• صفحه اصلی
  • » اخلاق پیروزی؛ گذر از سیاست پوپولیستی به‌سوی سیاست برای زندگی...

» گفتار

اخلاق پیروزی؛ گذر از سیاست پوپولیستی به‌سوی سیاست برای زندگی

بازنده و برنده، ناگزیر، زود یا دیر، خواهند فهمید در بازی پوپولیسم پیچیده و فراگیر، هیچ‌کس در مقیاس ملی و بینانسلی و میان‌مدت و بلندمدت برنده نیست. این بازی برای همه خودویران‌گر است

مردم را مقابل دین قرار ندهید

امام جمعهٔ مشهد با استناد به آیهٔ «والله یعصمک من الناس» تودهٔ مردم را خطری بزرگ معرفی می‌کنند که ممکن است جریان‌های سیاسی آنها را از دروازهٔ انتخابات و مردم‌سالاری در برابر دین و خدا و ولایت قرار دهند. بیان چنین مواضعی از سوی کسانی که سلیقه و جناح خود را عین دین و ولایت می‌دانند و مخالفانشان را با انواع اتهام‌ها و دشنام‌ها می‌نوازند چندان عجیب نیست؛ اما آنچه مایهٔ تأسف است و مجوزی برای سکوت باقی نمی‌گذارد، قرآنی دانستن دیدگاهی است که هرگز با آیات الهی سازگاری ندارد و قرآن کریم همواره بر نقطهٔ مقابل آن اصرار و تأکید می‌کند

آقای روحانی الوعده وفا

آنان که مسیری بر خلاف راه ملت می پیماند بدانند که امروز پس از انتخابات ریاست جمهوری و تاثیر گذاری اندیشه و گفتمان دوم خرداد و سید محمد خاتمی، فرصت مناسبی است تا با مردم همراه شده و فصل اساسی و نقطه عطف تاریخ انقلاب اسلامی یعنی دوم خرداد را بپذیرند و به ممنوعیتها و حصر خانگی پایان دهند

آزمون یکی از وعده‌های دولت

افتخار دولت جدید که هم آقای جهانگیری و هم آقای روحانی بارها بر آن تأکید کردند این بود که دولت آنان قانون را از کشوی میز دولت سابق درآورد و آیین‌نامه‌های اجرایی آن را نوشته و به اجرا گذاشته است. این افتخار مهمی برای دولت است ولی در این میان یک جای کار همچنان لنگ است

اصولگرایان به این ۵ سوال پاسخ دهند

هنگامی که شورای نگهبان آقای روحانی را برای ریاست جمهوری صاحب صلاحیت دانست؛ باورش برای من ساده نبود؛ بخصوص اینکه از سوی هیچکدام از محافل “اصولگرا” صدای اعتراض و حتی پرسشی از شورای نگهبان بلند نشد که چرا یک آدم غربگرای نئولیبرال را واجد شرایط سخت و سنگین حضور در عرصۀ انتخابات ریاست جمهوری دانسته است!

تکاپوی معیشت

برای رسیدن به یک اقتصاد پویا و پیشرو باید به توسعه سیاسی توجه نمود و اولین و اصلی ترین موردی که در این امر می بایست لحاظ شود دموکراسی است و برای تحقق دموکراسی باید توزیع قدرت کرد و توزیع قدرت از تمرکز ثروت در دست عده ای خاص جلوگیری می کند. تعدیل قدرت به تعدیل ثروت خواهد انجامید و رفاه نسبی و برابری را باعث خواهد شد

ایران ١۴٠٠ : خطر نزدیک است

با انتخاب حسن روحانی، شیب توسعه‌ی ایران مثبت خواهد شد اما سال۱۴۰۰ می‌تواند نقطه‌ی عطف آن باشد؛ شیب را منفی کند و یا شتاب ببخشد. آن‌روز تنها راه نجات، گفتمانی است که فراگیر و نافذ باشد. حزبی که واقعی و سراسری و سرشار از نیروهای آماده به خدمت باشد. شبکه‌‌ای که گره‌های آن محکم و پیام‌های آن خواسته‌ی مردم باشد. جامعه‌ای مدنی که نهادهای آن به آسانی فرو نپاشد. ۴ سال تا ۱۴۰۰ فرصت است که جامعه‌ای مبتنی بر نهادهای مدنی بسازیم و به یاری آن نحسی «سیزده» را بدر کنیم

