نامه همسر شهید باکری به شهید سلیمی، به بهانه درگذشت پدرش
چکیده :شنیده ام برای مدتی معاون استانداری ایلام بودید ، امام خمینی دستور می دهند کسانی که فکر می کنند توان انجام وظایف در پستهای خود را ندارند استعفا دهند و شما فورا استعفای خود را نوشتید.میز و پست و مقام و حب دنیا برای شما ارزشی نداشت و شاید به همین خاطر بود روحیه ی آزادگی خود را حفظ کردید....
فاطمه امیرانی، همسر شهید باکری، به بهانه درگذشت پدر شهید حمید سلیمی، نامهای خطاب به این شهید منتشر کرد و در بخشی از آن نوشت: بعد از انقلاب عضو شورای فرماندهی سپاه تبریز بودید . به خاطر توانمندی های شما از طرف عده ای تنگ نظر مورد اتهام قرار گرفتید . حتی مدتی را در زندان در بند عمومی گذراندید . ولی به یاد دارم که جمله ای ماندگار گفته بودید که ما برای انقلاب و اسلام همه هستی مان حتی آبرویمان را هم می دهیم . این جمله بعدها برای خیلی ها تسلی بخش بود.
این نامه را به نقل از صفحه شخصی فاطمه امیرانی در فیس بوک بخوانید:
با یاد خدا
سلام بر شهدا
سلام آقا حمید (شهید سلیمی)
منم مادر احسان و آسیه ، همسر حمید باکری امروز به بهانه ی بدرقه پدر بزرگوارتان به خانه ابدی ایشان ، به بهشت زهرا رفتیم . اما اعتراف می کنم قصدم دیدن شما بود . می دانستم برای استقبال پدرتان می آیید . امروز فرصت مناسبی بود برای مرور خاطرات . اولین بار که با شما آشنا شدم بعد از ازدواج با حمید ، چند روزی به تبریز آمده بودم . خانم جوانی به دیدنم آمد و خودش را همسر حمید سلیمی معرفی کرد و از دوستیشان با حمید باکری از قبل از انقلا ب تعریف کرد .
بعدها شنیدم که شما از دانشجویان مبارز دانشکده فنی دانشگاه تبریز بودید و مرتبا به بهانه های مختلف از کلاس و دانشگاه محروم می شدید ولی با هوش و استعدادی که داشتید به کمک هم کلاسی ها امتحانات را با موفقیت می گذراندید . شیوه ای که ساواک داشت برای اخراج دانشجوها ی مبارز به جای بهانه تراشی سیاسی آنها را اخراج درسی می نمود . گویا در جلسه ای رئیس دانشگاه در مورد دانشجویان مبارز گفته بود که اینها درس نخوان هستند و در جواب شما را مثال زده بودند که با معدل عالی قبول می شدید . منزل پدریتان پاتوق بچه های مبارز بوده . به عنوان خاطره شنیدم وقتی آقا رحیم در جریان ۲۹ بهمن تبریز تیر به پایشان می خورد بعد از اینکه مدتی در منزل یکی از بچه ها مداوا می شود به تهران منزل پدری شما می آیند چون ایشان نمی توانستند بلند شوند قرار می گذارند اگر پدر بزرگوار شما وارد شدند کسی بلند نشود ، چقدر برای پدرتان تعجب آور بوده که جوانان با ادب چطور هیچ کدام به پای ایشان بلند نشده اند . شاید بعدها همه فراموش کردند که باید به پای ارزش هایی که پدر بزرگوار شما برای بدست آوردن آنها با رنج زندگی کرد باید بلند شد .
بعد از انقلاب عضو شورای فرماندهی سپاه تبریز بودید . به خاطر توانمندی های شما از طرف عده ای تنگ نظر مورد اتهام قرار گرفتید . حتی مدتی را در زندان در بند عمومی گذراندید . ولی به یاد دارم که جمله ای ماندگار گفته بودید که ما برای انقلاب و اسلام همه هستی مان حتی آبرویمان را هم می دهیم . این جمله بعدها برای خیلی ها تسلی بخش بود. بعدها هم هرکجا که فرصت خدمت به مردم و در جهت اعتلای آرمانها و اهداف انقلاب پیش می آمد با خلوص مشغول کار و خدمت می شدید .
