جنبش سبز با کسانی که عقاید ما را ندارند نيز دوست است
چکیده :22 بهمن یک روز جامع و از ایام الله است. با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت باید در اینگونه حرکت ها حضور داشته باشیم/تحولات بعد از انتخابات ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم بازتفسیری نو و زنده از قانون اساسی ارائه کنیم تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند/اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می داند و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داد/جنبش سبز با همه حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند دوست است چون بخشی از ملت ما محسوب می شود/جنبش سبز ملت ایران مستقل، خردگرا و مسالمت آمیز...
کلمه:مهندس میرحسین موسوی تأکید کرد: جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی دهد.
به گزارش خبرنگار “كلمه” مهندس موسوی که در جمع دانشجویان سخن می گفت افزود: دلیل اینکه به جنبش سبز با چنین شدتی هجمه می شود این است که روی مراجع، روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما به صراحت اعلام می دارم جنبش به هیچ وجه به خارج وابسته نیست.
موسوي تاكيد كرد نيرويي كه امروز به صحنه آمده و تنها خواستهاش اين است كه به قانون و به ارزشهاي اصلي انقلاب اسلامي برگرديم كه يكي از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار ميگيرد كه آيا به بيگانه وصل است يا تحت تأثير آنها است يا نيست.
وی افزود: یادآور می شوم این هجمه ها نیز ما را در شعار دچار عدم تعادل نمی کند.
مهندس موسوی22 بهمن ماه را یک روز جامع و از ایام الله خواند و گفت: باید با روحیه جمع بودن اما ضمن حفظ هویت در این گونه حرکت ها حضور داشته باشیم. مهندس موسوی جنبش سبز را جنبش جوانی نامید که جوانان در آن سهم بالایی دارند، اما تصریح کرد: جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.
وی حفظ خردگرایی در کنار شور جوانان را سرمایه ای بزرگ برای کشور خواند و با اشاره به اینکه باید حرکت ناصحانه خود را حفظ کنیم، افزود: حرکت جنبش سبز مسالمت آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.
به گزارش كلمه، مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر محبوب امام خمینی(ره) به شرح زیر است:
دهه فجر را خدمت شما دانشجويان و جوانان عزيز تبريك ميگويم. اين دهه يادآور يك انقلاب بزرگ است. وقتي ميگوييم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت يك طيف، گستره و يا دسته در نظام خودمان مربوط نيست.اين انقلاب يك پديده شگفتآور در دوران خود بود كه آثار بسيار عميقي در سطح جهاني بر جاي گذاشته است.
نكتهاي كه فوقالعاده مهم است اينكه خود انقلاب نتيجه 20 سال تلاش ملت است و اينگونه نيست كه فقط يك عدهاي در يك سال يا در روندهاي محدودي به صحنه آمدند و فداكاري كردند و اين انقلاب پيروز شد. اين انقلاب نتيجه تلاشهاي بيشمار و تجارب فراوان بود. از نظر انديشهاي سابقه موضوع به بيش از چند دهه ميرسد. منتها اتفاقاتي نزديك پيروزي انقلاب در كشور افتاد كه انقلاب را تسريع كرد و وسعت بخشيد و آن را گسترش داد و ما شاهد يك انقلاب عظيم بوديم.
دلايل مختلفي هم براي پيروزي انقلاب در سال 57 ذكر كردهاند، دلايل سياسي، اقتصادي و مهمتر از آن رهبري درخشان حضرت امام (ره) كه نقش بسيار اساسي در اين رابطه داشتهاند. اما هيچيك از اين دلايل نبايد ما را از ريشهها غافل كند. بايد مجموعه عوامل را با هم ديد.
تحليل شعارهايي كه مردم در دوران پيروزي انقلاب و بعد از پيروزي انقلاب سر ميدادند براي ما مهم است، «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» يك شعار كليدي در آن موقع بود كه بايد معناي آن تبيين شود و دلايل تاريخي كه مردم به اين شعارها رسيدند مورد توجه قرار گيرد. اما شعارهاي ديگري وجود دارد كه امروز در سايه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تكميلكننده اين شعار اصلي است.
شعاري انقلابي كه در سايه قرار گرفت…
يكي از شعارهايي كه در راهپيماييهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي مطرح شد، چون در فاصله 22 بهمن 57 تا تقريباً يك سال بعد، هر چند روز يك بار راهپيمايي داشتيم. مخصوصاً در بهار سال 58 اين شعار سر داده شده كه «در بهار آزادي، جاي شهدا خالي»؛ اين شعار را كسي به مردم ياد نميداد، بلكه مردم خود لمس ميكردند كه عدهاي براي آزادي ايستادند و جنگيدند چون يكي از اهداف اصلي انقلاب اسلامي نيل به آزادي بود و حسرت دوستان خود را ميخوردند كه آنها «بهار آزادي» را نديدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اينكه آن موقع باب شد وقتي خانوادهاي شهيد ميداد به او تبريك ميگفتند. به ياد دارم، در بالاي منزل خانواده شهدا پرچم ميزدند. اين مسائل از ابتداي دوران پيروزي انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسيد. ولي در عين حال اين حسرت وجود داشت كه عدهاي از ياران، اين دوران را نديدند.
تدوين كنندگان قانون اساسي به چه مي انديشيدند؟
خود اين شعار به نظر من اگر دقت كنيم و فراگيري آن را لمس كنيم هم در ايجاد و تفسير قانون اساسي و هم در تفسير شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، نقش بزرگي ميتواند داشته باشد.
وقتي به قانون اساسي باز ميگرديم، بسيار مهم است كه فضايي كه منجر به نوشتن اين قانون شد را در نظر بگيريم. دقت در آن فضا منجر به اين ميشود كه اگر شناخت دقيقي از مسئله نداريم، كه اين قانون اساسي چه معنايي دارد، بتوانيم وابستگي و پيوستگي اصول آن را درك كنيم.
به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهميت زيادي دارد. بويژه شعارها و فضاي آن موقع بسيار مهم است. به همين دليل بايد بگويم ما هميشه در معرض اين موضوع هستيم كه وقتي كتاب خدا را تحريف ميكنند، طبيعي است كه ميثاق ملي بشري را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلايل گوناگون از جمله منافع فردي و باندي تحريف ميكنند. اما براي اينكه به آن سرچشمهها برسيم بايد يك بازسازي از آن شرايط در دست داشته باشيم، در عين حال نگاه نو و امروزي خود را هم در اين تفسيرها از ياد نبريم.
