» شهید باکری
از کسر حقوق و غرق شدن شهردار ارومیه در دجله تا غرق شدن شهردار تهران در فساد
یکی از کارمندان شهرداری ارومیه در خاطرهای از شهید مهدی باکری، شهردار وقت شهر ارومیه روایت میکند که شاید به گوش شهردار تهران برسد، هرچند محمدباقر قالیباف که این روزها نیز چون همه سالهای گذشته، دغدغهای جز انتخابات ریاست جمهوری و لاپوشانی پروندههای فساد دوران مدیریتش ندارد، گوشش از این خاطرهها و قصهها پر است.
دفاع تمام قد همسر شهید حمید باکری از نخست وزیر امام: ما همه میرحسینیم
همسر سردار شهید خیبر در واکنش به سخنانی مبنی بر اینکه نظام در مقابل رهبران محصور جنبش سبز گذشت کرده و گرنه حکم سنگین تری شامل حالشان می شد می نویسد: اگر قرار باشد ميرحسين اعدام شود، يادتان باشد اسم ما هم مير حسين است. بايد خيلي ها را اعدام كنيد. اگر ما سردار نيستيم ولی سر بدار هستيم.
سیدحسن خمینی: شهید باکری در برابر دشنام ها و طعنه ها تنها بود
سیدحسن خمینی با بیان اینکه شهید مطهری از جمله افرادی بود که برای حفاظت از آنچه باید حفظ میشد، تا پای جان ایستاد، گفت: مطهری بسیار مورد طعن قرار میگرفت اتفاقا کسانی که او را طعنه میزدند مسلمان و خودی بودند. اما مطهری، همچنان بر مرام و اندیشه خود باقی ماند.
كليد فتح عمليات خيبر به دست شهيد حميد باكري بود
در عمليات خیبر، لشكر عاشورا در ابتداي امر حميد باكري را از دست داد و در ادامه مرتضي ياغچيان را از دست داد اين دو بزرگواران نقش بسيار مهم درعمليات خيبر داشتند. اما دستاورد شهادت اين دو بزرگوار حفظ جزاير مجنون بود .
تقدیر خواهر باکری ها از علایی: آرزوی برادرانم ایرانی بدون فساد و تبعیض بود
بدین وسیله بر خود لازم می دانم از شما به خاطر تمام تلاشهایی که در موقعیت کنونی در جهت پاسداری از خون شهدا و منویات و آرزوهای برادرانم علی، مهدی و حمید داشتید تشکر کنم. آرزوی آنان دیدن میهنی آزاد، به دور از فساد و تبعیض و به معنای واقعی اسلامی بود.
دلنوشتهی یکی از همرزمان شهید حمید باکری به مناسبت سالگرد شهادت او
آقا حمید غم نویس نیستم فقط گاه و بی گاه آب و هوای دل را مکتوب می کنم … همین ! … حالا اگر آسمان دل همیشه سرخ و کبود و غم گرفته است ، چه کنم !؟ …این سرخی و کبودی آسمان دل را از خاکستری جنس بعضی آدمیان بارها و بارها دوست تر دارم.
نامه همسر شهید باکری به شهید سلیمی، به بهانه درگذشت پدرش
شنیده ام برای مدتی معاون استانداری ایلام بودید ، امام خمینی دستور می دهند کسانی که فکر می کنند توان انجام وظایف در پستهای خود را ندارند استعفا دهند و شما فورا استعفای خود را نوشتید.میز و پست و مقام و حب دنیا برای شما ارزشی نداشت و شاید به همین خاطر بود روحیه ی آزادگی خود را حفظ کردید.
