سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » راهكارهاي مهدي كروبي برای خروج از بحران...

راهكارهاي مهدي كروبي برای خروج از بحران

چکیده :انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است....


کلمه: مهدي كروبي ،  دبیرکل حزب اعتماد ملی و یکی از نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات  در نامه ای  خطاب به “ملت آزاده وعزادارایران”  راهكارهاي خروج از بحران فعلي را در پنج بند مطرح کرده است .

به گزارش سحام نيوز، متن كامل اين نامه بدين شرح است:

ملت آزاده وعزادارایران

آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته میشوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنايت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.

حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.

مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟

همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!

خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسين در غیاب اساتید گرانقدر بر اين خیال خام‌اند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.

در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!

آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اطلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

1- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختن و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.

2- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.

3- پرهيز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای 98 درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.

4- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند؟ به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری 84 بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.

5- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملي، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان هاي امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.

مهدی کروبی

21 دی ماه1388


134 پاسخ به “راهكارهاي مهدي كروبي برای خروج از بحران”

  1. یا حسین میرحسین گفت:

    به نظ من هم درسته…سبزها متحد شوند و این بار هیچ کدام به برنامه ی نود داس ام اس ندهند…کم شدن تعداد پیامک ها نشان از پرشمار بودن مترضین سبز خواهد بود

  2. Ensan گفت:

    روحانی حقگوی!
    ملت ایران از اینکه هنوز حق گویانی در لباس روحانیت هستند تا با اهالی نظام ظلم بنام دین از مظالمی که بر ملت شریف ایران رفته سخن گویند بی گمان استقبال میکند. حق گویی شما هم ستودنیست و هم موجب دلگرمی ملت مظلوم ایران و همواره در یاد و قلب این ملت شریف خواهد ماند. سپاسگزاریم که پس از سی سال بر مظلومیت ملتمان در زیر یوغ استثمار حکومتی مذهبی گواهی دادید.
    اما این همه “حق” نبود و باقیش شاید به منفعت اصلاح طلبان هم نباشد! پس اینرا از طرف کسی که بدنبال هیچ منفعتی درین دنیا نیست با گوش جان بشنوید بلکه بدانید چرا آن میشود که میشود و باید بشود. بلکه هم جهتتان را بیش از این با حق و حقانیت و مسیر تکاملی بشریت همراه کردید. انتخاب البته با هر انسانیست. به امید وجدانهای بیدارتر میگویم. به امید اینکه خردمندی راستین: مبنی بر شرافت انسانی روزی بنیان هر شرافت ایدئولوژیک باشد:
    حقیقت تاریخ اینست که دین و باورهای مردمان همواره در طول تاریخ بشر دستمایه تحمیل قدرت و استثمار شده است. حقیقت اینست که حکومتها دین و خدا و پیامبران را همواره برای سودی که نسیبشان میشود خواستند و نه برای کرامت انسانها!
    حقیقت تاریخ و سی سال گذشته هم اینست که این اسلام ناب حکومتی که آقایان میفرمایند قابل تطبیق با اسلام ناب محمدی (ص) نبوده و نیست. در کجای تاریخ این ممکن شده است؟ کدام خلیفه ای قادر به چنین مطابقتی بوده که شما چنین ادعایی دارید؟ آقایان البته از مرز ادعای معصومیت هم عبور کرده و اینک ادعای خدایی دارند! توجه فرمایید که ادعای “خدایگونه بودن” ندارند: چون بس روشن است که انسان خدایگونه بدنبال تحمیل قدرت نیست!! هیچیک از معصومانی که دم از آنان زدید و نانشان را خوردید هم بدنبال چنین تحمیلی نبودند! صد البته هیچیک از آزادگان تاریخ هرگز با شلاق و زندان و شکنجه بدنبال دینپروری نبوده اند! این رسوم رسم بت پرستان و حاکمان ظالم و فراعنه و ابو سفیانها و رومیان بوده! همانها که پیام آوران تاریخ را به صلابه و صلیب کشیدند! شلاق و صلابه و بند و شکنجه در هر کجا رخنه کند رد پای حاکمان سلطه گرست و اهرمن! بوی خدا نمیدهد! بوی نفوذ اهرمن به کلام حق و بوی جنون تحمیل میدهد!
    راستی اینست که “حق” قابل تحمیل و انحصار نیست! هرآنکه حق را یافته هم اهل تحمیل و انحصار و منفعت و استثمار و استبداد و شلاق و شکنجه و آزار نیست! حقیقت و راستی اینست. وجدانی بیدار اما کافی بود تا کلام حق و باطل را تشخیص دهیم. اما دریغ که با طناب باورها تا انتهای ظلمات اهرمنی رفتیم و نفهمیدیم هم!
    انسان چون فرشتگانی می آید تا خدایگونه شود. اما ادعای خداوندگاری داشتن بدین معنا که جان و مال نوامیس همه مسلمانان ایران یا جهان و اصلا کل بشر در دستان یک شخص یا گروه قدرت پرست باشد: بوی شرک و اهرمنی میدهد، نه بوی خدا!