حقيقت اين است كه اگر تركيب مجلس خبرگان قانون اساسي و سخنان اعضاي اين مجلس مورد بررسي قرار گيرد، دغدغههايي را نشان ميدهد كه به نظر ميرسد بخشي از آن دغدغهها هنوز وجود دارد و آن دغدغهها در مورد اصول مهمي كه در مورد حقوق اساسي مردم، مسائل اقتصادي و … مطرح بوده و بحثهاي خيلي طولاني را به خود اختصاص داده بيدليل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل يك گفت و گوي وسيع و طولاني تاريخي ميان ملت ما بوده است و اينگونه نيست كه تعداد محدودي از خبرگان بحث كردند و اين قانون را نوشتند. اين مسائل تحت تأثير شرايط تاريخي، گفتمانهاي موجود در جامعه و گفت و گوي ميان احزاب و گروهها بوده است.
اينگونه بحثها بعد از مشروطه نيز در جريان بود. شما اگر به اصول اقتصادي، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصي در قانون اساسي باز گرديد، درواقع نتيجه عمري تجربيات تلخ در رژيمهاي سابق بوده كه چنين كارهايي را انجام ميدادند. لذا به خاطر اينكه برداشت درستي از قانون اساسي و انقلاب داشته باشيم، بايد شرايط آن موقع كاملاً سنجيده شود.
به خاطر دشمني يا منفعتشان حقايق انقلاب و قانون اساسي را تحريف مي كنند
اين موضوع به اين خاطر است كه در شرايط فعلي و وجود فضاي خاص سياسي چه بسا افراد و گروههايي با توجه به مشكلاتي كه آنها با انقلاب داشته و يا انقلاب با آنها، سعي كنند تحريفي را در اين زمينه باعث شوند و ما ميبينيم حقايقي گفته نميشود و برعكس، يك نوع شك و ترديدهايي در مورد بنيانهاي انقلاب اسلامي صورت ميگيرد. ولي فقط اين مسئله نيست كه چهره واقعي انقلاب اسلامي را تهديد ميكند بلكه در اين سو هم افرادي كه صاحب مال، امكانات و منافعي هم شدهاند باز هم تفسير خاص براساس منافع خود از قانون اساسي را ارائه ميدهند.
براي همين ميبينيم كه برخي اصول برجسته و برخي اصول كمرنگ ميشود، در حالي كه قانون اساسي يك مجموعه به هم پيوسته است و باطل شدن بخشي از آن ميتواند به باطل شدن بخشهاي ديگري منجر شود و آن را بياثر كند و پشتوانه مردمي از قانوني اساسي را حذف كند.
هيچ دليلي ندارد كه از اجراي برخي اصول قانون اساسي صرف نظر كنيم
بايد ديد چه كساني از بستن روزنامه ها و محدود كردن رسانه ها سود مي برند
به همين دليل به نظر من، بسيار مهم است كه اين مسائل با هم ديده شود. بايد ديد كه چه كساني از بسته شدن روزنامهها و رسانهها سود ميبرند و يا ساير اصول قانون اساسي كه بايد به آن پرداخت. قانون اساسي وقتي به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز ميگردد، فكر ميكنم معدل نتايج و چالشهايي است كه در دهههاي قبل از انقلاب اسلامي در كشور ايجاد شده و به اين دليل، هيچ دليلي ندارد كه ما را قانع كند، كه ما از بخشي از اين اصول صرفنظر كنيم.
مثالي در اين مورد مطرح ميكنم. البته بحثهاي ديگري هم وجود دارد كه لازم است مطرح شود و جا دارد در اين روزها مسائلي كه شايد كماهميت به نظر ميرسد هم مطرح شود. يكي از بحثهاي اول انقلاب اسلامي، برقراري نظام شورايي بود.
همه ميگفتند؛ بايد از شورا استفاده شود. اين مسئله منجر به اين شد كه فكر ميكنم 7 اصل در قانون اساسي در مورد شوراها وجود داشته باشد ولي متناسب با اين 7 اصل كه بحثهاي مفصلي پشت آن هست، غير از بحثهاي مجلس خبرگان؛ به ياد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاهها بحث بود، اما از اين 7 اصل به اندازه كافي استفاده نكردهايم و ظرفيت عظيم آن را كه ميتواند بسياري از مشكلات كشور را حل كند و سايه ديكتاتوري، استبداد، حاكميت نظرهاي شخصي و منافع گروهي را از نظام دور كند، هنوز استفاده نكردهايم.
اول انقلاب بحث بود كه كشور ما با توجه به تنوع اقوام و قوميتها و فرهنگها نميتواند به سمت يك حكومت فدرالي پيش برود ولي عدم تمركز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنين ظرفيتي در اين اصول وجود دارد.
شايد زماني به دليل نپختگي و شرايط جنگ و ساير دلايل، اجراي آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست ياري كند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس داديم. ولي متأسفانه به تدريج دامنه اختيارات كم شد و منجر به همين شوراهاي شهر و روستا شد كه البته شوراهاي شهر هم باز غنيمت است و به نظر من يكي از قوانين خوب ما همين قانون شوراها است. ولي چرا به اين اصول نميپردازيم، محل سؤال است و فكر ميكنم جاي سؤال براي همه ما بايد باشد. من نميخواهم بگويم سوءنيتي وجود دارد، ولي يكي از بحرانهاي رايج و مسائلي كه در كشور پيش آمده به نوعي نتيجه اين تفكر است كه بسياري از اين اصول قانون اساسي كه ظرفيت فراواني دارند را به كنار گذاشتهايم.
آنچه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري در كشور اتفاق افتاد و حركت عظيمي را باعث گرديد و انديشههاي تازهاي در آن زاده شد، از اين نظر اهميت دارد كه ممكن است به ما كمك كند تا مجدداً بتوانيم «باز تفسير نو» و زندهاي را از قانون اساسي ارائه كنيم. تفسيري كه بتواند مشكلات كشور را حل كند.
