ميرحسين موسوي همچنان اصولگراي اصلاحطلب
چکیده :ميرحسين موسوي كه زيبايي رفتار دوگونه اصلاحطلبي سبز و نيز مصلحتبينيهاي درون حاكميتي را در خود بازتاب داده بود ،درنهايت با هزينه بسيار پايين (به نسبت آنچه كه جريان افراطي با پرداخت آن علاقمند به حذف صورت مسئله مزبور بود) حاكميت جمهوري اسلامي را با ضرورت اصلاحطلبي مواجه ساخت، و با تمكين به منافع ملي موجبات تعامل حاكميت و مردم را فراهم...
کلمه-وحيد زارع:ميرحسين موسوي درنهايت با صدور بيانيه هفدهم خود، آب سردي بر شعله فروزان بحران سياسي جاري در كشور ريخت و با تعيين پنج شرط كه به قول وي نيازي به توافقنامه و مذاكره و داد و ستد سياسي ندارد، و ميتواند از موضع حكمت و تدبير و خيرخواهي اجرايي شود، حسن نيت خود را در فيصله دادن به بزرگترين بحران سياسي بعد از انقلاب كه از سايه ويرانگر و طاقتكش جنگ تحميلي 8 ساله عراق به ايران سنگينتر مينمود به اثبات رسانيد. جناح افراطي در كشور صدور اين بيانيه را ديرهنگام و داراي غش توصيف نمود و همچنان با كوبيدن بر طبل خشونت خواستار محاكمه سران فتنه!؟ گرديد.
تمام وزن مهم عملكرد ميرحسين موسوي به عنوان همراهيكننده جنبش سبز، رفع ابهام از وجود يك بحران در كشور است، به طوري كه در مقدمه بيانيه مزبور وزن تحليلي اين موضوع به شدت احساس ميگردد كه در كشور بحراني وجود دارد. در سوي ديگر جنبش سبز كه از آن به جريان اقتدارگراي افراطي اسم خواهيم برد، در طي ماههاي پس از انتخابات 22 خرداد، با رد وجود هرگونه بحران، جنبش شكلگرفته را پروژه برنامهريزي شده و سازمانيافته از خارج تحليل نمود، و درنهايت با موصوف ساختن آن به ا نقلاب مخملي، تمام سرمايه نظام را جهت قرباني نمودن جنبش سبز سوق داد. هرچند كه به عنوان بخشي از واقعيت، اين جنبش در بستري از كاركرد تهييج رسانهاي زاييده شد، ولي رويكرد پايه رسانهاي سادهسازي شده در ظهور اين جنبش تحت تأثير و اسارت فضاي حاصل از انتخابات خود عاملي است كه حتي سياستمداران حرفهاي كشور را نيز به خطا انداخته است.
گستردگي اين جنبش به گونهاي است كه به لحاظ متدلوژيك، انگيزهاي عيني و ذهني ظهور آن را بايد در دوره طولانيمدتتر مورد بررسي قرا رداد. نگاه صرف رسانهاي به اين جنبش باعث گرديد كه جريان اقتدارگر افراطي با سادهسازي تحليلي آن، و خارجي اعلام كردن منشأ بوجود آمدن آن فقط به سركوب آن بينديشند و سركوب آن را كاملاً ممكن و مقدور بداند. هرچند كه دلايل طولانيمدتتر شرايط ذهني و عيني را مختصراً بررسي خواهيم نمود، ولي با مقدمه ذكر شده در همين جا د ور از واقعيت نخواهد بود اعلام رويكرد تحليلي پايه رسانهاي به اين جنبش توسط حاكميت و درك غيرواقعي سهولت سركوب آن، خود عامل تعيينكننده صدور زود و يا ديرهنگام بيانيه موسوي در قبول تعامل قانونمند و رسمي با دولت دهم – مقصود حفظ نگاه انتقادي جنبش سبز – ميباشد.
به عبارت ديگر، اين موسوي نبود كه تاريخ صدور بيانيه خود را بايد تعيين مينمود، اين حاكميت بود كه با القاء تحليل سطحي وجه رسانهاي در بوجود آمدن جنبش و بستن چشم خود به عمق و دلايل آشكار و پنهان ظهور آن كه متأثر از انسداد كامل سياسي در پس نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري بود، ريسك راديكال شدن آن را پذيرفت. فراز و نشيبهاي ماههاي گذشته، و حركت سبز جنبش سبز در بكارگيري نوعي استراتژي و تاكتيك، موجبات قبول ذهنيت يك بحران جدي در سطوح مختلف حاكميت هرچند با برداشت هاي غيرهمگون را هموار ساخت. ميرحسين موسوي كه زيبايي رفتار دوگونه اصلاحطلبي سبز و نيز مصلحتبينيهاي درون حاكميتي را در خود بازتاب داده بود – هرچند كه وجه دوم رفتار وي به دليل تهي بودن جريان اقتدارگراي افراطي از هرگونه انديشهگر مغفول مانده – درنهايت با هزينه بسيار پايين (به نسبت آنچه كه جريان افراطي با پرداخت آن علاقمند به حذف صورت مسئله مزبور بود) حاكميت جمهوري اسلامي را با ضرورت اصلاحطلبي مواجه ساخت، و با تمكين به منافع ملي موجبات تعامل حاكميت و مردم را فراهم ساخت.
