» گفتار
من حساسم! واکنشی شخصی به پرسشی حقوقی
اینکه دانشجوی شجاع و حق جویی سخنان مهمی را در مجلسی که خط قرمزهای از پیش معینی دارد نه تنها از نظر عاطفی یا حتی باورهای سیاسی و بلکه تخصصی و علمی در این مورد بیان نموده واجد ارزش فراوان بوده جای تقدیر بسیار دارد اما آن سوی دیگر قضیه مخاطب آقای کامفیروزی، یعنی رهبری، به سخنان کاملا حقوقی، واکنش شخصی نشان داده و در جواب این بخش از سخنان مطرح شده جمله خود را با تکرار اتهام فتنه به حوادث سال ۸۸ جمله خود را با “نمیپسندم” یعنی جایگاهی شخصی و فردی به نگاه به قانون به پایان برده است. این موضع شخصی در همان ابتدای نشر خبر واکنشهای زیاد و انتقادات فراوانی را در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
رنج حبس و حصر یاران
کاش این عید بزرگ که از بزرگترین اعیاد مسلمانان است با شادی دل همه شهروندان مسلمان و غیرمسلمان این دیار جشن گرفته میشد. کاش دعای اللهم رد کل غریب و اللهم فک کل اسیر را همراه با نماز عید مستجاب میدیدیم. کاش الگوی سعه صدر و رحمت و رأفت اسلامی میشدیم برای جهان داعشزده امروز. کاش عیدمان با نزدیکی دلها و زدودن کینه و نفرتها عید میشد. کاش فردا عید شود و عید باشد برای همه.
فطر، عید دعوت به یکتاپرستی
توحید و خدامداری روح دعوت انبیا و مکاتب آسمانی است. در محیط و اجتماعی که شرک و کفر در آن ریشه دوانده و زوایای آن را فرا گرفته باشد، ظلم و ستم و فساد به حاکمیت می رسد و صلح و صدق و صفا مهجور و منکوب می شود. ابراهیم خلیل که با شجاعتی کم نظیر در مقابل نمرود ایستاد و ندای توحید سرداد، در واقع مصلحی بود که برای زدودن جامعه از ظلم و ستم و فساد از طریق رواج توحید قیام نمود. مطابق تصویری که قرآن مجید از ابراهیم خلیل(ع) ترسیم میکند آن حضرت با اصرار بر توحید به دنبال اصلاح امور جامعه خویش به واسطه تحریک اندیشه و وجدان مخاطبانش بود و با آماده ساختن ذهن و دل مخاطبان پیام توحید را مطرح میساخت.
اهمیت محاکمه حملهکنندگان به سفارت عربستان
ورود به سفارت عربستان موجب شد که عربستان، افکار عمومی منطقه را علیه ایران بسیج کند و از سویی در اتحادیه عرب، سازمان ملل، همکاریهای اسلامی و شورای همکاری خلیج فارس ایران را به خاطر حمله به سفارت مورد مواخذه قراردادند. بنابراین اگر اقدام این افراد در سفارت عربستان نبود قطعا چنین فضایی علیه ایران شکل نمیگرفت
هشدار برای خطری جدی
تحولات سوریه و تبعات آن، ابعاد گوناگونی از نظر تأثیرگذاری بر امنیت ملی ایران دارد؛ اما یک بُعد آن که میتواند تأثیر فوری بگذارد، موضوع استقرار دوفاکتوی احزاب کُردی سوریه در مناطق کردنشین و در غیاب حاکمیت حکومت مرکزی، تشکیل نوعی حکومت محلی در این مناطق است که امیدواری سرابگونهای به سایر احزاب کُردی در سایر کشورها داده است.
گزینههایی به جای حبس
درباره تاثیر و بازدارندگی مجازات حبس تردید وجود دارد به ویژه اگر از نظر نیروی انسانی و امکانات مالی و تجهیزات امکان آموزش و بازسازی شخصیت زندانی وجود نداشته باشد. مشکلی که گمان میرود هماکنون نظام قضایی و زندانهای ما با آن مواجه هستند.
وعدههایی که باید محقق میشد اما…؟
این روزها آنچه که در نقد عملکرد اقتصادی دولت خود نمایی میکند، مواردی همچون محقق نشدن برخی وعده های انتخاباتی جناب روحانی، تعدادی از کمبودها و چند تخلف که بزرگترینشان همین مساله فیش های حقوقی نسبتا نجومی می باشد و البته علنی نشدن برخی قراردادهای نفتی را که مورد انتقاد بحق و تند برخی گروه ها نیز قرار گرفت مطرح نمود.
