مشي اصلاحطلبان بر مبناي معيارهاي انساني و اخلاقي و حقوقي با همه اشكال مذهبي و يا سكولاري اقتدارگرايي و ديكتاتوري تفاوت دارد و من همچنان كه در هنگام بازجويي، در پاسخ به سؤالهاي تفتيش عقايدي توضيح دادم، گفتم كه طرفدار آزادي سبكهاي گوناگون زندگي هستم، اما همچنان كه در زندان تصريح كردم، انگيزهام دفاع از كرامت انساني و حجاب اسلامي است و معتقدم آنچه «اروپايي شدن» و «بدتر از اروپايي شدن» در زمينه حجاب ناميده ميشود، از استمرار همين وضع موجود، يعني مداخلههاي خشونت بار حكومت در تعيين آمرانه سبك زندگي شهروندان به وجود آمده است و چنانچه اين روشها اصلاح نشود، دير يا زود بيحجاب و با حجاب را يكسان در كام خود فرو خواهد برد.
» شهید مطهری
آزادی اندیشه، نعمتی که از دست دادهایم
علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، در حالی كه شیوهی كلیسا در تحمیل عقیده به وسیله شمشیر و زور را نفی میكند و آزادی اندیشه را از افتخارات اسلام میشمارد، به وضع زمان خود اشاره میكند، و با لحنی تند و شدید، آن را كلیسائی ـو نه اسلامیـ میخواند: «ولی متأسفانه ما مسلمانان، این نعمت آزادی اندیشه را هم چون بسیاری از نعمتهای دیگر الهی از دست دادهایم و “برخوردهای كلیسائی” بر جوامع ما حاكم شده است.»
اسلام مصباح یزدی چه میگوید، اسلام مطهری چه میگوید
اگرچه در باورِ مسلمانان، بعید است گزاره ای را بتوان سراغ گرفت که مردود اخلاق باشد ودر کلاس دین قبول شود، اما در شرایط فعلی که این قاعده دستاویز کسانی قرار گرفته است که بر آن حجت شرعی نیز می آورند و در کامگیری از آن، دین را هم به کام سیاست می برند و در ترویج خشونت، همراه و همگام کسانی چون اسامه بن لادن و سازمان های تروریستی چون القاعده و مجاهدین خلق می شوند، لازم است که از منظر درونِ دین نیز به آن پرداخته شود.
اتحاد دین و سیاست علیه استبداد دینی
سيد جمالالدين اسدآبادي طرح همبستگي دين و سياست را براي دو جبهه لازم ميدانست: جبهة استبداد داخلي و جبهة استعمار خارجي، كوشش فراوان داشت كه شعور مذهبي مسلمانان را براي مبارزه با استبداد و استعمار بيدار سازد. همبستگي دين و سياست هم به معني وابستگي دين به سياست نيست بلكه به معني وابستگي سياست به دين است. در جهان تسنن به حكم اينكه خلفا و سلاطين را «اولوالامر» ميدانستند و اطاعت آنها را از جنبة ديني واجب ميشمردند، همبستگي دين و سياست به صورت در خدمت قرار گرفتن دين از طرفِ سياست بود. اما در شيعه هيچگاه چنين مفهومي وجود نداشته و تفسير شيعه از «اولوالامر» هرگز به صورت بالا نبوده است.
آقای مطهری از قول امام خمینی درد دل میکرد که ایشان از طرف روحانیون سنتگرا به شدت تحت فشار بود که زنها را باید از ادارات بیرون کنند و اینها نباید در هیچ مجلس و تظاهراتی باشند، ولی ایشان مقاومت کرد و هزینهاش را هم داد، چون کسانی که این حرفها را میزدند، غالبا زور هم داشتند. آقای مطهری می گفت یکی از کارهای مهم امام خمینی این بود که در برابر این نوع فشارها مقاومت میکرد.
علی آزادمرد معنوی است، چون مردم را ذلیل نمیکند
امام (ع) فرمود: نه این کار را نکنید! این کار شما را پست و ذلیل میکند، شما را خوار میکند، چرا خودتان را در مقابل من که خلیفهتان هستم خوار و ذلیل میکنید؟ من هم مانند یکی از شما هستم. تازه، شما با این کارتان به من خوبی نکردید، بلکه بدی کردید، با این کارتان ممکن است یک وقت خدای ناکرده غروری در من پیدا شود و واقعا خودم را برتر از شما حساب کنم. این را میگویند یک آزاد مرد، کسی که آزادی معنوی دارد، کسی که ندای قرآن را پذیرفته است: الانعبد الاالله. جز خدا هیچ چیزی را، هیچ کسی را، هیچ قدرتی را، هیچ نیرویی را پرستش نکنیم، نه انسانی را، نه سنگی را.
آزادی اندیشه و بیان از نگاه شهید مطهری
آنچه روح مرحوم شهید مطهری را شاد می کند آزادی بیان و اندیشه، حتی برای کفار و ملحدان است، چرا که این امر باعث رشد و شکوفایی و بقای اسلام و موفقیت جمهوری اسلامی میشود؛ و آنچه او را آزرده می سازد، جلوگیری از آزادی بیان و اندیشه و ایجاد تک صدایی است، چرا که این امر باعث نابودی اسلام و نظام می شود.









