این روزها از مشهد به من خبر دادهاند که این کتاب (زوال کلنل) در افغانستان چاپ شده و به مشهد آمده است و دیگری میگوید این کتاب به شیراز رسیده است. الان هم میگویم این کتاب اعتبار ملی ماست. آثار ادبی اعتبار ملی ماست. من از شما انتظار دارم جلو این نقض حقوق معنوی مرا بگیرید. این دیگر آبروی معنوی من است نه مادی. دسیسهای است که میخواهد مرا خراب کند، اما کوه را نمیتوان خراب کرد
» محمود دولت آبادی
محمود دولت آبادی: امیدوارم روزی همه زندانها به مکانی برای زندگی تبدیل شوند
در مسیر انقلاب نویسندگان و نه تنها کسانی که در این چند سال زیر ضرب بودند، بلکه ذهن دیگرانی که بیرون از زندانها بودند بیشتر متوجه چه و چگونهها بود. چنانچه خود من وقتی از زندان آزاد شدم دوست عزیزم مرحوم گلشیری من را به منزلش دعوت کرد و زمانی که به آنجا رفتم بیش از هر مساله و مضمونی از چند و چون چگونه گذراندن دوران زندان صحبت کردیم. بنابراین در این دوره کسانی هم که زندانی نبودند ذهنشان درگیر مسائل زندان بود.
محمود دولت آبادی: اگر دیر نشده باشد!
من در باور «درک ضرورت» هستم و طبعا چنان درکی از بایستگی را منحصر به عرصهی فرهنگ و هنر هم نمیدانم. در همه زمینههای جامعه ما حقایقی رخِ آشکار نشان داده است که ضرورت باز شدن فضای باز قانونمدار و احترام الزامی به حقوق انسانی فردی و اجتماعی به ادراک مجموعهی نظام سیاسی درآمده است و این نقطهی مشترک تمام سرنشینان سفینهای است که همگان در آنیم.
«کلنل» محمود دولتآبادی جایزهی «میخالسکی» سوییس را بهدست آورد
برگزارکنندگان جایزه ادبی «یان میخالسکی» در سوییس ترجمه رمان «کلنل» محمود دولتآبادی را بهعنوان برگزیدهی نهایی سال 2013 این جایزه اعلام کردند.
«کلیدر» دولت آبادی؛ دومین رمان طولانی جهان
رمان «کلیدر» نوشتهی «محمود دولتآبادی» که در سال 1984 در 10 جلد و 2836 صفحه توسط انتشارات «فرهنگ معاصر» به زبان فارسی منتشر شده، با داشتن حدود 950 هزار کلمه در رتبهی دوم قرار گرفته است. «کلیدر» رمانی در ستایش کار و زندگی و طبیعت و رمانی حماسی از شجاعت و مردانگی است که شخصیت اول این رمان شخصی به نام «گلمحمد» است که دولتآبادی بیش از 15 سال عمرش را صرف نگارش آن کرده است.
محمود دولت آبادی: جریان ادبیات توقفناپذیر است؛ آقایان دست از سختگیری بیمورد بردارند
ادبیات و فرهنگ توقفناپذیر است. ادبیات مانند آب است و راه خود را پیدا میکند. من توصیه میکنم که آقایان دست از این سختگیری غیرلازم و بیمورد بردارند و اجازه دهند ادبیات به خصوص آثار جوانان بدون این گرفت و گیرها منتشر شود. ما نیاز داریم جوانهای ما شکفته شوند. خیام میگوید «قلم مشاطه ملک است»، این مطلب باید فهمیده شود.
کتاب محمود دولت آبادی درباره بیهقی
درحال حاضر مشغول نوشتن کتابی برای ارزیابی هنر نویسندگی بیهقی به بهانهی داستان زندگی «حسنک وزیر» هستم. این کتاب درحال نگارش است و به همین دلیل نمیتوانم بگویم چند صفحه دارد و در چه مرحلهای است.
«آن تنهایی و رنجوریای که در ایشان دیده بودم، میدانستم که در آن هیاهوهای سیاسی و مطالبات و توقعات گوناگونی که ایشان در معرض آن بود دوام نمیآورد. انسانی با روحیه آقای طالقانی بیشتر عارف میشود وقتی مجال بیابد… آقای طالقانی اهل هیاهو و راه افتادن توی خیابانها نبود؛ بیشتر توی خودش بود در زندان هم. [وقتی خبر را شنیدم] نیم ساعتی بهتزده بودم. در آنجا بود که حس کردم ای کاش بعد از زندان رفته بودم و یک بار دیگر ایشان را دیده بودم… طالقانی خیلی عزیز بود، سعهصدر داشت و بزرگوار بود. آقای طالقانی واقعاً شبیه هیچکس نبود.»
داستانخوانی محمود دولتآبادی در آلمان
دولتآبادی درباره وضعیت چاپ این آثار در ایران نیز گفت: مجوز این آثار صادر شده بود ولی متاسفانه در مرحله پخش؛ متوقف مانده است.