آقای پورمحمدی! هشدارهای هفت سال قبل میرحسین را یادتان هست؟ آن روز اتهام سیاهنمایی زدند
آقای پورمحمدی! اگر شما را به جرم افشای مفاسد اقتصادی از آمدن به صدا و سیما منع کردند، میرحسین موسوی را به جرم حقگویی متهم به “سیاهنمایی” کردند و بیش از دو هزار روز است که در حصر خانگی نگه داشتهاند. میرحسین موسوی خیلی سال پیش با صراحت عنوان کرد که امروز بیتالمال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است
برکناری فیروزآبادی، تنگتر شدن حلقه مخالفان دولت
روز گذشته خبر برکناری سرلشگر فیروزآبادی و جایگزین محمدحسین باقری توسط رهبری به عنوان فرمانده کل قوا منتشر شد. این خبر بیانگر یکی از مهمترین تحولات در آرایش و جناحبندیهای نیروهای سیاسی ـ نظامی است. رئیس ستاد کل نیروهای مسلح عالیترین مقام نظامی و واجد اختیارات گستردهای است. تغییر فیروزآبادی بعد از حدود ۲۷ سال و در شرایطی که وی از ابتدای تکیه زدن رهبری فعلی بر جایگاه خود عهدهدار مسئولیت ریاست ستاد کل نیروهای مسلح بوده است، بیانگر غیرعادی بودن این تغییر است. در تحلیل این تغییر مهم که توازن نیروهای نظامی را به نفع جریان تندرو نظامی و به ضرر نیروهای اعتدالی و دولت روحانی به هم میزند، به چند نکته باید توجه کرد.
کرامت انسانی از دیدگاه اسلام
توجه به ارزش ذاتی و کرامت انسانی، در دوران معاصر، برآمده از تعالیم مکاتب هستیگرا و انسانگرا میباشد. اما در آموزشهای کهن دینی نیز میتوان نشانها و نشانههایی از تکریم ذاتی انسان یافت. در این نوشتار، در آغاز “مفهوم کرامت” را از جهت ریشههای لغوی و کاربرد آن در نخستین منبع اسلام یعنی قرآن بررسی میکنیم. سپس به “کرامت دوگانهی انسان” پرداخته و به تفاوتهای کرامت تکوینی و اکتسابی انسان، اشاره میکنیم.
خداوندا داد مردم ما را از دادستانها بستان
چندی است که دادستانهایی در کشور در برنامهای هماهنگ اعمال خلاف قانونی را آغاز کردهاند. در ابتدا از سکوت در مورد حمله و بهم زدن سخنرانیهای اصلاحطلبان در زمان انتخابات شروع شد و در ادامه به دخالت در امور داخلی استانداریها و ادارات مختلف در استانها و تهدید مقامات دولتی و برخورد با مردم و جوانان انجامید. این چه اختیاراتی است که قوه قضاییه و دادستانها برای خود قائل هستند پس نمایندگان مردم در مجلس شورا کجا هستند و چه میکنند؟ و نیز رهبری که اجازه نظارت بر قوه قضاییه را به نمایندگان مردم نمیدهد چگونه جوابگوی این همه بیعدالتی و تخلفات در پیشگاه خدا خواهد بود؟ خداوندا داد مردم ما را از دادستانها بستان…
مترسکها را مسلح نکنید!
درست در شرایطی که دستگاه دیپلماسی دولت تلاش میکند تا با تنشزدایی از روابط منطقهای فرصت را برای بهرهبرداری از ظرفیتهای برجام فراهم ساخته و تکانی به جسم بیجان اقتصاد ملی بدهد، به ناگاه یک سردار سپاه خودسرانه علیه مسایل داخلی یکی از کشورهای منطقه بیانیه تهدیدآمیز صادر میکند.
