علی آزادمرد معنوی است، چون مردم را ذلیل نمیکند
چکیده :امام (ع) فرمود: نه این کار را نکنید! این کار شما را پست و ذلیل میکند، شما را خوار میکند، چرا خودتان را در مقابل من که خلیفهتان هستم خوار و ذلیل میکنید؟ من هم مانند یکی از شما هستم. تازه، شما با این کارتان به من خوبی نکردید، بلکه بدی کردید، با این کارتان ممکن است یک وقت خدای ناکرده غروری در من پیدا شود و واقعا خودم را برتر از شما حساب کنم. این را میگویند یک آزاد مرد، کسی که آزادی معنوی دارد، کسی که ندای قرآن را پذیرفته است: الانعبد الاالله. جز خدا هیچ چیزی را، هیچ کسی را، هیچ قدرتی را، هیچ نیرویی را پرستش نکنیم، نه انسانی را، نه سنگی را....
امام (ع) به مردم فرمود: چرا خودتان را در مقابل من که خلیفه اتان هستم خوار و ذلیل میکنید؟
کلمه: پس از انتشار مطلبی در سایت کلمه با عنوان «این رفتار، فتنه برای حاکم و ذلت برای مومن است» واکنشهای گستردهای در محافل عمومی، مطبوعات و سایتها به این مطلب طرح شد؛ از کسانی که از اینهمه تفاوت بین مرام امام علی (ع) و رفتار مدعیان امروزین حیرت کردند، تا دیگرانی که برای توجیه تناقض موجود بین گفتار امام با رفتار مدعیان، به هر توجیهی دستاویز شدند و حتی از افترا بستن و تفسیر به رای فرمایشات امام علیهالسلام هم ابایی نکردند.
اکنون به نظر میرسد بهترین پاسخ برای این مدعیان و توجیهگران، گفتاری از شهید مطهری باشد که بیش از چهل سال پیش بیان شده است، اما هنوز درد و دغدغه و آرمان نهفته در آن، غریب است و دستنیافتنی به نظر میرسد. این سخنرانی در 4 مهر 1348 شمسی مطابق 13 رجب 1389 قمری در حسینیه ارشاد ایراد شده و متن آن در اولین گفتار از کتاب «گفتارهای معنوی» منتشر شده است.
این سخنان شهید مطهری، به خوبی تفاوت نگاه ایشان و همه پیروان اسلام ناب محمدی را با اسلام متحجران نشان میدهد. ایشان در این متن، به خوبی تشریح میکند که اسلام به آزادی به عنوان یک مفهوم مقدس مینگرد و در عین حال تصریح میکند که آزادمردی و آزادگی، جوهر واقعی توحید و نفی بندگی غیر خداست و تنها به معنای آزادگی در برابر سلطان و خلیفه نیست. از نگاه ایشان، یکی از اهداف اساسی اسلام هم جا انداختن همین برده و بندهی غیر خدا نبودن است و نه پوستین وارونهای که برخی به نام اسلام دوختهاند.
عجیب است که برخی توجیهگران پیشگو، گفتهاند که اگر مردم به امام (ع) میگفتند استقبال به خاطر آن است که تو ولی خدایی، ایشان مردم را نهی نمیکرد؛ حال آنکه مرحوم مطهری تاکید میکند امام علی دقیقا به خاطر اینکه مرد خدا بود و بنده نمونه خدا و آزادمرد واقعی بود، مردم را از خوار شدن نهی میکرد.
آنچه در ادامه میخوانید، بخشهایی از این گفتار است که بدون دخل و تصرف، به همه علاقهمندان و پیروان واقعی راه و روش سبز اهل بیت پیامبر (ص) تقدیم میشود:
یکی از اقسام آزادی، آزادی اجتماعی است که انسان از ناحیه افراد دیگر آزاد باشد. یکی از گرفتاری های زندگی بشر در طول تاریخ همین بوده است که افرادی نیرومند و قدرتمند از قدرت خودشان سوء استفاده کرده و افراد دیگری را در خدمت خودشان گرفتهاند، آنها را به منزله برده خودشان قرار داده اند و میوه وجود آنان را که باید متعلق به خودشان باشد، به نفع خود چیدهاند.
می دانید کلمه استثمار یعنی چه؟ یعنی چیدن میوه دیگری. هر کسی وجودش مثل یک درخت پر میوه است. میوه درخت وجود هر کسی یعنی محصول کار و فکرش، محصول فعالیتش، محصول ارزشش، باید مال خودش باشد. وقتی که افرادی کاری میکنند که محصول درخت وجود دیگران را به خودشان تعلق میدهند و میوههای وجود آنها را میچینند، میگویند این فرد، فرد دیگر را استثمار کرده است.
یکی از گرفتاری های بشر در طول تاریخش همین بوده است که فردی، فرد دیگر را قومی، قوم دیگر را استثمار میکرده، به بردگی خود میکشیده است، یا حداقل برای اینکه میدان برای خودش باز باشد میدان را از او میگرفته است، او را استثمار نمیکرده، ولی میدان را از او میگرفته است. مثلا فرض کنید زمینی بوده است متعلق به دو نفر، هر دو از زمین استفاده میکردهاند، آنکه قوی تر و نیرومندتر بوده برای اینکه میدان خودش وسیع تر باشد، زمین دیگری را از او میگرفته و او را از زمین بیرون میکرده است، و یا او را هم با زمین در خدمت خود میگرفته که این، اسارت و بردگی نام دارد.
در نص قرآن مجید، یکی از هدفهائی که انبیاء داشته اند این بوده است که به بشر آزادی اجتماعی بدهند یعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی یکدیگر نجات بدهند. قرآن کتاب عجیبی است! بعضی از معانی و مفاهیم است که در یک عصر به اصطلاح گل میکند، زنده میشود، اوج میگیرد، ولی در عصرهای دیگر اگر نگاه کنید، آنقدر اوج نداشته است. در بعضی از عصرها میبینیم که برخی از کلمات به حق اوج میگیرد، وقتی به قرآن مراجعه میکنیم، میبینیم چقدر در قرآن این کلمه اوج دارد، و این عجیب است.
