اولین رایهایی که به صندوق ریخته شد؛ روایت یک ایرانی مهاجر
چکیده :امروز من مثل رای اولی ها بود! سال ها رای داده بودم اما رایم در آن خرداد سبز خوانده نشده بود و غرورم در همین خیابان های شهر وقتی " رایم " را فریاد می کردم بارها شکسته شده بود. من حتی با صندوق رای قهر کرده بودم و آن را بیگانه می خواندم.امروز که باز بعد از خرداد پر حادثه من برای اولین بار بود که رای می دادم. هم دلم می لرزید هم دستم! هنوز کشورم در تاریکی شب است و من طلوع خورشید را دیده ام. تمام مسیری که می رفتم به یاد میردربند بودم. راست می گفت راه سبز شدن بر هیچکس بسته نیست. امروز خیلی ها که دیروز ما سبز نبودند... می خواهند سبز باشند هر چند بیرق سبز ما را در دست نگرفته اند. ...
کلمه- یکی از هموطنان مهاجر در یادداشت کوتاهی که در اولین ساعات بامداد امروز برای کلمه فرستاده، حال و هوای اولین رایش بعد از خرداد پرحادثه 88 را تشریح کرده است.
متن این یادداشت که به شرح زیر است:
اولین بار بود که به این زودی برای رای دادن پای صندوق می رفتم. فقط منتظر بودم در محل اخذ رای باز شود و بغض خفته این چهار ساله ام را در صندوق بریزم همان صندوقی که آخرین بار برگه اش را با نام ” میرحسین موسوی ” مزین کرده بودم.
چهار سال است با خودم زمزمه می کنم اگر میر ما… اما جمله اش هیچوقت کامل نمی شود. شاید شهامت پر کردن جاهای خالی را هنوز ندارم. اما میرحسین در بند است. اما من آزادم که رای دهم! رای می دهم چون می خواهم حصرها برداشته شود و باز صدای میرحسین رو از بن بست اختر که امروز شاهراه امیدمان است بشنوم.
امروز من مثل رای اولی ها بود! سال ها رای داده بودم اما رایم در آن خرداد سبز خوانده نشده بود و غرورم در همین خیابان های شهر وقتی ” رایم ” را فریاد می کردم بارها شکسته شده بود. من حتی با صندوق رای قهر کرده بودم و آن را بیگانه می خواندم.
امروز که باز بعد از خرداد پر حادثه من برای اولین بار بود که رای می دادم. هم دلم می لرزید هم دستم!
هنوز کشورم در تاریکی شب است و من طلوع خورشید را دیده ام. تمام مسیری که می رفتم به یاد میردربند بودم. راست می گفت راه سبز شدن بر هیچکس بسته نیست. امروز خیلی ها که دیروز ما سبز نبودند… می خواهند سبز باشند هر چند بیرق سبز ما را در دست نگرفته اند.
من رای دادم مثل خیلی های دیگر. رایم سبز بود مثل چهار سال پیش. رای من در حصر بودم اما به نام دیگری به صندوق ریخته شد به امیدی که خوانده می شود و میردربند ما باز با آن بلندگوی کوچکش در خیابان آزادی برایمان
سرود آزادی بخواند.
من رایم را به نام کسی به صندوق انداختم که شنبه 25 خرداد، سالگرد حضور میرمان در خیابان آزادی را باشکوهتر برگزارتر کنیم و به جای طلب رایم، ” میرم ” را طلب کنم.
من یک رای دارم آن هم رای به ” میرحسین موسوی ” است به هر نامی که به صندوق ریخته شود. میر ما هر جا که باشد رییس همه ” جمهوری ” است که هنوز فریاد یا حسین میرحسین شان بر شهرمان طنین انداخته است.














تو اكلند همين الان راى دادم،گفتن اگه كسى بى كاره ميتونه تا ساعت ٦صبر كنه و بعد تو خوندن راى ها كمك كنه،متاسفانه وقت نداشتم،خيلى دلم مى خواست با توجه به تجربه قبل منطق راى خوندنشون و از نزديك ببينم
خیلی خوش خیال و ساده دل هستید فقط همین. خنجری که از شما خوردیم بدتر از رفتاری است که سرکوبگران با ما کردند.
بله دقیقا یک شهروند عادی این رو نوشته بود اصلا ک معلوم نبود…..
بگذریم خداییش قبول دارین این رهبرانتون سر کارتون گذاشتن یبار میگن ندین حکومت مشرعیت نداره یبار میگن رای بدین
اگه نظام رای عوض میکنه پس چرا میخواین رای بدین اگه عوض نمیکنه پس اون همه دادو بیداد چی بود
شمام شدین بازیچه ی عده خودتون خبر ندارین
خدا شفا بده! الان به امید آزادی میر حسین همه به روحانی می خوان رای بدن بعد شما به میر حسین رای دادی؟!!! دوستی خاله خرسه که میگن همینه
آقا بنده خدا كه داره ميگه به روحاني راي داده
“من یک رای دارم آن هم رای به ” میرحسین موسوی ” است به هر نامی که به صندوق ریخته شود.”
