لزوم هماهنگی تیم اقتصادی دولت یازدهم
چکیده :بههرحال این موضوع خیلی اهمیت دارد که رییسجمهوری، افراد مشخصی را با ماموریت مشخص وارد کابینه کند. نباید فراموش کنیم که کشور در شرایط بسیار حساسی قرار دارد. بههرحال این نکته خیلی مهم است که دوره چهار سال آینده در آینده کشور خیلی تعیینکننده خواهد بود و تن دادن به هر سیاست و مدل مشخص، کشور را در مسیر خاصی قرار خواهد داد. چیزی حدود 60 سال است که نهاد دولت در کشور ما عمدتا با توان مالیاش که ناشی از فروش نفت است، قدرت گرفته است اما ضرورت دارد که اکنون دولت با قدرت واقعی و توانمندی و کاراییاش روی کار بیاید. اتفاق خوب این است که دیگر پول نفت آنگونه که در گذشته اثرگذار بوده، در شرایط فعلی اثرگذار نیست و دولت نمیتواند با تکیه بر درآمد نفت، به اداره امور بپردازد. ...
مسعود نیلی، اقتصاددان و رییس سابق دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف درباره لزوم هماهنگی تیم اقتصادی دولت یازدهم در روزنامه بهار نوشته است: در سالهای گذشته همواره به دولتها توصیه شده است که تیم اقتصادی هماهنگ داشته باشند. اما این توصیه کمتر مورد توجه قرار گرفته و این خیلی مهم است که رییسجمهوری آینده با عنایت به تجربه دولتهای پیشین، سعی کند تیمی هماهنگ در عرصه امور اقتصادی داشته باشد. این خیلی اهمیت دارد و با توجه به تجربه دولتهای پیشین دستگاههای اصلی اقتصاد مثل بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و سازمان مدیریت و برنامهریزی (در صورت احیای مجدد) باید هماهنگ و همسو حرکت کنند. درعینحال هماهنگی میان وزارتخانههای نفت و صنعت و بازرگانی هم از اهمیت بالایی برخوردار است. یعنی اهمیت دارد که این وزارتخانهها یک مجموعه به اصطلاح هماهنگ باشند که یک هدف مشخص را دنبال کنند. پرسش این است که چرا در سالهای گذشته این هماهنگی وجود نداشته؟ که به نظر من باید جواب را در ترجیحات دید. اگر رییسجمهوری برنامه مشخص و مدونی از مسائل پیش روی آینده خودش داشته باشد و بهخصوص تحلیل مشخصی از مسائل سال اول که میخواهد کارش را شروع کند داشته باشد، آن وقت تیمی یکدست و همسو را انتخاب میکند. این تیم، تیمی است که میخواهد مسائل مهم و مشخصی را حل کند و بعد در نتیجه انتظارات رییسجمهوری از تیم اقتصادیاش تعریفشده خواهد بود. مثلا میتوان اینگونه پیشبینی کرد که دولت در سالهای آینده و بهخصوص در دو سال اول، با تنگنای زیادی مواجه خواهد بود یعنی معلوم است در بودجه خود با محدودیتهای جدی مواجه خواهد بود. بهطور مثال در شرایط فعلی، آقای روحانی اگر احساس کند که دو سال سخت از نظر هزینه و درآمد پیش روی دولت قرار دارد، باید از چهرههایی استفاده کند که این الزام را مد نظر قرار دهند. افرادی باید در تیم اقتصادی دولت حضور داشته باشند که بدانند استفاده از منابع بانک مرکزی به قیمت تشدید مشکلات دولت خواهد بود. بدانند که نیاز دولت این است که به منابع بانکی دستدرازی نکند و مدیرانی باید حضور داشته باشند که به استقلال بانک مرکزی احترام بگذارند. رییسجمهوری باید بداند که استفاده از اقتصاددانانی که چنین باوری ندارند، میتواند اقتصاد را در شرایط سختی قرار دهد و لازم است همه به صورت یکسان از این سیاست تبعیت کنند.
بههرحال مزایای تیم یکدست این است که سیاست اتخاذشده برای رسیدن به اهداف مورد نظر یکسان است و همه اعضا خود را موظف به اجرای آن میدانند. اگر بخواهم مثال روشنی داشته باشم، به تورم اشاره میکنم که در اقتصاد راهکار مهار یا کاهش آن مشخص است اما دولتها بیاعتنا به راهکار اصلی، از روشهای غلط برای مهار آن استفاده میکنند. مثلا اگر تیم اقتصادی هماهنگ نباشد، رییس کل بانک مرکزی ممکن است کنترل نقدینگی را به عنوان راهکار قطعی مطرح کند اما مثلا یکی دیگر از وزرا معتقد باشد که با ابزار تعزیراتی میشود افزایش قیمتها را مهار کرد و معتقد باشد که کنترل تورم ماموریت سازمان حمایت از مصرفکننده است نه بانک مرکزی بنابراین مشخص است که اختلاف نظر شدیدی در تیم اقتصادی پیش میآید که عواقبش برای اقتصاد خوب نیست و آثار منفی زیادی دارد. مثلا رییسجمهوری جدید در چند هفته باقیمانده تا پایان دولت حاضر باید بتواند تصویر درستی از مسائل کشور ترسیم کند و پس از آن با مشخص کردن اولویت مشکلات، از افرادی دعوت به همکاری کند که توانایی حل مشکلات اولیه را داشته باشند. در این صورت، افراد با ماموریت مشخص وارد دولت میشوند و نوع و سطح انتظار رییسجمهوری از آنها مشخص است. مثلا در شرایط تنگنای مالی فعلی، پرهزینهترین دستگاه دولتی وزارت آموزشوپرورش و بهداشت و درمان و آموزش عالی است و دستگاههای نظامی و انتظامی هم در این رده جای میگیرند.
حالا اگر بهطور مثال فردی وزیر بهداشت شود که نتواند این شرایط را درک کند و نتواند متناسب با درآمدهای محدود دولت برنامهریزی داشته باشد، طبیعی است که مشکلات دولت را زیاد میکند. بههرحال این موضوع خیلی اهمیت دارد که رییسجمهوری، افراد مشخصی را با ماموریت مشخص وارد کابینه کند. نباید فراموش کنیم که کشور در شرایط بسیار حساسی قرار دارد. بههرحال این نکته خیلی مهم است که دوره چهار سال آینده در آینده کشور خیلی تعیینکننده خواهد بود و تن دادن به هر سیاست و مدل مشخص، کشور را در مسیر خاصی قرار خواهد داد. چیزی حدود 60 سال است که نهاد دولت در کشور ما عمدتا با توان مالیاش که ناشی از فروش نفت است، قدرت گرفته است اما ضرورت دارد که اکنون دولت با قدرت واقعی و توانمندی و کاراییاش روی کار بیاید. اتفاق خوب این است که دیگر پول نفت آنگونه که در گذشته اثرگذار بوده، در شرایط فعلی اثرگذار نیست و دولت نمیتواند با تکیه بر درآمد نفت، به اداره امور بپردازد.














فقط باید کارهای گلیدی در دست دلسوزان انقلاب باشد. وقدم بعدی از میان برداشتن ضد انقلابیون داخلی و محاکمه انها.اگر انها را رها بگذارید .نیش خود را میزنند