من حساسم! واکنشی شخصی به پرسشی حقوقی
چکیده :اینکه دانشجوی شجاع و حق جویی سخنان مهمی را در مجلسی که خط قرمزهای از پیش معینی دارد نه تنها از نظر عاطفی یا حتی باورهای سیاسی و بلکه تخصصی و علمی در این مورد بیان نموده واجد ارزش فراوان بوده جای تقدیر بسیار دارد اما آن سوی دیگر قضیه مخاطب آقای کامفیروزی، یعنی رهبری، به سخنان کاملا حقوقی، واکنش شخصی نشان داده و در جواب این بخش از سخنان مطرح شده جمله خود را با تکرار اتهام فتنه به حوادث سال ۸۸ جمله خود را با "نمیپسندم" یعنی جایگاهی شخصی و فردی به نگاه به قانون به پایان برده است. این موضع شخصی در همان ابتدای نشر خبر واکنشهای زیاد و انتقادات فراوانی را در شبکههای اجتماعی برانگیخت....
کلمه – بهار توکلی: در دیدار اخیر رهبری با دانشجویان، یک دانشجوی دکتری، فرزند شهید، آقای کامفیروزی، سخنانی را ایراد کرد که در چارچوبهای معمول نشست با رهبری نمیگنجید. این دانشجوی دکترای حقوق جزا ضمن برشمردن موارد چند از انتقادات بروضع موجود با توجه به تخصص علمی و از منظر علمی و از از زاویه حقوق عمومی با برشمردن اصول قانون اساسی به محدودسازی حق انتخاب آزادانه ملت و هتک حرمت و حیثیت اشخاص اشاره کرد که در برخی تریبونهای رسمی و یا رسانه ملی و دیگر رسانهها، بدون ارائه فرصت پاسخگویی، مانند انتساب اکاذیب و اهانت به برخی چهرههای سیاسی-اجتماعی و خصوصا پارهای مسئولین سابق نظام که به دلیل محدودیتهای غیرقانونی مستندا به اصل ۲۰، ۳۶، ۳۷ و ۳۹ قانون اساسی،حتی امکان پاسخگویی ندارند.
اینکه دانشجوی شجاع و حق جویی سخنان مهمی را در مجلسی که خط قرمزهای از پیش معینی دارد نه تنها از نظر عاطفی یا حتی باورهای سیاسی و بلکه تخصصی و علمی در این مورد بیان نموده واجد ارزش فراوان بوده جای تقدیر بسیار دارد اما آن سوی دیگر قضیه مخاطب آقای کامفیروزی، یعنی رهبری، به سخنان کاملا حقوقی، واکنش شخصی نشان داده و در جواب این بخش از سخنان مطرح شده جمله خود را با تکرار اتهام فتنه به حوادث سال ۸۸ جمله خود را با “نمیپسندم” یعنی جایگاهی شخصی و فردی به نگاه به قانون به پایان برده است. این موضع شخصی در همان ابتدای نشر خبر واکنشهای زیاد و انتقادات فراوانی را در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
در تاریخ جهان ادعای لویی چهاردهم که خود را قانون نامید دال بر نوعی از حاکمیت است که فردی تمام قدرت را در دست باشد که با ماهیت نظام جمهوری اسلامی آنگونه که قرار بود باشد و آنگونه که باید باشد از پایه در تضاد است. درست در همین نقطه است که اگر مخالفتی با نظام باشد در کانونی این مخالفت رخ داده است که ماهیت نظام را که بر اساس جمهوریت است کتمان نموده.
همچنین از منظری دیگر از آنجا که اتفاقات سالهای اخیر چندان دور نیست و سخنان رهبران جنبش سبز در قالب مصاحبهها و متون به طور کامل- مکتوب و یا صوتی در دست است. مواضع آنان در دفاع از اصل نظام و تاکید آنان بر قانون اساسی – میثاق ملت و حکومت – بطور مستند قابل ارجاع است. بر این اساس به نظر میرسد در صورت علاقه و عزم راستین، رهبری در تمام این سالهای پرتنش و در فرصتهایی شبیه آنچه که در جلسه دانشجویان هنگام صحبتهای آقای کامفیروزی به دست آمد میتوانست با برجسته کردن مواضع صریح، روشن و موکد موجود در باب پیوستگی معترضین به نظام جمهوری اسلامی اجرای بی تنازل قانون اساسی و نیز جنبش سبز به عنوان حرکتی اصلاحگر و نه برانداز، مطالبات و حیات سیاسی انبوه طرفداران این دو حصر جنبش سبز را متوجه همان نظامی کند که خود داعیه حفظ آن را دارد و سایرین را مردود و معاند آن میداند.
هم از این روست که به نظر میرسد دغدغه رهبری، نظام جمهوری اسلامی که برآمده از انقلاب اسلامی است با شعارهای عدالتخواهانه و حکومتی پاک بر اساس خواست و فکر و رای مردم نیست. این سخنان ببیشتر نشان از احساسی شخصی است که در برابر انتقادات بر رویه حاکم بر کشور ظاهر میشود. انتقاداتی که با افزایش آگاهی – چشم اسفندیار خودکامگان – و افتادن پرده از روی فساد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی متوجه روشنگران و صلا دهنده بر “وجدان بیدار” جامعه شده است.
رهبری میداند که هنوز پرسشهای بسیاری در جامعه درباره اتفاقات ۸۸ بیپاسخ مانده است. کسی نه جواب رایهای برده شده، خشونت انجام شده و همه آن اتفاق را داد و نه حتی از آسیبدیدگان و خانوادههای آن دلجویی کرد. اما در عوض معترضین حصر و حبس شدند و میشوند. اینجاست که به راحتی میتوان دلیل حصر موسوی، کروبی و رهنورد و سایر زندانیان که علیرغم خطرها بیلکنت زبان مطابق سیره ائمه اطهار در راستای حق و اصلاح امور جامعه ایستادگی کرده و روشنگری نمودهاند را درک کرد.
در همین خاطره و وجدان جمعی است که مدیریت درخشان زمان جنگ و میزان حجومها و کارشکنیها در مقابل آن هنوز باقی ست. با مروری به اتفاقات و حواشی اداره کشور در آن سالهاست که میتوان بخشی از واکنشهای رهبری را که با این جمله که “روی موضوع فتنه حساسم” فهمید. این جمله را میتوان چنین ترجمه کرد که فتنه تقلب و حوادث و بحرانهای ناشی از آن بر کشور استیلای دولت غیرقانونی دهم با حجم شگفت فساد و خرابی و حتی تمردهای گاه گاه او از رهبر و روحانیت در همه وجوه کشور نیست. فتنه حیات و محبوبیت مردی است که در آن سالها مورد حمایت بنیانگزار جمهوری اسلامی بود و اکنون هرچه در بین قلوب مردم محبوبتر شده، بر میزان کینهها بر او افزوده شده است. و در آتش همین کینه است که مصالح نظام برآمده از خون شهیدان و مصالح مردم صبور و فداکار کشور در حال سوختن است.













