رسوایی نمایش دروغین صداوسیما در بین شهروندان پاوه
چکیده :دو ماه از شهادت صانع ژاله میگذرد، اما هنوز قاتل یا قاتلان او شناسایی و معرفی نشدهاند. ماجرای رسوایی صداوسیما در معرفی پسرخاله سپاهی صانع ژاله به جای پدرش و مصاحبه با او، هنوز هم موضوع صحبت مردم پاوه است. آنها او را خائن و متهم اصلی پروژه «شهید دزدی» میدانند و با او قطع رابطه کردهاند....
نزدیک به دو ماه از شهادت صانع ژاله میگذرد، اما هنوز قاتل یا قاتلان او شناسایی و معرفی نشدهاند. در این حال، بستگان این شهید و دیگر ساکنان شهر پاوه، به طرد و قطع رابطه با پسرخاله صانع ژاله پرداختهاند که در پروژه شهید دزدی، نقش مؤثری داشت. جوانان این شهر هم نسبت به تبلیغات حکومتی مبنی بر بسیجی بودن صانع ژاله، واکنش نشان میدهند؛ که بارها به دستگیر شدن آنها منجر شده است.
خبرنگار کلمه از پاوه گزارش میدهد که ماجرای رسوایی صداوسیما در معرفی پسرخاله سپاهی صانع ژاله به جای پدرش و مصاحبه با او، هنوز هم موضوع صحبت مردم پاوه است. آنها او را خائن و متهم اصلی پروژه «شهید دزدی» میدانند و معتقدند صداوسیما و نیروهای امنیتی دولت کودتا، با همکاری این فرد توانستند نمایش دروغینی را به اجرا بگذارند که علت حضور صانع ژاله در خیابان در روز 25 بهمن و عامل کشته شدن او را وارونه جلوه میدهد.
صانع ژاله، دانشجوی دانشگاه هنر تهران بود که در راهپیمایی روز 25 بهمن به ضرب گلوله به شهادت رسید. حاکمیت بلافاصله پس از شهادت او، در اقدامی غیرمنتظره و سخیف، ادعا کرد که صانع ژاله بسیجی بوده و منافقان او را کشتهاند. پس از آن هم تبلیغات گسترده رسانههای و تشییع جنازه سازماندهیشده به کار گرفته شد تا پروژهای که از سوی رسانههای مستقل، «شهید دزدی» نام گرفت، برای افکار عمومی توجیه شود. هرچند با مصاحبه برادر این شهید و اعلام اینکه او بسیجی نبوده، و نیز انتشار عکسهای دیدار او با مرحوم آیتالله منتظری و گزارشهای فعالیتش در انتخابات به نفع مهندس موسوی، این تبلیغات نیز به ثمر نرسید.
اکنون پروژه شهیددزدی در پاوه، شهر محل سکونت خانوادهی این شهید، نیز با واکنش مردم مواجه شده و فردی که به دروغ به عنوان پدر صانع ژاله در تلویزیون معرفی شده و در جعل کارت بسیج برای صانع ژاله نیز با ماموران امنیتی همکاری کرده بود، با طرد و قطع رابطه از سوی شهروندان پاوه روبهرو شده است.
نام این فرد، زینالدین انصاری است. او پسرخاله شهید صانع ژاله است، اما خبرگزاری فارس و بخش خبری بیست و سی صداوسیما، به دروغ او را پدر صانع معرفی کردند. زینالدین انصاری که در بخش حراست قرارگاه خاتمالانبیای سپاه پاسداران مشغول به کار است، از عوامل جعل کارت بسیج برای صانع ژاله است و برادر این شهید، در مصاحبهای فاش کرده بود که صبح روز 26 بهمن، پیش از آنکه خانواده از شهادت صانع مطلع شوند، او به در خانه آمده و قطعه عکسی از این شهید را درخواست کرده است که بعدا برای جعل کارت بسیج او استفاده شده است.
گزارش خبرنگار کلمه حاکی است که با توجه بافت سنتی شهرستان پاوه، که شبکههای فامیلی در آن گستردهاند و اکثر مردم بومی شهر همدیگر را میشناسند و و نام و نسب یکدیگر را میدانند، مردم پاوه پسرخاله شهید را خائن به خون او میدانند و از این رو نه تنها بستگان و آشنایان ارتباطشان را با او قطع کردهاند، بلکه مردم نیز به شکلهای مختلف از او ابراز انزجار میکنند، تا جایی که بسیاری از مردم وقتی او را در حیابان میبینند، به سمت دیگر خیابان میروند تا با او چهره به چهره و همکلام نشوند.
همچنین از پاوه گزارش میرسد که در ادامه پروژه شهید دزدی، به غیر از ادارات دولتی و امکان رسمی، اصناف پاوه هم مجبور شدهاند تا پلاکاردها و بنرهایی را مبنی بر بسیجی بودن شهید صانع ژاله بر سردر مغازهها و فروشگاهها نصب کنند. اما این پلاکاردها و بنرها، به کرات توسط جوانان پاوه به پایین کشیده شده است.
این گزارش همچنین حاکی است که تاکنون دهها نفر به بهانه پاره کردن یا پایین کشیدن اینگونه تبلیغات دروغین، دستگیر شده و ساعتها و گاهی چند روز را در بازداشت به سر بردهاند.