درس‌ها و عبرت‎های حماسه حضور

بهترین جشن پیروزی جناح پیروز ابراز احترام به دیگرانیست که مشرب دیگری را می‌پسندیدند. فردای ایران متعلق به همه ایرانیان است حضورگسترده مردم را قدر بدانیم و از همه انان برای ساختن ایران استمداد بجوییم. برجام ملی را به برجام یک اضافه کنیم و با طرح گفتمان گفتگو درمسیر ایجاد انسجام ملی بکوشیم و دیوار نفرت و منازعه را به بوستان همدلی مبدل سازیم و با کلید محبت قفل حصر بگشاییم

درباره سرگردانی یک جریان سیاسی

جریانی که یک عمر به جان موسیقی افتاد مجبور شد به پای موسیقی بیفتد. اما چون پیش‌تر «ربّنا» را فروخته بود چاره‌ای نداشت جز اینکه با همه‌ی حیثیت‌اش «جیگیلی» را بخرد و عجبا که ممنوعیت‌ موسیقی در کشورمان دو بانیِ حقوقی و حقیقی داشت؛ اولی دستگاهِ قضائی بود و دومی جریانِ هنرستیز مذهبی

گزارش های دروغ به رهبر

فردای انتخابات، تاریخ مصرف این بولتن‌های میلیونی تمام می‌شود اما نه دروغ‌های این جماعت تمام می‌شود نه قصه‌ی اسلامِ سکس‌زده‌ی آنها.

اجبار سیاسی رای دادن

آیا رای دادن به نظام مشروعیت میبخشد؟ آیا شرکت در انتخابات به معنای حمایت بیشرط و طرفداری از یکی از نامزدها میباشد؟

با رای‌مان نگذاریم ایران سقوط کند!

باور دارم که آزادی، ثبات و صلح در قرن حاضر از خشونت حاصل نمی شود بلکه باید در صندوق رای و آرای عمومی آن را یافت حتی دموکراسی را. ما انتخابات آزاد، حقوق بشر، حقوق زنان و … را مطالبه می کنیم، فریاد می زنیم، زندان می رویم و در نهایت خواسته هایمان را بدست می آوریم. چون باور داریم حق گرفتیست

مرو به صومعه کآنجا سیاه‌کاران‌اند!

این همان مشی و منشی است که برای چشیدن ولو یک قطره از جام قدرت، تن به هر رذالتی می‌دهد. رذالت یعنی این‌که تبسم کنی به روی آن‌چه بدان باور نداری و گذشته و حال‌ات شاهدی است بلیغ بر این ناباوری و ریاکاری‌ات. به زبان قرآن، این رفتار را نفاق می‌نامند. «یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ»

نامه‌ای از اوین

شاید قدرت برآمده از اتحاد نهادهای انتسابی و موازی و کاسبین انقلاب و جنگ، نیرومندتر از آن باشد که در برابر اسامی بیرون‌آمده از رای مردم در پای صندوق‌های رای تمکین کنند. اما من اینبار به آقای روحانی رای خواهم‌داد. زیرا باور دارم که راه او در امتداد مسیر آن مردی‌ست که هشت سال پیش از این، از منتهای دل فریاد برآورد که (من آمده‌ام تا کرامت انسانی را پاس بدارم)

برای آنهایی که رأی نمی‌دهند…

اینکه سعی نمائیم دولت فرضی آقای رئیسی را در آینده‌ی پس از انتخابات تجسم کنیم! وضعیت اقتصادی معیشتی‌اش، سیاست خارجی‌اش، آزادی‌های سیاسی و اجتماعی‌اش و تولیدات فرهنگی و هنری‌اش را به تخیل در آوریم! سخنرانی‌اش را در نشست خبری بعد انتخابات و یا در جمع عمومی سازمان ملل از ذهنمان عبور دهیم! احساس دردناکی و استیصال‌آوری که از این تخیل به ما دست می‌دهد‌، در عالم واقع هم چندان دور از تصور نیست! اصلا باورم نمی‌شود اگر کسی بگوید ممانعت از چنین فاجعه‌ای ارزش رأی دادن را ندارد!!