یکی از حماسه های قرآنی، همین موضوع آزادی اجتماعی است. من خیال نمیکنم که شما بتوانید جملهای زنده تر و موج دارتر از جملهای که در این مورد در قرآن هست پیدا کنید، شما در هیچ زمانی پیدا نخواهید کرد، نه در قرن هجدهم، نه در قرن نوزدهم و نه در قرن بیستم، در این قرنهایی که شعار فلاسفه بشر آزادی بوده است، و آزادی بیش از اندازه زبانزد مردم بوده و شعار واقع شده است. شما جملهای پیدا کنید زنده تر و موجدارتر از این جملهای که قرآن دارد : «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله»(سوره آل عمران، آیه. 64).
ای پیغمبر! به این کسانی که مدعی پیروی از یک کتاب آسمانی گذشته هستند، به این یهودیها، به این مسیحیها، به این زرتشتیها و حتی شاید به این صائبیها که در قرآن اسمشان آمده است و به همه ملتهائی که پیرو یک کتاب قدیم آسمانی هستند اینطور بگو: بیائید همه ما جمع شویم دور یک کلمه، زیر یک پرچم. آن پرچم چیست؟ دو جمله بیشتر ندارد، یک جملهاش این است : «الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا». در مقام پرستش، جز خدای یگانه چیزی را پرستش نکنیم، نه مسیح را بپرستیم، نه غیر مسیح را و نه اهرمن را پرستش کنیم، جز خدا هیچ موجودی را پرستش نکنیم.
جمله دوم : «و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله». اینکه هیچکدام از ما دیگری را بنده و برده خودش نداند و هیچکس هم یک نفر دیگر را ار باب و آقای خودش نداند. یعنی نظام آقائی و نوکری ملغی. نظام استثمار، مستثمر و مستثمر ملغی. نظام لامساوات ملغی. هیچکس حق استثمار و استعباد دیگری را نداشته باشد.
تنها این آیه نیست، آیاتی که در قرآن در این زمینه هست زیاد است. چون می خواهم عرایضم را بطور فشرده عرض کنم بعضی هایش را میگویم. قرآن از زبان موسی (ع) نقل میکند: که وقتی با فرعون مباحثه میکرد، و فرعون به او گفت : «الم نربک فینا ولیدا و لبثت فینا من عمرک سنین و فعلت فعلتک التی فعلت و انت من الکافرین»(سوره شعراء، آیات 18 و. 19)، موسی به او گفت : «و تلک نعمه تمنها علی ان عبدت بنیاسرائیل»(سوره شعراء آیه. 22). فرعون به موسی گفت : تو همان کسی هستی که در خانه ما بزرگ شدی، سر سفره ما بزرگ شدی. تو همان کسی هستی که وقتی بزرگ شدی آن جنایت را انجام دادی (به تعبیر فرعون) آن آدم را کشتی. میخواست منت بر سرش بگذارد که در خانه ما بزرگ شدهای، سر سفره ما بزرگ شدهای. موسی به او گفت : این هم شد حرف؟! من در خانه تو بزرگ شدم، حالا که در خانه تو بزرگ شدهام در مقابل اینکه تو قوم من را برده و بنده خودت قرار دادهای سکوت کنم؟ من آمدهام که این بردگان را نجات بدهم.
مرحوم آیةالله نائینی در کتاب تنزیه الامة میگوید : همه میدانند که قوم موسی، اولاد یعقوب هرگز فرعون را مثل قبطیها پرستش نکردند، ولی در عین حال چون فرعون آنها را مانند برده خودش استخدام کرده بود قرآن این را با کلمه ” تعبید ” از زبان موسی نقل میکند.
یکی از مقاصد انبیأ بطور کلی و بطور قطع این است که آزادی اجتماعی را تأمین کنند و با انواع بندگیها و بردگیها اجتماعی و سلب آزادیهایی که در اجتماع هست مبارزه کنند. دنیای امروز هم آزادی اجتماعی را یکی از مقدسات خودش میشمارد. اگر مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر را خوانده باشید این را میفهمید. در آنجا میگوید علت العلل تمام جنگها، خونریزیها و بدبختیها که در دنیا وجود دارد این است که افراد بشر به آزادی دیگران احترام نمیگذارند. آیا منطق انبیاء تا اینجا با این منطق موافق است؟
آیا آزادی مقدس است؟ بله مقدس است و بسیار هم مقدس است. پیغمبر اکرم جملهای دارد که میگویند متواتر هم هست، فرمود : «اذا بلغ بنوابی العاص ثلاثین اتخذوا عبادالله خولا و مال الله دولا و دین الله دخلا» (مجمع البحرین طریحی). پیغمبر اکرم همیشه از امویها بیم داشت و از آینده آنها بر امت نگران بود. فرمود : اولاد ابی العاص اگر به سی نفر برسند بندگان خدا را بنده خود و مال خدا را مال خود حساب میکنند و در دین خدا هم آنچه بخواهند بدعت ایجاد میکنند. پس این مطلب هم درست که آزادی اجتماعی مقدس است.
اما نوع دیگر آزادی، آزادی معنوی است. تفاوتی که میان مکتب انبیاء و مکتبهای بشری هست در این است که پیغمبران آمدهاند تا علاوه بر آزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی بدهند، و آزای معنوی است که بیشتر از هر چیز دیگر ارزش دارد. تنها آزادی اجتماعی مقدس نیست بلکه آزادی معنوی هم مقدس است و آزادی اجتماعی بدون آزادی، معنوی میسر و عملی نیست و اینست درد امروز جامعه بشری که بشر امروز میخواهد آزادی اجتماعی را تأمین کند ولی به دنبال آزادی معنوی نمیرود، یعنی نمیتواند، قدرتش را ندارد، چون آزادی معنوی را جز از طریق نبوت، انبیاء، دین، ایمان و کتابهای آسمانی نمیتوان تأمین کرد. حال ببینیم آزادی معنوی یعنی چه؟
انسان یک موجود مرکب و دارای قوا و غرائز گوناگونی است، در وجود انسان هزاران قوه نیرومند هست، انسان شهوت دارد، غضب دارد، حرص و طمع دارد، جاه طلبی و افزون طلبی دارد. در مقابل، عقل دارد، فطرت دارد، وجدان اخلاقی دارد. انسان از نظر معنا، از نظر باطن و از نظر روح خودش ممکن است یک آدم آزاد باشد و ممکن هم هست یک آدم برده و بنده باشد، یعنی ممکن است انسان بنده حرص خودش باشد، اسیر شهوت خودش باشد، اسیر خشم خودش باشد، اسیر افزون طلبی خودش باشد و ممکن است از همه اینها آزاد باشد. گفت :
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
ممکن است انسانی باشد که همانطور که از نظر اجتماعی آزاد مرد است، زیر بار ذلت نمی رود، زیر بار بردگی نمیرود و آزادی خودش را در اجتماع حفظ میکند، از نظر اخلاق و معنویت هم آزادی خود را حفظ کرده باشد، یعنی وجدان و عقل خودش را آزاد نگه داشته باشد. این آزادی همان است که در زبان دین ” تزکیه نفس ” و ” تقوی ” گفته میشود.