هرچند كه ظهور اين جنبش كه مستقل از هرگونه سازماندهي سياسي جريان اصلاحطلب، درست به فاصله اعلام نتايج انتخابات در خيابانهاي شهرها اعلام موجوديت نمود و به خصوص با توجه به پيشبيني پيروزي موسوي در انتخابات، برنامهريزي جنبش مزبور نميتوانست در انگيزه جريان اصلاحطلب باشد و جريان مزبور در ماههاي گذشته حداكثر با پديدار آمدن آن همدردي فكري و عاطفي نمود، ولي اين جنبش تأثير خود را در بخش فكور و با حسن نيت جريان سياسي اصولگرا گذاشت، به طوري كه طيف مزبور در ماه اخير با جديت به دنبال مفري جهت خارجسازي جامعه و به خصوص حاكميت از بحران سياسي مزبور بود. علي مطهري، در هفتههاي اخير در مصاحبهاي با روزنامه اعتماد در يك جمله پردهبرداري از حقيقتي نمود كه جريان اصلاحطلب حاضر بود براي تمكين عقلايي جريان اصولگرا به اين حقيقت نيمي از سرمايه معنوي خود را واگذار نمايد.
مطهري در مصاحبه مزبور جريان اقتدارگراي افراطي را كه سكان اداره كشور را در دست گرفته، به عنوان جريان سوم يعني جرياني مستقل و متفاوت از دو جريان شناخته شده در كشور اعلام نمود.
بيآنكه از ادبيات جامعهشناسي سياسي – كه اين روزها متهم به آلودگي به تفكر ليبرال امپرياليستي است – كمك بگيريم، با تقريبي از درك شهودي نسبت به انواع گفتمانهاي سالهاي 1357 تا 1384 ميتوانيم اين فرياد جريان اصلاح طلب و نيز عقلاي جريان اصولگرا را مصور سازيم.
تنوع گفتمانهايي كه از سال 1357 حاكميت جمهوري اسلامي و جامعه ايران با آنها مواجه گشته اجمالاً به شرح زير است:گفتمان نبرد نيروهاي انقلابي و ضدانقلابي، امنيت و ناامني، استقرار نهادهاي رسمي، انقلابي در برابر ليبرال، مكتبي در برابر متخصص، گروگانگيري و شيطان بزرگ، دفاع ملي در برابر تجاوز خارجي، اقتصاد دولتي در برابر خصوصي، شهادت و ايثار در برابر خوابآلودگي و رفاهطلبي، احكام اوليه و ثانويه، فقه سنتي در برابر پويا، اسلام ناب مهدي در برابر اسلام آمريكايي، ولايت مطلقه فقيه در برابر نوع مقيد، قبول قطعنامه 598 توسط حضرت امام، ادغام مديريت دستگاه اجرايي در نهاد رياست جمهوري جهت پاسخگويي مستقيمتر به مطالبات مردم، بازسازي و توسعه اقتصادي، نظارت استصوابي جهت تحديد راديكاليزم، تعديل اقتصادي و پيشراندن بخش خصوصي، تورم و اقشار آسيبپذير، ذوب در ولايت و اطاعتپذيري، توسعه سياسي مقدم به توسعه اقتصادي، قانونگرايي، جامعه مدني و تحديد عملكرد اقتصاد سياسي دولت، رقابت سياسي و رويكردي غيرسياسي در اداره شهر (شوراي شهري)، سند چشمانداز و برنامه چهارم توسعه و ….. جريان اقتدارگراي افراطي، به اين خاطر جريان سوم ناميده شده است كه در فراز و فرود و دغدغههاي برخاسته و منطوي در هيچكدام از گفتمانهاي 27 سال تاريخ انقلاب و جمهوري اسلامي (84-1357) هيچ حضور تئوريك و جانبدارانه نداشته است، و لذا جريان مزبور جرياني است بيشراكت راهبردي در دوره مزبور. البته يك استثنا بر اين موضوع بايد وارد ساخت كه در طي دوره 8 ساله اصلاحات جريان مزبور در دو مقطع موضوع بستن دهان و بريدن زبانها، ورود در خيابان يكطرفه با بيرونانداختن فرمان ماشين رويكرد خود را نسبت به نحوه اداره امور آشكار ساخته بود.
