سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بيانیه شماره 16 مهندس موسوی به مناسبت 16 آذر...

بيانیه شماره 16 مهندس موسوی به مناسبت 16 آذر

چکیده :جامعه ما اینك شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌كند؛بعد از حوادثی كه چند ماه گذشته به خود دید كیست كه بتواند این حقیقت را انكار كند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند كه چه رویداد عظیم و مباركی در راه است، كلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را كنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاك كه در خاك ما جوانه زده است...


کلمه: میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد. به گزارش “کلمه” متن کامل بیانیه به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حركت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریك‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی كه همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر 1332 روی داد شاهدی بود كه معلوم می‌كرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» كه روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم كسانی كه تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌كند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند كه یك‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌كنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست كه شكلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی كه از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شكل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است كه اگر حاكمان با درایت برخورد می‌كردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور كم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شكنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند كه حركت‌هاي دانشجويي جز غوغاي چند جوان پرسروصدا نيستند كه اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاك خواهد شد؛ داستانی تكراری از انكار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان كه تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند كه) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون كرد، و كنوز و مقام كریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیك مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی كه اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساكت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم كانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند كه اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محكوم كنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این كارها را كردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حركت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی كه درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌كردند، خصوصا اینك كه دانشجویان نه مستوره‌ای كوچك از مردم، که یكی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشكيل مي‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یك نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه كرده بودند اینك در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یك قاعده دوسویه است. حركات دانشجویی هم به اندازه‌ای كه از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است كه آنها را ایجاد و ایجاب می‌كند. نسل ما آن زمان كه در حركات دانشجویی شركت داشتیم به روشنی می‌دید كه پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود كه از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌كردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای كه بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلكه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت كنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور كه كسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حكومت كند بیشتر از یك توهم نیست. حتی زمانی كه یك دولت موفق می‌شود با تكيه بر نيروي سركوب موجودیتش را حفظ ‌كند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمكین در برابر زور ارتزاق كرده است، گرچه اين تمكين هم تا ابد نمي‌پايد.

جامعه ما اینك شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌كند؛ بعد از حوادثی كه چند ماه گذشته به خود دید كیست كه بتواند این حقیقت را انكار كند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند كه چه رویداد عظیم و مباركی در راه است، كلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را كنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاك كه در خاك ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری كه روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌كرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن كه به این كار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را كنار نمی‌گذاشتند، بلكه به رسمیت می‌شناختند. كسی لازم نمی‌دید كه برای شركت در این یكرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت كه فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی كه شهرهاي ما را فرا گرفت نمايشي تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن كه از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست كه پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراكنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یك ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش كوچكی از آثار آن است. بزرگی يك ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه كوچك مکانی است فقط براي «من»، اما در خانه بزرگ برای ديگران هم جا وجود دارد. كارفرمایی که جانش کوچک بود فكر می‌كرد جز با تجاوز به حقوق كارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن كه كارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت كارگر كوچك و كارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما كسانی كه كوچكند ظرفی ندارند كه در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری كه بزرگ است و دینداری كه كوچك است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است كه در خانه خدا می‌نشیند و با منكر خدا حکیمانه گفتگو می‌كند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست كه برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه كردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به كوچك چه كار دارد؟ غیردیندار را در جايگاهي مي‌بيند كه می‌تواند به زیبایی‌های دین رو كند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درك آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند كوچك باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را كه درك نمی‌کند ترك كند و بی‌آن‌كه بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اينك دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تكاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی كه اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم كه چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌كند؛ تا به مباركی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولي پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی يك ملت شبيه به صفاتی است كه از یك انسان رشید انتظار مي‌رود. كسی كه آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود مي‌دانند به آن خاطر نیست كه اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واكنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزندش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هايي كه مردم مي‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای كه مخالفانشان را خسته كرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. براي زماني طولاني ما اين‌گونه نبوديم. سرهاي ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگي خودباوري را از ملت ما گرفته بود، تا اين كه انقلاب ترميم این باروی فروریخته را آغاز كرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شديم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم كه از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن كه ممكن است كمترین نكته قابل‌ستايشي در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خويش آگاه است، به قدري كه تمجيد‌ها نه جانش را ذوق‌زده مي‌كند و نه مسيرش را تغيير مي‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ايرانيان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسين‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است كه ایران باید در سال 1404 قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم كه قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی كه هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح كشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌كاره افتتاح كنیم، یا سفرهای شكست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را كانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت كنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم كه یك كشور تنها زمانی بزرگ است كه ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تكیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی كه شایسته او بود رسید، منتهی مشكل آن است كه یك ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یك ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌كند. وقتی كه یك ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و كجا باید برود و چه كسی را برگزیند و به چه چیز و چه كس اعتماد كند. یك ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع كند كه تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن كه تنها يك ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند كه مسئله انتخابات را فراموش كنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است كه به یك ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن كسي را بيشتر مي‌پسندند كه حق بزرگي آنان را كامل‌تر ادا كند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، كه هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یك انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. 16 آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. 17 آذر چه می‌کنید؟ 18 آذر چه می‌کنید؟ چشماني را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌هاي بي‌فايده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید كرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پيروزي را می‌گویم كه عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پيروزي كه انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه يكي يكي و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بكشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یكی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یك شروع خوب است. یا شنیدم كه در عید غدیر مخالفان مردم به یكدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی كه این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم كه سبز را انتخاب كرديم، بلكه سبز بود كه ما را برگزيد. آیا ممكن است كه این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممكن است، زیرا ذي‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌كند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی

1388/09/15


282 پاسخ به “بيانیه شماره 16 مهندس موسوی به مناسبت 16 آذر”

  1. مازیار گفت:

    درود بر این سید بزرگوار و درود بر جنبش سبز ایرانی…

  2. An Iranian گفت:

    Down with Moosavi

  3. خزائی گفت:

    بیانیه های میرحسین عزیز برای مردم قهرمان ایران مایه امیدواری وبرای خائنین به ملک وملت موجب یاس وسرخوردگی است ودر این روزگاری که عده ای بقای خود را در ترساندن ملت بزرگ ایران می بینند پایمردی های این شیرپاکباخته به مثابه دمیدن روح شجاعت در کالبدی است که در معرض گزند ارعاب حاکمان قرار دارد تاریخ ایران دلیری وبی باکی این فرزندش راخواهد ستود واز اوبه نیکی وباعظمت یاد خواهدنمود

  4. @M!RH0$EIN گفت:

    مرگ بر عامل سرافکندگی ایران
    منتظر جایزه صلح نوبل برای رهنورد هم باشید
    دست خدا بر سر ماست خامنه ای رهبر ماست

  5. F.M گفت:

    خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست
    یا حسین میر حسین
    کروبی با غیرت برس به داد ملت

  6. سلام گفت:

    یاشاسین سیدی

  7. fadaie eslam گفت:

    مرگ بر منافق
    مرگ بر ضد ولایت فقیه
    مرگ بر سیاه نمای دروغ گو

    برای نگه داشتن اسلام و ولایت تا پای جان ایستادیم .

  8. حسین گفت:

    یا حسین میر حسین.
    درود بر رهبر خوبمون میر حسین

  9. علی گفت:

    مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این دقیقا سخن ماست ولی این کوردلان هرگز نمیفهمند.

  10. سبز اندیشه گفت:

    تا به حال فقط این سه نفر انتقاد کردند
    ====================
    fadaie eslam

    آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۷ ب.ظ
    ====================
    حفا

    آذر ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۰ ب.ظ
    ====================
    mohamad

    آذر ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۲ ب.ظ
    ====================

    و این نشانه ی گسترش اندیشه ی سبز است

    ما بیشماریم

  11. رضا گفت:

    خوشم میاد که مهندس میرحسین عزیز جز برای خشنودی انگلیس حرف دیگه ای نمی زنه

  12. Ehsan گفت:

    برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است.
    be omide pirooziye nahayiye mellate iran

  13. آزادیخواه گفت:

    درود بر موسوی و جنبش سبز ایران
    زنده باد آزادی زنده باد وطنم

  14. ايراني گفت:

    مهندس موسوي عزيز مثل هميشه زيبا و كامل بيان نموده بوديد، به اميد سلامت و موفقيت شما و همه وطن پرستان و پيشرف و افتخار ايران عزيز و اعتلاي اسلام.

