویش را بریز! عنوان مقاله ای از محمد مطهری بود که کاش هاشمی مفاد آن را رعایت می کرد و آبروی آن برادران … را بین مردم می برد تا ریشه هایشان اینقدر محکم نمی شد که با چماق به جان ملت بیفتند و از آنها تشکر هم بشود!! یاللعجب
شرایط مختلف برخورد های مختلف می طلبد. از شما خواهش می کنم با ارائه برداشت های نا صواب دل اصلاحطلبان را نلرزانید.
من گمان نکنم هیچ کدام اشتباهی عمدی مرتکب شده باشند، خاتمی آن زمان اینطور به مصلحت دید و این گذشتهای او که همین یکی و دوتا نبود ، جنجالهای تصنعی کشور را می خواباند و آرامشی را که مردم لازم داشتند و سودجویان نمی پسندیدند به جامعه برمی گرداند.
موسوی هم اینک سخنانی سرتا منطق می گوید و نظر هر بیطرف باوجدانی را به حمایت خود جلب می کند. او تنها بخشی از حرف دل گروههای مردم را می زند.
گرچه به اقتضای انسان بودن در رفتارها و اعمال جزئی ایشان مثل همه ما اشتباهاتی هست اما فکر نمی کنم استراتژی کلی شان اشتباه بوده باشد. والله اعلم.
اما حرف حق را باید گفت
و به یاد داشته باشید که این حق مردم است نه حق کسه دیگه ای که پنهان کاری بکنه
آقای هاشمی باید اگر حقیقتی بود می گفتند و اگر نمی خواستند که نا مردی نباشد از انتخابات کناره گیری میکردند
همانطور که الان هم در مورد هایی سکوت کرده اند .باید به یاد داشته باشند که اسرار ملت ایران را ملت باید بداند نه اینکه مصلحت
یا حسین میر حسین
زمان آن رسیده که مردم با علم بر اینکه چه اتفاقاتی افتاده تصمیم بگیرند و آبرو داری خیانت است به ملت
نخیر، این ایراد به این بزرگواران وارد نیست، هم به دلیل شایبه نفع شخصی، هم به جهت مصالح عالی نظام. اما اینجا محل ورود مقام ولایت و به تبع ایشان قوه قضاییه بوده است.
جناب کلمه،من بارها در نظراتم همین موضوعات را گوشزد کردم و شما سانسور کردین،خدا رو شکر که آقای رجایی حاشیه ی امنیتی دارند یا شاید هم ما را به حساب نمیآورید ولی خُب ایشان چون تحلیل گر هستند حساب دیگری روی ایشان باز می کنید.
به هر حال مهم بیان حقیقت هست که گفته شد.
قبلاً هم به شما عرض کردم،بیان حقایق(هرچند تلخ و بر علیه جبهه ی خودی) باعث پویایی جنبش می شود،سعی کنید اینو باور کنید.
آقای خاتمی به عنوان رییس جمهور و آقای کروبی به عنوان رییس مجلس و آقایان اصلاح طلب به عنوان نمایندگان مجلس و مشاوران رییس جمهور در دوران طلایی اصلاحات فرصت سوزی های زیادی کردند، خود همین آقای سعید حجاریان برای چی از سعید عسگر گذشت و او را بخشید؟؟
مگر اینکه داستان چیز دیگری باشه و دست آقایان با هم توی یه …….
و برای همین بود که محکم پای آقای مهندس موسوی ایستادیم،چون ایشان از یه جنس دیگری هستند و قابل مقایسه با آقایان نیستند،با هیچکس تعارفی ندارند و هیچ انگی هم به ایشان نمی چسبد،همیشه سرافراز بودند.
پیشاپیش از اینکه نظرم رو مقله خواهید کرد صمیمانه تشکر می کنم.