27 سال طي انواع گفتمان در دوره طي شده معادل با 800 سال تاريخ خلاصه شده اروپا است كه توانست گذار تاريخي به پيشرفت و جامعه مدرن را طي نمايد.
پشت سر گذاشتن دهها گفتمان اگر به فرض هيچ نتيجه مطلوبي از توسعه اقتصادي را به ارمغان نياورده باشد، حداقل اين درك و توان را به حاكميت جمهوري اسلامي در قالب دو جريان يادگيرنده به كشور دادكه كشور را چگونه بايد اداره نمود، حتي اين بيان هم كافي نيست، بايد گفت چگونه تمامي جريانات سياسي فعال با مشاركت در گفتمانهاي ذكر شده محك خود را در بهتر اداره كردن و به ارمغان آوردن پيشرفت براي كشور سامان دادهاند.
جريان سوم به دليل عدم خاستگاه در ساختار سياسي، اداري و مديريتي كشور كه آن را عين حسن و بالندگي خود ميد اند منشأ ايجاد تزاحم و كشمكشي ذاتي در اقتصاد سياسي ايران است. رفتار پنج ساله اين جريان در اقتصاد سياسي ايجادكننده اين جمعبندي درخصوص ديدمان(vision) حاكم به اداره كشور است:
1- جامعه شامل مجموعهاي ذرات اتمي است.
2- حداكثر تماس حاكميت و مردم، مهرورزي از بالا به پايين است.
3- ديوان سالاري پديدهاي غربزده است.
4- علم اقتصاد دانشي است توجيهگر و اقتصاددانان موجوداتي غيرضروري
5- ريشسفيدان قوم كوتولههاي عقبافتاده و يا حداكثر در آستانه بازنشستگي
6- اقدام سياسي، اقدامي است يكطرفه بدون اطلاع ذينفعان
7- دولت پديدهاي است غيرمادي و لذا غيرطبقاتي، غيرجناحي و غير حزبي
8- مذاكره، عادت پرگويانه اشراف پرادعاست
9- ذينفعان، يعني زيادهخواهان
10- نهاد ههاي رسمي – غيردولت – يعني بوالفضولي سياسي كه انگيزه و خلاقيت كار را از دستگاه اجرايي ميستاند.
11- تفكر و خلاقيت يعني ميانبردر نيل به هر هدفي
12- جنبشهاي اجتماعي، يعني توطئههاي مخملين
13- مديريت يعني تسلط بر دانش مكانيك و چيدن همه سيستمها بر مبناي علم مكانيك.
هر نوع سرمايهاي يعني پول و پول يعني آن چيزي بخرج روزانه بايد به مصرف برسد.
14- اداره كشور، شبيه اداره يك پادگان است.
ويژگيهاي ذكر شده، و مسير طي شده در طي 31 ساله گذشته و حجم گسترده مطالبات ملي اين حيرت را ايجاد ميكند كه چگونه ميتوان به جريان سوم كه در استغناي نظري و عملي تنفس مينمايد كمك نموده تا كشور را بهتر اداره كند و نسبت به اعمال و اقدامات خود پاسخگو باشد؟
بر اساس اين ملاحظات بايد گفت شروط پنجگانه ميرحسين موسوي محافظهكارانه است. ماهيت كاركردي شروط وي، احياءكننده مجموعه نهادهايي است كه بنيانگذاري جمهوري اسلامي ايران دغدغههاي گستردهاي براي استقرار آنها داشته است. بي تعارف مجموع انتخابات، تذكرات و تنبيهات در طي 11 سال راهبردي جمهوري اسلامي ايران (68-1357) جهت قانونمندسازي اعمال و اقدامات حاكميت در آن توسط حضرت امام خميني كه در هيچ تاريخي از انقلاب سابقه ندارد، نشان از توجه بينظير ايشان در ماهيت كاركردي اقدامات مزبور در دوام و بقاء نظام دارد و موسوي د ر اقدامي خطير و دلسوزانه و محافظهكارانه اهميت بازگشت به پاسخگويي نظام و ايجاد اثربخشي در اركان آن را مطرح مينمايد.
فراموش نكنيم ظهور جنبش سبز كه پيشبيني و برنامهريزي آن خارج از توان واختيار هر جريان سياسي كشور بوده است، در مرحلهاي از يك عمل سزارين پا به وجود گذاشت كه كاركرد اثر بخشي تمامي نهادهاي مشاركتي رسمي كشور فلج گرديده است.
