» 25 خرداد
۲۵ خرداد؛ دفاع از جمهوریت و اسلامیت یک نظام با بلندگوی دستی یک نخست وزیر
میرحسین امید آن دارد که “حقمان را پس می گیریم” اما او که با پستوهای تو در توی قدرت هم آشنایی دارد می داند حق گویی و حق خواهی پرهزینه است و آسان به دست نمی آید. او بر سقف همان اتومبیل در میان مردمی که با شعار “رای ما یک کلام نخست وزیر امام” بار دیگر بر رای خود تاکید می کنند، پیمان می بندد که “هر گونه هزینه ای را برای تحقق آرمان های ملت” بپردازد. هزینه ای که شاید کسی گمانش نبود حصر در بن بستی به تنگی اختر باشد.
اعتراف پس از ۴ سال انکار : به معترضان در روز ۲۵ خرداد ٨٨ شلیک کردیم
فرمانده پایگاه بسیج ١١٧ نینوا که سال 89 در مصاحبه ای با روزنامه جوان شلیک به سمت جمعیت و کشتن مردم را انکار کرده بود حالا پس از گذشت چهار سال نیم سخنان خود را تغییر داده است و برخلاف گفتههای پیشینش تیراندازی افراد این پایگاه را به معترضان پذیرفته است اما اینبارداستان دروغ جدیدی روایت کرده است.
25 خرداد ۴ سال بعد و «درایت نظام»
روحانی میتواند با استفاده از اعتمادی که مقام رهبری به وی دارد، مقدمات این آشتی بزرگ ملی را فراهم کند. میرحسین موسوی، در بیانیهی شمارهی ۱۷ خود، آزادی زندانیان سیاسی را به «درایت نظام» تعبیر کردهبود. اکنون دیگر وقت آن رسیده که ملت پشت دولت قرار بگیرد، و آن را از خود بداند، تا سنگلاخ حل مشکلات اندکی هموارتر شود. این اقدام، قطعاً پیشرفت کشور را تسریع خواهدکرد و نام آن نیز برای آقایان روحانی و خامنه ای باقی خواهد ماند.
میرحسین صدای شادی هایمان را شنیده است
۲۵ خرداد را جشن میگیریم به امید آن که راهی به سوی اصلاح و اعتدال باشد. نهری که آب زلال به چشمه گل آلود و آشفته ی کشور باز می آورد. و شروعی برای ساختن ویرانه ها: ویرانه ی اقتصاد و سیاست، ویرانه ی اعتماد و اخلاق. راهی برای گریز از فقر و جنگ و نزاع و تباهی.
۲۵ خرداد اما برای ما یک نماد است: نماد مقاومت و پایداری بر سر حق مردم، و جانب مردم را گرفتن در روزهای سخت سرکوب. و یک نشانه است برای ادامه راه مان: نشانه هدایتی برای صبر و امید.
حق بزرگی ملت؛ راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست
چه زیبا می گفت میر دربند ما که وقتی حاکمان را به همراهی با مردم دعوت می کرد و می گفت ” مگر نمیخواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر میپسندند که حق بزرگی آنان را کاملتر ادا کند. بیش از هشتصد روز است که میرحسین در بند است و دعای خیر نقاش سبز ماست که گویی مستجاب شده است که آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است
از وبلاگ ها/ یک ۲۵ خرداد سبز دیگر
از ۲۵ خرداد ۸۸ تا ۲۵ خرداد ۹۲ راه خونین و سختی را پیمودیم. ما دنبال همین بودیم که بگوییم شما در خرداد ۸۸ رای ما را دزیدید و در انتخابات تقلب کردید. جای رییسجمهور واقعی ما را با رییسجمهور قلابیتان پر کردید، کشتید، به بند کشیدید، سرکوب کردید. ۴ سال تمام کودتا و تقلب را انکار کردید.
25 خرداد 88؛ حماسه حضور سبزها
میرحسین موسوی در آن هنگامه که صاحبان قدرت سرمست از آرای دزدی خواب های شیرین می دیدند و گمان داشتند بساط این ” لشکرکشی” خیابانی را چند روزه جمع می کنند، راهکار اجرایی حل بحران را داد. راهکاری که هنوز هم خواست مردم است ” راه حل بنده، ابطال این انتخابات مخدوش است و این کمترین هزینه را برای ملت ما خواهد داشت وگرنه از اعتماد ملت به دولت و نظام هیچ چیزی باقی نخواهد ماند.”
شکوه حضور در مسیر آزادی؛ مرور خاطرات راهپیمایی ۲۵ خرداد 88
از چهار راه ولیعصر راه پیمایی را شروع کردم. جمعیتی دانشجویی با برگه های فراوانی که در دست داشتیم که روی آن نوشته شده بود “رای من کو” به فارسی و لاتین. زودتر از ساعت شروع راهپیمایی حرکت کردیم. با این حال سر چهارراه جمعیت در حال حرکت به سمت بالا بودند. حس خوبی بود در میان این موج. فکر نمی کنم ایران در جایی چنین جمعیتی به خود دیده باشد. من که هنوز با مرور آن روزها احساس غرور می کنم. به خود می بالم
محسن رفیق دوست: من شاهد تظاهرات 25 خرداد بودم، جمعیت طرفدار میرحسین کم نبود
در دوره رهبری سه رئیسجمهور سرکار آمدند و هر سه آنها با رهبری زاویه دارند. هاشمی و خاتمی اینگونه بودند و از همه بدتر احمدی نژاد است که میخواهد با زیرکی ماستمالی کند! برای دوره آینده ریاست جمهوری هم با اینکه بنده آدم دانشگاهی و تحصیلکرده بالا نیستم، اما به اندازه چندین برابر این دانشگاهیان کتاب خواندهام و اهل تجزیه و تحلیل هستم؛ من میگویم اینکه در قانون اساسی گفته که کاندیدای ریاستجمهوری باید «رجال سیاسی و مذهبی و مدیر مدبر” باشد یک تحلیل میخواهد.