در همین حال گزارشهای رسیده از پاوه، حاکی از ادامه فشارهای امنیتی بر خانواده این شهید است؛ به طوری که خانواده داغدار صانع ژاله، حتی برای یک ساعت از حضور آشکار و پنهان ماموران امنیتی و اطلاعاتی در امان نیستند و آرامش ندارند.
این گزارش میافزاید: بزرگترین برادر صانع که ماجرای جعل کارت بسیج را در گفتوگو با رسانهها افشا کرد، آزاد شده است، اما به طور دائم تحت نظر قرار دارد و حتی در آرایشگاه محل کار خود نیز آسایش ندارد.
پیش از این هم گزارش شده بود که دو مسئول بسیج غرب کشور، به پدر شهید صانع ژاله، پیشنهاد رشوه 75 میلیون تومانی تحت عنوان خونبها را دادهاند، آن هم در حالی که قاتل شهید هنوز معرفی نشده؛ اما پدر شهید این حقالسکوت را نپذیرفته و در مقابل تهدید آنها به بازداشت برادر دیگر این شهید، گفته است: «یک پسرم در راهی که فکر میکرد درست است کشته شد و پسر دیگرم هم کاری را کرده که اعتقاد دارد درست است و هر هزینهای را هم میپردازد.»
پدر این شهید همچنین به گواهی مردم پاوه، راضی به شرکت در مراسم ختم فرمایشی پسر خود نشده و ساعتها بابت عدم حضور در آن مقاومت کرده است. گزارشها همچینن حاکی است که تقریبا هیچکس از مردم عادی هم در این مراسم فرمایشی شرکت نکرده، اما آنها به چشم خود دیدهاند که بیش از 20 دستگاه اتوبوس و دهها ماشین اداری و نظامی در روز تشییع جنازه، نظامیانی را از کرمانشاه به پاوه آوردهاند تا به جای مردم پاوه، محوطه جلوی دوربینهای صدا و سیما را پر کنند.
گزارشهای مرتبط:
شهید ژاله عضو انجمن اسلامی، فعال در ستاد میرحسین و هوادار آیت الله منتظری بود
خشم دانشجویان از دروغپردازی اقتدارگرایان دربارهی علت حضور شهید صانع ژاله در تظاهرات ۲۵ بهمن
دانشگاه در اشغال نظامیان، شهید بر دوش قاتلان
بسیجیان سازماندهی شده، دانشگاه هنر را قرق کردند
چه کسی به صانع ژاله شلیک کرد؟
روایتی از روز تشییع جنازه ژاله و کتک خوردن دانشجویان دانشگاه هنر
استقرار نیروهای امنیتی درمنزل شهید صانع ژاله و اعمال فشار و تهدید خانواده وی
بازداشت برادر صانع ژاله، به دلیل افشای جعلی بودن کارت بسیج و فشار بر خانواده این شهید
فشار بر خانوادهی شهید ژاله برای تکذیب مصاحبهی افشاگرانهی برادر شهید
چرا حاکمیت برای برای برگزاری مراسم شهید صانع ژاله سنگ تمام گذاشت؟
دروغهای متناقض دو نماینده رهبری درباره عکس صانع ژاله با آیتالله منتظری














نه تنها صذا سيما گل حاكميت كه بخشي از ان سيما ميباشد يگانه هنري را كه دارند دزدي انهم دزد خانه هستند جرات بخارج را ندارند چون در بست در اختيار اجانب ميباشند
لعنت بر دیکتاتور
من اهل پاوه ام
صانع از دوستان من بود
این بنده خدا نه تنها حکومتی و بسیج نبود بلکه از حکومتی ها هم بیزار بود
صانع بیشتر از نصف شعرهای شاملو و شیر کو بیکس (یکی از شاعران مبارز و سیاسی کرد) را حفظ بود
برای اینکه اثبات کنم سخن به گزاف نرانده ام و واقعا اهل پاوه هم هستم نام چند مکان از تفریح گاه های پاوه هم میگویم:
سراب هولی(ک به تازگی حدود 2 ماهه چراغانیش کرده اند قبلا برق نداشت) – کویمکال ( که به تازگی جلوی ورودی اش یک فواره ی کرد گذاشته اند) – قهوه خانه ی نجار (نزدیک روستای نجار) دوستان پا وه ای که به این مطلب مراجعه میکنند میتونند صحت حرفهای بنده را تایید کنند
مرگ بر دیکتاتور
مواظب یاشیم یک وقت به خانواد آقای انصاری(همسرش بچه هایش و . . . )اهانتی نشود.
