جنبش سبز با کسانی که عقاید ما را ندارند نيز دوست است
چکیده :22 بهمن یک روز جامع و از ایام الله است. با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت باید در اینگونه حرکت ها حضور داشته باشیم/تحولات بعد از انتخابات ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم بازتفسیری نو و زنده از قانون اساسی ارائه کنیم تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند/اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می داند و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داد/جنبش سبز با همه حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند دوست است چون بخشی از ملت ما محسوب می شود/جنبش سبز ملت ایران مستقل، خردگرا و مسالمت آمیز...
کلمه:مهندس میرحسین موسوی تأکید کرد: جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی دهد.
به گزارش خبرنگار “كلمه” مهندس موسوی که در جمع دانشجویان سخن می گفت افزود: دلیل اینکه به جنبش سبز با چنین شدتی هجمه می شود این است که روی مراجع، روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما به صراحت اعلام می دارم جنبش به هیچ وجه به خارج وابسته نیست.
موسوي تاكيد كرد نيرويي كه امروز به صحنه آمده و تنها خواستهاش اين است كه به قانون و به ارزشهاي اصلي انقلاب اسلامي برگرديم كه يكي از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار ميگيرد كه آيا به بيگانه وصل است يا تحت تأثير آنها است يا نيست.
وی افزود: یادآور می شوم این هجمه ها نیز ما را در شعار دچار عدم تعادل نمی کند.
مهندس موسوی22 بهمن ماه را یک روز جامع و از ایام الله خواند و گفت: باید با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت در این گونه حرکت ها حضور داشته باشیم. مهندس موسوی جنبش سبز را جنبش جوانی نامید که جوانان در آن سهم بالایی دارند، اما تصریح کرد: جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.
وی حفظ خردگرایی در کنار شور جوانان را سرمایه ای بزرگ برای کشور خواند و با اشاره به اینکه باید حرکت ناصحانه خود را حفظ کنیم، افزود: حرکت جنبش سبز مسالمت آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.
به گزارش كلمه، مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر محبوب امام خمینی(ره) به شرح زیر است:
دهه فجر را خدمت شما دانشجويان و جوانان عزيز تبريك ميگويم. اين دهه يادآور يك انقلاب بزرگ است. وقتي ميگوييم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت يك طيف، گستره و يا دسته در نظام خودمان مربوط نيست.اين انقلاب يك پديده شگفتآور در دوران خود بود كه آثار بسيار عميقي در سطح جهاني بر جاي گذاشته است.
نكتهاي كه فوقالعاده مهم است اينكه خود انقلاب نتيجه 20 سال تلاش ملت است و اينگونه نيست كه فقط يك عدهاي در يك سال يا در روندهاي محدودي به صحنه آمدند و فداكاري كردند و اين انقلاب پيروز شد. اين انقلاب نتيجه تلاشهاي بيشمار و تجارب فراوان بود. از نظر انديشهاي سابقه موضوع به بيش از چند دهه ميرسد. منتها اتفاقاتي نزديك پيروزي انقلاب در كشور افتاد كه انقلاب را تسريع كرد و وسعت بخشيد و آن را گسترش داد و ما شاهد يك انقلاب عظيم بوديم.
دلايل مختلفي هم براي پيروزي انقلاب در سال 57 ذكر كردهاند، دلايل سياسي، اقتصادي و مهمتر از آن رهبري درخشان حضرت امام (ره) كه نقش بسيار اساسي در اين رابطه داشتهاند. اما هيچيك از اين دلايل نبايد ما را از ريشهها غافل كند. بايد مجموعه عوامل را با هم ديد.
تحليل شعارهايي كه مردم در دوران پيروزي انقلاب و بعد از پيروزي انقلاب سر ميدادند براي ما مهم است، «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» يك شعار كليدي در آن موقع بود كه بايد معناي آن تبيين شود و دلايل تاريخي كه مردم به اين شعارها رسيدند مورد توجه قرار گيرد. اما شعارهاي ديگري وجود دارد كه امروز در سايه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تكميلكننده اين شعار اصلي است.
شعاري انقلابي كه در سايه قرار گرفت…
يكي از شعارهايي كه در راهپيماييهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي مطرح شد، چون در فاصله 22 بهمن 57 تا تقريباً يك سال بعد، هر چند روز يك بار راهپيمايي داشتيم. مخصوصاً در بهار سال 58 اين شعار سر داده شده كه «در بهار آزادي، جاي شهدا خالي»؛ اين شعار را كسي به مردم ياد نميداد، بلكه مردم خود لمس ميكردند كه عدهاي براي آزادي ايستادند و جنگيدند چون يكي از اهداف اصلي انقلاب اسلامي نيل به آزادي بود و حسرت دوستان خود را ميخوردند كه آنها «بهار آزادي» را نديدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اينكه آن موقع باب شد وقتي خانوادهاي شهيد ميداد به او تبريك ميگفتند. به ياد دارم، در بالاي منزل خانواده شهدا پرچم ميزدند. اين مسائل از ابتداي دوران پيروزي انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسيد. ولي در عين حال اين حسرت وجود داشت كه عدهاي از ياران، اين دوران را نديدند.
تدوين كنندگان قانون اساسي به چه مي انديشيدند؟
خود اين شعار به نظر من اگر دقت كنيم و فراگيري آن را لمس كنيم هم در ايجاد و تفسير قانون اساسي و هم در تفسير شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، نقش بزرگي ميتواند داشته باشد.
وقتي به قانون اساسي باز ميگرديم، بسيار مهم است كه فضايي كه منجر به نوشتن اين قانون شد را در نظر بگيريم. دقت در آن فضا منجر به اين ميشود كه اگر شناخت دقيقي از مسئله نداريم، كه اين قانون اساسي چه معنايي دارد، بتوانيم وابستگي و پيوستگي اصول آن را درك كنيم.
به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهميت زيادي دارد. بويژه شعارها و فضاي آن موقع بسيار مهم است. به همين دليل بايد بگويم ما هميشه در معرض اين موضوع هستيم كه وقتي كتاب خدا را تحريف ميكنند، طبيعي است كه ميثاق ملي بشري را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلايل گوناگون از جمله منافع فردي و باندي تحريف ميكنند. اما براي اينكه به آن سرچشمهها برسيم بايد يك بازسازي از آن شرايط در دست داشته باشيم، در عين حال نگاه نو و امروزي خود را هم در اين تفسيرها از ياد نبريم.
