سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تو رو به دوربین تلویزیون شعار می دهی من رو به باتوم...
» فرق من و تو؛

تو رو به دوربین تلویزیون شعار می دهی من رو به باتوم

چکیده :یک وبلاگ نویس مطلبی کوتاه تحت عنوان" فرق من و تو " خطاب به تظاهرات کنندگانی که در راهپیمایی روزچهارشنبه تهران علیه کاندیداهای معترض شعار داده اند ،نوشته است که در روزهای گذشته در فضای وب انعکاسی گسترده داشته...


یک وبلاگ نویس   مطلبی کوتاه  تحت عنوان” فرق من و تو ” خطاب به تظاهرات کنندگانی  که در راهپیمایی روزچهارشنبه تهران علیه کاندیداهای معترض شعار داده اند ،نوشته است که در روزهای گذشته در فضای وب انعکاسی گسترده داشته است.

متن کوتاه او از این قرار است :

مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو است برای پخش مستقیم از کانال سراسری  من مرگ بر دیکتاتور میگویم در حالیکه باتوم ها رو به من است . تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان ها را میبندند . تو را مردم مینامند و من را فتنه گر . تو امنیت شغلیت تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم . در میان شما پرچم و پوستر پخش میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل . این است فرق من و تو!


435 پاسخ به “تو رو به دوربین تلویزیون شعار می دهی من رو به باتوم”

  1. فرق من و تو گفت:

    فرق من و تو

    “مرگ بر موسوی” می‏گویی در حالی‏که دوربین‏ها رو به تو است، برای پخش مستقیم از کانال سراسری؛

    من “مرگ بر دیکتاتور” می‏گویم در حالیکه باتوم ها رو به من است.

    تو را “با اتوبوس” می‏آورند؛

    و برای من “خیابان‏ها” را می‏بندند.

    تو را “مردم” می‏نامند؛

    و من را “فتنه‏گر.

    تو “امنیت شغلی‏”ات تامین شده؛

    و من “نگران امنیت جانی”ام هستم.

    در میان شما “پرچم و پوستر” {رایگان}پخش می‏شود؛

    و در میان ما “اشک‏آور و گاز فلفل”.

    این است فرق من و تو!

    تو، نمی‏دانی که اعتراض من چیست، نشنیده‏ای، نمی‏خواهی بشنوی.

    من، می‏دانم درد این کشور چیست، می‏خواهم بگویم، نمی‏گذارند.

    تو، چشم‏ها و گوش‏ها را بر حقیقت بسته‏ای و زبان را در اختیار دیگران قرار داده‏ای،

    و من، با چشم‏های باز، با تحقیق و سند، برایت از اشکالات جاری در مدیریت می‏گویم.

    کسانی که تو را به میدان می‏آورند، بر خلاف همان قرآنی که از آن دم می‏زنید و دم می‏زنند، بدزبان هستند و مفتری، و متکبرند و غافل.

    تو را برای پوشش اشتباهات و مستور نگه‏داشتن کاستی‏ها و مصون نگه‏داشتن خطاکار به میدان آوردند،

    و من برای تضمین عدم تکرار اشتباه، برای بهسازی مدیریت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی به میدان آمده‏ام.

    اما من، به اراده‏ی خود، بنا بر حکم وظیفه انسانی، اجتماعی و دینی، برای روشنگری و بازگشت به روح قرآن و قانون، در تلاشم.

    آری. این است فرق من و تو.+ تفاوت‏‏های بسیار دیگری؛ توسط مردم به این نوشتار افزوده شده، که در سایت قلم، زیرنویس خواهد شد.

  2. محسن گفت:

    تو در “وهمی” و ما “بیداریم”

  3. ما بيشماريم گفت:

    در عجبم از مردمي كه خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي ميكنند
    و بر حسيني ميگريند كه ازادانه زيست و آزادانه مرد.

    كاش مردم ايران بيشتر از اين كه چشم سر داشته باشند معرفت و بينش مي‌داشتند.بدبختي ما از خوابيدن مردمي هست كه خود رو عالم ميدانند و هيچ نميفهمند.
    به قول دكتر علي شريعتي : نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد ، نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت، ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد ، گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش ، و او يكريز و پي در پي دم خويش را در گلويم سخت بفشارد ، و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ، بدينسان بشكند در من سكوت مرگبارم را.

  4. مریم گفت:

    تو کفن می پوشی که نباشی
    من سبز می پوشم که بمانم

  5. سلين گفت:

    من براي آرمانم مي جنگم تو براي گرفتن پاداش بيشتر آدم مي كشي.