موسوی را به خاطر آیینش دوست دارم که اینگونه ایستاده و عقب نشینی نمیکند
پدرم میگفت لباس رزم حضرت علی (ع) پشت نداشت چون هرگز فرار نکرد و مردانه میجنگید
من هر سه را دوست دارم
جنبش بخش بزرگی از وجودش را مدیون آقای خاتمی است
فراموش نکنیم استراتژی میتواند متفاوت باشد، به هیچ یک ایرادی وارد نیست
اصلا هم حق نبود آقای رجائی یکطرفه قضاوت کردند،میشه گفت اگه امام حسن سکوت نمیکرد،امام حسین و یارانشون شهید نمیشدند ،این چه حرفیه؟امروز مردم آگاهتر شدهاند، و در نتیجه بیشتر از حق خودشون دفاع میکنند ،مقایسه اصلا خوب نیست و سرزنش کردن دیگران،هیچ دردی رو دوا نمیکنه ،با اینکه عاشق میرحسین هستم ،اما آیا این سزاوار هست که بگیم میرحسین عزیز اگر بیست سال سکوت نمیکرد اینها انقدر پررو نمیشدند یا بگیم چرا میرحسین عزیز که انقدر عظمت و ابهت داره چرا زودتر به میدان نیامد؟ نه اینها همان دوستیهایی هست که از روی یک طرفه قضاوت کردن بوجود میاید،خاتمی عزیزه و دلیلی نداره که خاتمی یا رفسنجانی یا کروبی مثل میرحسین عزیز نگاه کنند ،اینها برای ما گنج هستند چون هرکدومشون یک جواهر کمیاب هستند که در جاهای متفاوت خودشون رو به ملت نشون دادند.میرحسین باید بیست سال سکوت میکرد که امروز قدر این گنج الهی دانسته بشه،من که از نوشته آقای رجایی حال نکردم یعنی به دلم ننشست با اینکه واقعیت بود اما یک سویه بود ،مثل دو نفر که در یک شب بارانی از یک پنجره به بیرون نگاه کنند ،یکی آسمان آبی و پر ستاره و زیبا رو ببینه ،اون یکی دیگه زمینی پر از گٔل و لای رو ببینه،هر دو واقعاً میبینند اما دید و نگاه متفاوت است.
باید نقد را پذیرفت
انصافا این موارد را تک تک اکثر اصلاح طلبان قبول دارند؛ هنر شما در کنار هم قرار دادن این موارد بوده.
میتوان شمه ای از غرور را در رفتار نمایندگانی که هنوز فرصت اصلاح داشتند ، اما استعفا دادند (تا جایگاه خودشون پیش مردم ضربه نبینه)
…
دید!
باید از خود گذشت..
میرحسین عزیز ، شاگرد خمینی کبیر است ، انتظار ها هم از او بیشتر است
دوستان همه باهم دعا کنیم خدا توفیق هدایتش رو از این مرد بزرگ نگیره
با سلام به عزیزان همیشه منتقد
دوستان میخواهم بدانم ایا این اقای خاتمی نبودند که دست نااهلان را از وزارت مربوطه کوتاه کردند. ایا در زمان رییس جمهور محبوب و مردمیمان اقای خاتمی انهمه اشکال تراشی و اخلال در جهت تخریب چهره ایشان صورت نپذیرفت ؟ ایشان همواره مقاومت کردند. اگر ایشان شکایتشان را پیگیری میکردند کدامین دادگاه پاسخگو میبود مگر نمیبینید با چه کسانی طرفیم؟ در ان زمان ایشان باید یک تنه با اینها روبرو میشدند. جنایتکار یا جنایتکارانی که قصد جان اقای حجاریان را داشتند اکنون کجا هستنتد؟ ایا همانها نیستند که دوباره ماهها ایشان را در بدترین شرایط با وجود اینکه یکبار قصد جانشان را کرده بودند در بازداشت نگاه داشتند. چه میگویید؟ شکایت اقای تاجزاده به کجا رسید؟ همکاران خاتمی عزیز کجا هستند؟ خواهش میکنم چشمهایتان را باز کنید و به جای اینهمه وصله چسباندن به حامیان مردم کمی هم از دشمنانشان انتقاد کنید .
