» سوسن شریعتی
بودن به از نبود شدن؟ از کجا معلوم!
دختر آبی مرده است و ما را به یاد همه آنهایی می اندازد که حاضر شده اند و یا مجبور شده اند-نسل هاست- برای باورهایشان یا به قصد اعتراض به ناممکنی بمیرند. سال ها است که بر سر این موضوع دو به شک هستیم: ما مجبوریم بمیریم یا انتخاب می کنیم مردن را وقتی «همینه که هست»؛ در برابر ممنوع چه باید کرد؟
از سیرجان تا گناباد
برای از خاصیت انداختن بچه کویر باید او را به جای خوش آب و هوا پرتاب کرد؛ جایی که آب باشد و ابر و رطوبت. هوایی خوش و سبزی و چهچه بلبلان… رطوبت می آید و… دیگر معلوم نیست از تخیل زیدآبادی چیزی باقی بماند؟ البته اگر همین تخیل مسبب جرائم او باشد. هنوز هم دیر نشده است، کویر را بخوانید و حکم زیدآبادی را تغییر دهید
پدرم، «معلم شهید» انقلاب ما!
امروز اما شما متهماید! خیلی بیشتر از زمانی که «در قید حیات» بودهاید. معمولاً با زمان آدمها و حرفها به حاشیه میروند. در مورد شما جریان برعکس است. نقشتان بزرگ و بزرگتر میشود و سهمتان بیشتر. از تنهایی مینالیدید اما بیشمار گرونده داشتهاید، گروندگانی که فردای پس از شما را رقم زدهاند. متنی که به یمن تجربة انقلاب منفجر شد، تکههایی پراکنده در دستان این و آن، در کولهبار همگان. میراثی که متولیان بسیاری یافت و وارثان را در برابر هم نشاند. بیداد جوانمرگی در همین است، بی وصیتنامه میروی.
امام موسی صدر سیاست را از ایجاد آگاهی و شبکه اجتماعی آغاز کرد
امام موسي صدر از طريق فعاليتهاي اجتماعي و ايجاد شبكهها و ساختارهاي اجتماعي راه را به پارلمان و دموكراسي گشود؛ يعني از سياست شروع نكرد بلكه از آگاهي شروع كرد و سپس به پارلمان رسيد. امام موسي صدر به عنوان يك روحاني روشنفكر پذيرفت كه نميخواهد حرفهاي روشنفكرانه بزند، بلكه ميخواهد در يك جامعه آسيبديده وارد ميدان عمل شود.
از باغ ابسرواتوار تا …/سوسن شریعتی
آخرین باری که عبدالرضا تاجیک را دیدم به او قول دادم که در باره «در باغ ابسرواتوار» – مقاله ای از شریعتی در کتاب کویر -مطلبی بنویسم.