خداوند به پدر شهید ژاله صبر عطا کند
ظاهرا آقایان جز دروغگویی کار دیگری نمیدانند ولی ماه پشت ابر نمیماند و دروغگویان رسواتر از قبل میشوند
حرف راستی که گفته می شوداین قدرتابلواست که نیازی به این جورکارهانیست اما زمانی که دروغی گفته می شودبایدبرای پابرجاماندن ان این کارها راهم کرد———–ملاک من برای شناختن دروغ از راست این است
مخالف رادیکالیسم هروقت نظراتت را می خوانم به خودم می بالم که همفکرانی همچون تودارم/مواظب یاشیم یک وقت به خانواد آقای انصاری(همسرش بچه هایش و . . . )اهانتی نشود. این تفکرضدتفکرکسانی است که مخالف ماهستندوهمسوبانظرات شهیدبهشتی که همسربنی صدررااززندان ازادکردچون گناهی مرتکب نشده بودوگفت هرلحظه که همسربنی صدردرزندان باشدگناهش به گردن جمهوری اسلامی است
بیست و پنجم بهمن
روز شمارحصر
پنجاه و شش روز حبس غیر قانونی رهبران سبز
میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان
یادمان نمی رود که چگونه حق طلبانه، در کنار مردم مظلوم در برابر ظالم ایستادید
در این دوران مظلوم تر از شما کیست ؟
بیست و پنجم بهمن
طوفان اعتراضات کارگری در روزهای گذشته…دوستان درباره این اتفاقات و اعتراضات اطلاع رسانی کنیم. این هفته شاهد حضور بسیار فعال اعتراضی جنبش کارگری هستیم. این پیوستگی و حضور پیگیر در سالهای اخیر کم سابقه بوده است.
ما بیشماریم
sane yadat gerami.roohat wa rahat sabz.rahat ra edame khahim dad.marg bar diktator.
از نطر این حضرات برای حفظ نظام میتوان دروغ هم گفت
خواجه پندارد که طاعت میکند
احسنت بر توجه و اخلاق مداری شما
سیاست نه پدر داره نه مادر
بسیجی بودن شهید ژاله آنقدر ساختگی بود که یادشان رفت برایش چهلم بگیرند
اما پدر شهید این حقالسکوت را نپذیرفته و در مقابل تهدید آنها به بازداشت برادر دیگر این شهید، گفته است: «یک پسرم در راهی که فکر میکرد درست است کشته شد و پسر دیگرم هم کاری را کرده که اعتقاد دارد درست است و هر هزینهای را هم میپردازد.»
درود بر شما پدر صبور. شما اين سختي ها رو تحمل مي كني و صبر مي كني صبر مي كني و با افتخار سرتو بالا بگيري و يكي هم مثل آقاي زینالدین انصاری اينقدر خوار و ذليل به چه قيمتي واقعا”!!!!!!!
اولا تبريك مي گم به اين پدر بزرگوار به خاطر صبر وشكيبايي اش دوم كاش به جاي پيغام نوشتن از مردم ليبي و مصر و سوريه درس مي گرفتيت
خواهشمندم كه اين سخنان را به آقايان موسوي ، كروبي و صانعي بدهيد بخوانند و برروي آن ها فكر كنند و با تفكر آزاد بدون هواي نفس تنيجه گيري نمايند :
الف ) درمورد ابطال آراي انتخابات سخنان زير براي اين موضوع بسيار عالي است :
تأثيرات ابطال آراي انتخابات كه جنبش سبز از آن حمايت كردند و بدون اثبات تقلب و فقط ( احتمالاً ) براي رسيدن به يقين خود چنين چيزي را خواستند ، چيست ؟
من با خودم فكر كردم و ثمرات ابطال آراي انتخابات را چنين به دست آوردم :
1) بي ارزش كردن قانون در جامعه و اينكه با قانون سليقه اي برخورد نماييم .
2) بدبين كردن مردم به نظام كه نظام به آراي مردم خيانت كرده است و مردم با خود مي گويند كه آراي مردم مشكل داشته كه ابطال كرده اند .
3) بدبين كردن مردم به رئيس جمهور منتخب و تغيير و منقلب شدن آراء از يك كانديد به كانديد ديگر ، به دليل متقلب شمردن كانديد منتخب.
4) سنگ به روي سنگ بند نشدن و نداشتن اطمينان در انتخابات هاي ديگر و تكرار اين موضوع .
5) درصورت پيروز شدن كانديد ديگر ، دوباره مردم طرفدار كانديد منتخب قبلي به خيابان ها مي ريزند ، جهت ابطال دوباره ي آراء .
6) به وقوع پيوستن ديكتاتوري ، يعني زير پا گذاشتن قانون به دست يك نفر يا به خاطر يك نفر كه اين عين ديكتاتوري است .
7) سابقه ي نادرخشان در ديگر كشور ها مثل اُكراين كه در آن كشور منجر به انقلاب مخملي شد و غربي ها توانستند بر اين كشور سيطره يابند و اين كشور را مورد مطامع شخصي خود قرار دادند و پس از گذشت سال هاي رنج ، مردم آن كشور متوجه اشتباه خود شدند و در انتها كشور اُكراين را چند سال به عقب انداختند .
8) از بين رفتن هِيمَنه و اقتدار ايران در جهان با انجام اين كار ، زيرا مي گويند كه ايران عرضه ي برگزاري و مديريت يك انتخابات را ندارد .
9) شاد شدن دشمنان ايران ، كه اين موضوع عين مخالفت با خط امام ( رحمت الله عليه ) است .