سیلی سخت

رهبری در مراسمی نظامی به مسائلی اشاره کردند و آنچه برجسته تر و در پیشانی سخنان ایشان قرار داشت عوامل اقتدار نظام و امنیت بود و عوامل اقتدار بخش را «سپاه پاسدارن، علم و پیشرفت علمی، اقتصاد قوی و مستقل، قدرت نظامی، عناصر نظامی فداکار، مجموعه های حافظ امنیت از جمله نیروهای مسلح» دانستند و با بر شمردن این عوامل، امنیت ملی و آرامش کشور را بسیار مهم دانسته و نامزدهای انتخابات را توصیه و یا هشدار و یا دستور دادند که «به خاطر خطای در تشخیص، گسل های اعتقادی، جغرافیایی، زبانی و قومی را تحریک نکنند و در مسیر طراحی دشمن قرار نگیرند و اعلام کردند که «اگر کسی بخواهد بر خلاف امنیت کشور اقدام کند قطعاً با سیلی سختی مواجه خواهد شد.»

سروش محلاتی: جرا باید در انتخابات شرکت کنیم

به نظر می رسد ضرورت حضور، به دلیل ضرورت صیانت از انتخابات است، یعنی با مشارکت در انتخابات می خواهیم خود انتخابات را حفظ و نگهداری کنیم. و این منظور، نه فائده، بلکه غایت، و بلکه غایه القصوای امروز انتخابات است. مخلص کلام این است که انتخابات در کشور ما نهادی به شدت آسیب پذیر است، و برای صیانت از آن چاره ای جز حضور بیشتر و قوی تر پای صندوق های رأی نیست و ما برای حفظ صندوق های رأی در نظام، راهی جز گرد آمدن در اطراف آنها نداریم.

آیا رئیسی با همان سناریوی ۸۴ رئیس‌جمهور می‌شود؟

تقریبا همه می‌دانند که از ۲۰ سال پیش، همواره نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز بوده که نماد مخالفت با کلیت وضع موجود باشد. مثل سیدمحمد خاتمی در سال ۷۶ که در برابر نامزد مورد حمایت رهبری یک پیروزی خیره کننده به دست آورد. پس بزرگترین سوال برای هسته قدرت همواره آن بوده که چطور نامزد خود را به شکل مخالف وضع موجود روانه انتخابات کند؟

فائده و غایت حضور در انتخابات چیست؟

ضرورت حضور، به دلیل ضرورت صیانت از انتخابات است، یعنی با مشارکت در انتخابات می‌خواهیم خود انتخابات را حفظ و نگهداری کنیم. و این منظور، نه فائده، بلکه غایت، و بلکه غایه القصوای امروز انتخابات است. حفظ نهاد انتخابات، به حضور مقتدرانه خود مردم بستگی دارد و با کمترین غفلت آنان، معلوم نیست که این نهاد چه سرنوشتی پیدا می‌کند

تجربه همگانی، شعور همگانی می‌شود

ما نمی‌توانیم از مسئولیت خود در به‌قدرت رساندن تازه به دوران رسیده‌های سیاسی شانه خالی کنیم. ما با عدم شرکت خود و انتخاب نادرستمان در انتخابات ۸۴ عامل به‌قدرت رسیدن احمدی‌نژاد بودیم. عامل نطق‌های نامربوط و غیرکارشناسی در سازمان ملل و تهدیدها، درشت‌گویی‌های دولت مهرورز نهم بود اما عامل تشکیل دولت نهم ما بودیم و مسئول بروز نتایج آن نیز ما هستیم

ارزیابی عملکرد دولت روحانی در عمل به وعده‌ها

پس از گذشت سه سال و نیم از مسئولیت دولت روحانی، که آنرا ” دولت تدبیر و امید ” نامگذاری کرده است، و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری می توان به ارزیابی عملکرد این دولت در عمل به وعده های انتخاباتی اش در زمینه های مختلف پرداخت

دو ره پیداست

مسیری وجود دارد که برای دیگران پرونده‌سازی‌های دروغین می‌کند و آمران به شکنجه در بازداشت‌گاه‌های مخفیانه را تنها ۲۰۰هزارتومان جریمه می‌کند، مدعی مبارزه با فساد می‌شود اما خبرنگاری که فساد را افشا می‌کند به زندان می‌اندازد. مسیری که وعده حمایت از طبقات فرودست می‌دهد اما مشکل دست‌فروشی طبقات فرودست را با عملیات نظامی اراذل و اوباش حل می‌کند

مخالفان خسته شده‌اند

او پیوند دهنده قلب ها بود. اهل وفاق بود نه شکاف. از هشت سال گذشته هفت سال را در حصر بود، اما بیشترین حضور را داشت. در دو همایش انتخاباتی روحانی که از نزدیک دیدم، بیشترین حضور را داشت. نامش را با «یاحسین» به یاد می آورند و فریاد می زنند. از ریشه های سبز رایشان می گویند که روز به روز بیشتر می روید

