» ادبیات سبز

شعر سبز/ حصار کینه تا کجا

سبز چشم …/ هم‌سفره با گرسنگان/ لب‌تشنه‌ی آزادی/ میرحسین!/ کاروان یاران به اسارت رفته‌ات کجاست؟؟!

ادبیات سبز/ کجایی امیر ؟

سزای ناکسان زندان و بند است

ضرر را راه بستن سودمند است

شما ‌ای حاکمان مردم آزار

که در خلوت کنید آسوده هر کار

چرا شادی فقط بر ما حرام است

مگر نه‌ عیشتان دائم به کام است

خداوندا که می دانم که هستی‌

بر این ظلم و ستم چون دیده بستی

خوشا روزی که ما دستی‌ برآریم

دمار از روز هر پستی برآریم