حقيقت اين است كه اگر تركيب مجلس خبرگان قانون اساسي و سخنان اعضاي اين مجلس مورد بررسي قرار گيرد، دغدغههايي را نشان ميدهد كه به نظر ميرسد بخشي از آن دغدغهها هنوز وجود دارد و آن دغدغهها در مورد اصول مهمي كه در مورد حقوق اساسي مردم، مسائل اقتصادي و … مطرح بوده و بحثهاي خيلي طولاني را به خود اختصاص داده بيدليل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل يك گفت و گوي وسيع و طولاني تاريخي ميان ملت ما بوده است و اينگونه نيست كه تعداد محدودي از خبرگان بحث كردند و اين قانون را نوشتند. اين مسائل تحت تأثير شرايط تاريخي، گفتمانهاي موجود در جامعه و گفت و گوي ميان احزاب و گروهها بوده است.
اينگونه بحثها بعد از مشروطه نيز در جريان بود. شما اگر به اصول اقتصادي، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصي در قانون اساسي باز گرديد، درواقع نتيجه عمري تجربيات تلخ در رژيمهاي سابق بوده كه چنين كارهايي را انجام ميدادند. لذا به خاطر اينكه برداشت درستي از قانون اساسي و انقلاب داشته باشيم، بايد شرايط آن موقع كاملاً سنجيده شود.
به خاطر دشمني يا منفعتشان حقايق انقلاب و قانون اساسي را تحريف مي كنند
اين موضوع به اين خاطر است كه در شرايط فعلي و وجود فضاي خاص سياسي چه بسا افراد و گروههايي با توجه به مشكلاتي كه آنها با انقلاب داشته و يا انقلاب با آنها، سعي كنند تحريفي را در اين زمينه باعث شوند و ما ميبينيم حقايقي گفته نميشود و برعكس، يك نوع شك و ترديدهايي در مورد بنيانهاي انقلاب اسلامي صورت ميگيرد. ولي فقط اين مسئله نيست كه چهره واقعي انقلاب اسلامي را تهديد ميكند بلكه در اين سو هم افرادي كه صاحب مال، امكانات و منافعي هم شدهاند باز هم تفسير خاص براساس منافع خود از قانون اساسي را ارائه ميدهند.
براي همين ميبينيم كه برخي اصول برجسته و برخي اصول كمرنگ ميشود، در حالي كه قانون اساسي يك مجموعه به هم پيوسته است و باطل شدن بخشي از آن ميتواند به باطل شدن بخشهاي ديگري منجر شود و آن را بياثر كند و پشتوانه مردمي از قانوني اساسي را حذف كند.
هيچ دليلي ندارد كه از اجراي برخي اصول قانون اساسي صرف نظر كنيم
بايد ديد چه كساني از بستن روزنامه ها و محدود كردن رسانه ها سود مي برند
به همين دليل به نظر من، بسيار مهم است كه اين مسائل با هم ديده شود. بايد ديد كه چه كساني از بسته شدن روزنامهها و رسانهها سود ميبرند و يا ساير اصول قانون اساسي كه بايد به آن پرداخت. قانون اساسي وقتي به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز ميگردد، فكر ميكنم معدل نتايج و چالشهايي است كه در دهههاي قبل از انقلاب اسلامي در كشور ايجاد شده و به اين دليل، هيچ دليلي ندارد كه ما را قانع كند، كه ما از بخشي از اين اصول صرفنظر كنيم.
مثالي در اين مورد مطرح ميكنم. البته بحثهاي ديگري هم وجود دارد كه لازم است مطرح شود و جا دارد در اين روزها مسائلي كه شايد كماهميت به نظر ميرسد هم مطرح شود. يكي از بحثهاي اول انقلاب اسلامي، برقراري نظام شورايي بود.
همه ميگفتند؛ بايد از شورا استفاده شود. اين مسئله منجر به اين شد كه فكر ميكنم 7 اصل در قانون اساسي در مورد شوراها وجود داشته باشد ولي متناسب با اين 7 اصل كه بحثهاي مفصلي پشت آن هست، غير از بحثهاي مجلس خبرگان؛ به ياد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاهها بحث بود، اما از اين 7 اصل به اندازه كافي استفاده نكردهايم و ظرفيت عظيم آن را كه ميتواند بسياري از مشكلات كشور را حل كند و سايه ديكتاتوري، استبداد، حاكميت نظرهاي شخصي و منافع گروهي را از نظام دور كند، هنوز استفاده نكردهايم.
اول انقلاب بحث بود كه كشور ما با توجه به تنوع اقوام و قوميتها و فرهنگها نميتواند به سمت يك حكومت فدرالي پيش برود ولي عدم تمركز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنين ظرفيتي در اين اصول وجود دارد.
شايد زماني به دليل نپختگي و شرايط جنگ و ساير دلايل، اجراي آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست ياري كند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس داديم. ولي متأسفانه به تدريج دامنه اختيارات كم شد و منجر به همين شوراهاي شهر و روستا شد كه البته شوراهاي شهر هم باز غنيمت است و به نظر من يكي از قوانين خوب ما همين قانون شوراها است. ولي چرا به اين اصول نميپردازيم، محل سؤال است و فكر ميكنم جاي سؤال براي همه ما بايد باشد. من نميخواهم بگويم سوءنيتي وجود دارد، ولي يكي از بحرانهاي رايج و مسائلي كه در كشور پيش آمده به نوعي نتيجه اين تفكر است كه بسياري از اين اصول قانون اساسي كه ظرفيت فراواني دارند را به كنار گذاشتهايم.
آنچه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري در كشور اتفاق افتاد و حركت عظيمي را باعث گرديد و انديشههاي تازهاي در آن زاده شد، از اين نظر اهميت دارد كه ممكن است به ما كمك كند تا مجدداً بتوانيم «باز تفسير نو» و زندهاي را از قانون اساسي ارائه كنيم. تفسيري كه بتواند مشكلات كشور را حل كند.
فاصله بين تغييرات اجتماعي و تغييرات حاكميت؛ يكي از مهمترين مشكلات كشور
مسايل بايد با گفت و گو و برهان و فضاي آزاد حل شود نه با تفنگ و مسايلي كه امروزدر خيابان ها رخ مي دهد
شما در نظر داشته باشيد كه به هر حال جامعه ما به شدت تغيير كرده است و جامعه جهاني و محيطي ما هم تغيير كرده است و به تبع آن، به دليل تغييرات فضاي جهاني، دگرگونيهايي هم در كشور اتفاق افتاده است. فروپاشي شوروي را نبايد دست كم گرفت، آثار آن در كشور ما بسيار عميق است. به ياد داشته باشيم كه در مشروطيت اتفاقاتي كه در شمال رخ داد در انديشه سياسي داخل كشور آثار فوقالعادهاي داشت و اين آثار تا دوراني كه بلوك شرق وجود داشت در كشور و سياستهاي آن منعكس بود تا اينكه بلوك شرق فروريخت.