فاصله بين تغييرات اجتماعي و تغييرات حاكميت؛ يكي از مهمترين مشكلات كشور
مسايل بايد با گفت و گو و برهان و فضاي آزاد حل شود نه با تفنگ و مسايلي كه امروزدر خيابان ها رخ مي دهد
شما در نظر داشته باشيد كه به هر حال جامعه ما به شدت تغيير كرده است و جامعه جهاني و محيطي ما هم تغيير كرده است و به تبع آن، به دليل تغييرات فضاي جهاني، دگرگونيهايي هم در كشور اتفاق افتاده است. فروپاشي شوروي را نبايد دست كم گرفت، آثار آن در كشور ما بسيار عميق است. به ياد داشته باشيم كه در مشروطيت اتفاقاتي كه در شمال رخ داد در انديشه سياسي داخل كشور آثار فوقالعادهاي داشت و اين آثار تا دوراني كه بلوك شرق وجود داشت در كشور و سياستهاي آن منعكس بود تا اينكه بلوك شرق فروريخت.
اين رخدادادي است كه در فضاي بيروني كشور اتفاق افتاده ولي فقط اين موارد نيست. پيشرفتهاي اقتصادي، تكنولوژي و گسترش فضاي مجازي، ماهوارهها، كه عملاً آگاهي را در ميان ملتها گسترش ميدهند و در حقيقت تمام اين موارد به اضافه مسائلي كه در كشور به دليل تغييراتي كه پيش آمده منجر به تغييرات عميقي در ميان ملت گرديده است.
يكي از مهمترين مشكلات كشور اين است كه بين اين تغييرات و تغييرات حاكميت فاصله افتاده است. يعني به سرعتي كه فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاكميت اين تغيير را نداشته است و اين يك مشكل وسيع است. به همين دليل، يك عقبافتادگي را حس ميكنيم كه به چالش بسيار عميقي منتهي ميشود. وگرنه، راه حل مسائلي كه در خيابانها اتفاق ميافتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نميشود. بلكه، با صدا و سيما، ساير رسانهها، فضاي آزادي و فضاي گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است كه اين مسائل در قانون اساسي و دين ما ريشه دارد.
درحقيقت، رسانهها مانند دادگاههايي بايد عمل كنند كه هيأت منصفه آن ملت بزرگ ايران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می كنيم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را ميخواهد و عقل جمعي، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامي براي همين رخ داده و قانون اساسي نیز براي حاكميت مردم بر سرنوشت خود تدوين شد. اين زماني اتفاق ميافتد كه بحث و گفت و گويي در ميان مردم به صورت آزاد صورت گيرد و حاكميت به اصول و مباني و قاعده بازي آن تن در دهد.
بنابراين بايد نگاه خود را به تبع شرايط جهاني، تغييرات اعجابانگيز در توسعه تكنولوژي عوض كنيم و از ارتباطات و رسانهها نهايت استفاده را ببريم. اما ميبينيم در اين رابطه مشكلاتي داشتهايم و نتيجه ميشود كه حتي يك يا دو مناظره را هم برنميتابند و احساس خطر ميكنند. برنامه را قطع ميكنند و درست برعكس آن عمل ميكنند. اما اگر نگاه خود را عوض كنيم، خواهيم ديد نه تنها آن دو مناظره، بلكه گسترش آن ميتواند بسيار مهم باشد.
درست گاهي برعكس مسئله عمل ميشود. اكنون در مجلس بحث اين است كه چقدر پيام هاي كوتاه را ، يا خبرها را كنترل كنند كه اين بحث در جاي خود خوب است ولي نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نميتواند منجر به اصلاح امور شود.
اجازه بدهيم كه مردم تمام حرف ها بشنوند و بهترين آن را انتخاب كنند
آن نگاهي ميتواند سرنوشتساز باشد و كشور را به آرامش برساند كه ريشه در دين ما داشته باشد و اجازه دهيم مردم تمام حرفها را بشنوند و بهترين آن را انتخاب كنند و ما يقين داريم مردم درست انتخاب خواهند كرد.
ممكن است دو روزي از كلام قطعه قطعه شده و تحريف شده امام منفعت ببريم اما…
نكات ديگري هم وجود دارد كه ميتواند كمك كند كه ما قانون اساسي را امروز بهتر بينيم. متأسفانه گفتههاي بريده، بريدهاي از حضرت امام(ره) در صدا و سيما و جاهاي ديگر نقل ميشود كه مورد اعتراض نوه گرامي حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقيقت اين است كه اگر ما نتوانيم فضاي زنده، پر شور و پر از معنويت و نورانيت كه در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسير ميكند، بشنويم، منجر به اين ميشود كه ما يك چهره تاريك و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهيم و اين ميتواند به اين موضوع منجر شود كه نه تنها مردم از انقلاب بلكه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دين و اسلام است و مهمترين دغدغه بنيانگذاران جمهوري اسلامي، اين بود كه به اسلام لطمه نخورد.
البته ممكن است كه دو روزي منفعتي را به دست آوريم و حجتي را از كلام امام(ره) بگيريم و از آن عليه گروهي استفاده كنيم ولي وقتي كه اين كار را با لحاظ منافع خود ميبينيم و به آن سرچشمه رجوع نميكنيم اين زيان را دارد كه زبان كساني كه از اول با انقلاب بد بودهاند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهاي انقلاب را زير سؤال ببرند.
در حالي كه، انقلاب اسلامي در حقيقت حاصل جمع همه حركتهايي است كه بعد از انقلاب مشروطه ايجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملي شدن نفت، 15 خرداد و ساير جريانات و تجربياتي كه ملت داشته است. بنابراين، بايد اين مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراين براساس چنين رويكردي ميتوان ملت را در كنار انقلاب اسلامي نگه داشت. در غير اينصورت استفاده ابزاري از دين و مقدسات ميتواند دين را در معرض سؤالهاي جدي قرار دهد و خود اين خطر بزرگي است.
از حساسيت ما مردم به شعار استقلال هم سوءاستفاده مي كنند
مسئله بعدي اين كه اگر در شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» دقت كنيم، موضوع استقلال است. ملت ايران بعد از جنگ ايران و روسيه دائم در معرض تهاجم بيگانه بود. قطعات بزرگي هم از كشور جدا شده است و اين مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولي عملاً تمام اين موارد منجر به اين شد كه ملت ما نسبت به نفوذ بيگانه، حساس و حتي دچار هراس شوند كه ريشه بسياري از گفتمانهاي موجود در كشور به حساسيت مردم نسبت به نفوذ بيگانگان بود بويژه روسها و انگليسها و بعد آمريكا و الي آخر، اين مسائل در كشور وجود داشته و براي همين، در شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، موضوع استقلال اهميت زيادي دارد.
