» حسن یوسفی اشکوری
دو اندیشه راهبردی در بیانیه اخیر موسوی
در این روزها در باره بیانیه موسوی تحلیل های گفتاری و نوشتاری پر شمار و غالبا مفیدی ارائه شده و من در اینجا فقط می خواهم دو محور مهم تر را برجسته کنیم و به گمانم این دو محور اندیشه جدید و راهبردی این پیشگام جنبش سبز را نشان می دهد.
چرا برخی از اعضای خاندان امام حسین در کربلا حضور نداشتند؟
در ارتباط با قیام امام حسین و واقعه کربلا و عاشورا، از پرسش های قابل تأمل این است که چرا برخی از اعضای خاندان علوی و از جمله برادر کهتر حسین محمدبن حنفیه و یا عموزاده و دامادش عبدالله بن جعفر و حتی عبدالله بن عباس با حسین همراهی نکردند و در نهایت در کربلا حاضر نبودند؟ به ویژه شخصیتی چون محمد حنفیه نه تنها خود با عزیمت حسین به عراق مخالفت کرد، بلکه حتی فرزندش را پنهان کرد تا با حسین همراه نشود.
محمد، قرآن، اسلام و مسلمانان در «حدیث دیگران»؛ گزارش یوحنا دمشقی
به رغم ابهاماتی که به ویژه حول سیرههایِ غالبا آمیخته با انواع افسانهها و خرافههای موجود اسلامی در باره نبی اسلام وجود دارد و جای انکار ندارد، اما این دعوی اولیگ نیز به کلی بیوجه است که: «ولی همهی این نوشتهها، همان طور که در همهی ادیان معمول بوده، آغاز این دین را حول پیامبر [محمد] به یک مبدأ زمانی اسطورهای در شبه جزیرهی عربستان به عقب میکشانند».[۱۰] واقعیت این است که مدعای اصلی یعنی وجود تاریخی شخصی به نام محمد و مدعی نبوت و وجود دینی به نام اسلام در قرن هفتم میلادی، نه افسانه است و نه اسطوره بلکه بنا بر گزارشهای همین منکران، قابل اثبات و مدلل است.
در نیک و بد «بیانیههای ۱۴ نفره»
به رغم این همه «اما» و «اگر»، این بیانیهها و طرح مطالبات شجاعانه و شفاف و آن هم در داخل کشور و در زیر تیغ سرکوب و سانسور یک فایده اساسی دارد و آن، این است که تابوها و تقدس های موهوم را میشکند و ترسها را میزداید و این رویداد میتواند در روندی طبیعی و معقول، زمینه های ایجاد خلق یک آلترناتیو ملی و درونزا را فراهم کند. قدم مهمی که، به گمانم، باید اصلاح طلبان جدی و واقعی و با تدبیر در داخل کشور در تداوم جنبش سبز بردارند. اقدامی که شیخ شجاع و محصور جناب کروبی اخیرا آغاز کرده است.
برآمدگان اصلاح طلبی؛ رهبران جنبش سبز
چرخ زمان به عقب بر نمی گردد، هر تصمیمی که در امور مهمی چون انتخابات گرفته شود، در صورتی کامیاب خواهد شد که در تداوم مطالبات اعلام شدة پیشین باشد و در همراهی و توافق با رهبران و زندانیان سیاسی. مسئله این نیست که رهایی زندانیان و رهبران جنبش از حصر و حبس پیش شرط هر نوع کنشی باشد، اما هر نوع اقدامی باید در سیر طبیعی خود به گشایش فضای اختناق کنونی و تغییرات تدریجی و بهبود اوضاع فلاکت بار کنونی و از جمله رهایی محبوسان منتهی شود.