تقدیر از تلاشهای خستگیناپذیر سیاستمدار خندهرو
خانوادههای زندانیان سیاسی، اعضای خانواده شهدای جنبش سبز و چهرههای سیاسی شناخته شده جریان اصلاحات، با حضور در منزل سید مصطفی تاج زاده، سالروز میلاد این اسیر سبز را جشن گرفتند. سید محمد خاتمی برای این مراسم، پیام تبریک فرستاد و آسیه باکری، دختر شهید حمید باکری، نیز در این مراسم حضور یافته و کیک تولدی را به مناسبت سالروز پدر شهیدش، که تقریبا با تولد تاج زاده همزمان است، آورده بود. دوستان و همفکران تاج زاده در این مراسم از همت و پیگیری، از خود گذشتگی، خندهرویی تاج زاده سخن گفتند و جوانان احزاب اصلاح طلب نیز در بیانیهای، این زندانی سیاسی را معلم آزادی و آزادگی نامیدند. فخرالسادات محتشمیپور، همسر تاج زاده، نیز در این مراسم خاطرنشان کرد: اعتقاد تاج زاده این بود که مردم حق بسیاری بر گردن ما دارند و هرچقدر هم کار بکنیم، نمیتوانیم این دین را ادا کنیم. او به بازجوها گفت که من در هر صورت، چه در داخل زندان و چه در خارج از زندان، حرف خود را خواهم زد. اما اگر در داخل زندان باشم، انعکاس حرفهایم بیشتر خواهد بود! او میگفت: من به زندان میروم و کاری میکنم که آقایان از این کار خود پشیمان شوند و جمهوری اسلامی دیگر چنین ننگی را نداشته باشد.
نماز عشق /شهید باکری از زبان همسرش در صدا و سیما
تصاویر زیر در سالهایی از صدا و سیما تهیه و پخش شده است که هنوز خانواده شهدا و به تعبیر امام امت چشم و چراغهای این ملت در رسانه سانسور نمی شدند.
خدا را شکر که ظلم را توجیه نکردیم و ذلیل نشدیم
نمیدانم چرا دوست دارند مجبورمان کنند خاطراتی را تعریف کنیم که ممکن است آبرو از خیلیها ببرد. / شهید همت گفت: چگونه زن جوانم را در دنیایی تنها بگذارم که یک مرد در آن پیدا نمیشود؟! / آقای شریعتمداری ادعا کردهاند که شهدا را بهتر از ما میشناسند. اما چرا در این بنده خدا از صفات بارز شهدا دیده نمیشود؟!
تاکید قالیباف بر بزرگداشت روز شهادت باکری به عنوان روز شهرداری؛ مشکلات اجتماعی با بگیر و ببند حل نمیشود
وقتی در تهران مادری به من می گوید که تامین شغل فرزندش از آسفالت کردن کوچه محل زندگی اش که بیست سال آسفالت نشده مهمتر است یا پدری را می بینم که به دلیل اعتیاد پسرش هر روز آرزوی مرگ او را می کند ، باید از خود بپرسیم آیا فقط آن پدر در به وجود آمدن این شرایط مقصر است و یا من و شما هم به عنوان مدیر شهر در پیش آمد این شرایط سهم داریم؟
صبر کن حاجی! از کدام مرز گذشتید که به «مجنون» رسیدید؟
مرحبا، سپاه! هفته ی دفاع مقدس، یعنی این. مرحبا سپاهی! از خانواده ی شهید باکری هم یاد کردید.
شعر عبدالجبار کاکایی در حمایت از خانواده ی شهیدان همت و باکری
عبدالجبار کاکایی شاعر سرشناس در پاسخ به فراخوان برای موضع گیری در مورد حمله به خانواده شهیدان همت و باکری شعری را در وبلاگ خود منتشر کرد.
ادامه فشارها به خانواده شهدا باکری و همت با مقاله موهن شریعتمداری
در تداوم فشارها و حملات بیسابقه بر خانواده های شهدای جنگ (باکری ها و همت)، و موج اهانت های رسانه ای اصولگرایان و حامیان دولت به آن خانواده ها – بدلیل حمایتشان از جنبش سبز- روزنامه کیهان همسران دو سردار شهید جنگ را به “عدول” از آرمان های آنان متهم کرد.