اصلاحطلبان! سرمایهسوزی نکنید
به بخش صاحب اصول و اصیل اصلاحطلب پیشنهاد میشود که برای حفظ سرمایهی جریان خود وارد گود شوند و جلوی برخی نپختگیها، هیجانزدگیها، عجلهها و دنیازدگیهای اعتمادسوز را بگیرند که در غیر این صورت خشک و تر با هم خواهند سوخت. بیشک، هیچ کس به اندازه خود سرمایهسازان اصلاحات نباید نگران سرمایهسوزی و اعتمادسوزی برخی منسوبان به این جریان باشد. کسانی که با تصور قبیلگی از قدرت و سیاست تصور میکنند که کار سیاسی فقط برای دست یازیدن به قدرت است و حالا باید آن را از چنگ قبیله دیگر در آورد و کسب و حفظ آن تابع هیچ اصولی نیست، کسانی که تصور تعطیلی حافظه ملت نسبت به وعدههایی چون رفع حصر را دارند، کسانی که فکر میکنند حضور در قدرت یعنی فرصتی کوتاه برای بستن بار زندگی خود و هفت نسل بعدشان، کسانی که از سیاست تصور بندبازی و زد و بند پنهان با رقیب را برای اهداف شخصی و نهایتا محفلی دارند، اینها تمام سرمایه جریان اصلاحات را میتوانند هدف قرار دهند. کسانی که اغلب هیچ نقشی در کسب سرمایه اجتماعی این جریان نداشتهاند اما میتوانند یک شبه همه آن را به باد دهند.
رییسجمهور ملاحظات را رها کرده، شفافسازی کند!
علاوه بر اینها آقای روحانی در زمینه رفع حصر موفقیتی نداشته و مطمئناً یکی از دغدغههای ایشان آزادی محصورین است و گامهایی هم برداشتهاند اما نتوانستهاند حاکمیت را قانع کنند و بهتر است تلاشهای خود و نتیجه کار را به اطلاع ملت برسانند. رفع حصر میتواند موجب وفاق ملی شود و اعتماد عمومی را باعث گردد، مهندس موسوی را نمیتوان به لحاظ سیاسی و حزبی در جبهه اصلاحطلبان و یا اردوگاه اصولگرایان تعریف کرد. آقای موسوی فراتر از هر دو جریان قرار دارد و منافع ملی ایجاب میکند این حصر هر چه سریعتر شکسته شود و خیال سیاسیون و دانشجویان و مردم آسوده و زمینه برای ایجاد آرامش سیاسی فراهم گردد. برخی از مشکلات در رابطه با خارج و نیز رفع تنگناهای سیاسی و امنیتی به رفع حصر گره خورده است. آقای روحانی ملاحظات را رها کرده و از اقدامات خود در رابطه با حصر با مردم سخن بگوید.
مردم ابزاری و شهروند سالاری
میان مردم در دموکراسی و مردم در پوپولیسم هم تفاوت وجود دارد. در دموکراسی، مردمان، «شهروند» هستند و در پوپولیسم ابزارند. در واقع حتی مردم ابزاری در برابر مردمسالاری نیست زیرا مردمسالاری نیز مفهومی تعریف ناشده بلکه تعریف ناشدنی است و در دل خود ابهام و ایهامی دارد که نوعی پوپولیسم بزک شده را عرضه میکند و دیرتر شناخته میشود.
حقوقهای نجومی یا دکل بالاکشیده شده
برای مردم فرقی نمیکند که کسی دکل نفتی را بالا کشیده باشد یا حقوق نیممیلیاردی گرفته باشد، ترجمه هر دو در اذهان عمومی، فساد است. و واقعا هم چه تفاوتی میکند؟ هر دو به نوعی سؤ استفاده از قدرت است. بضاعت آن دولت در فساد با درآمد هفتصد و چند میلیارد دلار آنقدر بود و بضاعت این دولت با نفت بشکهای سی و چند دلار اینقدر است؛ در افکار عمومی بازی فساد مساوی شد
میرحسین و حقوقهای نجومی
میرحسین موسوی، از رهبران جنبش سبز در جریان مناظرههای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در سخنی تاریخی اعلام کرد: «آنچه که فساد نامیده میشود مجموعه سیاستهایی است که ما امروز در نظام اقتصادی داریم. برخورد با فاسد آخرین حلقه از مجموعه حلقههای یک زنجیره بلند است که باید انجام بگیرد و قبل از آن مسیرهایی را که به فساد میتواند بیانجامد را باید از بین ببریم. باید پارتی بازی، خویشاوندسالاری، رفاقت بازی و حلقههای تنگی را که بر دور خود تنیدهایم از بین ببریم و از کار بیندازیم.»
یک نکته و دهها پرسش!
