سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » راهكارهاي مهدي كروبي برای خروج از بحران...

راهكارهاي مهدي كروبي برای خروج از بحران

چکیده :انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است....


کلمه: مهدي كروبي ،  دبیرکل حزب اعتماد ملی و یکی از نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات  در نامه ای  خطاب به “ملت آزاده وعزادارایران”  راهكارهاي خروج از بحران فعلي را در پنج بند مطرح کرده است .

به گزارش سحام نيوز، متن كامل اين نامه بدين شرح است:

ملت آزاده وعزادارایران

آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته میشوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنايت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.

حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادرمی کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.

مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی ومطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟

همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!

خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسين در غیاب اساتید گرانقدر بر اين خیال خام‌اند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.

در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!

آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اطلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام. به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:

1- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختن و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.

2- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی ، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.

3- پرهيز از خشونت : احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای 98 درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.

4- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند؟ به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری 84 بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.

5- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملي، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان هاي امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.

مهدی کروبی

21 دی ماه1388


134 پاسخ به “راهكارهاي مهدي كروبي برای خروج از بحران”

  1. مختار گفت:

    ملت سبز شبکه های راه سبز را در محل کار مدارس وروابط فامیلی گسترش دهید بیانیه ها را چاپ وتکثیر کنید شما خود رسانه اید منسجمتر شوید برای پیروزی بر سیاهی

  2. sabz گفت:

    زنده باد ایرانیان با فرهنگ

  3. ildn گفت:

    نام تو در کنار امیر کبیرها ثبت شد شجاعت امام علی(ع) در توست
    ما را امید وار کردی

  4. صداي آزادي گفت:

    من مخاطبم كسايي كه دارن ميگن به شيخ شجاعتان بگوييد 2 خط از اين بيانيه را بخواند بگم همان مناظره ي انتخاباتي كه انجام شد براي ضايع كردن هفت جد شما كافي بود در ثاني شما انقدر ترسو هستيد كه جرئت نكنيد همان بيانيه اي هم كه غلط خوانده شود در صدا و سيماي خوديتان پخش كنيدحداقل اعتماد ما به كساني است كه پاي حرف دل مردم نشسته اند اگر چه دير ولي ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه ست اما شما چي پاي يه مشت حرف دروغ ….نشستيد ما بچه هاي سبز خيلي با شرف تر و محترم تر از اين هستيم كه بخواييم با شماها دهن به دهن بزاريم اما فقط اينو بهتون بگم كه هر چقدر هم كه ادم بي وجدان و پست باشه با ديدن اين فيلم ها و صحنه ها قلبش ميگيره ما قبل از اينكه به هر مليتي و مذهبي پايبند باشيم يه انسانيم و يه انسان وقتي ببينه هم وطناش اينطوري ميميرن هيچ وقت اينطوري حرف نميزنه
    متاسفم كه انسان ها به خاطر پول و قدرت به همه ي اعتقادات و ارزش ها پشت مي كنن ولي بدونيد كه الحكم يبقي مع الكفر و لا يبقي مع ظلم

  5. ایرانی گفت:

    دکتر سروش: کروبی مرد عمل است.

  6. سبز سبز گفت:

    ما به کوری چشم تندرو ها و هوچی های به اصطلاح ارزشی یا بهتر بگم بی ارزشی حامی و مدافع آزادی
    و آزادی خواهانی مثل موسوی محبوب و کروبی شجاع هستیم. تا کور شود هر آن که نتواند دید.

  7. علی بیدار گفت:

    این آقایان را تفنگی باید تا سینه شان را بدرد و ملت نجیب را از دستشان راحتی ……

  8. محمد گفت:

    خدمت اون فردی که گفته نظر مخالف نیست.
    مخالف های آقای موسوی غالبا دیدم که با فحش و ناسزا و تهمت حرفشون رو به اطلاع دیگران می رسونن و اینجا محل فحش نیست.
    نمونه اش هم آقای شریعتمداری که هر چی به دهنش آمد و هر تهمتی که دلش خواست به آقای خاتمی و … زد.
    این آقا …. در کیهان هست. واقعا اگر این نظر ….باشه باید فاتحه این کشور رو خوند که خاتمی که 8 سال رئیس جمهور بوده رو به اسرائیل وصل می کنه.

