» حمزه غالبی
یک دیپلمات چگونه «مقاومت» میکند؟
هرچند شخصا هرچه که نگاه میکنم مخصوصا با همان روایتی که خود جلیلی از مذاکرات و البته روشنگریهای ولایتی در مناظرههای تلوزیونی نشان داد، به سختی میتوانم عنوان خائن را برای جلیلی و تیمی که از جلیلی حمایت کردند به کار نبرم. جلیلی دیگر چطور میتوانست به تسریع اجماع علیه ایران و تصویب تحریمهای بین المللی کمک کند؟ جلیلی باید در مقابل طمع فرار از پاسخگویی «مقاومت» کند و به مردم توضیح بدهد که جلوی کدام یک تحریمها یا اعمال محدویتها را گرفته است؟ کدام ائتلافها بر علیه ایران را شکسته؟
از وبلاگ ها/ دغل بازی طرفدران مشی جلیلی
روحانی وعده و قولهای دیگری هم داده است که بارهای تاکید کرده است که به آنها وفادار است. حمایت های آیت الله خامنهای از رای غالب مردم در این دوره از انتخابات ما را امیدوارتر میکند. رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی وعده دیگری است نشانههای تحقیقش را میبینیم. امیدواریم خیلی زود علاوه بر روحانی متچکریم بنویسیم خامنهای متچکریم.
اقدام علیه امنیت ملی
یکی از وجوه تلخ بحث های اخیر طرفدران آیت الله خامنه ای (جناح راست) در مخالفت با انتخابات مدیران یا عضویت افراد در کابینه این است که به نفس اصلاح طلب بودن یا داشتن سابقه اعتراض یا انتقاد به سیاست های رسمی افراد استناد می کنند. برای اینکه استدلال کنند که یک نفر باید حذف شود سعی می کنند نشان بدهند اصلاح طلب است یا اعتراض سیاسی یا انتقادی داشته است. اینقدر این عمل و این گفتار سیاسی هر روزه تکرار شده است که هولناک بودن آن کمتر به چشم می آید و تبدیل به یک امر عادی شده است.
انتخابات و حاکمیت دوگانه
هرچند سیاست و تصمیمات جدی کشور بیش از پیش از رای ها و تصمیمات مردمی فاصله گرفته است، اما نفس شکل گرفتن گفت و گوهای عمومی برای یافتن کنش درست در موسم انتخابات نشان می دهد که علی رغم هجمه ای که سال ۸۸ به نهاد انتخابات شد، هنوز نهاد انتخابات کاملا از بین نرفته است و امیدهایی برای تغییر شرایط با رای و اراده مردمی از مفر انتخابات وجود دارد.
آینده ای که پیش چشمانمان خراب می شود
در کشوری که حتی به برنامه های توسعه پنج ساله هیچ توجهی نمی شود و یک کشور ۸۰ میلیونی مثل یک کارگاه کوچک با تصمیمات خلق الساعه و فردی اداره می شود، شاید ساده لوحی باشد که بخواهیم برای معضلی که دو دهه دیگر گریبان همه ما را خواهد گرفت چاره اندیشیده شود. اما مشکلاتی نظیر کم آبی شدید همزمان با کاهش چشمگیر درآمدهای نفتی کشور مهیب تر از آن است که بتوان نسبت به آن حساس نبود.
اتهام رشوهگیری قاضیالقضات
شان قانون رهبری ایجاب می کرد که ایشان خواستار بررسی سریع موضوع از طریق دادگاهی -که تحت نفوذ فرد متهم یعنی رئیس قوه قضایه نباشد- بشود. اما متاسفانه باز ایشان با رویه قبلی بیشتر از طرح عمومی اتهامات گله کردند و نصیحت کردند که موضوع «کش» پیدا نکند. آیا بهتر نیست به جای نصیحت به «کش ندادن» موضوع اتهامات رؤسای دو قوه در یک دادگاه مستقل و علنی بررسی شود و اگر این اتهامات رد شد، احمدی نژاد به خاطر طرح اتهام بی پایه اساس مورد مواخذه قرار بگیرد؟
نکاتی در مورد اطلاعیه وزارت اطلاعات
ظاهرا اینقدر رفتار غیر قانونی سازمانهای امنیتی کشور روزمره شده است که برایشان بدیهی است که وزارت اطلاعات هم بازوی عملیاتی یک جناح سیاسی است. برای همین فکر نمی کنند که اگر مثل یک تحلیل نویس روزنامه، رقیب را بنوازنند، خیلی رسواست. وزارت اطلاعات تا الان چند اطلاعیه در مورد اختلاس های کلان مالی مدیران دولتی داده است؟ وزارت اطلاعات چطور مانع فرار مدیر یک بانک که میلیاردها از سرمایه های عمومی کشور را دزدید، نشد؟ یا مثلا وزارت اطلاعات تا حالا چند اطلاعیه داده است تا از اسکله های غیر تجاری که به صورت غیر قانونی کار تجاری می کنند، پرده بردارد؟
امروزه برخی مانند معاویه و عمروعاص حکومت میکنند
این شهید دزدی بی سابقه نیست، انحصارطلبان سالهاست که خون پاک شهیدان انقلاب و شهیدان جنگ را مصادره به مطلوب کرده اند و از آن برای تطهیر خود سوء استفاده می کنند. جوانانی که در انقلاب جان باختند، در پی برقراری حکومت استبدادی با مذهبی قرون وسطایی نبودند.
یا غیاث المستغیثین
وقتی بر اثر تلقین بازجوها لحظه شکستن استخوان گردنت موقع اعدام را تصور می کنی. وقتی بازجو سعی دارد تو را مجبور کند که خودت خودت را بزنی. وقتی این واقعیت که پدرت را موقع ربودنت جلوی خودت با گاز فلفل و شوکر ضرب و جرح کرده اند در کنار فضای غیر واقعی که همه تو را فراموش کرده اند می نشیند…
خاطره سبز/ فراموشی از اعدام تلخ تر است
اگر از من بپرسید و بگوئید بزرگ ترین کمک به فردی که در بازداشت است چیست؟ می گویم بعد از تنها نگذاشتن خانواده اش، نگذارید فراموش شود. حتی از تلاش برای رهایی اش هم اولویت دارد. اصلا بنظرم اینها حداقل وظیفه ما در قبال دوستانی است که به نیابت از ماها در بند هستد: خانواده شان را تنها نگذاریم؛ نگذاریم فراموش شوند.