آیا ممکن است بشر آزادی اجتماعی داشته باشد ولی آزادی معنوی نداشته باشد؟ یعنی بشر اسیر شهوت و خشم و حرص و آز خودش باشد ولی در عین حال آزادی را محترم بشمارد؟ امروز عملا میگویند بله، عملا میخواهند بشر برده حرص و آز و شهوت و خشم خودش باشد، اسیر نفس اماره خودش باشد و در عین حال چنین بشری که اسیر خودش است، آزادی را محترم بشمارد. این یکی از نمونه های کوسه و ریش پهن است. یکی از تضادهای اجتماع امروز بشر همین است. به قول منطقیین یک سیر و تقسیمی میکنیم :
بشر دوران قدیم، آزادی را محترم نمی شمرد، آزادی را پایمال میکرد. بسیار خوب، چرا پایمال میکرد؟ آیا چون نادان بود آزادی دیگران را سلب میکرد و همین که بشر دانا شد دیگر کافی است که آزادی دیگران را محترم بشمارد؟ مثلا در بیماری ها اینطور است، بشر قدیم جاهل و نادان بود، چون نادان بود وقتی با بیماری ها رو به رو میشد، از داروی مخصوصی که تعیین کرده بود، هیچ نتیجه نمیگرفت ولی امروز که دانا شده کافی است که آن طرز معالجه را دور بریزد و معالجه جدید را جای آن بیاورد. مامیخواهیم ببینیم آیا بشر قدیم که آزادی دیگران را سلب میکرد از این جهت بود بود که نمیدانست؟ از روی نادانی، آزادی را سلب میکرد، خیر، نادانی و دانش در او تأثیری نداشت، از روی دانش سلب میکرد، به خاطر اینکه سود خودش را تشخیص میداد.
آیا بشر قدیم که آزادی و حقوق دیگران را محترم نمی شمرد از این جهت بود که قوانینش اینطور وضع شده بود؟ که تا قانون را عوض کردیم، دیگر تمام بشود؟ مانند قوانین قراردادی که بشر میگذارد مثلا در آمریکا بگویند قانون بردگی ملغی، همینکه گفتند قانون بردگی ملغی، دیگر واقعا بردگی ملغی شد؟ یا شکل و فرمش عوض شد، محتوی همان محتوی است. آیا علت اینکه بشر قدیم آزادی و حقوق را محترم نمیشمرد طرز تفکر فلسفیاش بود؟ هیچکدام از اینها نبود. فقط یک چیز و آن منفعت طلبی بود.
بشر قدیم به حکم طبیعت فردی خودش منفعت طلب بود، سود طلب بود، از هر وسیله ای میخواست به نفع خودش استفاده کند. یکی از وسائل، افراد بشر بودند، همانطوری که از چوب و سنگ و آهن و گوسفند و گاو و اسب و قاطر میخواست به نفع خودش استفاده کند از انسان هم میخواست استفاده بکند، آن وقتی که درختی را میکاشت یا میبرید، چیزی که دربارهاش فکر نمیکرد خود آن درخت بود. فقط درباره خودش فکر میکرد. گوسفند را اگر چاق میکرد و آنوقتی که سرش را میبرید چه منظوری داشت؟ جز منافع خودش چیزی را در نظر نمیگرفت. همینطور افراد دیگر را اگر برده میگرفت و بنده خودش میکرد، اگر حقوقشان را سلب میکرد بخاطر منفعت طلبی خودش بود.
پس آن علتی که در دوران گذشته بشر را وادار میکرد به سلب آزادی اجتماعی و پایمال کردن حقوق اجتماعی دیگران، حس منفعت طلبی او بوده است و بس. خوب حس منفعت طلبی بشر امروز چطور؟ هست یا نیست؟ بله هست، آنکه فرقی نکرده است. دهان بشر امروز برای بلعیدن، اگر بیشتر از دهان بشر دیروز باز نباشد کمتر باز نیست. نه علم توانسته است جلوی آز را بگیرد نه تغییر قوانین. تنها کاری که کرده این است که شکل و فرم قضیه، را عوض نموده است، محتوی همان محتواست، یک روپوش، یک زورق روی آن میگذارد. بشر قدیم یک موجود صریح بود هنوز به حد نفاق و دورویی نرسیده بود.
فرعون مردم را استعباد میکرد، رسما هم میگفت: «و قومهما لنا عابدون»(سوره مؤمنون، آیه. 47) موسی چه می گویی؟ اینها بندگان ما هستند، بردگان ما هستند. دیگر یک روپوش روی استثمار و استعباد خودش نمیگذاشت. اما بشر امروز به نام جهان آزاد و دفاع از صلح و آزادی تمام سلب آزادیها، سلب حقوقها، بندگیها و بردگیها را دارد. چرا؟ چون آزادی معنوی ندارد چون در ناحیه روح خودش آزاد نیست، چون تقوی ندارد.
علی (ع) جمله ای دارد که مانند همه جملههای ایشان با ارزش است. راجع به تقوی است که به نظر بعضی ها دیگر خیلی کهنه شده است! میفرماید : «ان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیرش معاد و عشق من» «کل ملکة و دجاش من کل هلکة» (نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 221، ص. 733) تقوای الهی کلید هر راه راستی است. بدون تقوی، انسان به راه راست نمیرود راه خود را کج میکند. بدون تقوی انسان اندوختهای برای آخرت ندارد. بدون تقوی بشر آزادی ندارد. و عتق من کل ملکة تقواست که بشر را از هر رقیقی آزاد میکند، بشر باید در ناحیه وجود خودش، در ناحیه روح خودش آزاد بشود تا بتواند به دیگران آزادی بدهد. لهذا آزادمرد واقعی جهان کیست؟ علیبن ابیطالب یا افرادی که طراز علیبن ابیطالب و یا تربیت شده دبستان او باشند چون اینها افرادی هستند که در درجه اول از اسارت نفس خودشان نجات پیدا کردهاند. علی (ع) میفرماید : « أقنع من نفسی بان یقال امیرالمؤمنین (نامه 45، ص. 971) – و کیف اظلم احدا لنفس یسرع الی البلی قفولها و یطول فی الثری حلولها» (خطبه 215، ص. 713).