    تحمیل قدرت و استثمار و شلاق و زندان و شکنجه همواره رسم قدرتهای اهرمنی بوده. همانها که بویی از حقانیت و نکویی و راستیها نبرده اند و وجدانشان چنان در خواب است که با اعتراضات میلیونی ملتها هم هرگز در تاریخ و هم امروز بیدار نشدند و نخواهند شد! و چنین گمرهان اهرمن پیشه هرگز با ندای حق خواهی و فریاد شما هم بیدار نخواهند شد! اینرا می باید که تا کنون دریافته باشید!

    ملت ایران و بخصوص نسل جوانش امروز این را دریافته اند. نور حق بر وجدانهای بیدارشان تابیده و به یمن ظلم حکومت مقدس مآبان منفعت طلب و پس از سی سال مظلومیت و پایمال شدن همه حقوق انسانی و هم کرامت انسانی اینک این حقایق را بخوبی دریافته!
    از اینکه صدای در گلو خفه شده ملتی شرافتمند شده اید بی گمان ملت از شما بس سپاسگزارند و اجرتان با خداوند است و بیگمان این ایستادگی شما روی خط وجدان و شرافت جاودانه در یاد ایرانیان خواهد ماند عزیز. اما خوبست بدانید که حقایق کلی تری هم هست که ملت اینک پیشتر از شما و کل نظام ظالم بدانها ادراک و اشراف یافته اند.

    ایرانیان: هرگونه ظلم و شلاق و شکنجه و آزار انسان را اهرمنی میدانند!
    با همه معیارهای ایرانی این حکومت نه تنها خدایی نیست که اهرمنی شده است.
    بت پرستی رسم ملت ما نیست! اهرمن صفتی وصف ملت ما نیست! هر چند شما به یمن وجدانی بیدار از صفوف ظلم به در آمدید و یا بخاطر نیت پاک خداوند و هستی برخی را از همراهی با نظامی اهرمنی و ناپاک بازداشته است و موجب خیرشان گشته اما حقیقت اینست که ملت ایران اینک بیدار شده و ماهیت اهرمنی نظام ظلم را دریافته است.
    حقیقت اینست که ملت ایران هرگز سر “همراهی” و آشتی با اهرمنان نداشته و ندارند و نخواهند داشت.
    حقیقت اینست که اینک دریافتیم هرآنچه بر سرمان آمده قصور خود ملت بوده در همراهی با اهرمنیها و کژیها در قرون و اعصاری که بنام دین و خدا بر ملت ایران ظلم روا میداشتند و اینک نسل جوان دریافته که دگر حتی به قدر ذره ای همراهی با کژيها و کاستیها به مصلحت انسان ایرانی نیست! اینک اینزمان ایرانیان مایلند درهای این جهنم جنون را برای همیشه تاریخ به یاری حق ببندند و پلمب کنند تا مبادا به قدر روزنه ای برای بازگشت بت پرستیها و دین فروشیها و نان به نرخ باور خوردنها و بنام خدا حکومت و استثمار کردنها باقی بماند! مصلحت ایران را دریافته اند اینک! مصلحت دین را هم اگر میدانستید در همین می یافتید.