10) اگر قرار است كه اين انتخابات باطل شود ، پس كل انتخابات اين 30 سال هم ، حكم ابطال را دارند . زيرا اصلاحات هم با همين سيستم انتخاباتي ، انتخاب شدند و حتي سيستمي به مراتب بدتر و ضعيف تر ، زيرا نظارتي كه در اين انتخابات از طرف كانديدا ، با ناظرانشان وجود داشت ، به مراتب امنيت اين انتخابات را از انتخابات قبلي ، بيشتر كرده بود و با وجود چيزي در حدود 46 هزار صندوق رأي ، نامزد معترض 40 هزار نماينده در كنار صندوق ها داشت و نمايندگان كانديدا پاي برگه ي تأييد هر صندوق را امضاء نموده اند . پس اگر قرار است اين انتخابات باطل شود ، اصلاحات با شانتاژ و فريبكاري 24 سال بر اين مملكت حكومت كرده است .
نتيجه : نتيجه اينكه كه اگر از روي هوا و هوس صحبت نكنيم ، ابطال آراي انتخابات رياست جمهوري سال 1388 ، بر ضد ماست . حال اگر هم قدري به اتفاقات روي داده در سال 1388 نگاهي اندازيم ، متوجه ايجاد زمينه هاي انقلاب مخملي مي شويم ، زيرا براي مثال ، در اُكراين براي انقلاب مخملي خود رنگ نارنجي را انتخاب كردند ، در ايران هم رنگ سبز وجود داشت . در اُكراين آراي انتخابات را تقاضاي ابطال كردند و باطل هم كردند و انقلاب مخملي رخ داد ، در ايران هم تقاضاي ابطال آراي انتخابات را كردند كه با آن مخالفت شد . در اُكراين ، طرفدار نامزد معترض و خواستار ابطال آراء ، غرب بود ، در ايران هم ، حامي نامزد معترض و حامي ابطال آراء ، غرب بود ، در اكراين اردوكشي خياباني مردم براي حمايت از نامزد معترض بود ، در ايران هم به همين صورت .
من نمي گوييم كه نامزد هاي انتخابات به دنبال انقلاب مخملي بودند ، اين موضوع براي من روشن است ولي من مي گويم كه بستر ساز انقلاب مخملي شدند و حق پذير هم نبودند و من در برد دانشگاه كاشمر ، سخنان قبل از انتخابات دو كانديد معترض را خوانده ام و ديده ام كه هدفشان چه بود ، اما انتخابات پس از مناظرات ، شكل كَل كَلي را به خود گرفت و اشخاص دچار احساسات شدند و زمينه ساز فتنه شدند و به قول اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) كه عامل اصلي فتنه را هوا هوس مي دانند . پس اين درسي است براي ما .
به قول مقام معظم رهبري ( مُدَّ ظِلُّهُ العالي ) كه در نماز جمعه ي 29 خرداد 1388 فرمودند : كاري كه در داخل ، ناشيانه ، از برخي سر زد ، آن ها ( غربي ها ) را به طمع انداخت ، خيال كردند اينجا هم گرجستان است . يك سرمايه دار صهيونيست ، طبق ادعاي خودشان ، گفت : من 10 ميليون دلار خرج كردم ، انقلاب مخملي كردم و حكومتي را بردم و حكومتي را آوردم . احمق ها خيال كردند كه جمهوري اسلامي ايران ، اين ملت عظيم ، با كجا مقايسه مي كنيد شما ايران را . مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ما را نشناخته اند .
ب) هميشه در مملكت بايد قانون حاكم باشد و اگر ادعاي تقلب داريد بايستي سند داشته باشيد و الا ( ولو فرض محال محال حق با شما باشد ) باز هم بدون داشتن سند حرف شما از لحاظ شرع و قانون رد است ( حداكثر دادن حق به شما )) :
در زمان اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) روزي يك يهودي زره آن حضرت را دزديد . حضرت براي گرفتن زره خود به قاضي شكايت كردند ، قاضي آن شخص يهودي را نيز به محكمه كشاند . سپس شروع به قضاوت كرد . از حضرت امير پرسيد كه آيا براي اين موضوع شما شاهدي داريد ، حضرت فرمودند كه خير ،
آنگاه قاضي دستور را برضد حضرت داد و زره را به شخص يهودي داد ، زيرا براي اين موضوع شاهدي نداشتند ، شخص يهودي پس از ديدن اين صحنه و موضوع به پيش حضرت امير آمد و زره را داد و مسلمان شد .
ج) برائت و تبري جستن از دشمنان خدا واجب است :
تبري و برائت جستن از دشمنان خدا مثل نماز واجب است ، اگر شما به فروع دين ما نگاه بيندازيد ، فروع دين ما 11 تا است كه 2 تاي آن تولي و تبري است كه مثل نماز يوميه واجب است ، حال مي بينيم كه كل جهان استكبار و منافقين و توده اي و رقاصه و … از شما حمايت مي كنند و شما سكوت مي كنيد اين عين خيانت به ملت ايران است و اين مثل اين مي ماند كه شما در خانه اي را باز بگذاريد و عده اي دزد وارد خانه شوند و پس از دستگيري آن ها بگويند كه شما هم با ما همراه بودي و شما هم سكوت نماييد ، اين ، آيا پليس آگاهي شما را به دليل همراهي و همچنين سكوتي كه علامت رضاست شما را دستگير نمي كند . الحق و الانصاف عاقلانه بدور از هواي نفس فكر كنيد .