با تصویب قانون جرم سیاسی هرچند راه درازی برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب باقی است اما شروع اجرا و ابلاغ این قانون میتواند پس از بوتهی نقد کارشناسان و آزمون خطا، سیر تکمیلی خود را طی کند.
نهضت اطلاعرسانی از آنچه در زندانها میگذرد
بایستی در کشور نهضتی ایجاد شده که زندانیان بدون ترس از برخورد و حذف اطمینان یافته و اتفاقات داخل زندان خصوصا در شهرستانها که وضع به مراتب اسفبارتر است را به نمایندگان مردم و نهادهای مدنی اطلاع دهند تا شاید از این طریق بتوان جلوی تخلفات و تبعیضات آشکار در زندانها را گرفت. به طور معمول زندانیان عادی از ترس نفوذیهای عوامل زندان جرئت شکایت از آنچه بر آنها میگذرد را ندارند ولی در زندانهایی که زندانیان سیاسی حضور دارند میتوانند در این مورد به نمایندگان مجلس و شورای شهر کمک نمایند.
مرگ زندانیان بیمار
کلیدهای رییسجمهور روحانی که برای بازکردن قفلهای حصر و توسعه سیاسی و آزادی در کشور بهکار نرفت و کارساز نبود، دستکم، یکی از بدرد بخورهایش را [اگر زنگار نزده باشند!] صرف رسیدگی به بیمسئولیتیهای پزشکیقانونی در لرستان و قم و برخی استانهای دیگر کند!
آن «۲۴ ساعت لعنتی» که دادستان تحمل نکرد
ای کاش آقای دادستان و مقامات قوه قضاییه این استانداردهای دوگانه را کناری گذاشته و به جای اینکه از یک گزارش منتشر شده در یک روزنامه برنجند، به مقامات تحت امر خود دستور دهند که چگونه با متهمان و زندانیان رفتار کنند. برخوردهای خشن ضابطان دادگستری، ماموران قوه قضاییه و بازجویان و نیروی انتظامی چیزی نیست که به این زودی از خاطر مردمی رفته باشد که هر یک به نوعی تجربه دشنامها، فحاشیها، حمله شبانه به خانههای شخصی و ارعاب و وحشت را دارند. اگر مدعی العموم آنقدر فراغت بال دارند که تنها دو روز بعد از انتشار یک گزارش دستور بررسی داده و متوجه شده اند محتویان این گزارش “کذب” است، ای کاش آنقدر فرصت داشتند که در این همه سالها به هزاران پرونده معوق رسیدگی کرده و درخواست هایی را که تنها نیازمند یک “امضای” ایشان است را در اولویت کارهای خود قرار دهند و حقوق هزاران نفر از شهروندان هر روز در راهروها محاکم قضایی تضییع نشود.
قانون «جرم سیاسی»؛ دیرهنگام اما لازم
در هر حال هرچند باید تعریف جرم سیاسی در قانون جدید را به عنوان جزیی از برنامه اجرای بیکم و کاست قانون اساسی به فال نیک گرفت اما آنچه ضرورت امروز نظام حقوقی ما است، تقویت و تکمیل استانداردهای حقوق شهروندی و تلاش برای ترویج و تضمین آنها در کلیه شوون حاکمیت است، امری که منشور حقوق شهروندی دولت یازدهم میتوانست آغازی برای آن تصور شود اما گویا فعلا عزمی برای پیگیری آن در کار نیست.
گزارش یک رأی دزدیدهشده
روزهایی بود که احساس میکردیم ستاره اقبال را به چنگ آوردهایم و شاهد پیروزی را در آغوش خواهیم گرفت. زمانهای بسیاری هم در قعر نامیدی فرومی رفتیم. اما کورسوی نور ”اختر”، راه را نشانمان داد و گرمایش تحمل سرمای درون و برون را برایمان میسر کرد. در این لحظات، اسطوره “سهراب” از دل تاریخمان “ندا ” برآورد که پدر کین من را خواهد گرفت و تو همچنان از مهرورزی گفتی و نه خشونت که: «پیروزی ما در شکست دیگران نیست.» و از قول همان کتاب: «روزگار را روزگار چیرگی قهر» ترسیم کردی و هشدار دادی: «فاجعهی ذاتی خودکامگی در این است که خودکامگان حتی پس از چیرگی سیاسی بر جانهای آزاده و ناتوان کردن و دوختن دهانشان، هنوز از ایشان میهراسند» و در نهایت نویدمان دادی: «خودکامگیها در متن تاریخِ پایان ناپیدای زندگی بشر، لحظههای کوتاهی بیش نیستند و هرچه گذشته پرستان بر پویایی زندگیْ راه بربندند، پس از درنگی کوتاه به کناری رانده خواهند شد».