ازقطع اینترنت در ساعت های اولیه امروز شک کردم که مشغول مهندسی آرا هستند ودربها را بسته اند تا کسی سرک نکشد وببیند آنها چه میکنند …ولی الآن دیدم اینترنت را افتاد .آیا کارشان را تمام کرده اند یا ادامه دارد .دلم برای رای بدبختم خیلی میسوزه .ما هنوزرای سال 88 را ازاین دولت متقلب وقلابی طلبکاریم آیا میشود به یک متقلب امید بست ورای خود را به اوسپرد .
مطمئنا اگر تقلب نكنند در جشن پيروزي با همان شال و دسبند سبز 88 شركت ميكنيم
ایشون به کدام کشور مهاجرت کرده که صبحش با صبح ایران یکی بود ؟ و قدم زنان هم رفته رای داده ؟ یعنی باید خونش نزدیک سفارت ایران ( تو خارج فرضی ) باشه. احیانا از این سفارتیهای ایران تو خارج نیست ؟ بهش بگین ” اوکی”
شما یک احتمال از ازادی میرحسین کم کردید همین. رای به روحانی رای به راه موسوی است.
هیچ وقت جمع نبندید، شما شناختی ازافراد وموقعیتها ندارید.
اون کسی که رای دادن امثال من رو یه خنجر از پشت میدونه متوجه باشه که ما با علم به امکان تقلب و نخوندن رایمون رفتیم و شرکت کردیم.این کار نه تایید حکومت(که مطمئنا خودشم میدونه و اصلا براش هم مهم نیست)نه خیانت به میر حسین و کروبی و مابقی زندانیان سیاسیه(که انگار قضیه فقط مربوط به آزادی میر حسینه و کسه دیگه ای وجود نداره).کسایی که نرفتن رای بدن این رو بدونن که به گروه رایهای خاموش پیوستن که تا چهار ساله دیگه (اگه جمهوریتی در کار باشه)انه حرفی ازشون خواهد بود نه صدایی.مگه نه اینکه 4 سال پیش به میر و شیخ رای دادیم و بعدش اون جواب رو دادیم و اگه تحریم کرده بودیم صاحب چه حقی بودیم که بخوایم مطالبش کنیم.رای دادم که اگه تقلب شد احساسش رو هم داشته باشم و مشتام رو محکم تر گره کنم و اگه یک در میلیون رایمون رو خوندن بتونم به نجات همه زندانیای سیاسی و از همه مهمتر مملکتم و کشورم بیشتر کمک کنم.ولی توی که رای ندادی کاملا احساسی بر خورد کردی و وقتی من به احساست احترام گذاشتم انتظار دارم به عملم احترام گذاشته بشه.من مدعی هستم که از یه مطالبه گر آرمانی و ایده آل گرا به مطالبه گر عملگرا و کنشگر تبدیل شدم که بزرگترین کمبود توی این مملکت در منتها علیه جریانات سیاسی کشورمون هستش من نه از آقای روحانی انتظار شق القمری دارم و نه از حکومت انتظار یه شبه آدم شدن منتها به خودم ایمان دارم که هیچ موقع میدون رو به این گروه خشن و ددوزه باز ننمیسپرم.از ترس مرگ هیچ وقت نمیمیرم و از ترس خاموش کردنم هیچ وقت خاموش نمیشم.اگه نفرفته بودیم رای بدیم شاهد رقابت بدون دردسر آقایان جلیلی و قالیباف در انتخابات و در خطر افتادن زندگی همه آدمهای دربند میبودیم ولی حداقل الان برای تقلب باید دست و دلشون بیشتر بلرزه و مدام منتظر اعتراض من باشن.رای من به تمام آیرانیان گرفتار و در بند و خانه نشین به اسم روحانی برای ایجاد تغییر حتی حداقلیش بود ولی مطمئن باشید با احقاق هر ذره از حقمون برای گرفتن حق بعدی امیدوارتر و حریص تر میشم به جای رفتن در لاک خودم پا به میدون میگذارم و این همون چیزیه که خامنه ای و دار و دستش رو بیشتر از آرای خاموش میترسونه چون خاموشی که ترس نداره.
برادر با سواد من نیمی از مناطق جغرافیایی روی کره زمین زودتر از ایران آفتابش طلوع میکنه و نصفی دیگه دیرتر.مثلا خواستی مچ گیری کنی زرنگ خان اون موقعی که جنابعالی توی خواب ناز تشریف داری توی خیلی از کشورهای دنیا وسط ساعت کاریه