اين رخدادادي است كه در فضاي بيروني كشور اتفاق افتاده ولي فقط اين موارد نيست. پيشرفتهاي اقتصادي، تكنولوژي و گسترش فضاي مجازي، ماهوارهها، كه عملاً آگاهي را در ميان ملتها گسترش ميدهند و در حقيقت تمام اين موارد به اضافه مسائلي كه در كشور به دليل تغييراتي كه پيش آمده منجر به تغييرات عميقي در ميان ملت گرديده است.
يكي از مهمترين مشكلات كشور اين است كه بين اين تغييرات و تغييرات حاكميت فاصله افتاده است. يعني به سرعتي كه فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاكميت اين تغيير را نداشته است و اين يك مشكل وسيع است. به همين دليل، يك عقبافتادگي را حس ميكنيم كه به چالش بسيار عميقي منتهي ميشود. وگرنه، راه حل مسائلي كه در خيابانها اتفاق ميافتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نميشود. بلكه، با صدا و سيما، ساير رسانهها، فضاي آزادي و فضاي گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است كه اين مسائل در قانون اساسي و دين ما ريشه دارد.
درحقيقت، رسانهها مانند دادگاههايي بايد عمل كنند كه هيأت منصفه آن ملت بزرگ ايران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می كنيم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را ميخواهد و عقل جمعي، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامي براي همين رخ داده و قانون اساسي نیز براي حاكميت مردم بر سرنوشت خود تدوين شد. اين زماني اتفاق ميافتد كه بحث و گفت و گويي در ميان مردم به صورت آزاد صورت گيرد و حاكميت به اصول و مباني و قاعده بازي آن تن در دهد.
بنابراين بايد نگاه خود را به تبع شرايط جهاني، تغييرات اعجابانگيز در توسعه تكنولوژي عوض كنيم و از ارتباطات و رسانهها نهايت استفاده را ببريم. اما ميبينيم در اين رابطه مشكلاتي داشتهايم و نتيجه ميشود كه حتي يك يا دو مناظره را هم برنميتابند و احساس خطر ميكنند. برنامه را قطع ميكنند و درست برعكس آن عمل ميكنند. اما اگر نگاه خود را عوض كنيم، خواهيم ديد نه تنها آن دو مناظره، بلكه گسترش آن ميتواند بسيار مهم باشد.
درست گاهي برعكس مسئله عمل ميشود. اكنون در مجلس بحث اين است كه چقدر پيام هاي كوتاه را ، يا خبرها را كنترل كنند كه اين بحث در جاي خود خوب است ولي نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نميتواند منجر به اصلاح امور شود.
اجازه بدهيم كه مردم تمام حرف ها بشنوند و بهترين آن را انتخاب كنند
آن نگاهي ميتواند سرنوشتساز باشد و كشور را به آرامش برساند كه ريشه در دين ما داشته باشد و اجازه دهيم مردم تمام حرفها را بشنوند و بهترين آن را انتخاب كنند و ما يقين داريم مردم درست انتخاب خواهند كرد.
ممكن است دو روزي از كلام قطعه قطعه شده و تحريف شده امام منفعت ببريم اما…
نكات ديگري هم وجود دارد كه ميتواند كمك كند كه ما قانون اساسي را امروز بهتر بينيم. متأسفانه گفتههاي بريده، بريدهاي از حضرت امام(ره) در صدا و سيما و جاهاي ديگر نقل ميشود كه مورد اعتراض نوه گرامي حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقيقت اين است كه اگر ما نتوانيم فضاي زنده، پر شور و پر از معنويت و نورانيت كه در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسير ميكند، بشنويم، منجر به اين ميشود كه ما يك چهره تاريك و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهيم و اين ميتواند به اين موضوع منجر شود كه نه تنها مردم از انقلاب بلكه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دين و اسلام است و مهمترين دغدغه بنيانگذاران جمهوري اسلامي، اين بود كه به اسلام لطمه نخورد.
البته ممكن است كه دو روزي منفعتي را به دست آوريم و حجتي را از كلام امام(ره) بگيريم و از آن عليه گروهي استفاده كنيم ولي وقتي كه اين كار را با لحاظ منافع خود ميبينيم و به آن سرچشمه رجوع نميكنيم اين زيان را دارد كه زبان كساني كه از اول با انقلاب بد بودهاند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهاي انقلاب را زير سؤال ببرند.
در حالي كه، انقلاب اسلامي در حقيقت حاصل جمع همه حركتهايي است كه بعد از انقلاب مشروطه ايجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملي شدن نفت، 15 خرداد و ساير جريانات و تجربياتي كه ملت داشته است. بنابراين، بايد اين مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراين براساس چنين رويكردي ميتوان ملت را در كنار انقلاب اسلامي نگه داشت. در غير اينصورت استفاده ابزاري از دين و مقدسات ميتواند دين را در معرض سؤالهاي جدي قرار دهد و خود اين خطر بزرگي است.
از حساسيت ما مردم به شعار استقلال هم سوءاستفاده مي كنند
مسئله بعدي اين كه اگر در شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» دقت كنيم، موضوع استقلال است. ملت ايران بعد از جنگ ايران و روسيه دائم در معرض تهاجم بيگانه بود. قطعات بزرگي هم از كشور جدا شده است و اين مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولي عملاً تمام اين موارد منجر به اين شد كه ملت ما نسبت به نفوذ بيگانه، حساس و حتي دچار هراس شوند كه ريشه بسياري از گفتمانهاي موجود در كشور به حساسيت مردم نسبت به نفوذ بيگانگان بود بويژه روسها و انگليسها و بعد آمريكا و الي آخر، اين مسائل در كشور وجود داشته و براي همين، در شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، موضوع استقلال اهميت زيادي دارد.
نيرويي عظيم با شعار بازگشت به ارزش هاي انقلاب به صحنه آمده و حالا متهم مي شود
اكنون اين حساسيت مردم و خود اين شعار مورد سوء استفاده قرار ميگيرد يعني نيرويي كه امروز به صحنه آمده و تنها خواستهاش اين است كه به قانون و به ارزشهاي اصلي انقلاب اسلامي برگرديم كه يكي از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار ميگيرد كه آيا به بيگانه وصل است يا تحت تأثير آنها است يا نيست. من ميخواهم بگويم كه براي رهايي از سلطه بيگانه بايد كشوري پيشرفته داشت و بايد با نگاهي نو به جهان نگریست. با تغييراتي كه در داخل و خارج اتفاق ميافتد خود را با حفظ ارزشها تغيير دهيم. آن موقع ميتوانيم استقلال واقعي خود را داشته باشيم. وقتي از اين شعارها به صورت ابزاري استفاده ميكنيم نتيجه آن تناقضهايي است كه اكنون ميبينيم. از يك سو نامههاي مكرر براي نصيحت سران كشورهاي مختلف ميفرستيم و آنها را با عنوان «مديريت جهاني» دعوت به اسلام ميكنيم و سعي ميكنيم با آنها ارتباط برقرار كنيم و از سوي ديگر، در ارتباط با جهان حتي نميتوانيم يك دوست نزديك و صميمي در منطقه و جهان داشته باشيم.
