«میر نامیرا» و هفت کانون راهبردی برای اداره اقتصاد جنگی
چکیده :کتاب "میرنامیرا" نوشته میکاییل عظیمی، با مفهوم زمانه و کارنامه استاد میرمصطفی عالینسب، دومین کتابی است که در مورد اندیشهها و خدمات ارزنده این استاد فقید تهیه میشود. فرشاد مومنی، در مقدمهای تفصیلی برای این کتاب از شرایط دوران جنگ نوشته و عملکرد و خدماتی که به گفته میرحسین موسوی، نخست وزیر آن دوران، «کشور را از پرتگاههای خطرناکی نجات داد.» ...
کلمه – گروه خبر: کتاب “میرنامیرا” نوشته دکتر میکاییل عظیمی، با مفهوم زمانه و کارنامه استاد میرمصطفی عالینسب، دومین کتابی است که در مورد اندیشهها و خدمات ارزنده این استاد فقید تهیه میشود.
فرشاد مومنی، رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، در مقدمهای تفصیلی برای این کتاب از شرایط دوران جنگ نوشته و عملکرد و خدماتی که به گفته میرحسین موسوی، نخست وزیر آن دوران، «کشور را از پرتگاههای خطرناکی نجات داد.»
متن کامل مقدمه را اینجا بخوانید
مشاور میرحسین موسوی نوشته است: این کتاب درباره یکی از مردان بزرگ تاریخ معاصر ایران است؛ فردی که در میان ما بود، با ما زیست و طرز سلوک او میتواند الهامبخش هر ایرانی آزاده و پایبند به تعلقات دینی و جستجوگر عزت، عظمت و توسعه ایران باشد.
فرشاد مومنی در بخش دیگری از این یادداشت نوشته است: در دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وجود موثر ایشان در همه شوراهای عالی سرنوشتساز، منشاء ارتقای کیفیت سیاستگذاریها و بهبود شیوه حکمرانی در ایران بوده است. ایشان در شورای عالی اقتصاد، شورای پول و اعتبار، شورای عالی کشاورزی، شورای عالی صنعت، شورای عالی صادرات غیرنفتی و انبوه جلسات کوچک و بزرگی که در سطح سران قوا، هیأت وزیران، نمایندگان مجلس و… شرکت میکردند و بیدریغ دانستههای علمی و تجربهها منحصربهفرد خود را در اختیار جمع میگذاشتند. اصرار مقامات مختلف کشور به حضور ایشان در جلسات گوناگون مشورت یا تصمیمگیری، گواهی بر نقش بیبدیل ایشان در دوران حیاتی و سرنوشتساز استقرار نظام جمهوری اسلامی بوده است. حضور موثر این مرد بزرگ الهی و بیادعا، بارها و بارها کشورمان را از ورطههای مهلک نجات داد.
این اقتصاددان در نوشته ی خود کانونهای راهبردی تمرکز و تاکید عالینسب برای اداره اقتصاد جنگی را در قالب ۷ محور توضیح داده است. که چکیدهی این محورها به شرح زیر است:
۱. ایشان از منظر اولویتگذاری و پیگیریهای عملی بر این باور بودند که تامین معیشت شرافتمندانه برای آحاد جامعه، پیوندی حیاتی با پشتیبانی مردمی از دفاع مقدس خواهد داشت. همین تضمین حداقل معاش برای عامه مردم، آنچنان اطمینانی پدید آورده بود که رزمندگان ما بدون هرگونه هراس یا دلنگرانی میتوانستند ماهها در جبهه جنگ حضور داشته باشند. در واقع این آرامش خاطر وجود داشت که سامان اقتصادی کشور بهگونهای است که اعضاء خانواده در غیاب رزمنده مجاهد خود میتوانند از عهده معاششان برآیند.
