» فاطمه چهل امیرانی
دفاع تمام قد همسر شهید حمید باکری از نخست وزیر امام: ما همه میرحسینیم
همسر سردار شهید خیبر در واکنش به سخنانی مبنی بر اینکه نظام در مقابل رهبران محصور جنبش سبز گذشت کرده و گرنه حکم سنگین تری شامل حالشان می شد می نویسد: اگر قرار باشد ميرحسين اعدام شود، يادتان باشد اسم ما هم مير حسين است. بايد خيلي ها را اعدام كنيد. اگر ما سردار نيستيم ولی سر بدار هستيم.
امضا و اعلام حمایت همسر شهید باکری از نامه مردمی به رییس جمهور برای رفع حصر
فاطمه چهل امیرانی، همسرسردار شهید اسلام حمید باکری، به جمع هزاران امضا کننده ای پیوست که از رئیس جمهور، وفای به عهد در رفع حصر را خواستار شده اند.
همسر شهید باکری: موسوی و کروبی برای حفظ مردم در بدنه نظام با خدا معامله کردند
بهتر است مقامات امنیتی واقعیت ها را در خفا هم شده بگویند تا این اقایان از توهم خارج شوند و بدانند چقدر مدیون خیلی از فتنه گران هستند. در ضمن یکی از دست آورد های اعتراضات البته در از ای هزینه های سنگین را تغییر دیالوگ های رد و بدل شده در مجلس آنهم مجلسی که رای به آن تحریم بود ذکر کرد. بغیر از عده ای که قرص فتنه خورده بودند ،در بقیه می شد رشد عقلانیت و اخلاق را دید.
همسر شهید باکری: ما نجیب تر از آقای موسوی آدمی داریم؟ ایستادن کنار مردم نانجیبی است؟
” میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد هیچ گناهی ندارند جز اینکه کنار مردم ایستادند. برای جمهوری اسلامی هم آبروداری کردند. همین که پای مردم ایستادند، مردم به آنها اعتماد و احساس کردند هنوز کسانی هستند در نظام که کنار مردم باشند و آمدند رای دادند. رای سال ۹۲ ادامه ۸۸ است. اگر آنها کنار مردم نمی ایستادند مطمئن باشید سال ۹۲ هیچ کسی نمی رفت رای بدهد. در این شک نکنید”.
انقلاب و ما
باز به امید نشستیم تا غم و غصه فرزندانمان در ازای اعتلای آرمانهای انقلاب و آزادی و شرایط خوبزیستن برای همه مردم، تسکین پیدا کند. بعد از انقلاب بارها از حمید سوال کردم، حمید چندسال طول میکشد، تا مثل بقیه انقلابها، انقلاب ما هم به اول خط برسد؟ فقط نگاه کرد. روحیه حمید طوری بود اگر بیربط حرف میزدی بالای منبر میرفت و تا توجیه نمیکرد کوتاه نمیآمد. او جواب نداد ولی من فورا تناسب بستم اگر پیامبر(ص) بود و امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) و یاران پیامبر، بعد از 60سال امام حسین را به جرم خروج کرده از دین، در کربلا به شهادت میرساندند و ما…
آرمانهایم کجا رفت؟
و کسی به جرم فکرش به زندان نرود . اما “جمهوری اسلامی ” از دید ما مردم سالاری که همه جا یک ملت حضور داشته باشند و با خواست و آراده ی آنها کشور اداره شود . تبادل اندیشه ها از نوع جلسات امام صادق (ع) که حتی با منکران خدا بحث و گفتگو می کرد ند . بالاخره جمهوری مورد نظر ما بود که از انواع مشابه یک سر و گردن بالاتر بود . ما مردم دیگر سیاهی لشکر نبودیم و هر کدام مختصاتی پیدا کرده بودیم و نباید در نقشه ایران دو باره گم می شدیم . مردم عدالت می خواستند . و در تظاهرات با شعار عدل علی (ع) پاها را محکم به خیابان می کوبیدند . گاهی فکر می کردی از قدرت خواست مردم آسفالت خیابان می شکافد . قرار بر این بود دولتها خواست مردم را بشنود. چنانچه شهید بهشتی می فرمود باید در بین مردم بود و به موقع از سوالات آن ها آگاه بشویم و جواب مناسب بدهیم .