فرض كنيم امريكا به عنوان يك قدرت بزرگ در جهان، ميخواهد سياستي را در مورد ما اعمال كند، با اينكه اين كشور قدرت بزرگي است و نيروي نظامي و اطلاعات وسيعي دارد و دستگاههاي تبليغاتي و پول زياد دارد، به بودجه سالانه آمريكا نگاه كنيد و آن را با بودجه كشور مقايسه كنيد. با اين مقايسه حجم اقتصاد آن كشور را درك ميكنيم. اين كشور باز خود را بينياز نميبيند كه نظر انگليس، فرانسه، آلمان، چين و روسيه را جلب كند تا سياستي را در مورد كشور ما اجرا كند. مثلاً در مورد تكنولوژي اتمي، اما عملاً در مقابل اين جريان كه عليه ما است چند كشور و يا ملت را در كنار خود داريم كه مؤثر هستند؟
نه ماجرا جويي و ناسزا به ديگران و نه نامه هاي فدايت شوم براي…
اين در حالي است كه با آنها نامهنگاري ميكنند به ما ميگويند بياييد و به اين كشورها ناسزا بگوييد و با آنها مقابله كنيد. ما ميگوييم مسائل انتخابات خانوادگي است و ربطي به خارج ندارد و يقيناً ملت ما حاضر نيست تحت تأثير منافع ديگران كار كند ولي اينكه ما هم مثل شما، سياستي ماجراجويانه داشته باشيم، يك روز ناسزا بگوييم، يك روز بخنديم و روزي نامه فدايت شوم بنويسيم، را نميپذيريم.
جنبش سبز دچار ماجراجويي، افراط و تفريط نخواهد شد
جنبش سبز يا اين شعار بوجود آمده كه ميخواهيم تعاملي سازنده با جهان داشته باشيم و ما از اين مسئله غفلت نميكنيم و دچار ماجراجويي نخواهيم و افراط و تفريط نميشويم. ما به دنبال يك عقلانيت در رابطه خود با خارج و ملت هستيم. بايد براساس منافع درازمدت ملت حركت كنيم. اگر به شعار استقلال به اين معنا بازگرديم به هيچوجه، منافع بيگانگان تعيينكننده حركت ما نبايد باشد. و ما به اين موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهيم داشت.
جنبش سبز ايران مستقل است/ نقل قولي مهم از آخوند خراساني
جنبش سبز ملت ايران مستقل است و به هيچوجه اجازه دخالت بيگانگان را در امور خود نميدهد ولي اين كه ما منفعل باشيم. و هر كاري كه ميكنيم در ترازو بگذاريم كه يكي خوشحال شود و ديگري بدحال شود، اين كار را هم نميكنيم. ملت ما اهداف درازمدتي را دنبال ميكند و يك ملت در اين رابطه بايد حساس باشد. از آخوند خراساني داريم كه وقتي بحث روس و انگليس را مطرح ميكند و در پاسخ به عدهاي كه ميگويند چرا بعضي از مشروطهطلبان، در سفارت انگليس هستند كه بحث مفصلي دارد، ميگويد كه اگر قرار باشد فلان كار را نكنيم چون به نفع انگلستان است و كار ديگري را نكنيم چون به نفع روسيه است، هيچ كاری نميتوانيم انجام دهيم چون هر كاري صورت گیرد، كشورهاي ديگري از آن نفعي خواهند برد و يا ميخواهند ضرري را دفع كنند. ولي استراتژي يك نظام مستقل و جنبش مستقل اين است كه براساس منافع درازمدت حركت كند و متأثر از بيگانگان نشود.
هجمه هاي آنان عليه جنبش سبز و در عين حال آرامش و اعتدال سبز ها
دليل اين كه اين مسائل امروزه با چنين شدتي مطرح ميشود، به خاطر اين است كه روي مراجع و روحانيت و متدينين اثر بگذارند اما اينجانب به صراحت اعلام ميدارم به هيچوجه جنبش سبز به خارج وابستگي ندارد و با اين مسئله مخالف است و تحت تأثير اين مسائل نيز قرار نميگيرد و براساس منافع ملي حركت ميكند و كارهاي ما ارتباطي با بيگانه ندارد. در عين حال، اين هجمهاي كه به جنبش سبز ميشود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نميكند. نصيحت ما به حاكميت اين است كه سياست متعادلي را در پيش بگيريد و در جهان دوست پيدا كنيد و متحد داشته باشيد و از ظرفیت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ كشور را با دوستي و ارتباط محكم نمائيد تا آسيبي به كشور نرسد. اين نصيحت را به همه دارم. اين موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم اين گونه است و خواهد بود.
در شرايط فعلي آن چه جوانان ميتوانند انجام دهند اين است كه از ظرفيت عظيم تغييرات در كشور به بهترين وجه در سايه اصولي كه به خاطر آن شهداي زيادي تقديم كردهايم استفاده كند.
حركت جنبش سبز مسالمتآميز بوده و باز هم قوياً بايد اين مسئله ادامه يابد
جنبش سبز، جنبش جواني است كه در آن جوانان سهم بسيار بالايي دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسي ندارد و خردگرايي در اين جنبش بسيار قوي است.
بايد خردگرايي را در كنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ كنيم چون سرمايه بزرگي براي كشورمان، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي است و بدانيم تغييرات و تحولاتي كه هست، عليرغم تلخيها، مشكلات، سرمايهاي براي آتيه كشور براي ورود به فضاي نو محسوب می شود و ما بايد براي ورود به فضاي نو، متناسب با تغييرات جهاني و مسائل خود اين دشواريها را تحمل كنيم و با خرد مسائل را پيش ببريم.
منافع عدهاي در دو قطبي كردن جامعه است تا بهتر مردم را سركوب كنند
بايد حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزي خود را نسبت به نظام از دست ندهيم. از اول حركت جنبش سبز مسالمتآميز بوده و باز هم قوياً بايد اين مسئله ادامه يابد.متأسفانه منافع عدهاي در دو قطبي كردن جامعه است تا در نتيجه اين دوقطبي بهتر مردم را سركوب كنند و بهتر به اهداف خود برسند.
جنبش سبز با همه دوست است حتي با كساني كه عقايد ما را ندارند
جنبش سبز با همه دوست است. با كارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتي با كساني كه عقايد ما را ندارند، دوست است. چون بخشي از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستيم.
نهاد هاي كشور قابل احترامند اما…
نهادهايي در كشور وجود دارد كه قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشكستن و كشتن مخالفيم. ما با بسيج، سپاه و نيروي انتظامي مخالف نیستیم. اينها نهادهايي هستند كه يك نظام به طور طبيعي دارد و در آنجا برادراني هستند كه جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با اين روحيه بايد در صحنه حاضر باشيم. عصبانيتها و تلخيها نبايد كنترل را از ما بگيرد. 22 بهمن ماه پيش رو است.