نيرويي عظيم با شعار بازگشت به ارزش هاي انقلاب به صحنه آمده و حالا متهم مي شود
اكنون اين حساسيت مردم و خود اين شعار مورد سوء استفاده قرار ميگيرد يعني نيرويي كه امروز به صحنه آمده و تنها خواستهاش اين است كه به قانون و به ارزشهاي اصلي انقلاب اسلامي برگرديم كه يكي از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار ميگيرد كه آيا به بيگانه وصل است يا تحت تأثير آنها است يا نيست. من ميخواهم بگويم كه براي رهايي از سلطه بيگانه بايد كشوري پيشرفته داشت و بايد با نگاهي نو به جهان نگریست. با تغييراتي كه در داخل و خارج اتفاق ميافتد خود را با حفظ ارزشها تغيير دهيم. آن موقع ميتوانيم استقلال واقعي خود را داشته باشيم. وقتي از اين شعارها به صورت ابزاري استفاده ميكنيم نتيجه آن تناقضهايي است كه اكنون ميبينيم. از يك سو نامههاي مكرر براي نصيحت سران كشورهاي مختلف ميفرستيم و آنها را با عنوان «مديريت جهاني» دعوت به اسلام ميكنيم و سعي ميكنيم با آنها ارتباط برقرار كنيم و از سوي ديگر، در ارتباط با جهان حتي نميتوانيم يك دوست نزديك و صميمي در منطقه و جهان داشته باشيم.
فرض كنيم امريكا به عنوان يك قدرت بزرگ در جهان، ميخواهد سياستي را در مورد ما اعمال كند، با اينكه اين كشور قدرت بزرگي است و نيروي نظامي و اطلاعات وسيعي دارد و دستگاههاي تبليغاتي و پول زياد دارد، به بودجه سالانه آمريكا نگاه كنيد و آن را با بودجه كشور مقايسه كنيد. با اين مقايسه حجم اقتصاد آن كشور را درك ميكنيم. اين كشور باز خود را بينياز نميبيند كه نظر انگليس، فرانسه، آلمان، چين و روسيه را جلب كند تا سياستي را در مورد كشور ما اجرا كند. مثلاً در مورد تكنولوژي اتمي، اما عملاً در مقابل اين جريان كه عليه ما است چند كشور و يا ملت را در كنار خود داريم كه مؤثر هستند؟
نه ماجرا جويي و ناسزا به ديگران و نه نامه هاي فدايت شوم براي…
اين در حالي است كه با آنها نامهنگاري ميكنند به ما ميگويند بياييد و به اين كشورها ناسزا بگوييد و با آنها مقابله كنيد. ما ميگوييم مسائل انتخابات خانوادگي است و ربطي به خارج ندارد و يقيناً ملت ما حاضر نيست تحت تأثير منافع ديگران كار كند ولي اينكه ما هم مثل شما، سياستي ماجراجويانه داشته باشيم، يك روز ناسزا بگوييم، يك روز بخنديم و روزي نامه فدايت شوم بنويسيم، را نميپذيريم.
جنبش سبز دچار ماجراجويي، افراط و تفريط نخواهد شد
جنبش سبز يا اين شعار بوجود آمده كه ميخواهيم تعاملي سازنده با جهان داشته باشيم و ما از اين مسئله غفلت نميكنيم و دچار ماجراجويي نخواهيم و افراط و تفريط نميشويم. ما به دنبال يك عقلانيت در رابطه خود با خارج و ملت هستيم. بايد براساس منافع درازمدت ملت حركت كنيم. اگر به شعار استقلال به اين معنا بازگرديم به هيچوجه، منافع بيگانگان تعيينكننده حركت ما نبايد باشد. و ما به اين موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهيم داشت.
جنبش سبز ايران مستقل است/ نقل قولي مهم از آخوند خراساني
جنبش سبز ملت ايران مستقل است و به هيچوجه اجازه دخالت بيگانگان را در امور خود نميدهد ولي اين كه ما منفعل باشيم. و هر كاري كه ميكنيم در ترازو بگذاريم كه يكي خوشحال شود و ديگري بدحال شود، اين كار را هم نميكنيم. ملت ما اهداف درازمدتي را دنبال ميكند و يك ملت در اين رابطه بايد حساس باشد. از آخوند خراساني داريم كه وقتي بحث روس و انگليس را مطرح ميكند و در پاسخ به عدهاي كه ميگويند چرا بعضي از مشروطهطلبان، در سفارت انگليس هستند كه بحث مفصلي دارد، ميگويد كه اگر قرار باشد فلان كار را نكنيم چون به نفع انگلستان است و كار ديگري را نكنيم چون به نفع روسيه است، هيچ كاری نميتوانيم انجام دهيم چون هر كاري صورت گیرد، كشورهاي ديگري از آن نفعي خواهند برد و يا ميخواهند ضرري را دفع كنند. ولي استراتژي يك نظام مستقل و جنبش مستقل اين است كه براساس منافع درازمدت حركت كند و متأثر از بيگانگان نشود.
هجمه هاي آنان عليه جنبش سبز و در عين حال آرامش و اعتدال سبز ها
دليل اين كه اين مسائل امروزه با چنين شدتي مطرح ميشود، به خاطر اين است كه روي مراجع و روحانيت و متدينين اثر بگذارند اما اينجانب به صراحت اعلام ميدارم به هيچوجه جنبش سبز به خارج وابستگي ندارد و با اين مسئله مخالف است و تحت تأثير اين مسائل نيز قرار نميگيرد و براساس منافع ملي حركت ميكند و كارهاي ما ارتباطي با بيگانه ندارد. در عين حال، اين هجمهاي كه به جنبش سبز ميشود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نميكند. نصيحت ما به حاكميت اين است كه سياست متعادلي را در پيش بگيريد و در جهان دوست پيدا كنيد و متحد داشته باشيد و از ظرفیت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ كشور را با دوستي و ارتباط محكم نمائيد تا آسيبي به كشور نرسد. اين نصيحت را به همه دارم. اين موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم اين گونه است و خواهد بود.