  15. مهدی گفت:

    زنده باد موسوی کروبی خاتمی و جنبش پرخروش سبز

  16. با سلام-فکر می کنم هیچ عقل سالمی نمی پذیرد که در یک سایت تمام نظرها موافق باشد.این هم نشان دهنده دیکتاتوری شما است.یعنی حتی یک نظر مخالف ارسال نشده؟بابا آقای میر حسین مردم بافهم و شعورتر از این هستند که شما و امثال شما حتی آقای احمدی مژاد و هر کس دیگر که فکرش رذا می کنید تعیین تکلیف کنند.مردم اگر اصلاحات را اعتماد داشتند در مجلس دوره قبل به آنها رای می دادند.مردم اگر شما و همراهانتان ماندد سید محمد خاتمی و کروبی وکرباسچی و…قبول داشتند در انتخابات ریاست جمهوری به شما رای می دادند.شما که دم از امام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می زنید ایشان فرمودند”میزان حال فعلی افراد است” آقای موسوی حال فعلی شما در مسیر انقلاب و رهبری است ؟شما و حامیانتان سر چشمه فتنه ها پس از انتخابات بودید. امیدوارم روزسی شما را در دادگاههای عدالت ببینم.دانشجوهای بیدار هم نیاز به بیانیه های تفرقه انداز شما ندارند.کارهای شما تمام در خدمت دشمنان است.

  17. جلال گفت:

    جباب میرحسین عزیز به نظر من این راهش نیست که با ایجاد جوی تنش الود سعی در حق جلوه دادن خود باشیم (حتی اگر حق هم باشیم ،چرا که مولایمان علی (ع)بر حق بود اما صبر کرد تا زمانش فرارسد و همین طور مهدی موعود عج حق است و منتظر فرار سیدن زمانش)و فرصتهای طلایی ابادانی مملکت را خرج دعوای قدرت کنیم…
    جناب سید سبز نشان اگر شما حق باشید و صبر کنید مطمئنا به حق خود خواهید رسید(چرا که خدا با صابران است) اما با ایجاد تنش در جامعه و اختلاف افکنی بین ملت و بدبین کردن مردم نسبت به نظام مقدسمان و ایجاد اختلاف در بین مردمی که یکپارچه در راهپیمایی ها شعار مرگ بر امریکا، مرگ بر اسراییل و مرگ بر انگلیس سر می دادند به دو گروه که عده ای مرگ بر شوروی گویند و عده ای مرگ بر امریکا، کار پیش نمیرود و فقط ما گوی سبقت و پیشرفت را دو دستی تقدیم به رقبا و دشمنان جهانی خود کرده ایم….
    پس چه بهتر با بردباری ، گفتگو ، مهرورزی و… سعی کنیم ایرانی اباد ،سربلند و مقتدر داشته و پرچمدار عدالت و مهدویت در جهان باشیم…

    ((((((دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند)))))))

  18. نویسنده گفت:

    میرحسین عزیز،این سخنان گسترده ات نشان از بردباری،گستردگی فکر و عیده و راخی قدمت دارند،
    از این سخنان بین وروشن میتوان دریافت که چه ذهن بازی برای ریاست جمهوری داری،و چه به جا اقدام کردی ،که ان زمان که دعوت را نپذیرفته بودی این چنین اماده نبودی،اکنون که ملت تو را انتخاب کرد،خوشحالم که ملت هم همگام با زمان رشد کرده است،
    انان که تو را تشنه قدرت میدانند،ایا هیچ وقت از خود نپرسیدند که تو بعد از ریاست جمهوری اقای هاشمی و یا حتی ان موقع موقعیت بیشتری و بهتری برای رسیدن به قدرت داشتی؟ تو ان زمان انگونه که خود میگویی اماده نبودی،
    انان که حرفهایت را باعث خوشنودی انگلیس میدانند،به راستی که اگر چنین نگویند،حرفی برای گفتن ندارند،
    میرحسین عزیز به راستی که جهل و قدرت و مال اندوزی و حب دنیا چشم هایشان را کور کرده و گوش هایشان را کر کرده،
    میر عزیز وطنم،تو امدی و با امدنت وطن در یک شور زائدالوصفی فرو رفت ام کوردلانی که پیروزی خود را ارجح تر از پیروزی ملت میدانستند،از هیچ کاری فرو نگذاشتند،شایعه سازی،دروغ پراکنی،ناسزاگویی و…،و انگاه خود را مبلغ اسلام و قران میخوانند،
    میر عزیز من همیشه بیانیه های تو که مطمئنم از عمق وجودت سر ریز شده،به من انرژی خواصی میدهد،منطق و وفاداری به عهد و منش باز در ان ها اشکار است،و من تو را به خاطر همین صفات دوست میدارم
    میر حسین عزیز من : تو را من چشم در راهم.
    به امید ایرانی اباد،ازاد،سربلند و سرافراز