22 بهمن از ايام الله است؛ شركت همراه با همه مردم و با حفظ هويت
حقيقتاً يكي از روزهايي است كه بايد نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. يكي از ايامالله است. و ميتواند ويژگيهاي گوناگوني را در خود جمع كند. همه به اين مسئله علاقه دارند. احساس من اين است كه با روحيه جمع بودن در ضمن حفظ هويت بايد در اينگونه حركتها حضور داشته باشيم و سعي كنيم با رفتار خود اثرگذار باشيم تا در سطح ملي آثار خوبي را در جاي خود به جاي گذارد.
اهانت به مردم، اهانت به آزادي انديشه، ارتباطي به اسلام ندارد
تذكر آخر اين كه برخورد با حركتهاي مسالمتآميز مردم به نام اسلام باعث اسلامگريزي ميشود. كساني كه به دين اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانيت بايد بدانند كه زنداني كردن، ضرب و شتم، گرفتن و بستنها، چون به نام اسلام و حكومت اسلامي صورت ميگيرد ضرر آن به اسلام بازميگردد و بايد همه تلاش كنيم كه اين حالت از بين برود.
اگر ميخواهيم كه اسلام را به عنوان سرمايه براي كشور نگاه داريم نبايد منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثير قرار دهد.
زدن، گرفتن و بستن چه ربطي به اسلام دارد و يا جلوي برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطي به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصي مردم چه ربطي به اسلام دارد. وارسي ايميلهاي مردم چه ربطي به اسلام دارد. اين مسائل با اعتقادات ديني و اصول قانون اساسي منافات دارد.
اهانت به مردم، اهانت به آزادي انديشه، ارتباطي به اسلام ندارد و انشاءالله همه متوجه باشند كه كاري نكنند كه در كشور رويگرداني از اسلام را شاهد باشيم.
از اقوام و گويش هاي مختلف نترسيم
هيچ كشوري به پيشرفت نرسيده مگر اينكه در دورههايي از اين مسائل را داشته و بسيار خوشبين هستم كه خداوند نتيجه اين تلاشها را به ثمر ميرساند و ما وضعيت بهتري را براي ملت خواهيم داشت تا از انديشهها، از اقوام و از گويشهاي مختلف نترسيم.
از آزادي، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نميبينيم
هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قوميتي به عنوان بزرگترين دموكراسي ايستاده است و اين تجارب وجود دارد. آيا زبان براي اين كشور مشكلي ايجاد كرده كه ما اينقدر براي اين موضوع مسئله ساختهايم. در انتخابات هر جا ميرفتيم، ميگفتند، اينجا با موضوع زبان اينگونه برخورد كردند.
ما از آزادي، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نميبينيم. ممكن است به من نوعي فشار وارد شود ولي عملاً براي جامعه مفيد است و به نفع اسلام و آينده كشور است.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته














شعار سبز 22 بهمن : استقلال آزادی جمهوری اسلامی واقعی
روز وصل دوستداران یاد باد…
با این همه تیرگی و تباهی و ظلم و سیاهی و در عین حال تملق و تزویر و ریا و دورویی که در در کشور حکمرانی می کند, سخنان برآمده از صدق و پاکی دل مهندس موسوی ناخوداگاه یادآور این جمله می شود که: اندکی صبر , سحر نزدیک است…
دل و روحتان سبر باد. درود بر ایران و درود بر موسوی
آزادی اندیشه حق مسلم ماست.
22با حضور سبزمان در بهمن امسال، خواب آشفته شب پرستان را آشفته تر می کنیم. شاید هم بتوانیم آن ها را از خواب نادانی بیرون بیاوریم.
دلیرررررررررررررررررررررر مردددددددددددددددددد ایران زمین رستم زمان مهندس موسوی
ghatre ghatre jam gardad… shavad
«هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قومیتی به عنوان بزرگترین دموکراسی ایستاده است و این تجارب وجود دارد. آیا زبان برای این کشور مشکلی ایجاد کرده که ما اینقدر برای این موضوع مسئله ساختهایم. در انتخابات هر جا میرفتیم، میگفتند، اینجا با موضوع زبان اینگونه برخورد کردند.
ما از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمیبینیم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفید است و به نفع اسلام و آینده کشور است»
ممنون و سپاسگذار از راهبر فرهیخته و دلسوز و مهربان سبزها و همه ی ایرانیان میر حسین موسوی….یا حسین میرحسین
امام خمینی :بترسید از روزی که همین مردم در خیابانها بریزند و شما (مسئولین ) را از کشور بیرون کنند که آن روز از ایام الله است
درود بر یار امام . درود بر فرزند ایران خط به خط حرف هایت را باور داشته وداریم وهیچگاه رهایت نخواهیم ساخت همانطور که امام عزیز را رها نساختیم
من از مخالفان میرحسین سوال دارم:
حالا که در این صفحه امکان نوشتن نظرات وجود دارد (لطفا نگویید که ندارد!!!!) لطفا بگویید با چه حرف و موضعی از میرحسین و سبزها مخالفید؟ من نمی دانم تعدادتان چقدر است؟ از ما چقدر بیشتر و یا کمترید؟ ولی به نظر می رسد که عده ای مخالف ما هستند. ولی چرا؟ بعد از تمام این بیانیه ها و سخنان میرحسین من هوز نمی توانم دلیلی برای مخالفت با او پیدا کنم. هر وقت حرف های این مرد را می شنوم جز صداقت و دلسوزی و اندیشمندی در آن پیدا نمی کنم.
سخنان ايشان كاملا سنجيده بود و تمام ابهامات را برطرف كرد به نظر من حالا كه براي ملت ايران روزنه اي ايجاد شده است و از درون همين حاكميت كسي پيدا شده است كه مطالباتش و خواسته هايش همان خواسته هاي مردم است بايد با تمام وجود از او حمايت كنيم اميدوارم 22 بهمن همه مردم با علم و اگاهي كامل به فجايع اي كه در كشور ما رخ داده است در چندين ماه گذشته با حضور ميليوني خود در 22 بهمن مشت محكمي به دهن استبداد بزنند.