۲. وقوف روششناختی استاد عالینسب موجب شد که ایشان در تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان جنگ تحمیلی، در مقام و موقعیت یک قهرمان ملی به مبارزه بر علیه تضعیف ارزش پول ملی همت بگمارد و در این مسیر، چه خون دلها که نخورد و چه طعنهها و ملامتها که نشنید. با وجود تمام ناملایمات، ایشان در برابر فشارهای رانتجویان و ناآگاهان ایستادگی کرد و این افتخار را برای جمهوری اسلامی پدید آورد که میانگین نرخ تورم در دوران جنگ تحمیلی نسبت به تمام تجربههای تاریخی ثبتشده از نرخ تورم در کشورمان کمتر باشد و با وجود گذشت بالغ بر ربع قرن از پایان جنگ تحمیلی، نرخ تورم یک رقمی کشور در سال ۱۳۶۴، هنوز هم به عنوان یک رکورد تکرار نشده در تاریخ اقتصادی معاصر ایران میدرخشد. به عبارت دیگر، تن در دادن نظام تصمیمگیری کشور به وسوسههای مربوط به توهمهای ناشی از نقش تضعیف ارزش پول ملی در چارچوب برنامه شکست خورده تعدیل ساختاری، موجب شده است که این رکورد حتی در دوران صلح نیز تکرار نشده باقی بماند.
در دوره پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، مدیریت اقتصادی جدید به آن بینشهای عمیق و ژرف که امکان اداره سرافرازانه اقتصاد ملی در دوران جنگ تحمیلی را فراهم ساخته بود، وقعی ننهاد و بیپروا، به یکی از بیسابقهترین تضعیفهای ارزش پول ملی تجربهشده در طول تاریخ اقتصادی کشورمان دست زد. طنز تلخ نتایج و پیامدهای این اقدام ضدتوسعهای، به تفصیل در گزارش اقتصادی سال ۱۳۷۳ که از سوی سازمان برنامه و بودجه انتشار یافته، روایت شده است.
در صفحه ۴۸ گزارش مزبور تصریح شده که حتی در بحرانیترین سالهای جنگ تحمیلی که کشور با فشارهای شدید نظامی و اقتصادی روبهرو بود، تورمهای موجود با آنچه که در زمان صلح و در اثر اجرای برنامه تعدیلساختاری اتفاق افتاده قابل مقایسه نیست. کاش چنین امکانی وجود داشت که بر اساس یک ضابطه، همه مسئولان اقتصادی کشور موظف میشدند تا گزارش اقتصادی سال ۱۳۷۳ را با دقت مطالعه کنند تا هم بر عظمت اندیشهای و جایگاه منحصر به فرد استاد فقید در نجات کشور از چنین پرتگاههای هولناک آگاه شوند و هم لااقل متقاعد شوند که آزموده فاجعهآمیز تضعیف ارزش پول ملی را دیگر رها کنند.
در یک فرصت مناسبتر میتوان درباره پیامدهای فاجعهبار انسانی، اجتماعی و محیطزیستی تجربههای شوکدرمانی در کشورمان در دوره پس از جنگ تحمیلی با تفصیل بیشتر سخن گفت. در این زمینه یک وجه بسیار مهم و کلیدی در اندیشه استاد فقید عالینسب، اهتمام مستمر همراه با نظارتهای سختگیرانه در مورد حذف هر چه بیشتر هزینههای غیرضروری در سطح دولت و کل دستگاههای اجرایی بود و هر کس که تجربهای در دیوانسالاری ایران داشته باشد، میداند که برای پیشبرد این هدف چه خون دل خوردنها و چه مقاومت و پایمردیهایی لازم است. استاد فقید نه تنها این هزینهها را بر خود هموار میداشتند بلکه فراتر از آن همه مسئولان از نخستوزیر و وزرا گرفته تا مدیران میانی دستگاههای اجرایی را نیز به تلاش در این زمینه به صورت توقفناپذیر فرامیخواندند.
