» مصطفی چمران
مصطفی چمران؛ مردی از جنس جنگ و عرفان
چمران سرنوشتش را با جنگ عجین کرد. او خود میدانست راهی که انتخاب کرده است جز کشته شدن و شهادت انتهایی ندارد. با این حال مبارزه انتخاب او شد. از ایران تا مصر، از مصر تا لبنان، از لبنان تا ایران و دهلاویه بر زندگیاش نقطه پایان را گذاشت. شاید باور نتوان کرد آنکه لحظهای از جنگ و مبارزه نایستاد و تمام مدت اسلحه بر دست داشت، مولانا میخواند و نقاشی میکشید، مجسمه میساخت و اگر وقتی پیدا میکرد دوربین عکاسی جای اسلحه را میگرفت
وصیتنامه شهید چمران؛ عشق و حيات و وظيفه
وصيت می كنم به كسی كه او را بيش از حد دوست می دارم! به معبود من! به معشوق من! به امام موسی صدر! كسی كه او را مظهر علی می دانم! او را وارث حسين می خوانم! كسی كه رمز طایفه شيعه، و افتخار آن، و نماينده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختي، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به امام موسی وصيت می كنم …
برای مرگ آماده شده ام و اين امری است طبيعی كه مدتهاست با آن آشنا شده ام. ولی برای اولين بار وصيت می كنم. خوشحالم كه در چنين راهی به شهادت می رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فيها بريده ام. همه چيز را ترك گفته ام. علایق را زير پا گذاشته ام. قيد و بندها را پاره كرده ام. دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم.
دکتر شریعتی از نگاه شهید چمران: چه خوب سوختی و چه زیبا نور تاباندی + فایل صوتی
ای علی! همیشه فکر می کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم ! ای علی! من آمده ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!…خوش داشتم که وجود غم آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نی وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی
شریعتی و چمران
این روزها مدام فکر می کنم این دو نفر اگر بودند، کجا بودند و بعد می اندیشم که شاید مصلحت خداوند بوده که این پایه گذاران فکری و معنوی انقلاب اسلامی نباشند و این روزهای دشوار را نبینند؛ روزهایی که کسانی داعی بزرگداشت این دو روشنفکر و پیشرو مسلمان را دارند که در فکر و عمل هیچ نسبتی با آنها ندارند و بیشتر نان این نام ها را می خورند.
خاطره شهید چمران از روز دانشجو
یکی از مجلات، با آنکه سانسور شدیدی وجود داشت و کسی جرات نمیکرد علیه دستگاه کلمهای بنویسد به مسخره نوشته بود که «اگر تیرها هوایی شلیک شده، پس بنابراین دانشجویان پر در آورده به هوا پرواز کرده و خود را به گلوله زدهاند.» به عبارت دیگر گلولهها به دانشجویان نخورده بلکه دانشجویان به هوا پرواز کردهاند و خود را به گلولهها زدهاند.
شریعتی و چمران
این روزها مدام فکر می کنم این دو نفر اگر بودند، کجا بودند و بعد می اندیشم که شاید مصلحت خداوند بوده که این پایه گذاران فکری و معنوی انقلاب اسلامی نباشند و این روزهای دشوار را نبینند؛ روزهایی که کسانی داعی بزرگداشت این دو روشنفکر و پیشرو مسلمان را دارند که در فکر و عمل هیچ نسبتی با آنها ندارند و بیشتر نان این نام ها را می خورند.