اشتباه از خاتمی و هاشمی بود یا از موسوی؟
چکیده :چرا درسال 1376 در دور اول انتخابات ریاست جمهوری اش که آن همه گزارش تخلف از استاندار لرستان به نفع رقیب او در انتخابات بعضی از شهرهای استان لرستان به وزارت کشور شد ایشان بمحض اینکه وزارت کشور پیروزی او را در انتخابات اعلام نمود از شکایت خود صرف نظر کرد.توگویی این تخلف یک امر شخصی بوده و ایشان حق گذشت از کسانی را دارد که در کسوت نمایندگان و مسؤلان دولت رسماً به نفع رقیب او در انتخابات دخالت و تخلف کرده اند! ...
کلمه-غلامعلی رجایی:ساعت ده صبح شنبه ای که برما گذشت یا ما از آن گذشتیم! بر و بچه های ایثارگر شهرک محلاتی وغیرمحلاتی با همسر و فرزندانشان با جناب آقای سید محمد خاتمی در دفتر ایشان در خیابان یاسر دیداری داشتند که من هم در آن حضور داشتم.
ظهرامروز پنج شنبه در راه مسجد امام حسن شهرک، یکی از کسانی را دیدم که در این ملاقات حضور نداشت.او در پاسخ این سؤال من که پرسیدم در ملاقات نبودی، گفت نه عمداً نیامدم و ادامه داد چون آقای خاتمی را نسبت به دو مسأله قبول ندارم و می ترسم اگر به اینگونه جلسات بیایم با او برخوردی پیش بیاید.
پرسیدم،کدام مسأله؟گفت یکی اینکه چرا درسال 1376 در دور اول انتخابات ریاست جمهوری اش که آن همه گزارش تخلف از استاندار لرستان به نفع رقیب او- جناب آقای ناطق نوری – در انتخابات بعضی از شهرهای استان لرستان به وزارت کشور شد ایشان بمحض ا ینکه وزارت کشور پیروزی او را در انتخابات اعلام نمود از شکایت خود صرف نظر کرد.توگویی این تخلف یک امر شخصی بوده و ایشان حق گذشت از کسانی را دارد که در کسوت نمایندگان و مسؤلان دولت رسماً به نفع رقیب او در انتخابات دخالت و تخلف کرده اند!
پرسیدم ، دوم؟گفت دوم اینکه پس از اینکه عده ای در سال 1376 کارناوال عاشورا را با آن فضاحت آشکار و در پوشش طرفدارای از ایشان و در عمل علیه وی در تهران به راه انداختند با اینکه بعداً معلوم شد برپاکنندگان کارناوال شادی در ماه محرم چه کسانی و متصل به چه جایی هستند باز از خود گذشت نشان داد.
داشتم به حرفها و انتقاداتش به جناب خاتمی فکر می کردم که حرف آخر را زد وگفت: بنظر تو اگر این گذشتهای بیجای خاتمی نبود الآن عده ای اینگونه جرئت تاخت و تاز در کشور پیدا می کردند؟حرف حقی زد که برای آن پاسخی نداشتم.
حرفهایش که تمام شد به یاد حرفهای یکی از دوستان نزدیکم که با آیت الله هاشمی رابطه نزدیکی دارد افتادم که چند ماه قبل به مناسبتی به من می گفت درانتخابات سال 1384 که آن همه شب نامه مملو از تهمت و افترا و دروغ از سوی بعضی از هواداران رقیب انتخاباتی آقای هاشمی در سرتاسر کشور چاپ وتوزیع گردید با تلاش نیروهای امنیتی کسانی که میدان دار تهیه وتکثیر و توزیع این شبنامه ها بودند دستگیر و به خطای خود اعتراف کردند که از اعتراف آنها تصویر برداری شد.
این برادر صادق! می گفت در آخرین برنامه ای که قرار بود آقای هاشمی با مردم در تلویزیون سخن بگوید من هم همراه ایشان در استودیو حاضر بودم و سی دی این اعترافات را با خود داشتم. قرار بود آقای هاشمی به این مسأله اشاره کند وسی دی مربوطه را که در جلوی میز او بود به مردم نشان بدهد و آنان را نسبت به عاملین تهیه و توزیع این شبنامه ها آگاه کند.