  9. آرمان گفت:

    تا زمانی که ولایت فقیه بر این کشور حاکم است این انقلاب به انحراف نخواهد رفت و کسانی که خط خود را از ولایت جدا کنند به انحراف کشیده خواهند شد.

  10. hih گفت:

    faghat bah bah chah chah minevisid!!!
    age rast migido tarafdare azadiid ebtedaiitarin noe azadi,azadie baiane ke hatta too ye site fisghili reaiat nemikonid che berese too ye keshvar
    pas to ra be khoda in kheime shab baziro(gange ghodratetoono migam)tamoomesh konid
    bezarin mardom be zendegishoon beresan(albate baid be nazar miad in comment sabt beshe!!?)

  11. آقای کروبی گرامی و ارجمند!
    به عنوان یک ایرانی که متعلق به هیچ گروه و دسته ای نیست و یا به بیانی دیگر به عنوان یک استاد دانشگاه این گام شما را برای آغاز یک گفتگوی متقابل پیرامون مشکلات جاری در جامعه بسیار ستودنی می دانم. ولی با این وجود حرفهایی وجود دارد که باید زده شوند. لذا امیدوارم که دوستان عزیز این متن را به دست شمای گرامی برسانند.
    من به این اصل اعتقاد دارم که خشونت دارای چهره های بسیار متنوع می باشد. خشونت در بیان، در احساس، در اندیشه، در رفتار و در نوشتار. آنچه من و یقینأ بسیاری از هموطنان فرهیخته در هشت ماه گذشته در سیطرة سیاسی جامعه شاهد آن هستند، کارنامة خوبی نیست. این روزها بسیاری از افراد سیاسی، نیمه سیاسی و غیر سیاسی در ایران و در خارج از کشور سنگ ملت ایران را به سینه می زنند: از مجاهدین خلق گرفته که در عملیات مرصاد با ارتش صدام به ایران حمله کردند و هزاران فرزند این کشور را که خودشان هم بخشی از آن هستند به قربانگاه بردند، تا سلطنت طلبها که روزشماری می کنند تا آمریکا برای نصبشان در کشور به ایران حمله کند، و گروههای چپ و راست که از اسلام بیزارند و بسیاری گروههای دیگر که برنامه های خود را برای ایرانی “آباد، آزاد و سربلند” در دست دارند.
    همانطور که ملاحظه می فرمایید، ملت ایران دلسوزها و قیمهای بسیار زیادی دارند. به نظر شمای محترم، حق با کیست؟ با مجاهدین، با سلطنت طلبها، با گروههای چپ و راست یا با شخصیتهای مهم کشور مثل آقای موسوی، آقای کروبی، آقای سروش، آقای احمدی نژاد، آقای رضایی، آقای کدیور، موافقان رهبر، مخالفان رهبر، بسیج یا سپاه؟
    شما بعنوان یک فرد نظریه پرداز و انقلابی بدرستی می دانید که ما نمی توانیم خود را صاحب و مالک حقیقت معرفی کنیم. در این مسیر نمی توان کیلویی فکر کرد، بلکه باید مثقالی نگریست و سنجید. فکر نمی کنید که یکی از بحرانهای اساسی کشور این طرز تفکر و ساختار فکری باشد؟