    این رای نهایی نسل جوان ایران است.
    اگر با زبان بی زبانی بیان میدارند اما وجدانی بیدار کافیست تا دریابیم که پس از هزار و چهارصد سال میخواهند به تمام معنی ابتدا “ایرانی” باشند! عزم نسل جوان ایرانیان بر این است که پس از این دگر شرافت انسان ایرانی را در پای هیچ باور و تحمیلی قربانی نکند! مشکل شما روحانیون با این مسئله چیست؟ با علم برینکه در مملکتی بنام “ایران” به جهان آمده اند این فرشتگان شریف و از آب و خاک و گوهر فرهنگ و هنر ایران پروردند آیا این جرم بزرگیست که بخواهند ایرانی باشند؟ که اگر باورمندند: ایرانی باورمند باشند؟ اینکه از هرآنچه اهرمنی و کژی و پلیدی در فرهنگ راستین ایرانی بازداری شده تبری جویند آیا این را میباید بر آنان خرده گرفت و یا مایه مباهات دانست؟ هر بیدار وجدانی خواهد گفت: این مایه مباهاتست که نسلی آمده و میخواهد یکی از غنیترین و شریفترین فرهنگهای بشری را با جان و دل حفظ و حراست کند! این ستودنیست که این نسل اهرمن را حتی در لبان مقدس مآبی و در حکومتی بظاهر دینی هم تشخیص میدهد و از آن تبری میجویند! کاش شما هم به این تشخیص میرسیدید و با نسل جوان همراه میشدید که در آینده ایران جایی برای مقدس مآبان منفعت طلب باور فروش مزور نخواهد بود.

    در چشمان این نسل حقایق امروز و آینده تاریخ را بخوان!
    بدان که دگر جایی برای اینچنین بت پرستیها در ایران نمانده است! و چه خوب و مبارک که این اولین ملت باورمند به وحدانیت هستی چنین جانانه برین باورش پای میفشرد! شرافت این نسل ستودنیست. وجدانی بیدار کافیست تا بدانید دگر هیچگاه در ایران و هم جهان پس از این اهرمن قادر نخواهد بود با چماق دین و باورها و ایسمها بر بشریت سلطه جوید!

    این همان پیام همه پیام آوران و آزادگان تاریخ بشر بود چون با چشم جان نگری:
    بشریت امروز از همه مظاهر اهرمن تبری میجوید. از نسل جوان ایران هم جز این انتظار نداشته باشید. ای شما بیدار وجدانهای زمانه: به صفوف تبری از بت پرستی و نفاق و تظاهر و سلطه بنام دین بپیوندید. چون آینده بشر از آن رستگارانست و بس.

    زمان: زمان شرافت یافتن انسان است!
    کژی و کاستی و اهرمنی و سلطه و استثمار و ظلم را در آینده بشر راهی و جایی نیست و نخواهد بود.
    هر آن تحمیل محکومست!چرا که تحمیل را جز سلطه هدفی نیست. تحمیل باورها محکومترینهای این زمانه است.
    تحمیل کژی و کاستی و اهرمنیست. سد راه تکامل انسان و بشریت است. و بشر بیش از این در چنگ سلطه اهرمن نخواهد ماند!
    * * *
    بشر پرواز خواهد کرد. اهرمن میماند و زندانش! و مشتی دزد و باورفروش و رمالان.
    زمان صف آراییست یاران! شما در کدامین صف ایستادی؟!
    فاش گویید! اهرمن از راستیها بیزارست! دراکولاها در ظلمت میلولند و با اولین تابش نور حقیقت و راستی از هم می پاشند و محو خواهند شد!! (راستی در فرهنگ ایرانی همان حقیقت است. بهترست دوستان دگر در تعاریف مغلطه نفرمایند که تامین امنیت اهرمنیان به هیچ ترفندی دگر ممکن نخواهد بود!)

    این زمان اهرمن در هیچ کجای عالم امنیت نخواهد داشت.
    تنها راه بیداری وجدانهاست و شرافت یافتن انسان!
    به صفوف انسان شریف ایرانی بپیوندید: این تنها راه نجات همگان است.
    راه شرافت یافتن انسان اینک هموار شده و تا شرافت بشریت پیش خواهیم رفت.
    در صفوف کژیها و اهرمنیها نمان! به صوف راستیها و شرافتمندان بپیوند.