چنانكه در حوادث ماههاي گذشته ثابت گرديد، تغيير در جهاني كه آهنگ تغيير در آن از شدت و شتاب بيسابقهاي برخوردار است لازم است مجموعه اركان حاكميت فارغ از رويكردي چانهزنانه و مصلحتجويانه خود اقدام به اصلاح نمايد، در غير اينصورت تمامي مطالبات در مرحلهاي ديگر به صورت انباشته انفجار ديگران را بوجود ميآورد.
فضاي سياسي جامعه را باز كنيم و به دهها گفتمان كه جمهوري اسلامي ايران با موفقيت آنها را پشت سر گذارده با غرور نگاه كنيد، دليلي ندارد كه نظام از گفتمان جاري موفق بيرون نيايد، فقط بايد چشمها راه شست و جور ديگر نگاه كرد.














از نعمات خدا در حق ما وجود افرادی همچون جناب آقای موسوی است گه موجبات آگاهی وشناساندن راه حقیقی امام وانقلاب اسلامی را برای ما فراهم میکنند
الحمدلله رب العالمین
به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود
سلام،
آقاي موسوي لطفا توجه به ده ها كشته و خونهاي ريخته شده و آبروهاي بر باد رفته و حرمتهاي هتك شده داشته باشيد. كوتاه آمدن از خواسته اوليه جنبش يعني: اعتراض به نتايج انتخابات و نحوه برگزاري آن نبايد فراموش شود. مبادا با دو تا مناظره نصفه نيمه در صدا وسيما همه چيز فراموش شود… اين حركت اعتراضي تا زمان بازگرداندن انقلاب اسلامي به اهداف و رويكردهاي اصيل اوليه بايد ادامه داشته باشد.
با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ 200ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور مطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر
از جمله:
آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد
به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود
با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ 200ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور مطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر
از جمله:
آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد
به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود
اقای موسوی به نظر من اصولگرایی تاجایی باید ادامه یابد که حقوق مردم پایمال نشودوگرنه بادیکتاتوری فرق ندارد
به نظر من هم مهندس موسوی اصلاح طلب اصولگرا هستند. باقی دوستان به ظاهر اصولگرا هستند. همه شان محافظه کارند و فقط نام اصولگرایی را یدک میکشند./ هرچه هم باشند ملت ایران با اصلاح طلبان اند و بس
>> درورد بر سه سيد فاطمي ………………………….. خميني و موسوي و خاتمي <<
سبز سبزيم ريشه داريم ………..
بنده با نظر رضا کاملن موافقم
به رسمیت شناختن دولتی که با تقلب بر سر کار آمده درست برخلاف اصولگراییست . چگونه است که با ریختن خون جوانان بر کف آسفالت ها به یاد اصول گرایی افتاده ایم. به نظر من کنار آمدن با دولتی که معتقدیم با تقلب بر سر کار آمده است انتهای محافظه کاریست که برای اینکار نیازی به این همه هزینه نبودیم. همانگونه که شعارهای انحرافی و خشونت در تجمعات آفت این جنبش است کوتاه آمدن از حق مردم هم آفت این جنبش است.مگر اینکه بخواهیم قبول کنیم که اصلا تقلبی در کار نبوده است. که اگر اینگونه باشد واویلاست. بهتر است بجای سیاست ورزی به فکر ارائه شعارهای مناسب و وحدت بخش برای روز 22 بهمن باشیم که جلوی سوئ استفاده بیگانگان از این فرصت استثنایی را بگیریم. آقای موسوی چند تا شعار رو تایید کنید که مردم خطشون رو مشخص کنند.
با احترام فراوان به آقایان موسوی، کروبی و خاتمی، که پایداری و همراهیشان با مردم را از صمیم قلب تحسین میکنم، باید بدانیم که هر گونه اقدامی که بوی سازش یا به رسمیت شناختن این دولت را بدهد محکوم است. جوانان این مرز و بوم را با بیرحمی تمام، قتل عام کردند. یک قدم از آرمانهای برادران و خواهران شهیدمان عقب نمینشینیم. فراموش نکنیم اگر رهبران جنبش ذره ای، حتی ذرهای کوتاه بیایند، مردم خودشان هستههای عمل تشکیل خواهند داد و میهن را از چنگال دیکتاتورها آزاد خواهند کرد.
من خواب دیدم که ترانه های بیداری به میلادی دوباره می رسند…عشق در راه است…
من خواب دیدم عشق در راه است و ترا ضیافت آواز چشم به راه است…دیر نخواهد شد…می دانم…
درود بر رئیس جمهورم میرحسین محبوب دلها…یاحسین…میرحسین
Salam bar abamardane IRAN zamin,ma khoshoonat ra nafy mikonim valy vaghti lebas shkhsi va yagan emdad be ma hamle mikonad che konim?farar konim ya defa konim?Aghaye Moosavi va hamegie ma solh va aramesh va niki mitalabim salam o salavat bar delavar mardane solhtalab.