    من همة بیانیه های شما، آقای موسوی و نقطه نظرهای بسیاری از شخصیتهای دیگر را در هشت ماه گذشته با علاقه مطالعه کرده ام و هیچ ادعایی ندارم که مطالب آن را خوب درک کرده ام. هیچکدامیک از این بیانیه ها را نمی توان گامی جدی برای برطرف کردن مسائل کشور تلقی کرد. من برای این ادعا دلایلی دارم:
    مشکل از ساختارفکری و طرز بیان من، ما و شما شروع و به اتهامهای سئوال برانگیز ختم می شوند. تاریخ ما گواه عواقب این ساختار فکری می باشد. کوتاه سخن اینکه تنها اسم این نوشتارها بیانیه است: این نوشتارها به فحش نامه شباهت بیشتری دارند. شما و دوستان گرامی دیگر با ظالم و ضحاک معرفی کردن حریفان خود شروع می کنید و به شمارش “جنایات” آنها می پردازید و همزمان خود و همفکران خود را قانونمدار و مخالف خشونت معرفی می کنید.
    آیا شما کسی را می شناسید که حریفان خود را با این ادبیات دعوت به گفتگو کند؟ آیا شما کسی را می شناسید که در دعوت حریف خود به گفتگو از اهدای جانش برای رسیدن به هدفش سخن به میان بیاورد؟
    بنابراین همانطور که در بالا به آن اشاره کردم، خشونت دارای چهره های بسیار متنوع می باشد: خشونت در بیان، در احساس، در اندیشه، در رفتار و در نوشتار.
    اگر می خواهیم به جامعه خدمت کنیم، باید ابتدا به ساکن الگوهای خوبی برای آن باشیم: پدری که از خوردن خرما پرهیز نمی کند، نمی تواند و نباید برای دیگران تجویز نخوردن خرما صادر کند. لذا ما باید به خطاهای خود در گفتار، در رفتار، در نوشتار و در افکاراعتراف کنیم. شمای عزیز و ارجمند و دوستان دیگر می توانید و می توانستید بیانیه های خود را در چند سطر خلاصه کنید تا مردم روح و جان کلام شما را لمس کنند. ادبیات خشونت آمیز رفتار خشونت آمیز را در بردارد. این یک اصل اجتماعی است.
    به همین دلیل جامعة ما نیاز مبرم به یک انقلاب فکری دارد؛ انقلابی که بدی را تنها در دیگران جستجو نمی کند، بلکه با شهامت به انتقاد خود می پردازد؛ انقلابی که ما را با وجدان تاریخی یمان آشتی می دهد؛ انقلابی که به من، ما و شما راستی و درستی می آموزید؛ انقلابی که از اشکال مختلف خشونت دوری می کند و تنها راه پیشبرد و پیشرفت جامعه و خدمت به ملت را در گفتگوی مسالمت آمیز جستجو می کند؛ انقلابی که بدنبال تصویه حسابهای گذشته نیست؛ انقلابی که گذشت و معرفت را تنها در روشنسرای خرد فردی و خرد جمعی جستجو می کند و انقلابی که حق را یک هدف می داند و برای رسیدن به آن فرهنگ گفتگویی را مقدس می داند، زیرا کرامت انسان در آن تجلی می یابد.

