سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیام ناطق نوری به روحانی: ملت ایران به بی صداقتی و عوام فریبی پشت کرد...

پیام ناطق نوری به روحانی: ملت ایران به بی صداقتی و عوام فریبی پشت کرد

چکیده :فراخوان مجدد نیروهای با تجربه و فن سالاران بر آمده از تجربه بزرگ انقلاب و نظام اسلامی، انتظار به‌حقی است که اینک بدست شما ممکن گردیده است؛ نیروهایی که وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب، بارها به اثبات رسانیده‌اند، آنها که آرزوی بزرگشان اعتلای نظام اسلامی است، همانگونه که مخوف‌ترین کابوسشان شکست این یادگار خمینی کبیر است....


در ادامه پیام های تبریک برای انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری، حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با صدور پیامی، انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور آینده کشور را تبریک گفت و وی را نماد اعتدال عقلایی، اصلاح‌طلبی حقیقی و اصولگرایی واقعی توصیف کرد.

متن کامل این پیام بدین شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

برادر گرامی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای دکتر روحانی

ریاست محترم جمهور منتخب

انتخاب شایسته و به‌حق جنابعالی که با خلق یک حماسه بزرگ همراه شد، یکبار دیگر امید را در دلهای ایرانیان جاری ساخت و کالبد جامعه را جانی دوباره بخشید.

ملت بزرگ ایران اینبار با تشخیص درست و درک جامع از شرایط حساس کشور، با پشت کردن به دوران بی‌صداقتی و عوام‌فریبی و با این انتخاب هوشمندانه، عنان مدیریت اجرایی کشور را بدست شخصیتی سپرده است که نماد اعتدال عقلایی، اصلاح‌طلبی حقیقی و اصولگرایی واقعی گردیده است.

پاسخ درخور به این اقبال و اعتماد کم نظیر ملت ایران، به معرض گزاردن نمایشی شکوهمند از وحدت و یکپارچگی در سطح نخبگان سیاسی متعهد کشور از همه طیف‌ها و سلایق برای تشکیل یک دولت وحدت ملی است که آرزوی همه دلسوزان بوده و هم اینک به برکت این خواست عمومی و در سایه مشی اعتدالی حضرتعالی، امکان تحقق یافته است.

فراخوان مجدد نیروهای با تجربه و فن سالاران بر آمده از تجربه بزرگ انقلاب و نظام اسلامی، انتظار به‌حقی است که اینک بدست شما ممکن گردیده است؛ نیروهایی که وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب، بارها به اثبات رسانیده‌اند، آنها که آرزوی بزرگشان اعتلای نظام اسلامی است، همانگونه که مخوف‌ترین کابوسشان شکست این یادگار خمینی کبیر است.

می‌دانم که از دشواری‌های پیش رو، آگاهی کامل دارید و با خبرم که از فقر اخلاقی حاکم بر فضای عمومی کشور و بخصوص در حیطه سیاست‌ورزی این روزها، در رنجید همچنان که از فقر اقتصادی مردم. باور دارم که وضع نابسامان معیشت مردم، آشفتگی‌های فرهنگی، شکاف‌های اجتماعی موجود، مهجوریت کارشناسی، روزمرگی در تصمیمات مجریان، بی‌قانونی، فساد اداری، رانت‌خواری، وضع نابسامان سیاست خارجی، همه و همه از یکسو و از سوی دیگر گوشه‌نشینی نیروهای کارآزموده و وفادار نظام، که کلید حل همه این مشکلات بوده‌اند، پیوسته روح شما را نیز چون دیگر دلسوزان، در این سالها آزرده است و خوب می‌دانم که جنابعالی نیز چنانچه در مناظرات هم بیان کردید سینه‌ای پر درد دارید.

اما در اینجا مایلم با اطمینان بگویم همانگونه که می‌دانید آنچه که از خرابی‌ها می‌توان شمرد در برابر همت بلند و اراده آهنین این مردم و تصمیمی که برای رسیدن به فرداهای بهتر و ساختن ایرانی آباد گرفته‌اند، رنگی و وزنی نخواهند داشت.

ایمان راسخ دارم که در سایه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب و همینطور درایت جنابعالی، روزهای روشن‌تر این مرز و بوم، از راه خواهد رسید.

در پایان ضمن تبریک فراوان به حضرتعالی، صمیمانه برایتان آرزوی توفیق و سربلندی دارم و از خدای بزرگ مسالت می‌نمایم که همراه و یاورتان باشد.»