آفرین به نطرداده شده از طرف آقای حمید رضا که میگوید:” ……. فراموش نکنیم اگر رهبران جنبش ذره ای، حتی ذرهای کوتاه بیایند، مردم خودشان هستههای عمل تشکیل خواهند داد و میهن را از چنگال دیکتاتورها آزاد خواهند کرد.” منهم فکر میکنم این تنها آلترناتیو درست در شرایط کنونی است که از پائین جنبش باید اتخاذ گردد تا جنبش و حقوق حقه مردم دو باره در اثر سازشهای احتمالی سران پایمال نشود. و این همان تحقق هر فعال جنبش سبز یک رهبر!
حكومت با ترور آقاي موسوي خواهرزاده ميرحسين، عملا زهر چشم گرفت و ميرحسين را در حالت انفعال فروبرد و نتايج مثبتي هم از اين كار گرفت و بند اول بيانيه را در همين راستا بايد توصيف نمود زيرا در تمام بيانيه هاي قبلي از جمله بيانيه 16 ام ذكر شده است كه” وقتي ملتي بزرگ مي شود اجازه نمي دهد در روز روشن رايش جابجا شود” . اميدوارم بوي توطئه و خيانت به مشام هيچكس نرسد.
این دیگه چی بود ؟ این که یعنی عقب نشینی !!!!!!
آقای موسوی شما حق ندارید
این راه بازگشتی ندارد و بازگشت به عقب معنایی ندارد
واقعا برای جنبشی که شما خودتان را رهبر آن میدانید متاسفم
آرزو میکردم که ژست های تعامل گرایانه حاکمیت درست و صادقانه بود و میهنمان با هزینه ای کم از این بلای بحران می رست. ولی ! ولی من از این نرمی نشان دادن ظاهری، بر عکس، به تنیجه ائی معکوس میرسم. حاکمیت برانست تا نخست موسوی و کروبی را به پای سازشی حیثیت سوز بکشاند، حمایت مردمی اشان را با دسیسه از انان بگیرد و آنگاه ضربه قاطع خود را وارد آورد. من در پشت این دستکشهای مخملی ، پنجه هائی را میبینم که بر ای دریدن و پاره کردن اماده میشوند. آماده میشوند تا به صغیر و کبیر رحم نکنند.
اقتدار گریان می خواهند جنبش سبز را در بیم و امید، در ترس و دو دلی سورپرایز کنند و نمایش قدرت آنان را در 22 بهمن به افتضاحی روحیه خرد کن و یأس آفرین تبدیل کنند و آنگاه ضربه اساسی را وارد آوردند.
استراتژ بزرگ یاستان سون تسو میگوید: بُردن یک نبرد چندان هنر نیست زیرا یک ژنرال و فرمانده با استعداد ، چنان زمینه هارا از پیش به لحاظ جنگ روانی و تخریب استراتژی حریف و بهم ریختن برنامه های آن فراهم میکند که کار زیادی برای شمشیر کشان باقی نمیماند( جز بریدن سرهای تسلیم شدگان ـ مترجم و نقل به مضمون).
سلام.نظرات جالبی را می بینم.خیلی زیبایند اول بگویم که می دانم نظرم منعکس نمیشود ولی چون من جرات دارم و همیشه نیمه پر را می بینم مینویسم شاید به جایی بر بخورد و نشانش بدهید.امام علی به فردی فرمودتو چون حق را نشناخته ای گمراهی.
امید دارم که کمی عاقلانه و بدون تعصب بنگرید سران شما هم مدرکی دال بر تقلب ندارند بعد شما عزیزان هموطن تفکر باز من می فرمایید دولت مستقر تقلبی اگر مدرکی هست لطف کنید از شبکه های تلویزیونیتان(بی بی سی و فاکس استغفر سبز و این حرفا) پخش کنید تا دست نااهلان رو شود. میگویید که خواهر زاده را حکومت کشت کو مدرک محکمه پسند،کجاست،چرا ما نمیبینیم.عزیزان فکر کنید بله دولت حاضر بدون اشکال نیست شاید در کارکرد از دولت خاتمی به قبل هم بد تر باشد اما شما سنگ چه کسانی را به سینه میزنید.کدام از شما روی آقایان محترم موسوی و کروبی و … آشنایی دارد و از باطن عملشان خبر .عرضم تمام
پروردگارا!ما روسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و گمراه شدیم.(احزاب(33))
مر مرا تقلیدشان بر باد داد که دو صد لعنت بر آن تقلید باد
آقای موسوی یک سیاستمدار به تمام معنا هستند . با یک بند از یک بیانیه نمیشه نتیجه گرفت که ایشون از حرفشون کوتاه اومدن . اینکه بعضی دوستان میگن موسوی تو بیانیه اخیرش به تقلب در انتخابات اشاره نکرده دلیل بر کوتاه اومدن ایشون از مواضعشون نمیشه. عوضش هزار تا حرف دیگه داره این بیانیه. خوب بله آدم نباید بیخودی یه حرفی بزنه که طرفش رم کنه و بزنه مردم رو فله ای بکشه. ما که داریم میبینیم طرفمون آدم نیستن بلکه مشتی گرگ درنده خو هستند که منتظرن موسوی یا کروبی یه چیزی بگه که بیفتن به جون مردم و بزنن و بکشن و دستگیر کنن.آدم باید یه کمی شرایط رو هم در نظر بگیره. شما دوستان عزیز هم یه کمی انصاف داشته باشید. مشکل اینه که بعضی از ما فکر کردیم که میخوایم انقلاب کنیم بنا بر این به شدت جوگیر شدیم و انتظار داریم موسوی بیانیه های آتشین بده و اقدامات انقلابی انجام بده. بهتره یه کم آرامشمون رو حفظ کنیم و مرحله به مرحله پیش بریم.
