سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آرمانهایم کجا رفت؟

چکیده :و کسی به جرم فکرش به زندان نرود . اما "جمهوری اسلامی " از دید ما مردم سالاری که همه جا یک ملت حضور داشته باشند و با خواست و آراده ی آنها کشور اداره شود . تبادل اندیشه ها از نوع جلسات امام صادق (ع) که حتی با منکران خدا بحث و گفتگو می کرد ند . بالاخره جمهوری مورد نظر ما بود که از انواع مشابه یک سر و گردن بالاتر بود . ما مردم دیگر سیاهی لشکر نبودیم و هر کدام مختصاتی پیدا کرده بودیم و نباید در نقشه ایران دو باره گم می شدیم . مردم عدالت می خواستند . و در تظاهرات با شعار عدل علی (ع) پاها را محکم به خیابان می کوبیدند . گاهی فکر می کردی از قدرت خواست مردم آسفالت خیابان می شکافد . قرار بر این بود دولتها خواست مردم را بشنود. چنانچه شهید بهشتی می فرمود باید در بین مردم بود و به موقع از سوالات آن ها آگاه بشویم و جواب مناسب بدهیم ....


فاطمه چهل امیرانی

نامه همسر شهيد باكري به نوه اش به مناسبت سالروز پيروزي انقلاب

حورای عزیزم
از وقتی که خداوند تو را در سوم خرداد سال 90 روز میلاد حضرت زهرا (س) و فتح خرمشهر به خانواده باکری هدیه داد . در هر مناسبتی تو را در آغوش گرفته و و تبریک گفته و گاهی هدیه کوچکی تقدیم توی عزیز کرده ام . عزیز دلم وارد اولین دهه فجر زندگیت می شوی . و این مرا به یاد اولین دهه فجر سال 57 می اندازد .

حورا جان! نمی دانی آن روز ها چقدر ما خوشحال بودیم . به اندازه همه تاریخ که در این کشور استبداد حاکم بود ، احساس آزادی می کردیم. تمام حصار ها ی قالبی شکسته بود و هر ایرانی می توانست یک فکر باشد و نظر خود را بگوید. دیگر ما مجبور نبودیم آنی باشیم که سیستم برای راحتی حکومت خود می خواهد. بغض در گلو خفه شده ما ترکیده بود و فریاد میزدیم ” استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی ” استقلال یعنی مردم این کشور خودشان برای این مملکت تصمیم می گیرند و اجازه نمی دهیم هیچ استکباری برای منافع خود خواست یک ملتی را با کودتا از بین ببرد وگفتیم “آزادی “تا در چهار چوب قانون مترقی کشور، حق فکر کردن و اندیشیدن داشته باشیم و مجبور نشویم به خواست دسته یا گروهی زندگی کنیم .

و کسی به جرم فکرش به زندان نرود . اما “جمهوری اسلامی ” از دید ما مردم سالاری که همه جا یک ملت حضور داشته باشند و با خواست و اراده ی آنها کشور اداره شود . تبادل اندیشه ها از نوع جلسات امام صادق (ع) که حتی با منکران خدا بحث و گفتگو می کرد ند . بالاخره جمهوری مورد نظر ما بود که از انواع مشابه یک سر و گردن بالاتر بود . ما مردم دیگر سیاهی لشکر نبودیم و هر کدام مختصاتی پیدا کرده بودیم و نباید در نقشه ایران دو باره گم می شدیم . مردم عدالت می خواستند . و در تظاهرات با شعار عدل علی (ع) پاها را محکم به خیابان می کوبیدند . گاهی فکر می کردی از قدرت خواست مردم آسفالت خیابان می شکافد . قرار بر این بود دولتها خواست مردم را بشنود. چنانچه شهید بهشتی می فرمود باید در بین مردم بود و به موقع از سوالات آن ها آگاه بشویم و جواب مناسب بدهیم .

حورای عزیزم چقدر خوشحال و امیدوار بودیم . و خود را آماده کردیم تا کسی به انقلاب نوپای ما ضربه نزند. من که از دهه فجر دوم با پدر بزرگت همراه شدم و با هم عهد کردیم برای تحقق آرمانهای انقلاب تلاش کنیم و نگوییم انقلاب برای ما چه کرده. بلکه بگوییم ما برای انقلاب چه کرده ایم . عزیز دلم چه راه سخت و بدون بازگشتی انتخاب کردیم. ولی باور داشتیم به سوی نور و آزادی می رویم .