دیدار جمعی از بانوان اصلاح طلب با خانواده باکری/ قسم به خاک مجنون که اجازه نخواهیم داد خون شهدایمان را مصادره کنند
فاطمه جان! فتح المبین، بیتالمقدس، رمضان، مسلم بن عقیل و والفجر نامهای آشنای زندگی تو هستند اما مجنون نام آشنا تر است؛ مجنون که حمید را از تو گرفت تا نبیند که امروز بر خانواده شهدا چه می گذرد؛ نبیند که امروز دخترکان سرزمینش گلوله می خورند و چشم بر آسمان می دوزند ، نبیند که پسرکان سرزمینش امروز در اوین درس می خوانند و نبیند که بر آرزوهایش چه رفت
هجوم به خانه شهیدباکری و «نامی» که یادشان نیست
خبر تعرض به خانه ی شهید باکری را که می خوانم، مبهوت می شوم . بغض می کنم . خدایا صحرای کربلا که می گویند همین است؟ مبادا نفرت سراغ ام بیاید. به خدا پناه می برم. در خلوتم، یک بار دیگر نامه ی همسر شهید باکری را می خوانم. از شجاعت اش ، قوتِ قلب می گیرم و یادم می آید که من دیگر آن دختر کوچک دبستانی نیستم. به دوست پناه می برم و نام « او» ، آن « برادرِ پاسدار » را می گویم.
خانواده شهید محلاتی هم از حمله خشونت طلبان بی نصیب نماند
خشونت در راهپیمایی روز عاشورا دامن خانواده شهید محلاتی را که همپای مردم در راهپیمایی بودند هم گرفت. بر اساس این گزارش عروس شهید محلاتی توسط نیروهای امنیتی آنچنان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت که بی هوش او را به بیمارستان منتقل کردند.
جلوگیری ماموران امنیتی از دیدار با خانوده شهید باکری
جمعی از خانواده زندانیان سیاسی پس از انتخابات برای دلجویی از همسر شهید باکری به منزل ایشان رفته بودند که نیروهای امنیتی با هجوم به خانه آنها وارد شده و میهمانان را مورد بازخواست و بازجویی قرار دادند.
چـرا سرداران جـــنگ فریــاد نمیزنند؟
ما بیش از هر چیزی باید از تحریف ارزش ها و مفاهیمی که در انقلاب ما بود جلوگیری کنیم و گفتارها و رفتارهای خلاف آن را نقد کنیم. دل اکثریت ملت با حرفهایی است که ما می زنیم. اگر اکثریت قاطع مردم حرف اصلاح طلبان را قبول ندارند، چرا بخشنامه می کنند دستگاههای رسمی هیچ حرف و خبری از این طرف را منتشر نکند؟
آیت الله بیات زنجانی: همیشه رسیدن به حق با رنج های فراوانی همراه بوده است
آیت الله العظمی بیات زنجانی با اشاره به حوادث رخ داده برای خانواده شهید باکری اظهارداشتند: به این موضوع باید توجه کرد که این حادثه زشت، از همان زمانی که به وقوع پیوست، پس از دقایقی همگان از آن مطلع شده و آن را محکوم کردند؛ امروز دیگر نمی توان جلوی گوش ها را گرفت؛ نمی توان جلوی چشم ها را گرفت. مردم خیلی خوب می شنوند و می بینند و حق را از غیر حق تمیز می دهند.
احسان باکری آزاد شد
احسان باکری عصر امروز (چهارشنبه) پس از اعتراض به ضرب و شتم مادرش توسط ماموران لباس شخصی در جلوی منزل مهدی کروبی، بازداشت شده بود که دقایقی پیش آزاد شد و به منزل بازگشت.
در آن سوی مرزها ادعای آزادی میکنند، اما اینجا خانواده شهدا را هم تحمل نمیکنند
آقایان در روز روشن با خانواده های سرداران رشید و شهدایمان این چنین می کنند، و ادعای آزادی در ایران را در آن سوی مرزها برای جهانیان سر می دهند. به گمان خام تازه به دوران رسیده ها و مدعیان توخالی ارزش های اسلام و انقلاب، می توان جلوی خواست عمومی ملت را گرفت؛ غافل از اینکه حتی تحمل فرزندان این مرز و بوم را ندارند و هر روز بر کارنامه غیر اخلاقی و غیر انسانی خود برگی تازه می افزایند.