5 پاسخ به “پیام ناطق نوری به روحانی: ملت ایران به بی صداقتی و عوام فریبی پشت کرد”

  1. حبیب تبریزیان گفت:

    دوستان کلمه! بنام آنها که بخاطر این جنبش سبز جان دادند؛ زندان و شکنجه شدند! این یاداشت را هرچند قدری طولانی است ،ولی بخاطر راهبردی بودن آن درج کنید!

    ح تبریزیان

    ***********************************

    روحانی چه گفت، چه میبایستی بگوید که نگفت

    تحلیل جامع مضمونی مصاحبه دیروز روحانی کار یک یادداشت نیست. من با بررسی نگاه ایشان به چالش هسته ایی یادداشت خود را شروع و آنرا به همین مسئله محدود میکنم. ولی لازم میدانم به نکته ای که برسراسر روانشناسی گفتاری ایشان سایه انداخته بود را در همین آغاز بگویم که با نگاهی دقیق به آن میتوان به روح اسلوب و نحوه رویکرد آقای روحانی، برای حل مسائل رویاروی دولت دریافت. این نکته اینست که اظهارات آقای روحانی به لحاظ ماهوی، ضمن اینکه فقط بخشی از انتظارات رأی دهندگان از ایشان را منعکس میکرد، فاقد روح و احساسات آن توده ـ ی (بنظر من ۲۵ میلیونی) بود که به ایشان رأی داده اند. این آراء فقط بیان چه میخواهیم و چه نمیخواهیم نبود بلکه بیان عقده ها و سوزش زخمهای دهها میلیون ایرانی از ظلم حکومتی نیز بود. در پاسخ به این وجه از قضیه، آقای روحانی فقط با بازی ملودیکال و تغیر آهنگ صدای خویش بهنگام گفتن اینکه “ای ملت بزرگ ایران! من وعده های خود را فراموش نخواهم کرد” بسنده کردند و چیز مشخصی که انتظار میرفت نگفتند و در مقابل وقتی از رابطه ارادت آمیز خود به رهبری سخن میگفت بسیار شفاف هرچند غیر آهنگین و غیرهیجانی بود. میتوان گفت که ایشان در این مصاحبه: از بام خانه تا ثریا را به “ملت بزرگ ایران” وعده دادند و از بام خانه تا آن فرش کثیف نکبت زده کرمان را حق تصاب این کلبه گلین را به مقام معظم رهبری. این جنبه بسیار ظریف از مصاحبه ایشان گویای اینست که آقای روحانی بر آنست تا از طریق صرف تعاملات پشت پرده با مرکز یا مراکز قدرت به وعده های خود عمل کند و نه از مجرای اتکاء به نیروی اجتماعی. بنظر من این رویکرد، آن موازنه ایی را که لازمه اصلاح امور است بین قدرت دوگانه موجود برقرار نخواهد کرد تا آقای روحانی به وعده هایش به “ملت بزرگ” ولی تحقیر و کوچک شده ایران از سوی مقام معظم رهبری و اقتدار گرایان، جامعه عمل بپوشاند.

    چالش هسته ایی و حقوق بشر و رهیافت آقای روحانی

    با داوری از روی سخنان آقای روحانی میتوان گفت ایشان در مصاحبه خود هیچ نکته ایی که بر یک سیاست جدید تعامل آمیز جدی با جامعه جهانی روی مسئله هسته ایی دلالت کند نگفت. ایشان از عدم مداخله آمریکا در ایران سخن گفت که پاسخ اینست که: مگر غیر از اینستکه این مداخله چیزی نیست مگردرخواست آمریکا برای رعایت حقوق بشر در ایران از سوی حکومت ایران؟ چرا حکومت ایران باید حقوق بشر را نسبت به شهروندان خود نقض کند که آمریکا به این بهانه بتواند و بخود اجازه دهد در آن مداخله کند؟ چرا آمریکا فقط در امور داخلی کشورهای استبدادی دخالت میکند؟ چرا در هند، پرتقال، دانمارک و سوئد و لیختن اشتاین ۵۰۰ هزار نفری دخالت نمیکند؟

