معضلی به نام احمدینژاد
چکیده :تا قبل از انتخابات فقط احمدینژاد دروغگو بود، اما پس از آن این دروغگوئی به نام كل نظام تمام شد و هزینههای واقعا جبران ناپذیری كه نظام باید پرداخت می...
کلمه:احمد نجمی در وبلاگ خود “منبرنت “نوشته است:
یكی از علتهای دیرنویسیام در این وبلاگ – خوشبختانه یا متاسفانه – این است كه درباره بسیاری از یادداشتهایم ماهها فكر میكنم و جنبههای مختلف و ساختار مطالبم را میسنجم. این را گفتم برای یادداشت امروزم. چند ماه است كه موضوعی را در ذهنم بالا و پائین میكنم. با افراد مختلف سیاسی صحبت و مشورت میكنم تا بتوانم یادداشتی درباره «معضلی به نام احمدی نژاد» بنویسم.
بله درست خواندید: « معضلی به نام احمدی نژاد»
اما اتفاقی كه برای وبلاگ آهستان رخ داد نشان داد كه فعلا یكی از مهمترین خطوط قرمز كشورمان انتقاد از مشائی و احمدینژاد است و این خطوط قرمز با سابقه وبلاگها و افراد هم كار ندارد.اصولگرا و انقلابی و ولائی با دشمن و ضدانقلاب و … یكسان است.
اما تنها بخشی از دغدغه ذهنیام را فعلا در قالب بررسی برنامه «رو به فردا» می نویسم تا شاید مطلب اصلی را بعدا در فرصتی مناسب همینجا بنویسم(درواقع با نقد احمدینژاد رسما یك ضدانقلاب واقعی بشوم! مثل خیلیهای دیگر.. مثل لاریجانی و قالیباف و آیت الله ریشهری یا آیتالله جوادی آملی)
در چند برنامه «روبه فردا» مهمترین انتقادات و دلایل اصلی طرفهای اصلاحطلب برای حضور خیابانی مردم پس از انتخابات و به دنبال آن حریمشكنیها و خونهای به ناحقریخته شده،حول محور اشتباهات و ایرادات احمدینژاد بود.
درواقع عصبانیت بسیاری از فعالان سیاسی اصلاحطلب( و مخالفان اصولگرای احمدینژاد) از نوع صحبتها و تحركات عجیب و غریب احمدینژاد در چهره چند مهمان كاملا قابل تشخیص بود و همه این ایرادات هم بخاطر ساختار شخصیتی «احمدینژاد» است.یكدندگی، عدم توجه به جوانب مختلف سیاسی و اجتماعی هنگام موضعگیری، عزل و نصبهای عجیب و غریب و ادعاهای ثابت نشده در ارائه آمارهای اقتصادی و سیاسی..
اگرچه در یادداشتهای قبلیام تكلیف خودم را با میرحسین موسوی و جناح اصلاحطلب مشخص كردهام و گفتهام كه اصلاحطلبان هیچگاه در راستای حفظ نظام و انقلاب و كشور پیش نرفتهاند،اما به هرحال باید به عامل عصبانیت آنها هم توجه كرد.
اما خلاصه و لب كلام: متاسفانه دهها ایراد احمدینژاد كه قبلا ذكر كردم (و عدم تبعیت نسبت به رهبری یا هر دلسوز دیگر كه البته این مورد برای اصلاحطلبان زیاد مهم نیست)به نام نظام تمام شد.تا قبل از انتخابات فقط احمدینژاد دروغگو بود، اما پس از آن این دروغگوئی به نام كل نظام تمام شد و هزینههای واقعا جبران ناپذیری كه نظام باید پرداخت می كرد.
اصلیترین دلایل مهمانان اصلاحطلب برنامه «روبه فردا» چند ایراد اساسی و اشتباهات احمدینژاد بود.دلایلی كه باعث شد نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از هفت ماه با آن درگیر باشد و ….
اگرچه معتقد هستم هسته اصلی جریان منتقد نظام( چه در خیابانها و چه در رسانهها) میخواهند سربه تن نظام اسلامی نباشد و هرشب در رویای شكست نظام جمهوری اسلامی می خوابند، اما طیف وسیعی از مردم عادی و هزاران نفر از آنهائی كه تا همین چند ماه پیش حامی نظام بودند و هماینك كمترین حرمتی برای رهبری قائل نیستند دو چیز است:عصبانیت از احمدینژاد و قرارگرفتن در گرداب تبلیغات دشمن.
