تو رو به دوربین تلویزیون شعار می دهی من رو به باتوم
چکیده :یک وبلاگ نویس مطلبی کوتاه تحت عنوان" فرق من و تو " خطاب به تظاهرات کنندگانی که در راهپیمایی روزچهارشنبه تهران علیه کاندیداهای معترض شعار داده اند ،نوشته است که در روزهای گذشته در فضای وب انعکاسی گسترده داشته...
یک وبلاگ نویس مطلبی کوتاه تحت عنوان” فرق من و تو ” خطاب به تظاهرات کنندگانی که در راهپیمایی روزچهارشنبه تهران علیه کاندیداهای معترض شعار داده اند ،نوشته است که در روزهای گذشته در فضای وب انعکاسی گسترده داشته است.
متن کوتاه او از این قرار است :
مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو است برای پخش مستقیم از کانال سراسری من مرگ بر دیکتاتور میگویم در حالیکه باتوم ها رو به من است . تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان ها را میبندند . تو را مردم مینامند و من را فتنه گر . تو امنیت شغلیت تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم . در میان شما پرچم و پوستر پخش میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل . این است فرق من و تو!














تو به خاطر دنیا زندگی میکنی ما برای عشق
تو كيك و سانديس مي خوري
من فحش و كتك
حالا هی جمعیت رو تو تلویزیون نشون بدین خودتون هم میدونین که دیگه کارتون تمومه چون ما همچنان بیشماریم و شما…………………..
kasi mara sili hadie nemikonad?
و ما چون خوارج اهل کوفه ،فریب حسین را بر سر نیزه کردن واستفاده ابزاری از دین کردن و قرآن را تفسیر به رای کردن را نمیخوریم
و ما بیشماریم
در تو تنفر می کارندولی در من عشق جوانه می زند. بامید روزی که تو هم عاشق شوی.
و هنوز با این همه درد و مرگ و اشک که من دارم تو را نیز دوست می دارم و هموطن خود می شمارم
ولی تو مرا دوست نداری و نفرین و مرگ برایم بدرقه می کنی
و چه درد آور است که تاریخ را نخوانده ای که ببینی
این صدای زمزمه عشق است که حک می شود بر پیشانی زمان
و نعره و فریاد ظلم و مرگ است که محو می شود
من برای تو می میرم هموطن
کاش این را می فهمیدی
تو برا ی حسین اشک می ریزی ولی راه حسین را فراموش کرده ای اما حسینیت می نامند
مرا که به تاسی از حسین علیه ظلم به پا خواسته ام را یزیدی می نامند
ما میگوییم زندگی حق هر انسان است و تو میگویی مرگ . و ما شهرستانیها هم بیشماریم …
به شما ساندیس میدن به ما شوک ،باتوم.گاز فلفل،گاز اشک آورو……………………………………
دست همه موسویان سبز قامت را از دور میبوسم! ما تا ابد بیشماریم!
پس به نام شهید راه حق و عدالت :::::::::: یا حسین میر حسین
تو را عشق ساندیس به میدان می آورد و مرا عشق به آزادی و فردای سبز.
به امید وحدت ملی در ایران عزیز
تـو شعار مبازره با دشمن اجنبی را سر میدهی ، و جوانان کشور من را به نام اجنبی میزنی.من در جبهه جنگیدم و آرزویم این بود که این جوانان با عظمت ، عزت و انسانیت زندگی کنند ، نه پارکبان فوق لیسانس که از موتورهای مردم مواظبت میکند. مـا بیشماریم.
تو را عشق ساندیس و یا دست بالا وعده وام بانکی به میدان می آورد و مرا عشق به آزادی و فردای سبز برای همه ایرانیان.
تو در دادگاه اذهان عمومي حق اتهام زدن را داري و ما با دهان بسته تنها حق محكوم شدن….
تو چشم و گوش مردم را تحت كنترل داري و ما تنها از راه صداي ضعيف بيگانه ميتوانيم با عده اي محدود صحبت كنيم و تو بيشرمانه ما را بيگانه مي نامي.
تو” اولائك كل انعام بل هم اضل ” هستي و ما ” من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي” هستيم.
و تو چقدر ضعيف هستي كه از گفته هاي ما ميترسي ؟؟؟
و تو كه هستي ؟؟؟ قطعا يا از نعمت عقل محرومي و يا در پي منفعت وجدان خويش را شكسته اي.. پس منتظر باش كه سحر نزديك است…
وقتی زمان شاه می امدند بیرون میگفتند انقلابی ولی حالا میگویند ضد انقلابی
مریدان تو هم آنانند که با هواپیمای بیت المال سفر رفت و برگشتی شیراز-تهران می کنند یا برای حضرات عالی کاروان پیشواز با پول بیت المال راه می اندازند…. ولی مرید من زادۀ زهراست که در 8 سال نخست وزیری با عزتش 1 ریال از بیت المال را نگذاشت توسط منفورانی چون تو پایمال گردد.