    اگر همسایه من هر شب زن و فرزندش را کتک بزند و حتی به بچه های خودش هم تجاوز کند و من بروم درب منزل او را کوبیده فریاد بزنم! مرتیکه حق نداری زن و بچه هایت را بزنی و … ! جرم کرده ام؟ حتی اگر من این کار را از روی خباثت و نیات سوء استفاده گرانه هم بکنم، چه کسی میتواند مرا متهم کند که درامور خانوادگی همسایه بی خود دخالت کرده ام؟

    نظام رفتاری و ارتباط انسانی دنیای امروز، نظام قبیله ایی دنیای کهن یا مانند جامعه سنتی افغانسان نیست که هرکس در حریم خود آزاد باشد تا هرکاری که میخواهد بکند. یا سر دختر خود را بخاطر یک نظر بازی ساده با پسر همسایه ببرد و یا دختر ۹ ساله خود را به یک مرد پولدار ۷۰ ساله شوهر دهد و یا دختر خرد سال خود را با ختنه کردن او، از حساسترین ارگان جنسیتی اش برای همیشه محروم کند و ما بنام اموری که داخلی تلقی میشوند و در حقیقت نمیشوند، بگوئیم کسی از بیرون حق مداخله در این امور را ندارد.

    امروز دولتهای دنیا حتی برای رفتار خود نسبت به وحوش و طبیعت سرزمین خود آزادی و اختیار کامل ندارند. پس آقای روحانی میتوانست بجای اینکه از آمریکا بخواهد که در امور داخلی ایران مداخله نکند، به مردم دنیا و ایران وعده دهد که منبعد با رعایت حقوی بشر در ایران بهانه مداخلات خارجیها بشمول آمریکا را از دست آنها میگیرد. در غیر اینصورت تا هنگامیکه حقوق بشر در ایران نقض میشود و تا هنگامیکه هستند انسانهای مورد ستم واقع شده ایی که از جهان فریاد استمداد خواهی میکنند، نه تنها آمریکا بخود اجازه خواهد داد تا بعنوان بزرگنرین دموکراسی دنیا و قوی ترین مدافع آن در امور “داخلی” ما هم دخالت کند و باید هم بکند چون این گونه “دخالت”، و نه مانند روسیه و چین و هند و .. ، بی تفاوت نگذشتن از نقض فاحش حقوق بشر، عمده ترین بخش جامعه شهری ایران نیز هست. بخش عمده جامعه سیاسی و مدنی ایران به چنین مداخلاتی از سوی آمریکا خوش آمد میگوید و حق هم دارد بگوید. اگر آقای روحانی فکر میکنند نقض حقوق بشر آنهم به خشن ترین وجه خود در ایران وجود ندارد، پس! اینرا هم اقلاً علناً اعلام کنند تا مردم بدانند به چه روئیس جمهوری رأی داده اند.

    اگر آقای روحانی اینرا نمی پسندد بهتر است اول خود ایرانیان را قانع کند که برای گرفتن حق خود دیگر بکمک خارجی نیاز ندارند و خود حکومت این حقوق را از این ببعد با روی کار آمدن ایشان رعایت میکند.

    چالش هسته ایی و آقای روحانی.

    آقای روحانی متأسفانه در این مورد هم همان سیاست کهنه و شکست خورده قدیم رهبر ایران را منتها با تغیر لحن، از لحنِ گردنکشانه سابق دولت احمدی نژاد و مقام معظم رهبری، به لحنی تبسم آمیز، آشتی جویانه و نرم تکرار کرد.

    مسئله غرب و خواست اعتماد سازی از سوی آن، تفاوت انتظارات ایران و خواستهای جامعه جهانی باهم است یعنی یک تفاوت واقعی که با تغیر لحن و توضیحات تبسم آمیزانه حل نمیشود کما اینکه اظهارات و پیشنهادات درست و سازنده، اگر هم با لحنی خشک بیان شوند جدی گرفته میشوند و طرف مقابل از لحن زمخت طرف مقابل بخاطر آنچه که دستش را میگیرد میگذرد. این تفاوت انتظارات، فقط با تغیر جدی مواضع یکی از دو طرف یا هردو برطرف میشود که آقای روحانی در مصاحبه مطبوعاتی خود نشانه ایی از این تغیر مواضع بروز ندادند و نمیتوانستند هم بدهند چون ایشان راجع به مسئله ای اظهار نظر میکنند که تصمیم گیری روی آن در حوزه اختیار ایشان نیست و اینرا همه میدانند.