در شرايط فعلي آن چه جوانان ميتوانند انجام دهند اين است كه از ظرفيت عظيم تغييرات در كشور به بهترين وجه در سايه اصولي كه به خاطر آن شهداي زيادي تقديم كردهايم استفاده كند.
حركت جنبش سبز مسالمتآميز بوده و باز هم قوياً بايد اين مسئله ادامه يابد
جنبش سبز، جنبش جواني است كه در آن جوانان سهم بسيار بالايي دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسي ندارد و خردگرايي در اين جنبش بسيار قوي است.
بايد خردگرايي را در كنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ كنيم چون سرمايه بزرگي براي كشورمان، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي است و بدانيم تغييرات و تحولاتي كه هست، عليرغم تلخيها، مشكلات، سرمايهاي براي آتيه كشور براي ورود به فضاي نو محسوب می شود و ما بايد براي ورود به فضاي نو، متناسب با تغييرات جهاني و مسائل خود اين دشواريها را تحمل كنيم و با خرد مسائل را پيش ببريم.
منافع عدهاي در دو قطبي كردن جامعه است تا بهتر مردم را سركوب كنند
بايد حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزي خود را نسبت به نظام از دست ندهيم. از اول حركت جنبش سبز مسالمتآميز بوده و باز هم قوياً بايد اين مسئله ادامه يابد.متأسفانه منافع عدهاي در دو قطبي كردن جامعه است تا در نتيجه اين دوقطبي بهتر مردم را سركوب كنند و بهتر به اهداف خود برسند.
جنبش سبز با همه دوست است حتي با كساني كه عقايد ما را ندارند
جنبش سبز با همه دوست است. با كارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتي با كساني كه عقايد ما را ندارند، دوست است. چون بخشي از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستيم.
نهاد هاي كشور قابل احترامند اما…
نهادهايي در كشور وجود دارد كه قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشكستن و كشتن مخالفيم. ما با بسيج، سپاه و نيروي انتظامي مخالف نیستیم. اينها نهادهايي هستند كه يك نظام به طور طبيعي دارد و در آنجا برادراني هستند كه جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با اين روحيه بايد در صحنه حاضر باشيم. عصبانيتها و تلخيها نبايد كنترل را از ما بگيرد. 22 بهمن ماه پيش رو است.
22 بهمن از ايام الله است؛ شركت همراه با همه مردم و با حفظ هويت
حقيقتاً يكي از روزهايي است كه بايد نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. يكي از ايامالله است. و ميتواند ويژگيهاي گوناگوني را در خود جمع كند. همه به اين مسئله علاقه دارند. احساس من اين است كه با روحيه جمع بودن در ضمن حفظ هويت بايد در اينگونه حركتها حضور داشته باشيم و سعي كنيم با رفتار خود اثرگذار باشيم تا در سطح ملي آثار خوبي را در جاي خود به جاي گذارد.
اهانت به مردم، اهانت به آزادي انديشه، ارتباطي به اسلام ندارد
تذكر آخر اين كه برخورد با حركتهاي مسالمتآميز مردم به نام اسلام باعث اسلامگريزي ميشود. كساني كه به دين اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانيت بايد بدانند كه زنداني كردن، ضرب و شتم، گرفتن و بستنها، چون به نام اسلام و حكومت اسلامي صورت ميگيرد ضرر آن به اسلام بازميگردد و بايد همه تلاش كنيم كه اين حالت از بين برود.
اگر ميخواهيم كه اسلام را به عنوان سرمايه براي كشور نگاه داريم نبايد منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثير قرار دهد.
زدن، گرفتن و بستن چه ربطي به اسلام دارد و يا جلوي برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطي به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصي مردم چه ربطي به اسلام دارد. وارسي ايميلهاي مردم چه ربطي به اسلام دارد. اين مسائل با اعتقادات ديني و اصول قانون اساسي منافات دارد.
اهانت به مردم، اهانت به آزادي انديشه، ارتباطي به اسلام ندارد و انشاءالله همه متوجه باشند كه كاري نكنند كه در كشور رويگرداني از اسلام را شاهد باشيم.
از اقوام و گويش هاي مختلف نترسيم
هيچ كشوري به پيشرفت نرسيده مگر اينكه در دورههايي از اين مسائل را داشته و بسيار خوشبين هستم كه خداوند نتيجه اين تلاشها را به ثمر ميرساند و ما وضعيت بهتري را براي ملت خواهيم داشت تا از انديشهها، از اقوام و از گويشهاي مختلف نترسيم.
از آزادي، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نميبينيم
هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قوميتي به عنوان بزرگترين دموكراسي ايستاده است و اين تجارب وجود دارد. آيا زبان براي اين كشور مشكلي ايجاد كرده كه ما اينقدر براي اين موضوع مسئله ساختهايم. در انتخابات هر جا ميرفتيم، ميگفتند، اينجا با موضوع زبان اينگونه برخورد كردند.
ما از آزادي، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نميبينيم. ممكن است به من نوعي فشار وارد شود ولي عملاً براي جامعه مفيد است و به نفع اسلام و آينده كشور است.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته














با مردانی چون موسوی ايران را برای هميشه از چنگال استبداد رها ميکنيم..
موسوی ثابت کرده يک آزاد مرد واقعی است. فردای ايران متعلق به همه ماست، حتی به آن لباس شخصی که امروز از سر به خبری و گمراهی خواهرن و برادران ما را در کوچه و خيابان به چوب و چماق ميبندد. ما سنگ بنای ايران فردا را با کينه و نفرت نميسازيم. ما ثابت ميکنيم که ملتی انسان دوست و متمدن هستيم. در ادبيات ما دشمن واژه اي بيگانه است. ما ايران را دوباره ميسازيم..
پاينده باشيد..
سلام برهمگی….درود بر میرحسین موسوی…..به امید رهایی از ظلم
هر سخنرانی مهندس موسوی حامل نکات مهمی است
در این هفت هشت ماه مهندس جنبش را به خوبی پیش برده و از اهداف اولیه پله پله به اینجا رسیده ایم
جناب مهندس موسوی عزیز خیلی دیر به دیر رخ مینمایی ! کمی بیشتر با جمهور مردم حرف بزن و بر ( ولایت جمهور ) تاکید کن .