د) آيا حصر خانگي صحيح است ؟
درخصوص اين موضوع بايد گفت كه نظر شما درخصوص اين كه ، مگر وقتي پليس به كسي مظنون مي شود ، او را در بازداشتگاه نمي كند و اگر كسي باشد كه كارهاي خطرناكي كرده باشد ، او را در بازداشت قرار مي دهد، پس چطور شما بازداشت در بازداشگاه را به آن معترض نبوديد ، پس منصف باشيد .
ه) هيچ موقع نمي توان براي گرفتن حق ( ولو فرض محال محال حق با شما باشد ) دست به كاري زد :
در زمان اميرالمومنين ( عليه السلام ) كه در كودتاي سقيفه حق را از حضرت گرفتند ، برخي از منافق صفتان خواستند تا سوء استفاده كنند و با انجام جنگ داخلي مسلمانان را ضعيف كنند .
يكي از اين منافقان ابوسفيان بود ، او به پيش حضرت امير آمد و گفت كه تو براي احقاق حقت به جنگ ابوبكر برو و من هم سپاهي براي پشتيباني به تو مي دهم ، حضرت امير سخن او را رد كردند و فرمودند كه نمي خواهند جنگ كنند .
پس ولو فرض محال محال ( اين حداكثر قضيه است ) حق با شما باشد و شما پيروز انتخابات باشيد ، وقتي مي بينيد كه حتي ذره اي ضربه به اسلام مي خورد ، اسلام تاييد نمي كند كه براي گرفتن حق از هر وسيله اي استفاده كني .
در زمان حضرت امير ، حكومت مال علي بود ، حاكم بلافصل اسلام حضرت امير بود ولي براي اينكه اگر گرفتن احقاق حق مهم باشد ولي حفظ اسلام اَهَم است و بايستي پذيرفت . پس ولو فرض محال شما پيروز انتخابات باشيد اسلام هرگز چنين چيزي را تاييد نمي كند .
و) فتنه بزرگتر از قتل است :( 217 بقره )
در زمان پيامبر ، ايشان شخصي را به مدينه فرستادند كه از مكه براي ايشان خبر آورد ، او در راه ديد كه كارواني از قريش در ماه حرام به سوي مدينه مي آيد ، با خود گفت كه اگر اجازه دهم كه آنان وارد مدينه شوند و سوئ استفاده ي از ماه حرام كنند و پس از اتمام ماه شروع به قتل درخود مدينه كنند كه خيلي خطرناك است ، اگر آنان را در همين جا بكشم كه در ماه حرام انجام داده ام ، او در نهايت تصميم به جنگ مي كند و آنها را مي كشد.
پس از اين كار به مدينه مي آيد و مردم مدينه او را به خاطر جنگ در ماه حرام سرزنش مي كنند ، پس از گذشت چند وقتي اين آيه نازل مي شود و مي گويد كه در خصوص جنگ در ماه حرام سوال مي كنند بگو جنگ در آن حرام است و گناه كبيره … ولي فتنه و سوء استفاده از ماه حرام بزرگتر است از قتل در اين ماه …
پس در زمان فتنه بايستي برخي از اوقات بايستي فراتر از قانون رفت ( ولو فرض محال ) و اين وظيفه ي ولايت فقيه است و اين همان چيزي است كه مي گوييم كه ولايت فقيه است كه به قانون مشروعيت مي دهد و ما تابع وليه فقيه هستيم كه بايد مهم و اَهَم را مشخص كند .
پس در انتها همه را دعوت به تفكر به دور از تعصب و احساسات و هواي نفس مي كنم ، تاريخ اشخاص بدعت گذار فراواني به خود ديده است كه راه مستقيم را كج كردند و در همان حال مرده اند ولي شما بياييد و در تاريخ رقم بزنيد كه مي شود درصورت اشتباه كردن و بدعت گذاري توبه كرد و برگشت .
از سرزنش ملامتگر نترسيد و بگوييد كه اشتباه كرديد و بگوييد كه مسير را كج كرديد و الا عاقبتي مثل خلفاي راشدون منظر شماست .
حضرت امير در دم مرگ خليفه ي دوم بالاي سر او آمدند و گفتند كه بگو اشتباه كردم و حتي در برخي نقل ها ست كه حضرت حتي رضايت حضرت زهرا ( سلام لله ) را شرط اعتراف به اشتباهش كردند ولي او گفت : (( النار و لا الآر ) ، يعني من آتش را بر آري پذيرفتم و او تا ابد براي عذاب و گناه است زيرا بدعت گذاشت و نپذيرف كه كمي آر شود ولي مردم نكند ولي او نپذيرفت .
پس اين را بخوانيد و تاريخ را تكرار نكنيد و شما در تاريخ نشان دهيد كه مي شود برگشت و به اشتباه اعتراف كرد .
اين را بدانيد كه با وجود حضرت آقا كسي شما را ملامت نمي كند و آقا اجازه ي ملامت به كسي نمي دهند .