درود بر تو میر حسین بزرگوار
رئیس جمهور محبوب ما، خیلی آزاده ای
خدا ترا حفظ کند و برای ما نگه دارد انشاالله
می دونیم که روز میاد… بازم کنارمون میشینه
خداوند بزرگ را به یاری می طلبیم که در این برهه از زمان، منجی ایران عزیز و شما هم وطنان وطن دوست باشد
دوستت داریم موسوی عزیز… 22 بهمن ایران را سبز می کنیم
دوستان آزاديخواه سايت کلمه با تشکر از زحماتتان پيشنهادی دوستانه دارم، جنبش ما نياز به وحدت دارد. قدرت و بيشماری ما نيز در تنوع فکری و عقيدتی ماست . چقدر مير حسين اين جمله را زيبا گفت که “جنبش سبز با همه دوست است حتی با کسانی که عقايد ما را ندارند”. متاسفانه دوستانی از روی خير خواهی و روش های به اصطلاح استراتژکی مقالاتی را مينويسند که برای ذهن خواننده تنها حکم جدا کردن صفوف سبز به خوديها و غير خوديها ميشود. اينکه ميخواهند تعين بکنند کی اجازه دارد در جنبش باشد و کی اجازه ندارد. به نوعی انحصارطلبی جنبش برای افکاری خاص! خيلی خوب هست که اين نظرات را هم شنيد ولی نه اينکه وزن اينگونه مقالات و انهم بدون نقد بيشتر از نظرات وحدت طلب بين تمام افکارات و عقايد باشد (خارج نشين و داخل نشين، معتقد به جمهوری اسلامی يا به جمهوری ايراني ووو). متاسفانه بعضی دوستان از ترس مصلحت کاسه داغتر از آش شده و تشويق به خود سانسوری ميکنند. اين نتيجه ای جز دلسری همراهان ندارد. خود من بعد از خواندن چند مقاله آنچنان احساس سر خوردگی کردم (چون خودم را با اين مرزبندی های تنگ به نحوی ديگر «از خوديها» احساس نميکردم) که رقبتم را از خواندن مقالات کم کم داشتم از دست ميدادم. مطمئنا من تنها نيستم و خيلي ها اين احساس را پيدا ميکنند. حرفهای اتحاد طلب مير حسين باز من را به شوق و علاقه و احساس متعلق بودن به جريانی بزرگ و قوی برگرداند. اين نظر دوستانه وصادقانه من هست که يا از طرف سايت مقاله های “مصلحت طلب و استرتژيکی” را نقد بکنيد تا انگيزه و شوق مبارزه خدشه دار نشه يا برای ايجاد اتحاد، حجم مقالات “جسورانه تر” که مبنای دمکراتی و آزادی برای همه را تاکيد بيشتری رويش دارد را، بيشتر بکنيد. شما حتما از علم آمار گيری ميدانيد که اگر در يک همه پرسی از 1000 نفر آدم در اقشار مختلف نظرخواهی کنيد ميتوان به اين نتيجه رسيد که مثلا مردم يک شهر چه جور رای دادن. منظور اينکه،من مطمئنم که يک گروه ايرانی مثل من با خواندن مقالات مسر بر مرزبنديها به مرور سرخورده ميشود. بياييم به حرف مير حسين عمل کنيم و به دنبال اتحاد بين همه و جنبشی بدون خشونت باشيم. در آخر بازهم متشکر از زحمات فوق العاده خوب شما
ان شاءالله موفق خواهیم شد
اي مردم بيايد اين بار با هم متحد باشيم و روز 22بهمن در خانه به اميد ديگران نباشم نترسيم و در كنار هم با شعار يا حسين مير حسين
امیدوارم همه با هم این لحظه تاریخی و مهم (22 بهمن امسال) را در یابییم و حضوری سبز و حماسی و تعیین کننده بیافرینیم! ما بی شماریم پس آنرا به دنیا نشان دهیم. امروز زمانی است که هر یک از ما باید قدمی برای بهروزی خود برداریم قدمی کوچک اما مهم
درود بر بالندگی ایرانی
همه فارسها از جنبشی اینگونه سبز برای به ارمغان آوردن آزادی برای همه آنان که “ایرانی” هستند با هر عقیده و قوم و زبان و دین و … حمایت میکنند و برای این آزادی همانگونه که تاکنون هم در پایتخت که مظهر اجتماع تمامی تنوعات فرهنگی از نوع “ایرانی ” هست را نشان دادند بازهم نشان میدهند که قاطعانه و خردمندانه تا پای جان هم برای آزادی و عقاید آزادانه هموطنان عزیزمان ایستاده اند…
بی شک خط قرمز جنبش سبز استقلال – وحدت و یکپارچگی ایران و ایرانیست و در داخل این خط قرمز تمامی آزادیهای تنوع های فکری و اندیشه ای و فرهنگی “ایرانی” را میستاییم… و نمیگذاریم تفرقه افکنان این ملت بزرگ را از یکدیگر دور کنند و بقول میرحسین عزیز چند قطبی سازی را در جامعه بزرگ ایرانی بوجود آوردند
ایرانی پیشرفته و آزاد و مستقل خواست تمامی تنوعات فرهنگی جنبش سبز – این جنبش تکثرگراست..
بقول میر حسین” ما تفاوتها را کنار نمیگذاریم بلکه آن را به رسمیت میشناسیم”
درود بر میرحسن عزیز اردبیلیها افتخار میکنن به چنین شیرحسینی 22بهمن سبز
بابک امروز
کاوه امروز
رستم امروز
آرش امروز
کوروش امروز
باقرخان و ستارخان تا میرزا کوچک خان و علی دلواری و … همه و همه در امروز خلاصه شد در میرحسین موسوی
شهر خالی نیست ز عشاق
هست مردانی از خویشتن برون آمده اند و کاری میکنند
یاحسین … میر حسین
درود بر میرحسین …. از نسل پاک زهرا
خیلی دوستون دارم.
همیشه سبزه سبزه سبز 22 بهمن ایران سبز خواهد شد0
به خاطر هدف خدائیت تا پای جان با تو هستم ای زاده ی زهرا
این لشکر حسینه
حامی میر حسینه
حسین حسین شعار ماست موسوی انتخاب ماست .
به یادش و به یاریش
سلام بر سبز اندیشان
باز 22 بهمن
این بار 22 بهمن را سبز خواهیم کرد و ایران و اسلاممان را پس میگیریم.
خواهشا برای اینکه دوباره صدا و سیمای میلی حضور مردمو بد جلوه نده از شعار های ساختار شکنانه بپرهیزیم و جنبش رو به نقطه کور نبریم
استقلال آزادی جمهوری اسلامی
استقلال آزادی تغییرات اساسی
سبزیم و مغرور و قوی با میر حسین موسوی
سبز و پیروز باشید
همراه شو عزیز………………
ما به دانایی و خرد جمعی همین مردم و با تلاش و از خود گذشتگی به آزادی و توانایی بزرگی دست می یابیم.
