» تقی آزاد ارمکی
سقوط وقتی آغاز شد که دانش زیر سؤال رفت!
در کشور با کسانی در سیستمهای سیاسی و اداری روبهرو هستیم که هم سمت و مقام دارند و هم در حال طی کردن تحصیلات عالی هستند. در اینجا این سؤال پیش میآید که این افراد چگونه فرصت خواهند کرد هر دو کار، یعنی کار اجرایی و کار علمی را همزمان و توأمان انجام دهند؟ در چنین شرایطی اگر چنین افرادی مطالب علمیشان را خودشان تولید نکنند، آیا از منابع ملی سوءاستفاده نکردهاند؟ در چنین شرایطی است که در جامعه با خیل افرادی مواجه میشویم که برای ارتقای شغلی به سمت خرید مدرک جعلی میروند
فرهنگ فدای سیاست و اقتصاد
اگر قرار بود که حوادث سیاسی و اقتصادی جهت جامعه را مورد تعیین قرار دهد، مسیر جامعه به گونه ای بود که سیاست بازان و سرمایه سازان انتظار داشتند در حالی که اینگونه نشده است. معنی دیگری که در این سخن دارم اشاره بر غلبه حوزه اجتماعی و فرهنگی بر حوزه اقتصادی و سیاسی است. این دو حوزه قدرتمند هستند و در بسیاری از جهات هم تعیین کننده جهت عمل حوزه اقتصادی و سیاسی اند. با زبان شما می توان اینگونه گفت که بلوغ فرهنگی است که جهت بلوغ سیاسی و اقتصادی را می سازد، اگر حوزه اقتصادی و سیاسی بدون اعمال نظر و نفوذ عمل می کردند، بلوغ فرهنگی که جامعه دچار شده است با کمترین بحران روبرو شده و جهت دهنده عمل کلی جامعه بود
جای خالی 2 معاونت در “پاستور”
در حوزه ریاستجمهوری دو معاونت دیگر افزون بر معاونتهای جاری تحت عنوان«معاونت حفاظت از سرمایه انسانی» برای سروساماندادن چالش فرار مغزها و«معاونت حیات» برای سروساماندادن فاجعه تصادفات که میتوان از آن تحت عنوان«فاجعه مرگ» یاد کرد، تشکیل شود.
اعتدال و تقویت طبقه متوسط
برای رفع و نفی خشونت دعوت از طبقه متوسط در نقشآفرینی و اجرای وظایف اصل است. برای ادامه خشونت راهی به جز سرکوب طبقه متوسط نیست. اگر در جامعه خشونت دیده میشود یا صدای خشونت شنیده میشود، باید شکی نداشت که طبقه متوسط بیسلاح -بدون دانش و حزب و گروه و سرمایه شده است. فقدان حضور کارکردی، فرهنگی و ساختاری طبقه متوسط سبب بروز خشونت و خشونتطلبی است. پس برای تحقق اعتدال پیش بهسوی تقویت طبقه متوسط و در عوض برای ادامه خشونت پیش بهسوی سرکوب طبقه متوسط!
فردگرایی با حذف رقیب
شاید به همین دلیل است که شناسایی شیطان راهی در درک انسان است. نمیگوییم که دشمنشناسی نکنیم بلکه نقشه قتل دشمن کشیدن اساس بیاخلاقی است. شناسایی دشمن برای آمادگی به تنظیم رابطه انسانی و اسلامی است ولی اگر کمی گام را فراتر بگذاریم و نقشه قتل دشمن را در سر داشته باشیم، آن وقت از انسانیت خود خارج شده و همان کاری را میکنیم که شیطان خواسته است. خب پاسخ به این سوال که چرا ما اینقدر بداخلاق هستیم را باید در نگاهی که نسبت به جامعه (دیگری) داریم بیابیم. در نگاه بد و توطئهآمیز به دیگری است که بداخلاقی شکل میگیرد.
تغییرساختار و سن بزهكاري اجتماعي در ايران
براي تغيير الگوي جرايم در ايران بايد ساختار جامعه ايراني را به لحاظ كانونيت نيروي اجتماعي و نسلي تغيير داده و به جاي حضور پيران در حوزه سياست و فرهنگ و تصميمسازي جوانان وارد شده و جهت زندگي را تعيين كنند. ضمن اينكه حضور آنها در سرعت بخشيدن به جريان توسعه اثرگذار بود و راهي در گذر از جامعه خشن و درهمشده به جامعه باز و بانشاط و كمخشونت و کم جرم فراهم ميشد. به اميد روزي كه يكبار هم شده جوانان را مركز زندگي اجتماعي قرار دهيم و به احترام جوانان از حضور ميانسالان و پيران بهره ببريم بهجای اينكه به دليل حضور ميانسالان و پيران در جامعه جوانان را قرباني كنيم. در اين قرباني شدن است كه خود جوان ساده امكان قرباني شدنش را ساده و ممكن ميكند.