سیاست یعنی بده بستان . اگر ما این رو به صحنه جنگ حق و باطل تبدیل کنیم که دیگه احتیاجی به رهبران سیاستمدار نیست باید دنبال فرماندهی جنگی باشیم . مطمئن باشید رهبرانی پیدا خواهند شد که جان هزاران نفر واسشون مهم نباشه. اون روز به جایی اینکه مردم درکنار هم به دنبال حل مشکلات مشترکشون باشن بر روی هم شمشیر میکشن و همدیگه رو محکوم به خیانت به جنبش سبز میکنن. هدف قدرتمند شدن مردم در تعیین سرنوشت خودشون. هر مسیری که ما رو به این هدف نزدیک کنه مسیر درست.
من فقط می خواستم به اون دوستان عزیزی که می گن میرحسین عزیز کوتاه اومده می خوام بگم که به نظر من ایشون اصلا کوتاه نیو مده بلکه با منطق حرف زده دولت داره تویه این وضعیت بحرانی خوب سو استفاده می کنه آخه مردم چه گناهی دارن ازتون می خوام یه خورده منطقی باشین میر حسین قطعاً اینو فهمیده داره تورم میره بالا و هزاران مشکلات اقتصادی دیگه روز به روز به وجود میاد این دولتم اصلا دلش برای مردم نمی سوزه ولی خوب اینم نمیشه که چون این دولت برآمده از رای مردم نیست نذاریم کار کنه ما چاره ای نداریم خیلی از پدرای ما کارمند دولتن از جمله پدر خوده من با وجود اینکه کارمند بانکه ولی الان چند ماهه اضافی کاریاشونو یا اصلاً نمیدن یا اینکه خیلی دیر میدن پدر من و خیلیای دیگه چه گناهی دارن که باید چوبه این بحرانو بخورن میر حسین دلش برای این عزیزان سوخته این نشون از صداقت و اخلاص میر حسینه (یا حسین میر حسین)
آقا یا خانم “سبز یا” اثبات تقلب که مدرک نمی خواد فقط کافی سر مبارکت رو از زیر برف بیرون بیاری و اگه سواد داری با یک آمار گیری ساده از ده نفر از آدمهای دور و برت بپرسی که به کی رای دادند. البته به شرط اینکه قیافه بسیجی استحاله شده نداشته باشی!!!!
من با اين نظريه «جريان سوم» كه آقای مطهری مدام در تلاش هستند به كرسیاش بنشانند به كل مخالفم. جريان سوم كجا بود؟ مگر حمايتهای بیدريغ و فراقانونی را مشاهده نمیكنيد؟ مگر تفاوت آشكار برخورد با اين دولت و دولت جناب خاتمی را متوجه نمیشويد؟؟ مگر میشود جريان سوم باشد و اين همه حمايت و قدرت پشت سرش؟ اين دولت همان چيزی است كه بايد باشد!!! دوستان سياسی هم بیخود برای توجيه تناقضات دست به دامان اين تفسيرات نشوند.
با توجه به موضعگيری خاص در اين هفت ماه، نمیشود اين فرضيه «جريان سوم» را پذيرفت و وجدان را آسوده كرد از بیطرفی حكومت و …
«این حاکمیت بود که با القاء تحلیل سطحی وجه رسانهای در بوجود آمدن جنبش و بستن چشم خود به عمق و دلایل آشکار و پنهان ظهور آن که متأثر از انسداد کامل سیاسی در پس نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود، ریسک رادیکال شدن آن را پذیرفت.» اين حرف، حرف درستی است اما اشكال اين است به نظر میرسد كه اين روزها بسياری از دوستان و تحليلگران و رهبران سبز هم دلايل آشكار كشيده شدن جنبش به اينجا را يا متوجه نشدهاند يا از پذيرش واقعيت آن فرار میكنند. من تصور میكنم بعد انتخابات تنها شخصی كه زود و درست متوجه خطر شد و بیباكانه جرات بيانش را يافت و حقيقت را قربانی هيچ مصلحتی نكرد، جناب محمد نوریزاد بود كه امروز به فرموده افكارش بايد مهار شود و قلم شكسته در زندان است.
