دروغ ممنوع/ عبدالله مومنی؛ زندانی به جرم حق گویی و نامه به رهبری
چکیده :عبدالله مومنی یکی دیگر از نمونه هایی است که شرح وضعیت او، دروغ نمایندهی رهبری را برملا می کند. این معلم درد آشنا، از خانواده شهیدان است. تاکنون 5 شهید به این انقلاب و نظام هدیه داده اند. جرمش مثل همه همرزمانش است، او که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در حبس و شکنجه است و محکومیتش چهار سال و یازده ماه حبس. صد روز هم در انفرادی بوده و تحت فشار و شکنجه و توهین و فحاشی....
کلمه: در سومین سالگرد 13 خرداد 88، روز دروغ ممنوع، روزی که میرحسین موسوی همه ی دروغگویان حاکمیت را به سکوت فراخواند، محمدحسن رحیمیان از نمایندگان ولی فقیه ادعا کرده که رهبری در سال ۸۸ دستور آزادی کسانی را که اتهامشان توهین به رهبری بوده، صادر کرده است. این دروغ بزرگ در حالی مطرح شده که بسیاری از زندانیان سیاسی پس از انتخابات به اتهام توهین به رهبری محاکمه و زندانی شده اند و هنوز تعدادی از آنها در زندان اند.
عبدالله مومنی یکی دیگر از نمونه هایی است که شرح وضعیت او، دروغ نمایندهی رهبری را برملا می کند. این معلم درد آشنا، از خانواده شهیدان است. تاکنون 5 شهید به این انقلاب و نظام هدیه داده اند. جرمش مثل همه همرزمانش است، او که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در حبس و شکنجه است و محکومیتش 4 سال و یازده ماه حبس. صد روز هم در انفرادی بوده و تحت فشار و شکنجه و توهین و فحاشی.
در همین باره:
به استقبال «روز دروغ ممنوع» در سیزدهم خردادماه
دروغ ممنوع/ هنوز بسیاری به جرم انتقاد از رهبری زندانیاند
دروغ ممنوع/ ابوالفضل قدیانی، یکی از ده ها زندانی که جرمشان انتقاد از رهبری است
دروغ ممنوع/ قاسم شعله سعدی، یکی دیگر از ده ها زندانی که جرمشان انتقاد از رهبری است
دروغ ممنوع/ احمد زیدآبادی؛ محبوس برای پرسشگری از رهبری
عبدالله مومنی شرح شکنجه های اوین را هم داده است و نوشته “تحمل انفرادی و بازجویی های طولانی امری بود که باید به آن عادت می کردم. اما درکنار انفرادی، بی خوابی های مکرر در نتیجه جلسات بازجویی چند ساعته و ایستادن بر روی یک پا و ضرب و شتم و سیلی های پیاپی نیز ترجیع بند این روزها بود. فشارها و آزار ناشی از عدم اطاعت از خواست بازجویان آنقدر بود که گاهی باعث می شد در حین بازجویی از هوش بروم. گاهی نیز که گویی باید مشت آهنین از آستین بازجو بیرون می آمد، چنین می شد و چندین بار آنچنان بازجوی پرونده، گلویم را تا حد خفگی می فشرد که بی هوش برزمین می افتادم و تا روزها از شدت درد در ناحیه گلو، خوردن آب و غذا برای ام زجرآور می شد.”
در خصوص اعترافات اجباری هم گفته است“ از همان ابتدای بازجویی من را وادار به تک نویسی علیه دوستان و نزدیکان کرده و وقتی مقاومت کردم علاوه بر ضرب و شتم و سیلی های پیاپی با این پاسخ بازجو مواجه شدم که “باید تک نویسی کنی تا شخصیت کذایی ات خورد شود”. شاید از همین رو و برای خورد شدن و تحقیر شخصیتی من بود که مرتبا می خواستند به روابط و مسائل اخلاقی ناکرده خود نیز اعتراف کنم و وقتی می گفتم این سخنان درست نیست و من نمی توانم علیه خود به دروغ اعتراف کنم با فحش های رکیک و ضرب و شتم و این پاسخ آنها روبرو می شدم که ” فاحشه ای را در دادگاه می آوریم تا علیه تو اعتراف کند و بگوید که رابطه نامشروع با تو داشته است”.
او حتی پاسخی هم برای این همه ظلم نخواسته است چرا که می داند “صلاح مملکت خویش خسروان دانند”. اما فقط یادآوری کرده است که چنین رفتارهایی نه با عدالت و انصاف سازگار و نه با هیچ قانون وشرعی قابل توجیه است.
و عبدالله نامه اش را اینگونه به پایان برده است با کلامی از پروردگارش ” وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ.
و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب مىشود آتش شما را فرا گیرد و در آن حال، هیچ ولى و سرپرستى جز خدا نخواهید داشت؛ و یارى نمىی شوید!”
خدا با عبدالله است و همه آنان که به جرم حق گویی در حبسی ناعادلانه به سر می برند.














والله اصلا نیازی به این همه دلیل و برهان آوردن نیست یا اسامی کسانی که به سبب یک نامه انتقادی نوشتن به این بابا مدتهاست زندانی هستند. اطرافیان چاپلوس او، برای آنکه چهره پاکی از وی بسازند، این حرفها را از خودشان در می آورند وگرنه کینه و لجبازی این شخص اظهر من الشمس است و بسیاری از آنها به علت عقده های سرکوفت خورده دوران کودکی و نوجوانی و جوانی است که اکنون سر باز کرده است. حال که می بینید روزگار فرصتی به دستش داده است، به جای آنکه مثل یک انسان متمدن و باوقار ومفید دست به کارهای عام المنفعه و مفید بزند، از این و آن انتقام می گیرد. لجبازی و کینه توزی و یک دندگی او معروف خاص و عام است. آخرش هم درد این میرحسین و تحقیرهایی که در دوره ریاست الوزرایی او، خورده است، در نهایت این بابا را دق مرگ خواهد کرد.