این برادر می گفت هرچه من که پشت به دوربین و درست در مقابل ایشان نشسته بودم اشاره می کردم به سی دی اشاره کند، نکرد و در نهایت وقت ایشان هم به آخر رسید. پس از پایان برنامه که داشتیم صدا وسیما را ترک می کردیم با ناراحتی از ایشان سؤال کردم چرا به سی دی اشاره نکردید و فرصتی به این طلایی را از دست دادید؟ پاسخ تکان دهده ای به من داد وگفت دیدم انصاف نیست با این افشاگری برادران … برای اینکه من رأی بیاورم در بین مردم بی آبرو شوند!
دو مسأله آن برادر! با این یکی این برادر! که برای من تعریف کرد شد سه مسأله !
اکنون ، برخی از متخلفان ذکر شده در سه مسأله آن دو برادر در سه دوره قبل ریاست جمهوری بر مسند کار ومسؤلیتند پرسش مهم این است آیا آقایان خاتمی و هاشمی با گذشتی که در باره متخلفان انتخاباتی از خود نشان دادند و مسأله را شخصی و سلیقه ای فرض کردند اشتباه کرده اند یا مهندس موسوی که مسأله را هرگز شخصی نمی داند و بارها گفته و می گوید که حاضر است به شرط اقناع درست مردم از حق شخصی خود بگذرد و این چنین مصمم بر موضع خود ایستاده وپ هنوز که هنوز است با پرداخت این همه هزینه که شهادت خواهر زاده اش سید علی موسوی بخش کوچکی از آن است به نمایندگی از میلیونها شهروندی که به او رأیی سبز داده اند همان حرف عصر و شب انتخابات را که با نگرانی هرچه تمام تر بصورت کتبی و تلفنی و اعزام نماینده با مقامات عالی کشور در میان نهاد می زند که … .
مطلب مرتبط:
نه،مطلب این نبود برادر!+














به نظرم در ان دوره تصمیم درست بود و الان هم درست شاید موسوی هم بود آن موقع همان تصمیم را می گرفت
نكات پندآموز و انديشناكي در اين نوشتار بود.آب رفته به جوي بر نمي گرده اما از اكنون مي شه شفاف تر و جدي تر با اينگونه موضوعات برخورد كرد تا مردم عادي هم بيشتر و بهتر بدانند.
قبول کنید تو این هم فشار برای اختلاف افکنی ها کارتون غیر اخلاقیست هرکسی و هر امری باید تو ظرف خودش سنجیده شه چرا چرا از خاتمی ما انتقاد می کنید با اونهم بزرگواری ذاتی این سید رحمت؟کاش زودتر بردارید این مقاله رو .
به نفسم قسم قطره قطره خونم را نثار راه رهبرم میرحسین عزیز خواهم کرد
كاملاَ به جا و درست است. از اين نوشته بسيار خوشم آمد كه حقيقت را گفته اند. گذشت براي كساني خوب است كه شرم و حيا و ايمان داشته باشد و خطايشان از روي عمد نباشد نه براي كساني كه با برنامه ريزي و آگاهي كامل از عواقب كارهايشان آنرا انجام داده اند. همين كوتها آمدن هاي اين آقايان بود كه درجه ي وقاحت آنان را زيادتر كرد و كار را به جايي رساندند كه در برابر ديد ميليونها نفر بازهم آن دروغها و تهمت ها را تكرار كردند. همين كذشتهاي بي دليل آقاي خاتمي بود كه در آخر لقب شاه سلطان حسين را براي ايشان به ارمغان آورد. ميحسين مرد حق است كه در برابر ناحق كوتاه نيامد و نحواهد آمد.
هم آقای خاتمی کار درستی کردند و هم آقای موسوی. 76 و 88 دوازده سال باهم اختلاف دارند. دو تاریخ با شرایط متفاوتند.
بابا بی خیال انگار شما یادتان رفته در انتخابات دوم خرداد و بعدش چه جوری بنده خدا آقای هاشمی را کشتید و لقب عالیجناب سرخپوش که از آسمان به مردم نازل نشد همین آقایون اخلاق مدار تو روزنامه های زنجیره ای پدر این مرد را در آوردند
خودمون احمدی نژاد بد ولی واقعا رفتار شما در انتخابات اخلاقی و انسانی بود من به میرحسین رای دادم ولی قبول کنیم که ما فرشته و اونا شیطان نیستند
من هم معتقدم هر دو عزیز کار درستی کردند با این تفاوت که میرحسین الان رسالتش خیلی سنگین تر و روشنگرانه تر است.