  6. محمد گفت:

    تو مومن ومسلمان واقعي هستي و من كافر ومحارب
    تو آزاده اي و من دربند استكبار
    تو ميكشي و مظلوم ميشوي و من كشته ميشوم و ظالم
    تو هميشه راست ميگويي و من مدام دروغ
    ولي شاهنامه آخرش خوش است كه معلوم شود توكيستي و من كيستم

  7. احسان گفت:

    با سلام.

    من یه افغانی هستم ۲۴ سال در ایران زندگی‌ کردم. ۴ سال می‌شه از ایران خارج شدم یعنی (وطن دومم ایران بزرگ)

    من در عالم رویا و دور از ایران با شما سبز پوشان بودم. با شما اشک ریختم با شما کتک خوردم و با شما………

    کامیابی شما آرزوی من هست. احسان از آمریکا.

  8. ناشناس گفت:

    تو نمي داني و نمي خواهي که بداني، من نمي دانم و مي خواهم که بدانم؛ تو آزاد در خياباني و اسير بند جهل، من آزاد از جهل و اسير بند تو و دژخيمان تو…

  9. ashkan گفت:

    همتون دارید اشتباه می کنید عزیزان
    4شنبه شلوغ بود
    من خودم اونجا بودم بسیجیها بودند، مداحان بودند، کارمندان اداره ها با پلاکاردهای خودشان بودند. اداره ما هم تعطیل شد و درب اداره هم بستند و دسته جمعی بردنمان.
    تازه امتحان فردای مدرسه بچه ام را هم لغو کردند که خدای نکرده ما در راه پیمایی جا نمانیم.
    نمیدونم چرا احساسم این بود که خیلیها اونجا بودند اما دلشون باهاشون نبود
    سبز و میر حسین در قلب ماست

  10. ایرانی سبز گفت:

    تو در برابر دوربین به سادگی دروغ می گوئی و من راست گفتن را حتی در برابر شکنجه ، باتوم، گلوله ترک نمی کنم
    به در برابر تزویرت هدیه می دهند و به من در برابر صداقت عاشقانه ام مرگ

  11. ناشناس گفت:

    ما دشمن ستیزیم و تو دوست دشمن
    ما خواهان سبزیم و تو خواهان نابودی سبز
    ما شعار حق خواهی می دهیم و تو از کلمه حق استفاده میکنی
    ما بیداریم و تو خواب
    ما از صبر علی (ع) و صلح امام حسن (ع) و قیام امام حسین (ع) الگو میگیریم و تو از نیرنگ عمر عاص و سادگی ابو موسی و خیانت یزید
    ما جمهوری با مرکزیت اسلام می خواهیم و تو فقط دم از جمهوری اسلامی مجهول می زنی
    ما خون می دهیم تو ادعای خون دادن می کنی

  12. ناشناس گفت:

    بیشمار هستیم
    بیشمار می مانیم
    و تو هرگز نمی توانی ما را با دید حقیر خود بشماری
    تو حتی نمی توانی در چشمها ی بیشماری که تو را می نگرند نگاه کنی
    اما ما خیره می شویم به قصاوت قلب و باتوم تو!!!!!!!!!!!!!!!!

  13. سبز حسینی گفت:

    درود به دوستان سبزم به خاطر این نوشته های زیبا و درود بر میرحسین عزیزم رهبر سبزم
    منهم خلاصه ای از این نوشته های زیبا رو گرد آوردم.بسیار زیباست و نشاندهنده اوج شور و شعور سبزهای استوار است:

    مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو است برای پخش مستقیم از کانال سراسری
    من مرگ بر دیکتاتور میگویم در حالیکه باتوم ها رو به من است
    تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان ها را میبندند
    تو را مردم مینامند و من را فتنه گر
    تو امنیت شغلیت تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم
    در میان شما پرچم و پوستر پخش میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل
    تو کفن می پوشی تا کشته شوی من کشته می شوم!
    تو میترسی چون می کشی ما میمیریم چون نترسیم!
    تو را با ماشین دولتی با احترام می اورند و میبرند و مرا با ماشین دولتی زیر میکنند و سه بار از رویم رد میشوند
    از شما با ساندیس پذیرایی می کنند از مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا با گلوله!
    ما هموطن سبزیم که تو را میخوانیم تو هموطن زردی که مارا میرانی
    تو مشت خشم و نفرت گره میکنی و من با دستانم نشان پیروزی می سازم !
    چون یزیدیان با سم اسبان بر کشته های عاشورا با ماشین می تازی .تو حسینی هستی و من یزیدی.واحسرتا
    پشت تو یه لشکر مسلحه،پشت من یه کلمه!
    من جانم را برای ایمانم تقدیم می کنم و تو ایمانت را برای کیک و ساندیس!!
    تو کفن میپوشی تا بکشی من بدون کفن می ایم تا کشته شوم
    مارا در خون غرق می کنندو شمارو در پول خون . شما شهیدان رو به زیر چرخ ماشین می گیریدو ما به دوش
    تو سر مرا با باتوم میشکنی و ادعای مردی میکنی در حالی که هر قطره خونی که از سر من بر روی زمین می ریزد هزاران بار آزادمردی را فریاد میزند
    حاکمان مرا به گلوله و باتوم مهمان می کنند و تورا ساندیس و ساندویچ . براستی بهای من بیشتر است یا تو
    تو باتوم داری ومن…دستبند سبز
    تو می کشی چون میترسی ، ما میمیریم چون نترسیم!
    تو کفن سفید میپوشی تا زمستان را فریاد کنی من سبز به دست میبندم تا بهار را ترانه کنم
    تو دستهایت را مشت میکنی تا بر من بکوبی من با دستهایم علامت پیروزی میسازم تا با هم ایران را سبز کنیم
    و تو اندکی و ما بیشماریم…
    این است فرق من و تو!

  14. ما بی شماریم

  15. سامان گفت:

    تو نمیدانی میزنیو میکشی!بر ترست غلبه کن نکش برادران خودرا
    نکش غرور جوانی را که پر از آرمان است!ندیدی در چشمهایش؟
    فقط بیدار شو همره پرواز کبوتر شو

  16. ناشناس گفت:

    ما بی شماریم

  17. شادی گفت:

    پشت سرما یک دنیا دعا وعشق است پشت سر تو یک دنیا نفرین ونفرت

  18. فرق من با تو:

    قلب من با عشق برای وطنم و مردمم می تپد و خیر و خوبی همه را (حتی تو!!) را می خواهم.
    اما تو خشمگینی. خشمی که من نمی دانم برای چه دارد وجود خودت و هم وطنانت را می سوزاند.

  19. ناشناس گفت:

    ما بی بصیرتیم و تو دارای بصیرت
    ما را به دلیل ایجاد ترافیک در معابر زندانی می کنند و تو را پاداش می دهند

  20. majid گفت:

    …و ما بیشماریم, سبزتر از همیشه.

  21. منیر گفت:

    واقعا که ما ملت ایرانییم پیروز و ما بیشماریم همانطور که اشک دل من برای جملات شما جاریست چون از دل بر می آید بردل مینشییند

  22. مهدی گفت:

    تو فیلم بازی می کنی و من از دیدنش خسته

  23. سبز با حال گفت:

    تو از وجدانت فراری هستی و من باهاش حال می کنم .

  24. سبز گفت:

    من خودم را در جمعیت سبز پیدا می کنم و تو خودت را در راهپیمایی دولتی گم می کنی که کسی نبیندت از ترس شرمساری .
    تو با پول مزدوریت دور برت را شلوغ می کنی که از وجدانت فرار کنی و من و وجدانم در خلوت با هم حال می کنیم.

  25. هموطن گفت:

    ما هر دو زاده یک سرزمینیم
    بزرگ شده یک فرهنگیم
    چه شده که به یک اشتراک نمی رسیم؟
    اندکی صبر اندکی تفکر .
    حکومتی که نمی تواند مشگل موجودرا بامسالمت وتعقل و تنها با مردم مملکتش حل کند چگونه می خواهد مشگلات خارجی خود با بیگانگان مرتفع سازد
    آیا نیاز به این همه خونریزی و زندان وشکنجه و تهدید هموطنان و…. بود؟
    چرا مردم را علیه هم تحریک می کنند؟
    چه کسانی مردم را به آرامش و وحدت دعوت می کنند؟ چه کسانی آب را گل آلود می کنند؟چه کسانی از این آب گل آلود استفاده می کنند تا رسوا نشوند؟
    اندکی تامل و تعقل. همه چیز آشکار است.
    آیا سرکوب و تهدید و بستن روزنامه ها ورسانه ها و… به نفع یک حکومت پاسخگو ومسول و صالح است؟
    آنها رسانه ای را که باپول همه ما اداره می شود در اختیار یک عده خاص قرار دادند!
    آنها هراس دارند از رویارویی منطقی با مسئله
    آنها با ایجاد تفرقه در پی حفظ خود هستند
    هموطنان !اندکی تامل!