پس برگرد و اعتراف كن و تاريخ را تكرار نكن
… والسلام …
راه و روح او را نمی توانید بدزدید
حرف راستی که گفته می شوداین قدرتابلواست که نیازی به این جورکارهانیست اما زمانی که دروغی گفته می شودبایدبرای پابرجاماندن ان این کارها راهم کرد———–ملاک من برای شناختن دروغ از راست این است
جناب راوری از مشهد: اگر به آمار منتشر شده از خود وزارت کشور مراجعه کمید و مقایسه کنید آثار تقلب و آشفتگی امارها همه چیز را مشخص میکند قارداش!!!!
یادآوری خاطره شهدای راه آزادی به تدوام مبارزه با ظلم کمک میکند. باید دروغ گویان رسوا شوند.
سلام بر شهید ژاله و خانواده صبور او.
این علیرضا راوری از مشهد چقدر خوب کپی برداری از حرفهای حسین شریعتمداری میکند. تا وقتی کسانی مثل این آقایان وجود دارند انتظار بیشتری نمیتوان داشت. باید سطح آگاهی این افراد را بالا برد. به امید روزی که بیشتر مردم به حق و حقوق خود آشنا شوند
خوش باشي پيش امير و سهراب و ندا
تو كجا و كيهان و حسين بازجو كجا؟
لازم نیست کارت جعل شود اتفاقا من هم بسیجی هستم ولی با این خیانت ها مخالفم بسیج لشکر مخلص خداست و ما افتخار می کنیم که بسیجی هستیم بسیجی مرد خدا نه بسیجی بابت ارتقا ژاله می تواند بسیجی باشد بسیجی مخالف تقلب و دزدی!
فراخوان سراسری ایرانیان برای گرامیداشت روز جهانی کار و کارگر
امضاکنندگان این فراخوان تاکید کرده اند با شرکت گسترده در جشن جهانی روز کارگر و با طرح شعارها و خواسته های کارگران ایران، بر اعتبار جنبش کارگری و نقش موثر آن در تداوم، پیشرفت و تکامل جنبش دموکراسی خواهی ایران تاکید میکنند و میکوشند به جنبش دادخواهانه و عدالت گسترانه کارگران و ملت ایران یاری رسانند
بیست و پنجم بهمن
در سومین روز از اعتصاب غذای اسرای سبز، شعر ارسالی یکی از اعضا شبکه 25 بهمن،از سوی همه ما تقدیم می شود به همراهان سبز دربند.
“متن ارسالی: تقدیم به سحر خیز ها، باقی ها، پناهی ها، زید آبادی ها و تمام اسیران و شهیدان سبز ایران.
سحرخیزم که رزمی عاشقانه، کند با تیرگیهای شبانه
به نورش آتشی گیرد زبانه، به قلب شب پرستان زمانه
کجا از ترس و بیم ا…ندیشه دارند، سیاوش ها که در دل ریشه دارند
به دستشان قلم چون تیشه دارند، زنندش بر دل شب عاشقانه
شرف داده قلم را و سخن را، امیدی سبز شیران وطن را
زبون کرده سپاه اهرمن را، به صبر و پایمردی ای یگانه
پناهی گر به خانه گر به زندان، هنردر دست چون شمشیر بران
وجودی چون کمان و تیر او جان، بگیرد ظلمت شب را نشانه
چو آنی در جهان باقی بماند، به شمع جان شب تیره براند
خموشی را دمی جایز نداند، به جنگ با سیاهی زمانه
بهاری در قفس ماندند یاران، که عیدیشان بود بر ما بهاران
چو آید نوبهار سبز ایران، شود سبزی به میهن جاودانه
بهاری آمده بی بلبل و گل ، بهاری بی شمیم عطر سنبل
بهاری بی ترنم های بلبل، چه باشد شادی ما را بهانه
هزاران لاله ی پر پر به بستان، کبوترهای خونین بال بی جان
هزاران بلبل خوش خوان به زندان، چه دریای غمی تا بیکرانه
اگر چه درد و غم تا بیکران است، بهاری کاذب و بی بلبلان است
چنین شامی که ما را میزبان است، ز صبح روشنی دارد نشانه
سکوت بلبلان صد نغمه گوید، که از خون جوانان سبزه روید
زمستان ره به نابودی بپپوید ، بهاری نو بود در راه خانه
بهاران چون به میهن پا گذارد، ز هر خاری گلی زیبا بر آرد
ز سیل ژاله کز چشمان ببارد، شود رودی دل صحرا روانه
ز هر لاله که در خون غوطه ور شد، ز هرژاله روان از چشم تر شد
ز هر داری گلی رقصید و پر شد، زند صد غنچه ی زیبا جوانه
نداند چون نوازد ساز آرام ، به شورم از امید سبز ایام
به بیدادم ز دست خصم بد نام، چه خوانم جزسرودی در میانه
شاعر: ب.آرام…
طراح پوستر: آدام
درباره وضعیت همراهان سبز در بند و برنامه روز کارگر اطلاع رسانی کنیم…هر ایرانی سبز یک رسانه، هموطن خاموش ننشینیم
جناب علی رضا راوری از مشهد
مشکل تحلیل شما اینه که دوران حاضر را با دوران صدر اسلام و … را با علی (ع) مشابه می دونی. در صورتی که اگر دوران حاضر را با دوران پس از حکومت علی(ع) مقایسه کنی تشابهاتی بی نهایت عجیب پیدا خواهی کرد…..