درود بر راه سبز امید و رهروان سبز اندیش ایران زمین:
خاتمی و موسوی ورهنورد و کروبی.
زنده باد دوست عزیزم (زنده باد سبز) اصل کلام را شما گفتید .
میمیرم واسه همه ی انسانهای آزاده و رو راست و مرد به معنای واقعی….
همه مردان بزرگی هستند و میبینیم که نه تنها پشت آقای موسوی را خالی نکردند بلکه حمایتهای همه جانبه از ایشان به عمل آوردند تا حقانیت موضع این بزرگوار را همه درک کنند.
برادران لاریجانی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خاتمی 21 میلیون رای مردم پشتش بود چرا حرف نزد اون زمان؟ حالا که بالا خره داریم تاوان میدیم چه اون زمان چه الآن؟؟؟؟
دنیایی از معنی در همین چند سطر نوشته آقای رجایی وجود دارد که متاسفانه هنوز بعضی ها بدلیل وابستگی های دسته ای و یا علاقه شخصی به این و یا ان فرد از درک ان غافل اند. هر فرد تا آنجا که مسله اجحافی شخصی نسبت به وی صورت گیرد میتواند تا آنجا که گذشت و بخشش وی سبب بدعت گذاری بدی برای شخص خاطی و عادت به تکرار ان نسبت بدیگران نگردد و تا آنجا که عمل شخص خاطی منافع عمومی را نقض نکرده باشد میتواند از حق خود گذشت کند. در مورد آقایان خاتمی و رفسنجانی هیچکدام از این معیار ها صادق نیست. آنها یا در پستهای خدمات عمومی (ریاست جمهور) و یا در راه تصدی ان بنمایندگی ا طرف مردم مشغول و یا حرکت میکردند. آنها حق گذشت حقوق مردم را خصوصا در ارتباط با افراد خاطی که به این آرا و یا اعتماد بعمل آمده مردم خیانت کرده بودند نداشتند. هر رهبر و یا نماینده مردمی که از آرا مردمش نتواند صیانت کند، بطور حتم در آینده هم در جهت خواست مردمش نخواهد بود. دوستی سخن از امام حسن و امام حسین بمیان آورده اند. اما آیا اندوست توجه کرده اند که هردوی ان امامان در پی اخذ بیعت مردمشان بودند، و اگر چنین مسولیتی بر عهده آنها گذاشته میشد هرگز از صیانت ان با هیچ قیمتی شانه خالی نمیکردند، همانگونه که اما حسین نهایتا مجبور به مقابله با لشکریان یزیدی شد. درست به اطراف نگاه کنید، و جریانات چند ماهه اخیر را از نظر بگذرانید. قبول که مسائل دیگری از جمله حمایت های غیر قابل قبول از سوی بعضی منابع و مراکز بعمل آمد، اما اگر در زمنی که میبایستی ان ایستادگی ها صورت میگرفت، این مقامات و منابع و مراکز هم جرات انجام این اعمال خطا را نمی یافتند.