نمی دانم از ماجرای بانه یا سرو یا سنندج و یا از تنگ نظریها و حسود یها و فرصت طلبیهای دنیا طلبان، از رقابیه ویا بیت المقدس، از والفجرها، از حاج عمران، از خیبر، از زیر موشک باران و بمباران بودنها، از دربه دری بعد از شهادت بابا بزرگ، از تهمت ها، از دلتنگیها ، از سختیهای راه که به احسان و آسیه تحمیل شد،… نمی دانم از کدام بگویم . خیلی ها هزینه های زیادی برای تحقق آرمانهای انقلاب دادند. اما برای این بنده ناچیز دردناک تر این است ” آرمانهایم کجا رفت ؟ ”

حورای عزیزم! کاش تو شفاعت مرا پیش پدرت احسان و عمه ات آسیه بکنی که مرا بخاطر همه سختیهایی که در راه احقاق آرمانهایم به آنها تحمیل کرده ام ببخشند . و دعا می کنم با دعای عمو علی و عمو مهدی و بابابزرگ دنیای بهتری برای رشد تو بوجود بیاید.

منبع: روزگار


5 پاسخ به “آرمانهایم کجا رفت؟”

  1. ماهستیم گفت:

    آینده روشن است
    نگران نباش بانو
    ماهستیم

  2. همرزم شهید گفت:

    همین یک درد میکشد مرا ارمانهای کجا رفت ؟
    نه ارمانهایم را که ربود ؟
    روزی امام بندگی خدا و خدمت به ملت را مایه عزت خود میدید
    اما امروز دوستان دیروز مدعیتند که با خدا در ارتباط دو طرفه اند .و اراده خدا بر زمین ان پیر فرزانه عزت خود را در انتخاب خلق طلب کرد این خلق را مرید خود میداند . و غیر مریدان را اغیار و غیر خودی و دشمن و مرتد . این میگوید لا اله الا ان
    جدا ارمانهایمان به کجا رفت
    هنوز شنیدن اهنگ الله الله الله لا اله الا الله مرا به شادترین روزهای عمرم می برد
    اما امروز با تنی زخمی از گین متجاوزین به کشور و روحی ازرده از فرصت طلبان بی مایه دست دعا بسوی خدا دراز نموده و حاصل رزم و خون همرزمانم را حکومت و عدالت علی (ع) طلب میکنم اللهم اجعل عواقب المورنا خیرا

  3. رسول گفت:

    خداوند به شما عزیزان شهداومردم صبر واستقامت وبهروی وسلامتی عنایت کند تااینده روشن این مرز وبوم رابه عزیزانتان نشان دهیدسحر نزدیک است

  4. امیر گفت:

    آرمانهایمان را به خاطر ناآگاهیمان سپردیم دست نفاق و تظاهر.و هرکسی را که ظاهرش مثل ما بود خودی و بقیه مردم را بیگانه قلمداد کردیم.اکنون تاوان اون همه ظلمی را که به ملت کردیم می دهیم. اکنون اشخاصی که هیچ سواد و تخصصی ندارند و به راحتی دستشون تو جیب بیت الماله از خوردن مال و ثروت مردم چنان به وجد آمده اند که صدای زوزه شان گوش مردم بیچاره را کر کرده. همانجا که حقوق کارگر بیچاره را دادند دست یک عده به نام شرکتهای انسانی تا بخودند و تکه ای هم جلوی ما کارگرا بندازند و عکس خامنه ای رو هم بالای سرشان بزارن و بر ریش همه ما ایرانیا بخندند.
    الان ما تاوان خیانت آقای هاشمی رو میدیم که با دروغ خود جلوی کار مجلس خبرگان برای انتخاب رهبری(رهبری از من درآوردی که تازه کشفش کرده بودیم) را گرفتند تا به نظر خودشان رهبری تمام در اختیار ایشان باشندو قدرت مطلقه این مردم زجر کشیده باشند .

  5. احمد گفت:

    به سلول 350 هم سری بزن، کهریزک و گوهردشت را گشتی؟