آن کس میتواند واقعا آزاد و آزادیبخش باشد که همیشه مانند علی است، و یا لااقل پیرو اوست، از نفس خودش حساب بکشد، از روح خودش حساب بکشد. تنها در محراب عبادت دست به محاسن شریفش بگیرد و بگوید : «(یا دنیا) غری غیری» (حکمت 74، ص. 1119)، ای زرد و سفید دنیا، ای طلا ونقره دنیا برو غیر علی را فریب بده، من تو را سه طلاقه کردهام. آن کسی واقعا و نه از روی نفاق و دو رویی برای حقوق و آزادی مردم احترام قائل است که در دلش، در ضمیرش، در وجدانش یک ندای آسمانی است و او را دعوت میکند.
آن وقت شما می بینید که یک همچون کسی که آن تقوا را دارد، آن معنویت را دارد، آن خدا ترسی را دارد، وقتی که حاکم بر مردم میشود و مردم محکوم او هستند، چیزی را که احساس نمیکند همین حاکم و محکومی است. مردم روی سوابق ذهنی خودشان میخواهند از او حریم بگیرند. میگوید حریم نگیرید، با من باشید.
وقتی که برای جنگ صفین می رفت یا از آن بر میگشت به شهر انبار که الان یکی از شهرهای عراق است و از شهرهای قدیم ایران بوده است رسید. ایرانیان آنجا بودند، عدهای از کدخداها، دهدارها، بزرگان به استقبال خلیفه آمده بودند. به خیال خودشان علی (ع) را جانشین سلاطین ساسانی میدانستند. وقتی که به ایشان رسیدند، در جلوی مرکب امام شروع کردند به دویدن. علی (ع) صدایشان کرد، فرمود: چرا این کار را میکنید؟ گفتند: آقا! این یک احترامی است که ما به بزرگان خودمان، به سلاطین خودمان میگذاریم.
امام (ع) فرمود: نه این کار را نکنید! این کار شما را پست و ذلیل میکند، شما را خوار میکند، چرا خودتان را در مقابل من که خلیفه اتان هستم خوار و ذلیل میکنید؟ من هم مانند یکی از شما هستم. تازه، شما با این کارتان به من خوبی نکردید، بلکه بدی کردید، با این کارتان ممکن است یک وقت خدای ناکرده غروری در من پیدا شود و واقعا خودم را برتر از شما حساب کنم.
این را می گویند یک آزاد مرد، کسی که آزادی معنوی دارد، کسی که ندای قرآن را پذیرفته است : الانعبد الاالله. جز خدا هیچ چیزی را، هیچ کسی را، هیچ قدرتی را، هیچ نیرویی را پرستش نکنیم، نه انسانی را، نه سنگی را، نه حجری را، نه مردی را، نه آسمان را، نه زمین را، نه هوای نفس را، نه خشم را، نه شهوت را، نه حرص و آزا را و نه جناه طلبی را، فقط خدا را بپرستیم. آن وقت او میتواند آزادی معنوی بدهد.
خطابهایی دارد مولا علی (ع) که من قسمتی از آن را برایتان میخوانم، ببینید واقعا کسی که آزاد مرد معنوی است چه روحی دارد! شما میتوانید یک چنین روحی در دنیا پیدا کنید؟ اگر پیدا کردید به من نشان بدهید. خطبه خیلی مفصل است، راجع به حقوق والی بر مردم و حقوق مردم بر والی است. مسائلی دارد که حضرت بحث میکند بعد در ذیل آن جملاتی دارد.
ببینید، اینها را که میگوید؟ خود والی و حاکم است که به مردم میگوید. در دنیای ما حداکثر این است که دیگران به مردم میگویند با حاکمهای خودتان اینطور نباشید، آزاد مرد باشید. علی (ع) میگوید با من که حاکم هستم اینگونه نباشید، آزادمرد باشید.
«لا تکلمونی بما تکلم به الجبابره» مبادا آن اصطلاحاتی را که در مقابل جباران به کار میبرید که خودتان را کوچک میکنید، ذلیل میکنید، خاک پا میکنید و او را بالا میبرید، به عرش میرسانید، برای من به کار ببرید.
نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای
تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان زند
مبادا با من اینگونه حرف بزنید، ابدا. با من همانطور که با دیگران حرف میزنید، صحبت کنید.
«و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره» و اگر دیدید احیانا من عصبانی و ناراحت شدم، حرف تندی زدم، خودتان را نبازید، مردانه انتقاد خودتان را به من بگویید، از من حریم نگیرید.
«و لا تخالطونی بالمصانعة» با باری به هر جهت، هر چه شما بفرمائید صحیح است، هر کاری که شما میکنید درست است (این را میگویند مصانعه و سازش) با من رفتار نکنید، هرگز با من به شکل سازشکارها معاشرت نکنید.
«و لا تظنوا بی استثقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی». گمان نکنید که اگر حقی را در مقابل من بگویید، یعنی اگر علیه من کلمهای بگویید که حق است بر من سنگین خواهد آمد، به حق از من انتقاد کنید، ابدا بر من سنگین و دشوار نخواهد بود، با کمال خوشرویی از شما میپذیریم.
«و لا التماس اعظام لنفسی» ای کسانی که من حاکم وخلیفه تان هستم و شما رعیت من هستید، خیال نکنید که من از شما این خواهش را دارم که از من تمجید و تعظیم کنید، از من تملق بگویید، مرا ستایش کنید، ابدا. بعد یک قاعده کلی را ذکر میکند :
«فانه من استثقل الحق ان یقال له اوالعدل ان یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه». یعنی آن آدمی که وقتی حق را به او می گویی دشوارش میآید و ناراحت میشود که چرا حق را گفتی، عمل کردن حق برای او سختتر است.














