ناكامى «مهندسى انتخابات» به روايت اصولگرايان
چکیده :حسين شريعتمدارى نماينده رهبرى در روزنامه كيهان كه پيش تر، تدبير اصولگرايان را «مهندسى نامرئى» خوانده بود در آخرين يادداشت پيش از برگزارى انتخابات، به نامزدهاى اصولگرا هشدار داده بود كه اگر ائتلاف نكنند «سيل آنها را مى برد» و پرسيده بود كه «چرا به اين نكته بسيار بديهى توجه نمى كنند و آيا نمى بينند كه نامزد فتنه گران ٨٨، به حمايت آنها افتخار مى كند؟ چرا هر کدامشان تکهای از امانت را در دست گرفته و به سوی خود مى كشند؟»...
کلمه – محمد جواد اكبرين
آقاى فلاحت پيشه (از نويسندگان روزنامه اصولگراى رسالت) طىّ گفتگويى با وبسايت فرارو، در ملامتِ برخى دوستانِ شان گفته اند: «چون برخی اصولگرایان معمولا به دستکاری شرایط سیاسی کشور عادت کردند احساس کردند در انتخابات هم می توانند دستکاری کنند؛ اما ما دیدیم در انتخابات وقتی عزم نظام بر این امر شکل گرفت که حتی یک رای جا به جا نشود عملا کسانی که روی رای مردم حساب باز نکرده بودند غافلگیر شدند!»
اما ملامت آقاى فلاحت پيشه، موجّه به نظر نمى رسد؛ تقصير اصولگرايانى كه عادت به «دستكارى» داشتند و به قول ايشان وقتى قرار شد رأيى جا به جا نشود «غافلگير شدند» نيست و آنها حق دارند؛ بر خلاف نظر ايشان غافلگيرى آنها از «عزم نظام» نيست از ناكامى مهندسى انتخابات است؛ وقتى دولت احمدى نژاد «منحرف و چموش» شد مهندسانِ «نتايج» انتخابات ٨٨، به «مهندسى مقدمات ٩٢» روى آوردند و علاوه بر افزايش سانسور و احضار و ارعاب و بازداشت، حتى هزينه ردّصلاحيت هاشمى را هم پرداختند اما سرانجام به چهار علت ناكام ماندند:
١.عدم همراهى دولت
٢.اختلاف نامزدهاى اصولگرا و اطمينانِ شان به رسيدن به مرحله دوم
٣. تدبير اصلاح طلبان
٤.موج محاسبه نشده ى مردم
درباره علت اول، تحليل هاى اصولگرايان مدتهاست كه گواهى مى دهد آنها نيز نگران اين ناهماهنگى بودند؛ وبسايت اصولگراى فردا، از اسفند سال گذشته نسبت به منحرف كردن انتخابات توسط جريان انحرافى (بخوانيد همراهى نكردن با “مهندسى معقول انتخابات” توسط سپاه) هشدار داده بود.
درباره علت دوم هم پيش از انتخابات، آنها چنان به نتايج مطمئن بودند كه وبسايت بولتن نيوز طىّ يادداشتى به قلم هادى موسوى آورده بود كه «توجه و اقبال مردم به مرد مقاومت (جليلى)» چنان است كه «خداوند طبق وعده تخلف ناپذیر خویش در امداد الهی به جبهه حق و مقاومت، مکرهای آنها را باطل کرده است و فتح بدر و خبیر را نصیب مؤمنین نموده است» و حالا بايد به اين پرسش پاسخ دهند كه خداوند نسبت به وعده اش تخلف كرده! يا مهندسى بندگانِ جاهل خدا ناكام مانده است؟
شايد به همين علت است كه حالا وبسايت اصولگراى “الف” طى يادداشتى در تحليل اين شكست مى نويسد: «روزهائی که گذشت برای جریان های سیاسی درس ها و عبرت ها داشت. آنانکه در پستوخانه های سیاسی و اتاق های مه گرفته خبری برای آرایش صحنه انتخابات برنامه ریزی کردند و ذره ای نیز به ذائقه و مطالبات شکل گرفته مردمی توجه نداشتند، این دوره شکست سنگینی خوردند».