این تازه شروع اصلاح نظام و جامعه خواهد بود
از 22 خرداد تا 22 بهمن راهی طی شد که اگر هشیاری و پیگیری مطالباتمان نبود در همان فردای انتخابات از بین رفته بود
حالا فقط به یک چیز ایمان دارم………………….هر ملتی تا خود نخواهد آزاد نمی شود
ما می خواهیم پس می توانیم
موسوی عزیز از تلاشهای فردی تو و یارانت ممنونیم .امیدوارم در بهار آزادی جای هیچ کسی خالی نباشه
تو یکی از سخنرانی های دکتر شریعتی بود که میگفتند ، این نسل نسلیست که باید اسلام رو منتقل کنه به نسل بعد ، نسلی که چشم و گوش بسته پذیرای “دین آبائنا” نیست. در حالی که نسل های قبل اینطور بوده اند؛ و میگفتند که وظیفه این نسل میانه و واسط اینه که دین رو به شکلی که باید ، و به صورتی که قابل قبول برای عقل پرسشگر باشه ، منتقل کنه. شهادت میدم که میرحسین ، عزیز شده ملت ایران این امر رو به شکلی زیبا انجام داده و خدمتی به دین کرده که خدا میدونه و امام زمان.
به خاطر همه لحظات چند ماهه قبل از انتخابات که به عشق خمینی و به نام موسوی نفس نفس زده ام افتخار میکنم.
مطمئنم در خانه های سبز ایرانیان روزی بدون گذری بر یاد میرحسین نیست…
اجرکم عندالله
دوستان مژده مژ ده یه خبر خوش
به نقل از سایت تابناک تا ساعتی دیگر علیرضا بهشتی از زندان آزاد می شود.
با سلام! هموطن های عزیز اون قدر خوب نوشته اند که شاید جای حرف دیگری نباشه. ولی من میگم بیایید قبل از قربان صدقه رفتن برای میرحسین خوب روی تک تک جمله های ایشون دقت کنیم. مخصوصا جوانان امروز که از انقلاب چیزی به یاد ندارند باید خوب متن رو بخونند و حتی بروند درباره برخی از حقایقی که ایشون گفتن تحقیق کنند. مثلا می تونن از نسل انقلاب کرده خاطراتشون رو بپرسن (به خاطرات دروغین در برنامه های تلویزیون اعتماد نباید کرد). این باعث میشه که جوانها بفهمند که امام کی بود و برای چه قیام کرد. و اینکه انقلاب کاملا یک حرکت اصلاحی بود. و اینکه بعضی ها که در اون زمان با کل انقلاب و امام مخالف بودن امروز مصدر امور هستند.
میرحسین در نهایت سعه صدر و با دقت تمام سخن گفته و کاملا مشخصه که تلاش کرده از تندروی و کلام بیجا و اهانت پرهیز کنه و سعی کرده چهره واقعی امام و انقلاب اسلامی مردمی 57 رو برای جوانها تشریح کنه. متاسفانه مانند این جور افراد جدا کم داریم. یعنی این حد میهن پرست و در عین حال مؤمن ( چون بعضی ناسیونالیست ها کلا با حضور دین و متدین ها مخالف هستند) و خردمند و صبور. واقعا کشور قحط الرجال شده.
اونهایی که تحت تاثیر تبلیغات قرار می گیرند باید دقت کنند. شما آثاری از وطن فروشی در ایشون می بینید. اگر میرحسین می خواست خیانت کنه که سالهای سال دستش برای این کار باز بود. حتی الان می تونست پشت پرده سازشی کنه تا دست کم از ترور خواهر زاده اش جلوگیری کنه. ولی نکرد.شما رو به خدا چشمهاتون رو باز کنید وبه کسی که امانت داری و میهن دوستی اش رو در سخت ترین سالهای جنگ ثابت کرده شک نکنید.
همه یار میرحسینیم
درود به همه شما دوستای گلم همچنین
مرد مردا
مهندس میرحسین موسوی
اسطوری مردانگی وشجاعت
که با فکر بازه خودش راه ها وهدفهای زیادی برای بهبود اوضاع کشور بیان میکنه ازش ممنونم
رئس جمهوره من تویی مهندس
بچه تو رو به همه مقدساتتون قسم.
یادتون نره ههندس چی گفت
شعاره ما توی راهپیمایی سبز 22بهمن
استقلال آزادی جمهوری اسلامی نزارید به به این نظان سلطه اتو بدیم
وعده دیدارهمه ملت سبز ایران
22بهمن
مهندس موسوی از اینکه با ما ماندی و تسلیم نشدی ممنونم. خدا را شاهد می گیرم که صدای تو و حتی خواندن بیانیه های تو آرامشی عجیب به من می دهد و امید را در من می پرورد. مهندس ممنونم. واقعا رو تک تک جملاتت باید اندیشید چرا که بدور از افراط و تفریط می گویی.
و ای جوانان شک نکنید مهندس موسوی واقعا یک شخصی است که آینده بینی او فوق العاده است و بی گدار کاری را انجام نمی دهد.
درود بر جنبش سبز و تنها رهبرش .22بهمن 1388 جاودانه میماند در تاریخ ایران زمین.
همیشه از اینکه از مهندس موسوی به عنوان فردی روشن فکر,مومن وبا تقوا,تحصیل کرده,متین وباادب وکمالات و…….حمایت میکنم احساس غرور و افتخار میکنم.
ما بیشماریم
در بهار ازادی جای شهدا خالی
همراه شو عزیز
Ma ra omidvar va khoshbin mikoni ,ey Irani bozorg ,ey baradar ey dadash ey azadikhah ey ma ba Iran va hamrahe to istadehim.
سلا بر مولا مهدی عج
الملک یبغی مع الکفر و لا یبغی مع الظلم
درود خدا بر مردان خدا و لعنت خداوند بر ظالمین عالم
امام زمان عج پشت و پناهت مرد حق
مطمئنم شکست نخواهی خورد چون حزب خداوند همیشه پیروز است
خداوند نگهدارتان مردان با ایمان سبز پوش
میرحسین عزیز دوستت داریم و به داشتن رئیس جمهوری چون تو افتخار میکنیم
یاحسین میرحسین
میرحسین عزیز دوستت داریم وبه داشتن رئیس جمهوری چون تو افتخار میکنیم
یاحسین میرحسین
دوست عزيز سيد عزيزمان حرف دل اکثريت سبزها را به نظر من بيان کرد و مجداد باعث افتخار ما شد. پس چرا ايجاد ترس ميکنيد که ناسیونالیست ها برعليه مذهبند؟ اگر شما را کسی با اين حرفها به وحشت انداخته ميتوانيد مطمئن باشی که اينها لباس شخصی هايی هستند که ماموريت جديد در اينترنت برای ترور روحی و ايجاد وحشت و نفاق در جنبش سبز بهشون داده شده و زياد جدی نگيريد. هيچکس برای جنبش ما تا زمانی که معتقد به آزادي،دمکراتي و عدم خشونت باشد، خطرناک نيست. قدرت کشورهای پيشرفته در تحمل تنوع و تفاوت عقيدتی و فکريست. اگر من افکاری ديگر از افکار شما داشته باشم دليل نيست که الزاما دشمن شما هستم يا بر عليه شما. يکصدايی و تبليغ به يک صدايی هست که خطرناکه و زمين رشد ديکتاتوری هست. ما سبزها با همه دوستيم و از خشونت بيزاريم چون متمدن و با شعوريم. من يک ملی گرا، جز جنبش سبز و دوست شما و تمام مذهبی ها هستم. چرا که خانواده من و بخشی از مردم مملکت من شديدا مذهبی هستند و من نه تنها نميتوانم مخالف آنها باشم بلکه برای عقيده و افکارشان احترام بسياری نيز قائل هستم. منه نوعی ملی گرا و شمای نوعی مذهبي، ما را نميشه از هم جدا کرد و نبايد بازيچه لباس شخصی های ويران در اينترنت بشيم. من و شما متعلق به يک کشوريم و بنابراين هم منافعيم. بيايد برای همبستگی مان آنچنان دست ها را در هم زنجير کنيم که شمشير تهمت و ترس دشمنانمان صدمه به جنبش نتونند بزنند. ما همه با هميم و همصدا برای به ثمر رساندن جنبش سبز و به نتيجه نهايی رساندن انقلاب 57. من به سهم خود بيدارم و اجازه تفرقه افکنی به نفوذی ها نميدم.
