دشواریهای فراروی روحانی
چکیده :اگر لحن و واژگان او بهعنوان رییسجمهور منتخب به همین شیوه جلو برود، روابط مخدوش ایران و آمریکا با مقامات ارشد بالاخره روزی به پایان میرسد. دفاع او از رسانههای آزاد و روابط بهتر با غرب یادآور موضعگیریهای مثبت محمد خاتمی است. اما از همه مهمتر اینکه واژگان روحانی جزیی از دستاوردهای سیاسی اوست؛ برای بررسی این دستاوردها باید به سال 2003 برگردیم که برای اولینبار فعالیتهای هستهای ایران علنی شد و زمینه بروز بحران اتمی به وجود آمد. سال 2003 اوج تنشها در خاورمیانه بود: صدام به اتهام در اختیارداشتن تسلیحات کشتار جمعی سقوط کرده بود و ایران در هراس کشیدهشدن دامنه جنگ به مرزهای خود قرار داشت. در سپتامبر 2003 وزرایخارجه انگلیس، فرانسه و آلمان به تهران میروند و با ایران بر سر توقف موقت غنیسازی به توافق میرسند. روحانی بعد از دو ساعت مذاکره با مقامات ارشد توضیح میدهد که حصول نوعی توافق ضروری است. ...
دیوید پاتریکاراکوس، نویسنده کتاب «ایران هستهای: تولد یک دولت اتمی» در مقاله ای با عنوان دشواریهای فراروی روحانی نوشته است: روحانی پیروزی خود را مرهون یک جناح میداند، اما باید حمایت جناح مقابل را هم داشته باشد. پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاستجمهوری ایران با شادی مردم در داخل و نوعی خوشبینی محتاطانه در جامعه جهانی مورد استقبال قرار گرفت. پیروزی روحانی و حل مساله هستهای مرتبط دانسته شده است. روحانی در آغاز لحن آرامی داشته و با کلماتی امیدبخش گفته است: «خداوند را سپاسگزارم که یکبار دیگر عقلانیت و اعتدال در ایران خود را نشان داد؛ این پیروزی، پیروزی خرد، بلوغ بر افراطگرایی بود.» این اظهاراتی است که تقریبا همه مایل به شنیدنش هستند.
اما اینکه روحانی واقعا چه اقدامی انجام خواهد داد، پرسش اصلی است. برای پاسخ به چنین سوالی باید بدانیم که او چگونه در انتخابات پیروز شد. بدون شک استفاده موثر و بهموقع از رسانههای اجتماعی و زمانبندی آخرین حرکت تبلیغاتی او از جمله عناصر تاثیرگذار بوده است. او در تشریح علل پیروزیاش از حمایتهای دو رییسجمهوری قبلی، هاشمیرفسنجانی و محمد خاتمی نام برد. اما قدرت محض حمایت از روحانی زمانی بیشتر آشکار شد که محمدرضا عارف یکی دیگر از نامزدهای اصلاحطلب با حمایت صریح خاتمی کنار کشید و به جبهه حمایت از روحانی پیوست؛ این اقدام مانع از تفرق آرای اصلاحطلبان شد و این درحالی بود که محافظهکاران با حفظ تنوع نامزدهایشان به شکستن آرای خود مشغول بودند. روحانی چهرهای اصلاحطلب نیست. او روحانیای است که روابط نزدیکی با رهبری دارد. او به هرحال چهره و نماینده ائتلاف متحد اصلاحطلبانی است که در بین آنها چهرههای بسیار بانفوذی را میتوان سراغ گرفت. این سرمایه سیاسی، حامی روحانی است. اما روحانی چه مدل سیاستمداری است؟ بخش اعظمی از اعتبار سیاسی روحانی به لحن دیپلماتیک او برمیگردد.
اگر لحن و واژگان او بهعنوان رییسجمهور منتخب به همین شیوه جلو برود، روابط مخدوش ایران و آمریکا با مقامات ارشد بالاخره روزی به پایان میرسد. دفاع او از رسانههای آزاد و روابط بهتر با غرب یادآور موضعگیریهای مثبت محمد خاتمی است. اما از همه مهمتر اینکه واژگان روحانی جزیی از دستاوردهای سیاسی اوست؛ برای بررسی این دستاوردها باید به سال 2003 برگردیم که برای اولینبار فعالیتهای هستهای ایران علنی شد و زمینه بروز بحران اتمی به وجود آمد. سال 2003 اوج تنشها در خاورمیانه بود: صدام به اتهام در اختیارداشتن تسلیحات کشتار جمعی سقوط کرده بود و ایران در هراس کشیدهشدن دامنه جنگ به مرزهای خود قرار داشت. در سپتامبر 2003 وزرایخارجه انگلیس، فرانسه و آلمان به تهران میروند و با ایران بر سر توقف موقت غنیسازی به توافق میرسند. روحانی بعد از دو ساعت مذاکره با مقامات ارشد توضیح میدهد که حصول نوعی توافق ضروری است.
او تا حدود زیادی این تصمیم را بر مبنای ابتکار شخص خودش انجام میدهد و البته در نهایت نیز نظام با تصمیم او مقابله نمیکند و آن را میپذیرد؛ تصمیمی که ایران دوسال بر اجرای آن ایستاد. روحانی توانایی انجام مصالحه را دارد. توانایی که ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد. اقتصاد کشور در وضعیت نامطلوبی است و امکان دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی را هم از دست داده؛ به علاوه تحریمهای نفتی درآمدهای ارزی کشور را شدیدا کاهش داده است. تورم و کاهش ارزش پول ملی نیز از پیامدهای این روند مخرب اقتصادی است. دشواریهای اقتصادی در زندگی روزمره مردم عادی در ایران و حتی بخشهای محافظهکار و سنتی جامعه ایران مثل طبقات بازاری، نشاندهنده نوعی نارضایتی است. روحانی حداقل برای تثبیت نظام هم باید بتواند لایهای از نارضایتیهای موجود را از بین ببرد. مطالبه مردم در جریان مبارزههای انتخاباتی روحانی چیزی بهجز درخواست برای تغییر نبود. ایجاد این تغییر آسان نخواهد بود. رییسجمهوری، یگانه بازیگر عرصه سیاست در ایران نیست؛ اما او به لزوم بهبود بخشی حتی کوچک در زندگی ایرانیان واقف است.
این مقاله امروز در روزنامه بهار منتشر شد.














مساله اتمی را میتوان ساده حل کرد و ایران را “کویر لوط را” احتمالا
قبرستان زباله اتمی جهان کرد چیزی که دنیا به آن احتیاج دارد و پول ساز
است!
مهمترین مساله روحانی برداشتن حصر و آزادی زندانیان سیاسی و کنترل گروهای فشار و سر خود است.