رد شدههاى يک امتحان
چکیده :نمونه روشن اين بى توجهى به توصيههاى رهبري، نقد پر از اهانت و افتراى بيانيه شماره 15 ميرحسين موسوى در مورد هفته بسيج است، که ناباورانه توسط مديران کيهان در ستون خبر ويژه ارائه شده است. مديرانى که بارها سوگند ياد کردهاند که تابع ولى فقيه هستند! روزنامه مذکور در شماره 5/9/88 که تيتر نخست صفحه اول خود را به سخنان آيتالله خامنهاى اختصاص داده، در صفحه 2 همين شماره بدترين عبارات و شديدترين افترائات ممکن را عليه نخست وزير محبوب امام خمينى که جرمش رقابت با نامزد مورد حمايت کيهانيان، مىباشد به کار گرفته...
حیات نو-مصطفى ايزدي:بر کسى پوشيده نيست که فضاى سياسى کشور در شش، هفت ماهه گذشته سرشار از بىاعتمادى و نسبتهاى ناروا به اين و آن بوده و هست.اين فضاى تلخ و نااميدکننده علاوه بر اينکه منتقدان به چگونگى برگزارى انتخابات دهم رياست جمهورى را در شرايط سختى قرار داد، زبان و قلم هواداران دولت را نيز رها کرد تا هر آنچه که مىخواهند عليه اصلاحطلبان و منتقدان وضع موجود بگويند و بنويسند.به نظر مىرسد سهم محافظهکاران تندرو و بداخلاقانى که ادعاى اصولگرايى دارند در تيره و تلخ ساختن فضاى مورد اشاره چنان زياد و گسترده است که اگر اين شرايط سخت و نامناسب را محصول رفتار و گفتار راستهاى افراطى بناميم، سخنى به گزاف نگفتهايم. به کارگيرى عبارات کيفرآورى چون منافق و وابسته به غرب و ضد ولايت فقيه و مخالف امام چنان دامنهدار شده بود که مقام رهبرى را نيز به واکنش واداشت، به گونهاى که ايشان در سخنرانى چهارم آذر ماه 88، در جريان حضور بسيجيان در حسينيه امام خمينى خطاب به تندروهاى محافظهکار از به کارگيرى عبارات منافق و ضد ولايت فقيه عليه رقباى سياسى گلايه کردند.
در سخنرانى مذکور هيچ عبارت غيرشفافى نبود که منظور از مخاطبان ايشان چه کسانى هستند؟ کلمات منافق و ضد ولايت فقيه، از مشخصات ادبياتى است که با کمال تاسف توسط سياسيون و روزنامهنگارانى از جناح محافظهکار، به کار گرفته مىشود. اين جماعت وقتى براى نقد مخالفان سياسى و فکرى خود، توانايى لازم را ندارند و از ادب و ادبيات مناسب براى حضور در چالشهاى سياسى و اجتماعى بهرهاى نبردهاند سررشته کلام و قلم را به دست ادبياتى مىسپارند که بدگويى و اهانت و افترا، درونمايه آن را تشکيل مىدهد. منافق دانستن و منافق گفتن در موقع برخورد با رقباى سياسى از ويژگىهاى شناخته شده تندروهايى است که مىخواهند وانمود کنند خودشان صادق و بىريا هستند اما بهرهگيرى از عبارات و کلمات توهينآميز، چهره واقعى آنان را نشان مىدهد.
همينطور عبارت ضد ولايت فقيه را به هر مناسبتى چه در شعارهايشان و چه در نوشتههايشان به کار مىبرند تا وانمود کنند که خود سينه چاک ولايتاند و هرچه از موقعيت ولايت فقيه صادر شود، همه را عاشقانه مىپذيرند، در صورتى که اين افراد تندرو و افراطى و مدعيان اصولگرايي، در اين امتحان هم سربلند بيرون نيامدند. کافى است به جرايد روز بعد از سخنرانى رهبر انقلاب که توسط اين جناح منتشر مىشود، توجه نمائيد تا دريابيد که حتى يک روز هم نتوانستند صبر کنند و چند روز بعد دوباره بدگويىها را شروع کردند.