مدير اصولگراى وبلاگ آهستان هم بر همين اختلاف تأكيد كرده و نوشته است: «ما دلمان را به چه کسی خوش کنیم؟ به زاکانی که با یک درصد رای نداشتهاش، برای هاشمی رجز میخواند… به حداد عادلی که با دو درصد رأیش، کنار میرود و منّتش را بر سر جریان اصولگرایی میگذارد ولی حاضر نیست اسم کسی را ببرد؟ به ولایتی که شعار دولت اخلاقی سر میدهد و زیر تعهد اخلاقیش میزند؟ به آقای یزدی که ولایتی را بعد از آن همه سوتی در مناظره، اصلح میداند؟! به سعید جلیلی که دنبال گفتمان انقلاب است و انقلاب را ذبح میکند؟ به آقای مصباح که نتیجه تصمیمات سیاسی ایشان را در سالهای اخیر یکی بعد از دیگری دیدهایم؟ به چه کسی؟به خدا قسم اینها باید پاسخگو باشند. اینهایی که با دست خودشان شکست اصولگراها را رقم زدند».
درباره علت سوم، حسين شريعتمدارى نماينده رهبرى در روزنامه كيهان كه پيش تر، تدبير اصولگرايان را «مهندسى نامرئى» خوانده بود در آخرين يادداشت پيش از برگزارى انتخابات، به نامزدهاى اصولگرا هشدار داده بود كه اگر ائتلاف نكنند «سيل آنها را مى برد» و پرسيده بود كه «چرا به اين نكته بسيار بديهى توجه نمى كنند و آيا نمى بينند كه نامزد فتنه گران ٨٨، به حمايت آنها افتخار مى كند؟ چرا هر کدامشان تکهای از امانت را در دست گرفته و به سوی خود مى كشند؟»
و سرانجام آنها كه به این سخن افتخار میکردند که «من ديپلمات نيستم، من انقلابى ام»، ناگهان با موجِ هجوم مردمى مواجه شدند كه «شيخ ديپلمات» را براى نجات كشورشان از سقوط در پرتگاه افراط و لجاجت برگزيدند و رأى به غارت رفته شان در انتخابات ٨٨ را پس گرفتند.
مى توان بر اين نشانه ها، موارد بسيارى را افزود؛ اين است كه آقاى فلاحت پيشه نبايد بر «برخى اصولگرايان» خرده بگيرند؛ مهندسان اصولگرا واليانِ شان را خوب مى شناسند و براى همين هم از اين ناكامى بزرگ «غافلگير» شدند.














اقای قالیباف بعد از رئیس جمهور منتخب بیشترین میزان رای را در میان نامزدان به دست اورد . قالیباف نامزدی بود که در چند سال اخیر کمترین همراهی را با منش و شعارهای اصولگرایان داشت . او تلاش کرد که حتی المقدور فاصله ای را با مرکز قدرت حفظ کند . او در مناظره سوم هم تلاش کرد تا اشتباه خود را در نمایش اصولگرایی در جمع بسیجیان تصحیح کند که روحانی مانع از ان شد و اگر چنین اشتباهی مرتکب نشده بود حداقل در تهران رای بیشتری به دست می آورد . رای به قالیباف نه رای بدنه اصولگرایان و نه رای به اصولگرایی ، بلکه رای به مدیریت نسبتا قابل قبول او در شهرداری تهران بود .مدیریتی که اصولگرایان بهره ای از آن ندارند .