جدا در عجبم که شما از چه قماشی هستید. یک دروغ را فرض تصور می کنید و حکم صادر می فرمایید. تمام حرف شما اینست که موسوی و کروبی باعث شدند مردم به خیابان بیایند. اما این یک دروغ مضحک است چون روز بعد از انتخابات شعار مردم این بود:”موسوی رای مرا پس بده”. اگر فارغ از هر غرض و مرض سیاسی به مفهوم این شعار فکر کنید خواهید فهمید که مردم در روز بعد از انتخابات تصورشان این بود که موسوی هم رفیق دزدان رای ملت هست و در واقع او تنها برای گرم کردن این انتخابات شرکت کرده است و پاسخگوی مردم نیست یعنی دقیقا همان کاری که بعدها محسن رضایی کرد. اولین فیلم منتشر شده در یوتیوب کاملا گواه بر این ادعای من است و مدرک دوم سخنرانی مهندس میرحسین موسوی در بین جمع کوچکی است که در دفتر ایشان گرد آمده بودند و البته آنهم در یوتیوب موجود است. ایشان اشاره می کنند که مردم نباید شعار “موسوی رای مرا پس بده بدهند” چون من به هیچ وجه مجری و ناظر بر انتخابات نبوده ام.
پس دوست عزیز (علیرضا راوری از مشهد) ادعای شما بنا بر شروع اعتراضات از جانب مهندس موسوی یک ادعای از اساس باطل است. مردم خود معترض بودند و البته هنوز هم هستند و علتش هم تنها تقلب در انتخابات نبود. فشارهای روحی و روانی و البته اقتصادی که بعلت سیاستهای اشتباه داخلی و خارجی از طرف جمهوری اسلامی بر ملت تحمیل میشود باعث شده که مردم مانند یک مزرعه گندم با کوچکترین جرقه ای موجی از اعتراض به را بیندازند.
اگر حکومت اجازه یک انتخابات آزاد و بدون تخلف را به مردم بدهد مردم به نتیجه قانع خواهند بود و صدای کسی هم در نخواهد آمد اما در پیش گرفتن سیاستهای کثیف همراه با فریبکاری و دروغگویی باعث فشارهای روحی بر مردم است.
شما که پیگیر این مسائل هستی این سوال را هم مطرح کن که قطع ارتباطات مخابراتی بیسیم و اس ام اس در روز انتخابات چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا حکومت از مردم خود میترسد که اینچنین در سراسر کشور همه چیز را مختل می کند؟ در زمان کودتای پرویز مشرف ارتباطات موبایل قطع شد، آیا در ایران ما هم کودتایی قرار بود اتفاق بیفتد؟ اگر شما یکطرفه قضاوت کنی هیچگاه قضاوت صحیحی انجام نخواهی داد.
اما این حرف شما که موسوی و کروبی هیچگاه نتوانستند مدرکی ارائه کنند که تقلبی صورت گرفته حرف جالبی است که البته از جانب حکومت به عنوان بهترین سند برای صحت انتخابات مطرح می شود اما جواب خوبی هم دارد. افرادی از جانب این دو نفر به عنوان ناظر انتخاب شدند اما شما دید و خواندید که از روزی که موسوی و کروبی اسم ناظر را آوردند شورای نگهبان و وزارت کشور دائما گفتند ” نه” و اصرار داشتند که چنین چیزی خلاف و است و چنین و چنان و کاملا روشن بود که قطع ارتباطات بیسیم هم بخاطر ایجاد اختلال در کار ناظرین این دو کاندید بود. حال زمانی که در کار ناظرین اختلال به وجود بیاید چگونه امکان دارد که مدارک و اسنادی در جهت اثبات تقلب ارائه کرد؟ پس چیزی که مطرح شده اختلال در کار ناظرین و امکان وقوع تقلب است که مورد اول تخلفی بزرگ است که میتوانست به راحتی باعث تجدید انتخابات گردد.
گذشته از این مسائل رفتار حکومت در مواجهه با مردم معترض است، امروز تقریبا دو سال از آن روزها می گذرد و ما شاهد اعتراضاتی در تونس و مصر و یمن و سوریه و بحرین هستیم و دیدن تصاویر کشتن و دستگیری این ملتها توسط دولتهایشان بسیار آزارمان می دهد حال چگونه میتوان کشتن و کتک زدن را که برای دیگر ملتها نمی پسندیم برای برادران و خواهران خود خواستار باشیم؟ بسیجیانی که با افتخار دم از لت و پار کردن مردم می زنند و جلوی چشمان مردم چادر از سر زنان محجبه اما معترض می کشند.