بسیار تاثیر گذار بود . جدا از این جملات لذت بردم
Dorood be ravane zende yad MOTAHARI,, Bardashte man ingoone shod ke AZADEGI ba dindari jaygahi yeksan darand,,va be gom rahan migoftand,, agar din nadari la aghal AZADE bash. vali emrooze bayad goft,, agar hich nadari la aghal ADAM bash
از این صحبت های آقای مطهری کاملا پیداست که ایشان استاد ایجاد “فتنه” بوده اند – آن هم از نوع بسیار خطرناکی که فقط در تولید و پیشبرد جنگ نرم کاربرد دارد. اگر تلاش طاقت فرسای “افسران جوان” جنگ نرم در ایران امروز که آموزه ها و نهیب آن “بصیر مطلقه” را به گوش جان سپرده اند نبود بعید نمی نمود که این فرمایشات آقای مطهری دوباره باعث ایجاد فتنه ای بزرگ در کشورمان میشد و ذوب شدگان حاکمیت را به این فکر میانداخت که شاید “خونی که در رگ ماست” مال خدای عالم است و ما جاهلانه آنرا “هدیه” داده ایم …. البته تنها چیزی که آکبند بودنش در ایران امروز و شاید هم همیشه یک مزیت محسوب میشده همان قوه خیال است و از این بابت گویا حکومت از مردم خیال کاملا راحتی دارد و گرنه نمیگفت ایران آزادترین کشور دنیاست و همزمان لبها نمیدوخت و قلم ها نمیشکست. و گر نه گردهم آئی آرام صد منتقد بیدار را مانع نمیشد و همزمان صد ها هزار جوان خواب آلود را به استادیم توپ فوتبال راه نمیداد. وگرنه با تبلیغ بی رویه سفرهای سالانه به عربستان ده ها میلیارد دلار از ثروت مردم بیچاره را در جیب گشاد همسایه نمی ریخت و چراغ از خانه خویش دریغ نمیکرد. در هر حال این صحبت های استاد مطهری نوعی از آزادی را به ذهن تداعی میکند که به هیچ وجه با استانداردهای امروز جامعه اسلامی ما که تحت نظر …و فیلسوف عارف هدایت میشود مطابقت ندارد و به درد همان دوران طاغوت میخورد که رشد اقتصادی کشور سالانه بالای هشت در صد بوده است. برای اندیشه ورزی در این مقوله ها باید از غم خورد و خوراک و مسکن و شغل و دوا و درمان و … رها بود و بعد به فکر منفعت طلبی های بیشتر افتاد.
من که از صحبتهای این آقا یا این “مسئول” چیزی نفهمیدم فقط یاد مطلبی افتادم که جدیدا به برادران آموزش هک ایمیل میدهند پس دوستان همیشه ایمیلهای خود را پاک نمایید.
…
باتشكراززحمات شما.باانتخاب خلاصه اين مطالب خصوصا مطالبي كه مستندات نهج البلاغه رادرخوددارد.سعي كنيد روزانه اين مطالب رابعنوان تيتردرصفحات مختلف قراردهيدودرصورت امكان هموطنان عزيز اين هشدارهاراباذكرمنبع درجلوچشم همگان قراردهندتاامربمعروف ونهي ازمنكربطور واقعي موردعنايت قرارگيرد تامصاديق آن قابل شناسايي گردد.
اول انقلاب مردم به طور خود جوش(واقعی!!) به استقبال امام آمدند و آن یک استثنا بود و امام هیچوقت به آن روش در ماشین ننشستند تا آن صحنه ها تکرار نشود.اگر به کارگیری این روش برای آن است که مثلا به دشمن!! بگویند مردم هنوز ما را دوست دارند مگر مولی علی(ع)
آن موقع دشمن نداشتند که به آنها بگویند مردم ما را دوست دارند.مگر در ساحت مقدس آنها این روش های فریبکارانه وجود داشت؟آقا اینها همه توجیح است.
بسیار زیبا بود
کاملا بحث ولایت فقیه امروزی با ولایت فقیه اصلی برایم روشن شد
ممنون
آفرین! مقاله ی بسیار عالی و روشنگرانه ای بود؛ جواب محکمی بود به کسانی که قرآن و احادیث و دین را آنطور که خود می خواهند تفسیر به رای می کنند و یا در اینجا به قول شما برای رفتارهای حضرت علی پیش گویی می کنند که اگر ایشان چنین می گفتند، مردم چنان می کردند!! یاللعجب!
« هیچکدام از ما دیگری را بنده و برده خودش نداند و هیچکس هم یک نفر دیگر را ار باب و آقای خودش نداند. یعنی نظام آقائی و نوکری ملغی. نظام استثمار، مستثمر و مستثمر ملغی. نظام لامساوات ملغی. هیچکس حق استثمار و استعباد دیگری را نداشته باشد.»
+++++++++++++++++++++++++++++
من نمی دونم با این حرفها چی رو می خواهید ثابت کنید. اگر شما همه جنبه های سفر رهبری به قم را در نظر می گرفتید می گفتیم جانب عدالت را رعایت کردید اما وقتی از این همه موضوع فقط به مسئله استقبال می چسبید معلوم می شود که ریگی به کفش دارید. صد البته می دانیم که در موضوع استقبال شما نگران حال مردم نیستید بلکه از بغض رهبری است که این مطالب رو می نویسید وگرنه چرا کامنت هایی که راجع به سفرهای تبلیغی موسوی و راه افتادن مردم به دنبال ماشین ایشان بود را حذف کردید؟ خب برادر عزیز مردم که کور نیستند می فهمند که شما از کینه های که نسبت به رهبری دارید این مطالب را می زنید وگرنه عده ای که به دنبال ماشین رهبر بودند فرض کنید 50 نفر بودند سیل جمعیت در خیابانهای دیگر که به دنبال ماشین نمی دویدند.
آقا امیر
کسی برای چیزی بغض نداره !
استقبال از رهبران سیاسی و مذهبی و قهرمانان مورد علاقه مړدم و دویدن دنبال وسیله نفلیه شون یک چیز طبیعی هست .
تنظیم اسقبال از کسانی که تو قدرت هستند همیشه راحتی بوده. کافی هست فیلم های تمام حکومت های … از کار افتاده مثل ویتنام و کامبوج ٫ آلمان شرقی و…و .. رو ببینی بیشتر متوجه میشی!
استقبال از چایوشسکو آخرین دیکتاتور کشور رومانی یکی از خنده دار ترینش بود. 500 هزار نفر را آورده بودند تو میدون که هورا بکشند. هورا هم طبق معمول میکشیدند. … بعدش بود که … .. در آمد!!