من توی یک کشوره غربی زندگی میکنم از وقتی که اینجا اومدم واقعا از پیشرفته روبه جلو و موفقیتشون هجو واج موندم. یک روز با رییسم سره میز شام بودیم خیلی زن روشن فکر ودنیا دیدهی هست . بهش گفتم همش دارم فکر میکنم چرا سازمان شما اینقدر خوب و مثبت رو به جلو پیش میره ولی تو کشورهای در حال توسعه مردم انگار فقط دوره خودشون میچرخن بعضی موقع هم عقب میرن و اونجاها پیشرفت کند هست . حرف قشنگی زد. گفت: “من توی مسافرت هم متوجه یک تفاوت عمده بین فرهنگ غرب وشرق شدم. در کشورهای شرقی اگر کسی خطایی بکنه باقی سکوت میکنن چشم پوشی جز فرهنگشون هست و بد میدونن بگن فلانی چرا این کارو کردی. ولی ما سکوت نمیکنیم .به عنوان مثال اگه من ببینم تو یک کاری رو خراب انجام دادی صدات میکنم دفترم میگم فلانی این کارت صحیح نیست. و همونجا ازت میخاهم بهم بگی چطور از تکراره این اشتباه جلوگیری میکنی و بد همه باید مواظب باشیم این اشتباه تکرار نشه حتا از سوی بقیه هم تکرار نشه و در مورد این قضیه آموزش میگذاریم قانون میگذاریم . اما شرقا میگن نه بد میشه هیچی نگوبعد دوباره همون اشتباه هی تکرار میشه. “
درود بر میرحیسن عزیز!
فکر میکنم همون 8 سال خاتمی مردم برای این روزها آبدیده کرده، برای پیروزی مردم و میرحسین دعا میکنم
اگر هم هر دو نفر آقایان موضوع را افشاء می کردند تغییری در شرایط بوجود نمی آمد. مگر با افشاء ترور کنندگان سعید حجاریان تغییری ایجاد شد؟ می بینید که اخیراٌ سمتی را نیز در بسیج گرفته است. لذا باید توجه داشت که آب از سرچشمه گل آلود شده است.
با سلام خدمت همه دوستان
از نظر بنده اخلاقیات و سیاست هزگر در یک راستا قرار نگرفته و نخواهند گرفت، این مسئله یک بعدی سیاسی دارد که اکثر افراد با دید اخلاقی به آن نگاه می کنند و باید مسائل مطرح شده آقای رجایی در ظرف زمانه خودش بررسی شود و با توجه به رویدادهای اخیر نمی توان بازخورد سیاسی آن مسئله در گذشته را در حال حاضر برداشت کرد.
و در نمای کلی آقایان هاشمی و خاتمی صلابت میر حسین عزیز را نداشته و نخواهند داشت و قیاس به نفس این افراد اساسا اشتباه است.
آقای خاتمی یک تئوریسین و اندیشه مدار محض، آقای هاشمی یک سیاست مدار مجرب، آفای کروبی یک مبارز انقلابی اما میر حسین عزیز فازغ از تمام این مسائل یک دولتمرد است که شاخص های سیاسیت اخلاق مدار را در کارنامه خود جای داده است.
در این صفحه شطرنج سیاسی سبزها به تمام سلیقه ها احتیاج دارند تا به بلوغ و بالندگی مضاعف برسند و این موءلفه جنبش سبز را در متمایز از تمام حرکت های دمکراسی خواهانه تاریخ ایران و دنیا ساخته است.
نکته ای آخر اینکه ما باید در ایران به این ظرفیت برسیم که اگر نیروهای مادی و معنوی را به جای خودش بکار بگیریم و هرگز نیروهای کشور را با خظر حذف قرار ندهیم ولو عامرین به انحراف و خطا را.
به امید فرا رسیدن روزی که تمام ایرانیان با هر سلیقه و فکر به عقاید و باورهای یکدیگر احترام گداشته و به زعم آفای خاتمی تکثر گرایی جایگزین تک صدائی گردد.
بهترین دلیل بر صحت نوشته آقای رجایی دیدار نوه امام از آقای تاجزاده است. اگر قرار بود که حقیقت و درستی با مصلحت اندیشی معامله شود ایشان یعنی نوه امام میبایستی از انجام این ملاقات صرفنظر میکرد. این دقیقا همان روشی است که آقایان خاتمی و رفسنجانی در برخورد با تمامیت خواهان… مسلط بر سرنوشت مردم در پیش گرفتند. آقای رجایی شیرمادرت حلال تو با کلماتی ساده الهه لازم بود بگویی گفتید.