دلربایی انتخاباتی با سراب‌های اقتصادی

باید به حال علم اقتصاد گریه کنیم که یک علم ریشه‌دار شناخته شده به بهای گرفتن قدرت تا این اندازه توسط برخی نامزدها مورد بی‌توجهی قرار گرفته و تمام بنیان‌های آن نادیده انگاشته می‌شود. برخی از نامزدها براحتی در هر حوزه‌ای ورود کرده و هر عددی که به ذهن‌شان می‌آید را در ارتباط با پدیده‌های مختلف به زبان می‌آورند، غافل از اینکه بیان هر عددی در حیطه مسائل و علم اقتصاد نیازمند یک مبنای مطالعاتی و پژوهشی است

پایان قالیباف

دروغگویی و عوام‌فریبی جعلی او تقلیدی از یکی از بدنام‌ترین رجال سیاسی دهه‌های اخیر ایران یعنی محمود احمدی‌نژاد بود. تعداد خلاف واقعهایی که وی در آن فرصت کوتاه گفت، شگفت‌‌آور است. امّا به نظرم مخرّب‌تر از همه‌ی اینها رویکرد اصلی او بود که پشت شعار تقلیدی «نودوشش و چهاردرصد» پنهان شده است

مبنای فقهی انتخابات

موضوع انتخابات در فقه و کلام شیعه، سابقه زیادی ندارد. شاید برای اولین بار در دوره مشروطه بود که ذهن فقها به صورت جدی با این موضوع درگیر شد و عده ای در موافقت و عده ای دیگر در مخالفت با آن به بحث و جدل پرداختند. ولی بار دیگر این بحث در میان علما فروکش کرد تا عصر جمهوری اسلامی

تبریک به رهبری بابت عبرت‌گیری از سال ۸۸

بماند که دقیقا ۷۴روز پیش در دیدار با مردم آذربایجان گفته بودند: «اینکه اگر برجام نبود جنگ در ایران حتمی بود دروغ محض است» (۲۷بهمن۹۵) حالا همین‌که معترف‌اند «سایه جنگ» بود ولی مردم بودند که دورش کردند کافی است! اصلا همین که سایه جنگ از سر کشور دور شود مهم است تقسیم غنایم و تعیینِ قهرمانش بحث دیگری‌ست

احمدی‌نژاد در نخستین دورۀ مناظرات

دیدن محمود احمدی‌نژاد با کت و شلوار و موی بلوند و عینکی خوش فرم برای آن‌ها که در آن هشت سال خون دل خوردند دشوار است و طاقت سوز، اما خوب است. باور بفرمایید خوب است تا همه ما از خاطر نبریم که احمدی‌نژاد با نظارت استصوابی و این حرف‌ها از بین نمی‌رود. حتی با یک انتخابات آزاد هم نمی‌شود از شرش راحت شد. او همه جا هست. کنار گوش همه ما. در درون ما نفس می‌کشد. باید همیشه و همه جا مراقب او باشیم. اتفاقا آن جایی که اصلا فکرش را هم نمی‌کنیم بیشتر سر و کله‌اش پیدا می‌شود. یک لحظه غفلت موجب یک عمر پشیمانی است. این شعار را سر خیلی از پیچ‌های تند و خطرناک جاده‌ها نوشته اند. این شعار را جدی بگیریم

ما تشنگان آزادی و آنها با کینه‌شان از آزادیخواهی

امروز برخی از همان کسانی که چنین باورهایی دارند برای تثبیت موقعیتشان پای به میدان نهاده‌اند. آمده‌اند تا با قبضه کردن ارکان اجرایی کشور حضورشان را مستحکم‌تر نمایند. اینک ما، تشنگان آزادی و کرامت انسان و آنها با همه کینه‌شان از آزادیخواهی و مردم‌سالاری. این گوی و این میدان

قالیباف؛ تنهایی دم مرگ و هویدایی خویشتنِ خویش

قالیباف ۹۶ خودش است. خود خودش. خشمگین است. اتهام نادرست می‌زند. می‌خواهد رقیبش را با هر ابزاری خرد کند. پس از رفتارهای نادرستش، لبخندی رضایت‌بخش کودکانه بر لبش می‌نشیند. این یک قالیباف حقیقی است. نقاب‌ها و مشاطه‌گران کنار رفته‌اند