مطمین هستی که بیشتر بعضی ها نیستند که بغض تږ ګلوشون پر شده چون کسانی که حق استفاده از هیچ وسیله ارتباط جمعی مثل صدا و سیما و غیره رو ندارند و فقط جند تا سایت فیلتر شده با اینترنت سرعت لاکپشتی دارند میتونند میلیونها نفر را در عرض چند لحظه بیارند بیرون اګر امنیت جانی شون تامین بشه؟
بيان راه و سيره امامان كينه نيست برادر انچه كه انسان را وادار به اين كار ميكند نمايش بيش از حد اين صحنه ها در صدا و سيمااست . اين همه هزينه براي چيست ان هم از جيب بيت المال؟
امیدوارم آن آقا طلبه ای که سخنان حضرت امیر را تفسیر کرده بود این مقدار آزادگی داشته باشد تا در همین سایت و صفحه به سخن شهید مطهری پاسخ گوید.
آفرین به دوستان کلمه . باید گفت لاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون
استقبال و احترام و دست تکان دادن به نظر من با دویدن در کنار مرکب همانگونه که امام می فرمایند فرق میکند و ثانیا به کرار تکرار شدن هم خود مسئله ای است که باید توجه شود آقای خاتمی این مطلب را خوب حل کرده بودند به هر استانی که میرفتند در استادیوم ها با مردم ملاقات میکردند و استقبال با شان انسان همراه بود و زمانی که آقای خاتمی به لبنان رفته بودند مردم لبنان در استادیوم شاهد دور آقای خاتمی در استادیوم بر ایشان بودند در اینجا آقای خاتمی دور مردم چرخیدند چه زود خوبیها فراموش شد والعاقبة للمتقین
آقا امام علی دویدن را نهی مکند در کنا مرکب آقای خاتمی با حضور در استادیوم ها این موضوع را حل کرده بودند و در لبنان در استادیوم به دور زمین و مردم چرخیده واز حضور مردم تشکر کردند
هر زمان که استدلال قوی در میان نباشد و تصمیم غیر متعارف و غیر قانونی باید اعمال شود اذهان باید به قطعهای از تاریخ متوجه شود که بوی تقدیس هم بدهد.
این که امروز همه نیروی نظام برای توجیه رفتار استبدادی چند سال گذشته متمرکز شده است و با بحران آفرینی در صحنه بینالملل، مردم خود را در جنگی تمام عیار احساس میکنند به این دلیل است که از ملجأیت مراجع یک کاریکاتور اقتدار درست کنند و از بصیرت “ عوام “ که از بصیرت خواص هم بالا تر است قداستی کاذب.
به راستی جه می توان گفت؟!! فقط توجیه می توانند بکنند!!!
یاد استاد متفکر شهید مرتضی مطهری گرامی باد …جایش خالی در کنار مردم
عزیزان کلمه این رفتارها ریشه در فرهنگ ایرانی دارد که متاسفانه به خاطر استبداد شاهانه 2500 ساله تملق چاپلوسی و ریا کاری در بین ایرانیان رواج یافته است . به نظر من تقصیر مقام معظم رهبری نیست بلکه هرکس دیگر هم جای ایشان بود وقتی این همه ابراز علاقه و ارادت را میدید می گفت من که نخواسته ام اینان خودشان مایلند . از زمان اول انقلاب و حتی قبل از آن هم مرسوم بود که وقتی مسوولی به جایی می رفتند همه می رفتند پس این مشکل حاکمان نیست این مشکل فرهنگی مردم ایران است . فردا اگر بگویند … هم به ایران وارد می شود ببنید چه می کنند پیر وجوان صف می کشند . پس شما باید فکری به حال از بین بردن این فرهنگ زشت چاپلوسی تملق و ریاکاری ایرانیان بکنید گناه حاکمان نیست
این آقا امیری باید بدونه اولا 50 نفر نبودند خیلی ها بودند ثانیا انتقاد را نباید با ضدیت یکسان ببینند البته چون تحملتان رفته پایین بعد همه چیز را هم می خواهید با زور حل کنید اول همیشه امثال شما با تهمت و توهین شروع میکنید فکر نمیکنم تو دلت به ولایت و رهبری بیشتر از من بسوزه دوستی که نباید خاله خرسه باشه دوستی باید برای نجات یکدیگر از آتش جهنم باشه حتی اگر برادر موسوی هم دچار چنین خطایی شده باشه از طرف من مذموم است ولی انصاف بده برادر این همه خرج و هزینه با این همه مشکلات مردم صحیح است چرا همش سخن از اختلاف چرا همش تهدید و ناراحتی به نظر امثال شما همه کارهایی که آقایان کردند عین دین و قران بوده چرا کسی نمیگه بابا این آقایان معترض هم چهار تا حرف درست زدند و این خونها چی ؟ما باید برگردیم به اهداف اولیه و ارزشها و هر کس بر خلاف دین و اسلام اگر حرکت میکند باید حذف شود و دستورات اسلام هم درمسایل جاری مشخص است رحماء بینهم اخلاق . فکر نمی کنم مردم معترض بر خلاف اسلام چیزی گفته باشند که سزاشان زندان و مرگ باشد کاری با چند نفر ندارم سخن از عامه مردم و جمعیتی قابل توجه است
آقای امیری مشکل این هست که امام علی نه تنها مخالف مسالمت جو را به زندان (محمد نوری زاد) نمی انداخت،بلکه همیشه مردم را به انتقاد وعدم سر سپردگی مطلق به حاکم دعوت میکرد.آیا اکنون نیز اینگونه است؟
لطفآ جوابه منو بدید
با تشکر