تعداد زیادی از دوستان و اقوام را میشناسم كه بخاطر عصبانیت از كارها و حرفهای احمدینژاد حامی موسوی و جریان سبز شدهاند و حالا در مسیر همین جریان حركت میكنند.بسیاری از این افراد در دوره قبل به احمدینژاد رای داده بودند و تا همین چند ماه پیش واقعا حامی رهبری و نظام بودند…اما حالا؟
(درباره چند پاراگراف بالا بعدا به صورت كامل خواهم نوشت)
حالا بخش مصیببار قضیه این است كه بزرگان نظام به این نتیجه برسند كه یكی از راه های اصلی حل معضل سیاسی و امنیتی كشور سكوت احمدینژاد است و به او توصیه و حتی بالاتر از توصیه یعنی دستور بدهند كه چندماهی درباره مسائل سیاسی كشور صحبت نكن! جای شرمندگی دارد كه برای حل مشكل امنیتی كشور به رئیس شورای عالی امنیت ملی دستور اكید داده شود كه خواهشا…..!
بهترین راهحل كم كردن مشكلات فعلی خصوصا نزدیك كردن بسیاری از ناراضیان كه تا همین چند ماهپیش حامی نظام و رهبری بودهاند اعتراف و تشریح یك واقعیت است:احمدینژاد علیرغم همه شعارهایش مساوی با نظام و اصولگرائی نیست و نباید همه كارهایش را به نام نظام و اصولگرائی نوشت.
همه اینها را كه كنار هم می گذارم با خودم میگویم خدا چه صبر وتحملی به رهبر كشورمان – كه جانم فدای او باد – داده است.رهبری باید از فردی كه تابلوی اصولگرائی دارد تمام قد دفاع كند و پشت سر او اشتباهاتش را جبران كند و خود را همیشه سپر دفاع از نظام و انقلاب قرار دهد!














ya hossein mir hossein
بخش مصیبت بارقضیه برای “بزرگان نظام” از آنجا پیش آمد که این “بزرگان نظام” در برابر میلیون ها نفر اعلام کرد که “نظرات آآقای احمدی نژاد به من نزدیک تراست” خود کرده را تدبیر نیست.
دوستان فریب این بازی ها رو نخورید
اول با این مناظره ها شروع کرده ن، حالا از توی وبلاگ و بعد احتمالا روزنامه و بعد تلویزیون این احمدی نژاد بدبخت رو هم می خوان حذف کنن، اما خواسته های ما از این موراد ساده خیلی فراتر رفته، مگه نه؟
گرچه این ها هم برای شروع خوب هستن…ع
نویسنده این وبلاگ یا خیلی ساده است یا خود را به سادگی زده است.
این کشفی که ایشان کرده بچه های مدرسه ای هم الان می دانند منتها بخاطر همان فکر مسمومی که درباره اصلاح طلبی و اصلاح طلبان دارد بعد از ماهها فکر کردن (بقول خودش) ، شق القمر کرده و راه حل داده است. راه حل کم کردن مشکلات کشور اعتراف به مساوی نبودن احمدی نژاد با نظام است!!! جل الخالق!!!