تا نفس هست ما سبزیم
با سلام خدمت رئیس جمهور محترم جناب اقای مهندس میر حسین موسوی
میر حسین عزیز خوب رهاشون کردی این جماعت کلهم مسئول را وبعد از سی سال هم خوب ماستخور همشون رو گرفتی اینو میگن موسوی خط امام ،بر تو درود بر تو سلام،عین خود امام خمینی ،ملت را بسیج کردی برای گرفتن حق و حقوقی که از ان ها ضایع شده در طول سال های گذشته.نوشته های ساده ، بدون پیرایه ،پر نفوذ و دشمن شکن.
محمد.ت
وووی ماشالا چقدر حرف زده آدم حوصلش سر میره خدایی هیچ کدوم از این نظر دهنده ها بیشتر ار پاراگراف 2 رو خوندن؟؟خداییش؟؟؟ترسوهایه بز دل چرا نظر مخالف هاتون رو نی گذارید …با ترسو بازی تا 200 ساله دیگه هم به جایی نمی رسید.هه هه هه ههه هه
یااااااااااااااااااشاسییییییییییییییییییییین
خیلی با وجودی
دوستان سبز سلام
خواهشمندم فقط سکوت کنید. اگر شعار سر دهیم احتمال بروز و بیان شعارهای انحرافی بین جمعیت زیاد می شود لطفا اتو دست مخالفین ندهید سکوت بهترین راه برای اعتراض و وحدت ماست.
از کلمه می خواهم که خیلی قطعی اعلام کند فقط و فقط سکوت تا هر کس خواست لب باز کند مشخص شود که هدفش و راهش با ما متفاوت است
خطاب به ” یک ایرانی سبز” سلام دوست عزیز!
از اینکه حرفهام رو با دقت خوندی متشکرم! متاسفم که حرفهام باعث سوء برداشت شده. منظورم این نبود که من وحشت دارم از این گونه افراد یا اینکه میخوام مردم رو از اینها بترسونم. اگر خوب دقت کرده باشید گفتم که بعضی از افرادی که ادعای ناسیونالیستی دارند این طور هستند و گاهی اوقات هم نظرهاشون رو در همین سایت مینویسند. در ضمن من اصلا نمی خواستم به این دسته افراد اعتراضی کرده باشم یا ایرادی گرفته باشم.( خوب به هر حال بعضی هستند که براشون دین اهمیتی نداره و من در مقام اعتراض به این افراد نیستم. چون معتقدم هر ایرانی برای تعیین سرنوشت خودش حقی داره چه مسلمان -سنی یا شیعه- چه ناسیونالیست چه زردشتی جه ارمنی و یا کلیمی) من فقط میخواستم بگم که میرحسین از این دسته افراد نیست. میرحسین از اون انقلابی هایی هست که ضمن وفاداری شدید به میهنش ، یک مسلمان واقعی-انشاالله- هم هست. و این موضوع رو با حرفهاش و کارهاش ثابت کرده. متوجه منظورم میشین. نمی خوام میرحسین رو از تنه جنبش جدا کنم. من صرفا صفتی از ایشون رو بیان می کنم ضمن تاکید بر حفظ وحدت و انسجام.
اتفاقا من هم میخواستم همین رو بگم که باید میرحسین روی این نکته بیشتر تاکید کنه که تمام اقوام ایرانی و نیز مذاهب مختلفی که در ایران وجود دارن باید با تکیه بر ایرانی بودنشون تلاش کنن که هر چه بیشتر با هم متحد باشند چون تفرقه اولین عامل نابودی یک ملت و یک کشور هست.
دوست عزیز! من هم با شما کاملا موافقم که باید درجه تحملمون رو در برابر سخن مخالف بالا ببریم. و اصولا چرا باید از شنیدن یک کلامی که به مذاقمون خوش نیست برنجیم. حتی اگر کلامی هم بشنویم که خلاف اصول اعتقادی ما باشه نباید سروصدا راه بیندازیم. بلکه برعکس باید با آرامش و صبوری به طور منطقی اون رو پاسخ بدیم. و همون طور که اشاره کردین این صفتی است که در غربی ها عموما بیشتر دیده میشه -منظورم تحمل حرف مخالف هست- تا در شرقی ها. ما شرقی ها اصولا کمی بی صبریم. بنابراین بهتره که در سایه این تغییرهای مثبتی که انشاالله در ایران داره انجام میشه خودمون رو اصلاح کنیم و بریم به سمت یک جامعه پیشرفته و متمدن.
منظور من از این توضیح این بود که به دوست عزیزم بگم من اصلا در پی ایراد گرفتن یا اعتراض به گروهی یا کسی نبودم. تنها قصد من این بود که بگم میرحسین از اون جنس افراد نیست. نه اینکه بخوام در باره ناسیونالیسم یا هر طرز فکر دیگری ابراز عقیده کرده باشم ( چه برسه به اینکه اونها رو دشمن بدونم) امیدوارم تونسته باشم از هموطن عزیزم رفع ابهام کرده باشم. با تشکر از انتقاد ایشون و سایت کلمه که نظر من رو گذاشت.
سلام
درود بر مير حسين عزيز!!!
ميخواستم بدونم مسيري رو براي راهپيمايي 22بهمن و اينكه كجا جمع بشيم تعيين نمي كنيد؟؟؟؟؟؟
Allah is great
با سلام
درود بر میرحسین موسوی
استقلال آزادی جمهوری اسلامی
با کسانیکه می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند مقابله کنیم و نگذاریم منافع و راه اصلی جنبش سبز به بیراهه تبدیل شود .
22 بهمن امسال سبز سبز است .