مهندسين انتخابات بي ميل نبودند انتخابات به دور دوم كشيده شود اما وقتي ديدند كه اصول گرايان كه با تمام قوا آمده بودند وراي دادن را يك تكليف شرعي ميدانستند جمع آرائشان از 10 ميليون تجاوز نميكرد واز طرفي بر اين باور بودند كه اگر به دور دوم كشيده شود آن 12 ميليون نفري هم كه راي نداده اند به نفع اصلاح طلبان راي ميدهند لذا صلاح را در اين ديدند كه عطايش را به لقايش ببخشند
الا حق اگر كره زمين جند نفر امثال آقاي شريعتمداري داشت براي نابودي كره زمين احتياج به سونامي و زلزله و جنگ هسته اي نبود….. هنوز هم 18 ميليون راي و12 ميليون راي نداده را انكار ميكند واقعا توصيه برادرانه من به شما اين است كه عينك بدبيني را از چشمان خود برداريد و واقعيتها را ببينيد 34سال است از سادگي مردم وايمان خالص مردم سواستفاده كرده واز نردبان حكومت داري بالا رفته ايد و شد آنچه نبايد ميشد ودلار از 7 تومان به 3700 تومان رسيد وانواع مشگلات اعم از بيكاري فقر تورم فساد اداري واجتماعي نا امني و دشمن تراشي بر گرده همين مردم بدبخت انداخته ايد
داستان و خیال جالبی بود
از این داستانها زیاد میشه تعریف کرد
دم خروس از بس زده بیرون دیگه خود خروس هم دیده میشه
هر روز یه نشونه
آخرین نشونش شمردن 40 میلیون رای سال 88 در 7 ساعت و شمردن 36 میلیون رای 92 در 20 ساعت
اونی که خوابیده رو میشه بیدار کرد ولی اونی که خودشو به خواب زده محاله محال
در سال 88 رای گیری که شب تموم شد فردا صبحش آمار اعلام شد
در روزهای آخر تبلیغات تخلفات واضحی از طرف دولت رخ داد که هیچ واکنشی در پی نداشت، مثل بهره برداری از چند پروژه و داستان سیب زمینی و خیلی موارد دیگه
در بعضی مناطق درصد حضور مردم بالای 100 درصد بود و این یعنی جعل رای
در بعضی حوزه های رای گیری ناظران رو به زور بیرون کردن و پشت درهای بسته کارهاشون رو ادامه دادن
و خیلی موارد از این دست
تقلب حتما این نیست که بیان رای هارو جابجا کنن
اگر این دوره هم گذاشتن روحانی بالا بیاد از شدت ترسی بود که موج سبز در سال 88 برتن حکومت زد
تا جایی که خامنه ای گفت انتخابات تبدیل به چالش برای نظام شده، و گفت شاید انتخاب رئیس جمهور بصورت پارلمانی انجام بشه، فکرشو بکنید چه ترسی باعث این حرفا شده
از طرفی اوضاع سوریه و ترکیه هم برای ایران بسیار خطرناک هست، کافیه کمی ناآرامی تو ایران پیش بیاد و همون شورشی ها روانه ایران بشن، کار حکومت یکسره میشه
پرونده لاینحل هسته ای ایران هم دلیل دیگری هست، که تبدیل به یه تهدید بالقوه برای نظام و اقتصاد شده و حکومت بهتر از همه میدونه که تنها چاره اش دست اصلاح طلبان هست
کلا این امور سبب شد که تقلب صورت نگیره، به هرحال رای آوردن روحانی که در ظاهر گرچه وابسته با اصلاح طلب هاست ولی اصلاح طلب از لحاظ حزبی نیست
از طرف دیگه تا حدی زیر نظر خامنه ای و مورد اعتمادش هست بهتر از تحمیل این هزینه های سنگین به نظام است
ایناست که باعث عدم تقلب شد وگرنه نظام همان نظام 88 است و هیچکاری ازش بعید نیست
من معتقدم این بار هم تقلب کردند ولی طوری که محسوس نباشه. رأی روحانی خیلی بیشتر از این بود ولی نخواستند از 64% بیشتر بشه. خواستند توی مرز نگه دارند. به امید روزی که هر رأیی که به صندوقها ریخته می شه خونده بشه.
دوست گرامی از این تحلیل های ابکی خواهشن نکنید قدرت درک مردم را پایین نیارید مردم ایران اکاه تر از انند که دنبال شخص بروند بهر جهت منهم با شما موافقم که
الان وقت همبستگیه سبز و بنفش و اصولگرا و اصلاح طلب و میانه و موتلفه و جامعه روحنایت و مجمع و …. همه و همه باید دست به دست هم بدیم برای ایران
جناب اكبرين، نوشته بسيار وزين و هوشمند انه است، خوب است كه ما از انتخاب روحانى خوشحال باشيم و در عين حال بدانيم كه در مقابل ٥٠ درصد راى روحانى ٤٦ درصد هم راى مقابل وجود دارد، اكثريت مجلس هم اكثريت روحانى نيست، پس او مى ماند و “دولت فراجناحى” كه امكان مناور زيادى به منتخب نخواهند داد، چاره روحانى تكيه به راى سبزها است كه هنوز از خامنه اى طلب بسيار دارد.