    زمان زمان عذاب اهرمن است.
    نمی بینی چگونه لاشه متعفن نظام اهرمنی دین فروشی و تحمیل و چماق و شکنجه با اولین تابش نور حق قبض روح شده؟
    نمی بینی که اهرمن در برزخ است؟! نکیر و منکرش شمایید ملت ایران!
    هر چند اهرمن در برزخ هم گوشش سنگین است! اما شما از پرسشها دریغ مدار.
    بلکه مومیائیان از تابوت برخیزند و بجای زانو زدن بر اهرمنان با وجدانی بیدار شده بر شرافت انسان شهادت دهند!
    بر شرافت انسان که تجلی نور حق در اشرف مخلوقاتست تعظیم کن ای اهرمن درون من!
    نه بر ظلم حاکمان! نه بر اسارت و بردگی انسان! نه بر خدا فروشان حکومتی! نه بر تسخیر قلوب با ورد و دعا!
    نه بر بت پرستی اهرمن پرستان! نه بر منفعت طلبان.
    والسلام و به امید هدایت رهپویان حق.
    * * * *
    سر فرود آوریم بر درگاه وجدان و شرافت
    که اینزمان زمان تجلی نور حق در انسانهاست
    و شهادت میدهیم: بر وحدانیت جهان هستی
    بر حقانیت شرافت انسان
    بر پیام حق که جز نیکی و عشق و رهایی نبود!
    بر آزادگی انسان و خواری هر آنچه اهرمنیست!

    شهادت میدهیم که انسان ولی خدا بر زمین است
    که انسان رستگار خواهد شد و خدایگونه میشود
    و بشر پرواز خواهد کرد:
    تا ماورای زمان و استبداد
    تا یگانگی انسان و هستی
    تا جاودانگی عشق و رهایی
    با نور حق و شرافت و بالهای خرد و ادراک

    شهادت میدهیم که:
    بهشت جاودانه همواره ممکن است و پیش روی رستگاران!
    شهادت میدهیم که: درگاه بهشت جاودانه را درین زمان بگشاییم!
    یا حق!

  3. ali reza wr گفت:

    مرگ بر دیکتاتور درود بر شیخ اصلاحات (شجاع)

  4. ایمان گفت:

    درود بر شیخ بزرگ آبروی ما رو خریدی چون من به شما رای داده بودم

  5. elham گفت:

    be nazare man ke mardom nemibakhshaneshoon age daste man bioftan ke balayi besareshoon miyaram dele khanevadehayi ke bachehashoon tu in rah az dast raftan khonak she

  6. سبز گفت:

    ما همه با همیم… به امید اصلاخات پایدار و اساسی

  7. ابالفضل علمدار _ کروبی رو نگه دار
    ای ولا شیخ_دلمان خنک شد

  8. آزاده سبز گفت:

    با كروبي ما نااميد و سرخورده از تهديد و ارعاب نمي شويم.

  9. ناشناس گفت:

    سر زنده و سالم و تندرست و شاد و بی حزن باد مجاهد شجاع آقای کروبی که الحق لقب آیت الله برازنده اوست نه مخالفانش. درود خدا و فرشتگانش بر شما باد .

    “… تا بدانند دارندگان کتاب که آنان به چیزی از فضل خدا قادر نیستند و فضل بدست خداست و میدهد آنرا به هر که بخواهد از بندگانش و اوست صاحب فضل بی کران”.

  10. همدم گفت:

    درود برتو ای مرد برگ که در در این شرایط سخت اینچنین سخن می گوئی واز اتفاقات آینده نگران نیستی

  11. فريدون گفت:

    درود بي پايان بر شيخ اصللا حات كروبي قهرمان

  12. تورا به خدا به فكر اسرا هم باشيد در وضعيت نابساماني و بلاتكليفي به سر مي برند و چه بسا در خطر اعدام. مرگ بر ديكاتور

  13. خس وخاشاک گفت:

    زنده باد شیخ شجاع اصلاحات

  14. akbar گفت:

    معلم شهید در یکی از کتابهای خود نوشته ( به این مضمون):
    ضریه ای که مسلمانان از افراط و تفریط دیده اند قابل مقایسه با هیچ خساراتی نیست.

    من نمی دانم چه ارادی در بدنه حاکمیت وجود دارد که حرفی که همه دلسوزان نظام می زنند مورد توجه واقع نمی شود. همه اندیشمندان مثل آقای خاتمی، هاشمی، موسوی، حتی از بدنه نظام می گویند افراط و تفریط سم مهلکی است که کل ایران و جمهوری اسلامی را نشانه رفته است کسی توجه نمی کند.
    متاسفانه تربیون های دولتی، مطبوعات، منبر ها و ….. در دست تند رو ها است. بازار تهمت و افترا و بگیر و ببند رونق دارد. من از بزرگان نظام درخواست می کنم تک صدایی و بازار تهمت و افترا را از جامعه بردارد و افراد شریف و معتقد را از زندان ها آزاد کنند و راهکارهایی را جهت دلجویی از خسارات دید گان را فراهم کنند. به خدا قسم در شان این ملت نیست کسی به عنوان نماینده آنها از پشت تریبون های دولتی عده ای را خس و خاشاک و یا ب. و ب. غاله بخواند. ادبیات و فرهنگ ما این صحبت ها را به دور خواهد ریخت

  15. هانی گفت:

    درود بر کروبی……..سلام بر خاتمی……….پاینده باد موسوی

  16. س گفت:

    اي شيخ دست مريزاد. انتخاب 22خرداد من درست بود. كروبي …كروبي … كروبي..