“این در حالی است که با آنها نامهنگاری میکنند به ما میگویند بیایید و به این کشورها ناسزا بگویید و با آنها مقابله کنید. ما میگوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی اینکه ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم، را نمیپذیریم.”
افرین
یا حسین میر حسین
22 بهمن برای فدای جانم به رییس جمهور به حق مردم ایران میر حسین موسوی می آییم.
درود بر میرحسین عزیز،دوباره صدای گرمت از لابلای کلمات به گوش میرسد ،برای سلامتی و پیروزی تو و ملت که دوشادوش هم در حرکت هستید دعا میکنیم، ایمان داریم که حق پیروز است.
درود بر ایران و ایرانی
دراین خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین
چومهر ووفا بود خود کیششان گنه بود آزار کس پیششان
شرف داری به قران
*** ستادهای سبز – شعار سبز *** VVVستادهای سبز – نماد سبز VVV( پخش کنید لطفا ! )
> نهضت ما حسینیه / راه سبز خمینیه …
> روح منی خمینی ، بت شکنی خمینی …
> بانگ «جرس» از سینه ها فریاد دارد / تا جان به تن بر ضد این بیداد دارد …
> زندانی سیاسی آزاد باید گردد / جمهوری اسلامی احیا باید گردد …
> ما پیرو (لشکر) حسینیم / یاور میر حسینیم …
> موسوی ، کروبی / استقلال آزادی / جمهوری اسلامی …
> ما اهل کوفه نیستیم ، «حسین» تنها بماند …
> روحانی مسلمان / برس به داد اسلام …
> مراجع آزاده / آماده ایم آماده …
> درود بر سه سید فاطمی / خمینی و موسوی و خاتمی …
> اصالت بسیجی (سپاهی) ، حافظ جان ملت / اصالت قضایی ، حافظ داد ملت …
> ای سیره ی خمینی ، « سید حسن خمینی » …
> ….
– نصر من الله و فتح قریب
( لطفا حتی المقدور از شعارهای تند پرهیز شود)
قیافه و صدای دلنشین میر حسین و همحمد خاتمی به انسان حس آرامش و دوست داشتن می دهد لطفا فایل صوتی و تصویری این بزرگ مرد را هم اگر امکانش باشه بذارید . وعده ما 22 بهمن با حفظ هویت متشکرم
لطفا 22 بهمن همه با نمادهای سبز بیایید
باید با حفظ هویت سبزمان در راهپیمایی شرکت کنیم
یا حسین میرحسین را نگهدار
مير حسين عزيز رئيس جمهور منتخب واقعي مردم ايران با تمام وجود و تا آخرين قطره ي خونم از تو دفاع خواهم كرد اي عزيز. يا حسين ميرحسين.
هر میرحسین عزیز بگه.
شعار ما جمهوری اسلامی.
(( سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است ))
در چشمهاي خستۀ اين جغد آخرين
صدها هزار قصۀ ناگفته در كمين
بالش شكسته و غمها كه بي شمار
پايش كه بسته و افتاده بر زمين !
دامي شگرف بسته برايش شكارِ او ،
راهي بلند مانده به رويش خيال او
القصه اين سراچه چه وارانه گشته است !
اينك خزان شده اما رسد بهار ِ او
اينجا شب است ، شبي پر ز سوز و برف
وآنجا غم است ، غمي جانگداز و سخت
اينجا ز ظلم و ستم شب سرايِ سرد ،
وآنجا ز غربتِ دين در سراي و تخت !
تخت شهي به وارث ديوان رسيده است
سرو سهي زغربت ِ ياران خميده است
تيغ تبر به دست يكي ديوِ بد سرشت
بر قامتِ رعناي درختان نشسته است
(( سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است ))
غمهاي عرشيان همه از غربتِ حق است
سبزينه پرچم يارانِ كربلا
خاري به چشم خولي و شمران عالم است !
سرهاي رهروان همگي تحفه اي به او
حسرت به دل شده ، كو نغمه اي زِ او ؟
جانش به لب رسيده و اين سرو سربلند
ياري طلب كند اندر فراقِ او
سرو سهي تو زمستان كه ديده اي
تيغ تبر به قامت ِ خود هم شكسته اي
بعد از سكوت ِ زمستان و سوزِ باد
آري تو شُر شُرِ باران شنيده اي
يارانِ سر بلند جهادي دگر رويد
گر روي نيزه ايد زِ قرآن صلا زنيد
اكنون كه فصل ماست به تكرار صوتتان
دي را ورق زنيد و چو بهمن ،
رها رويد !
(( باران )) – 17/11/88
من دوستت دارم وتا پای جانم ایستاده ام.موسوی تنها نیستی
میرحسین عزیزم
هم شاه منی ، هم ماه منی
هم در دل و جان ، ایمان منی
به بهانه ي بيانيه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي :
راه امام و شهدا ، انحصاري نيست . احصاء شده در اقدامات برخي افراطيون اصولگرا نيست.
ما به هدف امام و شهدا مي انديشيم كه همانا استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي بود.
هدفي كه امروزه هركس در جهت منافع خود آن را تعبير و تفسير و از طريق رسانه ملي آن را در ذهن ها القاء ميكند.
اگر به حاميان موسوي اجازه راهپيمايي داده ميشد چه بسا كه پرشور تر از باقي مردم آرمانهاي امام را فرياد ميزدند.
افسوس كه در اين تاريكي همه دست بر پيكره ي واحد نظام اسلامي ميكشيم و هر كس از ظن خود آن را تعبير ميكند.
غافل ا ز اينكه هدف يكيست
كاش بياموزيم تاب ديدن مخالف را و شنيدن صداي اعتراض را و كاش آنقدر سعه ي صدر داشتيم كه هر نجواي معترض و منتقدي را نفاق و دشمني تعبير نكنيم
آقايان موسوي و خاتمي و كروبي بارها و بارها از منافقين و گروه هاي ضد انقلابي داخلي و خارجي اعلام برائت كده اند ، اما برخي چهره هاي افراطي شناخته شده يا اين اعلام برائت ها را خفه ميكنند و نميشنوند و نميگذارند بقيه هم بشنوند و يا آن را تعبير به راهي براي فرار و از سر ترس ميشمارند .
در حالي كه زماني كه آقاي هاشمي ،موسوي و كروبي در اوايل انقلاب تمام زندگي خود را فداي اين كشور ميكردند آنها شايد الفباي سياست را هنوز نياموخته بودند .