در زمان معاویه، امام حسن (ع) با او صلح کرد چون شرایط اون طور بود ولی امام حسین دیگه نباید صلح می کرد، بلکه باید با جهاد و افشاگری یزید را رسوا می کرد.
اشتباه هردو این بود که در این عرصه وارد شدند و برای جمعی جایر در داخل و خارج آبرو خریدند. اگر مملکت را به حال خود گذاشته بودند و انقدر اصرار نمیکردند که مردم را به انتخابات و دلسوزان را به مشارکت دعوت کنند تا حالا تکلیف همه معلوم بود!
به گمانم اشتباه از “محسن رضایی” بود….
با همه ی اختلافات و احترامی که با او درام
اما به گمانم اگر ایستده بود…. اگر در روزگاری که کروبی و میرحسین آبروی خود را گذاشتند و ایستادند، او هم ایستاده بود، قصه بسیار فرق میکرد….
جناب سید نادر !
پیامبر خدا از قاتل عمویش گذشت و او را قصاص نکرد و کوچکترین آزاری به او نرساند. تنها از او خواست که روبرویش ظاهر نشود چون او را بیاد سیدالشهدا حمزه می انداخت. پدرو مادرم به فدایش! بنابراین گذشت همه جا مورد دارد حتی در مورد قاتل عموی رسول خدا. چه برسد به ماها که سرتا پا غرق گناهیم.
خاتمی بهترین کار و درست ترین کار را کرد. خاتمی چهره اش، سخنش و رفتارش همه نشان از آرامش روحش می دهد و این نیاز دیروز و امروز مردم ماست. آرامش!!! نمی خواهم تملق بگویم. ایشان بارها این حالت خود را بروز داده در مواقع گوناگون. بنابراین این قیاس کلا بی معنی است. میرحسین شخصیتی و خاتمی شخصیتی دیگر است. انشاالله در راه حق استوار باشند.
ضمنا با نظر “”” سبز غریب””” کاملا موافقم. ای کاش امثال ایشان بیشتر بودند.
با خوندن این مقاله یاد صحبت میرحسین رئیس جمهور عزیز در مناظره انتخاباتی افتادم. اونجا که خیلی رک و صریح خصلت اصلی حاکمان کنونی ایران رو به مردم گفت، به این مضمون که” اینها کسانی هستند که راست راست توی دوربین نگاه میکنند و دروغ میگن”
بله میرحسین کانون اصلی همه مشکلات مردم رو به خوبی شناخته بود و برای مبارزه با این کانون فساد پا به عرصه گذاشته بود.اینکه دروغ و تقلب و جنایت مباح میشه وقتی که کسی که ناخدای اینهاست از این مفاسد خم به ابرو نمیاره و این چاپلوسان ثناگو را بر مومنان حقگو ترجیح داده…
سخنی هم با معاویه های زمان که “معاویه وار” شهره شان و بهترین تمثیلشان شده: آنان که اکنون خشنودند که بسیاری بیگناه را بیرحمانه و ظالمانه در بند کردند و شکنجه کردند و زدند و کشتند و چون فاجرانی که خدا معرفی شان کرده اخبار دروغ پخش کردندو تهمت به مومنان بستند و به آرامش پیش از طوفان دلخوشند.
به قول آقای هاشمی که در نامه مهمشون گوشزد کردند: که سرچشمه شاید گرفتن به بیل…چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
منهم به این آقایون میگم که هر چیزی که خلاف طبیعتش رفتار کنه خودبخود نابود میشه. آیا میشود انقلابی که بر پایه حق و آزادی و راستی پیروز شد خلاف طبیعتش به پیش رود؟ حتی اگر به روی خودشون هم نیاورند و خودشون رو پیروز بدونند شکست خورده هستند چون راستگو به دروغ شناخته نمیشه و مومن به ظلم. همانطور که انقلاب به تقلب و دیکتاتوری و سانسور و دروغ شناخته نمیشه.چون طبیعت انقلاب این نبوده و همین آقایون مثلا انقلابی دو آتشه اکنون که به انقلابیون اصیل ما میتازند بزرگترین براندازان این انقلاب بودند و هستند.