  17. درود بر تو شیخ
    خدایا به ایران و ایرانیان صلح، هماهنگی، پیشرفت و برکت عنایت فرما.

  18. مریم گفت:

    درود بر تو شیخ شجاع

    زنده باد آزادی

    زنده باد ایران

  19. قاصد گفت:

    سلام شما که خواهان فضای باز نقد و انتقاد هستین چه طور در بین 40 ،50 تا پیام یک مخالف هم نیست ،این دور از ذهن هست که حتی یک نفر از افرادی که در راهپیمایی شرکت کرده اند برای شما پیام مخالف نگذاشتن ،ها … البته شاید کامپیوتر بلد نیستن . توی این دوره زمونه همه چیز امکان داره … خدا را چه دیدین امروزه که همه چیز برعکس شده ؟!!!!!!! عابدی که آخر عمر فاسد میشه یا فاسدی که آخر عمر عابد میشه.

  20. شیدا گفت:

    درود بر شیخ اصلاحات

  21. آزادیخواه گفت:

    درود بر شما.

  22. محمد گفت:

    سلام برتو ای مبارز نستوه و ای شاگرد راستین امام
    سلام بر تو و برتمامی خداجویان راستین

  23. ناظر گفت:

    زر و زور و تزویر هیچ وقت دست مظلوم نبوده است.

  24. سبز گفت:

    هوا بوی خون گرفته …

  25. آزاد گفت:

    حقا که مردی حقا که شیر پاک خورده ای و به جرات میتوان خصلتهای تو را با منتظری نستوه سنجید درودبر شجاعتت. آقای قاصد چرا دیگه از رو نمیرین بازم کافی نیست؟ چرا نمیخواید که قبول کنید اقلیت هستید بله باورکن در تمام این کامنتها فقط یک کامنت مخالف فاسد که حتی به خاطر همین نوشتت مطمئنم که مزد گرفتی هر چند ناچیز خودت میفروشی(ساندیس) برو خجالت بکش تعداد مخالفاتو ببین شرم کن من جای تو باشم از همین امروز قسمت دوم شعرتو عملی میکنم “فاسدی که آخر عمر عابد میشه”

  26. محارب سبز گفت:

    قاصد حیا کن دیکتاتور رها کن

  27. سلين گفت:

    دوست داريم كروبي

  28. خُرمَ وادی گفت:

    لرجماعت از حق پا پس نمیکشه

  29. ناشناس گفت:

    بر همه روشن شده که آقای کروبی سواد آنچنانی ندارد که بتواند بیانیه بنویسد. ضمنا ایشان ثابت کرده که در مناظره هم جز آبروریزی از خود و اصلاح طلبان کار دیگری نمیتواند انجام دهد. پس بهتر است پیشنهاد مناظره را کنار بگذارد و به همین اعلامیه ها پسنده کند

  30. ابی گفت:

    چه طور در بین ۴۰ ،۵۰ تا پیام یک مخالف هم نیست

  31. ناشناس گفت:

    و “هو” خیرالحاکمین جناب آقای کروبی !

  32. بهنام گفت:

    درود بر شما مرد دلیر ولرستانی باصفا نام لرستان همیشه با شجاعت ودلاوری همراه بوده

  33. دل آرام گفت:

    امروز استاد دانشگاه ترور ميشه فردا دور از جون يكي از رهبراي جنبش سبز بايد قبل از 22 بهمن 2 باره مردم عليه اين خشونت ها جمع بشن تا قبل از اينكه سرعت اينترنتها رو پايين بيارن بايد خبر رساني ها انجام بشه آقاي كروبي خواهشا يه بيانيه بدين كه مردم معترض به كشتار روز عاشورا و طرفداران جنبش سبز بريزن بيرون اين بياني هايي كه واسه راه گشايي مي ديد فايده اي نداره چون گوش شنوايي نيست زودتر بايد يك كاري كرد