چه چیزی مصطفی را مصطفاتر کرد؟
مصطفی با زبانی حقوقی ولی پر صلابت همچنان بر مواضع اصولی خود ایستاد و از سخن گفتن باز نایستاد. او از این به بعد بیش از پنج سال مداوم مصطفاتر شد. و باز نامه نوشت. او را در دوران محکومیتش، بدلیل نوشتن دوباره محکوم کردند و او نه تنها باز نماند بلکه مصطفاتر شد، مردم با مصطفا و مصطفا با مردم بزرگ میشدند. و او آگاهی پراکند و درس صبر و مقاومت و ایثار و پایداری بر اصول اصلاحطلبی و مسلمانی و دموکراسی، داد و این، مصطفی را مصطفی و بلکه مصطفاتر نمود.
ماه استیلا بر هوای قدرتهای حاکم جبار
به ماه مبارک رمضان قدم نهاده ایم که ماه میهمانی خدا نام گرفته است. هدف روزه تقوی است، یعنی انسان چنان آگاه و باورمند و نیرومند باشد که بر خود (بر هوا و هوس خود) استیلا داشته باشد و نیز از هوای قدرتهای حاکم جبار سر بر تابد. تقوی خود را در نسبت با خدا دیدن، زشتی و پلیدی را از ساحت جان زدودن و زیبایی را که آفاق و انفس را پر کرده است دیدن و انسان شدن و انسان ماندن؛ این است راز و رمز روزه و اهمیت آن.
رسانهای که قرار بود دانشگاه باشد
در حقیقت این برنامه ها بازتابی از یک نوع طرز تفکرند. اگر بی ادبی می کنند اگر بی پروایند اگر حرمت مردم را نگاه نمی دارند اگر رسما با سلیقه مردم و روشنفکران و هنرمندان دشمنی می کنند خیلی تقصیری ندارند. آن ها انجام وظیفه می کنند. و در مقابل این انجام وظیفه مزد می گیرند. باید یقه کسانی را گرفت که چنین وظیفه ای را از آن ها طلب می کنند.
تخریبهای ناشی از عصبانیت
جریان تندرویی که دست به تخریب یادگار امام راحل و بیت ایشان میزنند، جریان جدیدی نیستند و ادامه همان جریانهای افراطی قبلی هستند که در زمان امام در مقابل ایشان میایستادند. البته بین این افراد و آنهایی که با نگرش امام زاویه داشتند تفاوتهایی وجود دارد. این گروه با خود امام مشکل ندارند و خود امام هم درباره آنها صحبتهایی را بیان کرده بودند.
تحجرگرایانی که امام میگفت
شما باید نشان دهید که در جمود حوزه هاى علمیه آن زمان که هر حرکتى را متهم به حرکت مارکسیستى و یا حرکت انگلیسى مى کردند، تنى چند از عالمان دین باور دست در دست مردم کوچه و بازار، مردم فقیر و زجر کشیده گذاشتند و خود را به آتش و خون زدند و از آن پیروز بیرون آمدند.
شاید فردا دیر باشد
به مسئولان قضایی و امنیتی نیز یادآوری میکنم که ایجاد فضای امنیتی برای فعالیتهای صنفی و مدنی و سوق دادن فعالان اجتماعی محکوم به احکام سنگین به سمت تصمیمات خطرناکی چون اعتصاب غذا، ممکن است عواقب بسیار خطرناک و جبرانناپذیری برای فرد و جامعه به همراه داشته باشد که قطعاً باتدبیر و مدارا میتوان مانع از بروز این خسارتها شد.
آزادی تاجزاده؛ پیروزی بزرگ ملی
ای مردم، آزادیتان مبارک باد! چرا که تاج زاده را به اندازه و به جای همه مردم آزادی خواه و عدالت طلب این مرز و بوم محاکمه و زندانی کرده بودند و او به جای همه ما درد کشید و تحمل کرد و امروز، آزادی او آزادی همه انسانهای دردمند حقیقت طلب است.