سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » به دستهای چه کسانی دستبد می‌زنیم؛مهندس امیر ابوطالبی بیش از دو ماه و نیم در زندان...

به دستهای چه کسانی دستبد می‌زنیم؛مهندس امیر ابوطالبی بیش از دو ماه و نیم در زندان

چکیده :در سالهای نخست دهه شصت و روزهای ترور و خشونت هدف گلوله منافقین قرار گرفت و یکبار دیگر مجروح...


کلمه: مهندس امیر ابوطالبی بیش از دو ماه و نیم است که در زندان به سر می‌برد و خانواده او به شدت نگران وضعیت او هستند، او از جانبازان و مبارزان انقلاب اسلامی است که در اینجا به بیان گوشه‌ای از سوابق مبارزاتی او به نقل از یکی از اقوام او می‌پردازیم.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، یکی از اقوام ابوطالبی با ارسال متنی با عنوان «به دستهای چه کسانی دستبد می‌زنیم؟»، نوشته است:

پانزده سال بیشتر نداشت که به صف مبارزین پیوست . سالهای نخست دهه پنجاه ،نوجوان عاشق و دل سوخته‌ای بود که خیلی زود خود را به جمع بزرگترها پیوند زد و بزرگترها چه خوب او را پذیرفتند. با همان سن کم در خانه مادری، بانی برگزاری جلسات هیئتی شد،به نام مکتب قرآن و در اوج سال‌های هراس و زندان و خوف، جمعی را متشکل کرد که تا سالها بعد رفتار و کردارشان، نوحه و نوحه‌خوانی‌هایشان و پاکیزگی و خلوص و ادبشان الگوی شایسته و متفاوتی از عشق ورزی آگاهانه به حسین (ع) را رقم زد.

در جنگ و گریز روزهای انقلاب 57 بینایی یک چشم خود را هدیه کرد. در هنگامه مسجد جامع کرمان هنگام نجات جان مجروحی بر زمین افتاده،خود هدف گلوله قرار گرفت و بر زمین افتاد. اما از این مهلکه نیز جان به در برد. و در غوغای آتش و خونی که چماقداران به پا کرده بودند تن مجروحش را خود به بیمارستان رسانید.

با طلوع خورشید پیروزی، به عشق سازندگی به هر گوشه ایران سر کشید و تا مدتها در محروم‌ترین نقاط این سرزمین به یاری انقلاب پرداخت.

در سالهای نخست دهه شصت و روزهای ترور و خشونت هدف گلوله منافقین قرار گرفت و یکبار دیگر مجروح شد.

اما این‌بار نیز از بستر برخاست و مصمم‌تر از پیش با شوق و لبخند به خدمت انقلاب کمر بست.

بعدها به عنوان نماینده‌ای از بخش صنعت ایران در آلمان به کار مشغول شد.

در حالیکه در طی این سالها هرگز جانبازان ایرانی اعزام به آلمان را فراموش نکرد و در عین حال به تلاش و فعالیت گسترده در مرکز اسلامی هامبورگ و خدمت رسانی به مسلمانان اروپا همت گماشت.

در این میان گروهی از مهاجرین بوسنی و هرزگوین که به دعوت او بر سر سفره یک افطار به یاد ماندنی خانواده‌ها و دوستان و یاران خود را پس از مدتها دوری پیدا می‌کردند، خوش‌ترین خاطره سالهای دوری از وطن را برای او و خانواده‌اش رقم زدند. سالها مهاجرت، اما او را از حضور در جبهه‌های جنگ بازنداشت تا اینکه زخمی دیگر بر جراحتهای پیشین افزود.

در بازگشت داوطلبانه به ایران سالها به عنوان مدیری پر تلاش و کار آفرین عاشقانه به خدمت صنعت و بازرگانی شتافت.

هم اکنون قریب دو ماه و نیم است که همه این تجربه‌ها، عطوقت‌ها و صداقتهایی که در دلی بزرگ و تنی مجروح جمع شده، در سلولی در اوین گرفتار است. همان زندانی که یک روز برای نجات زندانی‌هایش مردانه جنگیده بود.

امروز این رنجنامه را نه تنها برای برادر در بندم (مهندس امیر ابوطالبی) که برای انقلابم می‌نویسم.

تنها نه برای فرزندان منتظرش که برای نگاه‌های شگفت زده و چشم‌های پرسشگر نسلی می‌نویسم که نمی‌دانند جانباز پاکباز انقلاب اسلامی در زندان چه می‌کند؟؟و برای همه پسرانی که پاداش رنج عزیز پدران خویش را نه بی‌ثمر بلکه اتهام و زندان و تنهایی و رنج بپندارند.


3 پاسخ به “به دستهای چه کسانی دستبد می‌زنیم؛مهندس امیر ابوطالبی بیش از دو ماه و نیم در زندان”

  1. هویت گفت:

    من مطمئن هستم برادر ابو طالبی احساس زندانی بودن نداره .چون ازاد اندیشه

  2. هموطن همدرد گفت:

    من با شناختی که از این خانواده پاک و با تقوی دارم یقین دارم که فقط جسم بیمار برادر عزیزمان در بند است او از هر افترا و تهمتی رهای رهاست . برای سلامتی قلبش و تیری که نزدیک ستون فقراتش جا مانده و احتمال فلج شدنش تا اخر عمر میرود همگی دعا میکنیم . وامیدواریم اگر شرایط مطلوبی در زندان ندارد به عنوان فردی که تمام جوانی و زندگی اش را بپای انقلاب وارمانش ریخته است . حداقل نکات پزشکی و سلامتی او در نظر گرفته شود . ولی با 15 کیلو وزنی که از دست داده بعید به نظر میرسد.ای امام رضای غریب ضامن همه
    در بندانمان باش .

  3. چشم انتظار گفت:

    سلامی‌ به پاکی‌ دل همه عزیزان دربند،

    من زبانم قاصر است از گفتن و قلمم قادر بنوشتن نیست،

    مهندس امیر ابو طالبی را سالهای سال هست که میشناسم چرا که از خویشان من است،قسم به خداوند یگانه،در این چند سال عمری که از خدا گرفتم با تقوا تر ،درستکردار تر از او ندید م.البته جز این هم از او انتظار نبود چرا که در خانواده أی تربیت شده است که درس مسول بودن را خوب آموخته است،همیشه وجودش در خانواده مایه افتخار و سربلندی خویشانش بوده و هست،آری او امیر ابو طلبی است،

    با وجود ۲ تیر در بدن ،شیمیای بودن، ناراحتی‌ چشم ، برای خدمت به ملتش همیشه نفر اول بشمار میامد،.نه جای او کنج زندان نیست ،هر چند که او در زندان تنها نیست هم بندانش می‌گویند از سلول او فقط صدای خوش قرآن میاید ،آری او درتنها یی و در خلوت با خدای خود نجوا می‌کند، که باز هم مطمئن هستم او اول برای همرزمانش دعا می‌کند بعد برای خود.امیر جان بردار عزیز در بندم از خدای یکتا می‌خوام هر چه زودتر به‌ کنار خانواده‌ات بازگردی،هرچند که دیگر برای آنها تابی نمانده،