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نماينده تك تك مردم ايران هستنند ، بدون توجه به نژاد و دين و مذهب .و موظف به انجام وظايف قانوني خود . آنها به نمايندگي از طرف ما بايد در مقابل تمام بي قانوني ها ، انحرافات و بي عدالتي ها بايستند و حق ندارند در حيطه ي وظايف خود سليقه اي عمل كنند.
مردم آزاده ي ايران خواستار برخورد با تمام كساني هستند كه هيزم در آتش نفاق مياندازند.
ياد باد روزگاري كه ما جوانان ايران بر وحدت و يكپارچگي مردممان ميباليديم و ننگ بر هر كسي كه اين وحدت را با كژانديشي و افراط گرايي اندك اندك كمرنگ و يكباره شكست
به اميد رويش دوباره ي مهر و عطوفت بين تمام دلهاي مردم مومن و انقلابي وطنم ايران
ای والله
مهندس موسوي عزيز چه قدر موشكفانه مشكلات را بيان نموده و راه حل خروج از اين مشكلات ذكر كردند.
نمي دانم چه اراده اي باعث مي شود كه دولت مردان كشور ما آن راهي كه مهندس موسوي در اين صحبتها نشان مي دهند را نروند و در مقابل آن سرسختي نشان دهند .
اميدوارم ما مردم به دور از احساسات راه درست را انتخاب كنيم و روند كنوني به اميد خدا براي هميشه اصلاح گردد.
ما بیشماریم………………………………………………………………………………………………………………………………..
پاک کن از چهره اشکت را، ز جا برخیز
تو در من زندهای، من در تو
ما هرگز نمیمیریم
من و تو با هزارانِ دگر
این راه را دنبال میگیریم
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا
با همه شادی و بهروزی
عزیزم
کار دنیا رو به آبادیست
و هر لاله که از خون شهیدان میدمد امروز
نوید روز آزادیست.
ندا ها ، سهرابها ما بیداریم و در کنار پدرمان میرحسین به آزادی وطن می اندیشیم.
حرکتهایتان را مثل قبل از انقلاب با گروههای انتظامات داوطلب و خودجوش کنترل کنید.
جانا سخن از زبان ما می گویی
سید هرچه در ذهن ما بود تو گفتی……..
خدا از شر دشمنان حفظت کند.
به امید دیدار همه سبز اندیشان در روز 22 بهمن.
یا علی مدد.
بنظر می رسد تنها راه کنترل راهپیمایی ها، ایجاد گروه انتظامات از سوی احزاب و جمعیتها و گروههای دانشجویی است.
براوو میرحسین جان!
از اینکه به نظر و رای و اعتقاد مردم اهمیت می دهید از شما ممنونیم
خوشحالم که به شما رای دادم….. تا آخر پای رای ام هستم….. رای ام رو پس می گیرم
با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم و{انشاا…به پیروزی های بزرگتری خواهیم رسید}این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور خواسته ها ومطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر.
{ولطفا از دادن شعارهای ساختار شکنانه وتوهینی جدا خودداری کنیم.که این کار تنها از اثر بخشی جنبش مان کم می کند وبجای جذب بیشتر موجب ریزش وکم اثر تر شدن جنبش میشود و باعوامل نفودی که از این گونه شعارها می دهند همراه نشویم وآنها را طرد کنیم.}
وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد.
{ونیز می خواستم یک درخواست دیگر از ملت بزرگوار وهمیشه سبز اندیش ایران داشته باشم که علاوه بر دادن شعارها براساس خواستها ومطالبتمان وداشتن نماد سبز که مظهر هویت اسلامی وایرانی ما وجز ماهیت جنبش الهی مردمی ما حساب می شود هر کداممان (((با یک شاخه گل)))در راهپیمایی ها شرکت کنیم که این علاوه بر کاستن از خشونت احتمالی موجب همراهی دیگران هم خواهد شد ونیز این گونه به همه نشان می دهیم که جنبش ما یک جنبش صلح طلب وحق جوست. وبا وجود هرگونه خشونت مخالف است وتنها می خواهدکه ایران واقعا برای همه ایرانیان باشد که در آن ((حقوق وکرامت همه انسان ها ))ارزشمند شمرده می شود.}
وبه قولی جنبش سبز رابا صبر و امید زندگی کنیم که
به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود
از خوندن مصاحبه ها و سخنرانی های مهندس لذت می برم (به خصوص چند مورد اخیر). سخنان ایشون دارای عمق هست و خیلی اثرگذاره. جملات و کلماتشون رو خیلی دقیق انتخاب می کنند طوریکه منظور رو به درستی و بدون نقص میرسونه. گاهی در یک جمله ساده ایشون، به دلیل همین دقت در بیان، انحرافات یا اشتباهات منطقی مهمی از ذهن آدم زدوده میشه. مثل این جمله شون که ما با بسیج و سپاه مخالف نیستیم بلکه با خشونت علیه مردم مخالفیم. یعنی شاید ناخودآگاه در ذهن افرادی مثل من این احساس تنفر نسبت به بسیج و سپاه شکل گرفته بود ولی این جمله باعث شد یادم بیفته که تنفر من نسبت به یک سری رفتارها شکل گرفته و نه کلیت یک نهاد که حتما خدمات مثبت فراوانی رو در ابعاد دیگه برای من به عنوان یک شهروند ایرانی داشته. من همیشه عقیده ام این بوده که اتکا به خرد و منطق، زمینه نفرت و دشمنی رو بین انسانها از بین میبره. در این هفته های اخیر مطالب مهندس موسوی رو که می خونم، مهمترین اثری که روم میگذاره، زدودن احساس نفرت از قلبم و امیدوار کردنم نسبت به بهبود و اصلاح امور کشور هست. به نظر من مهندس موسوی به دلیل همین ویژگیها، بهترین نماینده و سخنگوی جنبش سبز هست.
میرحسین عزیز مثل همیشه عاشقانه و وفادار به مردم و جمهوری اسلامی سخن گفتی ،کاش دولت منصبیها بدون حبّ و بغض، و با خلوص صدای تو را بشنوند،ما صدای تو را شنیدیم و همراه با خواندن این کلمات چهره پاک و زلال تو را هم دیدیم،کلمه عزیز این ۳ باره که برای این قسمت کامنت میدم ثبت نمیشه ،واسه همین دوباره خلاصه نوشتم گفتم شاید نرسیده ،اگه تکراری شد ببخشید.