  26. ناشناس گفت:

    و من تاریخ را میبینم که باشکوه فریاد میزند:
    خون بر شمشیر ÷یروز است

  27. سینا گفت:

    تو در دستانت ساندیس و کیک داری من خون خواهر و برادرم
    ما بزغاله و گوساله اما دارای اندیشه ایم تو انسان نمایی بی مغزی
    ولی ما بیشماریم

  28. سعید گفت:

    و ما بی شمارترینیم…………………………..

  29. مرتضی گفت:

    کامل ز یکی هنر ده و صد بیند ناقص همه جا معایب خود بیند
    خلق آینه چشم و دل یکدگرند در آینه نیک، نیک و بد، بد بیند

    برای اطلاع رسانی نهضت بلوتوٍث باید راه انداخت هر کجا که میریم…

  30. ازادی گفت:

    بکشید ما رو حق گرفتنی حق میمونه نا حق که رفتنی ماااااااا بیشمار بیشماریم

  31. پيام شيرازي گفت:

    تو 2*2 را هرچه كه منفعتت باشد جواب ميدهي و ما هرچه واقعيت باشد چه نفع و چه ضرر.

  32. shaya گفت:

    و هنوز تو تنها قطره ای ناچیطی و ما اقیانوسی بی انتها …

  33. shaya گفت:

    و هنوز تو تنها قطره ای ناچیزی و من اقیانوسی بی انتها…

  34. علی گفت:

    تو برای ساندیس می ایی
    من برای استقلال و ازادی

  35. ناشناس گفت:

    “زنده باد سبزه”
    به امید داشتن ایرانی آباد، آزاد و سربلند…

  36. عرشیا گفت:

    “زنده باد جنبش سبز”
    به امید داشتن ایرانی آباد، آزاد و سربلند…

  37. سیمین گفت:

    کفن میپوشی چون میدانی کسی تو را نخواهد کشت. و من خطر میکنم و با اینکه ممکن است کشته شوم به میدان می آیم.

  38. كامران گفت:

    تو غير قانون ميايي و ما با قانون
    تو قرآن را به آتش مي كشي ما پرچم دشمن
    تو در عاشورا كف ميزني
    ما در عاشورا سينه

  39. ج-الف گفت:

    اما بعد از همه اینها ازقول برتولت برشت به همه شما بگویم که جنگها را کثیفترین انسانهای روی کره خاکی راه می اندازند و پاکترین انسانهای روی کره خاکی اجرا میکنند پس برادران عزیز امیدوارم که ما آن مجریان نباشیم و همچون که دیدگاه آقای مهندس موسوی نیز هست حتی در این شرایط سخت به آنهاییکه همه شما هم میگویید به هزار ترفند آنها را با ما روبرو کرده اند جز با دوستی رفتار نکنیم که از نگاه ما آنها نیز ایرانیان عزیز هستند .نشان ما فقط به آن محدود آمرانی باشد که فریبکار و تفرقه اندازند.

  40. حامد گفت:

    و چه حقیر است نگاهت که زیبائی در آن جائی ندارد …
    وای که چقدر از ما دورید، براستی من و تو هموطنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  41. ایرانی گفت:

    من می گویم “زنده باد مخالف من”
    تو می گویی کشته باد انکه چون من فکر نمی کند.

  42. حمید گفت:

    تو منی! اما چه دوری از من!!
    و من تو ام و چه نزدیکم به تو!

  43. ارش گفت:

    …………… و ما هنوز بيشماريم

  44. حمید گفت:

    زمانی که تو را از من می دزدیدند، (ما) تنها نماند.

  45. حمید گفت:

    زمانی که تو را از من می دزدیدند، ما تنها نماند
    چون ما بی شماریم

  46. مهدی ز گفت:

    هه…….. هنوز هم ما بی‌شماریم…………………………………. هنــــــــــــــــــــــــــــوز هم

  47. Cyrus گفت:

    تو بخشي از 3% ملت ايران هستي ولي من از 97% ايران!

  48. داود گفت:

    من هنوز هم به تو گل هديه مي‌دهم و اميدوارم تفنگت را زمين بگذاري
    يا حسين مير‌حسين

  49. ما بیشماریم

  50. amir گفت:

    man maleke ashtaram to horeben riahi