به قول موسوی عزیز خطر انحراف انقلاب تا بدانجا پیش رفته بود که سکوت کردن جایز نبود و آمدن برای نجات این کشتی دور شده از مسیر طبیعی اش بالاترین وظیفه و مسئولیت بود.
جمله طلایی میرحسین عزیز خطاب به احمدی نژاد و باندش” ” آقایون راست راست به دوربین نگاه میکنند و دروغ میگویند” “
غلامعلى هم چنان در ارزوى دستگيرى.
آقاي هاشمي سياستمداري با مروت است و آقاي خاتمي سياستمداري اهل مدارا.آنانكه با هاشمي بدي كردند دوستانش بودند ولي آنانكه با خاتمي بدي كردند از دشمنان او بودند و در اين بين مردم دخالتي نداشتند فلذا عكس العمل اين دو سياستمدار به درستي اتخاذ شد كه با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا.
ولي عده اي با مردم بدي كردند و عكس العمل ميرحسين نيز به درستي اتخاذ شد كه اگر آن دو بزرگوار هم جاي مير حسين بودند چه بسا همين رويه مير حسين را اتخاذ مي كردند.
مير حسين مي گويد من آنجايي هستم كه مردم هستند.او مردم را دنباله رو خود نمي خواهد بلكه خود دنباله رو مردم است.
از سوي حاكميت به مردم ظلم شد و تاكنون حاكميت از مردم عذرخواهي نكرده است و مير حسين هم كماكان پاي حرف خود مردانه ايستاده است.
از اينكه تو كشورم يكي پيدا شد راست ميگه،حق و ميگه نمي ترسه،واسه پست و مقام نيست،
دنبال حق مردمه به خودم افتخار مي كنم
قديما بابام در موردش خيلي مي گفت اما نديده بودمش،تا كه اومد
واسه مردم،واسه ملتش،واسه همه خوبيها،واسه اينكه سياهي سبز شه،
ولي…
دلم گواه مي ده اين اشكاي اقيانوس سبز بي جواب نمي مونه
الان كه حقش ضايع شده محبوبتره شايد چون مثل امام حسين مظلومه نمي دونم…
من فکر نمی کنم زیاد فرقی می کرد . مگر حمله کنندگان به اقای حجاریان که به دادگاه رفتن چه اتفاقی برایشان افتاد ؟ دادگاههایی مثل این انقدر برگذار شده اند که نشانه خروار باشند
کاش آنقدر که از برای رقبای سیاسی خود مراعات کردند، به فکر جوانان و نوجوانانی بودند که به دنبالشان روانه شدند و جان و مال و آبرو و پدر و فرزند فدای شعارهاشان کردند. کاش در کنار عیادت از شیخ یزدی یک سری به کهریزک و اوین زده بودند.
درود بر سبز قامتان ایران : هاشمی ، خاتمی ، کروبی ، موسوی ، سید حسن خمینی ، صانعی ……..
با سلام به دوستان عزیزم
1- نقد و انتقاد از خودمان بسیار عالی است. انتقاد از خودمان و همراهانمان باعث می شود که اشتباهات را تکرار نکنیم.
پس انتقاد کنید. اشتباهات بزرگان را مطرح کنید. اگر امیرالمؤمنین علیه السلام خود را از شنیدن سخن حق بی نیاز نمی داند(خطبه 216 نهج البلاغه) هیچ کس دیگری هم خود را به بلندی مقام آنجناب نمی داند که از سخن حق بی نیاز باشد.
2- اما لازم نیست هر نقد و انتقادی می شود همه بپذیرند. در برابر هر نظری ممکن است دهها نظر متفاوت ابراز شود چنانکه در این صفحه و صفحات دیگر این سایت می بینیم.
با هم بحث کنیم و مشاجره نکنیم.
3- هر حادثه تاریخی را باید در شرایط خودش سنجید. مقایسه عملکرد دو فرد یا دو گروه یا دو ملت در شرایط کاملن متفاوت ، غیرعاقلانه است.
ما حتی فرزندانمان را که در یک خانه و در یک شرایط بزرگ می شوند با هم مقایسه نمی کنیم.