  19. ارزو گفت:

    با عرض سلام به سید تمام معنا .امیدوارم طرفداراتون مثل طرفداران( كوفی) امام حسین نباشند.به امید پرچم سبز منجی عالم

  20. نيما گفت:

    زنده باد ميرحسين . دووووووووووست داريييييييييييييييييم

  21. Ali گفت:

    درود بر رییس جمهور موسوی
    _______________
    سبزت میخاهم وطن

  22. پارسا گفت:

    سلام به همه ی کسایی که طرفدار آزادی اند چه خوب میشد اگر منطق در کنار این کلمه ی مقدس همیشه بود من یه دانشجو هستم و طرفدار آقای احمدی نژاد .آقایان موسوی درسته که شما یار امام بودید بودید بودید ولی به نظر من باز خوانی صحیفه بر شما واجبه وگفتگو و مناظره خیلی بهتر از اینه که با هیاهو حرفتونو به کرسی بنشونیدزنده باد حکومت اسلامی

  23. پارسا گفت:

    در جواب به کامنت رضا
    اگه میر ما برای خوشنودی انگلیس حرف میزنه که شما نباید ناراحت باشین ، آخه…

  24. پارسا گفت:

    روز داشجو را به همی ی دانشجویان عزیز تبریک میگم به امید اینکه مثل همیشه عقل و منطقتان بر احساساتتان غلبه کندزنده باد حکومت اسلامی

  25. سارا گفت:

    دردود بر اين انسان شريف با شهامت . زيبايي سخنانش در اين است که از سر ادراکي عميق بيان مي شود نه از روي احساسي ضعيف .

  26. سالاری گفت:

    مدیریت بحران می کنند اما میگویند بحرانی وجود ندارد. اگر بحران نیست پس چرا مردم را سرکوب می کنید و به مناظرات ادامه نمی دهید. موسوی را به رسمیت بشناسید این برای شما بهتر است.

  27. الهام گفت:

    درود بر میرحسین
    درود بر خاتمی
    درود بر کروبی
    به امید ایرانی سبز

  28. سمیرا گفت:

    به امید روزی که بیانیه پیروزی را بخوان
    به امید ایرانی سبز

  29. راه سبز امید گفت:

    درور و صد درود بر رییس جمهور سبز ملت ایران که اینقدر متفکرانه بیانیه میدهد.

  30. farhad گفت:

    مرگبر موسوی

  31. IRANI گفت:

    DORUD BE MR PRESIDENT

  32. hsa گفت:

    اقای موسوی سلام
    بلد نیستم مثل شما منطقی و قشنگ حرف بزنم.
    ولی مطمئن باشید تا اخرش برای ایران و سبزها برای رسیدن به دوستی و ارامش و پیشرفت میجنگم تا اخرین قطره ی خون.
    ما بیشمار و پیروزیم…..