    تردید و ابهام گویی آقای روحانی در این زمینه قابل درک است آنچه غیر قابل درک نیست اینست که چرا آقای روحانی اینرا شفاف به مردم نمیگوید. رئیس جمهور در این زمینه مانند بسیاری دیگر مسائل کلان مملکتی نقشی بیش از یک واسطه ندارد. یکی از چهره های اصول گرا یا سپاه دیروز این نکته را به بهترین نحوی بیان کرد. او گفت: ” شهر سقوط نکرده است، فقط شهردارعوض شده است.” ایراد به آقای روحانی و روسای جمهور پیش از آن، از خاتمی گرفته تا احمدی نژاد اینست که آنها در برخورد با طرفهای خارجی و مردم خودمان همواره چنان در قالب یک رئیس جمهور واقعی صحبت کرده اند که مرکز قدرت واقعی و سیاستگذار واقعی در ایران را با این ماسک تقلبی خود پنهان کرده اند. چه آقای خاتمی چه احمدی نژاد و چه آقای روحانی، باید این مسئله را برای همیشه برای مردم خودمان و دنیا روشن کنند که بالاخره روی مسئله هسته ای، این دولت است تصمیم میگیرد یا آقای خامنه ایی هستند؟ اگر دولت است پس باید با زبان خودشان سخن بگویند و نه اینکه زبانشان را برای سخنان رهبر، به او عاریه بدهند. باید با زبان خود، خیلی شفاف بگویند چه میخواهند بکنند. تأکید روی حق مسلم ملت ایران حرفی است که دو دهه است زده میشود. و منظور از “ملت بزرگ ایران ” هم بیت رهبری و شخص مقام معظم رهبری بوده است و همچنان میباشد. والی حق مسلم ایران همان حقی است که تمامی کشورها دیگر دنیا دارند و رعایت هم شده و میشود چرا باید فقط ایران ما باشد که “حق مسلم آن تعریفی خود ویژه و چالش برانگیز داشته باشد.؟”

    پیشنها من به به آقای روحانی اینست که اگر صادقانه به “حق مسلم ملت بزرگ ایران” اعتقاد دارند و نمیخواهند با چند قطره سکنجین رقیق سر این “ملت بزرگ” را شیره بمالد، و یا لالایی های خواب کننده برای آن بخوانند، تصمیمگیری روی این حق را به خود “ملت بزرگ ایران” واگذار کنند. آقای روحانی بکوشد تا مراکز فراقانونی قدرت را نیز قانع کند که بهتر و عقلانی تر است تا تصمیمگیری روی این “حق مسلم ملی” را با رجوع آن به یک همه پرسی، به خود این “ملت بزرگ” واگذارکنند.

    در این رابطه کوتاهی کنشگران سیاسی و فعالین جنبش صلح بهیچوجه و عنوان قابل گذشت نیست، آنها باید بکوشند تا مسئله ـ ی به همه پرسی گذاردن هسته ایی مورد تنش و چالش را به یک گفتمانی تبدیل کنند که هیچ دولتی و این حکومت نتواند از اراده ابراز شده ملی در چنین رفراندمی طفره رود.

    بکوشیم تا همگان را قانع کنیم که برگزاری همه پرسی روی مسئله هسته ایی یگانه راه حل درست مسئله است. اگر مردم ایران به این رأی دادند که: الی و بلا این “حق مسلم را بهر قیمت و بهمین صورت که تا کنون بوده است میخواهند” خوب! چشمشان هم چها تا روی هزینه آن بایستند و دولت بیچاره را هم با نق زدنهای خود اذیت نکنند.

    آقای روحانی باید این شجاعت را داشته باشد که یا بطور قاطع در برابر مراکز قدرت بایستند و مدیریت بحران هسته ایی را کاملاً بدست خود بگیرد یا باصدای بلند به مردم و دنیا بانگ بزند که در این زمینه اختیاری ندارد و آقای خامنه ایی و جنتی و … روی این مسئله تصمیم گیرنده هستند.