یک زمانی خاتمی بخاطر مردم و آرامش و امنیت کشور گذشتهایی کرد و یک زمان موسوی بخاطر مردم و سعادت کشور دیگر سکوت را جایز ندانست. هر دو این ها به نظر درست می رسند.
فراموش نکنیم که موسوی علیرغم اصرار وسیع دوستداران انقلاب در سال 75 ،حاضر نشد در انتحابات 76 کاندیدا شود و همینطور در سال 84.
آیا درست است که بگوییم ایشان حق ملت را پایمال کرد؟ مسلم است که ایشان آن زمان این گوشه گیری طولانی را به صلاح مملکت و خود دید و این زمان این همراهی ملت را به صلاح می بیند.
و صد البته هیچ کدام ما نباید به هیچ انسانی نمره صفر یا صد بدهیم.
و اصلن اینقدر درباره شخصیت افراد قضاوت نکنیم چون این قضاوت تنها از سوی “علام الغیوب” صحیح است و ما هیچ غیبی نمی دانیم.
چقدر شما دموکراتین اییینهمه نظر مخالفو چاپ کردین……. دموکراسی زیادی هم خوب نیستا!!!!
منم با نظر ” زنده باد سبز ” و ” سبز غریب” کاملا موافقم. آقای خاتمی کلا مرد صلح و آرامش هستند و قطعا سازشهایی که اون زمان کردن برای بازگرداندن آرامش به کشور بوده. اگر قرار بود ایشون با هر سروصدایی که مخالفانشون راه مینداختن جوش بیارن و غائله ای به راه بندازن که دیگه زندگی برای ملت نمیموند. به نظر من هم آقای خاتمی و هم آقای موسوی تصمیمات درستی گرفتند.
اون آقا یا خانمی که فرمودن چرا از خاتمی ما انتقاد میکنید: دوست عزیز یکی از اهداف جنبش سبز اینه که راه انتقاد از هر شخصی باز بشه. آقای خاتمی که معصوم نیستن چرا نمیشه ازشون انتقاد کرد؟
از ماست که بر ماست
میرحسین مردانگی خود را خوب نشان داد اما فراموش نکنیم اگر نبود خاتمی وپایمردی هایش ما بیداری امروز را هرگز نداشتیم اگر خاتمی بارها جلوی تندرویها را گرفت برای آن بود که نهال نوظهور اصلاحات در هما روزهای اول توسط این اقتدتر گرایان از ریشه کنده نشود خاتمی،خاتم انگشتر ایران است
انشالله خداوند طول عمرت دهد مهندس عزیز
افرین اقای رجائی کاملا حرف دل مرا زدید مدتها بود که این مطلب توی گلویم گیر کرده بود.
من اشكال را از هيچ يك از اين عزيزان نمي دانم، هرسه بر مبناي مختصات فكري خويش انساني ترين كار ممكن را كردند و مي كنند.
اشكال از كساني است كه وقتي انسانيت را از كسي مي بينند به عوض اينكه شرمنده شده و از كار خود پشيمان شوند برعكس پررو مي شوند.
و اشكال بعدي بر ما( عوام ) است كه سعي نمي كنيم اطلاعات درست را به دست بياوريم و پرونده سازي هايي به مانند كارنوال عاشورا بر ما تاثير مي گذارد و اگر هم دسترسي به اطلاعاتي داريم ديگران را آگاه نمي كنيم و سخن خير را پيش خود نگه داشته و شر را پخش ميكنيم.
من فكرمي كنم اگر خاتمي حضور 25 خرداد امسال راپشتوانه خود مي ديدهمين كاري رامي كردكه آقاي موسوي انجام ميده، هرعملي رادرظرف زماني خودش بايدديد.
من هرگز نسبت به مصلحت اندیشی و روشن فکری اقای خاتمی شک نداشته ندارم ونخواهم داشت.ایشان همیشه چهره ای ثابت قدم و شجاع بوده اند.درود بر موسوی و خاتمی
با سلام و تبریک سال نو و آرزوی سرسبزی برای همه ایرانیان عزیز
اگر آقای خاتمی و یا آقای هاشمی سکوت نمی کردند و در برنامه های تلویزیونی سخن می گفتند دیگر عزیر ملت نبودند اصلا در آن صورت چه فرقی با امثال احمدی نژاد داشتند؟