  33. محمد شیراز گفت:

    سلام و درود بر مهندس موسوی

  34. mohsen گفت:

    این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

  35. rasa گفت:

    سلام بر آقای موسوی و دوستان صدیق و خالصش و چند نکته:
    ۱- آقای موسوی به درستی گفتار و رفتارش را بدون وارد شدن در حاشیه‌های کم‌فایده و پرضرر از دادن بهانه به دست مخالفان تنظیم می‌کند.
    ۲- آقای موسوی از هر فرصتی برای بیان دیدگاههایش که مبتنی بر اندیشه‌های امام خمینی (سلام الله علیه) است استفاده می‌کند. لازم نیست این فرصت ۱۳ آبان یا ۱۶ آذر باشد. میلاد و شهادت اپمه طاهرین (علیهم السلام) و وقایع تاریخ ایران و اسلام و حتی تاریخ بشریت می‌توانند برای صدور بیانیه یا گفتار مناسب باشند.
    ۳- آقای موسوی رسالت اصلی و اساسی خود را بر شناساندن و نهادینه‌کردن آرمانهای امام(س) و تبیین و تشریح فاصله‌ها و انحرافات وضعیت موجود از آنها بگذارند. در بحبوحه انتخابات آقای موسوی را دیدم که بجای شعارهای آتشین به بیان درک و بصیرت خود از بیماری سودازدگی جامعه پرداخت. اکنون نیز بایستی به یک فعالیت درازمدت و معنی‌دار مبتنی بر اندیشه و نشر آگاهی پرداخت. از نسل روشن‌بین کشور ما یقیناْ در مواجهه درست و به دور از ریا و سالوس و نیرنگ با اندیشه‌های امام(س) و اسلام ناب محمدی جز پاسخ مثبت و جانفشانی در راه حق شنیده و دیده نخواهند شد.
    ۴- آقای موسوی بایستی هسته‌های فکری و بلندگوهای بیان نظرات را توسه و گسترش دهند. راه سبز امید را زندگی کردن بایستی در تمامی رفتارها و رویکردهای آقای موسوی و دوستانشان مشهود باشد.
    ۵- آقای موسوی حتی اگر نتایج پایان‌‌نامه‌های ارزشمندی را که راهنما و راهبرشان بوده‌اند را دستمایه اظهار نظرات در باب مشی صحیح حکومت مبتنی بر اسلام ناب محمدی کنند خوراک یک سال برای هر هفته یک بیانیه یا گفتار را از پیش آماده خواهند داشت چه رسد به کارهای ارزشمند دیگر و حرفهای تازه‌تر.
    ۶- آقای موسوی دیدارها و حضور فیزیکی خود را در جمعها و مراسم فزونتر نمایند تا دیدار ایشان برای حاضرین و نگریستن به عکسهای ایشان روحیه و انرژی راه سبز امید را دوچندان کند.
    ۷- سلام خدا برهمه‌ی حقیقت‌جویان و رهروان پاک‌نهاد راه امام خمینی(س)- لطفاْ ارتباط و تبادل آراء را با دانشمندان و اندشمندان کشور بویژه علمای ربانی و انقلابی را در دستور کار قرار دهید. بایستی یک جبهه‌ی فکری و فرهنگی برای پیگیری الزام مسپولین به انطباق با آرمانهای انقلاب و امام(س) ایجاد کرد.
    ۸- از همه‌ی عزیزان خواهش می‌کنم مطالب را به نحو مقتضی به اطلاع آقای موسوی و سایر فعالان همراه ایشان برسانند.
    آرزومند آرزوهای امام خمینی(سلام الله علیه) و سربلندی جمهوری اسلامی و ملت شریف ایران.

  36. نگاهی بر بیانیه شماره 16 مهندس میرحسین موسوی

    در این پست به بیانیه شماره 16 مهندس موسوی از جهاتی که مورد توجه ام قرار گرفت ؛ میپردازم:

    در ابتدا موسوی مصداق مدعیان دین مداری را از میان آیه های قرآن، بسیار بجا و ظریف به تصویر میکشد و می نویسد:
    « ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.»

    و در ادامه توضیح میدهد که انکار وجود مردم و خواسته هایشان راهی نیست که به غایت برسد. اینکه اصرار شود از حرکت این ملت فقط اعتراض دانشگاه باقی مانده که آنهم با سرکوب و تهدید و اخراج دانشجویان تمام میشود اشتباهی بس بزرگ است که باید از خود بپرسند اگر چنین است پس چرا به نتیجه ای که می خواهند نمیرسند!