تو امروز را سخت چسبیده ای و
و فردا آغوشش را بر من گشوده است
من با قلبی می آیم که سرشار از عشق حسین و راه حسین است
و تو با قلبی می ایی که مال تو نیست مال…!!!!؟؟؟؟
خودشان و تورا در این دنیا و ان دنیا بهشتی و ما را در هر دو دوزخی.
تو باتوم میزنی ولی ما فریاد مزنیم بی شمارترینیم
تو « میگویی » برای عزت و شرف و ناموس میجنگی…
و من برای آزادی.
طبیعی ست، هرکس برای نداشته هایش میجنگد.
و حقویان وحقیقت جویان بیگناه همواره گناه کار شناخته میشوند.
تو برای منافع خودت می آئی و من برای منافع تو
یادی از بز و گوساله بکنید لطفا …
های اباعبدالله. پروردگار عاشقان جهان.خون بهای کشته قلندران.با توام تنهایی بزرگ.ما بی شماریم…..هوالقهار
تو باتوم را بالا مي بري و يا علي گويان و حيدر حيدر گويان بر چشم و صورت من فرود مي آوري و من فقط مي توانم به همسرش زهراي مرضيه (س) متوسل شوم اما ما همچنان بيشماريم…
تو را به اردو می فرستند و ما را به کهریزک میبرند . ما بیشماریم
و این روزها می گذرد . نام من می ماند و نام تو . نام من ترانه ای می شود که کودکان سرزمینم از آن درس آزادگی خواهند آموخت .
و نام تو را هیچ مادری بر فرزندش نخواهد گذاشت .
سبز باشید
اصلا بزار خلاصش کنم .
تو کی؟ من کی؟
تو کفن می پوشی و من شهید می شوم
من شهید می شوم و تو آزاد می شوی
تو آزاد می شوی و من شاد می شوم
من شاد می شوم و تو هراسان می شوی
تو هراسان می شوی و من شاد تر می شوم
چون کسانی که از شادی من شاد شدند بی شمارند
و تو خود را از یاد خواهی برد.
و حاکمان مرا به گلوله و باتوم مهمان می کنند و تورا ساندیس و ساندویچ . براستی بهای من بیشتر است یا تو؟
من بسیجی دوران جنگم، تو بسیجی دوران عافیت
من به لباس خاکی حرمت دادم، تو حرمت لباس خاکی مرا لجن مال کردی،
من فرماندهام همت مرد بود، تو فرمانده ات نقدی نامرد
من از آرمان امامم با خونم دفاع کردم، تو بیتش را به خون کشیدی
من عزیز مردم بودم و تو، تو منفور ملت
ما بیشماریم
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .
تو باتوم داری ومن…دستبند سبز
تو تاریخ کهنه را تکرار می کنی ، و من تاریخ را می سازم
تو می کشی چون میترسی ، ما میمیریم چون نترسیم!
درود بر شما سیزها که سه خط مقاله را با همکاری هم بی نظیر کردید.به نظر من این راه زیبا در مقاله نویسی را می توان ادامه داد.
تو تاریخ کهنه و منسوخ شده ی گذشته را تکرار می کنی ، و من تاریخ پر امید آینده را می سازم …
من با عقل شعار ميدهم. تو از بلند گو تقليد ميكني.ما بيشماريم.وبا حوصله وصبر.
تو با کلاه خود و ضد گلوله میآیی من با یه تیکه پارچه سبز
تو با خشم و عقده میآیی ، من با عشق و دوستی
تورا با افتخار در تلوزیون نشون ویدن ، منو با خفت و
تو غرق در قدرت ، من غرق در لذت
در آخر
تو بازنده ای ، من برنده
بچه ها واقــعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا عالی بود
و تو هیچ هستی و من بیشمار
من عاشقم و تو قاتل.
من آزادم و تو در زنجیر .
من میخواهم تو را آزاد کنم تو در پی در زنچیر کردن منی.
این است فرق من و تو.
تو از ما متنفری و ما تو را دوست داریم…
:neveshtand مهدی hamantor ke agha
تو برای دین و شرف و عزتت می جنگی و من برای آزادی. بله هر کس برای چیزهای نداشته اش می جنگد.
تو دست خون آلود داری او یه غنچۀ سبز داره به دست
روزنامه هاي شما با پول بيت المال بدترين اهانت ها را ميکنند و فرزندان روزنامه نگاران ما چشم به انتظار در هاي اوين
تو محکوم به فنایی و ما خوده آینده
من بغض فروخورده مردمانم را فرياد ميزنم و تو …چه بگويم … بخدا سوگند تا كنون اين چنين حسين را درك نكرده بودم.