فرمود: چرا این کار را میکنید؟ به اين جمله توجه كرديد امام علي (ع) مي فرمايد چرا اين كار را ميكنيد يعني هدف شما از اينكار چيست ايا براي ارياب اين كار را مي كنيد يا براي كسي كه اون را دوست داريد كه ان ها جواب دادند براي ارباب امديم كه امام(ع) ان ها را نهي كرد اگر واقعا فلسفه اين كار امام علي (ع) اين بوده كه استقبال كردن اشكال دارد و باعث ذليل شدن مردم مي شود چرا پيامبر مردم مدينه را كه براي استقبال حضرت امده بودند نهي نكردند يا امام رضا(ع) كه از ايشان اون استقبال بي نظير را كردند كه مامون از اون استقبال ترس برش داشت چرا امام علاوه بر اينكه ان ها را نهي نكردند هديه اي هم به ان ها در ان خطبه بي نظير دادند ايا پيلامبر و امام رضا(ع) خداي ناكرده اشتباه كرده اند!! مثال راحت تري ايا شما كه به احترام مهمان تا دم در به استقبال ان ها مي رويد ذليل شده ايد و كار اشتباهي كرده ايد!! ايا منظور امام واقعا همان چيزي است كه شما گفته ايد!! ايا منظور شهيد مطهري همان چيزي است كه شما گفته ايد؟ پس چرا ايشان وقتي حضرت امام خميني به ايران امدند از ايشون استقبال كردند و نزديك 5 ميليون نفر به استقبال ايشان رفته اند ايا كار مردمي كه به استقبال پيامبر(ص) و امام رضا (ع) رفتند باعث ترس دشمن از اتحاد امام و امت نشد همين سفر اخير هم كه اين استقبال از رهبري شد باعث ترس دشمن از اتحاد ملت و رهبر نشد؟ برويد و دنبال يك استدلال قوي تر بگرديد با اين سخنان نمي توانيد كسي را گول بزنيد و
آقا محسن اگه دقت کنی هیچ یک از معصومینی که استقبال مردم را تایید کردن در قدرت نبودن و استقبال مردم از شون کاملا حالت خود جوش داشته
اما همین چاپلو سی هاست که امروز باعث شده…
اتحاد ملت و رهبر؟ کدوم ملت؟ منظورتون همون ملت میکروبی هست نه؟…درضمن این دشمن فرضی شما به استقبال مردم از رهبران ایران کوچکترین اهمیتی نمیده. میدونی بی بی سی فارسی دیروز تیتر بزرگ سایتش چی بود؟ حتما نمیدونی چون فقط کفار نیوز رو میخونی. تیتر این بود ” معترضین فعلی افراطیهای زمان انقلاب هستند ” این یکی از جملات رهبری تو سخرانی دیروز بود. میبینی اونا از این جملات رهبری چه کیفی میکنن. که رهبر جمهوری اسلامی داره انقلابیها رو اینجوری میکوبه زمین. اصلا به نظر تو چرا رهبری بازهم بحث فتنه بعد از انتخابات رو کشیدن وسط؟ مگه شما چشم فتنه رو درنیاوردین؟ مگه فتنه گران رو خفه نکردین؟ مگه نمیگید دیگه بحرانی وجود نداره و ملت انقلابی همه پشتیبان ولایت فقیه هستن؟ پس چرا رهبری بازم در این مورد صحبت کردن ؟ چرا ایشون دوست دارن رهبران معترضین رو تحریک کنن؟ برای این نیست که بهانه ای برای دستگیری اونها دستشون بیاد؟!!
“این استقبال از رهبری شد باعث ترس دشمن از اتحاد ملت و رهبر نشد؟ ”
دشمن اگه مثل شما ساده باشه کلاهش پس معرکه است.
“بروید و دنبال یک استدلال قوی تر بگردید با این سخنان نمی توانید کسی را گول بزنید”
تمام دعواهامان سر این است که دلیلی برای این سفر نمیابیم
اوه ديدم كه نظرات را بر خلاف قبل به راحتي انتشار ميكنيد و سانسور نمي كنيد اين كار مورد تحسين همه از جمله من كه از مخالفان جنبش سبز هستم است.
اي آقا . چه دل خجسته اي دارين شماها . اگه مطهري هم الان زنده بود مي شد يكي از سران فتنه . يكي از افراد بي بصيرت . والله
Yeki az aghsame AZADIE ejtemaee, ke ,,NOORI ZADHA,, az nahieee afrade digar AZAD bashad va afrade niroomandoo ghodratmand az ghodrate khodeshan sooeee estefade nakonand,,,, va be dalile FAGHAT yek name be rahbare JAAHANE ESLAM dar zendae enferadi asire SHEYTANHAYE ZAMAN,, be faramooshi seporde nashavand. mishavad ba yek FARAKANE MELLI ,,be dade bipanahan resido kakhe estebdad ra fororikht
قابل توجه پناهیان…
باید به آقا مجتبی گفت تا حالا دیدی کسی کار غیر منطقی انجام بده بعد شما با تعجب از روی گله بگویید این چه کاریه که می کنید امام هم اینگونه است خود امام از نفس کار یقینا آگاه بودند سئوال علامت تعجب و گله است ثانیا استقبال در اسلام ارزشمند است چه خوب است بگویند فلان مسئول میخواهند بییایند هر کس دوست دارد در فلان جا حضور بهم رسانده و به سخنان ایشان گوش کنند امام استقبال به شیوه خوار شدن و کوچک شدن را قبول ندارد به نظر شما چند کیلو متر دنبال ماشین دویدن شان انسانیت است به نظر شما برای استقبال هزینه های کلان با تنوع عمل هزینه درست است حالا تازه اگر هزینه ها از جیب مردم و بصورت خود جوش باشد شاید بتوان قبول کرد که بنده این روش هزینه کردن بصورت کلان را قبول ندارم چه باشد که هزینه ها از جیب بیت المال باشد آیا امام علی اجازه چنین خرجی را به کسی از جیب بیت المال را میدادند فکر نمیکنم مردم دنبال امام رضا کیلو متر ها دویده باشند
آقا مجتبی عزیز،
اولا: در مورد استقبال مردم از امام رضا(ع) یا امام خمینی مردم ناراضی از حکومت مامون یامحمدرضا شاه بصورت خودجوش و کم نظیر به استقبال می شتافتند نه با صرف هزینه هنگفت از بیت المال و راه اندازی ستاد استقبال توسط خود حکومت و تهدید و تطمیع مردم و تبلیغات 24 ساعته از صدا و سیما
ثانیا : واقعا برای چند لحظه فقط چند لحظه کوتاه فکر کنید ببینید چرا فقط کشور ما محتاج برگزاری چنین استقبال هاییه ؟چرا در کشورهای توسعه یافته حکومت چنین استقبال هایی از خود نمی کند؟
آقا مجتبی هم وطن،
استقبال از رهبر یا رئیس جمهور یک حکومت مردم سالار هر چهار سال یک بار پای صندوق های رأی انجام می شود و در طی این چهار سال هم حکومت می تواند میزان محبوبیت و مقبولیت خود را توسط نظرسنجی های معتبر و علمی و بیطرف نهادهای معتبر به دنیا به دوست و دشمن خصوصا به آمریکای جهانخوار نشان دهد.