    به اعتقاد وی آنچه که مردم را عصبانی می کند همین انکار بزرگی شان است و اینکه به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته میشود.

    موسوی بار دیگر گوشزد میکند که برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است.

    در بخشی دیگر از این بیانیه بر ناپایداری دولتی که برخلاف میل مردم اعلام موجودیت میکند اشاره شده است و موسوی در این باره چنین میگوید:
    « این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.»

    نکته ای که در جامعه ای که در فقدان دموکراسی مسیر می پیماید، باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد، آزاد اندیشی و هم اندیشی است. چیزی که بی تعارف به سختی توانسته یا حتی هنوز نتوانسته در میان گروهها و دسته ها جای بگیرد و بوضوح در جنبش سبز مردمی دیده شد که نشان از رشد و بلوغ این ملت دارد و موسوی در این باره مینویسد:
    « در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.»

    موسوی در این بیانیه اعلام میکند که نباید از تحول و رشد ملت ایران هراس داشت بلکه باید این بزرگی را مبارک دانست و نشانه‌های بزرگی یک ملت را به صفاتی که از یک انسان رشید انتظار می‌رود تشبیه میکند. به اعتقاد موسوی اگر مردم علیرغم خشونت حاکمیت، اجرای قانون اساسی را اصل قرار داده به دلیل درایت و واقع بینی شان است نه اینکه خواسته شان را غیرقابل دسترس بدانند. درست مثل پدری که در دفاع از فرزندش با دوراندیشی و بدور از هیاهو از هزینه های بی دلیل جلوگیری میکند. وی با این نظر که انعطاف به نشانه وادادگی و عقب نشینی نیست جنبش را تا به امروز براساس عملکرد منطقی و مدبرانه مردم میداند.

    گرچه این ایده به دفعات از سوی برخی مدعیان روشنفکری که خود و تفکرشان را ناجی ملت میدانند، مورد انتقاد قرار گرفته است اما برای ادامه و نتیجه بخشی این حرکت عظیم مردمی باید مورد توجه باشد.

    در آخر این جمله را به یادگار از این بیانیه مهندس میرحسین موسوی دوباره مینویسم :

    حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن

  37. Jeff L گفت:

    We support you Iran, the whole world is watching.

  38. محسن گفت:

    درود بر مردم سبز ایران
    درود بر میر حسین عزیز
    درود بر کروبی شجاع
    دردو بر مخالفانمان محترم

    جواب دو نفر رو میدم که یکی گفت چرا دیکتاتور هستید و نظرات مخالف رو نشون نمیدید من عرض میکنم به این دوست عزیز که اگر همه ی نظرات رو بخونی میبینی که کم کم 10 نفر نظر مخالف دادن و ما مثله شما ها نیستیم که تحمل حرف مخالف رو نداشته باشیم و این مساله آشکار است در سایت دجال نیوز (رجا نیوز)
    جواب نفر دوم که گفت حرف ها و بیانیه های شما باعث خوشنودی انگلیسه من به این دوست هم عرض میکنم که بیانیه 15 آقای موسوی رو خوندید که حمایت از بسیجیان بود چون بی بی سی فارسی و بقیه رسانه هایی که شما قبولشون نداری این بیانیه موسوی رو نقد کردن و گفتن که بسیج از اولش همینطور بوده و اصلا مردمی نیست و خیلی چیز های دیگه ، همین یک نکته نشون میده که ما راهی رو در ایران شروع کردیم و به هیچ جا وا بسطه نیسیتم اگرم میبینید خبر های شما ها رو نمی خونیم به خاطر بسته بودن فضای اطلاع رسانی ایرانه
    سبز باشید

  39. مسعود گفت:

    زیبا ترین بیانیهای ود که تا به حا خواندم. میرحسین باز هم روح تازه در کالبد جوانه های سبز ایران دمید.

  40. گانچی گفت:

    درود بر میر حسین موسوی رهبر جنبش سبز آزادی

  41. taha گفت:

    چه زيبا روز دانشجو را گرامي داشته اي سيد عزيز .آنچه از بيانيه هايت ميفهمم درس زندگي است . سپاسگزارم خدايي را كه استادي مثل تو به من ارزاني كرد نه رئيس جمهوري كه وارث مصائب گذشته و درگير امور اجرايي و روزمره باشد .آنچه ما نياز داشتيم آموزگار دلسوزي بود كه ابتدا بودن و چگونه بودن را به ما بياموزد .اميدكه اين جمهوري سبز پاينده باشد .