    شما باید به ما با رفتار، کردار و پندارتان بیاموزید که به عواقب اعمالمان اندیشه کنیم و رفتارمان را تحت کنترل معرفت عقلی قرار دهیم و خود را در دادگاه عقل خود مورد بازپرسی قرار دهیم و بعد به عمل دست بزنیم.

    آقای کروبی ارجمند!
    امیدوارم که شما و همة دوستان دیگر از مریدان و دوستان این مسیر ناهموار باشد.
    دکتر خمید رضا یوسفی آلمان

  12. درود بر کروبی

  13. sattar گفت:

    ظلم همیشه محکوم است و حق بر شمشیر پیروز . درود بر شجاعت حق طلبانه تو . . .

  14. ناشناس گفت:

    karoubi, amir kabire zamaane maast ;))

  15. مرتضی گفت:

    هر انسان منصفی وقتی این بیانیه رو بخونه به شدت عصبانیت و بغض نویسنده اون پی می بره. با این همه بغض و کینه نمیشه راهکار ارائه داد.

  16. مهدي گفت:

    کروبي تو هم که عقب نشيني کردي

  17. MORTZA گفت:

    این شیخ رفاه طلب وبی غیرت اگر به دور ,برش نگاه کند خواهد دید سرمایه داران وابستگان به غرب ومفسدین اقتصادی چه میکنند و اوچگونه بازیچه دست انهاست

  18. ناشناس گفت:

    بر پدر ومادر دروعگو لعنت

  19. معین گفت:

    این بیانیه جز گوشه هایی از حقیقت چیز دیگری نیست

  20. ميرعلي گفت:

    بسيار عالي تاثيرگذار منطقي و بي ريا بود . مرسي آقاي كروبي

  21. در نظرات طرفداران شما چیزی جز احسنت و درود نیست ، فقط تحریک شما و مردم توسط عده ای مثلا طرفدار شما و نظام چیزی از فتنه های شما کم نمی کند.
    شما مسئول تمام نا امنیها و خون هایی هستید که در 7 ماه گذشته ریخته شده .
    از مجازات هم نمی توانید فرار کنید ما بسیجیان آقا اجازه اجرای پروژه عمرو عاصی حکمیت را به عده ای اشعری نما من جمله مطهری و … را نخواهیم داد

  22. iraniye azade گفت:

    ya shaykh bayaniyeye shoma harfe dele ma bod ke khob ada shod
    be omide irani azad
    zende bad azadi

  23. مسعود از تبریز گفت:

    به خدا وقتی داشتم این بیانیه را می خواندم اشک شوق از چشمشانم می ریخت احسنت بر کسی که نفسش بر دلش غلبه نمی کند ای شیخ شجاع جانم فدای تو

  24. يك داغدار گفت:

    درود بر كسانيكه حق گويند و حق جويند
    پس درود به موسوي كروبي خاتمي

  25. ناشناس گفت:

    درود بر روحاني عدالت خواه

  26. iraniye azade گفت:

    کروبی و موسوی محاکمه باید شوند.

  27. raniye azade2 گفت:

    هر چقدر هم التماس کنی باید محاکمه بشید.

  28. qa گفت:

    درود بر شیر مرد لرستان

  29. علی گفت:

    درود بر کروبی با غیرت

  30. امید گفت:

    آقای کروبی شما و مهندس موسوی با نهایت صبوری و خویشتن داری ظلمی رو که بر مردم رفت رو بیان کردید. افسوس که قدر این متانت و خویشتنداری رو نمی دونند.

  31. مسئولین سایت کلمه!
    خودتان را پشت رنگها پنهان نکنید و احساسات مردم را به بازی نگیرید! از واژه های نازیبای دورد بر … ، مرگ بر … دست بردارید که جامعة ما را پیوسته به چالش کشیده اند! آقای کروبی و موسوی حسابهای گذشته را تسویه می کنند. مسئلة انتخابات که دروغ بزرگ بود که بهایش را مردم بی گناه و درکشیدة این مرز و بوم دادند.
    موضع خودتان را با جنایتکارانی مثل اوباما که متفکرین ما را ترور می کنند و جایزة نوبل می گیرند و جنگ را ستایش می کنند، مشخص کنید!
    نخبه ربایی و نخبه کشی یکی از سیاستهای کلیدی غرب در قبال کشورهای روبه پیشرفت مثل ایران ستمدیده می باشد. آنچه ما از غرب می شناسیم، تنها یک بعد آن است. من بیست سال است که در آلمان مقیم هستم و ان سیاستها را در قبال ایران مشاهده می کنم.

    دکتر حمید رضا یو.سفی آلمان

  32. نیما اشکان گفت:

    آقای کروبی بزرگوار بنده به شما رای دادم و شما را بیش از مهندس دوست دارام اما ما در یک سمت هستیم از موازی کاری و تفرقه بپرهیزید و مانع پیروزی تفرقه اندازان شوید
    درود بر کروبی و موسوی

  33. ناشناس گفت:

    ريشه اختلافات همين توهمات بي اساس پوچ موسوي و بي خردي كروبي است كه هر دو رشته كار از دستشان به در رفته و در طغيان جهل خود غوطه ور شدند مطمئنا در خوابند و هدايت نمي شوند پس اميدوارم خدا ريشه كنشان كند
    الهي آمين يا رب العالمين

  34. حسین گفت:

    اینها گوش ندارند اینها فقط تکذیب میکند محارب هستی منافق