بهتر از سخنرانی میرحسین عزیز، کامنت های مردم سبز ایران است. به همه این شعور و درایت ایرانیان افتخار میکنم. اشک آدم در میاد.
جالب بود
بخاطر حمایت از رای و حقم 22 بهمن جانم را برای شما و ایران سبز میدهم
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان این راه بینهایت
سبز می نویسم
سبز میبینم
سبز می خوانم
درورد بر رئیس جمهور سبز……….. .
سالگرد انقلاب اسلامی / جای منتظری خالی
منتظری قهرمان / حاصل عمر امام
خدا به همه انسانهاي دوستدار ازادي و انسانيت و با صداقت موفقيت مضاعف دهد
همه هستیم. با نمادمان هم هستیم. این همه تهدید می کنید، باز هم ما همه با هم هستیم.
ایستاده ام چو شمع – مترسان ز آتشم.
عزیزانم، 22 بهمن می بینمتون.
چو ايران نباشد تن من مباد
مي ميريم اما ذلت نمي پذيريم……..
IA HOSSEIN MIR HOSSOEN
IRAN BA TOST
بنظر می رسد تنها راه کنترل راهپیمایی ها، ایجاد گروه انتظامات از سوی احزاب و جمعیتها و گروههای دانشجویی , و داوطلب است
عالی است موافقم
همه با هم در راهپیمایی سبز شرکت می کنیم
پروژه سرویسهای اطلاعاتی در ۲۲ بهمن
هدف، روشنکردن آتش درگیری و تنش بین مردم جهت انفجار موج انسانی حاضر در راهپیمایی است و با درگیریهای مصنوعی یا واقعی و پیامد آن سردادن شعار ساختارشکنانه و تحریک حاضران برای تقابل… باگستردگی مساحت، انبوه راهپیمایان و همکاری اکثر سرویسها در این پروژه، موثرترین راه پیشگیری از این توطئه…
براین اساس عدم توجه به تحریکات، پرهیز از سردادن شعارهای ساختارشکنانه و توصیه اطرافیان به حفظ آرامش در صورت وقوع تنش، حداقل انتظار برای مقابله با این توطئه است.
این مطلب را در سحام نیوز دیدم اگه میشه شما هم آن را بگذارید
به نام پروردگار سبز آفرین آرامش دهنده
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید
آقای مهندس موسوی چیزی در کلام شماست که با وجود تمام سختی ها و فشار ها روح تازه ای در ما می دمه و ما رو برای پس گرفتن حقمون
راسخ تر می کنه، ای کاش روزی برسه که مردم در آرامش باشند و دیو صفتان از رفتار خودشون پشیمون بشن، ای کاش این بغض های خفته در گلوی این مردم مظلوم هر چه زودتر جاش رو به قهقهه و شادی بده ، امروز گریه کردم ، از هیجان روزی که نزدیکه از روزی که هیچ ظالمی رو توان ظلم کردن نیست، ما باید هر روز تصویر زمانی رو که حقمون رو پس می گیریم رو جلوی چشممون بیاریم تا از تصورش انرژی تازه ای بگیریم و باز قوی تر ، مصمم تر ، آرام تر و عاقل تر به سمت هدفمون حرکت کنیم .
ما خستگی ناپذیریم.
خدا از شر دشمنان حفظتون کنه
دلی که عاشق است از جان نترسد
یقین از بند و از زندان نترسد
دل عاشق بود گرگ گرسنه
که گرگ از هی هی چوپان نترسد
درود بر مردم
“ایا وقت آن نشده که بجای اینکه همیشه منتظر قهرمان باشیم, یک تیم برنده و یک دست داشته باشیم”
دو پیشنهاد برای برون رفت از مشکلات همیشگی و عدم برگشت به آنها:
1- به شعور مردم توهین نکنیم.(هیچ هدفی حتی مقدس, توهین به شعور مردم را توجیه نمی کند)
2- هر پیشرفت مردم به پای شعور و خواستشان نوشته شود و ناکامی ها نیز به پای هزینه های لازم برای پیشرفت در آینده.(مردم قیم, دایه مهربانتر از مادر, صاحب اختیار نمیخواهند.به زور حتی به بهشت هم نمی روند)
“و یادمان نرود افراد در این مملکت دو دسته اند:یا مردم هستند و یا خادمان مردم.حالت سومی نداریم.”
وای اگر موسوی حکم جهادم دهد ارتش عالم نتواند که جواب دهد
ایران بزرگ است و اگر مسوولان آن کمی بزرگی نشان دهند خواهیم دید که خیلی از مسایل منطقه ای و بین المللی ما حل خواهد شد
آیا نمی شود راه حلی داد که در آن منافع ملت ایران بیش از دولتهای بزرگ تامین شود
نکته های زیادی در صحبتهای میر حسین هست که به دلیل مشاوره هایی که از مردم می گیرد تقریبا معدل خواسته های مردم است
باید با مدارا و تحمل این نکات پیگیری شود و تعصبات ساخته شده در این سالها برای یک عده ای به ویژه جوانان مذهبی نیز توجه نمود و آنها را به تمسخر نگرفت تا آرام آرام باب گفتمان باز شود و حقیقت روشن تر و راهکارهای اجرایی آن زمینه عملی بیابد تا منافع مردم در آن دیده شود
با خشونت دو تیپ سود می برند افراطیون در حکومت و خارجیان فرصت طلب
پس با صبر و مدارا و پیگیری و خسته گی ناپذیری پیش به سوی آینده ای بهتر و زندگی شرافتمندانه برای همه ملت بزرگوار ایران
زنده . پاینده باشید
وای اگر موسوی حکم جهادم دهد
ارتش عالم نتواند که جوابم دهد
V V V V V V V V
22 بهمن سبز است
با این حرفا تبرئه نمیشی!
در ایران
دوکس رنج بیهوده برد و سعی بیفایده کرد
یکی آن که گفت جمهوری و از دین داری مردم غفلت کرد
و دیگر آن که گفت اسلامی و از مشارکت عقول مردم هراسید
دین در حال پویایی است و مردم در حال عقلانی تر شدن و این سنت الهی و رسالت انبیایی است . مقاومت در برابر آن بیفایده است
میر حسین دوست داریم