  42. سیاوش گفت:

    درود بر رییس جمهور موسوی عزیز
    تا آخرش هستیم با شما ای دلیرمرد بزرگ ایران زمین

  43. mohsen گفت:

    درود بر موسوی بت شکن.

  44. مهیار گفت:

    درود بر میرحسین
    یاحسین/ میرحسین

  45. حسین گفت:

    نظر منهم جزو آخرین پیامهاست.فقط خواستم اسم منهم زیر این کلمات نورانی میرحسین نازنین باشه.ایمان آورده ام که میرحسین ذخیره خداوندی برای این مردم و این کشور بود.نااهلانی که آن پیر فرزانه هماره از خطرشان زنهار میداد اکنون فرزند روح الله را میخواهند قربانی مطامع شیطانی خود کنند.خداوند این مردم را و نخست وزیر محبوب امام را یاری دهد که انقلاب را به مسیر اصلیش برگردانند.کسانی که نه در ادبیاتشان و رفتارشان و نه در اداره کشورمان نشانی از خداترسی و ایرانی بودن ندارند و فقط …….هنرشان است و حتی استقبال کم و بایکوت مردم عادی را در سفر استانی اخیر با هزار ترفند و دروغ معکوس نشان میدهند و عدم محبوبیت خود را میدانند و با بیشرمی وارونش میکنند . اقلیتی که خود را بر اکثریت ملت ایران با زور و تزویر و سرکوب تحمیل کرده و ایرانمان را به گروگان گرفته اند.آری اینان نمیدانند و یا میدانند و از سر کینه انکار میکنند که میرحسین فرزند آن روح الله است که برای آرمانهای یک ملت حاضر است خود را فدا کند ولی ایران را نجات دهد.این میرحسین از نسل شهیدانی است که جان برکف از حق و حقیقت دفاع نمودند.این میرحسین اهل ترس و دنیا طلبی نیست و این بزرگترین کابوس است.

  46. احسان گفت:

    و حالا پيش به سوی ايام محرم و صفر. ما پيروزيم چون حق با ماست..

  47. ناشناس گفت:

    آقايون جنبش سبز …اميدوارم همگيتون روزي متوجه اشباه بزرگتون بشيد!
    فقط همين………

  48. میثم گفت:

    زنده باد موسوی

  49. روشن فكر گفت:

    با كمي تامل آيا به اين نتيجه نمي رسيد ؟
    اين كانديداي شكست خورده تعداد 16 بيانيه بر عليه نظام صادر كرده و حتي يك جمله هم بر عليه دشمنان نظام سخن نگفته است اين حركات ناشي از آن نيست كه با دشمنان نظام هم كاسه شده و كمر به نابودي اين مملكت برداشته يا اينكه تمامي اندوخته هاي 8 سال دوران نكبت نخست وزيري به پايان رسيده و چشم طمع به بيت المال دارد ؟

  50. negar گفت:

    سوال دارم جناب میر حسین، اگه جواب بدید متوجه می شم که تا الان راست می گفتین. بحث انتخابات چی شد، هنوز میگین تقلب شده؟ 16 آذر تو دانشگاه ها که هوادارانتون جمع شدند کلاٌ چند نفر بودند؟ 1000 نفر یا بیشتر، 10000 نفر خوبه، دیگه بگو 20000 نفر؟ تازه شما تو تهران بیشترین رای رو داشتین و رو دانشجوها خیلی حساب می کردین. این هیچی. چرا شما یا نمایندتون هنوز هم حاضر نشدید جلوی دوربین بنشینید و رای ها رو بشمارید، یعنی خودتون هم به کار خودتون مطمئن نیستید؟ به نظر من و خیلی ها اینطور میرسه که انتخابات بهونه بوده. سوالم همین بود. ممنون.اگه بذارین رو سایت ممنون، اگه نذاشتید هم بازم ممنون. خودتون بخونید اطلاعاتتون افزوده بشه.
    نگار از تهران