از جناب نوریزاد نام بردم چراكه كار ايشان با هر منتقد ديگری تفاوت عمده داشت و آن اينكه ايشان در همين نظام و دلبسته همين نظام از حقيقت گفتند و اين كاری است كارستان.
در مورد جناب ميرحسين عزيز هم حرف و سخن (هم ستايش بسيار و هم نقدی بر گذشته و حال)بسيار است اما فعلا فقط يك نكته: آنچه من در اين مدت با همهی وجود حس كردهام احساس ملاطفت،نرمی و مهربانی بسيار بسيار لطيفی است كه ميرحسين به مردم دارد و دلنگرانی او برای مردم. حقيقتش من اين مهر و دوستداشتن به اين درجه و كيفيت را در هيچ سياستمدار ديگر نديده بودم. بايد پذيرفت كه دوستداشتن صادقانه و احترام گذاشتن به مردم (با گستردگی عظيمشان) بدون خودی و غيرخودی كردن؛ كاری است بزرگ.
من نگاه او را دوست دارم و گمان میكنم بعكس طرف مقابل كه مردم را برای نظام میخواهد؛ او نظام و حكومت را برای مردم میخواهد.
سبزيا جان از اين كه در كلمه مي چرخي ممنون من هم بعد از چرخيدن در در اين خبرها به مواردي بر خوردم كه مجبور شدم دست از تقليد بردارم واندكي فكر كنم تاحالا هم اگر باچشمان خود نميديدم خيلي چيزهارا باور نميكردم حالا قسم حضرت عباس و دم خروس مصداق پيدا ميكند پس پيشنهاد ميدهم آزادي بيان و بند 27 قانون اساسي را اجرا كنيم تا خود مردم به جاي تقليد هاي بي مورد خود تصميم بگيرند پيروز باشي و عادل انشالله
سلام
پیروز باشید
جناب آقای موسوی
خواهشن حرمت خون های ریخته شده و آبرویی که از بچه ها در زندان رفت و درد خانواده های داغدار و درد زندان کشیده ها و ترور های آنچنانی از سوی گروه های خود سر و نقشه های از پیش تعیین شده را با سازش با یک حکومت فاشیستی نباید داد.
ملت بر سر آرمان و اهداف خود برای اعاده حق خویش تا پای جان ایستاده اند و برای طلب حق آزادی خویش تا پای جان در صحنه آماده اند.
البته ما که فعلاً گوش شنوایی به پیشنهادات میرحسین ندیدهایم. در این شرایط من نمیدانم که چرا عدهای معتقدند بحران در کشور رو به پایان است.
دوستاني كه طبق رويه سابق عامه احساسي سخن ميگن و اقدام به محكوم كردن ميرحسين عزيز ميكنن بايد توجه داشته باشن كه سياست و مباحث سياسي محل دخول احساسات نيست . . . پس لطف كنين احساسي صحبت نكنين و اجازه بديد آقاي موسوي طبق رويه معقولشون پيش برن
در ضمن من بيانيه آقاي موسوي رو چندباري خوندم
نشاني از عقب نشيني نميبينم ، تنها چيزي كه ديدم استقلال فكر و شجاعت بود . ايشون كه خودشون بيان كردن اينها حداقل خواسته هاي ماست .