نمونه روشن اين بى توجهى به توصيههاى رهبري، نقد پر از اهانت و افتراى بيانيه شماره 15 ميرحسين موسوى در مورد هفته بسيج است، که ناباورانه توسط مديران کيهان در ستون خبر ويژه ارائه شده است. مديرانى که بارها سوگند ياد کردهاند که تابع ولى فقيه هستند! روزنامه مذکور در شماره 5/9/88 که تيتر نخست صفحه اول خود را به سخنان آيتالله خامنهاى اختصاص داده، در صفحه 2 همين شماره بدترين عبارات و شديدترين افترائات ممکن را عليه نخست وزير محبوب امام خمينى که جرمش رقابت با نامزد مورد حمايت کيهانيان، مىباشد به کار گرفته است. اينها فکر مىکنند که کلمات منافق و ضدولايت فقيه را موقتا از ادبيات پرخاشگرانه خود بيرون کنند و عبارات مترادف و هم معنى با آن را جايگزين کنند، با ولايت فقيه همسويى کردهاند. آيا نقد بيانيه شماره 15 مهندس موسوي، نيازمند اين همه اهانت و فحش و بددهنى است؟ آيا پر کردن ستونهايى از بدزبانى و ناسزا پاسخ مثبت به رهبر است؟














chera enghadr az mirhoseyn mitarsand?chera har kalame mirhoseyn mesle ye khanjare vase inha?
chon kalam o amal o fekre mirhoseyn hagh ast va har haghi bar batel sakht ast.
از نسل علی و پاک پاکی سید
همدرد چفیه و پلاکی سید
وقتی که خمینی ات امین نامیده
از طعنه دشمنان چه باکی سید
صداقت = میر حسین موسوی
اصالت = میر حسین موسوی
بزرگواری = میر حسین موسوی
شخصیت = میر حسین موسوی
کمال =میر حسین موسوی
امانت داری = میر حسین موسوی
عزت و سر بلندی = میر حسین موسوی
شجاعت = میرحسین موسوی
تمام خوبیها = میر حسین موسوی زریه حضرت زهرا سلام الله علیها
سید و میر ما
به راستی نهضت عاشورا را بعد از این وقایع بهتر از همیشه درک می کنم ، وقتی خیل عظیم انسانهای متدین دیروز با فاسد شدن جریان حاکم که به ظاهر دم از اسلام می زند متاسفانه از دین بیزار شده اند و فعل و عمل این مدعیان اسلام و مذهب تشیع هیچ رنگ وبویی از دین و اسلام و مذهب شریف تشیع ندارند، خیل عظیمی از انسانها را بی دین کرده بطوریکه حتی واحبات یومیه را به این بهانه به جا نمی آورند کاملا درک میکنم که… و صدای غریبانه حسین علیه السلام را در گوش زمانه می شنوم که اگر دین جدم جز به ریختن خون من برقرار نمی ماند فیا سیوف خذینی ای شمشیرها مرا دریابید . …. متاسفانه و دین خدا را با چنین رهبرو پیشوایی نمی پسندد، والاترین جهاد و اعتقادی ترین مبارزه تاریخ هست ، یا حسین علیه السلام روزی تو را خارجی نامیدند که از دین خدا خارج شده ای و با رهبر جامعه اسلامی به مبارزه برخواسته ای و امروز فرزندت را بی دین و خارج شده از دین می نامند روزی خیمگاه 72 نفره ات را آماج تیرباران جهل خود کردند و گفتند حق با رهبر و خلیفه اسلام است و ا مروز نیز باشد که آیندگان و تاریخ خود به قضاوت حق و باطل بنشیند . الهم عجل لولیک الغریب الفرج
سنگ بد گوهراگر کاسه زرین بشکست /قیمت سنگ نیفزایدوزر کم نشود.