شنیده ام برای مدتی معاون استانداری ایلام بودید ، امام خمینی دستور می دهند کسانی که فکر می کنند توان انجام وظایف در پستهای خود را ندارند استعفا دهند و شما فورا استعفای خود را نوشتید.میز و پست و مقام و حب دنیا برای شما ارزشی نداشت و شاید به همین خاطر بود روحیه ی آزادگی خود را حفظ کردید. بعد از شهادت حمید جز اولین کسانی بودید که برای تسلی ما به ارومیه آمدید . و بعد از اقامت در قم نیز باز شما اولین بودید که به دیدن ما آمدید اما ما در منزل نبودیم ولی یاداشت کوتاه شما باعث دلگرمی ما شد . بعدها در هر فرصتی که پیدا می کردید به دیدن ما می آمدید و با بچه ها بازی می کردید .بعد از شهادت آقا مهدی مدتی در لشگر عاشوار و سپس در مهندسی رزمی قرارگاه خاتم مشغول به خدمت شدید. تا اینکه در ۲۳ بهمن سال ۶۴ در عملیات والفجر ۸ به مقام شهادت نایل آمدید .آقای مهندس میر حسین موسوی نخست وزیر دولت جمهوری اسلامی در سخنرانی به مناسبت شهادت شما فرمودند ” شهید سلیمی عزیزی بود که سالها در راه خدا تلاش کرد و برای او اجری جز شهادت قابل انتظار نبود ”
مادر عزیز شما برای من تعریف کرد که شما برای ایشان معلم ،پدر ،برادر ،دوست ،و فرزند عزیزی بودید که می توانستند به شما تکیه کنند . وبا وجود شما از امتحان شهادت مجید عزیزش سر بلند بیرون آمد و یقینا با حضور روح بلند شما توانست شهادت عزیز دیگرش فرهاد را در سال ۶۷ بپذیرد و سالها را در نبود فیزیکی شما تحمل کند . امروز همسرش را با اشک بدرقه کرد .شاید خیلی ها مثل من به ثمره این ازدواج فکر می کردند . که چه فرزندان صالحی را به جامعه تحویل دادند.
دوستانی که در تشیع حضور داشتند به آرامی اشک می ریختند .و با جان ودل زیارت عاشورا را زمزمه می کردند :
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین
و دعا کردند :
اللهم اجعل محیای محیا محمد و ال محمد و مماتی ممات محمد و ال محمد انشاء الله














درود بر همسرگرامی شهید باکری و تمامی شهیدان راه آزادی
سلام بر شيرزناني كه در نبود همسر و فرزندان قهرمانشان مسوليت خود را در همه حال به خوبي انجام مي دهند .راستي آنهايي كه مدعي ادامه دهنده راه شهدا هستند آيا يك ساعت حاضرند كه ميز خود را به كساني ديگردهند وآيا جرعت اعتراف به نبود توان خود دارند
سلام بر خاندان شهید باکری و سلیمی
خدا رحمت کند شهیدا ن عزیز ما را و به خانواده های بزرگی چون باکری همت سلیمی نصرت دهد تا دروغگویان را رسوا کنند…
سرکار خانم امیرانی : سلام و صلوات خدا و پیامبر بزرگش محمد رسول ا…( ص ) و سیدالشهدا و همه مردم با فرهنگ و شعور ایران به ارواح بلند همه شهدا و باکری های عزیز و شما که در این غربت و تنهایی زینب وار پیامبر نهضت بزرگ عاشورایی شوهر شهیدتان و همه شهیدان بودید . بر زر و زور و تزویر خنده ای مستانه زدید و دنیا را با همه زرق و برقش سه طلاقه کردید . بخدا قسم با همه وجود به عنوان برادر یکی از فرماندهان بزرگ و رزمنده ای کوچک به شما افتخار می کنم . زنده و پایدار باشی که زنده می کنی یاد و نام و خاطره و راه شهدا را . زنده باشی شیر زن .
درودبرشهیدان باکری وباز ماندگان شهداکه افتخار ایران واسلام اند.برای عزت روزافزو نشان به درگاه خدای متعال دعامیکنیم.
خواهر فهیم وهمسر آن رادمردایران زمین باید بگویم:
1-شهیدباکری وحاج همت وخرازی وسلیمی وباقری ودقایقی و….اگردرحامعه کنونی بسر مییردندقطعاجامعه این حالت فعلی را نداشت که یک مشت جوجه تازه بدوران رسیده روی فرزندان این مرزوبوم اسلحه بکشند وآواز مستانه پیروزی را احمقانه سردهند.
2-متاسفانه حاکمین فعلی یاماموریت خرابی این کشورراداشته ،یااینکه استعداد درک وضع فعلی رابدلیل حب مقام بیش ازحدی که مبدل به حماقت گردیده است رانداشته وبدیهی است که کشوررابجایی می رسانندکه نسیمی را به یک تندباد نه تنها بلکه به یک طوفان تبدیل می کنند.
3-شهید باکری وامثال اواسلام رادوست داشته برای آ نکه ظلم را براحدی روا نداشته است حتی برنامسلمانان. واسلام
درود وسلام بر تمام شهدا علي الخصوص شهيد بزرگوار باكري. سلامت باشي دلاور بانوي عزيز باكري. چه شادمان مي شويم در اين تاريكي ها ياد اين عزيزان نسل اولي ها را تسلي است . هنوز باور داريم انها براي ما سر بلندي مي خواستند. مردم سالاري عطر اگين به خرد جمعي. باور ندارم انها كه رفتند از اين قماش خود بين وكوته بين بودند. انها كه رفتند حسينيان ما مردم بودند. اي كاش زينبيان هم زياد بودند. اي كاش
Bakari homat jahanar eftkhar va namad shjat melat iranand emroroz kasani ka az jang khabar nadashatan mahram shodan ama khanavadye in dalavarn fatanegarand salam bar khomini va mosavi va shaidan marg bar diktaktoyr