عليرغم اينكه آقاي خاتمي را از ته قلب دوست دارم ولي انتقادات زيادي هم به ايشان دارم كه شما بخشي از آنرا بيان كرده ايد.
با عرض سلام ,من از هواداران آقاي احمدي نژاد بودم و تا مدتها بدون اينكه از نظرات آقاي موسوي در مورد مسائل بعد از انتخابات آگاه باشم در مورد ايشان غيبت هاي زيادي كردم و تهمت زدم. تا اينكه توسط يكي از هواداران ايشان جوابهاي آقاي موسوي به سؤالهاي آيت الله نوري همداني را ديدم و تازه متوجه بعضي ديدگاههاي آقاي موسوي در مورد مسائل اخير شدم.حالا اگر ممكن است مي خواستم از ايشان حلاليت بگيرم.
محبت كنيد اين مسئله را با ايشان مطرح كنيد و حتما جوابم را بدهيد.
من هر سه نفر را دوست دارم، اما به اولويت اول خاتمي دوم ميرحسين (شيرحسين) سوم هاشمي اما فكر مي كنم هر سه بزرگوار در مقطع زماني خودشان اشتباه نكرده اند. ولي از آقاي هاشمي بسيار انتقاد دارم آن هم بخاطر اين است كه چرا در مرحه دوم انتخابات سال 1384 كه اين همه به ايشان گفته شد بيا و كنار بكش ايشان به حرف دوست داران انقلاب گوش نداد و با نامه استعفا وارد دفتر شدند و با همان نامه از دفتر خارج شدند. اين است دليل ناراحتي من از ايشان. البته مي توان گفت اگر ايشان اين كار را كرده بود هم هيچ اتفاقي نمي افتاد و تقلب كار خودش را مي كرد
به نظر من نیز گذشتهای اقای خاتمی گاهی از حد میگذشت و مرا همواره به یاد ضرب المثل ترحم بر پلنگ تیزدندان ستمکاری بود بر گوسفندان میانداخت . به نظر من هم با تمام ارادتی که به ایشان داشته و دارم انسان حق ندارد از مسائلی که به یک ملت مربوط است گذشت کند و ایشان نبایستی از حق مردم ایران گذشت میکردند.
سلام
این نوشته من را به یاد یکی از شماره های مجله ای توقیف شده ای شهروند انداخت که در آن شماره بخصوص با دختران آقای هاشمی مصاحبه های جالبی شده بود آقای هاشمی در جواب یکی از دخترانش در رابطه با دستگیری و بعد مرگ آقای لاهوتی علیرغم آنکه می دانست به ناحق به آن سرنوشت دچار شدنددر برابر بی قانونی عده ای … به مصلحت انقلاب سکوت کرد و این عین جمله ای بود که به دخترشان گفتند سکوت بخاطر “مصلحت انقلاب و نظام ” و امروز …
ايستادگي و مقاومت ميرحسين عزيز ما مثال زدني است
سالها يعني از وقتي كه فهميدم معناي حق و نا حق چيست به دنبال كسي مي گشتم سر حرفخود بماند نه اينكه حقايق را فداي مصلحت بكند بلكه مانند مريدي از مريدان علي (ع) هيچ حقي را فداي مصلحت نكند
وقتی حکومت تماما دروغ می گوید صحنه هایی را می سازد و اسمش را می گدارد کارناوال عاشورا یا غیره خواستم بگم راحت ترین کار اینه که مردم به دل خودشان مراجعه کنند واقعا می فهمند که حق لاقل الان با کیه… سبز باشید…
به نظر من آقای خاتمی یک چیز را یاد داد به من و آن اینکه ممکنه با راه درست کوتاه مدت نتیچه نده دلی بالاجره تاثیر می کنه… ما راهتان را در کنار شما ادامه می دهیم به امید پیروزی…