من هم دوست داشتم هیچگاه این خوشونتها را در کشور شاهد نبودم اما این دلیل نمی شود که ما نظام فاسد انتخاباتیمان که همیشه با دخالتهای عده ای زورگو دچار تقلب بوده را فراموش کنیم. نمونه های بسیاری دیده ام اما جالبترین آن را در زیر برایتان بازگو می کنم:
من اهل شهری به اسم کوهدشت از شهرستانهای استان لرستان و در فاصله 100 کیلومتری از خرم آباد هستم، تقریبا یک هفته مانده به هر انتخابات مجلسی به یکباره حکومت عده بسیاری از نظامیان سپاهی را به بهانه مانور عازم منطقه ما می کند و این عده شهر را به طور کامل محاصره می نمایند و تمام مسیر انتخابات را در شهر ما عوض می کنند به روستاییان پول نقد می دهند و هر روستایی با حمایت نظامیان چندین رای به صنوق می اندازد و همیشه تعداد رای های صندوق بیشتر از کل جمعیت شهر کوهدشت است این در حالی است که کودکان قانونا حق شرکت ندارند، پس این رای های اضافه از کجا می آید؟ قانون چه میشود؟
احترام به قانون معترض و غیر معترض نمی شناسد. اگر همه به قانون عمل کنند هیچ اعتراضی رخ نخواهد داد. اگر سپاهی ما، اگر بسجی ما، اگر نماینده ولی فقیه، اگر امام جمعه ما بی طرفی را حفظ کند مردم هم اعتراضی ندارند. اگر شورای نگهبان پا از گلیمش درازتر نکند کسی ناراضی نمی شود اگر وزارت کشور امکان نظارت شرافتمندانه ای را فراهم کند هیچ کسی ناراضی نخواهد بود.
امیدوارم این اتفاقات اگرچه انسانهای بسیاری را داغدار عزیزانشان کرد اما درس عبرتی باشد برای حکومت ما تا در مسیر انتخابات که نماد جمهوریت نظام ماست سنگ اندازی نکند.
من هم اهل پاوه هستم صانع را چند بار وقتی بچه بود و از پاوه نرفته بود دیدم و فکر نمی کردم روزی برسد که تمام دنیا از خیر و شر او را شهید بنامند. این حالت فقط هر چهارصد یک بار رخ می دهد. چون آدم فقط از دید یک نفر می تواند شهید باشد.
کورش می گه بر سرزمینی که کشاورز تولید کنه و خودش نان شب نداشته باشه باید گریست من هم به پدر این شهید راه سبز ایران تبریک می گم بایت صبر و تحملش
دلم به حالتون می سوزه.هر دو دنیاتونو از دست دادید…این ملت با این نظامن.بابای
این نیز بگذرد . . . .
مرگ بر ديكتاتور
خدا به همه دوستان و مردم ایران و پدر صانع شهید صبر بده
حنا يادت رفته يا خودتو به فراموشي زدي اگه يادت نيست صداي ملت چي بوده ميتوني يه سرچ كوچيك تو اينترنت بكني و بشنوي مردم چه شعاري ميدادن : موسوي كروبي راي مرا پس بگير.
براي كج انديشان كه بگمان خود ميتوانند فضا را بعد از دوسال به نفع خود تحريف كنند متاسفييم
آنها خودرا فريب ميدهند و تخيلات ذهني خود را واقعيت تصور ميكنند
زینب به تمام یاغیان عبرت داد
با خطبه ی خود به دیگران جرئت داد
ایول به یزید مرد آزادی بود
چون حداقل اجازه ی صحبت داد..
درود بر مردم پاوه ولعنت بر دیکتاتور
خیانت صدا و سیما که بهتر است بجای رسانه ملی بگوییم رسوایه ملی در این زمان از همه بیشتر است و روی سیاه ابوجعل را سفید کرده
مرگ بر دیکتاتور شهید دزد
شنیده بودیم عمرو عاص حیله گر است .ولی بی شرمی ووقاحت این آقایان به حدی است .روی تمام جنایت کاران وحیله گران تاریخ را سفید کرده اند!
متاسفانه رسانه ها در اختیار حاکمان دیکتاتور است
تو بابت این دنیات راحتی. اسلحه دست توست. منم دست خالی.درو دیوار از رشادت و مردانگی تو میگن(البته مردانگی در کهریزک) و از آمریکایی بودن من. آرزوم اینه کاش منم یک ذره خیالم ازون دنیا نثل تو راحت بود. ولی ترس از آخرت و خدا خیلی وحشتناکه!
ولی تو ترسی نداری! حتی پیامبر هم اندازه شما از روز آخرت مطمئن نبود!
این دنیا مال تو! برو خوش باش! ولی بذار راجع به اون دنیا خدا قضاوت کنه نه تو!
رای دزد شهید دزد هم میشود…
احسنت. طیب الله.
حنا جان دلبندم اگه ما شعار میدادیم که میگفتیم موسوی موسوی رای مرا پس بگیر یا موسوی کروبی رای مرا پس بگیر نشنیدیم که کسی بگه پس بده. ما به موسوی اطمینان داشتیم و داریم
همه این مشکلات بخاطرموسوی وکروبی بود
چرا قبل از انتخابات ایران اینجوری نبودزندگی مردمو خراب کردن
جوان های مردمو به کشتن دادن عده ای هم درزندان ها هستن خودشون
باخیال راحت زندگی میکنن خوب چراغ سبز به امریکا نشون دادید
اقایِ “علیرضا راوری از مشهد”، جواب شما را ا قای خامنه ای چنین دادند.
صحبت های آیتالله سید علی خامنه ای درباره وقایع 18 تیر 1
حاكميتى كه بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و تصرف غاصبانه و تغيير در آراء آنان و كشتن و بستن و بازداشت … (باشد) نزد شرع و عقل و عقلاء جهان محكوم و بىارزش است
فعلا که چماق شما وسرِ بی دفاعِ ما…..