پس دوستان سعي كنين كمي معقول فكر كنين كه اگه بخوايم حركت احساسي كنيم باعث ميشه ميرحسين عزيز توسط عده اي بي سر و پا كنار زده بشه و عنان كار دست مجانين و سفيهان بيافته كه اونوقت حذف فيزيكي خيلي راحت تره پس اجازه بديم سيد عزيزمون با همين رويه پيش بره تا بتونه حقوق حقه مردم رو بهشون برگردونه و مطمئن باشيد خون كسي پايمال نخواهد شد يادتون باشه يكي از اين شهدا خواهرزاده خود ميرحسينه
يا علي
بنده بعد از بیانبه آقای موسوی پیام دادم و سرشکستگی خودمو از این بیانیه گفتم ولی پیامم چاپ نشد الان که میبینم دوسان هم نظر منو در رابطه با بیانیه دارن خوشحالم تمیدوارم آقای موسوی حداقل در این موارد پیامهای ما رو بخونه ما اصلا با خود دولت مشکل داریم اگه میخواستیم سازش کنیم این همه هزینه برای چی؟
آقای موسوی چرا بعداز مرگ سهراب ندا و خیلیهای دیگه نیومدین و بیانیه سازش بدین؟ آیا بیانیه سازش بعداز مرگ خواهرزاده تون یه جور سیگنال بد به آدم منتقل نمیکنه؟
مطمئنم اگه آقای موسوی بخواد کوتاه بیاد مردم راه خودشنو جدا میکنن اونوقته که این جنبش واقعا رادیکالی میشه
باسلام واحترام به سبزیا
حصرت عالی فرمودید مدرک تقلب نداریم.من ازشما سه تا سوال می کنم لطفا فقط عقل خود را ملاک قراردهید.وبعد پاسخ دهید
سوال اول:شما چند نفر دربین اشنایان و نزدیکان خود می شناسید که دراین30سال رای نداده باشند ودراین انتخابات به اقای دکتر احمدی نژاد رای داده باشه؟
سوال دوم :شما چند نفر دربین اشنایان و نزدیکان خود می شناسید که درانتخابات سال84به اقای هاشمی رای داده باشه ودراین انتخابات نام اقای احمدی نژاد را نوشته باشه وسوال اخر:حال شما چند نفر دربین نزدیکان خود می شناسید که درانتخابات 84به اقای دکتر احمدی نژاد رای داده باشد ودراین انتخابات نام کسی دیگر را یرنوشته باشد؟
پس این8میلیون رای بالاتر ازسال84چه طوری بوجود امد؟لازم به ذکر است ما دراین انتخابا ت تقریبا رای اولی نداشته بودیم واگر داشته بودیم حداکثر 1میلیون که ما فرض می کنیم همه انها یکجا به اقای احمدی نژاد رای دادند.بقیه آرا چگونه درست شد؟نه اقا ماراروشن کن ماهم دیگر اعتراض نمی کنیم؟فقط روشن نه توهین نه تحقیر ونه….ضمنا درکشور پلیس است وحفظ جان همه مردم به عهده این ارگان است نه به عهده منافقین که هی سعی دارند توپ رابه این زمین ارسال کنند.ودرنهایت ما پلیس را می شناسیم نه سازمان های بی قدرت دیگر را!!!ودرپایان ما ازمهندس موسوی بت نساخته ایم برخلاف شما که ازمقام ارشد نظام، نائب امام زمان (عج)ساخته اید.
به آقای جاودانی:
من در برای هر دو سوال شما آدمهای زیادی را از نزدیکانم میشناسم. ضمنا دلیل شما واقعا دلیل است!!
آقای جاودانی
من در میان نزدیکانم مصادیق زیادی برای سوال اول و دوم شما میشناسم
در خانه اگر کس است یک حرف بس است
«بیست و دوی بهمن
بیست و دوی بهمن
روزِ از خود گذشتن
روز آزادی ما
روز نجات میهن»
ای یاران! ای یاران! ای سبزهای ایران
سنی شیعه مسیحی
آزاده ی همپیمان
پیمان به جان می بندیم
آزاد اگر در بندیم
جانم فدای یاران
یاران فدای ایران
ای دشمن! ای دشمن! ای دشمنِ سر در گم
این واپسین پیغام است
بشنو پیامِ مردم
سرسبز و سخت هستیم
با سر تبر شکستیم
یک جنگل است اینجا
گر از کمر شکستیم
سلام، امیدوارم آقای موسوی بیانیه 16 را فراموش نکنند که گفتند: این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم.” و
آن پیروزی را میگویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسانها را همچون جوانههای یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ میکند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز میکند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که میکند خجالت بکشد. و
یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمیکند. وقتی که یک ملت بزرگ میشود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند
اگر خدای ناکرده آقای موسوی حرف هایشان و خون حدود صد کشته، هزاران زندانی و عده تجاوز شده را فراموش کنند، مردم فراموش نخواهند کرد
جناب آقای موسوی
امیدوارم احیانا شما و دوستان اصلاح طلب گمان نکنند که 3 ملیون نفری که به خیابان آمدند , دها نفری که کشته شدند و هزاران نفری که هنوز در زندانند , برای به قدرت رساندن دوباره اصلاح طلبان از جان مایه گذاشتند.
شما در ابتدا منش درستی اتخاذ کردید و گفتید که همراه مردمید و به آنها کمک میکنید .آیا در حرکت مردمی نشانی از سازش با اقلیت اصولگرا به چشم میخورد که مواضع اخیر را اتخاذ کردید؟
واژه اصولگرا امروز در ذهن اکثریت مردم شریف ایران با قتل و تجاوز عجین شده است. آیا حتی استفاده از این واژه شرم آور نیست؟