۳. آنچه که در نهایت اجمال میتوان مطرح کرد و امیداور بود که در نظام تصمیمگیری و تخصیص منابع ملی گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن آن وجود داشته باشد، مقایسه اجمالی پیامدهای اقتصادی و عملکرد اقتصاد ملی در دوره پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و مقایسه آن با پیامدهای ناشی از مذاکرههای طولانی میان ایران و گروه کشورهای موسوم به ۱+۵در جریان توافق هستهای ایران است. در دوران اول، دقتهای خارقالعاده و منحصربهفرد استاد فقید و همراهی نخستوزیر و اعضای دولت، پشتیبانیهای سران قوا و رهبری امام خمینی (ره) موجب شده بود که ساختار نهادی کشور در مجموع بیش از آنکه مشوق رانت و ربا و فساد باشد، مشوق تولید و کارآیی و بهرهوری باشد.
۴. مراقبت از سرنوشت تولیدکنندگان و تلاش برای برانگیختن حساسیت هرچه بیشتر در عرصه تصمیمگیری و تخصیص منابع به مولدها یک رکن دیگر از دغدغههای محوری استاد فقید بود. کسانی که توفیق حشر و نشر با ایشان را در آن ایام داشتند، به خاطر میآوردند که دائماً عبارت «شیرینکردن تولید» را از زبانشان میشنیدند و نسبت به بایستههای آن به تامل و دقت فراخوانده میشدند. آنچه امروز در ادبیات اقتصاد با عنوان «هزینه مبادله» شناخته میشود و بهویژه با کارهای درخشان اولیور ویلیامسون عرضه شده است، در دوران دفاع مقدس به زبان شیرین عالمانه و کاملاً اقناعی بارها و بارها به شکل کاملاً بومیشده، ملموس، قابل درک و با ذکر مصداقهای مشخص از سوی آقای عالینسب در جلسات تصمیمگیری و سیاستگذاری مطرح میشد. خلاصه بحث این بود که در شرایط عادی، فعالیتهای مولد به دلیل آنکه با سه گروه هزینه روبهرو میشوند، قادر به رویارویی و رقابت مناسب با غیرمولدها نیستند و بنابراین برای آنکه کشور بر پایه بنیه تولیدی خود اداره شود، باید مراقبتهای ویژهای به نفع تولیدکنندگان در نظر گرفته شود تا استعدادهای انسانی و امکانات مالی به سوی تولید روانه شود. این سه گروه هزینهها عبارتند از: هزینههای از دست رفته، هزینههای ناشی از محدودشدن داراییها و هزینههای مبادله، که شرح و بسط آنها و چگونگی تاثیرشان بر انتخابهای افراد و جوامع در ادبیات اقتصادی درباره هزینه مبادله آمده است. در این زمینه بیشترین فشارها و جوسازیها علیه استاد فقید و دولت آن دوران از ناحیه غیرمولدهایی صورت میگرفت که بهویژه در اتاق بازرگانی وقت جمع شده بودند، و البته پیشتیبانهایی نیز در کل اجزاء ساختارهای رسمی و غیررسمی قدرت داشتند. اما از این ناحیه نیز اعتماد امام خمینی (ره)، رئیسجمهور محترم و نخستوزیر دوران دفاع مقدس به استاد فقید و صلاحیتهای علمی و تجربی ایشان، گرهگشایی میکرد.