  34. omid گفت:

    درود بر تو ای مرد قبیله

  35. محمد گفت:

    اینقدر بگین ریییس جمهور محبوب میر حسین موسوی تا بمیرین بد بختهای مزدور جیره خوار

  36. حرف سبز گفت:

    تا پیروزی چند گامی بیش نمانده ، همتی دیگر ، قسم به خون پاک خواهران و برادران شهیدمان تا صبح پیروزی شب تاریک ظلم و ستم و جور را در می نوردیم و دیکتاتور و اذناب پست و حقیرش را به چاه مذلت خواهیم افکند همچون سلفشان صدام کثیف !!!
    ما پیروزیم چون بی شماریم …………..
    کروبی زنده باد ، موسوی پاینده باد

  37. آژان گفت:

    آقایونی که میگن چرا یه پیام مخالف هم نیست برن به سایت‌های “مقام معظم رهبری”، “ریاست جمهوری”، فارس نیوز، ایرنا و ایلنا و ایپنا و … هم یه سری بزنن ببینن اونجا پیام مخالف هست یا نه. من مطمئنم پیام‌های مخالف فقط شامل الفاظ رکیک بوده که منتشر نشده.

    خوبی جناح اصلاحات اینه که اقلاً اعضاش فهمیدن اینکه نظر مخالف رو هم منتقل کنن – برخلاف تصور بدنه کل نظام – به اعتماد بیشتر مردم منجر میشه. همون چیزی که غربی‌ها مدت‌هاست متوجهش شدن و تو کشورشون یه فیلمساز در مورد بالاترین مقام مملکت فیلم میسازه و هر چی داره رو می‌کنه، بعد اینجا چیزایی که رو شده رو نشون مردم میدن که بگن ببینین اونا چقدر فاسدن!

    اینها چجوری شب سرشون رو زمین می‌ذارن من نمیدونم.

  38. حمید گفت:

    شما را به خدایی که نمی دانم قبول دارید یا نه قسم می دهم به شیخ شجاعتان بگویید مناظره لازم نیست اگر ایشان توانستند دو خط از این بیانیه را بدون غلط در جلوی دوربین بخوانند(اگر وسطش خوابشان هم ببرد اشکالی ندارد) ایشان 8 سال رییس جمهور خواهند بود تا اشتباه گذشته هم جبران شود

  39. بهناز گفت:

    درود فراوان بر تو باد
    کروبی و موسوی پاینده باشیدو سر بلند

  40. فرزند شهید گفت:

    آفرین بر مردان پاک گوهر و با ایمان و شجاعی چون کروبی ها که تنها به رضایت حق توجه دارند ولاغیر . یا علی

  41. ناشناس گفت:

    خدا کروبی شیخ شجاع ما را حفظ کند.

  42. آرزو گفت:

    آفرین به اندیشت و اعتقاد راسخت

  43. علی گفت:

    تا زمانی که ولایت فقیه بر این کشور حاکم است این انقلاب به انحراف نخواهد رفت و کسانی که خط خود را از ولایت جدا کنند به انحراف کشیده خواهند شد.

  44. حرف سبز گفت:

    حمید جان این رو بدان همیشه آدمهایی که شیرین زبان وسخنورند مکار وحیله گرند.(بارها دیدی که احمدی نژاد و احمد خاتمی چگونه بدون هیچ لکنتی کلمات خیانت گونه و دروغ محض را به زبان میرانند). وبدان که به گفته بزرگان همیشه بر زبان جاری شدن کلام حق وصداقت توسط مظلوم با لکنت همراه هست. به امید روزی که بیدارشوی و ژرف اندیش باشی. دوستدار تو ،هموطن سبز.

  45. mehdi گفت:

    خداوند نگهدارت باشه.

  46. ramin hekmatara گفت:

    درود بر كروبي

  47. محسن گفت:

    تا زمانی که ولایت فقیه بر این کشور حاکم است این انقلاب به انحراف نخواهد رفت و کسانی که خط خود را از ولایت جدا کنند به انحراف کشیده خواهند شد.

  48. سید مرتضی گفت:

    تا سایه ي ولایت بر سر این مزر و بوم وجود دارد در مقابل ضد انقلاب خواهیم ايستاد.
    خامنه اي خمينی دیگر است ولايتش ولایت حيدر است

  49. احسان گفت:

    درود بر شیخ شجاع