اگر راست می گویند سایت کلمه را فیلتر نکنند وبه اقای موسوی اجازه صحبت در صدا وسیما را بدهند در ضمن مشکلات کشور در رییس جمهور بودن احمدی نژاد نیست
به نوعی درست گفته!من خودم از همان ها هستم که تا قبل از این جریانات فقط مخالف احمدی نژاد بودم و حالا منتقد به نظام و رهبری!و هرچند خودم دور قبل به احمدی نژاد رای ندادم اما افراد زیادی را می شناسم که دور قبل این اشتباه را مرتکب شدند و الان بشدت پشیمانند. ولی با تمام این تفاسیر می خواهم بگویم ریشه مشکل همان پاراگراف آخر است…به چه دلیل رهبر کشور باید تمام قد از اشتباهات فردی که تابلوی اصولگرایی دارد دفاع کند و چه کسی گفته نظام مساوی با احمدی نژاد است؟آن هم با روا دانستن و روا داشتن ظلم های بزرگ مثل ریختن خون افراد بیگناه که مرتکب قتلی نشده بودند و اقدام مسلحانه ای انجام نداده بودند، گرفتن و زندانی کردن افراد به جرم های واهی مثل شرکت در راهپیمایی، ایمیل زدن به بی بی سی، فیلم گرفتن و ارسال به رسانه ها، نوشتن کتاب و داشتن عقاید برغم ایشان،و مهمتر رفتارهای غیر اسلامی و غیر انسانی با زندانیان که نمونه اش در کهریزک اتفاق افتاد! آن هم چه کسانی؟فرزند شهید بهشتی، بهزاد نبوی، محسن میردامادی و …دیدن این رفتارها برای ما که گمان می کردیم در کشور اسلامی زندگی می کنیم تکان دهنده بود و نه عصبانیت صرف از احمدی نژاد …کوتاه سخن اینکه اگر دوست دارید به این تحلیل های آبکی ادامه دهید و ملاک عمل قرار دهید باید بگویم برادر!این ره که تو می روی به ترکستان است…
ای کاش مشکلات نظام محدود به ا حمدی نژاد بود او تنها یک فرد منصوب شده است امروز سیاستهای کلان ایراد دارد قانون اساسی اجرا نمی شود
ولی فقیه مظهر شجاعت واقتدار باید باشد چه لزومی دارد که اشتباهات یکی دیگر را بخواهد بپوشاند وبه قول شما صبرو تحمل بکند قطعا این حمایتها زمانی ایجاد می شود که خط ایشان با احمدی نژاد یکی باشد .
>> درورد بر سه سيد فاطمي ………………………….. خميني و موسوي و خاتمي <<
سبز سبزيم ريشه داريم ………..
معلومه از ته دارین می سوزین
ها هاهاهاهاهاها
سبزکهای بیچاره و درمونده
درود بر رئیس جمهور محبوب احمدی نژاد
مرگ بر موسوی منافق خائن
تعجب من از این است که برخی از افراد درون جریان اصولگرا،(که خود تا چندی پیش به شدت حامی احمدی نژاد بودند) چرا سعی می کنند بعد از اشتباهات مکرر دولت بعد از قضایای انتخابات، احمدی نژاد را جدای از جناح اصولگرا معرفی کنند. جالب است که در وبلاگشان ابتدا به اصلاح طلبان حمله می کنند و بعد از آن هم می گویند احمدی نژاد اصولگرا نیست!
این افراد مدام از دوران اصلاحات و سیاست های دولت خاتمی انتقاد می کنند و حالا که وضع مملکت در دوران تصدی یک جریان اصولگرا به این وضع و روز خراب افتاده، احمدی نژاد را خارج از طیف اصولگرا می دانند تا آبروی جناح خود را حفظ کنند.
به هر حال آقای احمدی نژاد یک اصولگرا می باشد و در این زمینه جای هیچ بحث و سفسطه بافی نیست.
ناشناس کسی سوخته که حتی مشخصات خودش رو می ترسه درسایت در معرض بذاره.اعتقاد ما سبزها چیزی نیست که با بی احترامی های شما ورئیس جمهورتان به سبزها از بین برود.یاحسین میرحسین.ما اقای موسوی را بسیاردوست داریم وپیروزی با ماست
دوستان منتقد ماشاالله همه از قشر فهیم هستن اینو میشه از نحوه کامنت نوشتن این عزیز ناشناس دید،ادبیاتشون منو کشته
امثال ناشناس همشون مثل هم هستند افرادی سطحی که دلشون به یه مشت دروغ از طرف …. خوش کردند ودرگیر توهم جنگ با دشمن هستند و آقایون از بی خبری اینها سوء استفاده کرده دارند مملکت رو به تاراج می برند واقعا که بزرگترین درد مردان خدا نادانی افراد تحت ظلم ظالمین است که به هیچ سراطی مستقیم نمی شوند (مردرا دردی اگر باشد خوشست—–درد بی دردی علاجش آتش است)