۵. مبارزه بیامان علیه همه مظاهر ربا، رکن دیگری از مولفههای راهبردی مورد نظر مرحوم عالینسب بود. ایشان بهواسطه بحثها و مشاورههای ارزندهای که با مطرحترین مراجع تقلید ۵۰ سال اخیر و اسلامشناسان بزرگی چون علامه فقید محمدتقی جعفری، استاد شهید مرتضی مطهری و آیتالله شهید دکتر بهشتی داشتند و توانایی خارقالعادهای که از طریق تجربههای عملی در صورتبندی شکلهای آشکار و پنهان فساد بر اساس محاسبات اقتصادی به دست آورده بودند، از موضع تولیدمحوری بر این مسأله تاکید میکردند که مبارزه با همه مظاهر ربا از جنبه اقتصادی به معنای افزایش هزینه فرصت مفتخوارگی است و تا زمانیکه امکان برخورداریهای سهل و آسان و بدون زحمت وجود داشته باشد، دیگر کسی سراغ تولید نخواهد رفت. ایشان با دیدی وسیع و نگرشی همهجانبه تلاش میکردند که همه مظاهر عینی تجلی مناسبات ربوی را شناسایی و راههای تحقق آنها را مسدود کنند. همه کسانی که کموبیش با استاد فقید حشر و نشر داشتهاند، مثالها و تجربههای خارقالعاده ایشان را در کنار درجه تاثیرگذاری ایدههای ارزشمندی که مطرح میکردند، به خاطر دارند و میدانند که آن مجاهدتهای فکری علیه ربا تا چه اندازه بر شکلدهی به اقتصاد تولیدمحور در دوران دفاع مقدس موثر بوده است.
۶. حساسیت شدید نسبت به الگوی مصرف و تاکید بر تمرکز منابع بین نسلی برای تخصیص به نیازهای حیاتی و پرهیز از هر نوع اسراف و تجمل و تخصیص منابع به امور این چنینی، رکن دیگری از حساسیتهای راهبردی استاد عالینسب را تشکیل میداد. بدون شک در یک اقتصاد وابسته و دلالمحور، این حساسیتها و اعمال آنها بسیار پرهزینه بود اما استاد فقید تمام هزینهها را به جان میخریدند تا عامه مردم و تولیدکنندگان بتوانند نفس بکشند و به حیات و بالندگی خود ادامه دهند. در این زمینه استاد فقید قویاً به تقدم مسئولیتپذیری دولت قائل بودند و بر این باور سخت پافشاری میکردند که ابتدا باید دولت مصداق رعایت این موازین باشد تا بتوان از شهروندان و سایر بازیگران اقتصاد ملی انتظار داشت که خود را با بایستههای توسعه ملی همراستا سازند. با اینکه هزاران صفحه مطلب در این زمینه به زبان فارسی موجود است و میتوان گسترش و بسط زیادی در این بحث داشت اما کافی است به این عبارت توجه کنیم تا ژرفای نگرش توسعهگرای استاد فقید بهتر درک شود؛ از ربع پایانی قرن هجدهم تا امروز، حتی یک تجربه موفق توسعه در جهان نمیتوان یافت جز آنکه سختترین قواعد کنترلی را علیه مصرفهای لوکس و غیرضروری و بهویژه مصارف غیرقابل تولید در داخل کشور اعمال کرده باشد.
۷. اعمال کنترلهای گسترده و وسیع در زمینه رفتارهای مالی دولت، هم از زاویه نحوه کسب درآمد و هم از زاویه نحوه هزینهکرد درآمدها، رکنی دیگر از کانونهای تمرکز استاد فقید در دوران پس از انقلاب اسلامی است.
امروز همگان کموبیش میدانند و تجربه تلخ و فاجعهآمیز تعدیل ساختاری در ایران نیز یک نمونه عینی در این زمینه فراهم ساخته است که اگر دولت رفتارهای مالی خود را بههنجار نکرده باشد، به گونهای که بیضابطه کسب درآمد کند و بیضابطهتر آنها را هزینه کند، چنین دولتی موجب ناامنی حقوق مالکیت و افزایش هزینههای مبادله خواهد شد و راه را بر هر نوع اقدام دورنگر و توسعهگرایانه در سطح کشور مسدود خواهد ساخت. تنها در سایه تلاشها برای قاعدهمندکردن مالیه دولت بود که کشور شوک معکوس نفتی در سال ۱۳۶۵ را همزمان با راهبرد صدام حسین مبنی بر انهدام تاسیسات اقتصادی ایران را تجربه کرد و در عین حال توانست از عهده آن با همه سختیهایی که داشت برآید بدون آنکه دستخوش کوچکترین بحران سیاسی یا اجتماعی و اقتصادی شود.