در قران در اکثرایات می خوانیم اکثرهم لا یعقلون اکثرهم لایشعرون …لایسمعون و….دوره اخر وزمان است… امده و برای مردم خرما اورده بدوید وخرما جمع کنید تا عقب نمانید افرین بر این مردم که در عصر انفجار اطلاعات باز هم دچار خواب و از بتهای قرن بیستم پرستش میکنند مردم عزیز رهبران بی خدای چین را به بینید چطور.جمعیت یک ونیم میلیاردی را اداره و انهارا دردنیا عزیز کرده اند راستی تا کی جهالت تاکی بت پرستی کمی تفکر کمی بکار گیری عقل ورهایی از ظلمت وتاریکی معویه هم با همین تبلیقات بر
گرده مردم سوار شدو حکومت کرد
به نام خدا
سلام
یکی از کمترین فرقهای آقای خمینی با آقای خامنه ای در این است که آقای خامنه ای همان نقشی را برای آقای مصباح قائل است که آقای خمینی برای آقای منتظری . آقای خامنه ای : ” آقای مصباح یزدی ،مطهری زمان است.” آقای مطهری استراتژیست آقای خمینی بود به این مضمون که کارهای فکری بر روی مباحث دینی انجام میداد و مباحث خود را مطرح میکرد. آقای مطهری :” آیا آزادی مقدس است؟ بله مقدس است و بسیار هم مقدس است. پیغمبر اکرم جملهای دارد که میگویند متواتر هم هست، فرمود : «اذا بلغ بنوابی العاص ثلاثین اتخذوا عبادالله خولا و مال الله دولا و دین الله دخلا» (مجمع البحرین طریحی). پیغمبر اکرم همیشه از امویها بیم داشت و از آینده آنها بر امت نگران بود. فرمود : اولاد ابی العاص اگر به سی نفر برسند بندگان خدا را بنده خود و مال خدا را مال خود حساب میکنند و در دین خدا هم آنچه بخواهند بدعت ایجاد میکنند. پس این مطلب هم درست که آزادی اجتماعی مقدس است.” حال این جمله را با جمله آقای مصباح مقایسه کنید :” مدعیان دروغین حقوق بشر از حیوان پست ترند. … اگر همه نعمتهاي مادي را در يك كفه بگذاريم و نعمت مقام معظم رهبري را در كفه ديگر، ارزش و نفع وجود شخص ايشان بهعنوان يك نعمت براي فرد فرد ما، نه براي كل جامعه, از مجموع نعمتهاي مادي كه خدا به هر فردي ميدهد بيشتر است. ” در ضمن این آقای مصباح یزدی و آقای خامنه ای در نامه ای به هویدا چنین نوشتند :” آقای هویدا! شما یک سری به زندان ها بزنید و بپرسید این اصناف مختلف زندانی : علما، وعاظ، اساتید دانشگاه، دانشجویان، تجار و اصناف به چه جرمی مدت ها در زندان به سر می برند؟ ….. اگر کسی خواست با استفاده از حق قانونی خود در شئون کشورش اظهار نظر نماید، باید در سیه چال زندان زندگی کند و با محرومیت های همه جانبه دست به گریبان باشد؟ ما برای حفظ مصالح عالیه اسلام و کشور عزیز جدا می خواهیم به منظور پایان دادن به وضع خطرناک موجود و رفع اختناق و رفاه حال عامه مردم فکری کنید و به خواسته های مردم ترتیب اثر بدهید. ” من گاهی زبانم عاجز میماند که یک چیز واضح و بدیهی را چگونه شرح دهم ؟ اینها نشانه های نفاق است ؟
اگه از موسوي وامثال اين ادم اين طوري استقبال ميشد ايا بازم همچين حرفهايي ميزديد؟؟؟؟؟
نه عزيزان سوزشو مساله از جاي ديگست
میرحسین ظلم و اسراف تو قاموسش نیست و حتی الفاظ رکیک آقا سید!
با میرحسین زمینه ظهور را فراهم کنیم انشالله
حکومت امروز ایران: صورتش علوی – سیرتش اموی
باسلام به همه دوستان
ما امروز شاهد همه چیز هستیم که بعضی ها می خواهند نظام ما را نابود کنند نظامی که با خون هزاران شهید و جانباز ،اسیر …. به ثمر رسیده،من این روزها تمام خرابیهایی که توسط یک عده انجام می شودکه نظام ما را نسبت به مردم خراب و بی اعتنا می کنند حس میکنم .بعضی افراد در اداره ها کا رمی کنند انقدر ارباب رجوع را اذیت میکنند که ارباب روجوع نسبت به آن مرد که کارش را انجام نداده بی توجه از کنارش ردمی شوند و برخوردی به آن نمکنه ولی آن مرد که کارش تمام نشده بلا فاصله به نظام بد می گوید.
بعضی از آدمهای شهرداری آنقدر مردم را اذیت میکنند از قسط ،که مردم از شهردارجی ها ناراحت نمی شوند ولی بلافاصله میگن نظام ما …. با با نظام ما طوریش نیست. نظام ما بعضی ها از جنس مردم دارند بین مردم تفرقه می اندازن که فقط و فقط نظام مارا خراب کنند و ما باید جلوی این افراد ها بایستیم.زنده بادموج……………………………………………………………..
توصیه من به خودم و بعداً به دوستانی که نظر میدهند اینست که نسبت به چیزی تعصب نداشته باشند که خدای ناکرده باعث نشه بیجا و بی مورد در مورد کسی یا چیزی نظر بدهیم .همیشه بیاد داشته باشیم که خدا هست . در ضمن مدیر محترم سایت نیز به این امر بیشتر توجه کنند و همیشه نیمه خالی لیوان رانبینند و در مورد کوبیدن رهبری خبر ننویسند . متشکرم .
درود و رحمت خدا بر امام علی (ع ) و پیروان واقعی آن حضرت امیدواریم که زندگانی و زمامداری امام علی برای ما و تمامی پیروان واقعی اش سر مشق باشد و دعا کنیم که خدا ما را به اندازه یک دقیقه به حال خودمان نگذارد و زندگانی امام علی رابرای ماسرمشق قراربدهد مطالب خوبی بود واقعا انسان را -ا گر با تدبر بیندیشد دگرگون میسازد ما باید تدبر کنیم و احساس مان رانگذاریم که بر عقل مان پیروز شود
واقعا شما شهید مطهری رو قبول دارید؟
خوب اگه راست میگید و قبولش دارید مطالب کتاب ولاها و ولايت های ایشون رو بگذارید اینجا
ایشون به ولایت وطلقه معتقد بود
اگر پیرو ایشون هستید بگید ببینم ولایت شما کو؟؟