    • طسسس گفت:

      جناب آقای تبریزیان بنظرم خیلی دارید تند میرید وانتظارات احساسی دارید که برحق است اما بجا نیست
      اصلاحات را باید اهسته و پیوسته انجام داد تا به بار بنشیند.
      نمیشه همین یک روز که اومد زندانیان رو ازاد کنه ، رابطه با آمریکا و ومانع کمک به دولت سوریه و بقیه چیزها بشه
      باید اهسته ، اهسته جلو رفت.همین که انتخابات های بعدی را خودمان برگزار میکنیم بزرگ ترین برگ برنده هست

  2. alimanly گفت:

    ملت بزرگ ایران اینبار با تشخیص درست و درک جامع از شرایط حساس کشور، با پشت کردن به دوران بی‌صداقتی و عوام‌فریبی

    Yes they are in this road! But until that moment people are maturer and cleverer who are able to gain their citizen rights, is longer way to go. We are learning to achieve more.

    The duality of power is getting the subjects of discussions more than Khatami’s time.

  3. محق گفت:

    ناطق نوری : فراخوان مجدد نیروهای با تجربه و فن سالاران بر آمده از تجربه بزرگ انقلاب و
    نظام اسلامی، انتظار به‌ حقی است که اینک بدست شما ممکن گردیده است؛
    نیروهایی که وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب، بارها به اثبات
    رسانیده‌اند، آنها که آرزوی بزرگشان اعتلای نظام اسلامی است، همانگونه که
    مخوف‌ ترین کابوسشان شکست این یادگار خمینی کبیر است.

    و از سوی دیگر گوشه‌نشینی نیروهای کارآزموده و وفادار نظام، که کلید حل همه
    این مشکلات بوده‌اند، پیوسته روح شما را نیز چون دیگر دلسوزان، در این
    سالها آزرده است و خوب می‌دانم که جنابعالی نیز چنانچه در مناظرات هم بیان
    کردید سینه‌ای پر درد دارید

    گمنام : با سلام به حاج آقای ناطق نوری , عرض می شود که اگر از اختلاف سلیقه حاج آقای ناطق نوری با عزیز در حصر ما یعنی جناب آقای مهندس موسوی بخصوص در دوران جنگ بگذریم , آن محصور مظلوم عالی ترین مصداق نیروهای با تجربه و فن سالاران بر آمده از تجربه بزرگ انقلاب و
    نظام اسلامی و نیز بارزترین نمونه گوشه‌ نشینان محصور و مظلومی است که گوشه‌ نشینی را بر او تحمیل نموده اند . اکنون که دگر بار نسیمی از استقلال , آزادی و جمهوری اسلامی وزیدن را آغاز نموده است , چقدر بجاست که حاج آقا ناطق که علی الظاهر مشاور رهبری است ثمره تعقل خود و تعقل دیگر رجال عقیدتی – سیاسی در این مورد را در اختیار رهبری قرار دهند تا شاید ایشان با انصراف از نظر خود دال بر حصر نخست وزیر امام که علی الظاهر نخست وزیر ایشان هم بودند , جشن و نشاطی مضاعف به ملت امیدوار تقدیم کنند و من شاور الرجال شارکها فی عقولها . آقای ناطق فراموش نکرده اند که چهار وزیر به نزد امام رفتند و گفتند : ما نمی توانیم با آقای موسوی کار کنیم و امام گفتند : اگر نمی توانید کنار بروید , و نیز ایشان می دانند که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری , آقای خامنه ای به نزد امام رفتند وگفتند که بنا به 11 دلیل نمی خواهند در دور دوم کاندید شوند و در رأس دلایل مسئله نخست وزیری آقای موسوی بود . امام حرفهای ایشان را شنید اما ریاست جمهوری را به آقای خامنه ای و نخست وزیری را به آقای موسوی تکلیف کردند . عجیب است که آقای خامنه ای علیرغم میل باطنی 8 سال با آقای موسوی کار کرد اما امروز حاضر نیست حتی 1 روز او را تحمل کند . حاج آقا ناطق لطفا به آقای خامنه ای بگویید : بنا به آنچه در دوران جنگ گذشت , شما می دانید که آن محصور مظلوم گوشه نشین , قوی ترین و عالم ترین مدیر اجرایی کشور است , تا فرصت دارید و خداوند فرصت را از شما نگرفته است , ما فات را جبران کنید و شما خوب می دانید که : فوت الفرصة غصة

    و أنا ما أرید إلا الإصلاح

    و السلام

  4. ناظر گفت:

    اگر این تصور من با واقعیت قرین باشد که اقای ناطق نوری ، ناطق نوری دیروز نیست ، شاهد کمک و همکاری او با روحانی خواهیم بود و آینده این را نشان خواهد داد . اذعان ناطق نوری به نابسامانیها هم مایه امیدواری است .