لباسشخصیها مادرم را کتک زدند / نصف صورت او با گاز فلفل سوخته است
ابتدا ما آقای کروبی را دعوت کرده بودیم، اما کمی بعد ایشان تماس گرفت و گفت نمیگذارند من بیایم و زنگ زده و گفتهاند که اگر بخواهی از خانه بیرون بروی، بسیجیها را دم در خانهات میریزیم! مادرم که این موضوع را شنید، تصمیم گرفت برای دیدار با آقای کروبی به منزل وی برویم. اما جلوی منزل ایشان، ماموران جلوی ما را گرفتند و مانع ورودمان شدند. یکی از آنها مادرم را تهدید کرد و گفت: اسلحه را روی شقیقهات میگذارم و راحتت میکنم. احسان هم عصبانی شد و اعتراض کرد، آنها هم او را بردند.
حمله به خانوادههای باکری و همت و بازداشت فرزند شهید باکری
خانواده شهیدان باکری و همت که صبح امروز توسط نیروهای امنیتی از حضور در منزل میرحسین موسوی منع شده بودند، در یک تماس تلفنی با مهدی کروبی به منزل وی دعوت شدند، اما وقتی قصد مراجعه به منزل وی را داشتند، با حمله نیروهای لباس شخصی روبهرو شدند و مورد اصابت اسپری گاز اشک آور قرار گرفتند. احسان باکری پس از آنکه یکی از لباس شخصیها مادرش (همسر شهید) را با اسلحه تهدید کرد، به او اعتراض کرد و در نتیجه بازداشت و به به محل نامعلومی منتقل شد.
ممانعت از دیدار خانوادههای شهید همت و شهید باکری با میرحسین موسوی
خانواده شهید همت و خانواده شهید باکری که در پی دید و یازدیدهای همه ساله، در هفته دفاع مقدس به دیدار نخستوزیر دفاع مقدس رفته بودند، با ممانعت شدید نهادهای امنیتی روبهرو شدند. آنها پس از معطلی طولانی در میدان پاستور، مجبور به بازگشت شدند.
سردار جعفری! شـما به امانت شهــــــــــــــدا خیانت کـــردید
از اولین ساعات پس از اعلام نتایج انتخابات با روشی غیرمنطقی و غیرانسانی با مردم برخورد کردید. واقعا پاسخ سوال خانواده های باکری و همت در مورد ابهامات برگزاری انتخابات باید باتوم فرود آمده بر فرق مصطفی همت می بود یا شوکری که به نا حق بر گردن احسان باکری نشست؟ و یا باتومی که به کمر جراحی شده خانم همت در 23 خرداد خورد؟
شما چه بخواهید و چه نخواهید سر سفره اعتمادی که شهدا و ایثارگران در ابتدای انقلاب پهن کرده اند نشسته اید/ بسیجی انسانی بی ادعا با یک کوله پشتی و لباس خاکی بود که بدون توقع حاضر بود هر کاری که از دستش بر می آمد برای کمک به دیگران انجام دهد تا مردم در آرامش و امنیت زندگی کنند. نه آنکه که با ترساندن مردم به ظاهر قضیه را آرام کند/ تزویر یعنی یک روضه از شهدا بخوان و پشت سر خواسته های خودت را مطرح کن!/ یادتان هست که قبل از انقلاب می گفتیم، باید نظامی بسازیم که همه قدرتها در آن یکجا جمع نشود، چراکه عامل مفسده می شود. چرا اجازه دادید اینها یکجا جمع شوند؟ ما به امثال شما اعتماد کردیم و اعتراضی نکردیم. شما چرا به وصیت آن پیر یگانه عمل نکردید؟به هر حال شما به اعتماد مردم خیانت کردید.
صبر یعنی هر فردی درهر جایی پای برحقیقت بفشارد
حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی گفت:”نباید در انتظارعجله داشته باشیم. البته صبر با دست روی دست گذاشتن متفاوت است و صبر به این معنا است که هر فردی درهر جایی پای برحقیقت بفشارد.”